صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معجزات پیامبر(ص) و معصومین (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معجزات پیامبر(ص) و معصومین (ع)




    در این تاپیک قصد داریم معجزات پیامبر (ص) و نیز معجزات و کرامات معصومین (ع) را که موجب اتمام حجت بر خلق و یا تایید و یاری مومنین و اهل ایمان بوده است را بیان کنیم
    دوستان و کاربران گرامی حتی المقدور معجزات را با سند و منبع معتبر بیاورند
    با تشکر
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۰۰:۰۷
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لیلة المبیت


    سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله فردی انتخاب شود وسپس افراد منتخب به هنگام نیمه شب یکباره بر خانه محمد صلی الله علیه و آله و سلم هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق، هم مشرکان از تبلیغات او آسوده می‏شدند وهم خون او در میان قبایل عرب پخش می‏شد ولذا خاندان هاشم نمی‏توانست‏با تمام قبایلی که در ریختن خون وی شرکت کرده بودند به خونخواهی ومبارزه برخیزند.
    فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت ودستور الهی را به او ابلاغ کرد که باید هرچه زودتر مکه را به عزم یثرب ترک کند.
    شب مقرر فرا رسید.مکه ومحیط خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تاریکی شب فرو رفته بود. ماموران مسلح قریش هر یک از سویی به جانب خانه رسول خدا روی آوردند.اکنون پیامبر باید با استفاده از شیوه غافلگیری خانه را ترک کرده، در عین حال، چنین وانمود کند که در خانه است ودر بستر خود آرمیده است. برای اجرای این نقشه لازم بود که فرد جانبازی در بستر او بخوابد وروانداز سبز پیامبر را به خود بپیچد تا افرادی که نقشه قتل او را کشیده‏اند تصور کنند که او هنوز خانه را ترگ نگفته است ولذا توجه آنان فقط معطوف به خانه او شود واز راه عبور ومرور افراد در کوچه وبیرون مکه جلوگیری نکنند. اما کیست که از جان خود بگذرد ودر خوابگاه پیامبر بخوابد؟ این فرد فداکار، لابد کسی است که پیش از همه به وی ایمان آورده است واز آغاز بعثت، پروانه‏وار، گرد شمع وجود او گردیده است. آری، این شخص شایسته کسی جز حضرت علی علیه السلام نیست واین افتخار باید نصیب وی شود.
    از این رو، پیامبر رو به حضرت علی کرد وگفت:مشرکان قریش نقشه قتل مرا کشیده‏اند وتصمیم گرفته‏اند که به طور دسته جمعی به خانه من هجوم آورند ومرا در میان بستر بکشند. از این جهت از طرف خدا مامورم که مکه را ترک کنم. لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابی وآن پارچه سبز را به خود بپیچی تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه‏ام ودر بسترم آرمیده‏ام ومراتعقیب نکنند. وحضرت علی علیه السلام در اطاعت امر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آغاز شب در بستر آن حضرت آرمید.
    چهل نفر آدمکش اطراف خانه پیامبر رامحاصره کرده بودند واز شکاف در به داخل می‏نگریستند ووضع خانه را عادی می‏دیدند وگمان می‏کردند که پیامبر در بستر خود آرمیده است. همه سراپا مراقب بودند وآنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند که جنبش موری از نظر آنان مخفی نمی‏ماند.
    اکنون باید دید که پیامبر اکرم، با این مراقبت‏شدید، چگونه خانه را ترک گفت.
    بسیاری از سیره نویسان بر آنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که آیاتی از سوره یس را قرائت می‏کرد (1) صف محاصره کنندگان را شکافت وآنچنان ازمیانشان عبور کرد که احدی متوجه نشد.امکان این مطلب قابل انکار نیست; چه هرگاه مشیت الهی بر این تعلق گیرد که پیامبر خود را از طریق اعجاز وبه طور غیر عادی نجات دهد، هیچ چیز نمی‏تواند مانع از آن شود. ولی سخن اینجاست که قراین زیادی حکایت می‏کند که خدا نمی‏خواست پیامبر خود را از طریق اعجاز نجات بخشد، زیرا در این صورت لازم نبود که حضرت علی در بستر پیامبر بخوابد وخود پیامبر به غار «ثور» برود وسپس با زحمات زیادی راه مدینه را در پیش گیرد.
    برخی نیز می‏گویند هنگامی که پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود وپیامبر از غفلت آنان استفاده کرد. ولی این نظر دور از حقیقت است وهرگز شخص عاقل باور نمی‏کند که چهل آدمکش که خانه را برای این محاصره کرده بودند که پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بکشند، ماموریت‏خود را آنچنان سرسری بگیرند که همگی با خیال آسوده بخوابند!
    ولی بعید نیست،همان طور که برخی نوشته‏اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریستها، خانه را ترک گفته بود. (2)
    یورش به خانه وحی

    ماموران قریش، در حالی که دستهایشان بر قبضه شمشیر بود، منتظر لحظه‏ای بودند که همگی به خانه وحی یورش آورند وخون پیامبر را که در بسترش آرمیده است‏بریزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏نگریستند واز فرط فرح در پوست نمی‏گنجیدند وتصور می‏کردند که به زودی به آخرین آرزوی خود خواهند رسید. ولی علی علیه السلام، با قلبی مطمئن وخاطری آرام، در خوابگاه پیامبر دراز کشیده بود، زیرا می‏دانست که خداوند پیامبر عزیز خود رانجات داده است.
    دشمنان، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولی به عللی از این تصمیم منصرف شدند وسرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند وماموریت‏خود را انجام دهند. پرده‏های تیره شب به کنار رفت وصبح صادق سینه افق را شکافت. ماموران با شمشیرهای برهنه به طور دسته جمعی به خانه پیامبر هجوم آوردند واز اینکه در آستانه تحقق بزرگترین آرزوی خود بودند از شادی در پوست‏خود نمی‏گنجیدند، اما وقتی وارد خوابگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند حضرت علی علیه السلام را به جای پیامبر یافتند.خشم وتعجب سراپای وجود آنان را فرا گرفت. رو به حضرت علی کردند وپرسیدند محمد کجاست؟! فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من می‏خواهید؟ در این موقع، از فرط عصبانیت‏به سوی حضرت علی علیه السلام حمله بردند واو را به سوی مسجد الحرام کشیدند، ولی پس از بازداشت مختصری ناگزیر آزادش ساختند ودر حالی که خشم گلوی آنان را می‏فشرد تصمیم گرفتند که از پای ننشینند تا جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را کشف کنند. (3)
    قرآن مجید برای اینکه این فداکاری بی نظیر در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طی آیه‏ای جانبازی حضرت علی علیه السلام را می‏ستاید واو را از کسانی می‏داند که جان به کف در راه کسب رضای خدا می‏شتابند:
    ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)
    برخی از مردم کسانی هستند که جان خود را برای تحصیل رضای خداوند از دست می‏دهند; وخداوند به بندگان خود رؤوف ومهربان است.4
    پی‏نوشت‏ها:
    1- منظور آیات هشتم ونهم ازاین سوره است.
    2- سیره حلبی، ج‏2، ص 32.
    3- تاریخ طبری، ج‏2، ص‏97.
    4- مقاله فروغ ولایت ، سبحانی، جعفر؛

    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۶:۵۱
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا

    قرآن ، براى بيان معجزات پيامبران ، يا از اين واژه ها استفاده كرده : 1 . «آيه » (اعراف ، 106 ـ 108) ; 2 . «بيّنه » (اعراف ، 73) ; 3 . «برهان » (قصص ، 31 و 32) و يا به بيان مصاديق معجزات پرداخته است . (اسرا ، 88)(1)
    بيشتر معجزاتى كه قرآن به آنها اشاره فرموده ، مربوط به پيامبران پيشين است ; امّا در مورد معجزات پيامبر اسلام ، قدر مسلم و براساس نظر بيشتر مفسران ، قرآن به سه نوع از آنها اشاره كرده كه عبارتند از : 1 . شقّ القمر كه در اوّلين آيه از سوره قمر به آن اشاره شده است . «انشقّ القمر» يعنى اجزاى قرص ماه از يكديگر جدا و به دو نيم شده ، اين آيه ، به معجزه «شقّ القمر» كه قبل از هجرت در مكه بر اساس پيشنهاد مشركان مكه انجام شد ، اشاره مى كند .(2) 2 . معراج پيامبر كه در اوّلين آيه از سوره هاى اسراء (بنى اسرائيل ) و نجم به آن اشاره شده است . خداوند ، در يك شب ، پيامبر را از مسجدالحرام به بيت المقدّس و از آن جا به سوى آسمانها به معراج برد .(3) 3 . قرآن ، خود از جمله معجزاتى است كه در بسيارى از آيات از جهات مختلفى به معجزه بودنش اشاره شده است . خداوند مى فرمايد : «قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيراً» (اسرا ، 88) اگر جن و انس گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند ، مانند آن را نخواهند آورد ; هرچند برخى از آنها پشتيبان برخى ]ديگر [باشند .
    اعجاز قرآن ، در حدى است كه خداوند ، ديگران را به همانندآورى دعوت كرده است . ويژگى مهم اين معجزه ، جاويدان بودن آن تا روز قيامت است .
    آنگونه كه از آيات قرآن استفاده مى شود (بقره ، 151 و.. .) كار اصلى انبيا ، تعليم و تربيت مردم بوده است و پيامبراكرم نيز در همين راستا افرادى را تربيت كردند كه در صدر اين تربيت يافتگان ، اميرمؤمنان على(عليه السلام) را مى بينيم ، ايشان در كمالات ، به سرحدّ كمال رسيده ، و معصوم نيز بودند ; بنابراين از اين جهت مى توان ايشان را نيز يكى از معجزات پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) دانست .
    **************

    1 : پيام قرآن ،ج 7 ، ص 265 ـ 275
    2 : الميزان ،ج 19 ، ص 57 ـ 62
    3 : الميزان ، ج 13 ، ص 32



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حقیقت معجزه چيست؟




    با سلام وتشكر از خانم سارا به جهت انتخاب موضوع ارزشمند و مورد سوال.. اگر اجازه بفرماييد براي جامعيت بحث ابتدا معني معجزه و فرق آن با سائر امور خارق العاده مثل سحر وكهانت و.. بيان شود تا بعد به مصاديق برسيم. باتشكر........
    واژه «معجزة» از «عجز» ـ مقابل قدرت ـ گرفته شده و از وصفیّت به اسمیّت نقل گردیده و تا را به علامت نقل آورده اند، مانند تای صمدیة، و برخی آن را تای مبالغه می دانند، مانند تا در «علامة»
    امام صادق- علیه السلام - در تعریف معجزه می فرماید: و المعجزه علامهٌ لله لا یعطیها إلا انبیاءهُ و رُسُلَهُ و حججه لیعرف به صدق الصادق من كذب الكاذب.(1)
    «معجزه» نشانه ای از خداوند است كه آن را جز به پیامبران و فرستادگان و حجت های خود نمی دهد، تا به وسیله ی آن، راستگویی (مدّعیان ارتباط با خدا) از مدّعیان دروغین شناخته شوند .
    در توضیح این حدیث شریف باید دانست كه معجزه ـ چنان كه از لفظش پیدا است ـ یعنی عاجز كننده، و آن كار خارق العاده ای است كه نوع بشر، حتی نوابغ در تمام زمانها از آوردن آن عاجز باشند، و اساساً معجزه فراتر از نیروی بشر است و پیامبران به اراده و مشیّت خدا، برای اثبات درستی ادعای رسالت خویش، انجام می دهند و دعوت به «مقابله به مثل» (تحدی) نیز می نمایند.
    قرآن كریم از این واژه به «آیت»، یعنی نشانه و علامت، و نیز به «بیّنه» تعبیر كرده است.
    البته قرآن آثار خلقت خداوند را نیز كه دلیلی قطعی و تردیدناپذیر بر وجود خداوند می باشد، به «آیات» تعبیر كرده است، و اما «آیه» به معنای معجزه، مانند: «قُلْ إِنَّمَا الآیاتُ عِنْدَ اللّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ؛ من فقط بیم دهنده ای آشكارم و آیه ها و نشانه ها نزد خدا (به دست او) است (2)
    و در روایات (از جمله روایت فوق) و فرهنگ متكلمان (از آن نظر كه این نشانه، ناتوانی سایر افراد را آشكار می سازد) به «معجزه» تعبیر شده است.
    قرآن كریم نقل می كند كه مردم هر زمان، از پیامبران زمان خویش تقاضای «آیت» و «معجزه» می كردند و آن ها نیز به درخواست هایی كه معقول و منطقی و در راستای حقیقت جویی بود، پاسخ مثبت می دادند، ولی اگر درخواست ها از سوی مردمی بهانه جو بود و به جهت دشمنی و مبارزه و معارضه با پیامبران صورت می گرفت، چون پیامبران برای اثبات رسالت خویش به مقدار لازم معجزه آورده بودند، به خواسته ی آن ها پاسخ نمی دادند.
    .. و مان كان لِرسول أن یأتی بآیة إلاّ بإذن الله؛(3) هیچ رسولی این حق را نداشت كه آیه و معجزه ای را بدون اذن خدا بیاورد.
    قرآن كریم معجزه های زیادی را برای پیامبران نقل كرده است؛ مانند: زنده كردن مرده، علاج بیماران صعب العلاج و علاج كور مادرزاد، سخن گفتن در گهواره، تبدیل عصا به اژدها، خبر دادن از نهان و آینده و..(4)
    نتيجه :
    از آنچه گفته شد، می توان چهار ركن اساسی برای معجزه بیان كرد:
    1- كاری خارق العاده است كه از حدود توانایی نوع بشر خارج بوده و هیچ كس ـ هر چند نابغه باشد ـ نمی تواند به اتكای نیروی انسانی، همانند آن را بیاورد؛ حتي ساحر وكاهن .
    2- این كار خارق العاده تنها با اذن و مشیّت الهی صورت می گیرد.
    3- همراه با ادعای پیامبری است؛ یعنی آورنده آن، به عنوان یك سند زنده، آن را برای اثبات رسالت انجام دهد.
    4- همراه با «تحدی» است؛ یعنی فراخواندن به معارضه و مقابله به مثل؛ به این ترتیب كه از تمام انسان ها دعوت كند كه اگر می توانند و قدرت دارند، مانند آن را بیاورند.
    بنابراین، اگر یكی از موارد یاد شده در كار نباشد، نمی توان آن را معجزه نامید.
    ادامه دارد...
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    با درود سرکار sara.m عزیز.

    از مطلبتان استفاده کردم، اما داستان با شکلی که شما مرقوم کردید، تناقضات و مشکلاتی دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت ودستور الهی را به او ابلاغ کرد که باید هرچه زودتر مکه را به عزم یثرب ترک کند.
    شما ابتدا فرمودید که فرشته وحی، پیامبر را از نقشه ی ترور مطلع کرده بود، اما زمان آنرا مشخص نکردید. یعنی مشخص نکردید که فرشته در چه زمانی به پیامبر اطلاع رسانی کرد، مثلا یک هفته قبل از شب موعود برای ترور، یک شب قبل، یک ساعت قبل، یک دقیقه قبل؟ برای آنکه بتوانیم دیدگاهی درست و منطقی و معقولانه به قضیه داشته باشیم، باید زمان این وحی را بدانیم. در غیر اینصورت کل داستان در هاله ی از ابهام و دود و غبار گم میشود.

    ایراد اول: ایراد اول این است که اگر بگوییم خداوند در همان شب و در زمانی که نقشه ی مشرکان نزدیک به اجرا شدن بوده، به پیامبر خبر داده است، سوال میکنیم خداوندی که میخواست جان پیامبر را نجات بدهد، چرا زودتر، مثلا یک شب قبل خبر نداد؟ تا اینکه پیامبر فرصت کافی داشته باشد که خیلی زودتر از زمان مقرر برای حمله ی مشرکان، فرار بکند؟ اینگونه هیچ نیازی با متواری شدن پیامبر در زمانی که خانه اش در محاصره بود، نمی باشد!

    اگر بگوییم که خداوند در روزهای قبل پیامبر را آگاه نموده بود، سوال میکنیم پس چرا پیامبری که از نقشه با خبر بود، روز قبل فرار نکرد؟ چرا آنقدر صبر کرد و صبر کرد و صبر کرد، تا مشرکان خانه ی او را محاصر کردند و سپس مجبور شد با ترفند خارج شود. با عقل جور در نمی آید که آدمی که از نقشه ی قتل خودش آگاه است، در منزلش بماند و متواری نشود و تنها زمانی فرار کند که دشمنانش به در خانه رسیده باشند!

    ادامه دارد . . .

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    از طرفی جای دگر گفته اید که:

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    قراین زیادی حکایت می‏کند که خدا نمی‏خواست پیامبر خود را از طریق اعجاز نجات بخشد
    بله من هم قبول دارم که زندگی پیامبر مانند همه ی انسانهای دیگر بوده است. و خداوند قصد نداشته است که زندگی پیامبر را با روشهای غیر طبیعی نجات بدهد. اما شما توجه نکرده اید که خودتان در اول داستان گفته اید که خداوند از طریق فرشته ی وحی پیامبر را از نقشه ی مشرکان با خبر نموده بود. از طرفی اگر پیامبر از نقشه ی مشرکان مطلع نمیشد، مسلما جانش در خطر می افتاد یا حتی کشته میشد.

    ایراد دوم: ایراد دوم این است که در این ماجرا، جان پیامبر بواسطه ی دخالت عوامل غیبی و اطلاع پیامبر از نقشه ی مشرکان از طرق مافوق طبیعی نجات یافته است. بنابراین این داستان و نجات جان پیامبر با اصل زندگی عادی داشتن و عدم نجات جان وی توسط عوامل غیبی تناقض دارد. شما قضیه خروج پیامبر را از خانه در حالیکه نامرئی شده بوده است را بدلیل دخالت عوامل فوق طبیعی رد کرده اید (که البته کار درستی کردید) اما توجه نکردید که اول ماجرا، پیامبر از طریق عالم غیب و فوق طبیعی از نقشه مطلع شده است!


    ادامه دارد . . .


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    ولی بعید نیست،همان طور که برخی نوشته‏اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریستها، خانه را ترک گفته بود.
    ایراد سوم: اگر پیامبر قبل از رسیدن مشرکان خانه را ترک کرده باشد، دیگر نیازی نیست که بخواهد کسی را جای خودش بخواباند! اینکه گفته شود برای وقت کشی بوده تا پیامبر فرصت دور شدن را داشته باشد هم پذیرفته نیست. برای پذیرش این ادعا لازم است که به ایراد اول که مطرح نمودم (در مورد زمان مطلع شدن پیامبر از نقشه) جواب داده شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    ماموران قریش، در حالی که دستهایشان بر قبضه شمشیر بود، منتظر لحظه‏ای بودند که همگی به خانه وحی یورش آورند وخون پیامبر را که در بسترش آرمیده است‏بریزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏نگریستند واز فرط فرح در پوست نمی‏گنجیدند وتصور می‏کردند که به زودی به آخرین آرزوی خود خواهند رسید. ولی علی علیه السلام، با قلبی مطمئن وخاطری آرام، در خوابگاه پیامبر دراز کشیده بود، زیرا می‏دانست که خداوند پیامبر عزیز خود رانجات داده است.
    این عبارت خیلی مشکوک است. مثلا اینکه تنها از شکاف در، آن هم در تاریکی شب، آنها بتوانند تمام زوایای درون خانه را ببینند، بگونه ای که بستر پیامبر را هم زیر نظر بگیرند، خیلی غیر عادی است و بنظر میرسد که این عبارت ساختگی است. شما خودتان امتحان کنید! آیا میتوانید در شب، از شکاف در و در تاریکی، جزئیات درون خانه تان را ببینید؟
    البته بماند که احتمالا خانه ی پیامبر چند اتاق داشته و مسلما ایشان در همان اتاقی که مشرف به در خروجی باشد، نمیخوابیده اند. بلکه احتمالا اتاق خوابی داشته اند.

    ایراد چهارم: اگر قرار بود چنان صحنه سازی بشود که مشرکان تصور کنند که پیامبر در رخت خواب خود است، نیازی نداشته که حتما یک انسان در رخت خواب بخوابد! این بسیار بی تدبیری و بدون از عقل است که یک انسان را در بستری بخوابانند که قرار است دقایقی دیگر، چندین شمشیر بر آن فرود بیایند. خیلی راحتر و کم خطرتر و مدبرانه تر این بود که مسلما چند بالشت یک کیسه یا اجسامی نظیر آن در بستر و زیر ملحفه قرار میگرفت و به نحوی صحنه سازی میشد که دیگران گمان کنند واقعا شخصی در بستر است. البته هر چند که گفته شد اساسا نیازی به این صحنه سازی هم وجود نداشته است.


    ادامه دارد . . .

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.m نمایش پست
    دشمنان، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولی به عللی از این تصمیم منصرف شدند وسرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند وماموریت‏خود را انجام دهند.
    ایراد پنجم: در اینجا قضیه خیلی مبهم است! شما هیچ دلیلی ارائه نکرده اید که چرا مشرکان برنامه ی خودشان را تغییر داده اند و در حالیکه میدانستند که پیامبر در بستر است و همه ی شرایط مهیا ی اقدام بود، اقدام نکردند و آنرا به صبح موکول کردند. شما با گفتن "به عللی از این تصمیم منصرف شدند" اکتفا کرده اید، اما این قابل پذیرش نیست. اتفاقا عقل و تدبیر میگوید که بهتر است این قتل با استفاده از تاریکی و استتار شب انجام بشود، نه اینکه در نور و روشنایی صبح.

    با توجه به تناقضات و ابهاماتی که در این ماجرا وجود دارد، میتوان نتیجه گرفت که واقعیت این ماجرا احتمالا به گونه ی دیگری بوده است و شکل روایت کنونی از آن قابل پذیرش نیست.

    شاید اصل ماجرا اینگونه بوده است: مشرکان برای ترور دسته جمعی پیامبر نقشه میکشند، اما قبل از آنکه نقشه ی خودشان را عملی کنند، فردی از جمع آنان، به آنان خیانت کرده و خبر را به پیامبر میرساند و پیامبر نیز از شهر متواری شده و به سمت یثرب میرود. و احتمالا مشرکان پس از اطلاع از متواری شدن پیامبر، به علی ابن ابیطالب مراجعه میکنند تا از او محل اختفای پیامبر را بپرسند. چرا که گمان میکردند علی ابن ابیطالب از محل اختفای پیامبر مطلع است، اما چون او نیز اطلاع نداشت (یا اطلاع داشت و نگفت)، او را رها میکنند.



    سـبـز و سـر بـلـنـد بـاشـیـد.


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    در لیلة المبیت چند نکته هست که:
    1- اراده خداوند بر اين تعلق گرفته است كه اولياء او نيز مانند ديگران از طريق مجاري طبيعي حل و فصل امور كنند، چنانكه پيامبر(صلی الله علیه وآله) در ليلة المبيت از علل طبيعي اسباب عقلي ( خوابيدن علي در بستر او، پنهان شدن در غار، خروج شبانه از مكه و ...) بهره برد.
    2- علم ، به صورت مطلق در انحصار خداست. احدي با خداوند قابل مقايسه نيست. علوم انبياء و ائمه نيز شمه اي از علم الهي است و قابل مقايسه با علم خدا نيست. مثلا علم به ذات حق ندارند چنانكه فرمود: " ما عرفناك حق معرفتك "حتي علم ائمه با علم حضرت رسول قابل مقايسه نيست مثلا در مسئله وحي قائليم كه مختص به حضرت رسول (صلی الله علیه واله) است و ائمه مورد وحي واقع نمي شوند. پس ائمه عليهم السلام در مقايسه با ساير سالكان طريقت و مردم اعلم هستند در مورد انبياء عليهم السلام مي بايد گفته شود چنين نيست كه مثلا اگر ابراهيم (علیه السلام) مي خواست و توجه مي نمود براي او مكشوف مي شد كه چاقوي او قدرت بريدن نخواهد داشت بلكه خداوند علم به اين امر را از او پنهان داشته است تا آزمايش او به انتهاء برسد "واذا ابتلي ابراهيم ربه فاتمهون " بنابراين برخي از علوم به جهت تربيت و آزمايش بندگان از آنها پنهان مي شود و گاهي نيز اعطاي برخي علوم سبب آزمايش قرار مي دهد. آنچه درباره پيامبر (صلی الله علیه واله) فرموديد از اين قائده مستثني نبوده و علم آن حضرت را نبايد مطلق نسبت به همه امور تصور نمود بلكه به مشيت الهي و مطابق با مصلحت تربيت بندگان خود به آنها اعطا مي شود.


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شاید یکی از رازهای جریان لیلة المبیت، این باشد که خدا میخواست شجاعت و فضیلت علی بن ابی طالب را به همگان اثبات کند کما اینکه اگر پیامبر (ص) به کسی دیگر سفارش میکرد جای او نمی خوابید و این را میتوان در سطوح تاریخ به وضوح مشاهده کرد، و همچنان که حضرت علی (ع) در شورای شش نفره به وسیله این جریان بر همگان احتجاج کرد.
    از «عبدالله بن سليمان» نقل شده: قريش به علي(ع) نگاه ميكردند (و گمان ميكردند پيامبر است) هنگام كه صبح شد ناگهان نگاه كردند و ديدند علي(ع) است گفتند محمد(ص) كجا است؟ گفت: «من آگاهي ندارم»، گفتند ما تعجب ميكرديم هنگامي كه سنگ به سوي تو ميانداختيم پيچ و تاب ميخوردي و از يك پهلو به پهلوي ديگر ميشدي در حالي كه وقتي به سوي محمد(ص) سنگ ميانداختيم تكان نميخورد! و اين آيه دربارة اين ماجرا نازل شده است «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاةِ اللهِ». (شواهد التنزيل 1/100)

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود