صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نکته یابی از کتاب مقدس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نکته یابی از کتاب مقدس




    21 و خداوند خدا رختها براي‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ايشان‌ را پوشانيد. 22 و خداوند خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ يكي‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نيك‌ و بد گرديده‌. اينك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حيات‌ نيز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.» 23 پس‌ خداوند خدا، او را از باغ‌ عدن‌ بيرون‌ كرد تا كار زميني‌ را كه‌ از آن‌ گرفته‌ شده‌ بود، بكند. 24 پس‌ آدم‌ را بيرون‌ كرد و به‌ طرف‌ شرقي‌ باغ‌ عدن‌، كروبيان‌ را مسكن‌ داد و شمشير آتشباري‌ را كه‌ به‌ هر سو گردش‌ مي‌كرد تا طريق‌ درخت‌ حيات‌ را محافظت‌
    1 - رسول اكرم(ص) و آل او عليهم السلام مظهر اسم اعظم الله اند به خلاف ساير انبياء و اولياء كه مظاهر ساير اسماء الهي‌اند. در نتيجه علم ايشان عين علم حق تعالي و مظهر علم الهي است (السلام عليكم يا خزان علم الله) هيچ چيز از احاطه علم ايشان به دور نيست حتي علوم ظاهري مثل فيزيك و پزشكي و ... و آنچه كه قيصري در فصوص الحكم آورده است(در باره تابير نخل) در مورد پيامبر ما صحيح نيست اگرچه در مورد ساير انبياء و اولياء درست است.
    2 - دريافت رسول اكرم (ص) عين كلام حق است و فرض دوگانگي بين حق تعالي و رسولش باطل است. پس سخن رسول همان سخن خدا و سخن خدا همان سخن رسول است. و چون دريافت نبي ختمي از خدا دريافت تام است كتاب او كتاب جامع الهي و شريعتش شريعت ختمي و خودش نبي ختمي مطلق و انسان كامل است. اما ساير انبياء اين ويژگيها را ندارند لذا مي‌فرمايد(تلك الرسل فضلنا بعضهم علي بعض) يعني بعضي دريافتشان از حق بالاتر از ديگري است.

    خدا نگران است که آدم هم مثل خودش بشود!! این دو ایراد دارد: اول این که به خدا نسبت خودخواهی داده میشود و دوم اینکه این توهم که ممکن است کسی مثل خدا شود را ایجاد میکند. این شمشیر آتشبار هم از نمونه خرافات موجود در کتاب مقدس است
    باید عرض کنم که خدا نگران چیزی نیست چون نسبت یه همه چیز آگاهه.
    در مورد چیزایی که بعد اومده از پست حکیم در یه تاپیک دیگه هست. که در اینجا میزان دانش خدارو عین و مطابق دانش خدا میدونه! این که انسان در جایی محدود هست کاملا مشخصه چرا که اگه محدود نبود میشد خدای مطلق.
    در همون آیات اولی اومده انسان شبیه مثل یکی از ما شده که این به روشنی بیانگر تثلیث هست.
    در استدلالتون گفتین یک اینکه خدا خودخواه است و بعد در ادامه حرف از توهم شباهت به خدا زدین. خوب مشخصا کسی نمی تونه شبیه خدا باشه چون خدا شکلی نداره اما برداشت اشتباه شما از این متن این بود که به نظر شما خدارو خودخواه معرفی می کنه در حالی که صحبت از یک قطعیت دیده میشه.
    اینارو اوردم که بگم در قرآن نمونه ی اینگونه آیات زیاد هست! آیه ای که خدا یکی از پیامبرای خود رو بدالله مینامه! همه این رو میدونن که این آیه با معنی ظاهریش هیچ ارتباطی نداره بلکه بیانگر موضوع مهم و بزرگی هست که از دل آیه بیرون میاد.

    3- جبرئيل واسطه بين حقيقت نبي و خلق است نه واسطه بين حق و نبي. در واقع جبرئيل دريافت فوق عقل و طاقت بشري نبي را به مرتبه عقل بشر تنزل مي‌دهد تا در قالب الفاظ و زبان بشري كلام الهي(كه همان دريافت نبي از حق است و كسي جز خودش از آن آگاه نيست) را به محجوبان عالم ماده برساند.
    شرح اين مطالب بلند در اين مختصر نمي‌گنجد و نيازمند مباني عرفاني است. در پايان شمارا به مبحث قرآن در كتاب آداب الصلوه امام خميني ارجاع مي‌دهم.


    در این نوشته که بازم پیست شده از پست حکیم هست مشخصا برتری درک پیامبر نسبت به بشریت رو اعلام میکنه که نیاز به واسطی داره تا به بیانی برای بشریت تبدیل بشه. از چندین جهت میشه این مطلب رو نقد کرد که من یک جهت رو میگم. در اینجا مشخصا اعلام میشه که درک مافوق بشر به همه داده نمیشه! بلکه یک عطیه هست برای شخصی خاص که برای کاری خاص انتخاب شده. در زمان آدم هیچ بشر دیگه ای وجود نداشته! پس واسزی هم وجود نداشته! در اون زمان یک ارتباط مستقیم وجود داشته که ایجاد هرگونه برتری رو رد میکرده! اینجا پیامبر با سایر خلق مقایسه میشه اما در اونجا فقط و فقط آدم و خدا حضور داشتن که باز هم از موارد خاص میشه.
    از این دو پست نتیجه میگیرم که شاید در ظاهر متون ذکر شده در پیدایش معنایی خارج از عقل وجود داشته باشه اما دقیقا با همین طریق بیان در قرآن هم آیاتی وجود داره که نیاز به درک بالا داره و از معنای ظاهریش نمیشه قضاوت کرد
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در ساعت ۲۰:۱۱ دلیل: ترکیب پستهای همسو

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6 و خدا گفت‌: «فلكي‌ باشد در ميان‌ آبها و آبها را از آبها جدا كند.» 7 و خدا فلك‌ را بساخت‌ و آبهاي‌ زير فلك‌ را از آبهاي‌ بالاي‌ فلك‌ جدا كرد. و چنين‌ شد. 8 و خدا فلك‌ را آسمان‌ ناميد.
    نمونه ی آیه ی فوق رو در قرآن براتون میارم و تفسیرش رو هم که از تفسیر نمونه هست مختصرا بیان میکنم.
    سوره بقره آیه 21. آن ( خدایی) که زمین را برای شما فرشی و آسمان را بنایی ( برافراشته) و از آن آسمان آبی فرو بارید و ...
    مشخصا می پرسید ربطش چی هست. در تفسیر نمونه این آیه ذکر شده که منظور از سما و یا آسمان جو زمین است، در تفسیر چگونگی تشکیل ابرها از ذرات فشرده جو توضیح داده میشه و دقیقا بیان میکنه که منظور از آب چی هست. در جو زمین به صورت مشخص مولکول های آب وجود داره و حالا سوال من اینه که خدا این همه توضیح رو برای مردمی که در اون زمان از بالای آسمان آبی که به چشم میدیدن خبر نداشتن چجوری باید میداد؟ غیر از این که طوری وجود چنین حقیقتی رو بیان کردن و واگزاری اون برای نسل های بعد که با پیشرفت علم آگاهی بیشتری پیدا می کنند؟
    ویرایش توسط schindler : ۱۳۸۷/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۳:۳۲

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    19 و خداوند خدا هر حيوان‌ صحرا و هر پرندة‌ آسمان‌ را از زمين‌ سرشت‌ و نزد آدم‌ آورد تا ببيند كه‌ چه‌ نام‌ خواهد نهاد و آنچه‌ آدم‌ هر ذي‌حيات‌ را خواند، همان‌ نام‌ او شد. 20 پس‌ آدم‌ همة‌ بهايم‌ و پرندگان‌ آسمان‌ و همة‌ حيوانات‌ صحرا را نام‌ نهاد. ليكن‌ براي‌ آدم‌ معاوني‌ موافق‌ وي‌ يافت‌

    خیلی جالب است که خدا اسم گذاشتن روی حیوانات را به آدم میسپارد. حالا
    این نامگذاری چه سودی دارد؟ چه حکمتی دارد؟ به چه دردی میخورد؟ اقلا اگر امروزه هر حیوانی را تمام دنیا با یک اسم میشناختند، میگفتیم به این یک درد میخورد ولی اینطور هم نیست و یک حیوان را در هر جای دنیا با نامی میشناسند.

    اول اینکه متاسف هستم برای چنین استدلال غریبی! اندیشمند اگه اینطور بود که شما میگید پس نام خدارو هم نباید در هر جا به یه شکلی گفت. مثلا ما که میگیم خدا و عربا که میگن الله و اروپایی ها که میگن god پس این نشون میده این به زبان هر قومی ربط داره و در کل موضوع هیچ تاثیری نداره.
    در سوره بقره آیه 28 : اوست که همه موجودات زمین رو برای شما خلق کرد و ....
    تو همین سوره خدا به خلیفه بودن انسان برای خودش اشاره می کنه زمانی که با فرشتگان در حال صحبت هست و این یعنی سپردن همه ی چیزهایی که در زمین هست به انسان که در آیات بعدی هم به این مسئله اشاره میکنه


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    در باب دوم کتاب پیدایش در آیات 18 به بعد به ماجرای خلقت زن در مسیحیت اشاره میکند:



    جالب نیست؟ خدای انجیل، حوا و در پی آن جنسیت زن را صرفا برای تنها نبودن آدم (و مرد) و همچنین یاری شدنش در وظایفش معرفی میکند!!!

    لازم به ذکر است که اسلام مرد و زن هردو مونس یکدیگرند و هر دو برای هم خلق شده اند. نه مثل اینجا زن برای مرد.

    نمونه هایی از مونس همدیگر بودن در سوره ااحزاب *** همگنان اعتقاد دارم در پس آیات خدا رازهایی هست که تا خدا نخواد کسی متوجه نمیشه. دلیل این حرف رو هم در پست بعدی میگم
    ویرایش توسط andishmand : ۱۳۸۷/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۷:۲۸ دلیل: حذف فرافکنیها

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول:
    8 و آواز خداوند خدا را شنيدند كه‌ در هنگام‌ وزيدن‌ نسيم‌ نهار در باغ‌ مي‌خراميد، و آدم‌ و زنش‌ خويشتن‌ را از حضور خداوند خدا در ميان‌ درختان‌ باغ‌ پنهان‌ كردند. 9 و خداوند خدا آدم‌ را ندا در داد و گفت‌: «كجا هستي‌؟» 10 گفت‌: «چون‌ آوازت‌ را در باغ‌ شنيدم‌، ترسان‌ گشتم‌، زيرا كه‌ عريانم‌. پس‌ خود را پنهان‌ كردم‌.» 11 گفت‌: «كه‌ تو را آگاهانيد كه‌ عرياني‌؟ آيا از آن‌ درختي‌ كه‌ تو را قدغن‌ كردم‌ كه‌ از آن‌ نخوري‌، خوردي‌؟» 12 آدم‌ گفت‌: «اين‌ زني‌ كه‌ قرين‌ من‌ ساختي‌، وي‌ از ميوة‌ درخت‌ به‌ من‌ داد كه‌ خوردم‌.» 13 پس‌ خداوند خدا به‌ زن‌ گفت‌: «اين‌ چه‌ كار است‌ كه‌ كردي‌؟» زن‌ گفت‌: «مار مرا اغوا نمود كه‌ خوردم‌.»

    حالا چند نکته حائز اهمیت است:

    1. وعدۀ خدا دروغ از آب در آمد. خدا گفته بود اگر از آن بخورید میمیرید ولی آدم و زنش زنده ماندند!!

    2. خدا اگر آدم سوتی نمیداد و باشعور شدن خودش را با سخنش آشکار نمیکرد متوجه ماجرا نمیشد!

    3. گویا این درخت معرفت زیاد هم کارا نبوده زیرا آدم آنقدر آگاهی نیافته بود که با حرف فوق خدا پی به ماجرا میبرد و ممکن است بنا بر وعده اش او را بکشد!!

    4. باز تمام کاسه کوزه ها بر سر زن شکست!

    5. نکتۀ جالب در ابتدای متن فوق خرامیدن خدا در باغ است که نشانۀ دیگری از نگرش جسمانی کتاب مقدس به خداست. مگر خدا پا دارد و جسم است که در بهشت بخرامد؟
    خیلی جالب هست که شما به عنوان یک ایمان دار خبر ندارید که مرگ واقعی تنها زمانی هست که خدا انسان رو از خودش میرونه!! تمام تلاش ما برای برگشتن به خداست که در آیات قرآن هم بارها بش اشاره شده و این اهمیت پیش خدا بودن رو میرسونه و زمانی که آدم با اون قدوسیتش از خدا به علت گناه دور میشه این طبیعی هست که برای یه همچین شخصی چنین چیزی مساوی با مرگ هست. متاسفانه باز هم شما به معنی ظاهری آیه توجه کردید.
    در ادبیات خرامیدن به معنای وجود چیز مادی نیست. شما زمانی که خوشحال میشید میشه این لفظ رو به کار برد که احساس شادی بر تمام بدن شما خرامید و این چیزی هست که شما و من نوعی از نوک انگشتان تا سر لمس و احساسش میکنیم.

    ***

    ویرایش توسط andishmand : ۱۳۸۷/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۷:۴۵ دلیل: حذف فرافکنیها

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تا اینجا براتون دلایل قرآنی اوردم ، حالا دیگه بسته به برخورد شما ادامه میدیم! اگه منطقی برخورد کردین که به لطف خدا پیش میریم اگر نه که شما آگاه سازیتون رو میکنید و من هم تحقیقاتم رو. برکت خدا با شما

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با سلام. یکی از سفسطه های بسیار آشنا که برای منطقیون بسیار شناخته شده است این است که فردی که در بحث احساس کمبود استدلال میکند، دست به دامن عقاید طرف مقابل میشود و سعی میکند اینطور جلوه دهد که اگر این عقیده را نپذیرید عقاید خودتان هم زیر سؤال میرود!! به این سفسطه میگویند "سفسطۀ خودت هم" فرد سفسطه گر در این روش تلاش میکند با بازگرداندن شبهه به طرف مقابل او را وادار کند که یا بپذیرد که عقیدۀ خودش نیز غلط است و یا عقیدۀ او را با دلایل خودش مقبول دارد!!

    این روش سوفسطایی اکنون مورد استفادۀ جناب شیندلر قرار گرفته است. هر چند ایشان از این روش به خوبی استفاده نکردند و ضرباتشون به اوت خورده است!!

    به هر حال جهت به سنگ خوردن تیر ایشان برای منحرف کردن تاپیک نکته یابی از کتاب مقدس مغالطات ایشان جهت تجزیه و تحلیل به اینجا منتقل شد. سایر دوستان مسیحی هم از همینجا برای پاسخگویی(!!) استفاده کنند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    21 و خداوند خدا رختها براي‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ايشان‌ را پوشانيد. 22 و خداوند خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ يكي‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نيك‌ و بد گرديده‌. اينك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حيات‌ نيز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.» 23 پس‌ خداوند خدا، او را از باغ‌ عدن‌ بيرون‌ كرد تا كار زميني‌ را كه‌ از آن‌ گرفته‌ شده‌ بود، بكند. 24 پس‌ آدم‌ را بيرون‌ كرد و به‌ طرف‌ شرقي‌ باغ‌ عدن‌، كروبيان‌ را مسكن‌ داد و شمشير آتشباري‌ را كه‌ به‌ هر سو گردش‌ مي‌كرد تا طريق‌ درخت‌ حيات‌ را محافظت‌
    1 - رسول اكرم(ص) و آل او عليهم السلام مظهر اسم اعظم الله اند به خلاف ساير انبياء و اولياء كه مظاهر ساير اسماء الهي‌اند. در نتيجه علم ايشان عين علم حق تعالي و مظهر علم الهي است (السلام عليكم يا خزان علم الله) هيچ چيز از احاطه علم ايشان به دور نيست حتي علوم ظاهري مثل فيزيك و پزشكي و ... و آنچه كه قيصري در فصوص الحكم آورده است(در باره تابير نخل) در مورد پيامبر ما صحيح نيست اگرچه در مورد ساير انبياء و اولياء درست است.
    2 - دريافت رسول اكرم (ص) عين كلام حق است و فرض دوگانگي بين حق تعالي و رسولش باطل است. پس سخن رسول همان سخن خدا و سخن خدا همان سخن رسول است. و چون دريافت نبي ختمي از خدا دريافت تام است كتاب او كتاب جامع الهي و شريعتش شريعت ختمي و خودش نبي ختمي مطلق و انسان كامل است. اما ساير انبياء اين ويژگيها را ندارند لذا مي‌فرمايد(تلك الرسل فضلنا بعضهم علي بعض) يعني بعضي دريافتشان از حق بالاتر از ديگري است.

    اینجا جناب شیندلر خودشان را به آن راه زده است و کل حقیقت را نادیده گرفته است. اینکه نگرش اسلامی چه میگوید با اینکه کتاب مقدس در اینجا چه میگوید زمین تا آسمان با هم فرق دارند.

    کتاب مقدس آشکارا میگوید که بعد خوردن از درخت معرف نیکی و بدی، بود که خدا این حرف را زد. اینجا حرفی از نبوت آدم نیست.

    پس تا اینجا به غیر از سفسطۀ خودت هم؛ جناب شیندلر مرتکب دو سفسطۀ دیگر هم شده است: سفسطۀ تجاهل و خلط مبحث.


    برویم سراغ ادامۀ فرمایشات ایشان:

    بنده گفته بودم:
    خدا نگران است که آدم هم مثل خودش بشود!! این دو ایراد دارد: اول این که به خدا نسبت خودخواهی داده میشود و دوم اینکه این توهم که ممکن است کسی مثل خدا شود را ایجاد میکند. این شمشیر آتشبار هم از نمونه خرافات موجود در کتاب مقدس است

    ایشان هم اینطوری پاسخ داده اند:




    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    21
    باید عرض کنم که خدا نگران چیزی نیست چون نسبت یه همه چیز آگاهه.
    در مورد چیزایی که بعد اومده از پست حکیم در یه تاپیک دیگه هست. که در اینجا میزان دانش خدارو عین و مطابق دانش خدا میدونه! این که انسان در جایی محدود هست کاملا مشخصه چرا که اگه محدود نبود میشد خدای مطلق.
    در همون آیات اولی اومده انسان شبیه مثل یکی از ما شده که این به روشنی بیانگر تثلیث هست.
    در استدلالتون گفتین یک اینکه خدا خودخواه است و بعد در ادامه حرف از توهم شباهت به خدا زدین. خوب مشخصا کسی نمی تونه شبیه خدا باشه چون خدا شکلی نداره اما برداشت اشتباه شما از این متن این بود که به نظر شما خدارو خودخواه معرفی می کنه در حالی که صحبت از یک قطعیت دیده میشه.
    اینارو اوردم که بگم در قرآن نمونه ی اینگونه آیات زیاد هست! آیه ای که خدا یکی از پیامبرای خود رو بدالله مینامه! همه این رو میدونن که این آیه با معنی ظاهریش هیچ ارتباطی نداره بلکه بیانگر موضوع مهم و بزرگی هست که از دل آیه بیرون میاد.

    باز هم جناب شیندلر خود را به ندانستن زده است. ایشان میخواهد باورهای اسلامی را وارد کیش خودش بکند و با عقاید اسلامی کتاب مقدس خودشان را توجیه کنند!!

    جناب شیندلر از این جملۀ کتاب مقدس "
    همانا انسان‌ مثل‌ يكي‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نيك‌ و بد گرديده‌. اينك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حيات‌ نيز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.»" کاملا آشکار است خداوند نگران جاودانه شدن آدم است و شمشیری را نیز برای دفاع از این درخت قرار داده است.

    هر چند در قرآن چنین چیزی نیست که شما به اشتباه گفتید هست ولی حتی اگر بود هم ایراد کتاب مقدس را از بین نمیبرد.

    اما اینکه گفتید اینکه گفته شبیه یکی از ما شده بیانگر تثلیث است اولا که این فرافکنی ربطی به بحث ندارد. در ثانی مگر ما کتاب مقدس شما را قبول داریم که حالا تثلیثش را قبول داشته باشیم. از اینن گذشته از کجا معلوم که منظور تثلیث باشد؟ شاید نویسندگان کتاب مقدس اینجا یادشان رفته که خدا باید واحد باشد!! شاید هم منظور از "ما" تعظیم مقام خداست. شاید منظور عالم مجردات است. شاید ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    3- جبرئيل واسطه بين حقيقت نبي و خلق است نه واسطه بين حق و نبي. در واقع جبرئيل دريافت فوق عقل و طاقت بشري نبي را به مرتبه عقل بشر تنزل مي‌دهد تا در قالب الفاظ و زبان بشري كلام الهي(كه همان دريافت نبي از حق است و كسي جز خودش از آن آگاه نيست) را به محجوبان عالم ماده برساند.
    شرح اين مطالب بلند در اين مختصر نمي‌گنجد و نيازمند مباني عرفاني است. در پايان شمارا به مبحث قرآن در كتاب آداب الصلوه امام خميني ارجاع مي‌دهم.


    در این نوشته که بازم پیست شده از پست حکیم هست مشخصا برتری درک پیامبر نسبت به بشریت رو اعلام میکنه که نیاز به واسطی داره تا به بیانی برای بشریت تبدیل بشه. از چندین جهت میشه این مطلب رو نقد کرد که من یک جهت رو میگم. در اینجا مشخصا اعلام میشه که درک مافوق بشر به همه داده نمیشه! بلکه یک عطیه هست برای شخصی خاص که برای کاری خاص انتخاب شده. در زمان آدم هیچ بشر دیگه ای وجود نداشته! پس واسزی هم وجود نداشته! در اون زمان یک ارتباط مستقیم وجود داشته که ایجاد هرگونه برتری رو رد میکرده! اینجا پیامبر با سایر خلق مقایسه میشه اما در اونجا فقط و فقط آدم و خدا حضور داشتن که باز هم از موارد خاص میشه.
    از این دو پست نتیجه میگیرم که شاید در ظاهر متون ذکر شده در پیدایش معنایی خارج از عقل وجود داشته باشه اما دقیقا با همین طریق بیان در قرآن هم آیاتی وجود داره که نیاز به درک بالا داره و از معنای ظاهریش نمیشه قضاوت کرد


    باز هم فرافکنی و بحثهای فاقد ارتباط. گفتیم که در آنجا آدم به عنوان پیامبر شناخته نشده است که حالا شما این حرفها را میزنید در عین حال هم گفتیم از سخن کتاب مقدس نگرانی خدا از جاودانگی ادم آشکار است.




  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    6 و خدا گفت‌: «فلكي‌ باشد در ميان‌ آبها و آبها را از آبها جدا كند.» 7 و خدا فلك‌ را بساخت‌ و آبهاي‌ زير فلك‌ را از آبهاي‌ بالاي‌ فلك‌ جدا كرد. و چنين‌ شد. 8 و خدا فلك‌ را آسمان‌ ناميد.
    نمونه ی آیه ی فوق رو در قرآن براتون میارم و تفسیرش رو هم که از تفسیر نمونه هست مختصرا بیان میکنم.
    سوره بقره آیه 21. آن ( خدایی) که زمین را برای شما فرشی و آسمان را بنایی ( برافراشته) و از آن آسمان آبی فرو بارید و ...
    مشخصا می پرسید ربطش چی هست. در تفسیر نمونه این آیه ذکر شده که منظور از سما و یا آسمان جو زمین است، در تفسیر چگونگی تشکیل ابرها از ذرات فشرده جو توضیح داده میشه و دقیقا بیان میکنه که منظور از آب چی هست. در جو زمین به صورت مشخص مولکول های آب وجود داره و حالا سوال من اینه که خدا این همه توضیح رو برای مردمی که در اون زمان از بالای آسمان آبی که به چشم میدیدن خبر نداشتن چجوری باید میداد؟ غیر از این که طوری وجود چنین حقیقتی رو بیان کردن و واگزاری اون برای نسل های بعد که با پیشرفت علم آگاهی بیشتری پیدا می کنند؟


    باز هم سفسطۀ خودت هم آنهم از نوع اوت! این آیه از قرآن میگوید از سماء آبی میباراند ولی فرمایش کتاب مقدس میگوید از وسط آبهای زمین فلکی به بالا رفت و نیمی از آبها را به بالای خود برد و نمیگوید این فلک جو است بلکه میگوید آنرا آسمان نامید. منظور آسمان این دنیاست نه جو زمین، جناب شیندلر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط کتاب مقدس نمایش پست

    19 و خداوند خدا هر حيوان‌ صحرا و هر پرندة‌ آسمان‌ را از زمين‌ سرشت‌ و نزد آدم‌ آورد تا ببيند كه‌ چه‌ نام‌ خواهد نهاد و آنچه‌ آدم‌ هر ذي‌حيات‌ را خواند، همان‌ نام‌ او شد. 20 پس‌ آدم‌ همة‌ بهايم‌ و پرندگان‌ آسمان‌ و همة‌ حيوانات‌ صحرا را نام‌ نهاد. ليكن‌ براي‌ آدم‌ معاوني‌ موافق‌ وي‌ يافت‌





    اینجا بنده هم عرض کردم:


    خیلی جالب است که خدا اسم گذاشتن روی حیوانات را به آدم میسپارد. حالا
    این نامگذاری چه سودی دارد؟ چه حکمتی دارد؟ به چه دردی میخورد؟ اقلا اگر امروزه هر حیوانی را تمام دنیا با یک اسم میشناختند، میگفتیم به این یک درد میخورد ولی اینطور هم نیست و یک حیوان را در هر جای دنیا با نامی میشناسند.

    جناب شیندلر اینگونه پاسخ داده اند:


    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست

    اول اینکه متاسف هستم برای چنین استدلال غریبی! اندیشمند اگه اینطور بود که شما میگید پس نام خدارو هم نباید در هر جا به یه شکلی گفت. مثلا ما که میگیم خدا و عربا که میگن الله و اروپایی ها که میگن god پس این نشون میده این به زبان هر قومی ربط داره و در کل موضوع هیچ تاثیری نداره.
    در سوره بقره آیه 28 : اوست که همه موجودات زمین رو برای شما خلق کرد و ....
    تو همین سوره خدا به خلیفه بودن انسان برای خودش اشاره می کنه زمانی که با فرشتگان در حال صحبت هست و این یعنی سپردن همه ی چیزهایی که در زمین هست به انسان که در آیات بعدی هم به این مسئله اشاره میکنه

    اول اینکه برای خودتان متأسف باشید که این طور سفسطه میکنید.

    دوم اینکه شما باز هم خودتان را به آن راه زدید. نخیر نگفتم نام گذاشتن روی چیزی کار عبثی است. گفتم اینکه خداوند حیوانات را به خط کند تا حضرت آدم برایشان اسم بگذارد کار بیهوده ایست. مگر حیوانات برای وجودشان به نامگذاری او محتاج بودند؟ به هر حال خود انسانها روی موجودات اطراف اسم میگذارند. تازه الان هم اگر اسم همۀ آنها یکی بود باز شاید میشد توجیه کرد. این اسمگذاری حضرت آدم که سودی برای بشر امروز و دیروز و خود حیوانات و عالم کائنات ندارد و این عمل غیرحکیمانه است.

    اما در مورد اسم خدا خب موضوع اینستکه خدا کسی را نگمارد تا برایش اسم بگذارد درسته؟


    اما دست آویز کردن آیات سورۀ بقره که هیچ ربطی به بحث ما نداشت هم نشان از ضعف استدلالی شما دارد.


  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بنده عرض کرده ام:

    خدای انجیل، حوا و در پی آن جنسیت زن را صرفا برای تنها نبودن آدم (و مرد) و همچنین یاری شدنش در وظایفش معرفی میکند!!!

    لازم به ذکر است که اسلام مرد و زن هردو مونس یکدیگرند و هر دو برای هم خلق شده اند. نه مثل اینجا زن برای مرد.

    ایشان ضمن بخشی فرافکنانه که البته حذف شده است فرمودند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    نمونه هایی از مونس همدیگر بودن در سوره ااحزاب همگنان اعتقاد دارم در پس آیات خدا رازهایی هست که تا خدا نخواد کسی متوجه نمیشه. دلیل این حرف رو هم در پست بعدی میگم



    جناب شیندلر احساس میکنید با این فرمایشات ایرادی را رفع کردید؟ اگر آری که آفرین بر شما!!


  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود