جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وحي به پيامبران چطوري بوده؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وحي به پيامبران چطوري بوده؟




    در برخي كتب تاريخي وحديث(صحيح بخاري،صحيح مسلم،تاريخ طبري)در خصوص نخستين وحي به پيامبر(ص)نقل شده :
    عايشه مي گويد: فرشته نزد پيامبر آمد و گفت:بخوان. گفت:خواندن نمي دانم .سه مرتبه وهر بار به سختي او را فشار داد تا اينكه در آخرين بار گفت:بخوان به نام پروردگارت كه آفريد....آنگاه رسول خدا در حالي كه مي لرزيد نزد خديجه آمد و گفت مرا بپوشانيد و...
    با توجه به اينگونه روايات بويژه در كتب اهل سنت : لطفا در خصوص چگونگي وحي به پيامبر بخصوص از طرف فرشته وحي راهنمايي وارشاد فرماييد. خدا از شما راضي باشد.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    قرآن‌پژوهان‌ چگونگي‌ آغاز وحي‌ و اولين‌ برخورد رسول‌الله‌(ص‌)، با پيك‌ وحي‌ را بر اساس‌ آثار حديثي‌ و تاريخي‌ رقم‌ زده‌اند. در چگونگي‌ آغاز وحي‌، منابع‌ حديثي‌ و تاريخي‌، روايت‌هايي‌ را گزارش‌ كرده‌اند، گاه‌ به‌ نقل‌ از عايشه‌ و ديگرگاه‌ به‌ نقل‌ از برخي‌ صحابيان‌ ديگر و بسياري‌ اين‌ نقل‌ها را تلقي‌ به‌ قبول‌ كرده‌اند، اكنون‌ ابتدا متن‌ يك‌ روايت‌ را بياوريم‌ و آن‌گاه‌ چگونگي‌ گزارش‌ قرآن‌پژوهان‌ را و موضع‌ آنان‌ در برابر اين‌ نقل‌ها را:
    آن‌گاه‌ كه‌ محمد(ص‌) در غار حراء با خداي‌ خود خلوت‌ كرده‌ بود، ناگهان‌ ندايي‌ به‌ گوشش‌ رسيد كه‌ او را مي‌خواند. سربلند كرد تا بداند كيست‌؛ با موجودي‌ هولناك‌ مواجه‌ گرديد. وحشت‌زده‌ به‌ هر طرف‌ مي‌نگريست‌، همان‌ صورت‌ وحشتناك‌ را مي‌ديد كه‌ آسمان‌ را پر كرده‌ بود. از شدت‌ وحشت‌ و دهشت‌ از خود بيخود شد و در اين‌ حال‌ مدت‌ها ماند. خديجه‌ كه‌ از تأخير او نگران‌ شده‌ بود، كسي‌ را به‌ دنبال‌ او فرستاد، ولي‌ او را نيافت‌ تا آنكه‌ پيامبر(ص‌) به‌ هوش‌ آمد و به‌ خانه‌ رفت‌، ولي‌ با حالتي‌ هراسناك‌ و خودباخته‌. خديجه‌ پرسيد: تو را چه‌ مي‌شود؟ گفت‌: از آنچه‌ مي‌ترسيدم‌ بر سرم‌ آمد. پيوسته‌ در بيم‌ آن‌ بودم‌ كه‌ مبادا ديوانه‌ شوم‌، اكنون‌ دچار آن‌ شده‌ام‌! خديجه‌ گفت‌: هرگز گمان‌ بد به‌ خود راه‌ مده‌. تو مرد خدا هستي‌ و خداوند تو را رها نمي‌كند. حتماً نويد آينده‌ روشني‌ است‌... سپس‌ براي‌ رفع‌ نگراني‌ كامل‌ پيغمبر(ص‌)، او را به‌ خانه‌ ورقة‌بن‌ نوفل‌ برد و شرح‌ ماجرا رابه‌ او گفت‌. ورقه‌ پرسش‌هايي‌ از پيغمبر(ص‌) كرد، در پايان‌ به‌ وي‌ گفت‌: نگران‌ نباش‌، اين‌ همان‌ پيك‌ حق‌ است‌ كه‌ بر موسي‌ كليم‌ نازل‌ شده‌ و اكنون‌ بر تو نازل‌ گرديده‌ است‌ و نبوت‌ تو را نويد مي‌دهد. گويند اينجا بود كه‌ پيغمبر اكرم‌(ص‌) احساس‌ آرامش‌ كرد و فرمود: دانستم‌ كه‌ پيامبرم‌. «فعند ذلك‌ اطمان‌ باله‌ و ذهب‌ روعة‌ و ايقن‌ انه‌ نبي‌.» (1)

    ×××
    1- سيره‌ ابن‌هشام‌، 1/237؛ تاريخ‌ طبري‌، 2/300؛ جامع‌البيان‌، 1/317؛ صحيح‌ مسلم‌، 1/252؛ صحيح‌ مسلم‌، 1/252؛


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    ادامه




    بنام خدا
    چگونگي‌ آغاز وحي‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ چنانچه‌ بیان شد‌ گونا‌گون‌ ذکر‌ شده‌ است‌، آنچه‌ را ما آورديم‌ متن‌ تاريخ‌ طبري‌ است‌، منابع‌ ديگري‌ را كه‌ در پانوشت‌ها ياد كرده‌ايم‌ كمابيش‌ آنچه‌ را كه‌ آورديم‌ گزارش‌ كرده‌اند. (1) اين‌ نقل‌ها نه‌ با چگونگي‌ پيوند رسولان‌ با ملكوت‌ سازگاري‌ دارد و نه‌ با نقل‌هايي‌ كه‌ روشنگر آن‌ است‌ كه‌ پيامبر پيش‌ از هنگامه‌ بعثت‌ حقايق‌ عِلوي‌ را چونان‌ روز روشني‌ در مي‌يافت‌ (و اين‌ حقيقت‌ از خود عايشه‌ نيز نقل‌ شده‌ است‌)، نه‌ با عصمت‌ پيامبر سازگار است‌ و نه‌...، شگفتا محمد(ص‌)، پيك‌ وحي‌ را مي‌بيند، و او به‌ صراحت‌ رسالت‌ او را اعلام‌ مي‌كند، اما محمد به‌ جاي‌ آنكه‌ دلش‌ آرام‌ گيرد و با اين‌ پيوند ملكوتي‌ جانش‌ بشكفد، ناآرامي‌ وجودش‌ را فرا مي‌گيرد و فقط‌ با كلام‌ «ورقة‌ بن‌ نوفل‌» آرام‌ مي‌گيرد!!
    محتواي‌ يكي‌ از اين‌ نقل‌ها را علامه‌ سيد شرف‌الدين‌ عاملي‌ در ضمن‌ نامه‌اي‌ بلند و در پاسخ‌ ناهنجارگويي‌هاي‌ دانشمند بلندآوازه‌ دمشقي‌ محمد كرد علي‌ عليه‌ تشيع‌، به‌ نقد كشيده‌ و نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ سند اعتبار ندارد و به‌ لحاظ‌ محتوا با اصول‌ مسلم‌ خداشناسي‌ و پيامبرشناسي‌ در تضاد و تنافي‌ است‌، (2) اما متأسفانه‌ قرآن‌پژوهان‌ و بسياري‌ از آنان‌كه‌ در علوم‌ قرآني‌ قلم‌ زده‌اند از پي‌آمدهاي‌ ناشايسته‌ اين‌ نقل‌ها آگاه‌ نگشته‌، هر يك‌ به‌ گونه‌اي‌ چگونگي‌ آغاز وحي‌ يا اولين‌ آيات‌ نازله‌ از قرآن‌ را به‌ اين‌ نقل‌ها مستند كرده‌اند.
    ××××
    1: آقاي‌ علي‌ دواني‌ در مقاله‌اي‌ بلند و ارجمند تمام‌ اين‌ نقل‌ها را آورده‌ و نقد كرده‌اند، و افزون‌ بر آن‌ چون‌ تباه‌ بودن‌ محتواي‌ اين‌ نقل‌ها را در چگونگي‌ آغاز وحي‌ نشان‌ داده‌اند، با تكيه‌ بر روايات‌ منقول‌ از معصومان‌(ع‌) چهره‌اي‌ پذيرفتني‌ و شايسته‌ از آغاز وحي‌ را ترسيم‌ كرده‌اند، يادنامه‌ طبري‌، مقاله‌ «آغاز وحي‌ و بعثت‌ پيامبري‌ در تاريخ‌ و تفسير طبري‌»، صص‌ 157-208»
    2:الي‌ المجمع‌ العلمي‌ العربي‌ بدمشق‌/ 82، علامه‌ شرف‌الدين‌ بدين‌ حديث‌ در كتاب‌ بس‌ ارجمند خويش‌ «النص‌ و الاجتهاد» نيز پرداخته‌ است‌. چگونگي‌ نقد اين‌ بزرگوار در هر دو كتاب‌ يكسان‌ است‌. النص‌ و الاجتهاد /420.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۹:۱۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما ادامه




    بنام خدا
    آقاي‌ ابوعبدالله‌ زنجاني‌(ره‌)، روايتي‌ را كه‌ در صحيحين‌ آمده‌ است‌، آورده‌ و بر اساس‌ آن‌ آغاز وحي‌ را گزارش‌ كرده‌ است‌. بر اساس‌ اين‌ نقل‌، فرشته‌ وحي‌ بر پيامبر ظاهر مي‌شود و چنان‌ او را مي‌فشرد كه‌ پيامبر احساس‌ مي‌كند در حال‌ جان‌ دادن‌ است‌ و مي‌گويد: «بخوان‌»!! و پيامبر مي‌گويد: نمي‌توانم‌ بخوانم‌ و...، آن‌گاه‌ چون‌ برمي‌گردد و سراسر وجودش‌ را ترديد و دلهره‌ فرا مي‌گيرد و...، بالاخره‌ خديجه‌ به‌ نزد ورقة‌ بن‌ نوفل‌ مي‌رود و او از پيامبري‌ محمد(ص‌) خبر مي‌دهد و دل‌ پيامبر آرام‌ مي‌گيرد. (1)
    اين‌ متن‌ همان‌ است‌ كه‌ علامه‌ شرف‌الدين‌ آن‌ را نقادي‌ كرده‌ است‌ و از جمله‌ در نقد آن‌ نوشته‌ است‌:«بر اساس‌ اين‌ روايت‌ العياذ بالله‌ پيامبر پس‌ از گفت‌وگو با فرشته‌ وحي‌ نيز در امر رسالت‌ ترديد دارد... ما در فشردن‌ فرشته‌ وحي‌ پيامبر را و... انديشيديم‌ و علت‌ شايسته‌اي‌ بدان‌ نيافتيم‌... بويژه‌ آنكه‌ برخي‌ از شارحان‌ صحيح‌ بخاري‌ گفته‌اند اين‌ حالت‌ ويژه‌ پيامبر بوده‌ است‌.پيامبر در جواب‌ فرشته‌ وحي‌ گفت‌: نمي‌توانم‌ بخوانم‌!! آيا محمد(ص‌) چنين‌ پنداشت‌ كه‌ فرشته‌ وحي‌ مي‌گويد چيزي‌ را بخوان‌ (كه‌ متأسفانه‌ برخي‌ نيز چنين‌ پنداشته‌اند) (2) يعني‌ فرشته‌ وحي‌ انجام‌ چيزي‌ را خواست‌ كه‌ مقدور رسول‌الله‌ نبود و...» (3)
    اين‌ نقل‌ را قرآن‌پژوهان‌ ديگري‌ نيز به‌ هنگام‌ بحث‌ از چگونگي‌ آغاز وحي‌ آورده‌ و آن‌ را پذيرفته‌اند، مرحوم‌ دكتر محمود راميار در ذيل‌ عنوان‌ «آغاز وحي‌» گونه‌هايي‌ از اين‌ روايات‌ را آورده‌ و بويژه‌ بر حديث‌ عايشه‌ تكيه‌ كرده‌ و آن‌ را «معتبرتر» شمرده‌ است‌. (4) آقاي‌ دكتر سيد محمدباقر حجتي‌ نيز چگونگي‌ آغاز وحي‌ را بر پايه‌ اين‌ روايات‌ و با گزينش‌ از كتاب‌ مرحوم‌ راميار گزارش‌ كرده‌ است‌. (5)محمد طاهر كردي‌ مكي‌ نيز بحث‌ از آغاز وحي‌ را بر روايت‌ عايشه‌ و به‌ نقل‌ از صحيح‌ بخاري‌ استوار داشته‌ است‌؛ (6)

    ××××
    1: تاريخ‌ القرآن‌/ 66، 88، از چاپ‌ آقاي‌ محمد عبدالرحيم‌.
    2:الروض‌ الانف‌، 2/396.
    3:النص‌ و الاجتهاد، پيشين‌. شگفتا كه‌ برخي‌ از عالمان‌ و محدثان‌ اهل‌ سنت‌، اين‌ روايت‌ را استوار دانسته‌ و بدين‌ روايت‌ استناد كرده‌اند كه‌ «تكليف‌ ما لايطاق‌» جايز است‌. فتح‌ الباري‌، 8/551، ارشادي‌ الساري‌، 1/63، الصحيح‌ من‌ سيرة‌النبي‌ الاعظم‌، 2/297.
    4: تاريخ‌ قرآن‌ /56.
    5: پژوهشي‌ در تاريخ‌ قرآن‌ كريم‌ /35.
    6:تاريخ‌ القرآن‌ /26.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنا م خدا
    برادر گرامی
    پاسخهای بالا از مقاله یکی از قرآن پژوهان گرامی به نام محمدعلي مهدوي راد بود که براتون آوردم

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    به نام خداوند بخشاينده مهربان




    از شما سپاسگزارم
    مساله وحي، بويژه اولين وحي وآغاز بعثت در برخي كتب تاريخ و حديث نقل شده كه با معيارهاي حديث و تاريخ سازگاري ندارد ومورد استقبال اسلام ستيزان ويك سري افراد مرتد مثل سلمان رشدي قرار گرفته است كه شايسته است در اين خصوص بيشتر در آيات و روايات تحقيق شود تا ذهن پرسشگر نسل جوان را قانع كند. به هر حال متشكرم.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط فيروز علي پور نمایش پست
    :rose::rose:از شما سپاسگزارم
    مساله وحي، بويژه اولين وحي وآغاز بعثت در برخي كتب تاريخ و حديث نقل شده كه با معيارهاي حديث و تاريخ سازگاري ندارد ومورد استقبال اسلام ستيزان ويك سري افراد مرتد مثل سلمان رشدي قرار گرفته است كه شايسته است در اين خصوص بيشتر در آيات و روايات تحقيق شود تا ذهن پرسشگر نسل جوان را قانع كند. به هر حال متشكرم.:rose::rose:
    اگر سوال یا شبهه ای در مورد آغاز بعثت ، اولین وحی و مسائل مربوط به آن در ذهن شما وجود دارد در همین تاپیک مطرح بفرمایید تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۰:۰۹
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    «وحى» پيام پنهانى است كه به صورت اشاره و با سرعت انجام مى گيرد.
    واژه «وحى » در قرآن كريم به چند معنا آمده است ; از جمله :
    1. اشاره پنهانى: چنان كه درباره حضرت زكريا(عليه السلام) در قرآن آمده: «فخرَجَ على قومِه مِنَ المِحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بُكرةً و عَشيّاً; (مريم ،11) او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد، و با اشاره به آنها گفت : «]به شكرانه اين موهبت ، [صبح و شام خدا را تسبيح گوييد.»
    2. هدايت غريزى: يعنى رهنمودهاى طبيعى كه در نهاد تمام موجودات به امانت نهاده شده ; چنان كه خداوند مى فرمايد: «و أوحى ربّك إلى النّحل ...; (نحل ،68) پروردگارت به زنبور عسل وحى ]= الهام غريزى[ كرد ...»
    3. الهام (سروش غيبى ); چنان كه قرآن كريم درباره مادر موسى(عليه السلام) از اين وحى استفاده فرموده است . (ر. ك : سوره طه ، آيه 40)
    4. وحى رسالى: فقط مخصوص پيامبران الهى است ; چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «نحنُ نَقصّ عليك أحسن القصص بما أوحينا إليك هذا القرءان; ما بهترين سرگذشت ها را از طريق اين قرآن ـ كه به تو وحى كرديم ـ بر تو بازگو مى كنيم ; و مسلماً پيش از اين، از آن خبر نداشتى ».
    قرآن كريم براى وحى رسالى سه قسم ذكر مى فرمايد; چنان كه در سوره شورى آيه 51، به اين اقسام اشاره شده است :
    1ـ وحى مستقيم : اين نوع ، القاى مستقيم وحى و بدون واسطه بر قلب پيامبر است .
    2ـ خلق صوت: اين نوع با رسيدن وحى به گوش پيامبر به گونه اى كه كسى جز او نشنود ايجاد مى شود; مانند: آن كه بر حضرت موسى به ويژه در كوه طور نازل شد; به تعبير ديگر، به اين قسم از وحى تكلم از پشت پرده و حجاب مى گويند.
    3ـ به وسيله و واسطه فرستادن فرشته كه وحى را به پيامبر مى رساند و پيامبر بعضى وقت ها آن فرشته را مى بيند و بعضى مواقع نمى بيند; اما صداى او را مى شنود; بنابراين ، وحى رسالى فقط بر پيامبران الهى نازل مى شود.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود