صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا عدل از اصول مذهب شیعه است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    330
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چرا عدل از اصول مذهب شیعه است؟




    به نام خدا

    می دانیم که اصول اعتقادی اسلام که مورد قبول تمام فرق مسلمین است سه تاست:

    اعتقاد به یگانگی خداوند (لا اله الا الله)
    اعتقاد به انبیاء الهی که از جانب خدا برای هدایت بشر مبعوث شدند.
    اعتقاد به روزی که همه در پیشگاه خداوند نتیجه اعمال خود را می بینیم.

    اما مذاهب مختلف اعتقادی و کلامی با افزودن به این اصول نسبت به سایر مسلمین پدید آمده اند.
    مدهب شیعه دو اصل عدل الهی و امامت یا ولایت را نیز از اصول اعتقادی می داند.

    موضوع امامت و ولایت یک جنبه کلامی دارد و یک جنبه تاریخی و یک جنبه ی سیاسی و اجتماعی که از هریک از این جوانب شیوه بحث متفاوت است و فعلاً به آن کاری نداریم.

    مسأله ی فعلی ما در اینجا این است که عدل الهی چرا در مذهب اعتقادی شیعه از اصول قرار گرفته است؟ و چرا سایر صفات خداوند چنین نیست؟

    منتظر پاسخ های خوب، مستدل و محکم عزیزان هستم.


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شيعه همچنان كه در فروع احكام، استقلال داشت، در اصول و مسائل كلامى ـ فلسفى و به اصطلاح در معارف اسلامى نيز كاملا مستقل بود. در مكتب كلامى و فلسفى شيعه، مسائل عدل و توحيد مطرح و عميق ترين نظريات ابراز گرديد، در چهار مسأله معروف عدل، عقل، استطاعت و حكمت، جانب معتزله حمايت شد و به همين جهت شيعه جزء «عدليّه» به شمار آمد; ولى در مكتب شيعه، مفهوم هر يك از اين چهار تا با آن چه معتزله به آن معتقد بودند، تفاوت هايى داشت. مثلا در مكتب شيعى هرگز «اختيار» به صورت تفويض و واگذارى كه نوعى سلب اختيار از ذات حق و نوعى استقلال در فاعليت و نوعى خداگونگى براى انسان است و ملازم با شرك است، هرگز تفسير نشد و امامان معصوم در اين مكتب اصل «امر بين الامرين» را مطرح كردند و اين جمله معروف و مشهور شد كه: «لا جبر و لا تفويض بل أمرٌ بين الأمرين»
    در مكتب شيعه، اصل عدل به مفهوم جامع خود تأييد شد بدون آن كه ضربه اى به توحيد افعالى يا توحيد ذاتى وارد آيد در اين مكتب اختيار انسان تأييد شد بدون آن كه به صورت شريكى در «ملك الهى» چهره بنمايد و اراده الهى، مقهور و مغلوب اراده انسانى تلقى شود; قضا وقدر الهى در سراسر هستى اثبات شد بدون آن كه نتيجه اش مجبور بودن انسان در برابر قضا و قدر الهى باشد.
    بنابراين، با توجه به آن چه گذشت، اگر اصل عدل الهى را بر اساس نظر و مكتب كلامى شيعه نپذيريم مرتكب خطاء و انحراف خواهيم شد.


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    101
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    سلام

    در سایت اندیشه قم این پاسخ را نوشته بود ولی به نظر من اشکال داره و پاسخ ضعیفیه:

    "كى از مهم ترين دلايل آنان اين است كه اگر حسن و قبح ذاتى و عقلى پذيرفته نشود، حسن و قبح شرعى نيز ثابت نمى گردد; زيرا در اين صورت، علم به حسنِ متعلقِ اوامر و قبح متعلقِ نواهى الهى، متوقّف بر قبح كذب است; يعنى اگر حسن و قبح، شرعى باشد، پس هر گاه فعلى متعلق امر الهى قرار گرفت، فعل حسن مى گردد و اگر متعلق نهى الهى واقع شد قبيح مى شود; و قبل از امر و نهى هيچ حسن و قبحى نداشته است. حال سؤال مى كنيم، آيا اين امر و نهى صادر شده از خداوند صادق اند يا كاذب؟ اگر در جواب گفته شود: صادق است، زيرا صدور كذب از خداوند قبيح است، در مقابل اشكال مى گوييم: چرا قبيح است و صدور كذب از خداوند محال است؟ اگر به آيات الهى و گفته ى خداوند تمسك شود، مستلزم دور و تسلسل است; زيرا همين سؤال درباره ى اين آيات نيز مطرح مى شود; پس اشاعره به ناچار بايد قبح كذب را عقلى و ذاتى بدانند.[1] اگر اشكال شود كه حسن و قبح الهى انشايى است و انشائات قابليت صدق و كذب را ندارد، در جواب مى گوييم: اخبار از انشا، قابل صدق و كذب است; زيرا جملات انشايى و اِخبارى فراوانى در قرآن وجود دارد كه صدق آنها، توسط اخبار از صدق، تحقق پذير است. "

    اما در سایت رشد پاسخ محکم تری نوشته بود:

    "
    همانگونه که می دانيد ، پيامبران با دو ضامن اجرائی، پيام خويش را ابلاغ می کنند که يکی از اين دو " انذار" و ديگری " تبشير" است.انذاربدين معناست که آنان مردم را در برابرنا فرمانی اوامر الهی از عذاب دوزخ بيم می دهند وتبشير نيز به اين مفهوم است که فرستادگان الهی، آدمی را در برابر امتثال اوامر الهی به پاداش و نعمتهای اخروی ، بشارت میدهد.
    حال اگر بر فرض محال فرض نماییم که خداوند ظالم باشد، اين فرض به اينجامنتهی می گردد که خداوند برخلاف وعده خویش عمل نمايد و حتی اگر شخصی دستورات الهی را امتثال نمود، باز نیز اورا عقاب کند و کيفر دهد. در چنين فرضی ديگر اختلاف و تفاوتی بين فردی که مطيع اوامر الهی است با شخصی که عاصی و سرکش در برابر دستورات خداوند می باشد ، وجود نخواهد داشت و هر دو در نهايت با يکديگر يکسان ومساوی و دچار عقوبت هستند. لذا ديگر قوانين الهی که از مجموعه آنان با عنوان " دين " ياد می گردد، ضامن اجرايی نخواهد داشت و طبيعی است که دين و فرامين آسمانی آن يکجا به زير سؤال می رود .همچنین در این حالت ديگر برای افراد انگيزه ای برای تحريم محرمات خداوند وجود نخواهد داشت.
    لذا دين مبين اسلام و مذهب تشيّع بر پايه حکمی اخلاقی ، نه تنها عدل خداوند را از اصول دين اسلام بر می شمرد، بلکه بر اين اساس عدل الهی را از اصول تمامی اديان آسمانی می داند که پيروی از هر یک از آنها، بر پايه اين حقيقت آشکار و به تبعيّت آن صورت می پذيرد. لذا ساختار اين دين با تکيّه بر اين اصل و ساير اصول ديگر بنا می شود و در حقيقت منکر عدل خداوند بر اين اساس منکر تمامی دين تلقّی می گردد. "

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    بخاطر انحرافی كه در جهان اسلام پدید آمد شیعه این صفت را جزو اصول خود قرار داد تا از آن انحراف جلو گیری كند . انحرافی كه در جهان اسلام پیدا شد این بود كه عده ای قضا و قدر را به این معنا گرفتند كه سرنوشت هر انسانی را خداوند از روز نخست معین فرموده و انسان ناچار و ناگزیر است كه همان سرنوشتی كه خداوند برای او رقم زده است را طی كند و از خود هیچ اختیاری ندارد .
    لازمه این سخن آن بود كه خداوند برای انسان های گنه كار و جنایت پیشه , جنایت را مقدر كرده و او هیچ راهی و اختیاری ندارد مگر اینكه به آن جنایت دست بزند . خداوند برای دزد دزدی را مقدر كرده و او ناچار است دزدی را بكند . اما چون خداوند انسان های گنه كار را به دوزخ برده عذاب می كند و نیكوكاران را به بهشت برده و به نعمت های بیكران خود مهمان می كند , با اینكه برای هردو خود مقدر كرده است آن كار ها را انجام دهد , این با عدالت خدا ناسازگار است .
    شخص گنه كار می تواند بگوید خدا یا تو خود جنایت را برای من مقرر و مقدر كردی و برای آن نیكوكار كارنیك را مقدر فرمودی و ما تنها مجری مقدرات و نقشه های تو بوده ایم . پس چرا من عذاب بكشم و آن شخص به بهشت از نعمت های تو برخوردار باشد ؟
    مسلم است كه این نوع تعبیر از قضا و قدر الهی با عدالت خدا سازگار نیست كه برای یزید جنایت و برای حسین(ع) شهادت مقدر كند و هیچكدام اختیاری نداشته باشد و در عین حال یزید به دوزخ و امام حسین (ع) به بهشت برود . و با وجدان انسان ها هم مخالف است زیرا ما بالوجدان خود می بینیم كه در كار های خود مختاریم و به همین دلیل اگر كسی در دادگاه عذر بیاورد كه من كه دزدی كرده ام چون خدا مقدر فرموده و من اختیاری از خود ندارم , دادگاه نمی پذیرد و او را مجرم می داند .
    اینكه گویی این كنم یا آن كنم خود دلیل اختیار است ای صنم
    به همین دلیل بود كه شیعه برای اینكه تاكید كند انسان ها با اختیار خود گناه یا كار نیك انجام می دهد عدل را جزو اصول خود قرار داد . معنای عدل این است كه خداوند عادل است و كسی را كه مجبور بوده گناه كند به دوزخ معذب نمی كند . و اگر كسی دزدی یا ... كرده با اختیار خود كرده و بنابر این مستحق جهنم است

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    330
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الذی خلق النور

    پاسخ سایت اندیشه بسیار بی ربط و درهم است. خلاصه آن این است که چون عقلاً قبیح است که خدا دروغ بگوید پس خدا عادل است!
    این پاسخ با وجود ابهام و پیچیدگیش اصلاً ربطی به اصل بودن عدل ندارد.

    پاسخ جناب حکیم صرفاً یک اشاره به تاریخچه بحث عدل است و با عبارات "لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین" و مفهوم جامع چیزی را روشن نمی کند.

    پاسخ جناب مشکات این است که عدل برای مقابله با عقیده به جبر و اثبات اختیار از اصول قرار گرفت. مبنی بر اینکه مجازات شخص مجبور قبیح است بنابراین خدا عادل است. اما این پاسخ نیز توجیه خوبی برای اصل بودن عدل نیست.

    بهترین پاسخ تا اینجا پاسخ سایت رشد است که خلاصه ی آن چنین است:
    چون دین نیاز به ضمانت اجرایی دارد و ضمانت اجرایی آن این است که یک اصل اعتقادی مؤمن را به امر و نهی دین پایبند کند و آن اصل این است که مطیع و غیر مطیع در نزد خدا برابر نیستند، چون خدا عادل است.


  11. تشکرها 4


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط naaqed نمایش پست
    بسم الله الذی خلق النور
    نقل قول نوشته اصلی توسط naaqed نمایش پست

    پاسخ سایت اندیشه بسیار بی ربط و درهم است. خلاصه آن این است که چون عقلاً قبیح است که خدا دروغ بگوید پس خدا عادل است!
    این پاسخ با وجود ابهام و پیچیدگیش اصلاً ربطی به اصل بودن عدل ندارد.

    پاسخ جناب حکیم صرفاً یک اشاره به تاریخچه بحث عدل است و با عبارات "لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین" و مفهوم جامع چیزی را روشن نمی کند.

    پاسخ جناب مشکات این است که عدل برای مقابله با عقیده به جبر و اثبات اختیار از اصول قرار گرفت. مبنی بر اینکه مجازات شخص مجبور قبیح است بنابراین خدا عادل است. اما این پاسخ نیز توجیه خوبی برای اصل بودن عدل نیست.

    بهترین پاسخ تا اینجا پاسخ سایت رشد است که خلاصه ی آن چنین است:
    چون دین نیاز به ضمانت اجرایی دارد و ضمانت اجرایی آن این است که یک اصل اعتقادی مؤمن را به امر و نهی دین پایبند کند و آن اصل این است که مطیع و غیر مطیع در نزد خدا برابر نیستند، چون خدا عادل است.


    جناب ناقد گرامی نمیخواستم به تفصیل بحث کنم ولی :
    علت اهميت پيدا كردن بحث «عدل الهى » در ميان مسلمانان ، حوادث تاريخى ، مسائل سياسى و.. . بود .
    از تاريخ برمى آيد كه بحث هاى كلامى از نيمه قرن اول هجرى آغاز شد و در ميان اين مباحث ظاهراً از همه قديمى تر ، بحث جبر و اختيار است ، اين مسأله در درجه اول يك مسأله انسانى است و در درجه دوم يك مسأله الهى و يا طبيعى .
    از آن جهت كه موضوع بحث اختيار يا اجبار انسان است ، مسأله اى انسانى است و از آن جهت كه طرف ديگر مسأله خداوند متعال يا طبيعت است كه آيا اراده و مشيت ، قضا و قدر الهى و يا عوامل جبرى و نظام علت و معلولى طبيعت ، انسان را آزاد گذاشته و يا مجبور كرده است مسأله اى الهى يا طبيعى محسوب مى شود .
    جامعه اسلامى يك جامعه مذهبى بود و در قرآن كه كتاب دينى و آسمانى مسلمانان است به مسائل مربوط به جبر و اختيار ، قضا و قدر الهى ، پاداش ها و كيفرها و.. . زياد پرداخته شده است ، و توجه عميق مسلمانان به تدبر و تفكر در آيات قرآن و طرح مباحث مختلف آن ، امرى طبيعى بود .
    به دنبال بحث جبر و اختيار ، خود به خود بحث «عدل » به ميان آمد ; زيرا از طرفى ميان اختيار و عدل رابطه مستقيمى وجود دارد و از طرف ديگر ، جبر و نفى عدل نيز با يكديگر رابطه مستقيمى دارند ; يعنى تنها در صورت اختيار است كه تكليف و پاداش و كيفر عادلانه ، مفهوم و معنا پيدا مى كند در غير اين صورت تكليف و پاداش ، مفهوم خود را از دست مى دهد .
    از طرفی شيعه همچنان كه در فروع احكام ، استقلال داشت ، در اصول و مسائل كلامى ـ فلسفى و به اصطلاح در معارف اسلامى نيز كاملا مستقل بود . در مكتب كلامى و فلسفى شيعه ، مسائل عدل و توحيد مطرح و عميق ترين نظريات ابراز گرديد ، در چهار مسأله معروف عدل ، عقل ، استطاعت و حكمت ، جانب معتزله حمايت شد و به همين جهت شيعه جزء «عدليّه » به شمار آمد ; ولى در مكتب شيعه ، مفهوم هر يك از اين چهار تا با آن چه معتزله به آن معتقد بودند ، تفاوت هايى داشت .




  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام

    آیا کسانیکه مذهب سنی دارند به جهنم می روند ؟

    با تشکر

  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصول همه ی گروه ها ومذاهب بر عدل استوار ات تنها دین ما نیست بقیه ادیان هم همینطور.
    محمد رسول الله

  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hossein-ss نمایش پست
    با عرض سلام

    آیا کسانیکه مذهب سنی دارند به جهنم می روند ؟

    با تشکر
    به نام خدا

    گرچه این سؤال مربوط به موضوعاتی مثل: نجات، فرقه ناجیه و غیره در انجمن ادیان و مذاهب می شود، اما فعلاً پاسخ را می دهم تا مدیر محترم این بخش آن را منتقل نماید.

    اولاً بهشت یا جهنم رفتن افراد به دست خداست.
    يُعَذِّبُُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ (عنکبوت 21)

    البته نه بدون حساب و کتاب و بی قاعده.

    ثانیاً اسم و عنوان چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم و تعیین کننده است ایمان و عمل شایسته است.

    مهم این است که انسان در پای حساب برای باورها و اعمال خود حجت داشته باشد.

    اما با همه این ها فضل و کرم خداوند بهترین وسیله نجات و بهشتی شدن است.
    و باید به آن امیدوار باشیم

    نکته مهم این است که فضل و رحمت خدا شامل کسانی می شود که عمداً و از روی لجاجت و یا بی اعتنایی حق و حقوق خدا و انبیا و اولیای او را زیر پا نگذاشته باشند.

    چه شیعه و چه سنی و غیره


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در بحث عدل الهي نوشته‌هاي فراواني وجوددارد و علماي زياديدست به قلم برده‌اند ولي به جرأت مي‌توان گفت كه نوشته‌ي استاد علامه‌ي شهيد,مرتضي مطهري(حشره‌الله مع‌الانبياء و الاولياء) هم چون خورشيدي فروزان در ميان ايننوشته‌ها مي‌درخشد و منبعي پايان ناپذير براي كليه‌ي كساني است كه در اين راه قلمزده و مي‌انديشند
    در ادامه گزيده هايي از اينكتاب ارجمند خواهم نوشت .....
    بهترین داستانهای تکان دهنده

    چشمک های خداوند
    godeye.ir

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود