صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلائل تجرد روح :

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دلائل تجرد روح :




    1- موجودات:
    در یک تقسیم بندی کلی موجودات به دو نوع مادی و غیر مادی قابل تقسیم است.موجودات مادی آن هایی هستند که ما همه روزه آن ها را در جهان مادی درک می کنیم. این موجودات دارای ابعاد(طول،عرض و ارتفاع)، جرم و وزن و زمان و مکان هستند و قابل تقسیم می باشند.
    نوع دیگری از موجودات،موجودات غیر مادی هستند که به آن ها مجرد نیز می گویند. مجرد یعنی تجرید یافته و جداشده از موجودات مادی.
    خود موجودات مجرد نیز به دو نوع تقسيم مي شوند:
    1- نیمه مجرد و 2- مجرد محض قابل تقسیم هستند. موجودات نیمه مجرد؛موجودات مثالی و برزخی نیز نامیده می شوند(برزخ در این جا به معنای میان ماده و کاملاًمجرد می باشد). موجودات نیمه مجرد موجوداتی هستند که برخی از خصوصیات ماده را دارا می باشند؛ خصوصیاتی مثل رنگ،شکل و اندازه. نمونه ی این موجودات را می توان؛موجوداتی که در خواب می بینیم و همچنین موجوداتی که در ذهنمان همواره با آن سر و کار داریم مثال زد. این موجودات رنگ و شکل و اندازه دارند ولی نمی توان برای آن ها جرم و حجم و ... در نظر گرفت؛ می توان گفت که این موجودات حقایقی هستند که جایگیر نمی باشند.
    نوع دوم از موجودات غیر مادی موجودات مجرد محض هستند که خود نیز به دو نوع نفس و روح و عقل و ملائکه قابل تقسیم است.
    موجودات کاملاً مجرد هیچ کدام از خصوصیات ماده را ندارند، به همین دلیل است که به آن ها مجرد محض نیز می گویند.
    نوع اول موجودات مجرد محض نفس و روح هست که تدبیر بدن و جسمی را بر عهده دارد و نوع دوم عقل و ملائکه می باشد که این بر خلاف نفس و روح تدبیر بدنی را بر عهده ندارند.
    يك نكته مهم :
    البته فرق ممكن الوجودمجرد با واجب الوجود مجرد اينه كه : ممكن الوجود مجرد ماهيت وحد وتعريف دارند ولي واجب الوجود ماهيت (نداري ) ونقص ندارد.
    تعریف روح
    به طور خلاصه روح موجود(وجود)ی مجرد است که حیات و زندگی اعضای بدن به آن وابسته است. روح از آنجا که غیر مادی و مجرد است، نباید هیچ کدام از خصوصیات ماده را دارا باشد. زندگی موجود زنده وابسته به روح است، و در صورت نبودن روح فعالیت اعضا از کار می افتد و مرگ در می رسد.
    ادامه دارد...........
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيات و روايات در اثبات روح ونفس:




    2- آيات و روايات در اثبات روح ونفس:
    1- فاذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين (1) هنگامي كه آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش او به سجده درافتيد .
    2- الله يتوفي الانفس حين موتها ... (2) خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ستاند.
    3- يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي وما اوتيتم من العلم الا قليلا(3) و در باره روح از تو مى‏پرسند بگو روح فرمان پروردگار من است و به شما از آن جز اندك دانشی داده نشده است. و.........
    رمز انتساب روح به خدا
    خداوند در قرآن ميفرمايد: و نفخت فيه من روحي (4) از روح خودم در او دميدم . خدا روح نفخ شده را به خودش نسبت ميدهد.
    اين اسناد روح به خدا با اين كه همه موجودات مال خداست در حقيقت يك نحوه اسناد تشريفي است .(5) ارواح مختلف اند ولي آن ارواحي را كه بيشتر به مرحله تجرد و كمال نزديك اند، ميشود به روح الله تعبير كرد; نظير: "بيت الله" كه به خانه كعبه ميگويند، خدا كه مكان ندارد اما انتساب كعبه به خدا زيادتر از انتساب خانه ما به خداست، هرچند خانه ما هم ملك خداست و كعبه هم ملك خداست، اما چون خدا احترامي براي آن خانه قائل است به "بيت الله" تعبير شده است .
    "روح" هم در اينجا به اين معني نيست كه در خدا روحي هست و از آن روح قسمتي بيرون ميآورد و به آدم ميدمد، بلكه چون روح از "عالم امر" يعني از عالم مجردات است، به خداوند نزديك باشد. باشد
    چرا تعبير به نفخ شده است ؟
    "نفخ" در اينجا استعاره است .(6) خدا كه فوت نمي كند اما در حقيقت خداوند با قدرت خودش روح در آن ايجاد كرد، به طوري كه نفخ سبب شد روح در همه آن كالبد جريان يابد; منظور اين است كه خدا وقتي روح را در آدم ايجاد كرد، چنين نبود كه در يك نقطه خاصي باشد، روح و جان وقتي كه در كالبد وارد شود در همه جا هست . از امام علي عليه السلام. وخرجت الروح من جسده فصار جيفة بين اهله... (7) روح از جسد دنيوي بيرون ميرود دراون هنگام جسد يك مردار دربين اهلش ميشود.!
    پي نوشت:
    1- سوره حجرات آيه 29 / سوره ص آيه 72
    2- سوره زمر آیه 42
    3- سوره اسراء آیه 85
    4- سوره حجرات آيه 29
    5- تشريفي : يعني براي فهماندن شرافت و موقعيت روح انسان، خداوند آن را به خودش نسبت ميدهد.
    6- "استعاره" نوعي مجاز است كه كلمه اي را در معناي مجازي آن كه نوعي مناسبت و شباهت با معناي حقيقي آن دارد استعمال ميكنند.
    7- نهج البلاغه خطبه 112
    ادامه دارد...........
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    1- موجودات:
    در یک تقسیم بندی کلی موجودات به دو نوع مادی و غیر مادی قابل تقسیم است.موجودات مادی آن هایی هستند که ما همه روزه آن ها را در جهان مادی درک می کنیم. این موجودات دارای ابعاد(طول،عرض و ارتفاع)، جرم و وزن و زمان و مکان هستند و قابل تقسیم می باشند.
    نور در حالت موج فاقد جرم سکون است ؛ همین طور دارای طول و عرض و ارتفاع نیست ، آیا موج غیر مادی است ؟
    این تعاریف شما با علم ناسازگار و بی ارزش است. مربوط به زمانی است که فلاسفه از فیزیک کوانتوم چیزی نم یدانستند.
    موجودات در تقسیم بندی کلی به بوزون ها و فرمیون ها تقسیم میشوند جان من.
    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت به دقت بيشتر




    [quote=alijohar;113788]
    نور در حالت موج فاقد جرم سکون است ؛ همین طور دارای طول و عرض و ارتفاع نیست ، آیا موج غیر مادی است ؟
    این تعاریف شما با علم ناسازگار و بی ارزش است. مربوط به زمانی است که فلاسفه از فیزیک کوانتوم چیزی نم یدانستند.
    موجودات در تقسیم بندی کلی به بوزون ها و فرمیون ها تقسیم میشوند جان من.
    سلام.. جناب عليجوهر..
    هر چند بعد از آخرين پستهاي موضوعات قبل و پاسخ به شبهات شما و ... مدتي نبوديد !
    اما تقاضا ميشه اگه ميخوايد وارد بحث شويد .
    اولا : منطقي ومستدل باشه..
    ثانيا: پي گير بحث باشيد ... نه جسته و گريخته..
    ثالثا: بينك وبين الله تابع حكم عقل سليم درنتيجه..
    اما دقت بفرما جناب عليجوهر:
    نور هم در بيان فوق( هر وجود ازقسم بيشتر نيست .. مادي يا مجرد) گنجانده هست. كسي الان درصد اين نبود كه بگه نور مادي هست يا غير مادي...
    و ناخواسته عرض حقير را تاييد نموديدكه: پس نور اگر مادي نيست قطعا غير مادي است. وگرنه شما از نظر عقلي نوع سومي نداريد.!!
    فيزيك كوانتوم .. تمام همش در عالم ماد ه هست..
    پس باز هم در يكي از دو تقسيمي كه گفتم قرار گيرد(مادي يا غير مادي)
    كمي بيشتر دقت بفرما. موفق باشيد
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۷/۱۲/۰۳ در ساعت ۱۰:۳۷
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE]
    [quote=hoseintabar;113827]
    نقل قول نوشته اصلی توسط alijohar نمایش پست
    سلام.. جناب عليجوهر..
    هر چند بعد از آخرين پستهاي موضوعات قبل و پاسخ به شبهات شما و ... مدتي نبوديد !

    من چون وظیفه شرعی خود میدانم شبهات علمی ؛ دینی و علمی شما را رفع کنم همیشه پای بحث ها هستم و این شمایید که دائما به حاشیه میزیند.


    اما تقاضا ميشه اگه ميخوايد وارد بحث شويد .
    اولا : منطقي ومستدل باشه..
    ثانيا: پي گير بحث باشيد ... نه جسته و گريخته..
    ثالثا: بينك وبين الله تابع حكم عقل سليم درنتيجه..
    لم تقولون ما لا تفعلون ؟



    اما دقت بفرما جناب عليجوهر:
    نور هم در بيان فوق( هر وجود ازقسم بيشتر نيست .. مادي يا مجرد) گنجانده هست. كسي الان درصد اين نبود كه بگه نور مادي هست يا غير مادي...
    و ناخواسته عرض حقير را تاييد نموديدكه: پس نور اگر مادي نيست قطعا غير مادي است. وگرنه شما از نظر عقلي نوع سومي نداريد.!!
    1- شما نفرمودید "وجود" ؛ فرمودید "موجود" و این دو با هم فرق دارند.
    2-
    خواستم مثال نقض تقسیم بندی شما را بیارم ؛ حالا بفرمایید ببینم نور مادی است یا نه ؟
    3- چرا "وجود" را به مادی و غیر مادی تقسیم کنیم ؟ ایا بوزون و فرمیون بهتر نیست ؟
    4- لازم است تعریف دقیقی از ماده ارائه دهید ؛ چیزی که همیشه فرار کرده اید.
    5- هر چیزی به x و غیر x تقسیم میشود ، به شرطی که x نقیض غیر x باشد . و نوع سومی هم نیست ؛ آیا ماده نقیض غیرماده است. ؟ مثلا من میگویم نور در عین حال که مادی است غیر مادی هم هست ؛ چون ماده و غیر ماده نقیض هم نیستند.



    فيزيك كوانتوم .. تمام همش در عالم ماد ه هست..

    خیر ؛ فیزیک کوانتوم تما همش در "آنچه دریافتنی" است .اشتباه شما اینجاست.


    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [u مجرد یعنی تجرید یافته و جداشده از موجودات مادی.
    1- این تعریف خطاست. موجود مجرد موجودی است که از جنس جرم/انرژی نباشد. هر "چیزی " که به نحوی از انحا ثابت شود ؛ خصوصیتی از خواص جرم/انرژی را داشته باشد مادی است. مثل تفکر کردن و خواب دیدن.همگی مادی صد در صد هستند.




    خود موجودات مجرد نیز به دو نوع تقسيم مي شوند:
    1- نیمه مجرد و 2- مجرد محض قابل تقسیم هستند. موجودات نیمه مجرد؛موجودات مثالی و برزخی نیز نامیده می شوند(برزخ در این جا به معنای میان ماده و کاملاًمجرد می باشد). موجودات نیمه مجرد موجوداتی هستند که برخی از خصوصیات ماده را دارا می باشند؛ خصوصیاتی مثل رنگ،شکل و اندازه. نمونه ی این موجودات را می توان؛موجوداتی که در خواب می بینیم و همچنین موجوداتی که در ذهنمان همواره با آن سر و کار داریم مثال زد. این موجودات رنگ و شکل و اندازه دارند ولی نمی توان برای آن ها جرم و حجم و ... در نظر گرفت؛ می توان گفت که این موجودات حقایقی هستند که جایگیر نمی باشند.
    مطابق تعریف ؛ مجرد ؛ مجرد است ؛ نیمه مجرد و ... تعریف دقیقی نیستند ؛
    تصاویر ذهنی همگی مادی هستند ؛ گرچه عین موجود مادی نیستند ؛ اما "تصاویر " مادی آنها هستند. این را علم ثابت کرده ؛ نظیر عکس دیجیتالی که از کسی میگیریم و داخل رم کامپیوتر است ؛ آیا این تصویر نیمه مجرد است ؟!
    این تصویر ذهنی باعث تغییرات در چیدمان ماده میشوند پس مادی هستند.



    نوع دوم از موجودات غیر مادی موجودات مجرد محض هستند که خود نیز به دو نوع نفس و روح و عقل و ملائکه قابل تقسیم است.

    نوع اول موجودات مجرد محض نفس و روح هست که تدبیر بدن و جسمی را بر عهده دارد
    تدبیر بدن یعنی چی ؟ این حرف های قرون وسطی است.بدن تحت کنترل مغز تدبیر میشود ؛ که کاملا مادی است. مغز با تغییرات مادی در چیدمان خود ؛ تغییر چیدمان در بدن را باعث میشود. این را علم میگوید.



    و نوع دوم عقل و ملائکه می باشد که این بر خلاف نفس و روح تدبیر بدنی را بر عهده ندارند.
    پس عقل با روح فرضی شما فرق دارد. این غلط است.


    يك نكته مهم :
    البته فرق ممكن الوجودمجرد با واجب الوجود مجرد اينه كه : ممكن الوجود مجرد ماهيت وحد وتعريف دارند ولي واجب الوجود ماهيت (نداري ) ونقص ندارد.
    ما چیزی به نام ممکن الوجود نداریم. هر چه هست واجب است.



    تعریف روح
    به طور خلاصه روح موجود(وجود)ی مجرد است که حیات و زندگی اعضای بدن به آن وابسته است. روح از آنجا که غیر مادی و مجرد است، نباید هیچ کدام از خصوصیات ماده را دارا باشد. زندگی موجود زنده وابسته به روح است، و در صورت نبودن روح فعالیت اعضا از کار می افتد و مرگ در می رسد.
    برای این ادعای های شعار گونه دلیل هم دارید ؟

    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روح خدا را به روح ارسطو و افلاطون پیوند نزنید .
    در فرایند تکامل انواع ؛ انسان میمون نما ؛ دارای عقل و خرد شد ؛ این یعنی "از روح خودم در او - آدم- دمیدم" ؛ و آدم پیدا شد.
    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    264
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=alijohar;113850][quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست

    من چون وظیفه شرعی خود میدانم شبهات علمی ؛ دینی و علمی شما را رفع کنم همیشه پای بحث ها هستم ....

    لم تقولون ما لا تفعلون ؟

    1- شما نفرمودید "وجود" ؛ فرمودید "موجود" و این دو با هم فرق دارند.
    2-
    خواستم مثال نقض تقسیم بندی شما را بیارم ؛ حالا بفرمایید ببینم نور مادی است یا نه ؟
    3- چرا "وجود" را به مادی و غیر مادی تقسیم کنیم ؟ ایا بوزون و فرمیون بهتر نیست ؟
    4- لازم است تعریف دقیقی از ماده ارائه دهید ؛ چیزی که همیشه فرار کرده اید.
    5- هر چیزی به x و غیر x تقسیم میشود ، به شرطی که x نقیض غیر x باشد . و نوع سومی هم نیست ؛ آیا ماده نقیض غیرماده است. ؟ مثلا من میگویم نور در عین حال که مادی است غیر مادی هم هست ؛ چون ماده و غیر ماده نقیض هم نیستند.



    خیر ؛ فیزیک کوانتوم تما همش در "آنچه دریافتنی" است .اشتباه شما اینجاست.
    هر چند مطلب علمي نيافتيم..... اما
    اگر ملا صدرا را كه گهي به باد كفر از سوي دانشمندان متهم ميكنيدش وگه براي سخني ازو استنا دميكنيد قبول داريد. لطف كنيد كتاب اسفار الاربعه ايشان در انواع وجود (موجود )را مطالعه كنيد تا بدقت متوجه شويد كه موجود از وجود مشتق شده
    لطفا قانون نسبيت يا فيزيك كوانتوم انشتين و... را مطالعه بفرما... متوجه ميشويد كه كانتوم فقط در عالم ماده حرف ميزند. و چيزي از غير ماده نميداند.
    موضوع بحث دلائل اثبات تجرد روح است .. دقت كنيد مباحث را قاطي نكنيد.
    جهت اطلاع بيشتر به اين كتب مراجعه كنيد.
    1- رادفورد، واتسون، هولتون، طرح فيزيك هاروارد، احمد خواجه نصير طوسي و هوشنگ شريف‌زاده، (تهران، انتشارات فاطمي)، ج 5 و 6، بخش 20
    2- آلمراي، اندرسون، فيزيك نوين و مكانيك كوانتومي، كياست پور، پرورش و عميقيان، (تهران، مركز نشر دانشگاهي، بي‌تا)، ص 321.

  13. تشکرها 2


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    452
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE]
    [quote=bababozorg;113897][quote=alijohar;113850]

    هر چند مطلب علمي نيافتيم..... اما
    اگر ملا صدرا را كه گهي به باد كفر از سوي دانشمندان متهم ميكنيدش وگه براي سخني ازو استنا دميكنيد قبول داريد. لطف كنيد كتاب اسفار الاربعه ايشان در انواع وجود (موجود )را مطالعه كنيد تا بدقت متوجه شويد كه موجود از وجود مشتق شده

    1- بر اساس نظریه توحید هیچ انسانی مطلق نیست ؛ ما نباید یا "دربست "کسی را قبول کنیم یا در بست رد !
    2- من ملا صدرا را متهم نکردم ؛ علمای اعلام و حجج اسلام زمان خودش متهمش کردند ؛ همان کاری که با عین القضاه و حلاج و سهروردی و ... کردند.
    3- اشتقاق لغوی موجود از وجود ، دلیل هم معنی بودن آن در بحث های دقیق فلسفی نیست، همان طور که وجود هم از وُجُدُ مشتق میشود و وجد یعنی واجد شد آن مرد مذکر مغایب در زمان گذشته !



    لطفا قانون نسبيت يا فيزيك كوانتوم انشتين و... را مطالعه بفرما... متوجه ميشويد كه كانتوم فقط در عالم ماده حرف ميزند. و چيزي از غير ماده نميداند.

    اما دوست دانشمند شما پذیرفت نور در حالت موج "نیمه مجرد" است ؛ تکلیف چیست ؟

    موضوع بحث دلائل اثبات تجرد روح است .. دقت كنيد مباحث را قاطي نكنيد.
    جهت اطلاع بيشتر به اين كتب مراجعه كنيد.
    چیزی را میخواهید اثبات کنید مجرد است که :
    1- تعریف دقیق ماده و مجردتان ایراد دارد.
    2- تعریف درستی از روحتان ندارید .
    3- بیخودی روح خدا را به روح ارسطو و افلاطون پیوند میزیند.که چی ؟


    در "لا احب الافلین " پاکی ز صورت ها یقین
    در پیش چشم های غیب بین ؛ هر دم زتو تمثال ها

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام واحترام ...
    جناب عليجوهر .... از شما براي چندمين بار درخواست ميشه اگر واقعا بدنبال مباحث علمي وحقيقت هستيد.. از كلي گويي و نسبت ناروا دادن و بدون سند سخن گفتن و هر وقت از پاسخ درمانده شديد درخواست پول كردن و... پرهيز كنيد و بحثها را از روال علمي ومنطقي خارج نكنيد....
    مثلا چه كسي از نور بحث كرده كه مجرد يا نيمه مجرد است كه شما نسبت دروغ ميديد كه‌:
    (((اما دوست دانشمند شما پذیرفت نور در حالت موج "نیمه مجرد" است ؛ تکلیف چیست ؟)))
    آن دوست كي بود وكجا گفت ؟
    در صورت تكرار اينگونه اتهامان ونسبتهاي بي دليل ونادرست پستهاي لغو حذف ميگردد.
    البته اگه مايليد تاپيك مستقل بزنيد تا هر چه دوست داريد بنويسيد تا ...
    اميدوارم بدنبال حقيقت باشيد.
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  16. تشکر


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود