صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تمام حافظ دو كلمه است؛زلف و رخ . مي گويد زلف را بزن كنار تا .....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تمام حافظ دو كلمه است؛زلف و رخ . مي گويد زلف را بزن كنار تا .....




    تمام حافظ دو كلمه است؛زلف و رخ . مي گويد زلف را بزن كنار تا رخ را ببيني.


    بله نظر شما در باره حافظ چیه؟




    .

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۹:۱۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    398
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حافظ همیشه از اینده خبر میده .........واسه من که این طوری بود

    ?!who's winner


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    وقتي حضرت آيت الله امجد در جلسه شان اين تفسير كلي از اشعار حضرت حافظ را فرمودند من فكر كردم و با مصاديقي از اشعارش تطبيق دادم ديدم تفسيري بسيار عميق و دقيق است.

    و اينجا اين عبارت آهنگين را هم نقل كنم كه آقاي امجد وقتي از حافظ شعري خوانده ميشه معمولا مي فرمايند: هزاران آفرين بر شعر حافظ و واقعا هم هزاران آفرين بر شعر حافظ.

    در اساطير ما آمده كه اكسير جاودانگي در ظلمات است و با راهنمايي استادي چون حضرت خضر پيدا ميشود. حافظ ميگه :

    قطع اين مرحله بي همرهي خضر مكن
    ظلمات است بترس از خطر گمراهي

    بعد جاي ديگر مي گه:

    فرق است ميان آب حيات كه ظلمات جاي اوست
    با آب ما كه منبعش الله اكبر است

    يا حق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۷/۱۱/۲۱ در ساعت ۰۰:۳۸
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    هر هفته یک شعر حافظ؟




    سلام

    جناب طارق عزیز امکانش هست براتون هر هفته یکی از شعرهای حافظ را برامون ترجمه و تفسیر کنید؟ و بعد راجب اون شعر بحث کنیم.

    طیب
    هر معرفتى كـــه بوىِ هستىِ تو داد *** ديوى است به ره، از آن حذر بايد كرد


    سبحه بر کف، توبه بر لب،دل پر از شوق گناه/ معصيت را خنده مي آيد ز استغفار ما


    أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معرفی کتاب: مشرب عرفانی امام خمینی (ره) و حافظ
    مشرب عرفانی امام خمینی (ره) و حافظ (بررسی مضامین مشترک عرفانی دیوان امام و حافظ) . احمد فرشبافیان. ناشر: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ دوم: 1378، وزیری، 262 ص.
    نویسنده، کتاب حاضر را برای پایان تحصیلات تکمیلی خود در مقطع کارشناسی ارشد نگاشته و در مقدمه انگیزه خود را از این تاءلیف «ادای دین نسبت‏به حضرت امام خمینی (ره) » یاد می‏کند. نکته مهم دیگری که نویسنده در شمار انگیزه‏های خود در این تحقیق، یادآور می‏شود، حل ابهامات دیوان حافظ است:
    «بنده با نظری کوتاه به دیوان اشعار حضرت امام خمینی، خود را دقیقا در وادی غزلیات غزلسرای فارس یافته و دیدم علی‏رغم اینکه در مورد مکتب عرفانی حافظ در حد مطلوب کار انجام گرفته، ولی هنوز ابهامات و حتی بدبینی‏هایی در برخی اذهان موجود است و از طرفی متوجه شدم که بهترین حلال مشکل و رفع‏کننده اشتباهات ذهنی درباره دیدگاه حافظ، مخصوصا در مساله بهره‏گیری از اصطلاحات رایج عرفانی، دیوان اشعار حضرت امام است و بس، که این موضوع در مقدمه کتاب به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. » (ص 16)
    کتاب حاضر در دو قسمت تنظیم گردیده است که قسمت اول به عنوان یک مقدمه و قسمت دوم آن تحت عنوان اصطلاحات و مفاهیم مشترک، نوشته شده است. وی در مقدمه به ماهیت عرفان، وجه تسمیه صوفی، تصوف، منشا و خاستگاه تصوف، سیر عرفان و تصوف در ایران، عرفان منفی و ویژگیهای بارز آن، عرفان مثبت و مشخصات بارز آن، سخنی در شعر خواجه حافظ و حضرت امام خمینی (ره) و حافظ کیست، پرداخته است. در پیشگفتار، علت اطاله سخن را در مقدمه نشان دادن خصوصیات عرفان حافظ و حضرت امام (ره) یاد می‏کند. عنوان این مقدمه طولانی، «نظری گذرا بر ماهیت عرفان و تصوف و تطبیق آن با روح واقعی عرفان اسلامی‏» است.
    در مقدمه، آنچه پیش از پرداختن به خصوصیات عرفانی حضرت امام (ره) و حافظ (ره) ، به عنوان قالب کلی و معیار، طرح گردیده است، تقسیم عرفان به دو شاخه مثبت و منفی است. به عقیده و گفته نویسنده، «عرفان حاکم بر روح هر دو بزرگوار با در نظر گرفتن هر دو نوع عرفان (مثبت و منفی) عرفانی است که والایی و برجستگی و فواید فراوان دارد. » (ص 17) .
    خصوصیات و نشانه‏های عرفان مثبت که روح حاکم بر آثار امام خمینی (ره) و حافظ است، به گفته نویسنده، بدین قرار است:
    1. زاییده فرهنگ عمیق اسلامی است;
    2. میانه‏رو است;
    3. از یاس و ناامیدی می‏پرهیزد;
    4. روح حماسی و جهاد و مقاومت را در خود می‏پرورد.
    در بحث از مضامین مشترک در دیوان امام (ره) و حافظ، نویسنده نخست تعریف لغوی و اصطلاحی عرفان را باز می‏گوید سپس دیدگاه عرفا را برمی‏شمارد و آنگاه مضمون‏سازی و استفاده آن دو بزرگوار را برمی‏رسد. نتیجه‏ای که نویسنده در پایان این بررسیها می‏گیرد، این است که: «با عنایت‏به توضیحات و بحثهای مستوفای مقدمه، اکثرا دیدگاه عرفانی امام (ره) جامعتر از حافظ، می‏نماید. » (ص 17)
    اصطلاحات و مضامین مشترکی که در این کتاب، بررسی می‏شوند، بدین قرار است: آب حیات، اعتکاف، الست، بار امانت، بیگانه، پیر، تقدیر، جام، چشم، حال، حجاب، حرم، حسرت، حسن، حیرت، خانقاه، خرابات، خرقه، دل، ذکر، راز، رخ، رضا، رندی، ریا، زلف، زهد، سبکبار، سجاده، سودا، شیخ، صومعه، طرب، طلب، طور، عشق، عنقا، عیش، فقر، فنا و بقا، قلندر، لب، محرم، معرفت، می، وصال و همت.
    شیوه مؤلف در این اثر، چنین است که نخست تعریفی برای اصطلاح مربوط می‏دهد و پس از آن ابیات حافظ و امام را در ذیل آن می‏آورد. در تعریف اصطلاحات، نویسنده بیشتر به آثاری مانند شرح گلشن‏راز، نوشته لاهیجی، کشف‏المحجوب، نوشته هجویری غزنوی و مصباح‏الهدایه و مفتاح الکفایه، اثر عزالدین محمودبن علی کاشانی نظر دارد. لیکن بیش از آثار کهن، به نوشته‏های جدید و معاصران توجه کرده و از آنان مدد می‏گیرد; آثاری مانند فرهنگ اصطلاحات و تعابیر عرفانی نوشته دکتر سجادی و فرهنگ اشعار حافظ اثر احمدعلی رجایی بخارایی. از معانی لغوی اصطلاحات نیز غافل نشده و برای همه اصطلاحات پیش گفته، معنای لغوی می‏آورد. هر از گاه برداشت کلی خود را نیز از ابیات حافظ یا امام (ره) ضمیمه می‏کند. مثلا پس از بحث مفصل درباره پیر و ذکر شواهدی از دیوان حافظ و امام خمینی (ره) در پایان نتیجه می‏گیرد که:
    «با توجه به شواهد و دلایل یاد شده می‏توان گفت پیر در دیوان حافظ در نهایت همان معصومین (ع) می‏باشند و بس. » (ص 101)
    همچنین معتقد است: «غزلهای قابل توجهی از دیوان حافظ در مورد مهدی صاحب‏الزمان سروده شده است که از مجموعه آنها است غزلهایی با مطلع:
    بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید و:
    ای قصه بهشت ز کویت‏حکایتی شرح جمال حور، ز رویت روایتی (ص 101)
    در یک مقایسه کلی، نویسنده عرفان امام خمینی و حافظ را در شعر و ادب می‏سنجد و هر یک را در بعدی از ابعاد، بر دیگری ترجیح می‏دهد.
    1. از حیث قدرت شاعری و هنر غزلسرایی شعر حافظ را به مراتب قویتر از غزلهای امام (ره) می‏شمارد. دلیل آن را هم اهتمام حافظ به شعر و انگیزه امام را در شاعری می‏شناساند. زیرا امام از سر ذوق عارفانه، برای دل شیدا و عاشق خود شعر می‏سراید و فقط هدفش رساندن پیام عرفانی است، بدون پیچیدگی صنعتی در شعر. (ص 74)
    2. از حیث عرفان، می‏نویسد: «با توجه به سیره و احوال عینی و ملموس امام خمینی (ره) در بعد عرفانی، گوی سبقت را از حافظ و دیگران ربوده و در واقع عرفان را از حیث نظری و عملی، معنایی تازه و کامل بخشیده است. (ص‏74)
    3. درباره قدرت حافظ و امام (ره) در بکارگیری اصطلاحات عرفانی می‏نویسد: «می‏توان گفت که هر دو شخصیت عرفانی ما به به طور یکسان و در حد کامل از اصطلاحات معمول عرفا بهره برده و از سنت ادب عرفانی کناره نگرفته‏اند. ناگفته نماند که از بوستان غزلهای امام، بوی سنایی و عطر عطار و مولوی و محی‏الدین بن عربی و دیگر مشاهیر عرفان اسلامی به مشام جان می‏رسد; اما عنایتی که آن بزرگوار نسبت‏به حافظ داشته قابل مقایسه با دیگران نیست. » (ص 75)
    به عقیده نگارنده کتاب «مشرب عرفانی امام خمینی (ره) و حافظ‏» یعنی اثر حاضر، در صورتی توفیق بیشتر در مقایسه عرفان آن دو عارف نامی، کسب می‏کرد که در شناساندن مبانی عرفانی و آرای معرفتی امام به دیوان ایشان بسنده نمی‏کرد و به تفصیل به متون تخصصی عرفانی از قبیل شرح فصوص ایشان، می‏پرداخت. از طرفی، حافظ را نیز نباید در حد شاعری متوسط و متصنع که در پی استفاده از اصطلاحات رسمی عرفان در شعر است، پایین می‏آوردند. مشرب عرفانی حافظ در نگاه ویژه او به هستی و ترویج مکتب رندی است و به حق نویسنده در هیچ یک از این دو موضوع، نکته تازه و مهمی را باز نگفته‏اند. اساسا تعریف رخ و زلف و قد و خال و خطی که در دیوان حافظ است، براساس آنچه در اصطلاحنامه‏ها آمده است، خطایی است که در روزگار ما هیچ حافظ پژوهی، مرتکب آن نمی‏شود. این خطا در دیوان امام خمینی (ره) نیز خطا است و به صواب مبدل نمی‏شود. عنوان «مشرب عرفانی امام خمینی (ره) و حافظ‏» توقعی که در خواننده برمی‏انگیزد این است که دست کم ریشه‏های درسی، نظری و شخصی عرفان آن دو شناسانده شود و به دعوی و شعار بسنده نگردد.

    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله

    البته پيش از من دوستان و اساتيد فاضلي هستند براي تفسير و توضيح اشعار ؛ ولي بنده هم در حدّ مباحثه و گفتمان در باب اشعار حضرت حافظ موافقم ، اگر دوستان مايل باشند به زودي موضوعي بنام حافظ خواني بسازيم و شروع به
    خواندن و تفكر و تبادل نظر در باب اشعار بكنيم.
    ان شاء الله

    يا حق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    202
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتیجه کنار زدن زلف معشوق حقیقی

    آن یکی گفتا که: ای شیخ کبار ******** خیز و این وسواس را غسلی برآر!

    گفت با او : هر شب از خون جگر *********کرده ام صد بار غسل، ای بیخبر

    آن دگر گفتا: پشیمانیت نیست؟ ********یک نفس درد مسلمانیت نیست؟

    گفت : کس نبود پشیمان بیش از این ****که چرا عاشق نگشتم پیش از این

    آن دگر گفتش که : ای دانای راز ********* خیز و خود را جمع گردان در نماز

    گفت: کو محراب روی آن نگار؟************** تا نباشد جز نمازم هیچ کار



    به سوداي جانان ز جان مشتغل ******** به ذكر حبيب از جهان مشتغل

    به ياد حق از خلق بگريخته********* چنان مست ساقي كه مي ريخته

    نشايد به دارو دوا كردشان*********** كه كس مطلع نيست بر دردشان

    الست از ازل همچنانشان بگوش********* به فرياد قالوا بلي در خروش

    گروهي عمل دار عزلت نشين ************ قدمهاي خاكي، دم آتشين

    به يك نعره كوهي ز جا بركنند ********* به يك ناله شهري به هم بر زنند

    چو بادند پنهان و چالاك پوي ********* چو سنگند خاموش و تسبيح گوي

    سحرها بگريند چندان كه آب********* فرو شويد از ديده شان كحل خواب

    فرس كشته از بس كه شب رانده اند***** سحر گه خروشان كه وامانده اند

    شب و روز در بحر سودا و سوز *********** ندانند ز آشفتگي شب ز روز

    چنان فتنه بر حسن صورت نگار ********** كه با حسن صورت ندارند كار

    ندادند صاحبدلان دل به پوست*********** وگر ابلهي داد بي مغز اوست

    مي صرف وحدت كسي نوش كرد********* كه دنيا و عقبي فراموش كرد





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    مي صرف وحدت كسي نوش كرد********* كه دنيا و عقبي فراموش كرد



    .



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دردل





    خداوندا !

    مگر نه‌اينکه من نيز چون تو تنهايم

    پس مرا درياب

    و به سوي خويش بازگردان ،

    دستان مهربانت را بگشا

    که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم ...


    حافظ هميشه عالي بوده و خواهد بود .


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    9
    گالری
    19



    من ان مرغم که هر شام و سحرگاه ز بام عرش می اید سفیرم


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود