جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توسل و شبهات پيرامون آن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توسل و شبهات پيرامون آن




    توسل و شبهات پيرامون آن

    بايستي بدانيم که هيچگاه پيامبران به همديگر، و همچنين هيچگاه صحابه کرام رضي الله عنهم اجمعين و نه تابعين به رسول الله صلي الله عليه وسلم توسل نجسته اند.
    توسل به دو دسته تقسيم مي شود:
    1- جائز 2- ممنوع
    توسل جائز خود نيز به دو دسته کوچکتر تقسيم مي شود:
    1- توسل جستن به ايمان داشتن به الله تعالي و به رسول الله صلي الله عليه وسلم و همچنين به اعمال صالحه مثل نماز، روزه، زکات و.....
    2- توسل جستن به دعاي رسول الله صلي الله عليه وسلم در زمان حياتش. يعني اينکه شخصي که حاجتي دارد به نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم مي رفت و از او مي خواست که برايش دعا کند تا که حاجتش بر آورده شود.
    هما نطوريکه شخصي اعرابي، از رسول الله صلي الله عليه وسلم خواست تا- دعا کند که باران ببارد. و به همين صورت، شخص نابينايي از رسول الله صلي الله عليه وسلم خواست تا دعا کند که الله تعالی بينائی اش را به او باز گرداند (البته در مورد اين حديث- حديث نابينا- گفته شده است که سند آن صحيح نمي باشد).
    واضح است که اين نوع توسل با وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم دوره اش بسر رسيده و ديگر جائز نيست که کسي به نزد قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم برود و از او بخواهد برايش دعا کند تا حاجتش بر آورده شود.
    و از ادله هايي که اين ا مر را ثابت مي کند اين است که در زمان خلافت عمر رضي الله عنه براي مدتي باران نباريد. تا آنجا که مسلمانان نماز استسقاء خواندند، و پس از اتمام نماز عمر گفت: اللهم در گذشته هنگاميکه باران نمي باريد از طريق رسول الله صلي الله عليه وسلم به تو متوسل مي شديم و تو بر ما باران مي باريدي. اما الان از طريق عموي رسول الله صلي الله عليه وسلم به تو متوسل مي شويم. سپس عمر گفت: اي عباس بر خيز و براي ما دعا کن.
    پس اگر توسل جستن به رسول الله صلي الله عليه وسلم بعد از وفاتش جائز مي بود، هرگز صحابه کرام توسل جستن به رسول الله صلي الله عليه وسلم را ترک نمي کردند و از عباس نمي خواستند که برايشان دعا کند.
    بعضي ها حديثي را روايت مي کنند که در آن آمده است هنگاميکه آدم عليه السلام در بهشت دچار خطا شد دعا کرد و گفت: اي الله از تو مي خواهم که به حق محمد مرا ببخشي.... حديثي که به آن استدلال کرده اند موضوع مي باشد و حديث موضوع يعني حديثي که ساختگي و دروغ باشد. پس اين حديث را هرگز رسول الله صلي الله عليه وسلم نگفته است. بلکه کساني آن را ساخته و به دروغ آن را به رسول الله صلي الله عليه وسلم نسبت داده اند.
    حتي قرآن نيز دروغ بودن اين حديث را ثابت مي کند. چونکه در قرآن مجيد آمده است هنگاميکه آدم عليه السلام دچار خطا شد گفت:
    َربَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(سورة الأعراف/23).
    «اي رب ما، ما به خود ظلم کرديم، و اگر تو ما را نيامرزي و برما رحم نکني ما از زيانکاران خواهيم بود».
    در اينجا دعاهاي بعضي از پيامبران را ذکر مي کنيم تا غير صحيح بودن توسل جستن به مخلوق بيشتر برايمان روشن گردد. در قرآن کريم آمده است که نوح عليه السلام گفته است:
    رَبّ اغْفرْلي و لِو الدِيّ و لمِنْ دَخَلَ بَيتِيَ مُؤمناً وللمؤمنين والمؤمنات وَلا تَزد الظالمينَ إلاّتبارا (سورة نوح/ 28).
    «اي رب من بيامرز مرا و پدر و مادرم را و هر مؤمني را که داخل خانه من شده است. و همچنين بيامرز تمام مردان مؤمن و زنان مؤمن را. و بر ظالمين چيزي جز هلاکت و ويراني زياد مکن». و همچنين ابراهيم عليه السلام گفته است: ربَّنا اغفرلي ولوِ الِديّ و للمِؤمنينَ يَوْمَ يقومُ الحساب(سورة ابراهيم/ 41).
    «اي رب ما، بيامرز مرا و والدينم و مؤمنين را در روزيکه حساب برپا مي شود، (اين دعا را ابراهيم عليه السلام هنگامي کرده بود که هنوز براي او مشخص نشده بود، پدرش دشمن الله است). و در قرآن در مورد ايوب عليه السلام آمده است:
    وأيُّوب إذْ نادى رَبَّهُ أنّي مَسّنِي الضرُّ و أنْتَ أرْحَمُ الراحمين (سورة الأنبياء /83).
    « و بياد آر ايوب را هنگاميکه رب خود را خواند و گفت مرا رنج و بلا رسيده است و تو ارحم الراحمين هستي».
    و در مورد يونس عليه السلام هنگاميکه در شکم نهنگ فرو رفت، آمده است:
    وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ#فَاسْتَجَبْ َا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ (سورة الأنبياء/88،87).
    « و بياد آر يونس را هنگاميکه با ناراحتي و غضب قوم خود را ترک کرد و گمان برد که ما او را دچار سختي و تنگنايي نخواهيم کرد. اما هنگاميکه به داخل شکم خود را خواند و گفت: معبود بحقي جز تو نيست. و تو از هر گونه نقص و بدي پيراسته هستي. وبي شک من از ظالمين بوده ام. ما نيز دعاي او را اجابت کرديم و از بلا و مصيبتي که در آن بود نجاتش داديم. و اينگونه ما مؤمنين را نجات خواهيم داد اگر بسوي ما روي بياورند» و در مورد زکريا عليه السلام ذکر شده است که:
    وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ#ف& لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ (سورة الأنبياء / 89 ،90).
    « و بياد بياور زکريا را. هنگاميکه خواند رب خود را وگفت اي رب مرا تنها و بدون فرزند مگذار تو بهترين کسي هستي که باقي مي ماني بعد از اينکه تمام خلائق مردند و از بين رفتند. پس استجابت کرديم دعاي او را و به او فرزندي بنام يحيي بخشيديم و همسرش را که نازا و بد اخلاق بود اصلاحش کرديم».
    و در مورد يوسف عليه السلام ذکر شده است که:
    رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (سورة يوسف 101).
    «اي رب من ، مرا مُلک و پادشاهي بخشيدي و به من تعبير کردن خواب ياد دادي. خالق آسمانها و زمين تو ولي و سر پرست من در دنيا و آخرت هستي مرا مسلمان بميران و به صالحين برسانم».
    و همچنين دعاهايي که از رسول الله صلي الله عليه وسلم در کتب احاديث و اذکار ذکر شده است بسيار زياد مي باشد. مانند. «اللّهُمَّ إنّي أسألك العافيةَ في ديني ودنياي وأهلي ومالي وبدني....». «الهي از تو طلب عافيت مي کنم در دينم و دنيايم و اهلم و مالم و بدنم.... ».
    و بسياري دعاهاي ديگر. که پس از دقت در تمام آنها بر ايمان ثابت مي شود که هيچگونه دليلي نه در قرآن و نه در آحاديث صحيحه و جود ندارد که توسل جستن به پيامبران، و يا افراد صالح را امري جائز بداند.
    پس به اين نتيجه مي رسيم که اينگونه توسل جستن بدعت مي باشد. و قبل از اين، ما احاديث رسول الله صلي الله عليه وسلم را خوانديم که چگونه مسلمانان را از بدعت گذاري در دين منع مي فرمود.
    البته بايستي گفت که اگر اين توسل جستن با اين عقيده همراه شود که الله تعالي حتماً اين دعا را بخاطر شخصي که به آن توسل جسته شده است، اجابت خواهدکرد. اين عمل تبديل به نوعي شرک خواهد شد که تمام اعمال انسان را برباد خواهد داد.
    اما دليل جائز بودن توسل جستن به اعمال صالحه حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم است که در آن آمده است: سه نفر داخل غاري شدند. پس از مدتي در اين غار بوسيله صخره اي بسته شد. و اين سه نفر تمام سعي خود را کردند تا شايد بتوانند صخره را مقداري حرکت دهند، ولي موفق به اينکار نشدند. تا اينکه سر انجام مأيوس و نا اميد در گوشه اي غار نشستند. پس از مدتي يکي از آنها گفت: بياييد دعا کنيم و به اعمال صالحه خود متوسل شويم شايد که الله تعالي ما را نجات دهد. پس از اين سخن يکي از آنها بلند شد و دعا کرد و در اين دعاي خود به نيکي اي که به پدر و مادر خود کرده بود توسل جست پس از اتمام دعا صخره مقداري از جاي خود تکان خورد ولي نه به آن اندازه که بتوانند از غار خارج شوند. سپس نفر دوم دعا کرد و در دعاي خود به يکي از اعمال صالحه خود توسل جست که عبارت بود از دوري جستن از وقوع در زنا در هنگاميکه اين امر براي او ميسر گشته بود، پس از اتمام دعاي او نيز صخره مقداري از جاي خود تکان خورد ولي باز نه به آن اندازه که بتوانند از غار خارج شوند. سپس نفر سوم دعا کرد و در دعاي خود به يکي از اعمال صالحه خود توسل جست که عبارت بود از برگرداندن پولي که مدت بسيار زيادي در نزد او گذاشته شده بود و او توانسته بود توسط اين پول تجارتي براي خود راه بياندازد. سپس هنگاميکه صاحب مال برگشت و پول خود را طلبيد اين مرد پول او را و همچنين سودي را که در تجارت کردن با اين پول بدست آورده بود به صاحب آن باز گرداند. پس از اتمام اين دعا صخره مقداري ديگر از مکان خود تکان خورد و راه براي خروج اين سه نفر مرد باز شد.
    پس اين حديث دليلي است بر اينکه هر مسلماني مي تواند در دعاهاي خود به اعمال صالحه اي که خالصانه براي الله تعالي انجام داده است توسل بجويد.
    بعضي ها مي گويند چون رسول الله در روز قيامت شفاعت مي کند. پس جائز است که ما به او متوسل شويم.
    درجواب اين عده بايستي گفت: شکي نيست که رسول الله صلي الله عليه وسلم در روز قيامت صاحب چند نوع شفاعت مي باشد. ولي اينرا نبايد فراموش کرد که الله تعالي است که به رسول الله صلي الله عليه وسلم اجازه مي دهد از افرادي که او (يعني الله) از آنها راضي است شفاعت کند. پس مي بينيم که مالک اصلي شفاعت الله سبحانه و تعالي است چون بايستي که شفاعت به اجازه او باشد و همچنين از افرادي شفاعت مي شود که الله تعالي از آنها راضي باشد. بنا بر اين صحيح نيست که انسان دست به دعا بلند کند و بگويد: «يا محمد اشفع لي». « اي محمد مرا شفاعت کن». و يا اينکه بگويد: «يا محمد اغفرلي ذنبي» « اي محمد گناه مرا بيامرز» و........ بلکه صحيح اين است که بگويد: « اللهم ارزقني شفاعة محمد صلي الله عليه وسلم » « الهي مرا از شفاعت محمد صلي الله عليه وسلم بر خوردار کن». و اينکه بگويد: «اللهم لا تحرمني من شفاعة محمد صلي الله عليه وسلم »
    « الهي مرا از شفاعت محمد صلي الله عليه وسلم محروم مگردان».
    در اينجا جا دارد بعضي از دليل هايي را که اهل بدعت به آن متمسک مي شوند تا توسل و استغاثه جستن به غير الله را امري شرعي وانمود کنند،ذکر کنيم و سپس به تمام اين دليل ها جواب دهيم تا جاي هيچگونه شبهه اي در دلهايمان باقي نماند:
    دليل اول: حديث توسل جستن آدم عليه السلام به رسول الله صلي الله عليه وسلم دليل دوم : آيه پانزدهم از سورة القصص:
    فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ
    « پس کمک جست ( از موسي) کسيکه از پيروان او بود عليه کسي که از دشمنان او بود».
    دليل سوم: حديث «إذا أعيتكم الأمور فعليكم بأهل القبور». « هنگاميکه از حل کردن امور تان خسته و نااميد شديد، پس بر شماست که به اهل قبور (مردگان) مراجعه کنيد). دليل چهارم : حديث «توسلوا بجاهي فإن جاهي عند الله عظيم».
    «به مقام و منزلت من توسل بجوئيد بي شک مقام و منزلت من در نزد الله بس عظيم مي باشد». دليل پنجم آيه سي و پنجم از سوره المائده:
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَة
    « اي کسانيکه ايمان آورده ايد از عقاب الله بترسيد و در طلب وسيله اي باشيد که شما را بسوي او نزديک گرداند».
    مي گويند پس ما پيامبران و صالحين را وسيله اي براي خود قرار مي دهيم که ما را به سوي الله نزديک کنند.
    1- رد بر دليل اول: هما نطور که قبلاً نيز ذکر کرديم اين حديث موضوع (ساختگي) مي باشد. امام ذهبي رحمة الله در مورد اين حديث مي گويد: بي شک اين حديث ساختگي مي باشد. و هيچکس نمي تواند به احاديث ساختگي استدلال کند. ( صحيح، ضعيف و يا موضوع بودن احاديث توسط علماي علم حديث بوسيله قواعدي که در اين علم وجود دارد، تعين مي شود).
    2- رد بر استدلال به آيه پانزدهم از سوره القصص. مي گوئيم اين استدلال بسيار دور از حق مي باشد چونکه در آيه آمده است شخصي از بني اسرائيل که از پيروان موسي عليه السلام بود از او خواست تا او را در مبارزه اش با شخصي از پيروان فرعون ياري کند. يعني اينکه شخص زنده اي از شخص زنده ديگري کمکي خواست در چهار چوب توانايي انسان. و اين امر هما نطوريکه قبلا نيز ذکر کرديم جائز مي باشد و هيچ اشکالي ندارد. پس معلوم مي شود اين آيه هيچ ربطي به استغاثه جستن از مردگان و يا استغاثه جستن از مخلوقات در اموري که فقط الله تعالي قادر به انجام آن است، ندارد.
    3- رد بر دليل سوم و چهارم: اين دو حديث نيز مانند حديث اول موضوع مي باشد. و کسانيکه اينگونه احاديث را ساخته و به دروغ آنرا به رسول الله نسبت مي دهند در اصل قصد از بين بردن و افساد دين را دارند ، و چونکه پايه و اساس دين توحيد و يگانگي الله تعالي است. آنها مي خواهند اين پايه و اساس را از بين ببرند چون خوب مي دانند که هر چيزي با از بين رفتن پايه و اساسش کم کم و به مرور زمان از بين مي رود.
    بايستي گفت هيچ مسلماني نمي تواند منکر مقام و منزلت رسول الله در نزد الله تعالي شود. رسول الله سيد المرسلين و خاتم الأنبياء است. الله تعالي کاملترين دين را بروي نازل کرده است. و بسياري از امور ديگر وجود دارد که الله آنها را فقط مخصوص رسول الله قرار داده است.
    اما با تمام اينها، نبايد فراموش کرد که رسول الله نيز مخلوقي از مخلوقات الله تعالي است. و ما نمي بايست هيچگاه در مدح و ستايش مخلوقي آنقدر غلو و زياده روي کنيم تا او را به درجه اي برسانيم که فقط مخصوص خالق سبحانه و تعالي مي باشد. الله سبحانه و تعالي رسول را امر مي کند که بگويد:
    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ (سورة الكهف /110).
    « بگو بي شک من بشري مثل شما هستم که بر من وحي نازل مي شود. بي شک معبود شما (يعني الله تعالي) معبود يگانه اي است».
    پس رسول الله نيز بشري مانند ديگر انسانها است که الله تعالي او را براي رسالت انتخاب کرده و وحي خود را از طريق او به ساير انسانها رسانده است. و به همين دليل نيز بايستي به او احترام بگذاريم و او را از جان خود نيز بيشتر دوست داشته باشيم.
    4- رد بر استدلال به آيه سي و پنجم از سوره المائدة در اين آيه آمده است که: «در طلب وسيله اي باشيد که شما را به الله نزديک کند».
    و اين وسيله همان اعمال نيک انسان است . قتاده رحمه الله مي گويد: به الله نزديک شويد بوسيله اطاعت کردن از اوامر او و عمل کردن به آن چيزي که او را راضي ميکند.
    پس در اين آيه نيز هيچ دليلي بر توسل و يا استغاثة جستن به پيامبران و يا ساير مخلوقات وجود ندارد.
    ممکن است کسي بگويد که الله تعالي مي فرمايد:
    وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (سورة آل عمران / 169).
    «و کساني را که در راه الله کشته شدند، مرده مپندار. بلکه زنده هستند و در نزد رب شان روزي داده مي شوند».
    مي گويند در اين آيه آمده است که شهدا زنده هستند و وقتيکه شهدا زنده باشند، حتما أنبياء نيز که مقامي والاتر از شهدا دارند، زنده مي باشند. و اگر آنها زنده هستند، پس مي شود به آنها توسل جست و از آنها طلب کمک کرد.
    مي گوئيم: بله آنها زنده هستند. ولي در عالم برزخ. و عالم برزخ امري است غيبي و از حقيقت و چگونگي آن کسي جز الله جل جلاله خبر ندارد. پس زنده بودن آنها با زنده بودن ما فرق مي کند و گرنه هرگز نمي بايست آنها را دفن کرد و يا اينکه ميراث شان را بين ورثه آنها تقسيم کرد.
    علامة ابن جرير طبري در تفسير اين آيه مي گويد: الله تعالي مي فرمايد: گمان مکن اي محمد که آنها ( شهداي احد) مرده هستند و احساس لذت و نعمت نمي کنند، بلکه آنها در نزد من زنده هستند و در نعمت بسر مي برند و از آن چيزي که به آنها عطاء کرده ام شادمان و خرسندند».
    و همچنين ابن کثير رحمه الله در تفسير اين آيه مي گويد:
    « الله تعالي در اين آيه از احوال شهدا خبر مي دهد و مي فرمايد: آنها با اينکه در اين دنيا کشته شدند، اما ارواح آنها زنده و در نعمت مي باشد».
    سپس ابن کثير حديثي را که امام احمد بن حنبل از ابن عباس روايت کرده است، ذکر مي کند. در اين حديث آمده است که رسول الله فرموده: «هنگاميکه برادران شما در جنگ احد کشته شدند، الله تعالي ارواح آنها را در درون پرندگاني سبز قرار داد که اين پرنده ها از رودهاي بهشت مي نوشند و از ميوه هاي آن مي خورند و....».
    در اينجا ما به تفسير ابن جرير طبري و ابن کثير اکتفا مي کنيم. چونکه بقيه مفسرين نيز همچون ابن الجوزي، القرطبي، القاسمي، البيضاوي،.. اين آيه را به همين صورت تفسير کرده اند. وهمچنين نبايد فراموش کرد که الله تعالي خطاب به رسول الله فرموده است:
    إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (سورة الزمر/30).
    «تو اي محمد خواهي مرد و آنها نيز خواهند مرد).
    و همچنين الله تعالي فرموده است:
    وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ (سورة آل عمران / 144).
    «نيست محمد بجز پيامبري که قبل از او نيز پيامبران ديگري آمدند و رفتند. آيا اگر او بميرد و يا کشته شود شما به کفر خود باز خواهيد گشت».
    پس بار ديگر نيز مي گوئيم، حقيقت و چگونگي زندگي در عالم برزخ را فقط الله تعالي مي داند. و زندگي به آن صورتي که ما با آن آشنا هستيم، شکي نيست که با مردن انسان از بين مي رود.
    بنا بر اين در پايان سخن مان مي بينيم تمام دليل هايي که به آن استدلال کرده اند تا توسل و يا استغاثة جستن به غير الله تعالي را امري جائز وانمود کنند، يا احاديث ساختگي است و يا اينکه اگر دليلشان از قرآن و يا حديث صحيح باشد، تفسير و نتيجه گيري آنها از اين آيات و احاديث اشتباه و خطا است.
    الله سبحانه و تعالي رسول الله را امر مي کند که بگويد:
    قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا (سورة الجن /22،21).
    «بگو اي محمد: من نمي توانم ضرر و يا بلايي را از شما دور کنم و نمي توانم نفعي به شما برسانم. بگو اگر من معصيتي انجام دهم کسي نمي تواند مرا از عذاب الله تعالي نجات دهد. و پناهگاهي چز او نخواهم يافت».
    و همچنين هنگاميکه الله جل جلاله اين آيه را بر رسول الله نازل کرد:
    وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (سورة الشعراء / 214).
    «وبر حذر دار خويشاوندان نزديکت را (از عذاب الله تعالي اگر که ايمان نياورند)».
    رسول الله تمام خويشاوندان خود را جمع کرد و به آنها گفت:
    « اي قريش خود را از عذاب الله نجات دهيد، من نمی توانم در مقابل عذاب او براي شما کاري کنم. اي فرزندان عبدالمطلب، من نمي توانم در مقابل عذاب الله تعالي براي شما کاري کنم. اي عباس بن عبدالمطلب، من نمي توانم در مقابل عذاب الله براي تو کاري کنم. اي صفية عمه رسول الله، من نمي توانم در مقابل عذاب الله براي تو کاري کنم اي فاطمه دختر رسول الله از مال من هر چه مي خواهي طلب کن. اما من نمي توانم در مقابل عذاب الله براي تو کاري کنم».

    عمر عمراست

    نمی دانم دلم در خانه کیست
    گذرگاه دلم درجاده کیست

    محبت کن محبت ای راحل عشق
    که بیمارم بدین غمنامه عشق

    دلنگیز دلم بی من سفر کرد
    نمی دانم ندارد میل بر بوسیدن من

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10

    حضرت آدم به پیامبر اسلام متوسل شد




    با سلام به شما

    طوری با قرآن استدلال میکنید که گویا فقط شما حق دارید قرآن را تفسیر کنند

    چرا به ملیونها مسلمان توهین کردید؟

    میگی نه نگاه کن:

    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    بعضي ها حديثي را روايت مي کنند که در آن آمده است هنگاميکه آدم عليه السلام در بهشت دچار خطا شد دعا کرد و گفت: اي الله از تو مي خواهم که به حق محمد مرا ببخشي.... حديثي که به آن استدلال کرده اند موضوع مي باشد و حديث موضوع يعني حديثي که ساختگي و دروغ باشد. پس اين حديث را هرگز رسول الله صلي الله عليه وسلم نگفته است. بلکه کساني آن را ساخته و به دروغ آن را به رسول الله صلي الله عليه وسلم نسبت داده اند.

    چرا به پیروان مالک بن انس توهین کردید؟

    جواب خدا را چه خواهید داد؟

    یعنی مالکی ها یک دروغگو را امام خود قرار داده اند؟

    منصور عباسی از مالک بن انس (امام مالکیه) در مورد زیارت پیغمبر می‎پرسد:

    هنگام دعا کردن رو به قبله باشم یا رو به رسول الله؟

    مالک میگوید: چرا میخواهی از او روبرگردانی؟!

    او وسیله خودت و وسیله جدت آدم می‎باشد!

    روبروی او بایست و او را شفیع قرار بده تا خداوند بخاطر او از تو درگذرد
    سپس این آیه را تلاوت کرد که:
    اگر به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند.

    وفاء الوفاء للسمهودی ج 2 ص 1376
    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۱:۲۹

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    جائز نيست که کسي به نزد قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم برود و از او بخواهد برايش دعا کند تا حاجتش بر آورده شود.


    باز به پیروان ابابکر توهین کردید

    تا کی میخواهید به این توهینها ادامه دهید:

    میگی نه نگاه کن:

    ابوبکر بعد فوت پیامبر گفت:

    ما را یاد کن ای محمد نزد پروردگارت، ما همراه توایم!

    تفسیر باقلانی ص 488 ، الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ص 36

    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۱:۳۰

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    بايستي بدانيم که هيچگاه پيامبران به همديگر، و همچنين هيچگاه صحابه کرام رضي الله عنهم اجمعين و نه تابعين به رسول الله صلي الله عليه وسلم توسل نجسته اند.واضح است که اين نوع توسل با وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم دوره اش بسر رسيده

    سخنان شما سراسر توهین به تمام مؤلفین اهل سنت است
    دل یک میلیارد مسلمان را به درد آوردید

    مثلا در نسائی و ترمذی و احمد حنبل و مستدرک حاکم نیشابوری:

    اللهم إنی اسألک و أتوسل إلیک بنبیک نبی الرحمة یا محمد یا رسول الله إنی أتوسل بک إلی ربی فی حاجتی لیقضیها لی.

    آیا پیامبر با مرگش از پیامبر بودن می‎افتد؟

    یعنی او معدوم شده و هیچ خاصیتی ندارد؟

    اگر چنین باشد أشهد أن محمدا رسول الله یعنی چه؟

    اگر چنین باشد صلوات بر محمد یعنی چه؟
    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۷/۱۱/۰۱ در ساعت ۲۳:۵۱

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    بر ايمان ثابت مي شود که هيچگونه دليلي نه در قرآن و نه در آحاديث صحيحه و جود ندارد که توسل جستن به پيامبران، و يا افراد صالح را امري جائز بداند.


    حمله شما به پیروان مذاهب همچنان ادامه دارد

    به این قصیده شافعی دقت کن:

    آل النبي ذريعتي وهم إليه وسيلتي
    أرجو بهم أعطى غدا بيدي اليمين صحيفتي

    ال پیامبر پناهگاه من است، آنها به سوی خدا وسیله من هستند، امیداورم خدا به خاطر آنها نامه عملم را در دست راستم قرار دهد.

    ینابیع الموده للقندوزی ج 2 ص 468.
    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۷/۱۱/۰۱ در ساعت ۲۳:۵۷

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    بابا کوتاه بیا
    هرجا کم بیاری هی بگی ضعیفه آی ضعیفه آی ضعیفه
    ظاهرا آن حدیثی قوی است که در خدمت اربابان شرابخوار وهابی باشد


    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    حديثي که به آن استدلال کرده اند موضوع مي باشد و حديث موضوع يعني حديثي که ساختگي و دروغ باشد.
    به دروغ آن را به رسول الله صلي الله عليه وسلم نسبت داده اند.
    هيچگونه دليلي نه در قرآن و نه در آحاديث صحيحه و جود ندارد
    هما نطور که قبلاً نيز ذکر کرديم اين حديث موضوع (ساختگي) مي باشد.
    اين استدلال بسيار دور از حق مي باشد
    اين دو حديث نيز مانند حديث اول موضوع مي باشد.
    يا احاديث ساختگي است
    نتيجه گيري آنها از اين آيات و احاديث اشتباه و خطا است.



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب




    نقل قول نوشته اصلی توسط میران نمایش پست
    توسل و شبهات پيرامون آن

    بايستي بدانيم که هيچگاه پيامبران به همديگر، و همچنين هيچگاه صحابه کرام رضي الله عنهم اجمعين و نه تابعين به رسول الله صلي الله عليه وسلم توسل نجسته اند...

    من با قرآن برات ثابت می کنم که خیلی ها به پیامبران متوسل می شدند و خداوند هم تأیید کرده اینکارشون را :

    سوره توبه ـ آیه 103 :

    خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم‏.

    از اموال آنها صدقه‏اى (زكات) بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازى و پرورش دهى، و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است.

    سوره نساء ـ آیه 64 :

    وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيما.

    ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه‏پذير و مهربان مى‏يافتند.

    سوره منافقون ـ آیه 5 :

    وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُون‏.

    هنگامى كه به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا براى شما استغفار كند سرهاى خود را (از روى استهزا و كبر و غرور) تكان مى‏دهند، و آنها را مى‏بينى كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‏ورزند.

    سوره یوسف آیات 97 و 98 :

    قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ (97) قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (98)

    گفتند ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم. گفت به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم كه او غفور و رحيم است.

    سوره اعراف ـ آیه 134 :

    وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَني‏ إِسْرائيل‏.

    هنگامى كه بلا بر آنها مسلط مى‏شد مى‏گفتند: اى موسى از خدايت براى ما بخواه به عهدى كه با تو كرده رفتار كند، اگر اين بلا را از ما مرتفع سازى قطعا به تو ايمان مى‏آوريم و بنى اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد.

    حیف که خیلی خوابم میاد وگرنه توضیحاتشون را هم برات می نوشتم. خودت برو به تفاسیرش مراجعه کن.

    سمیـــــره


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود