صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***عرفان از زبان حضرت علی (ع)***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***عرفان از زبان حضرت علی (ع)***




    هوالحق

    عرفان از زبان پيشواى عارفان


    سَأَلَ كُمَيْلُ بْنُ الزِّياد النَّخَعي عَنْ مَولَى الْعارِفينَ ، سَيِّدِ الْمُوَحِّدينَ أَميرَالْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) : يا عَلِيّ مَا الْحَقيقَةُ ؟ قالَ (عليه السلام) : مالَكَ وَالْحَقيقَةُ ؟ قالَ : أَوَلَسْتُ صاحِبُ سِرِّكَ ؟ قالَ : بَلى وَلكِنْ يَرْشَحُ عَلَيْكَ ما يَطْفَحُ مِنّي ، قالَ : أَوَمِثْلُكَ تُخَيِّبُ سائِل ; فَقالَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ : الحَقيقَةُ كَشْفُ سَبَحاتِ الْجَلالِ مِنْ غَيْرِ إِشارَة ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : مَحْوُ الْمُوْهُومِ مَعَ صَحْوِ الْمَعْلُومِ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : هَتْكُ السِّتْرِ لِغَلَبَةِ السِرِّ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : جَذْبُ الأَحَدِيَّةِ لِصِفَةِ الْتَوْحيدِ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : نُورٌ يَشْرُقُ مِنْ صُبْحِ الأَزَلِ فَيَلُوحُ عَلى هَياكِلِ التَّوْحِيد آثارُهُ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فقال (عليه السلام) : أَطْفِ السِّراجَ فَقَدْ طَلَعَ الصُّبْحُ .

    اخبار مانند كتاب « مجالس قاضى » ، « سفينة البحار » ، « روضات » ، « گلشن راز » ، و كتاب عارف كامل شيخ عبدالرزاق كاشانى ، و حكيم سبزوارى ، از قول كميل از قول اميرالمؤمنان (عليه السلام) نقل شده است . كميل روزى در محضر امير مؤمنان (عليه السلام) وقت را غنيمت شمرده و پرسيد : حقيقت چيست ؟ قبل از آنكه پاسخ پيشواى عارفان را درباره حقيقت اشاره كنيم لازم به ذكر است كه عدّه اى گفته اند : مقصود از حقيقت مقام حقيقة الحقايق و هُو هُوِيَّت وسِرُّ السرّ وغيب الغيوب است ، كه در سوره ى اخلاص به آن اشاره شده است . قُلْ هُوَ ، هُوَ همان مقام هو هويت است كه مستور و غيب مطلق است ، و اين اسم را عارفان اسم اعظم مى دانند ، چنانچه شيخ حرّ عاملى در « فصول المهمّه » از اميرالمؤمنان (عليه السلام) نقل كرده كه يك شب قبل از شب جنگ بدر ، حضرت خضر را در خواب ديدم . بدو گفتم مرا چيزى بياموز كه بر دشمنان ظفر يابم گفت : بگو : «يا هو يا من لا هو إلاّ هو» صبح خوابم را به پيامبر عرضه داشتم . فرمود : يا على داناى اسم اعظم شده اى . بنا بر اين اهل الله « هُوَ » را به عنوان اسم اعظم براى اذكار قلبى ، و لسانى به أهل سير و سلوك تعليم داده اند .

    برخى حقيقت را مقام ظهور مرتبه ى الهيت كه در سوره توحيد به الله احد تعبير شده دانسته اند ، وعده اى حقيقت را به حقيقت محمّديه توجيه كردند .

    شايد منظور كميل از اين سؤال ، حقيقت هر چيزى است ، حقيقت مبدأ و معاد ، نبوت و ولايت ، حال مؤمن و كافر ، سرّ مقام خلافت ، حقيقت اين كه بعد از رسول خدا چرا باب علمش خانه نشين گشته و فرزندانش شهيد شدند و حقايق قرآنى و اسرار و لطايف علوم آسمانى كه همه بر مردم پوشيده مانده است .

    و شايد مراد از حقيقت ، حقيقت ولويه غايب قايم و سرالسرّ عالم و آدم است ، كه مظهر حقيقت و حقايق شريعت و قدرت و عدالت است .

    و شايد مقصود كميل حقيقت حال نفس ناطقه در سير و سلوك به مقامات عاليه معرفة الله است و در حقيقت مى خواسته بگويد : يا على حقيقت حال انسان در تزكيه نفس و صفاى باطن و مقام نهايى او در سلوك الى الله چيست ، و در چه زمانى از عالم مجاز و اغراض جسمانى و اوهام باطل رهيده ، و حجاب هاى و ظلمانى از چشم باطن او افتاده و از دنيا و آخرت و تمام اهداف مجازى راهى براى رسيدن به بالاترين هدفها را يافته ، و به مقام شهود حق كه بالاترين آرزوى عارفان است خواهد رسيد ، و راه رسيدن به اين مقام چيست ؟ و شايد مراد سير روح و نفس كليّه الهيه باشد ; كه همان معناى سابق است ، لكن از جهت و حيثيت ديگر ; يعنى از سيرى كه مابعد از سير تجردى ، و وصول فنا بلكه در مراتب بى نهايت فناى از فنا كه بعد از طى تمام اسفار اربعه يعنى : 1 ـ سير من الخلق إلى الحق 2 ـ ومن الحق إلى الحق 3 ـ ومن الحق فى الحق 4 ـ ومن الحق إلى الخلق است .

    به هر روى شايد مراد از حقيقت مفهوم كلّى آن است ، كه شامل تمام اين معانى مى گردد .

    و بايد دانست كه حضرت او را بر خود هيچ حجابى نيست ، و تمام هستى از مقام « هو » يعنى هويت ذات يكتا كه به مقام غيب الغيوب تعبير شود ، و مقام تجلّى كه مقام الهيت و ذات مستجمع جميع اسماء و صفات كماليه است ، و مقام تجليات اسمايى كه نزد حكيم ، عالم ربوبى و عالم عنايت و نظام ربانى است ، و نزد عارف ، عالم تجلّى فيض اقدس و ظهور علمى ماهيات امكانى در حضرت علميه يا نشأى اعيان ثابته است ، تا مقامات تجلّيات افعالى فيض مقدس كه حقايق آفرينش و ظهورات عينى خلقى است ، يعنى تمام عوالم لاهوت و جبروت و ملكوت و ناسوت و كرات بى حد و نهايت اين فضاى نامتناهى كلاً و جزءاً بر ذات او آشكار و هيچ خفا و غيبت در سماوات عوالم ارواح مجرّده و اراضى اشباح ماديه ، بر آن حقيقت محيط بر كل نخواهد بود .

    لكن آن ذات يگانه يكتا را از خلق خود حجابهاى بسيار بلكه نامتناهى است ، زيرا هريك از وجودات نامتناهى كه تجليات حقند ، و هريك از ماهيات بى نهايت كه مظهر تعينات اسماء الهى اند ، بر رخسار آن وجود صرف و حقيقت مطلقه و هستى محض حجاب خواهند بود ، و هيچ يك از مراتب خلقى از مقام عقل اول و حقيقت محمديه تا ساير قواى ادراكى آن شاهد كل الجمال را بى حجاب نتوانند ديد ، و جز خود او هيچ كس آن حسن كلى را بى پرده و به كنه مشاهده نتواند كرد .


    یا حق

    اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
    أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
    "زمر (39) آيه 46 "


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اوصاف عارفان از زبان امام عارفان

    وجود مقدّس امام عارفان ، شمع قلب عاشقان ، چراغ راه بينايان ، حضرت مولى الموحّدين ، اميرالمؤمنين (عليه السلام) از اوصاف تفصيلى آن پاكان زير عنوان صفات متّقين ، به نقل عالم بزرگ سيّد رضى در كتاب با عظمت نهج البلاغه كه مادون كلام خالق و مافوق كلام مخلوق است خبر مى دهد .
    عارف بزرگ ، بلبل گلزار معنى مرحوم الهى قمشه اى تمام خطبه متّقين را با آن حال ملكوتى كه داشت ، به نظم آورده است . براى اينكه خوانندگان عزيز از مفاهيم آسمانى آن خطبه ، لذّت بيشترى ببرند ، تا جايى كه لازم افتد آن اشعار عرفانى را هم همراه با بعضى از جملات خطبه زينت بخش اين صفحات مى كنيم .

    رُوِيَ أنَّ صاحِباً لأميرالْمُؤمِنينَ (عليه السلام) يُقالُ لَهُ : هَمّامٌ كانَ رَجُلاً عابِد ، فَقالَ لَهُ : يا أميرَالْمُؤْمِنينَ صِفْ لِيَ الْمُتَّقينَ حَتّى كَأنّي أنْظُرُ إِلَيْهِمْ .

    روايت شده يكى از عاشقان امير مؤمنان (عليه السلام) به نام « همّام » كه مردى عابد بود ، از آن حضرت تقاضا كرد : مرا از اوصاف و ويژگى هاى اهل تقوا آن چنان آگاه ساز كه گويى آنان را مشاهده مى كنم .

    شنيدم عاشقى پروانه خوئى *** در آئين محبّت راستگوئى
    رفيق خلوت آن سلطان دين را *** حريف صحبت آن عشق آفرين ر
    يكى دلباخته پيش شه عشق *** على گنجينه ى سرّ الله عشق
    بيامد نزد آن شه با دلى پاك *** دلى چون گل زداغ عشق صد چاك
    بيامد تا نشان زآن يار جويد *** طريق وصل آن دلدار پويد
    بيامد تا شه افروزد دلش را *** زبرق عشق سوزد حاصلش را
    بيامد تا شود مست از مى عشق *** هياهوئى كند از هى هى عشق
    همى گفت اى على اى سرّ اسرار *** زسرّ پاكبازان پرده بردار
    بگو اوصاف مرغان چمن را *** كه بگسستند از هم دام تن ر
    كه چون بر آشيان جان پريدند *** كه چون در كوى جانان آرميدند
    كه چون بر وصل دلبر دل سپردند *** كه چون ره در حريم شاه بردند
    كه چون آن تشنه كامان آب جستند *** در اين تاريك شب مهتا جستند
    كه جام عشق آنان كرد لبريز *** كه جز يار از همه كردند پرهيز
    كه آنان را حجاب از ديده بگشاد *** به روى حق دو چشم پاك بين داد
    كه آنان را زحيوان رهانيد *** به اوج قدس انسانى رسانيد
    كه آنان را به كوى عشق ره داد *** در خلوتسراى قدس بگشاد
    كه آنان را جمال يار بنمود *** هزاران پرده زان رخسار بگشود
    كه آنان را محبّت در دل افكند *** به جان جز مهر جانان گفت مپسند
    كه كرد آن عندليبان را به گلزار *** نكو فكر و نكو ذكر و نكو كار
    بگو اوصاف آن پاكان كه چونند *** به تن در اين جهان وزدل برونند
    توئى چون كاشف سرّ نهانى *** بيار از عشقبازان داستانى
    برون از گنج خاطر ريز گوهر *** چه باشد از حديث عشق خوشتر

    فَتَثاقَلَ (عليه السلام) عَنْ جَوابِهِ ثُمَّ قالَ (عليه السلام) : يا هَمّام اتَّقِ اللهَ وَأَحْسِنْ ( إنَّ اللهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَالَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ ) .
    فَلَمْ يَقْنَعْ هَمّامُ بِهذا القَوْلِ حَتّى عَزَمَ عَلَيْهِ فَحَمِدَ اللهَ وَأثْنى عَلَيْهِ وَصَلّى عَلَى النَّبِيِّ (صلى الله عليه وآله) ثُمَّ قال :
    أمّا بَعْدُ فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ وَتَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ أَمِناً مَعْصِيَتِهِمْ لاَِنَّهُ لاَِتَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ وَلا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أطاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعايِشَهُمْ وَوَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيا مَواضِعَهُمْ .


    على (عليه السلام) در پاسخ او درنگ نمود آنگاه به طور اجمال فرمود :
    اى همّام ! اهل تقوا و نيكوكارى باش كه در ( قرآن آمده ) :

    ( إنَّ اللهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَالَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ ) .

    همّام به شنيدن اين آيه قانع نشد ، و در محضر مولا اصرار ورزيد به طورى كه حضرت را سوگند داد . پس حضرت خداى را سپاس گفت و بر رسول و آلش صلوات فرستاد ، آنگاه سخن آغاز كرده و فرمود :
    « هنگامى كه خداى بزرگ جهان را بيافريد ، از طاعت و عبادت خلق بى نياز ، و از عصيان آنان بى زيان بود ، پس بر وفق عدل و رحمت و به صرف لطف ازلى ، وسايل معيشت را در ميان مردم قسمت كرد و هركسى را در خور شأنش مقامى داد » .

    فَالْمُتَّقُونَ فيها هُمْ أهْلُ الْفَضائِلِ ،
    « در ميان مردم جهان ، تنها پارسايان را بر ديگران برترى و فضيلت بخشيد » .

    روان پارسايان زان ميانه *** شدى تير محبّت را نشانه
    گروهى دل زنقش ما سوا پاك *** به باغ عشق چون گل سينه صد چاك
    خدا آن نيكوان را سرورى داد *** به انواع فضايل برترى داد
    يكى دان زان فضيلتهاى بسيار *** كه آنان راست دائم صدق گفتار
    نخستين وصف خوبان راستگويى است *** نكو بشنو كه اين وصف نكويى است
    كسى را كاين نكويى در زبان است *** زهر نيكويى اندر وى نشان است
    هر آن كس را كه باشد صدق گفتار *** در او يابى صفات نيك ، بسيار
    دلى كز عشق روشن ، آفتاب است *** فروغش بر زبان صدق و صواب است

    مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ ، وَمَلْبَسُهُمْ الإقْتِصادُ ، وَمَشْيُهُمُ التَّواضُعُ ، غَضُّوا أبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِمْ ، وَوَقَفُوا أسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ ، نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ في الْبَلاءِ كَالّتي نُزِّلَتْ فِى الرَّخاءِ ، وَلَوْلاَ الأجَلُ الّذي كَتَبَ اللهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أرْواحُهُمْ في أجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْن شَوْقاً إلَى الثَّوابِ ، وَخَوْفاً مِنَ الْعِقابِ ،

    « گفتارشان از روى راستى است ، زندگى به اقتصاد گذرانند ، با خلق خداى به تواضع و فروتنى باشند ، چشم از آنچه خدا بر آنان حرام فرموده پوشيده اند ، گوش به علمى دهند كه آنان را سودمند باشد ، در بلا و امتحان و سختى و مشقّت آن چنان شادند كه ديگران در نعمت و راحت ، اگر اجل حتمى و مقدّر الهى پاى بندشان نبود از شدّت شوق به ثواب و بيم عقاب يك چشم به هم زدن مرغ روحشان در قفس جان درنگ نمى كرد » .

    گر آنان را زمان وصل محبوب *** نبودى در قضاى عشق مكتوب
    نبود آن شاهبازان را قفس جاى *** كه شاهان را به زندان نيست مأواى
    چو سيمرغ از فضاى تنگ كونين *** برون جستند در يك طرفة العين
    بر آن مرغ آمد اين خاكى قفس تنگ *** كه بيند باغ گل فرسنگ فرسنگ
    چو آن مرغان جان بينند ياران *** به گلزار جنان خوش چون هزاران
    چه گلزارى سراى انس با يار *** وز آنجا نه رقيب آگه نه اغيار
    همه مشتاق پروازند ازين دام *** كجا در دام تن گيرند آرام
    به جان مشتاق ديدار نگارند *** به چشم شوق گريان زانتظارند
    همه غمگين زهجران حبيب اند *** همه از وصل دلبر بى شكيب اند
    همه ايّام وسال و مه شمارند *** كه روز وصل جانان جان سپارند


    عَظُمَ الْخالِقُ في أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مادونَهُ في أعْيُنِهِمْ ، فَهُمْ وَالْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ
    مُنَعَّمُونَ ، وَهُمْ وَالنّارُ كَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فيها مُعَذَّبُونَ .
    قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ ، وَشَرُورُهُمْ مَأمُونَةٌ ، وَأجْسادُهُمْ نَحيفَةٌ ، وَحاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ ، وَأنْفُسُهُمْ عَفيفَةٌ ، صَبَرُوا أيّاماً قَصيرَةً أعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَويلَةً ، تِجارَةٌ مُرْبِحَةٌ يَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ ، أرادَتْهُمُ الدُّنْيا فَلَمْ يُريدُوه ، وَأسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أنْفُسَهُمْ مِنْه ، أَمّا اللَّيْلُ فَصَافَّونَ أقْدامَهُمْ تالينَ لاَِجْزاءِ القُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتيل ،

    « عظمت حضرت آفريدگار را درك كرده ، بدين سبب خداوند در دنياى جان و دلشان بزرگ و غير حضرت حق هرچه كه هست كوچك است . ايمان و يقينشان به بهشت آن چنان است كه گوئى بهشت را ديده و سالها به خوشى در آن آرميده اند ، و آن چنان دوزخ را باور دارند چنانكه پندارى در آن به ساليان دراز معذّب بوده و شكنجه ديده اند .
    قلوبشان به فراق محبوب اندوهناك ، تمام خلق عالم از آزارشان درامان ، تن آنان از شدّت كوشش در عبادت و خدمات به خلق لاغر ، و جانشان به عفّت آراسته ، چند روز كوتاهى رنج اطاعت برده تا از پى آن آسايش طولانى يابند . اين احوال براى آنان تجارتى است سودمند كه حضرت ربّ العزّه براى اين گروه مقرّر فرموده . چون دنيا به آنها روى كند ، آنان از او روى گردانند ، و چون به اسارت و دامشان افكند ، با جانبازى در راه معشوق خود را نجات دهند . به وقتى كه شب درآيد به قيام در پيشگاه حضرت او بايستند و آيات كتاب حق را با انديشه و تأمّل تلاوت كنند » .

    شب آمد شب رفيق دردمندان *** شب آمد شب حريف مستمندان
    شب آمد شب كه نالد عاشق زار *** گهى از دست دل گاهى زدلدار
    شب آمد شب كه گردد محفل من *** سيه چون زلف دلبر يا دل من
    شب است آشوب رندان نظر باز *** شب است آهنگ بزم عشق دمساز
    شب است انجم فروز كاخ نُه طاق ** شب است آتش زن دلهاى مشتاق
    شب از فرياد مرغ حق شود مست *** به تار طرّه ى جانان زند دست
    شب است اخترشناسان را دل افروز *** شب است آتش به جانان را جگرسوز
    شب آمد عرصه ى گيتى كند تنگ *** به فرياد آورد مرغ شباهنگ
    شب آمد كاروان عشق را مير *** شب آمد قلزم پر موج تقدير
    شب آمد حكمت آموز دل پاك *** شب آمد گوهر افروز نُه افلاك
    شب آمد پرده ى پر گوهر نور *** شب آمد محفل اسرار مستور
    شب آمد پرده پوش مست و هشيار *** فروغ ديده ى دلهاى بيدار
    شب آمد نقشه ى صحراى افلاك *** شب آمد طوطياى چشم ادراك
    به شب مردان كه در ره تيزگامند *** به سان شمع سوزان در قيامند
    به شب مرغان حق را سوز و ساز است *** به خاك عشق شب روى نياز است
    شب آن معراجى عرش آشيانه *** فسبحان الّذي اسرى ترانه
    فراز بارگاه عرش بنشست *** زجام لى مع الله گشت سرمست

    يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ ، وَيَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ ، فَإِذا مَرُّوا بِايَةِ فيها تَشْويقٌ رَكَنُوا إِلَيْها طَمَع ، وَتَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْها شَوْق ، وَظَنّوا أَنَّها نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ ، وَإِذا مَرُّوا بِآيَة فيها تَخْويفٌ أَصْغَوْا إِلَيْها مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ ، وَظَنُّوا أَنَّ زَفيرَ جَهَنَّمَ وَشَهيقَها في أُصُولِ آذانِهِمْ ، فَهُمْ حانُونَ عَلى أَوْساطِهِمْ ، مُفْتَرِشُونَ لَجِباهِهِمْ وَأَكُفِّهِمْ وَرُكَبِهِمْ وَأَطْرافِ أَقْدامِهِمْ ، يَطْلُبُونَ إِلَى اللهِ تَعالى في فَكاكِ رِقابِهِمْ ، وَأَمَّا النَّهارُ فَحُلَماءُ عُلَماءُ أَبْرارٌ أَتْقِياءُ ،
    « با دلى شكسته و نالان به وسيله ى آيات قرآن به درمان درد خويش برخيزند ، چون به آيات رحمت و بشارت رسند بر وعده هاى الهى دل سپرده و در آن طمع كنند و مشتقانه نظر دوزند كه گوئى مفهوم و معنى آن آيات در برابرشان مجسّم است . و چون به آيات عذاب گذرند ، گوش دل بر آن گشوده ، گوئى خروش و فرياد آتش در بن گوش آنهاست . شب را در پيشگاه محبوب ، خميده قامت به حال ركوع و يا به روى خاك در حال سجده گذرانند و از عذاب الهى درخواست نجات و آزادى كنند ، و از حضرت معشوق حسن عاقبت تقاضا نمايند . چون روز درآيد ، بردبار ، دان ، نيكوكار و اهل پرهيز و دورى از هر گناه و معصيت اند » .

    چو روز آيد زدانش هوشيارند *** به تحويلات گردون بردبارند
    سپهر و جمله تغييرات گردون *** سپاه انجم ار آرد شبيخون
    اگر پر فتنه غرب و شرق گردد *** وگر گيتى به طوفان غرق گردد
    مر آنان را نه تشويق و است و نيم بيم *** دل و جانشان به حكم دوست تسليم
    دلى كز معرفت نور و صفا يافت *** نظام عالم از حكم قضا يافت
    سراپا محو فرمان خدا گشت *** به شام اين جهان شمع هدى گشت
    به جانش نور علم و حلم برتافت *** به نيكوكارى و پرهيز بشتافت
    به دانش هر دلى روشن روان است *** دلير و بردبار و مهربان است
    كه دانائى فزايد بردبارى *** نكو كردارى و پرهيزكارى


    یاالله



    اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
    أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
    "زمر (39) آيه 46 "


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط ramila نمایش پست
    در بلا و امتحان و سختى و مشقّت آن چنان شادند كه ديگران در نعمت و راحت ،
    در بلا و امتحان و سختى و مشقّت آن چنان شادند كه ديگران در نعمت و راحت هم همچنین نیستند .
    احسنت بر شما بزرگوار و این تایپیک زیبا
    التماس دعای فرج
    اجرتان با او
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۹:۳۹
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    به نام خداوند یکتا
    سلام خداوند بر جد بزرگوارم حضرت علی (ع) و دوستداران ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramila نمایش پست
    چون به آيات رحمت و بشارت رسند بر وعده هاى الهى دل سپرده و در آن طمع كنند و مشتقانه نظر دوزند كه گوئى مفهوم و معنى آن آيات در برابرشان مجسّم است . و چون به آيات عذاب گذرند ، گوش دل بر آن گشوده ، گوئى خروش و فرياد آتش در بن گوش آنهاست
    نه تنها برای دنیا نه تنها برای برزخ حتی نه تنها برای اخرت و ( بهشت و جهنمش ) بلکه فقط و فقط
    برای خدا ! خدا را میخواهند و بس
    برای عشق ! عشق را میخواهند و بس
    برای او ! او را میخواهند بس .
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۱/۰۸ در ساعت ۲۱:۱۱
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط e.1_m نمایش پست
    به نام خداوند یکتا
    سلام خداوند بر جد بزرگوارم حضرت علی (ع) و دوستداران ایشان



    نه تنها برای دنیا نه تنها برای برزخ حتی نه تنها برای اخرت و ( بهشت و جهنمش ) بلکه فقط و فقط
    برای خدا ! خدا را میخواهند و بس
    برای عشق ! عشق را میخواهند و بس
    برای او ! او را میخواهند بس .

    باسلام ،احسنت بر دقت نظر شما بزرگوار

    خدایا :
    درد خواهم دوا نمي خواهم... غصه خواهم نوا نميخواهم
    من جفايت به جان خريدارم ...از تو ترک جفا نمي خواهم
    از تو جانا جفا وفا باشد ...پس دگر من وفا نمي خواهم
    تو "صفا"ي مني و "مروه" من ..."مروه" را با "صفا" نمي خواهم

    فقط تو را می طلبیم ...

    اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ
    أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
    "زمر (39) آيه 46 "


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    ای عشق یکتا ! جز عشق تو و عشق های تو عشقی ندیدم !


    ای عشق یکتا ! تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم ! تنها تو را عشق می خوانم ! چرا که تنها تو را شایسته ی عشق می دانم !

    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۲:۰۴
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    ای عشق یکتا ! اگر ان عشق اسمانی (حضرت مهدی ) به دست ارد دل ما را به خال هاشمیش ! چه دارم که ببخشم ! که هر چه دارم هم ! که از تو دارم !
    ویرایش توسط e.1_m : ۱۳۸۷/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۲:۱۶
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط ramila نمایش پست
    درد خواهم دوا نمي خواهم... غصه خواهم نوا نميخواهم من جفايت به جان خريدارم ...از تو ترک جفا نمي خواهم از تو جانا جفا وفا باشد ...پس دگر من وفا نمي خواهم تو "صفا"ي مني و "مروه" من ..."مروه" را با "صفا" نمي خواهم
    درمانی نمی خواهم دوایم تویی ... شادیی نمی خواهم نوایم تویی
    از تو جفایی نیست که بخواهم ... تو و جفا !!! هرگز نمیبینم
    من وفا را هم نمی خواهم ... چرا که خود وفا هم تو را میخواهد
    نه صفا را میخواهم نه مروه را ... تو را میخواهم که صفای صفا و مروه ای
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    ای عشق یکتا ! اگر جز تو را می دیدم ! عبادتت نمیکردم !
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط ramila نمایش پست
    بشنو از دل،دل حریم کبریاست
    نشنو از دل ، دل حریم کبریاست
    بشنو از هو ، او خود کبریاست
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود