جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دریچه ای به علم الهی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دریچه ای به علم الهی




    از ويژگيهاي قرآن در بيان اشارات براي تنبيه و تذكار بشر معطوف كردن ذهن وي و توجه دادن او به شوهد و قرائني است كه در زندگ روزمره با آن روبروست.
    به نوعي كه مثالها براي نوع بشر محسوس و قابل مشاهده و ياتصور ذهني است.
    و سادگي و زيبايي آن به حديست كه هر ذهن بيدار و وجدان آگاه بشري از اين اشارات تلنگري شديد بر پيكره اش وارد مي شود و دري از ابواب هدايت و تابشي از انوار ربوبي را به روي انسان مي گشايد.
    آیات این بخش از سوره انعام مخاطبانش بیشتر از طیف تکذیب کنندگان هستند.
    بازخوانی آیات و شرح مختصری از آنها را با هم همراه شویم:

    وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ
    كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است (59)

    قرآن صريحا اشاره ميكند هيچ چيز در عالم هستي و كل كائنات نيست كه از حيطه علم و نظارت الهي بيرون باشد.همه چيز تحت اراده او و به سبب علم و حكمت او در جريان است.

    لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ

    بسياري از اموري كه اصلا تصورش هم براي ذهن بشري و يا علوم بشري ممكن است محال فرض و عقل باشد اما خدا از كيفيت و كميت آن آگاه است و بدان علم دارد.

    وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ

    دانستني هاي ما از شگفتي ها و موجودات در خشكي و يا درياها همه در علم الهي روشن است.آن مقدار هم كه ما مي شناسيم در دسترس حواس ماست و بسياري خارج از اين حوزه شناختي قرار دارد كه ممكن است به صورت فرضيه هاي علمي تعريف شده باشد و حساب ممكنات است و زياد هم قابل اعتماد نيستند چون در دنياي علوم تجربي و محسوسات امكات تغيير هست.عقل و دانش بشري تغيرات به روزي دارد و چه بسا بسياري از دانسته هاي امروز ما در گذشته به گونه اي ديگر موجوديت ذهني پيدا كرده بودند و اين امكان هم هست كه در آينده برخي از اين امور مكشوف با تغييرات همراه باشد.
    در همين حوزه شناختي هم عرض شد دانسته هاي ما بسيار محدود هست و ارتباط نزديكي دارد با ميزان نفوذ ابزارهاي علمي ما كه تا كجا مي توانند سرك بكشند و به دانش ما اضافه كنند و طبيعي است با محدوديتهايي روبرو هستيم.
    اما علم خدا با توجه به اين ايات حد و مرزي ندارد.محدود به زمان و مكان نيست.

    وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا

    حتي آنقدر دقيق و ظريف و نكته بين هست كه از افتادن يك برگ از درخت هم آگاهي دارد.يك اشراف كامل و بدون نقص.جملات بعدي كاملترش ميكند:

    وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

    انسان نميداند در يك ثانيه چند برگ از درختها مي افتد.
    يا چه مقدار دانه در خاك پنهان است و استعداد رشد را دارد و براي رشد خودش به چه چيزهايي در چه زماني احتياج دارد و اينكه دانه اي مدفون در زير خاك از چه جنسي هستند و بار دهي و محصولشان چه خواهد بود در حاليكه اينها را خدا ميداند.
    اشاره آخر مربوط مي شود به (( تر و خشك )) كه تداعي گر حيات و مرگ است و اينكه حيات و ممات همه موجودات ذي وجود و ذي حيات در چنبره علم الهي است.
    حالا يكبار اين عبارات را از اول مرور كنيم و ببينيم خداوند چه مي خواهد به ما بگويد:
    همه چيز را ميداند.از عظيم ترين تا خردترين و همه هم در كتاب بصورت آشكاري نوشته شده است و منظور علم الهي است و احاطه واضح و روشن آن به كليه امور بدون هيچ نكته مبهمي.
    اينها نشانه هايي است براي عاقلان و انديشمندان تا تفكر كنند.
    انسان وقتي مي رود داخل اين آيات شناور مي شود عظمت خلقت و شكوه و جلال الهي را مي بيند كه تا فراسوي مرزهاي انديشه بشري و كرانه هاي حضور ذهن خيال پرداز انسان سوق داده شده كه چاره اي ندارد جز آنكه از سر عجز و تسليم خردمندانه سر بر آستان عبوديت او بگذارد.
    اما آيات بعدي مخاطبان مخالف اين نشانه ها هستند.كساني كه همواره در انتظار خرق عادتي از رسول الله بودند تا بقول خودشان بر ايمانشان بيفزايد در حاليكه آن مقدار از آيات الهي كه برايشان به نمايش در آمد موجب يقين ايشان واقع نگرديد.
    اينها تكذيب كنندگان هستند و علامت مشخصه ايشان غفلت است.خداوند خطاب به اينها اظهار ميكند كه شما هم از ديد خداوند خارج نيستيد و به شما هم اشراف دارد وقتي كه مي خوابيد و روحتان را نگه ميدارد:

    وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
    اوست كسى كه شبانگاه روح شما را [به هنگام خواب] مى‏گيرد و آنچه را در روز به دست آورده‏ايد مى‏داند سپس شما را در آن بيدار مى‏كند تا هنگامى معين به سر آيد آنگاه ازگشت‏شما به سوى اوست‏سپس شما را به آنچه انجام مى‏داده‏ايد آگاه خواهد كرد (60)

    در هنگام خواب شاهد نوعي مرگ هستيم و آن جدايي نسبي روح از بدن است كه در نزد خداوند به امانت نگهداشته مي شود و بقولي حفظ ميگردد تا دوباره به وي در وقت بيداري برگردانده شود.اين مفارقت و جدايي نسبي است و انسان در مرتبه اي از ازادي و سير روحي است و خواب و رويا مويد اين مطلب است.

    وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ

    و هنگامي كه در روز براي فعاليت آزاد مي شود و اقدام به خير و شر ميكند .همه اينها را خداوند مي داند.

    ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى

    اشاره به وقت مقتضي براي مرگ انسان دارد كه در زمان معلومي اتفاق مي افتد كه تنها خدا ميداند.
    پروردگار انسان را در محدوده زماني مشخصي قرار داده تا به آنچه انجام ميدهد بيازمايد و خير و شرش براي خود بشر معلوم گردد و محك بخورد سپس او را در وقت موعود بسوي خودش بر گشت مي دهد:

    ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ

    ثمره اين بازگشت بيداري حقيقي است.تكذيب كنندگان در اولويت اين بيداري هستند چون در غفلت بودند و با ديدن اعال خودشان متوجه مي شوند چه اشتباهي كرده اند:

    ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

    در حاليكه خداوند هيچ ستمي در آن روز به كسي نميكند.زيرا او بر همه بندگانش غالب و چيره و پيروز است.قدرتمند واقعي آنست در عين علم به حقايق به صرف تذكر شديد براي آگاهي دادن خود انسانهاها بسنده كند و در صدد انتقام نباشد:

    وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ
    و اوست كه بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانى بر شما مى‏فرستد تا هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد فرشتگان ما جانش بستانند در حالى كه كوتاهى نمى‏كنند (61)

    خداوند براي انسان نگهباناني فرستاده كه انسان پيش از آنكه ذهنش و قلبش متوجه آنها باشد كه در حساب و كتاب اعمال و نياتش هستند متذكر باشد براي خودش كه ما(خداوند) مراقب او هستيم در همه مكانها ودر همه زمانها.

    وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً...
    اوست كه بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانى بر شما مى‏فرستد ...(61)

    عمده مخالفت و تكذيب از حث داشتن يك سرور و رب النوع غير خداي احد و واحد است.يا مثالي كه كفار ميزدند در خصوص اعتقاد به آئين نياكان.اينها هم محكوم به فناست و والي و مولاي حقيقي جز خدا نيست و در نهايت همه بسوي او برگشت داده مي شوند.

    ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ
    آنگاه به سوى خداوند مولاى بحقشان برگردانيده شوند

    تا حكم اين مولاي يگانه و مطلبق باي همه صادر شود كه در حكمش خلل و ستي وجود ندارد.هرچند در آن روز انسان مي داند كه چه كرده و چه در انتظار اوست و توجيه و عذها هم سودي نمي بخشد .

    أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ
    آگاه باشيد كه داورى از آن اوست و او سريعترين حسابرسان است (62)

    باقي به عنايت اوست كه با بندگانش چه ميكند و چه بد فرجامي براي ما خواهد بود اگر مالك يوم الدين بخواهد به عدالت رفتار كند.
    اميد ما به كرامت ذاتي اوست.

    يا لطيف
    ویرایش توسط moridenur : ۱۳۸۷/۱۲/۰۹ در ساعت ۱۷:۴۶ دلیل: تصحیح اشتباهات تایپی

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود