جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مصايب پيامبر(ص) برای رسیدن انسان به تکامل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    مصايب پيامبر(ص) برای رسیدن انسان به تکامل





    رسول خداوند(ص) در مسير هدايت انسان‌ها رنج‌هاي بسياري را تحمل کرد. مشرکان در آزار آن حضرت، هر چه در توان داشتند، انجام دادند؛ رفتارهايي که قلب نازنين حضرت خاتم(ص) را آزرده مي‌کرد.درحالي که پيامبر اکرم(ص) براي هدايت مردم بسيار مي‌کوشيد. در قرآن کريم، چنين آمده است:
    «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» (توبه/128)
    «به يقين، رسولي از خود شما به سويتان آمد که رنج‌هاي شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است».


  2. تشکرها 4


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    ان شاء الله با کمک دوستان و کاربران،این تاپیک تبدیل میشود به مکانی برای ذکر مصائب ومشکلات نبی مکرم اسلام(ص) و اهل بیت(ع) .
    هریک از دوستان نمونه هایی از این مصائب را ذکر کند تا ان شاء الله قدر این نعمت الهی (اسلام)را بیشتر از قبل دانسته و بدان افتخار کنیم.


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از مصائبی که ائمه علیه السلام برای حفاظت و سیانت دین اسلام متحمل شدند ماجرای صلح امام حسن (ع) است که خود حاکی از جهادی عظیم در وسیع ترین میدانهاست . مطلبی را که در ادامه می آورم گویای بخشی از این جهاد بزرگ از کتاب صلح امام حسن (ع) نوشته شیخ راضی آل یاسین و ترجمه مقام معظم رهبری است
    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۹:۲۳
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جهاد امام حسن(ع)
    جهاد او جالبترین و در عین حال ، دردناکترین نوع جهاد و دارای وسیع ترین میدانها و طولانی ترین رنجها بود، در راه خدا جهاد کرد ولی نه فقط در یک جبهه بلکه در جبهه های بسیار، در جبهه مبارزه با دشمن چه بصورت لشکر کشی و چه بصورت مقابله با فتنه انگیزی ها و شیطنت های او ، در جبهه مبارزه با اصحاب و سپاهیان خودش بدینصورت که با روشهای گوناگون درصدد اصلاح آنان برآمد و چه رنجی در این راه برد و بالاخره هم توفیق نیافت ، در جبهه مبارزه با نفس ، بدینصورت که عواطف خویشتم را کنترل نمود و طغیان تمایلات خود را مهار کزد و سلطه نفس را سرکوب ساخت و در رهبران بشری کسی را نمی شناسیم که توانسته باشد بر تمایلات و احساسات و اعصاب خود چنان تسلط یابد که حسن در موارد مختلف این سرگذشت ، تسلز یلفته است ، در جبهه مبارزه با شیعیان مخلص خود بدینصورت که پرسشهای عتاب آمیز و جرات آلود آنان را درباره علت صلح ، با خونسردی تحمل کرد و با روشی که نمایشگر فرشته خوئی او و نشاندهنده روح یک امام معصوم بود ، با آنان روبرو شد یعنی خشم خود را فرو خورد و شکیبایی ورزید و با طبعی آرام و لهجه ای شیرین و دلپذیر و گذشتی فراوان آنان را پذیرفت . عتاب هر یک را به روشن ترین و صحیح ترین وجه پاسخ می گفت و هدفهای خود را برای او تشریع می کرد و لحن خصمانه عتاب او را از بین می برد و مخاطب او ناگهان با حجتی قوی ورائی اصیل مواجه می یافت و از مشاهده موقعیت امام خود ، به یاد موقعیت پیامبران می افتاد و سخن او را همچون وحی و الهام آسمانی می پذیرفت و مگر چنین نبود ؟
    یک نمونه از این سوال و جوابها را بشنوید :
    - چرا با معاویه صلح و عدم و تعرض برقرار ساختی ای پسر رسول خدا ؟ تو که می دانستی حق با توست و او گمراهی ستمگران است !
    - ابا سعید ! آیا من پس از پدرم حجت خدای تعالی و امام بر خلق نیستم ؟
    - چرا
    - آیا من کسی نیستم که رسول خدا درباره من و برادرم گفت : حسن(ع) و حسین (ع) امامند ، چه قیام کنند و چه بنشینند ؟
    - چرا
    - در این صورت من به هر صورت امامم ، قیام بکنم با نکنم .
    ای ابا سعید ! چیزی که مرا بر مصالحه با معاویه برانگیخت همان بود که رسول خدا (ص) را بر مصالحه با بنی ضمرة و بنی اشجع و با اهل مکه در هنگام بازگشت از حدیبیة وادار ساخت . آنها کافر بودند به تنزیل و اینها کافرند به تاویل . ای ابا سعید ! اگر من از جانب خدای تعالی ، امام و پیشوایم ، نمی باید که نظر و رای مرا در هر چه پیش می گیرم- جنگ یا متارکه - باطل انگارید هر چند حکمت آن کار بر شما پوشیده باشد . نشنیده ای که خخضر چون کشتی را سوراخ کرد و آن پسرک را کشت و آن دیوار را ساخت موسی از کار وی خشمگین شد . چون حکمت آن کارها پوشیده بود . تا آنگاه که او موسی را از حقیقت آگاه ساخت و موسی راضی شد . من نیز همانگونه ام . شما بر من خشم گرفتید ، چون حکمت کار مرا درک نکرده بودید . اگر من اینکار را نمی کردم یم تن از شیعیان ما بر روی زمین ، جان به در نمی برد ، همه را می کشتند . 1

    _______________________________
    1- صلح اما حسن (ع) ،شیخ راضی آل یاسین، ترجمه مقام معظم رهبری ، ص 268 و 269

    ویرایش توسط sara.m : ۱۳۸۷/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۸:۱۶
    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    گزیده ای کوچک از کتاب بسیار زیبای کشتی پهلو گرفته

    سید مهدی شجاعی در کتاب کشتی پهلو گرفته از زبان حضرت علی می گوید:
    ((ای خدا این اشک اینقدر مدام نباریده است،چه کند علی با اینهمه تنهایی؟ای خدا چقدر خوب بود این زن، چقدر محجوب بود، چقدر مهربان بود، چقدر صبور بود.
    گاهی احساس می کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد، با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود،هیچ جادبه ای او را مشغول نمی کند؛ یقین می کردم که او جسم ندارد، متعلق به اینجا نیست.روح محض است، جان خالص است.
    گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان.یکه و تنها در مقابل یک حکومت ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت بودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.
    گاهی احساس می کردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفاف تر از بلور. وحیرت می کردم که یک دل چقدر می تواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.غریب بود خدا، غریب بود.من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم.))
    سلام بر تو ای عشق خدا و دلیل خلقت، سلام بر تو ای دردانه رسول خدا و ای مونس ابو تراب.سلام بر تو ای فاطمه.



  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    بسم الله الر حمن الر حيم
    سلام عليكم و رحمة الله و انواره

    از آنجا در حديث معروف هست از حضرت رسول كه خوشحالي فاطمه خوشحالي من و ناراحتي او نارحتي من است ، پس مصيبت حضرت زهرا و مصائب حضرت زهرا مطائب رسول خدا هم هست فلذا بيان ذيل با موضوع تاپيك بي ارتباط نيست.

    آن زمان كه كمي پس از ماجراهاي سقيفه و فدك و ... توهين هاي مكرر بياني و عملي به ساحت ائمه ي اطهار از سوي قدرت طلبان سود جو به وقوع پيوست و اتفاقاتي كه نيازي به مكشوف گويي نيست و مي دانيم از جمله دست بسته به زور حضرت علي را براي بيعت بردن و ماجراي آتش زدن در خانه و گرفتن حكم فدك از حضرت زهرا توسط عمر و ... اتفاق افتاد حضرت زهرا ، نور چشم خاتم الانبياء ، عصمة الله الكبري و حجّة الله علي حججه ؛ مريض شدند(1). اولين كسي كه به عيادت حضرت آمد امّ سلمه بود.گفت : اي دختر رسول خدا ، شب را چگونه صبح كردي؟ ايشان فرمودند :

    (( حزن و اندوه قلبم را فرا گرفته ، به سبب از دنيا رفتن پيامبر و ستمگري به وصيّ پيامبر ، حجاب علي را هتك كردند( كنايه است از جسارت به حضرت زهرا) ، همان (كساني) كه امامتش را غصب كردند ، بر خلاف آنچه كه خدا در قرآن نازل كرده و پيامبر (ص) در سنّت خود بيان فرموده بود. سبب اين كار كينه هايي بود كه از بدر(از علي) به دل داشتند و انتقام و طلب خون هايي كه در احد ريخته بود.(2)اين منافقان دشمني علي را در دل ها پنهان داشتند و آ»گاه كه خلافت را گرفتند و به هدف رسيدند ، يكباره ، ابرِ اهلِ شقاق بر ما باريدن گرفت و بلا بر ما فرو ريخت.بند كمان ايمان از سينه هاي آنان بريد و آنچه دلهايشان مي خواست ، به سبب غرور دنيا به ما آزار كردند. اينها همه به جهت آن بود كه علي پدران آنان را در نبرد هاي سخت و در منازل شهادت كشته بود.(3) ))

    منبع مستقيم : كتاب سقيفه/علامه سيّد مرتضي عسكري/نشر منير/ص 105 و 106

    منابع با واسطه :
    1.در باب علت بيماري : شهرستاني از ابراهيم بن ستّار معروف به نظّام رئيس معتزله نقل مي كند كه گفت : عمر به هنگام اخذ بيعت ، در را به پهلوي فاطمه (س) زد و او جنيني را كه در رحم داشت سقط كرد ، و نيز فرمان داد تا خانه را با كساني كه در آن بودند بسوزانند ، در حالي كه در خانه جز علي و فاطمه و حسن و حسين كسي ديگر نبود.
    ملل و نحل شهرستاني ،2/59
    ابن ابي الحديد،14/192
    احراق بيت فاطمة في الكتب المعتبرة عند اهل السنّة ،ص98(با جزئيات دقيق تر)

    2.در بدر از 70 كشته ، 35 نفر را حضرت علي كشتند. در احد هم در آغاز جنگ يازده پهلوان را كشتند.

    3.بحار الانوار ، 43/156/روايت 5 نقل از مناقب ابن شهر آشوب.

    *****************************

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۷/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۶:۵۸
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  11. تشکرها 4


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    پس از جنگ بدر، نخستين تفرقه، ميان اصحاب پيامبر(ص) بروز کرد. اين مشکل که حضرت رسول(ص) را آزرده خاطر ساخت، دربار? تقسيم غنايم اتفاق افتاد. پاسداران برجِ فرماندهي کل قوا، تعقيب کنندگان دشمنان تا آخرين لحظات، جمع آوران غنايم و ... سهم بيشتري را براي خود مي‌خواستند... پيامبر اسلام(ص) پس از گذشت مدتي، غنايم را به طور مساوي تقسيم فرمود. ولي باز هم برخي اعتراض مي‌کردند. مثلاً سعد وقاص به آن جناب، اعتراض مي‌کرد که آيا مرا با کارگران ساده، يکسان مي‌بينيد؟(1) اين رفتارها، آن حضرت را ناراحت مي‌کرد؛ زيرا آن جناب براي پرهيز از مال پرستي مي‌کوشيد و آمده بود، تا تساوي را برقرار کند.
    ********
    1: فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام (ص)، ص 243.

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    در جنگ احد، کوهي به همين نام، پشت سر سپاه اسلام قرار داشت. شکافي در وسط اين کوه بود و پيامبر اسلام(ص) براي دفع خطر دشمن، چهل تيرانداز را مأمور کرد تا از اين قسمت حفاظت کنند و تأکيد فرمود که به هيچ وجه، اين نقطه را رها نکنند.(1)دشمنان بارها تلاش کردند به لشکر اسلام حمله کنند؛ ولي با مقاومت مواجه شدند و عقب نشستند. در اواخر جنگ، سپاه دشمن، سلاح به زمين گذاشتند و فرار کردند.
    برخي از مراقبان اين قسمت حساس، فکر کردند که نبرد،‌ تمام شده است؛ آنان از سخنان پيامبر(ص) غفلت و از فرماندهشان سرپيچي کردند و تنها ده نفر باقي ماندند. بقيه محل مأموريت خود را ترک کردند و براي جمع آوري غنيمت رفتند؛ اما از سوي ديگر، دشمنان، متوجه شدند که مي‌توانند تنگه را تصرف کنند.
    آنها پس از تصرف اين نقطه حساس، از پشت به مسلمانان حمله کردند، آنان را غافلگير کردند و سپاه اسلام را دچار بي‌نظمي و هرج و مرج کردند. و در نتيجه شکست را پذيرفتند.

    ********
    1:فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام (ص)، ص 270

  14. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود