صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عصمت و نصب و علم غیب امامان شیعه ،

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عصمت و نصب و علم غیب امامان شیعه ،




    تا آنجا که من اطلاع دارم دوستان شیعه اعتقاد دارند که دوازده امام شیعیان از طرف خدا به این مقام منصوب شده اند و از هر گونه گناه و اشتباه معصوم بوده و از علم غیب الهی هم بهره مند هستند آیا دوستان شیعه بر این سخن خود دلیلی از قران هم دارند ؟

    ویرایش توسط محمد ص : ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۱:۳۱

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ص نمایش پست
    تا آنجا که من اطلاع دارم دوستان شیعه اعتقاد دارند که دوازده امام شیعیان از طرف خدا به این مقام منصوب شده اند و از هر گونه گناه و اشتباه معصوم بوده و از علم غیب الهی هم بهره مند هستند آیا دوستان شیعه بر این سخن خود دلیلی از قران هم دارند ؟
    به نام خدا
    دوست عزیز این مباحث در جاهای متعددی بحث شده و می توانید آن ها را پی گیری فرمایید:

    اعترافات فيلسوف غير شيعه بر حقانيت اهل بيت!
    آیه امانت(این امانت به نظر شما چیست)
    صفت علی عليه السلام در قرآن (قسمت اول)
    ******* قرآن و استمرار إمامت *******
    مقام عصمت چیست؟پرسش وپاسخ افق و بابابزرگ علم امام معصوم
    راههاي شناخت اهل بيت از قرآن
    امام حسين و قرآن
    مباني امامت در تشيع
    آیاتی در مورد اهل بیت (علیهم السلام )

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    73
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالي
    در مورد عصمت ائمه شيعه نمي گويند كه اين امر ذاتي است بلكه عنايتي از جانب خداوند است وبه دليل قربي كه بر اثر عبوديت به خداوند حاصل مي كنند. پس
    خداوند با توجه به اخلاص بندگانش و ميزان عبوديت انها ,انها را به با لاترين درجه قرب مي رساند.
    وقتي مي گوئيم انساني به خداوند نزديك مي شود منظور يك امر تشريفاتي نيست كه جايي نزديك خداوند بلكه يك امر واقعي است يعني نزديكي به علم خداوند ونزديكي به اراده خداوند و.. ...خداگونگي انسان.
    در ايات:
    ان تتقوالله يجعل لكم فرقانا

    والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا


    ووقتي انساني به اين مرتبه رسيد از انسانهاي معمولي فرا تر ميرود.وخداوند خود هدايت اورا بر عهده مي گيرد با نور وبا فرقان وحتي با روح تاييد كننده او را ياري مي كند:

    در ايه22 سوره مجادله:اولئك كتب في قلوبهم الايمان وايدهم بروح منه
    "كلمه ((اولئك )) اشاره به مردمى است كه به خاطر ايمانى كه به خدا و روز جزا دارند با دشمنان خدا هر چند پدر و يا پسر يا برادرشان باشد دوستى نمى كنند. و ((كتابت )) به معناى اثبات غير قابل زوال است . و ضمير در ((كتب )) به خداى تعالى برمى گردد. و اين آيه تصريح و نص در اين است كه چنين كسانى مؤ منين حقيقى هستند."
    مراد از تاءييد مؤ منين به روحى از او چيست؟علامه اورده است:
    و ايدهم بروح منه )) - كلمه ((تاييد)) به معناى تقويت است . و ضمير فاعل در جمله ((ايدهم )) به ((اللّه )) برمى گردد، و همچنين ضمير در ((منه )). و كلمه ((من )) ابتدائيه است . و معناى جمله اين است كه : خداى تعالى اين گونه انسان ها را به روحى از خودتقويت نمود.

    نكته اى كه در اينجا هست اين است كه ((روح )) به طورى كه از معناى آن به ذهن تبادر مى كند عبارت است از مبداء حيات ، كه قدرت و شعور از آن ناشى مى شود. بنابر اين ، اگر عبارت ((و ايدهم بروح منه )) را بر ظاهرش باقى بگذاريم ، اين معنا را افاده مى كند كه در مؤ منين علاوه بر روح بشريت كه در مؤ من و كافر هست ، روحى ديگر وجود دارد كه از آن حياتى ديگر ناشى مى شود، و قدرتى و شعورى جديد مى آورد، و به همين معنا است كه آيه ((او من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى
    الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها)) به آن اشاره نموده .

    با اين توضيح مشخص است كه بعضي از انسانها به مقاماتي ميرسند كه ديگران نمي رسند .


  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ص نمایش پست
    تا آنجا که من اطلاع دارم دوستان شیعه اعتقاد دارند که دوازده امام شیعیان از طرف خدا به این مقام منصوب شده اند و از هر گونه گناه و اشتباه معصوم بوده و از علم غیب الهی هم بهره مند هستند آیا دوستان شیعه بر این سخن خود دلیلی از قران هم دارند ؟
    با سلام
    چرا امام باید از طرف خدا تعیین گردد؟؟
    بر طبق ادله و براهين عقليه امام بايد معصوم باشد يعنى داراى يك نيروى غيبى باشد كه از خطا و اشتباه و گناه و سهو و نسيان بطور كلى و صددرصد مصونيت داشته باشد تا در حفظ و اجراى - قوانين آسمانى از خطا و اشتباه محفوظ باشد . اگر امام هم مانند ساير مردم در معرض خطا و اشتباه و گناه باشد لازم مى آيد احكام و قوانينى كه از جانب خدا براى هدايت و تكامل انسانها نازل شده و در بين آنها محفوظ نماند و همواره در معرض تغيير و تبديل باشد. در حالى كه امام براى همين جهت است كه حافظ و مجرى احكام واقعى الهى باشد . بعلاوه از قرآن هم استفاده مى شود كه امامت به افرادى كه به خويشتن يا ديگران ستم مى كنند يعنى معصوم نباشند نخواهد رسيد «و اذا بتلى ابراهيم ربه به كلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماماً قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين». در ذيل اين آيه حضرت - ابراهيم از خدا مى خواهد كه از نسل وى هم افرادى به امامت برسند خدا پاسخ مى دهد كه عهد من يعنى امامت به ستمكاران نخواهد رسيد.
    و همچنين از روايات لزوم عصمت در امام استفاده مى شود. بنابراين امام يك فرد عادى نيست بلكه شخصى است كه بواسطه لياقت و كمالات ذاتى عالِم به جميع احكام و قوانين واقعى الهى است و در طريق حفظ و اجراى آن قوانين صد در صد بيمه شده و مصونيت كلى دارد. وقتى عصمت در امام ضرورت پيدا كرد اثبات - مى شود كه كسى مى تواند امام را تعيين كند كه معصوم شناس باشد. از روح و دل و حقيقت افراد كاملا - اطلاع داشته باشد. و جز خدا هيچكس نمى داند كه اين لياقت و شايستگى ويژه را چه كسى دارد بنابراين جز خدا هيچكس نمى تواند امام معصوم را تعيين كند.
    به عبارت ديگر، امام و رهبرى الهى داراى خصوصيّاتى است كه قابل شناخت حسى و عقلى نيست. مثلاً مقام عصمت نه محسوس است و نه معقول و به همين جهت مردم توانايى شناخت و تعيين امام را ندارند. البته از طريق اعجاز مردم قادر به شناخت هستند و اين پس از آن آست كه خداوند شخصى را تعيين كرده و او را موظّف به ابلاغ رسالت كرده باشد. و يا اين كه رسول خدا((صلى الله عليه وآله)) افرادى را به عنوان امام معرفى كند، كه از راه بيان رسول((صلى الله عليه وآله)) پى برند كه او ويژگيهاى لازم امامت را دارد. و اِلاّ براى اين مقام معرّفى نمى شد. و اين غير از آن مطلبى است كه مردم به طور مستقيم به درك حسى و عقلى از خصوصيات شخصى معينى برسند. به همين جهت تعيين كننده شخص امام خداى متعال است كه به باطن انسان آگاه است.
    از جمله آیاتی که به نصب الهی امام،دلالت می کند آيه سوم سورۀ مائده« اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا»می باشد. آيه فوق به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم (ص ) نازل شد . آيه شريفه بعد از اشاره به نااميدى كفار ازآسيب پذيرى اسلام « اليوم يئس الذين كفروا من دينكم »تـاكيد مى نمايد كه امروزدين شما را كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم , لذا با توجه به شان نزول آيـه معلوم مى شود كه اكمال و اتمام دين كه موجب نوميد شدن كفار هم مى شود با نصب جانشين براى پيامبر اكرم (ص ) از طرف خداى متعال تحقق يافته است .



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ص نمایش پست
    تا آنجا که من اطلاع دارم دوستان شیعه اعتقاد دارند که دوازده امام شیعیان از طرف خدا به این مقام منصوب شده اند و از هر گونه گناه و اشتباه معصوم بوده و از علم غیب الهی هم بهره مند هستند آیا دوستان شیعه بر این سخن خود دلیلی از قران هم دارند ؟
    دلیل قرآنی بر عصمت ائمه(ع)
    اگر امامت را به اين شكل تعريف كنيم كه امري است متمم نبوت از نظر بيان دين، يعني به آن دليل وجودش لازم است كه وظيفه پيغمبر را در بيان احكام انجام دهد، به همان دليل كه پيغمبر بايد معصوم از اشتباه و گناه باشد، امام نيز بايد چنين باشد. اگر كسي بگويد لازم نيست امام معصوم باشد و چنانچه اشتباهي كرد كس ديگري به او تذكر مي دهد، مي گوييم ما نقل كلام به آن كس ديگر مي كنيم، باز او نگهبان ديگري مي خواهد، بالاخره شخصي بايد باشد كه [به دليل دارا بودن عصمت] بتواند واقعا حافظ شرع باشد. علاوه بر اين اگر امام خطا كار و گنهكار باشد، وظيفه ديگران است كه او را به راه راست بياورند و حال آنكه وظيفه ديگران اين است كه مطيع امر او باشند. ايندو با همديگر جور در نميآيند.
    در مورد عصمت ائمه(ع) چون شيعه معتقد است، منصب امامت همچون نبوت از سوي خدا تعيين ميشود و امام را ادامه دهنده راه ورسالت نبي ميداند، ازاينرو همان دلايل عصمت انبيا ميتواند عصمت ايشان را نيز به اثبات برساند:
    معروفترین ایه ای که به عصمت ائمه(ع) اشاره دارد آیه تطهیر است که خداوند می فرماید: «اِنّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهلَ الْبَيْتِ وَ يُطَّهِرَكُمْ تَطهيراً»{احزاب،آیه33}
    به نظر مي رسد كه «رجس» درآيه فوق به خاطر مطلق بودن، معني وسيع و گستردهاي دارد و هرگونه گناه و شرك و بخل و حسد و آلودگيهاي ظاهري و باطني و حالات و اخلاق نفرت انگير را شامل مي شود و در واقع اهلبيت پيامبر(ص) از همه اين امور به اراده پروردگار پاك بودهاند، بدون شك اين آيه مسأله عصمت را در شخص پيامبر(ص) و خاندانش ثابت مي كند، زيرا اراده خداوند تخلف ناپذير است، وقتي او اراده كرده ، پليدي را از اين خاندان دور كند، مفهومش«تضمين عصمت» آنها است، زيرا مسلماً شرك و گناه در هر شكل و هر صورت از واضحترين مصاديق رجس و پليدي است و نفي رجس و پليدي به طور مطلق مسلماً شامل گناهان ميشود.

    ازجمله آياتي كه عصمت امامان را اثبات ميكند آية «قال إنّي جاعلك للناس إماماً قال و من ذرّيّتي قال لاينال عهدي الظّلمين»(بقره، 124) براساس اين آيه، خداوند متعال، منصبهاي الهي از جمله امامت را به كساني اعطا ميكند كه به گناه آلوده نباشند، و ظلم در اينجا، قرار دادن كار يا چيزي در موقعيتي ناشايست است. از آنجا كه مقام امامت و رهبري، فوق العاده پر مسؤوليت و با عظمت است، يك لحظه گناه و نافرماني و سوء پيشينه، موجب سلب اين منصب ميگردد.لذا در احاديث مى خوانيم که امامان اهل بيت (عليهمالسلام ) براى اثبات انحصار خلافت بلافصل پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) به همين آيه مورد بحث استدلال مى کردند، اشاره به اينکه ديگران در دوران جاهليت بت پرست بودند، تنها کسى که يک لحظه در مقابل بت سجده نکرد على (عليه السلام ) بود، چه ظلمى از اين بالاتر که انسان بت پرستى کند، مگر لقمان به فرزندش نگفت :« يا بنى لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظيم : اى فرزندم شريک براى خدا قرار مده که شرک ظلم عظيمى است» (سوره لقمان،آیه 13). {ر.ك: تفسير نمونه، همان، ج 1، ص 442 / آموزش عقايد، مصباح يزدي، ج 2، ص 190 و 191، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات}
    آية ديگر، " أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم..." است{سوره نساء،ایه 59} كه خداوند اطاعت از اولي الامر را در آن لازم شمرده و آن را در كنار اطاعت رسول خدا قرار داده است؛ از اين رو هرگز ميان اطاعت ايشان و خدا منافاتي وجود نخواهد داشت، و اين، زماني محقق خواهد شد كه ايشان معصوم باشند.(ر.ك: الميزان، همان، ج 4، ص 309 ـ 401 / آموزش عقايد، همان.)
    همه مفسران شيعه در اين زمينه اتفاق نظر دارند که منظور از اولوا الامر، امامان معصوم ميباشند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى ، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آنها سپرده شده است ، و غير آنها را شامل نمى شود، و البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده بگيرند، با شروط معينى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر اينکه اولواالامرند، بلکه به خاطر اينکه نمايندگان اولواالامر مى باشند.(ر.ك: تفسير عياشي، ج 1، ص 249 و 250، انتشارات علميه اسلاميه.)
    آيه ديگر "انّ اللَّه اصطفي آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين" يعني خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد.
    «در روايات متعددي كه از طرق اهل بيت(ع) به ما رسيده است به اين آيه براي معصوم بودن انبياء و امامان استدلال شده است؛ زيرا خداوند هرگز افراد گنه كار و آلوده به شرك و كفر و فسق را انتخاب نمي‏كند، بلكه آنهايي را بر مي‏گزيند كه از آلودگي‏ها بر كنار و معصوم باشند».
    چون يكي از فلسفه‏هاي امامت، تربيت جامعه و الگو براي ديگران است، بدون شك كسي كه آلوده باشد نمي‏تواند الگوي پاكي براي ديگران باشد.
    هم چنين از نظرعقلي مي‏توان براي عصمت امام چنين استدلال كرد كه:"هدف از اعزام رجال وحي و مبلغان آسماني اين است كه مردم در پرتو گرايش به آن‏ها در مسير سعادت قرار گيرند و براي همين منظور بايد در صفحه زندگي آنان نقطه ضعفي كه مايه تنفر مردم و ناباوري آن‏ها به صدق گفتار آنان است، وجود نداشته باشد؛ زيرا براي مردم بسيار سخت و گران است كه از كسي پيروي كنند كه پاسي از عمر خود را در فساد و گناه و خلاف و نافرماني گذرانده و پس از مدتي خود را پيشواي مردم بخواند... .
    امام، پيشوا و الگو است و فرد غير معصوم نمي‏تواند اسوه و الگو باشد و به ديگر سخن بايد امت رفتار و گفتار خود را با رفتار و گفتار امام خود تطبيق كند و فرد غير پيراسته از گناه و خلاف، چگونه مي‏تواند براي اين كار الگو و نمونه شمرده شود؟
    امام يك فرد مطاع است كه بدون قيد و شرط و بدون چون و چرا اطاعت او لازم و واجب است، چنين مطاعي كه اطاعت او بدون قيد و شرط واجب باشد، جز فرد معصوم نمي‏تواند باشد... . {تفسیر نمونه،ایت الله مکارم شیرازی، ج 2، ص 390}.



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آیا امامان شیعه علیهم السلام قبل از رسیدن به امامتشان دارای علم غیب و عصمت بودند؟ یا بعد از امامتشان به این مقامات رسیدند؟


    به عنوان مثال، آیا امام حسین علیه السلام در زمان امامت برادرشان امام حسن علیه السلام، دارای همان علم و همان عصمتی بودند که امام حسن علیه السلام دارا بودند؟

    امروز ، اولین روز از بقیه عمر شماست.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط واقع بین نمایش پست

    آیا امامان شیعه علیهم السلام قبل از رسیدن به امامتشان دارای علم غیب و عصمت بودند؟ یا بعد از امامتشان به این مقامات رسیدند؟


    به عنوان مثال، آیا امام حسین علیه السلام در زمان امامت برادرشان امام حسن علیه السلام، دارای همان علم و همان عصمتی بودند که امام حسن علیه السلام دارا بودند؟
    عصمت و  نصب و علم غیب امامان شیعه ،
    امروز ، اولین روز از بقیه عمر شماست.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط واقع بین نمایش پست

    آیا امامان شیعه علیهم السلام قبل از رسیدن به امامتشان دارای علم غیب و عصمت بودند؟ یا بعد از امامتشان به این مقامات رسیدند؟


    به عنوان مثال، آیا امام حسین علیه السلام در زمان امامت برادرشان امام حسن علیه السلام، دارای همان علم و همان عصمتی بودند که امام حسن علیه السلام دارا بودند؟
    با سلام و عرض ادب
    در ابتدا لازم است از توضيحات جامع جناب پاسخگوي تاريخي تقدير و تشكر كنم ، در پاسخ به شما دوست عزيز مطالبي به عرض مي رسانم :

    اولاً باید بدانیم که مقام عصمت اختصاص به پیامبر و امام ندارد، بلکه هر انسانى این شایستگى را دارد که به مقام مصونیت از گناه دست یابد. انسان (خواه امام و پیامبر یا هر شخص دیگر) با سعى و تلاش معنوى و در سایه علم و اراده مى‏تواند به معصومیت دست یابد؛ تنها برخى از مراتب عصمت است که اختصاص به پیامبر و امام دارد، و آن به جهت مقام نبوت و امامت، یعنى هدایت و راهنماى انسان‏ها است.


    ثانیاً هنگامى که ملکه عصمت، وابسته به تلاش معنوى شخص باشد، تفاوتى نخواهد کرد که شخص، امام و پیامبر باشد یا انسان دیگر. امام یا پیامبر مى‏تواند قبل یا بعد از مقام امامت و نبوت به آن دست یابد. از این جهت تفاوتى در اختیارى بودن آن و سعى و تلاش براى دست یابى بر آن نمى‏کند؛ یعنى چون فرض کنیم که تنها در سایه تلاش و اعمال خود به این مقام دست مى‏یابند، این فرض مى‏تواند قبل از بعثت و امامت یا بعد از آن جارى باشد، هر چند ممکن است از جهت شدت و ضعف عصمت و مراتب آن، بعد و قبل از بعثت و امامت متفاوت باشد، اما در اصل قضیه تفاوتى ندارند. اصولاً بایستى انسانى که به مقام رسالت و امامت مى‏رسد، شایستگى و آمادگى درونى را از جهت طهارت و پاکى داشته باشد، تا بتواند قلب او جایگاه وحى یا میثاق امامت قرار گیرد.


    اگر کسى به شایستگى و طهارت در سایه اعمال و تلاش خود دست نیافته باشد، چگونه مى‏تواند مقام رفیع وحى الهى و امامت و میثاق خداوند را دریافت نماید؟! به همین خاطر، شیعه معتقد به عصمت قبل از امامت و نبوت است. با این بیان روشن مى‏شود که باید امام و پیامبر قبل از رسیدن به این مقام، آمادگى را از هر جهت دریافت کرده باشند، تا بتوانند عهده دار عهد و پیمان الهى شوند، که یک جهت آمادگى، عصمت و طهارت درونى است.





  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلیل بر این سخن داستان حضرت ابراهیم در آیات قرآن است.

    وقتى حضرت ابراهیم(ع) تقاضاى امامت نسل خویش را نمود، خداوند فرمود: "لا ینال عهدى الظالمین؛ عهد من (امامت) به ستمگران نمى‏رسد".( بقره آیه 124) خداوند در این آیه به صراحت بیان داشته که امامت شامل ستمگران نمى‏شود. مرحوم علامه طباطبائى در توضیح واژه "ظالمین" مى‏فرمایند:

    "مراد هر کسى است که ظلمى از او سر زده باشد، هر چند یک ظلم، آن هم ظلمى بسیار کوچک، یا ظلم، شرک به خداوند باشد، یا معصیت و یا این که در تمام عمرش باشد یا در ابتداى عمر و یا بعد توبه کرده و صالح شده باشد.

    هیچ یک از این افراد نمى‏توانند امام باشند؛ پس امام تنها آن کسى است که در تمام عمرش کوچک‏ترین ظلمى را مرتکب نشده باشد".( تفسیر المیزان،، ذیل آیه)

    ظلم تنها ستم نمودن به دیگران نیست، بلکه ظلم به معناى وسیع کلمه در مقابل عدل است و شامل ظلم به خویشتن نیز مى‏شود. ظلم بدین معنا است که شخص، کار یا چیزى را در موقعیتى که شایسته آن نیست، قرار دهد.( تفسیر نمونه، ج‏1، ص 442)

    از آن جا که مقام رسالت و امامت، مقامى بس عظیم است، یک لحظه گناه و نافرمانى و سوءپیشینه باعث سلب لیاقت مى‏گردد. به همین خاطر ائمه اطهار براى اثبات خلافت بلافصل على(ع) به این آیه استدلال کرده‏اند، چرا که غیر از امیرمؤمنان، همگى در دوران جاهلیت بت‏پرست بودند. تنها على(ع) حتى یک لحظه در مقابل بت سجده نکرد؛ از این استدلال روشن مى‏شود که پیامبر و امام هرگز نباید گناه مرتکب شده باشد.

    عبدالله بن مسعود از پیامبر در تفسیر آیه مزبور نقل مى‏کند که خدا فرمود: "من پیمان امامت را به ستمکاران از دودمان تو نمى‏بخشم. ابراهیم عرض کرد: ستمکارانى که این پیمان به آنها نمى‏رسد کیانند؟ خداوند فرمود: کسى که براى بتى سجده کرده، هرگز امام نخواهد شد و شایسته نیست که امام شود".( المیزان، ذیل آیه)

    درحدیث دیگرى حضرت در تفسیر این آیه (که حکایت کلام خدا به ابراهیم است) فرمود: "کسى که به جاى سجده براى من، براى بتى سجده کند، او را امام نمى‏کنم، آن گاه رسول خدا افزود: دعوت ابراهیم در من و برادرم على که هیچ یک هرگز براى بتى سجده نکردیم، منتهى شده.(5)
    از این آیه چنین نتیجه حاصل مى‏شود: اولاً: ظالم هیچ گاه، امام نمى‏شود.

    ثانیاً: پیامبران و امامان در تمام عمر خویش، (حتى قبل از عصمت و در طفولیت) مرتکب هیچ گونه گناهى نشده‏اند و هماره در سایه تأیید الهى، و با اختیار خویش معصوم بوده‏اند. اینان پرتو اعمال و تلاش خویش، از گوهر عصمت محافظت نموده، تأییدات الهى شامل حالشان بوده است. به خاطر همین تلاش (که البته با علم کامل نسبت به گناهان همراه بوده) در مورد آنان، قبل و بعد از امامت معنا ندارد و همیشه معصوم بوده‏اند.

    جهت اطلاع بیشتر مى‏توانید به کتاب‏هاى زیر مراجعه فرمایید:
    1 - قیام قرآن، ج‏9، ص 135، مکارم شیرازى.
    2 - راه و راهنماشناسى، مصباح یزدى.





  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    31
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت دوستان
    لطفا منظورتون از واژه امام را واضحتر بیان کنید.
    آیا رهبری معنوی مد نظر است یا رهبری سیاسی و حکومت یا ترکیبی از هر دوی آنها؟
    با تشکر.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود