صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توكّل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توكّل




    یكی از مفاهیم عام در اخلاق اسلامی كه ناظر به صفتی نفسانی و بیانگر رابطه ای خاص میان انسان وخداوند است، مفهوم «توكّل» می باشد. در اينجا در چند بخش بحث ميشود:
    یك) ماهیت توكّل: عالمان اخلاق در باب ماهیت آن گفته اند: توكل یعنی اعتماد و اطمینان قلبی انسان به خداوند در همه‌ امور خویش و بیزاری از هر قدرتی غیر از او. البته تحقق این حالت در انسان متوقف است بر ایمان و یقین و قوّت قلب نسبت به این كه هیچ قوّت و قدرتی جدا از خداوند در كار عالم و آدم اثر گذار نمی باشد و همه علل و اسباب مقهور قدرت الهی اند و تحت اراده او عمل می كنند، كه خود در واقع مرتبه ای از مراتب توحید است. بنابراین ریشه و اساس «توكّل»، توحید است و جز با حصول توحید شكل نمی گیرد(1)از این رو است كه خداوند اذن انتساب امور به اسباب و علل آنها و منتسب كردن كارها به فاعلشان را داده و به نوعی علل و فاعل ها را مسلّط بر حوادث و كارها كرده است؛ هر چند این سلطه اصیل نبوده و اسباب و علل طبیعی و فاعل های انسانی، استقلالی در تأثیرگذاری ندارند و فقط خداوند است كه سبب مستقل و برتر از همه اسباب است. بنابراین انسان رشید هنگامی كه اراده انجام كاری را نمود و ابزار و اسباب عادّی آن را نیز فراهم كرد، می داند كه تنها سبب مستقل در تدبیر امور خداوند است و هیچ گونه اصالت و استقلالی برای خود و اسباب و عللی كه به كار می گیرد، قائل نیست؛ پس بر خداوند توكل می كند. بنابراین، توكل به معنای نفی انتساب امور به انسان یا اسباب و علل طبیعی و ارجاع اصالت و استقلال به خداوند است(2)
    در روايتى پيامبر(ص) از جبرئيل مى‏پرسند:
    ما التوكل على الله عزوجل؟ فقال: العلم بانّ المخلوق لايضر و لاينفع و لامعطى و لايمنع و استعمال الياس من الخلق فاذا كان العبد كذالك لم يعمل لاحد سوى الله و لم يرج و لم يخف سوى الله و لم يطمع فى احد سوى الله فهذا هو التوكل‏؛ توكل برخداى عزوجل چيست؟ جبرئيل عرض كرد: علم داشتن به اين كه مخلوق نه زيانى مى‏رساند ونه سودى مى‏بخشد و نه مى‏دهد و نه باز مى‏دارد و به كار گرفتن يأس از خلق (يعنى آن يأس باطنى را كه نسبت به مردم دارد در عمل و خارج نشان دهد)پس هر گاه بنده چنان باشد براى احدى غير از خدا كار نمى‏كند و جز خدااميد ندارد و از غير او ترسى ندارد و در احدى غير از خدا طمع ندارد اين همان توكل است
    تلاش و توكل: اگر چه با دقت در ماهیت توكّل روشن می گردد كه توكّل منافاتی با سعی و تلاش و استفاده از ابزار و اسباب ندارد، گاهی شبهه ای پدید می آید كه اشاره به آن مفید است. انسان نسبت به اموری كه اسباب و علل آن خارج از اراده او است، چاره ای جز توكّل ندارد؛ ولی نسبت به حوادثی كه ایجاد اسباب و علل آن در توان او است،در عین حال كه به موجب توكّل برای ابزار و اسباب، تأثیر مستقل قائل نیست، ولی وظیفه دارد كه برای فراهم آوردن آنها بكوشد و آنچه را به سببیّت آن یقین یا گمان دارد، به كار گیرد و در این جهت از تعقّل و اندیشه خویش بهره برد...
    پي نوشت :
    1-بر همین اساس برخی از عالمان اخلاق، توحید و توكّل را در كنار هم مطرح كرده اند، ر.ك: محسن: محجةالبيضاء جلد 7، ص فیض كاشانی،377
    2- ر.ك: تفسير المیزان، ج 11، ص 216 و 217


    ادامه دارد........
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    انَّمَا الْمُؤمِنُونَ الَّذينَ اذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَاذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ اياتُهُ زادَتْهُمْ ايمانا وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
    مؤمنان تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود دلهايشان بيمناك مى گردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى شود ايمانشان فزونى مى گيرد و فقط بر پروردگارشان توكل دارند .
    سوره انفال 2



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در روايتي علىّ بن سويد مى گويد از امام هفتم عليه السلام تفسير آيه وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ سوره 65 آيه 3.
    را پرسيدم ، فرمود :

    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ عليه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ فَقَالَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ فـِي أُمُورِكَ كُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ عَنْهُ رَاضِياً تَعْلَمُ أَنَّهُ لَا يَأْلُوكَ خَيْراً وَفـَضْلًا وَتَعْلَمُ أَنَّ الْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَثِقْ بِهِ فِيهَا وَفِي غَيْرِهَا .
    توكل داراى مراتب گوناگون است . از جمله درجات توكل آن است كه در تمام امورت بر خدا توكل كنى و از آنچه خدا نسبت به تو انجام داده راضى باشى و بدانى كه خدا جز خير و فضيلت براى تو نمى خواهد و نيز بدانى كه در تمام اين امور اختيار با اوست . پس با واگذار كردن امور به او بر خدا توكل داشته باش .
    اصول كافى ج2 ص6



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    برخي از ويژگي هاي متوكلان چنين است:
    1. قناعت: امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: "ان الغنا و العزّ يجولان فاذا طفرا بموضع التوكل او طنا; قناعت و بي نيازي و عزت در حركتند هنگامي كه محل توكل را بيابند در آن جا وطن مي گزينند."
    2. توحيد در ترس: "متوكلان" به خدا، فقط از خدا مي ترسند. از امام رضا(عليه السلام) پرسيدند: "ما حد التوكل؟ فقال: ان لا تخاف مع الله احدا; حد توكل چيست؟ فرمود: اين كه با اتكاي به خدا از هيچ كس نترسي!"
    3. توحيد در عمل: پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) از جبرئيل(عليه السلام) پرسيد: توكل چيست؟ گفت: آگاهي به اين واقعيت كه مخلوق نه زيان و نفع مي رساند و نه عطا و منع دارد و چشم به دست مخلوق ندارد، هنگامي كه بنده اي چنين شد جز براي خدا كار نمي كند و از غير او اميد ندارد، اين حقيقت توكل است."
    4. اجتناب از گناه، عفو به هنگام خشم، (شوري،37); اجابت دعوت پروردگار، به پا داشتن نماز، مشورت در كارها، انفاق از روزي هاي خدادادي، (شوري، 38)، زير بار ظلم نرفتن، (شوري، 39)،
    و...




  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم تفـسير توكّل را از جبرئيل سؤال كرد ، جبرئيل گفـت : معناى توكّل اين است كه انسان يقين كند به اينكه سود و زيان و بخشش و حرمان به دست مردم نيست و بايد از آنها نا اميد بود و اگر بنده اى به اين مرتبه از معرفت برسد كه جز براى خدا كارى انجام ندهد و جز او به كسى اميدوار نباشد و از غير او نهراسد و غير از خدا چشم طمع به كسى نداشته باشد ، اين همان توكل بر خدا است .
    بحارالانوار ج68 ص138


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  9. تشکرها 3


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دو : مراحل توكل




    توكل را مى‏توان بطور كلى بر سه قسم تقسيم كرد:
    1- توكل زبانى: يعنى آن توكلى كه فقط با زبان گفته مى‏شود توكلت على الله (برخداتوكل كردم) اين توكل از ارزش معنوى برخودار نيست.
    2- توكل اعتقادى: يعنى آن توكلى كه ناشى از اين اعتقاد است كه واقعاً همه كاره خداوند تبارك و تعالى است و حقيقتاً او تكيه گاه همه چيز و همه كس است با توجه به اين اعتقاد توكل بر خداى تعالى مى‏شود و سپس بر كارى اقدام مى‏گردد اين توكل از ارزش معنوى برخودار است كه اكثر مسلمان‏ها مى‏توانند با توجه به اين مرحله توكل كارهاى خود را آغاز كنند.
    3- توكل قلبى: يعنى آن توكلى كه از حالات بلكه از ملكات فضيله نفس انسانى گشته است و شايد حديث شريف زير به اين مرحله عالى از توكل اشاره داشته باشد: على بن سويد مى‏گويد از امام موسى بن جعفر(ع) درباره اين آيه شريفه وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏ هر كس بر خدا توكل كند خدا او را بس است‏ پرسيدم حضرت فرمود: التوكل على الله درجات منها ان تتوكل على الله فى امورك كلها فما فعل بك كنت عنه راضياً تعلم انه لا يألوك خيراً و فضلاً و تعلم ان الحكم فى ذالك له فتوكل على الله بتفويض ذالك اليه وثق به فيها و فى غيرها؛ توكل بر خدا داراى درجاتى است از جمله اينكه در تمام كارهايت برخدا توكل كنى پس هر چه خدا با تو انجام داد (و اراده حكمت آميزش بر هر چه تعلق گرفت) راضى باشى علم و يقين داشته باشى كه او از هيچ خيز و فضلى دريغ نكند و نيز علم و يقين داشته باشى كه حكم و فرمان در اين جهت با اوست پس با واگذارى كار به او بر او توكل كن و به او در كارهاى خود و كارهاى غير خود وثوق (اطمينان و آرامش) داشته باش‏،
    پی نوشت:
    ترجمه اصول كافى كلينى، ج 3، ص 106
    اداده دارد....

    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سه- درجات توكّل




    برخی از عالمان اخلاق برای توكل به خداوند درجات سه گانه ای قائل شده اند
    اولین درجه توكّل به خداوند آن است كه اعتماد و اطمینان انسان به او، همانند اعتمادش به وكیلی باشد كه برای انجام كارهایش برمی گزیند. در واقع این پایین ترین درجه توكل است و به آسانی قابل دستیابی است و مدت زیادی هم مستمر می ماند و با اختیار و تدبیر انسان هم منافاتی ندارد.
    دردومین درجه توكّل، انسان از اصل توكّل غافل و در وكیل خود یعنی خداوند فانی است؛‌بر خلاف نوع اول كه توجه فرد بیشتر به رابطه قراردادی وكالت است. این درجه از توكل كمتر تحقق پیدا می كند و زودتر از بین می رود و حداكثر یكی دو روز بیشتر دوام ندارد، و تنها برای افراد خاصی حاصل می گردد. شخص در این حالت عمده تلاش خود را صرف گریه، درخواست و دعا به درگاه خداوند می نماید.
    سوم و عالی ترین درجه توكّل آن است كه انسان همه حركات و سكنات خویش را به دست خداوند بیند. تفاوت این نوع از توكل با نوع دوم در این است كه در این جا شخص حتی التماس و درخواست و تضرّع و دعا را هم رها می كند و باور دارد كه خداوند امور را به حكمت خویش تدبیر می كند، اگرچه او هم التماس و درخواست نكند.
    ... نمونه‌ واقعی این نوع توكل، اتكال حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ است؛ زیرا هنگامی كه نمرودیان او را در منجیق نهاده تا در آتش اندازند، فرشته الهی به او یادآوری می كند كه از خداوند درخواست یاری ونجات نماید، ولی او در پاسخ می گوید: اطلاع خداوند ازحال من، مرا بی نیاز از درخواست (نجات) از او می كند(1)
    پی نوشت:
    ر.ك: تفسیر قمی، ج 2، ص 73
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در قرآن براي توكل آثاري بيان شده كه گوياي اهميت و جايگاه آن در انديشه توحيدي است يكي از مهم ترين آثاري را كه قرآن براي توكل بيان مي كند، آرامش است.
    خداوند در آيه 173 سوره آل عمران مي فرمايد:
    «كساني كه مردم به ايشان گفتند مردمان ضد شما گرد آمدند از آنان بهراسيد، نه تنها نهراسيدند بلكه ايمانشان افزايش يافت و گفتند خداوند ما را بس است كه او بهترين وكيل است.
    در اين آيه به خوبي بيان شده كه چگونه توكل به خدا موجب مي گردد اهل ايمان با همه تبليغات و جنگ رواني كه دشمن به راه انداخته تا افكار عمومي را تهييج كند و مردمان را به هراس افكند به جهت توكل بر خدا به جايي مي رسند كه اين جنگ رواني نتيجه معكوس داده و به جاي ترس از بسيج دشمنان براي حمله، به ايمانشان افزوده مي شود.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  13. تشکرها 3


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    4- توکل یا تسبب ؟




    برخى گمان مى‏كنند كه مرز توكل «على اللّه فليتوكّل المتوكّلون » (1)
    از مرز تسبب (استفاده از اسباب) جداست كه هر گاه ابزارها و اسباب و عواملِ كار فراهم است، نيازى به توكّل نيست و تنها در جايى كه از اسباب عادى كار ساخته نيست، بايد به خداوند توكل كرد.
    مثلاً در جهاد، بخشى از كار را بايد با اسباب؛ «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة»(2) و بدون توكل انجام داد و بخش ديگر را با توكل؛ «و على اللّه فتوكّلوا»(3) انجام داد. پس هنگامى كه به مرز توكّل رسيد، ابزار را رها كند.
    در باره‏ى دعا نيز چنين پندارى مطرح است كه مرز دعا از آنجا آغاز مى‏شود كه از اسباب مادى و عادى كارى نيايد. در حالى كه هر دو پندار باطل است. زيرا ممكن است خداى سبب ساز بر اثر علل خاصى، سبب سوز شود و ميان ما و هدفمان حايلى ايجاد كند.
    اين كه در احاديث آمده: «واعقل راحلتك و توكّل»(4) ، معنايش آن نيست كه عقال كردن شتر كار انسان باشد و حفظ شتر در غياب او كار خدا، بلكه بدين معناست كه «اعقل متوكّلاً» يعنى حتى عقال كردن و بستن زانوى شتر نيز بايد با توكّل باشد، چنان كه شاعر گفته‏است: با توكّل زانوى اشتر ببند .
    بنابراین تسبب هم باید توکل باشد.
    پی نوشت:
    1- سوره آل عمران آیه 122 و..
    2- سوره انفال آیه 60
    3- سوره مائده آیه 23
    4- وسائل الشیعه ج17 ص 34ازامام صادق علیه السلام.
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,030
    صلوات
    110
    تعداد دلنوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 9 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    72

    توکل




    ومن یتوکل علی الله فهو حسبه" سوره طلاق آیه:3
    ترجمه:هر کس بر خدا توکل کند خدا پشتیبان اوست.
    امام باقر (ع) : "کسی که بر خدا توکل کند ‚ شکست نمی خورد
    من حیدریم...

    سَر به سَرم مگذارید...


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود