جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كارنامه 87

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    كارنامه 87




    امسال هم به پايان رسيد با همه ي تلخي ها و شيريني هايش، با همه ي فرازها و نشيب هايش،
    سالي که براي عده اي سال رشد و پيشرفت بود و براي عده ي ديگر، سال عقبگرد يا درجازدن؛



    گذشتِ شب و روز و سپري شدن هفته ها و ماه ها، براي ما يک پرونده و کارنامه تشکيل مي دهند. کارنامه ي سال سپري شده را مرور کنيم تا چهره ي جان خويش را در آيينه ي رفتار خود بنگريم!


    طي شدن روزگار، سبب افزوده شدن سنّ ما نمي شود، بلکه عمر ما را کاهش مي يابد و هر روز، قدمي به خط پايان نزديکتر مي شويم.
    وقتي يک دانش آموز، به نمرات پايان سال تحصيلي خود مي نگردد و قبولي و مردودي خود را مي بيند چرا ما به کارنامه ي عملکرد سالانه مان ننگريم؟
    راستي در سالي که گذشت چه کردم؟ چه بودم؟ و چه شدم؟ چگونه انديشيدم و اکنون چگونه فکر مي کنم؟
    چه نکات تازه اي از دين آموختم؟ کدام خصلت ناپسند را از خود دور کردم؟



    چه اعمال صالحي را تنها و تنها براي رضاي خدا انجام دادم؟
    چند نماز با حضور قلب خواندم؟

    دوستان شما چه كار كرديد ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    598
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من بزار فک کنم

    من اعمال صالح که نداشتم
    نمیدونم واقعا سخته ادم اعمال خودشو بسنجه







    و هیچ فکر نکرد مامیان پریشانی تلفظ درها
    برای خوردن یک سیب
    چقدر تنهاماندیم...






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به چه ميزاني به رشد اخلاقي و تزکيه ي نفس و خودسازي دست يافتم؟
    سراغ کداميک از بستگان و فاميل رفتم که با ما قطع رابطه کرده بودند؟



    چند نفر بي خبر و منحرف را نجات دادم؟
    چند بار، سخن حق را، هر چند به زيان خودم بود پذيرفتم؟



    چند بار، به خاطر خدا، از صحنه هاي گناه دوري جستم؟
    چند کتاب خوب و سازنده مطالعه کردم؟



    چند مسأله لازم و ضروري از (احکام شرعي) آموختم؟
    چه کتاب هاي سازننده اي خريده و به دوستان و ديگران اهدا کردم؟





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چقدر قرآن خواندم؟ با چه کارهايي والدين خويش را از خود راضي کردم؟
    چه گام مصبتي در راه پاسداري از ارزش هاي انقلاب برداشتم؟


    چند بار به زيارت عاشقانه و عارفانه ي مزار اولياءالله و امامان و صالحان رفتم؟
    و از اين زيارت ها چه توشه ي معنوي گرفتم؟


    چند عيادت بيمار و سرکشي به محرومان و کمک به آنها کردم؟
    چند مورد، سؤلات فکري خود را از آگاهان و کارشناسان پرسيدم؟
    ویرایش توسط فالق الاصباح : ۱۳۸۷/۱۲/۲۳ در ساعت ۱۳:۳۶


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    آري! يک سال گذشت، يک سال مدت کمي نيست.
    مي توانستم با کارهايم، يک سال را پرمحتواتر سازم و از سال، قرني بسازم.
    مي توانستم عمر خويش را بهتر برويانم و بشکوفانم.


    كارنامه 87


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    بله...!!!
    عمر مثل برق و باد می گذره و ما غافلیم!

    فقط کافیه چند لحظه فکر کنیم سال پیش چه قول هایی به خودمون دادیم و چقدرش رو تونستیم پایبند باشیم. گرچه متاسفانه (البته خودم رو عرض می کنم) در شش ماهه اول سال به فکر هستیم که در شش ماهه بعدی این قول ها رو عملی کنیم. شش ماه دوم هم عین سرعت فیبر نوری می گذره و ما هنوز در خم خطوط دایال آپیم.

    خیلی اتفاقی هنگام زیر و رو کردن فایل های قدیمی، در کوچه بس کوچه های قدیمی هاردم،
    و در اعماق سکتورهای فراموش شده اش، به شعر جالبی برخوردم که گویا زمانی از سایتی کپی کرده بودم. متاسفانه نام شاعرش رو هم ننوشته ام.

    اینجا میذارم بلکه شاید دوستان شاعر خوش ذوقش رو بشناسند:




    ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهميدم

    طی شد اين عمر، تو دانی به چه سان ؟

    پوچ و بس تند چنان باد دمان

    همه تقصير من اين است که خود می دانم

    که نکردم فکری

    که تأمل ننمودم، روزی

    ساعتی يا آنی

    که چه سان ميگذرد عمر گران؟

    " کودکی " رفت به بازی، به فراغت، به نشاط

    فارغ از نيک و بد و مرگ و حيات

    همه گفتند:کنون تا بچه است

    بگذاريد بخندد شادان

    که از اين پس دگرش فرصت خنديدن نيست

    بايدش ناليدن

    من نپرسيدم هيچ

    که پس از اين ز چه رو

    نتوان خنديدن؟

    هيچکس نيز نگفت:زندگی چيست ؟ چرا می آييم؟

    بعد از اين چند صباح

    به کجا بايد رفت؟

    با کدامين توشه به سفر بايد رفت؟

    من نپرسيدم هيچ ، هيچ کس نيز مرا هيچ نگفت.

    " نوجوانی " سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط

    فارغ از نيک و بد و مرگ و حيات

    بعد از آن باز نفهميدم من

    که چه سان عمر گذشت؟

    ليک گفتند همه

    که جوانست هنوز

    بگذاريد جوانی بکند

    بهره از عمر برد، کامروايی بکند

    بگذاريد که خوش باشد و مست

    بعد از باز ورا عمری هست

    يک نفر بانگ بر آورد که: او

    هم از اکنون بايد فکر آينده کند

    ديگری آوا داد:

    که چو فردا بشود فکر فردا بکند

    سومی گفت: همان گونه که ديروزش رفت،

    بگذرد امروزش، همچنين فردايش...

    با همه اين احوال، من نپرسيدم هيچ

    که چه سان دی بگذشت

    آن همه قدرت و نيروی عظيم

    به چه ره مصرف گشت؟

    نه تفکر، نه تعمق و نه انديشه دمی

    عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

    چه " توانی " که ز کف دادم مفت

    من نفهميدم و کس نيز مرا هيچ نگفت.

    قدرت عهد شباب

    ميتوانست مرا تا به خدا پيش برد

    ليک بيهوده تلف گشت جوانی

    هيهات

    آن کسانی که نمی دانستند

    زندگی يعنی چه،

    رهنمايم بودند

    عمرشان طی شده بيهوده و بی ارزش و کار

    و مرا می گفتند که چو آنها باشم،

    که چو آنها دايم

    فکر خوردن باشم،

    فکر کشتن باشم،

    فکر تأمين معاش

    فکر ثروت باشم

    فکر يک زندگی بی جنجال،

    فکر همسر باشم

    کس مرا هيچ نگفت:

    زندگی ثروت نيست

    زندگی داشتن همسر نيست

    زندگانی کردن

    فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست

    من نفهميدم و کس نيز مرا هيچ نگفت

    و صد افسوس که چون عمر گذشت،

    معنی اش فهميدم

    حال می پندارم هدف از زيستن اين است رفيق:

    من شدم خلق که با عزمی جزم

    پای از اين بند هوی ها گسلم

    پای در راه حقيقت بنهم

    با دلی آسوده

    فارغ از شهوت و آز و حسد و کينه و بخل

    مملو از عشق و جوانمردی و علم

    در ره کشف حقايق کوشم

    زره جنگ برای بد و نا حق پوشم

    ره خلق پويم و حق جويم و پس حق گويم

    آنچه آموخته ام بر دگران نيز نکو آموزم

    شمع راه دگران گردم و با شعله ی خويش

    ره نمايم به همه گر چه سرا پا سوزم

    من شدم خلق که مثمر باشم

    نه چنين زايد و بی جوش و خروش

    عمر بر باد و به حسرت خاموش

    ای صد افسوس که چون عمر گذشت

    معنی اش فهميدم


    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند سوال دیگه هم از خودمون بپرسیم:چقدر دل امام زمانو تو این یکسال شاد کردیم و چقدر موجب رنجیدگی اون بزرگوار شدیم؟چقدر موجبات ظهور رو فراهم کردیم و برای فرج آقامون دعا کردیم و چقدر ظهور رو به تاخیر انداختیم؟


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و بسياري"چند"ها و "کدام"ها و "چه" هاي ديگر...
    آري! يک سال گذشت، يک سال مدت کمي نيست.
    مي توانستم با کارهايم، يک سال را پرمحتواتر سازم و از سال، قرني بسازم.
    مي توانستم عمر خويش را بهتر برويانم و بشکوفانم.


  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چقدر خوب و شايسته است که در هر برخورد و ارتباطي،
    علاوه بر پول عيدي، به همديگر هديه هاي معنوي (مانند کتابهاي کوچک و ارزان دعا و حديث) بدهيم و دايره ي معرفت ديني خود را گسترش دهيم و از زمره ي ناآگاهان خود را برهانيم.


  12. تشکرها 3


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آينده در دست ماست مگر وعده ي او نيست که " صالحان" به وراثت زمين خواهند رسيد...
    اين يک خوشبيني مقدس است نسبت به آينده ي دنيا و بشريت ... آينده اي که مي توانيم در ساختن آن شريک باشيم... آيا آماده اي در يک برنامه ي عظيم " اصلاح جهاني" فداکارانه بکوشي؟ ان شاءالله که آن موعود بيايد و وعده ي الهي را تحقق بخشد؛ البته با همت و ياري ياران خالص و منتظران واقعي!


  14. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود