صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام ۩۞۩۩۞۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام ۩۞۩۩۞۩




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩ ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩ ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    ولادت با سعادت حضرت امام موسي بن جعفر(ع) را به مسلمانان جهان تبريک مي گوييم.
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    دل را به دسته گل هاي انتظار آذين مي بنديم و چشم در راه مولود فضيلت ها و سرمشق عارفان و سالكان، امام موسي كاظم (ع) مي نشينيم و ندا سر مي دهيم: سلام ما بر تو اي كه سجاده شب، غمناك از مناجات شب و نيمه شبت و ميله هاي سرد و زندان شرمنده از اين همه استقامت تو. اي سرمشق مقاومت و صبوري! اي اسطوره پرشكوه و هارون شكن!

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩





    نگاهى به زندگى امام موسى کاظم علیه السلام
    طلوع خورشید
    از تبار نور
    القاب امام موسى بن جعفر علیه السلام
    از تولد تا امامت
    تثبیت امامت
    جلوه‏هایى از شخصیت امام علیه السلام
    دوران امامت
    ویژگى عصر هارون الرشید


    طلوع خورشید

    ابوبصیر گفت: همراه امام صادق علیه السلام براى شركت در مراسم حج عازم مكه بودیم.

    وقتى به سرزمین ابواء رسیدیم، حضرت براى ما صبحانه‏اى تدارك دید. مشغول صرف صبحانه بودیم كه كسى از طرف همسر امام صادق علیه السلام آمد و به ایشان خبر داد كه حال همسرتان دگرگون شده و درد زایمان آغاز شده است و چون فرموده بودید در این باره قبل از هر كار شما را مطلع كنیم، خدمتتان آمدم.

    امام صادق علیه السلام همان لحظه برخواست و همراه فرستاده‏ همسرش رفت و بعد از چند لحظه برگشت. ما كه چهره شاداب ایشان را دیدیم، شاد باش گفتیم و از وضعیت همسرشان پرسیدیم، فرمود:

    خداوند حمیده را به سلامت داشت و به من پسرى عنایت فرمود كه در میان مخلوقاتش از همه بهتر است. همسرم درباره‏ آن نوزاد مطلبى به من گفت كه گمان مى‏كرد من از آن بى‏خبرم؛ اما من پیرامون آن موضوع از او آگاه‏تر بودم .

    من (ابوبصیر) درباره‏ محتواى آن مطلب سؤال كردم، ایشان فرمود: «حمیده گفت: هنگامى كه آن نوزاد متولد شد، دست‏هایش را بر زمین گذاشت و سر به سوى آسمان بلند كرد.»

    من به حمیده گفتم این كار نشانه‏ رسول خدا صلى الله علیه و آله و نشانه‏ وصى بعد از اوست. و به این ترتیب بود كه ابوالحسن موسى كاظم علیه السلام در روز شنبه هفتم ماه صفر سال 128 ه ق در سرزمین ابواء (بین مكه و مدینه) به دنیا آمد.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۱:۰۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



    از تبار نور

    پدرش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادرش «حمیده‏» (س) بود. این بانو در مكتب امام صادق علیه‌السلام به چنان صفاى باطنى دست‏ یافت كه حضرت درباره‏اش فرمود:

    «حمیدة مصفاة من الادناس كسبیكة الذهب ما زالت الاملاك تحرسها حتى ادیت الى كرامة من الله لى والحجة من بعدى‏» ؛

    حمیده مانند طلاى خالص از ناپاكى‏ها، پاك است. فرشتگان او را همواره نگهدارى كردند تا به من رسید، به خاطر كرامتى كه خدا نسبت ‏به من و حجت پس از من عنایت فرمود.

    القاب امام موسى بن جعفر علیه السلام

    نام حضرت، موسى، كنیه‏هایش ابوالحسن اول، ابوالحسن ماضى، ابو ابراهیم، ابوعلى، ابو اسماعیل، و القابش كاظم، عبد صالح، نفس زكیه، زین المجتهدین، وفى، صابر، امین و زاهر بود. ابن شهرآشوب مى‏نویسد: از این جهت كه حضرت با اخلاق بزرگوارانه‏اش درخشید، به «زاهر» و از این حیث كه خشم خود را فرو مى‏برد، به «كاظم‏» مشهور شد.

    از تولد تا امامت

    امام كاظم علیه السلام همچون اجداد طاهر خود از همان كودكى به سان خورشیدى فروزنده در خاندان اهل‌بیت علیهم السلام مى‏درخشید. در این دوره دو موضوع «تثبیت امامت‏» وى بعد از پدر و بروز «جلوه‏هایى از شخصیت‏» بیشتر از هر چیزى توجه ما را به خود جلب مى‏كند.

    تثبیت امامت

    1- امام صادق علیه السلام از همان لحظه‏ نخست تولد، شیعیان را نسبت ‏به امامت فرزندش موسى آگاه ساخت و این‏ گونه فرمود: «فعلقوا بابنى هذا المولود... فهو والله صاحبكم من بعدى‏» ؛ به فرزندم، این مولود بچسبید. به خدا سوگند او بعد از من صاحب شماست.

    2- علائم برترى این مولود پاك از همان روزها بر همگان آشكار شد. از جمله مى‏توان به سخن گفتن حضرت در گهواره اشاره كرد. یعقوب بن سراج مى‏گوید: «به حضور امام صادق علیه السلام رفتم و دیدم حضرت در كنار گهواره پسرش موسى ایستاده و فرزندش در گهواره است.

    امام مدتى با او راز گفت. پس از آن كه سخنانش به پایان رسید، نزدیكتر رفتم. به من فرمود: نزد مولایت (در گهواره) برو و سلام كن. من كنار گهواره رفتم و سلام كردم. موسى بن جعفر علیه السلام كه در میان گهواره بود با كمال شیوایى جواب سلام مرا داد و فرمود:

    «برو و نام دخترت [حمیرا] را كه دیروز برایش برگزیده‏اى، عوض كن، آن گاه نزد من بیا؛ زیرا خداوند چنان نامى را نمى‏پسندد. من هم رفتم و نام او را عوض كردم‏.»

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩ ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩




    دوران امامت


    دوران امامت‏ حضرت موسى بن جعفر علیه السلام از 25 شوال سال 148 ه. همزمان با شهادت پدر بزرگوارش امام صادق علیه السلام آغاز شد. در این زمان حضرت 20 سال داشت. در آغاز امامت، حضرت با قاتل پدرش، منصور دوانیقى رو در رو بود.

    وى كه از سال 136 خلافت اسلامى را پس از ابوالعباس سفاح به دست گرفته بود، به دلیل وصیت امام صادق علیه السلام در مورد تعیین جانشین خود و ملاحظات دیگر علنا تعرضى به امام نمى‏كرد.


    ولى در خفا سیاست فشار بر حضرت را در دستور كار خویش قرار داده بود و دقیقا به همین علت ‏بود كه امام صادق علیه السلام در وصیت ‏خود خلیفه را به عنوان یكى از جانشینان خود معرفى كرد تا از فشارهاى سیاسى بر حضرت موسى بن جعفر علیه السلام حداقل در منظر مردم كاسته شود.


    از این رو وقتى منصور دوانیقى امام صادق علیه السلام را به شهادت رساند، به فرماندار مدینه محمد بن سلیمان دستور داد «اگر جعفر بن محمد شخصى را جانشین خود قرار داده او را حاضر كن و گردنش را بزن‏» اما فرماندار در پاسخش نوشت:

    «جعفر بن محمد در وصیت نامه‏اش پنج نفر را جانشین قرار داده است.

    منصور دوانیقى، محمدبن سلیمان (فرماندار مدینه)، عبدالله بن جعفر، موسى بن جعفر و حمیده.» وى آن گاه از خلیفه پرسید كدام را گردن بزنم!؟
    در مقابل منصور كه آثار خشم از این كیاست امام در سیمایش هویدا بود، گفت: این‏ها را نمى‏توان كشت. وى از این پس در صدد برآمد با شیوه‏هاى سیاسى، حضرت را در فشار قرار دهد.

    از این زمان به مدت سى و پنج ‏سال امام موسى بن جعفر علیه السلام در منصب امامت قرار گرفت پس از مرگ منصور، نوبت ‏به خلافت مهدى بن عبدالله منصور رسید وى كه در سال 158 به خلافت رسید، وقت ‏خود را عموما به حل منازعات داخلى و كشورگشایى گذراند، لذا امام اندك فرصتى براى بیان حقایق شرع و مظلومیت اهل بیت علیهم السلام یافت.

    البته خلیفه نیز براى درامان ماندن از خطر احتمالى از سوى امام ، حضرت را مدتى زندانى كرد و چون تضمین گرفت كه بر علیه او نشورد، حضرت را آزاد كرد.

    تفصیل واقعه به روایت فضل بن ربیع از پدرش چنین است: وقتى مهدى، حضرت موسى بن جعفر علیه السلام را زندانى كرد، یكى از شب‏ها حضرت امیر مؤمنان على علیه السلام را در خواب دید كه به او فرمود:


    « یا محمد فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم‏»


    آیا شما به این امید بودید كه اگر ولایت ‏یافتید، در زمین فساد كنید و قطع ارحام كنید! به دنبال این خواب، خلیفه شبانه ربیع را خواست و گفت كه موسى بن جعفر علیه السلام را نزدش حاضر كند. او این كار را كرد و چون امام حاضر شد، خلیفه دست در گردن امام انداخت و جریان خواب خود را بازگو كرد و گفت: آیا به من اطمینان مى‏دهى بر علیه من یا فرزندانم خروج نكنى؟!


    بعد از آن كه تضمین گرفت، از ربیع خواست امام را به مدینه بازگرداند و او نیز شبانه همین كار را كرد. البته این اعمال و فراخواندن مكرر حضرت، موجبات نگرانى خاندان و شیعیان حضرت را فراهم مى‏كرد؛


    از جمله صاحب كشف‌الغمه از كتاب دلایل از ابى قتاده قمى از ابى خالد زبالى نمونه‏اى از این نگرانى یاران را نشان مى‏دهد. این واقعه مربوط به زمانى است كه قیام شهید فخ سركوب شد و مهدى چون عامل تحریك را امام مى‏دانست، قسم خورد حضرت را به شهادت برساند.


    لذا حضرت را به دستور مهدى دستگیر كردند تا به پایتخت ‏ببرند و وقتى به شهر زباله رسیدند، امام از ابى خالد كه با نگرانى و اندوه ایشان را نگاه مى‏كرد، خواست نیازهایش را برطرف كند همچنین علت غم و اندوهش را پرسید. ابى خالد گفت: چرا غمگین نباشم كه تو را نزد این طاغى مى‏برند و من خیالم از این قضیه ناراحت است.

    حضرت فرمود: اى ابا خالد من از او ترسى ندارم وقتى هلال ماه، روز شد منتظر من ‏باش.

    ابى خالد مى‏گوید من كه نگران حضرت بودم، روز و شب منتظر آن لحظه بودم. تا این كه روز موعود رسید.


    من اول شب در محلى كه به من وعده داده بود، منتظر ماندم، و چون كمى طول كشید به وسوسه افتادم در همین لحظه سوارى از طرف عراق پیش آمد و در این بین حضرت ابوالحسن علیه السلام جلو كاروان بر قاطر خود سوار بود، مرا صدا زد و فرمود: شك مكن؛ شیطان دوست دارد كه تو را به شك بیندازد. من از خلاصى حضرت خوشحال شدم و گفتم:


    «الحمدلله الذى خلصك من الطاغیة‏.»


    بعد از مرگ مهدى عباسى در سال 169 ه . ق هادى عباسى به خلافت رسید. وى نیز نسبت‏ به حضرت حساسیت‏ خاصى داشت ‏به گونه‏اى كه در صدد برآمد به حضرت آسیب برساند و نزدیكان امام، او را به دورى از خلیفه دعوت كردند. امام در مقابل، دست ‏به آسمان برداشت و گفت:


    «الهى كم من عدو شحذ لى ظبة مدیته وارهف لى شاحذه وداف لى قواتل سمومه ولم تنم عنى عین حراسته فلما رایت ضعفى عن احتمال الفوادح و عجزى عن ملمات الجوائح صرفت ذلك عنى بحولك و قوتك لا بحولى و قوتى والقیته فى الحفیرة التى احتفرها لى»؛


    اى خداى من چه دشمن‏هایى كه از براى كشتن من شمشیر خود را تیز نمودند و دشنه خود را سوهان زدند و زهر جانگداز خود را براى هلاك من تهیه كرده و سائیدند و دیده حراست و دیدبانى آن‏ها براى آزار من به ‏خواب نرفت و دائم در اندیشه قتل من بودند ولیكن چون ناتوانى و ضعف مرا از تحمل این بارهاى سنگین بلا و این گونه گرفتارى‏ها دیدى و عجز مرا از دچار شدن به این بلاهاى جانگذار مشاهده فرمودى به حول و قوه خود آن را از من رد كردى نه به حول و قوه من؛ و دشمن مرا در گودال یا چاهى افكندى كه او آن را براى من كنده بود.»


    بعد از این دعا، اهل بیت ‏حضرت از نزدش خارج شدند. امام اندكى بعد بازگشت تا خبر مرگ هادى را برایش قرائت كنند. در هر صورت بعد از مرگ وى نوبت ‏به خلافت هارون الرشید رسید.



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۱:۴۲


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارزش و عاقب دنیا




    الامام موسي ابن جفر الکاظم(عليهم السلام) قال و کان عند قبر:
    ان شيئا هذا اخره لحقيق ان يزهد في اوله و ان شيئا هذا اوله لحقيق ان يخاف من اخره _ امام کاظم(ع)در کنار قبري اينگونه فرمود: چيزي که پايانش اين است سزاست که از همان اغاز دل از ان برکند و چيزي که اغازش اين است سزاست که از پايانش ترسيد . وسائل الشيعه ج16 ص 15



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    عالم همه غرق زیب و زیور آمد
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    از جلوه‏ نور حق منور آمد
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    آمد به جهان باب حوایج كاظم
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩
    محبوب خدا موسى جعفر آمد
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۲:۰۵


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩


    ویژگى عصر هارون الرشید

    هارون الرشید، نواده منصور دوانیقى بود و در 27 ذى حجه سال 145 ه به دنیا آمد. همزمان با وفات برادرش موسى، هادى به خلافت رسید و آن زمان (چهاردهم ربیع الاول 170 ه . ق) 22 سال داشت. هارون در دوره اوج و عظمت ‏خلافت ‏بنى عباس به سلطنت رسید.

    در این دوره دانش و فلسفه و حكمت و ادب به رشدى شگفت انگیز رسید كه البته تا حدود زیادى در حول فعالیت‏هاى علمى امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود. حضرت موسى بن جعفر علیه السلام نیز تا زمانى كه از شر هارون در امان بود در این نهضت فكرى و علمى نقش پیشرو داشت و انبوه شاگردان فاضل او گواه این مدعاست.

    دقیقا همین پیشروى امام و یارانش، هارون را به وحشت انداخت و با وجود فضاى باز علمى، در صدد محصور كردن حضرت برآمد تا نفوذ معنوى و علمى ایشان را نابود سازد.

    هارون به این منظور در برابر حقایق دینى كه از سوى امام بیان مى‏شد، فلسفه یونان و كتب هند و افسانه‏ها را به عنوان ابزار فرهنگى و معنوى علم كرد و در برابر فقه و احكام پویا نیز، مانند جد خود منصور، علماى مخالف اهل بیت را تشویق كرد تا در مقابل حضرت عرض اندام كنند.

    حتى در مدینه منوره براى امور شرعى و احكام دینى اشخاصى را معین كرد و به مالك بن انس و كتاب موطاء او اهمیت فوق العاده داد و پسران خود را براى قرائت آن كتاب به مدینه فرستاد.

    تمام این كارها براى كاستن از مراجعه مردم به حضرت موسى بن جعفر علیه السلام بود اما غافل از این كه هر چه مى‏كرد بر جلال و عظمت‏ حضرت مى‏افزود. از این رو به مقابله فیزیكى با حضرت روى آورد. در این جبهه هارون علاوه بر خود حضرت، علویان را نیز تحت فشار قرار مى‏داد حكایتى كه در ذیل مى‏آید شاهد این مدعا است:

    عبدالله بن بزاز نیشابورى مى‏گوید. میان من و حمید بن قحطبه طوسى معامله بود. در سالى به نزد او رفتم. وقتى خبر آمدن مرا شنید در همان روز پیش از آن كه جامه‏هاى سفر را تغییر دهم مرا طلبید و این در ماه مبارك رمضان و وقت زوال بود. وقتى داخل شدم دیدم در خانه نشسته است و نهر آبى در میان آن خانه جارى است.

    چون سلام كردم و نشستم سفره غذا را پهن كرد. من كه یادم نبود روزه‏ام دست ‏به سفره بردم ولى بلافاصله یادم آمد روزه‏ام، لذا دست كشیدم. حمید پرسید: چرا غذا نمى‏خورى؟ گفتم: ماه مبارك رمضان است و من روزه‏ام شاید شما عذرى دارید كه موجب افطار شده است او گفت: من عذرى ندارم. و همان لحظه گریان شد. وقتى غذایش را خورد. پرسیدم براى چه گریه كردى، گفت:

    وقتى كه هارون در طوس بود شبى مرا خواست. وقتى نزد او رفتم دیدم شمعى نزد او مى‏سوزد و شمشیر برهنه‏اى نزد اوست و خادمى در كنارش. وقتى مرا دید گفت: چگونه است اطاعت تو از من؟ گفتم: به جان و مال تو را اطاعت مى‏كنم. لحظاتى سر به زیر انداخت و به من اجازه برگشتن داد. وقتى به خانه رسیدم دوباره پیك او به دنبالم آمد و من نزد خلیفه برگشتم. باز پرسید چگونه است اطاعت تو؟ گفتم: فرمانبردار تو از جان و مال و زن و فرزند هستم. او تبسمى كرد و اجازه مرخصى داد. تا داخل خانه شدم باز فرستاده‏اش مرا خواست. نزد او رفتم: پرسید اطاعت تو از ما چه اندازه است؟ گفتم: تو را اطاعت مى‏كنم در جان و مال و زن و فرزند و دین خود.
    او تا این پاسخ را شنید خندید و گفت: این شمشیر را بگیر و به آنچه این خادم گفت، عمل كن.

    خادم شمشیر را به من داد و مرا به خانه‏اى آورد و قفل را باز كرد. وقتى داخل شدیم چاهى دیدم كه در صحن خانه كنده‏اند. سه اتاق در بسته هم آنجا بود در یكى را باز كرد دیدم بیست نفر از پیران و جوانان و كودكان كه گیسوها و كاكل‏ها داشتند [نشانه سیادت] همه در بند و زنجیر هستند و همه از فرزندان امیرمؤمنان علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام هستند.

    آن خادم گفت: كه خلیفه از تو خواسته این‏ها را گردن بزنى. پس یك یك را بیرون مى‏آورد و من در كنار چاه ایشان را گردن مى‏زدم تا آن كه همه را گردن زدم و او سرها و بدن‏ها را در چاه انداخت. آن گاه در اتاق دوم را گشود آنجا نیز بیست نفر بودند آن‏ها را هم گردن زدم. در اتاق سوم هم بیست نفر بودند آن‏ها را هم كشتم تا این‏ كه نوبت نفر بیستم شد، مرد پیرى بود. گفت:

    دستت‏ بریده باد اى ملعون! چه عذر خواهى داشت نزد جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله وقتى از تو بپرسد چرا شصت نفر از فرزندان بى‏گناه مرا كشتى؟ تا این سخن را شنیدم بر خود لرزیدم. خادم پیش آمد و فریاد زد كه چرا معطلى! من او را نیز گردن زدم. حال با این وضع كه شصت نفر را گردن زدم، روزه و نماز چه فایده‏اى به حالم دارد.

    آرى همین روایت دردناك خود گوشه‏اى از سختگیرى‏هاى هارون نسبت‏ به علویان را نشان مى‏دهد. اما درباره فشار بر حضرت موسى بن جعفر علیه السلام مى‏توان دوره طولانى زندان را بارزترین فشار خلیفه دانست كه بر حضرت وارد كرد.

    و سرانجام امام موسى بن جعفر علیه السلام به دستور هارون و به دست ‏سندى بن شاهك با خرماى زهرآلود مسموم گردید و مطابق قول مشهور در روز جمعه 25 رجب سال 183 ه . ق به شهادت رسید.


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩


    زندان نمودن امام و چگونگي شهادت

    درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند.

    جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود.

    و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد.

    هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد.

    آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند. عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد.

    هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد.

    چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست.

    بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    امام كاظم ‏عليه السلام:

    إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

    هر گاه سه نفردرخانه ‏اى بودند، دونفرشان باهم نجوا نكنند؛زيرا نجوا كردن،نفر سوم را ناراحت مى كند.


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩ ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    امام كاظم ‏عليه السلام:

    مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

    هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    امام كاظم ‏عليه السلام:

    أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛

    خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩

    روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام)

    كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛

    امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش
    از اشك تر مى‏ شد.

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩


    شمه‏ای از اخلاق امام موسی کاظم علیه السلام

    کمک و محبّت به مخالفان

    مردی از فرزندان عمر بن خطاب در مدینه بود که پیوسته حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام را آزار می‏داد و هرگاه آن بزرگوار را می‏دید به حضرتش ناسزا می‏گفت و نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام بدگویی می‏کرد!!

    روزی اصحاب حضرت گفتند: پسر پیامبر! ما را آزاد بگذار تا این بدکار را نابود کنیم. حضرت آنان را به شدت از این کار باز داشت و به سختی از انجام آن عمل نهی کرد.

    امام از وضع عمری پرسید؛ گفتند: درناحیه‏ای از نواحی مدینه کشت و زرع می‏کند. حضرت سوار بر مرکبی شده و به سوی او حرکت کردند و او را در مزرعه‏اش یافتند. با مرکبشان وارد مزرعه شدند، عمری فریاد برداشت:
    روی زراعت ما قدم مگذار؛ ولی حضرت سوار بر مرکب جلو رفتند تا به او رسیدند. از مرکب پیاده شدند و کنار او نشستند، با گشاده‏رویی و خنده با او برخورد کردند و به او گفتند: برای زراعتت چه مقدار هزینه کرده‏ای؟

    گفت: صد دینار. فرمود: چه مقدار امید برداشت داری؟ گفت: غیب نمی‏دانم. فرمود: حرفم این است که چه اندازه امید داری به تو برسد؟

    گفت: امیدوارم دویست دینار نصیبم شود. حضرت کیسه‏ای که در آن سیصد دینار بود به او عطا کردند و فرمودند: این زراعتت که بر حال خود است و خدا در آن، آنچه را امید داری به تو می‏بخشد. عمری از جای برخاست و سر حضرت را بوسید و از آن بزرگوار خواست که از اسائه ادبش بگذرد.

    حضرت تبسمی حاکی از رضایت به روی او نمودند و بازگشتند.
    راوی می‏گوید: امام به مسجد رفتند و دیدند عمری در آنجا نشسته؛ چون حضرت را دید، گفت: "خدا می ‏داند رسالتش را کجا قرار دهد!"

    یاران عمری به او هجوم بردند و گفتند: داستانت چیست؟ تو در حق او سخنانی غیر این می‏گفتی! گفت: بی‏تردید آنچه را الآن گفتم شنیدید و با آنان درباره امام بحث و گفتگو کرد و آنان هم با او به مجادله و ستیز برخاستند!

    هنگامی که حضرت به خانه بازگشت به اصحابش که خواستار قتل عمری بودند فرمود: آنچه را شما در حق او خواستید بهتر بود یا آنچه را من خواستم؟ من کارش را به مقداری که دانستید اصلاح کردم و شرّش را کفایت نمودم .

    عبادت ربّ و خدمت به خلق

    حضرت بسیار دعا می‏کرد و این دعا را تکرار می‏نمود:

    اللّهمّ إنّی أسألک الرّاحة عند الموت، و العفوَ عند الحساب.

    خداوندا از تو آسودگی در زمان مرگ و بخشایش در روز حسابرسی مسألت دارم.

    از دعاهای آن حضرت این بود:

    عَظُمَ الذَّنبُ من عبدک فلیَحسُنَ العفوُ مِن عندک

    گناهان بنده ات زیاد شده پس چه نیکوست عفو از جانب تو.

    همواره از خشیت خدا گریه می‏کرد تا جایی که محاستش از اشک دیدگانش تر می‏شد. آن بزرگوار به اهل بیت و اقوامش از همه بیشتر رسیدگی می‏کرد و همواره از تهیدستان مدینه در تاریکی شب تفقد و دلجویی می‏نمود؛ زنبیلی از درهم و دینار و آرد و خرما برای آنان می‏برد و به دستشان می‏رساند و آنان نمی‏دانستند این لطف و عنایت از چه ناحیه‏ای است ؟!

    اللّهمّ صلّ و سلّم و زِد و بارک علی رسول الله و آله الأطهار

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه ولادت با سعادت امام موسي كاظم عليه السلام  ۩۞۩۩۞۩



صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود