جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صادق آل محمد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صادق آل محمد




    پیشواي ششم در اندیشه رهبر انقلاب
    كد خبر: ۴۰۶۲۲تاريخ انتشار: ۱۷:۵۵ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۷تعداد بازديد: ۲۷۱
    در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهي و در زماني كه رهبري جامعه؛ مهمترین مساله نهضت اسلامي بود؛ رهبر معظم انقلاب چند سخنراني درباره تحلیل ‏زندگاني امام ششم(ع) ایراد كرد كه بعد از پیروزي انقلاب اسلامي؛ تحت عنوان «پیشواي صادق(ع‏» توسط انتشارات سید جمال منتشرگردید. تاریخ دقیق انجام سخنراني معلوم نیست ولیكن بین سالهاي‏45 تا50 شمسي بوده است. كتاب «پیشواي صادق(ع)‏» در بین سالهاي ‏58 تا 60 شمسي منتشر شده است. در هر حال؛ محتواي كتاب هرچند مختصر است؛ اما یكي از بهترین تحلیل‏هاي سیاسي ‏درباره عملكرد امام صادق(ع) شمرده مي‏شود. مباحث این اثر وزین؛ با رعایت امانت و براساس ترتیب و نظم كتاب به طور خلاصه عبارت ‏از چند نكته ذیل است:

    1- دو قضاوت درباره امام صادق(ع) در بین مردم وجود دارد كه ‏هر دو محل تامل است. قضاوت اول حمایت ‏آمیز است: آن امام بزرگ؛ فرصتي طلایي براي تعلیم و تربیت ‏به دست آورد و چنان غرق در نشرعلم و دین شد كه نتوانست ‏به فریضه امر به معروف و نهي از منكر عمل كند و ناچار شد در مقابل حكام ظلم و جور به مدح و ستایش و تملق بپردازد! قضاوت دوم اعتراض‏آمیز است: او در زماني كه ظلم و جنایت از در و دیوار مي‏بارید، ره عافیت در پیش گرفت و از رسالت‏انساني یك رهبر غفلت ورزید و به درس و بحث دل خوش كرد! در حالي ‏كه شیعیانش گرفتار تعقیب و زندان و شكنجه و تبعید و قتل و غارت‏ بودند!

    2- هیچ یك از آن دو قضاوت؛ پایه و مایه استوار و صحیحي ندارد. هردو قضاوت براساس چند روایت مجعول شكل گرفته است كه دقت درمحتواي آن؛ ساختگي بودن آن را آشكار مي‏سازد، زیرا ساحت رفیع ‏امامت ‏بسي پاك‏تر و والاتر از آن است كه آلوده به تملق و ستایش ‏بیجا؛ آن هم نسبت ‏به طاغوت‏ها و ستمگران گردد. علاوه برآن كه ‏برخي از این روایات، اساسا سند ندارد.

    3- در برخي از روایات مذكور كه سندي براي آن ذكر شده، راوي‏ شخصي است ‏به نام ربیع حاجب. ربیع كیست؟ ربیع آجودان مخصوص ‏منصور خلیفه عباسي و به تعبیر آن روز حاجب او بود. او نزدیك ‏ترین و مورد اعتماد ترین شخص در دستگاه منصور بود و در سال‏153 هجري به مقام وزارت نیز رسید و تا آخر زندگي منصور (سال‏158 هجري) در پست وزارت باقي ماند. شگفت آور است كه عاقلي؛ سخن ‏نزدیك‏ترین یار خلیفه را درباره ذلت و تضرع دشمن خلیفه، بي‏هیچ ‏تحقیق و جستجویي بپذیرد!

    4- قضاوت دوم (قضاوت اعتراض‏آمیز) سخني است ‏شبیه داوري‏هاي شرق‏ شناسان كه غالبا آلوده به غرض یا برخاسته از جهل و بي‏خبري است‏ و مبتني بر بینش مادي و الحادي، مانند قضاوت خاورشناس یهودي؛ فیلیپ حتي درباره صلح امام حسن(ع) و قضاوت خاورشناس ماركسیست؛ پطروشفسكي بعثت رسول اكرم(ص).

    5- نظریه و داوري صحیح درباره امام صادق(ع) و سایر امامان‏علیهم السلام ، قضاوت سومي است كه با تحقیق درمنابع و مآخذ ودقت در آن به دست مي‏آید و آن این است: امامان شیعه، همانند خود پیامبر(ص) هدفي‏ جز این نداشتند كه نظام عادلانه اسلامي را با همان ‏ویژگي‏ها و اهدافي كه قرآن روشن كرده ایجاد كنند و یا استمراربخشند. زیرا امامت؛ تداوم نبوت است. براین اساس، برنامه عمومي‏ امامان علیهم السلام دو بخش اساسي و انفكاك ‏ناپذیر داشت:

    الف) تبیین ایدئولوژي اسلام.

    ب) تامین قدرت اجرایي و اجتماعي.

    6- امامت از نظر تاریخي چهار دوره را پیمود:

    الف) سكوت.

    ب) قدرت.

    ج) شهادت.

    د) جهادي دیگر.

    دوره اول از رحلت رسول اكرم(ص) شروع شد و با آغاز حكومت‏ امیرالمؤمنین(ع) پایان یافت.

    دوره دوم؛ دوره حكومت امام علي(ع) و امام مجتبي(ع) است.

    دوره ‏سوم عبارت از بیست ‏سال میانه صلح امام حسن(ع) (سال 41 هجري) و شهادت امام حسین(ع) (سال 61 هجري) است.

    دوره چهارم؛ بعد ازشهادت سیدالشهداء(ع) تا دو قرن بعد و آغاز غیبت است.

    7- امام امیرالمؤمنین علي(ع) در دوره اول كه بیست و پنج ‏سال‏ به طول انجامید، براي حفظ اسلام و جلوگیري از اختلاف، دست ‏به ‏قیام مسلحانه نزد و در برابر غاصبان حكومت ‏سكوت كرد و بلكه از روي كمال علاقه و دلسوزي نسبت‏ به اسلام و جامعه اسلامي؛ آنان را یاري كرد و در مسائل سیاسي، نظامي و غیره راهنمایي نمود؛ چنانچه این مطلب از نهج‏البلاغه و كتب تاریخ استفاده مي‏شود.

    8- در دوره دوم؛ هرچند بسیار كوتاه بود. حدود پنج ‏سال اما یك حكومت صد در صد اسلامي ارائه و حاكم گردید و عدالت استقراریافت و ارزشهاي جاهلي رخت ‏بربست.

    9- در دوره سوم، تلاش براي بازگرداندن قدرت به خاندان ‏پیامبر(ص) در فرصت مناسب، شروع شد و شیعه؛ عملا به كار نیمه ‏مخفي اهتمام ورزید.

    10- دوره چهارم؛ ادامه دوره سوم و با همان روش و البته به‏ صورت برنامه دراز مدت بود. این دوره، هرچند پیروزي‏ها و شكست‏هایي درمراحل مختلف داشت اما در زمینه كار ایدئولوژیك، به ‏پیروزي قطعي رسید. براي آشنایي با زندگي امام صادق(ع) باید این‏ دوره را بیشتر بررسي كنیم.

    11- در دوره چهارم؛ امامان شیعه علیهم السلام تلاشي مستمرداشتند تا با فعالیت ایدئولوژیك ومبارزه با تحریف، زمینه احیاي‏ حكومت اسلامي و حضور قرآن و سنت را در جامعه فراهم آورند و این‏ انقلابي بزرگ و اساسي بود، شبیه انقلابي كه رسول الله(ص) درجامعه جاهلي پدید آورد و شاید از آن هم مشكل‏تر؛ زیرا تجدید یك ‏انقلاب، گاه از ایجاد آن دشوارتر است.

    12- در آغاز دوره چهارم، وضعیت‏ شیعه بنابر روایت امام صادق(ع) چنین بود: «ارتد الناس بعدالحسین(ع) الا ثلثه ابوخالد الكابلي ‏و یحیي بن ام الطویل و جبیربن معطم ثم ان الناس لحقوا و كثروا و كان یحیي بن ام الطویل یدخل مسجد رسول الله(ص) و یقول: كفرنابكم و بدا بیننا و بینكم العداوه و البغضاء.»

    پس از شهادت امام حسین(ع) همه منحرف شدند جز سه نفر: ابوخالد كابلي، یحیي بن ام طویل و جبیربن معطم. بعدها دیگران ملحق شدند و شیعیان زیاد گردیدند. یحیي بن ام طویل به مسجد پیامبر(ص) درمدینه وارد مي‏شد و خطاب به مردم مي‏گفت: ما به شما كافریم و میان ما و شما خصومت و كینه است.

    13- امام سجاد(ع) نمي‏توانست‏ به صراحت ‏خود را مستحق خلافت وحكومت اعلام كند. زیرا در آن صورت، خلیفه مقتدري چون عبدالملك ‏بن مروان آن حضرت را پیش از آنكه موفق به انجام رسالتش شود به‏ شهادت مي‏رساند و تشكیلات نوپاي شیعه ویران مي‏گردید.

    14- البته درموارد نادري امام سجاد(ع) موضع حقیقي خود را در برابر حاكمان جور آشكار ساخت. اما آنچنان كه خود را رویاروي‏ آنان قرار دهد، بلكه تنها براي ثبت در تاریخ؛ مانند نامه‏اي كه‏امام(ع) براي یكي از رجال دیني وابسته به حكومت ‏بني امیه به ‏نام محمد بن شهاب زهري نوشته‏اند. نامه روشنگر امام زین‏العابدین(ع) در تحف العقول ذكر شده است.

    15- امام سجاد(ع) مي‏فرمود: درهمه حجاز، دوستداران و علاقمندان‏ ما به بیست نفر نمي‏رسد. هرچند آن حضرت فعالیتي آرام و مخفي‏ داشت اما گاه گاه خود و یارانش مورد آزار و اذیت‏ حكومت وقت ‏قرار مي‏گرفتند و خود آن بزرگوار حداقل یك مرتبه با وضعي ‏تاثرانگیز و بسته به غل و زنجیر تحت نظر ماموران بسیار ازمدینه به شام برده شد و بارها مورد تعرض و شكنجه قرار گرفت وسرانجام در سال 95 هجري به وسیله ولید بن عبدالملك خلیفه اموي‏ به شهادت رسید.

    16- امام باقر(ع) در مراسم حج‏ به حاجیان اشاره كرد و به یار رازدارش، فضیل بن یسار گفت: در جاهلیت نیز بدین گونه‏ مي‏گردیدند! فرمان آن است كه به سوي ما كوچ كنند و پیوستگي و دوستي خود را به ما بگویند و یاري خویش را برما عرضه كنند. قرآن ‏از قول ابراهیم(ع) مي‏گوید: (بارالها!) دلهایي از مردم را مشتاق ‏ایشان كن!

    17- یكي از یاران نزدیك امام باقر(ع) به نام جابرجعفي به‏ دستور آن حضرت، كوفي بودن خود را كتمان مي‏كند و وانمود مي‏كند كه از مردم مدینه است و نیز به فرمان آن بزرگوار، خود را به ‏دیوانگي زد و حاكم كوفه كه این وضع را مشاهده كرد گفت: خدا را شكر كه از قتل او معافم ساخت!

    18- امام باقر(ع) در برابر حاكم اموي (هشام بن عبدالملك) خطاب ‏به مردم كرد و فرمود: «ایهاالناس! این تذهبون؟ و این یرادبكم؟ بناهدي الله اولكم و بنا یختم آخركم، فان كان لكم ملك معجل فان‏ لنا ملكا موجلا و لیس بعد ملكنا ملك، لانا اهل العاقبه یقول الله ‏عزوجل و العاقبه للمتقین.‏»

    به كجا مي‏روید؟ اي مردم! و چه سرانجامي براي شما درنظرگرفته‏اند؟ به وسیله ما بود كه خدا گذشتگان شما را هدایت كرد و به واسطه‏ ما است كه خدا مُهر پایان بركار شما مي‏زند. اگر شما را دولتي ‏مستعجل است، ما را دولتي پاینده خواهد بود و پس از دولت ما كسي ‏را دولتي نخواهد بود. چون ما اهل عاقبتیم كه خدا فرمود عاقبت ‏براي اهل تقواست.

    19- ابوحمزه ثمالي گوید: از امام باقر(ع) شنیدم كه مي‏گفت: خدا براي این امر (تشكیل حكومت علوي) سال 70 را معین كرده بود. چون‏ حسین(ع) كشته شد خدا بر خاكیان خشم گرفت. پس آن را تا سال 140به تاخیر افكند... ما این موعد را براي شما (شیعیان) گفتیم وشما آن را افشا كردید. پس خدا دیگر موعدي را معین نكرد.

    ابوحمزه این سخن را براي امام ‏صادق(ع) بیان كرد. آن حضرت فرمود: آري، این چنین بود.

    20- امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع) دستور داد كه بعد ازشهادت؛ بخشي از دارائي آن حضرت (800 درهم) را در مدت ده سال، صرف عزاداري و گریستن بر ایشان در صحراي مني و در موسم حج ‏بنماید.

    21- خطوط اصلي زندگي امام صادق(ع) چنین است:

    1- تبلیغ و تبیین مساله امامت ‏شیعي.

    2- بیان و تبلیغ احكام دین و تفسیر قرآن به روش اهل ‏بیت علیهم‏السلام .

    3- ایجاد تشكیلات سیاسي ایدئولوژیك به صورت مخفي.

    4- هدایت پنهاني جنبش‏هاي نظامي علویان.

    5- فعالیت ‏سیاسي به صورت بیان توصیه‏ها، گفتارها ونگارش نامه‏ها و ذكر شعرهایي خاص.

    22- آمیختگي سه مفهوم «رهبري سیاسي‏» و «آموزش دیني‏» و«تهذیب روحي‏» در امامت؛ ناشي از آن است كه اسلام در اصل؛ این ‏سه جنبه را از یكدیگر تفكیك نكرده و به عنوان برنامه‏اي چند بعدي بر انسان عرضه كرده است. ‏شیعه عقیده دارد كه‏ امام باید از جانب خدا تعیین شود.

    23- كمیت؛ شاعر نامدار و بسیار هنرمند و یكي از معروف‏ترین ‏چهره‏هاي شیعي و شهید گرایشهاي تند علوي؛ در یكي از چندین قصیده ‏معروف خود در توصیف ائمه اهل ‏بیت علیهم السلام ، آنان را سیاستمداراني مي‏داند كه برخلاف حاكمان مسلط زمان، سرپرستي و زمامداري انسانها را با چوپاني گوسفندان و چارپایان، یكسان‏ نمي‏سازند.

    24- سخن اصلي امام صادق(ع) مانند دیگر امامان شیعه، عبارت ازامامت ‏بود و براي ‏اثبات این واقعیت تاریخي، قاطع ترین مدرك، روایات فراواني است كه در آن؛ امام صادق(ع) ادعاي امامت را به‏ روشني و صراحت ‏بیان كرده است.

    25- مردي از اهل كوفه به خراسان رفت ومردم را به ولایت جعفربن ‏محمد(ع) دعوت كرد. جمعي پاسخ مثبت گفتند و اطاعت كردند و گروهي ‏سرباز زدند و منكر شدند و فرقه‏اي احتیاط كردند و دست نگه ‏داشتند... یكي از احتیاط كنندگان به مدینه و ملاقات امام ‏صادق(ع) رفت. آن حضرت با لحني اعتراض‏آمیز فرمود: اگر تو اهل ‏ورع و احتیاط بودي چرا در فلان مكان كه فلان عمل هوس بازانه وشهواني را انجام مي‏دادي احتیاط نكردي؟!

    26- فقه جعفري در برابر فقه رسمي آن روزگار، فقط یك اختلاف‏ عقیده ساده نبود، بلكه دو مفهوم انتقادآمیز نیز داشت:

    نخست آنكه اثبات مي‏كرد دستگاه حكومت از آگاهي دیني بي‏بهره است ‏و نمي‏تواند امور فكري مردم را اداره كند و دیگر آنكه نشان ‏مي‏داد تحریف‏هاي بسیاري در فقه رسمي براي جلب نظر حكام جور نفوذ كرده است و نیز امام صادق(ع) با تفسیر قرآن به روشي غیر از روش‏ عالمان درباري، عملا به معاوضه با حكومت ‏برخاست و تمام تشكیلات‏ مذهبي و فقاهت رسمي را تخطئه كرد.

    27- وجود تعابیري چون «باب‏»، «وكیل‏»،«صاحب سر»،«مستودع سر» در روایات امام صادق(ع) و نیز در تاریخ، نشان‏مي‏دهد كه آن حضرت تشكیلاتي سیاسي، ایدئولوژیك را به صورت پنهاني ‏هدایت مي‏كرد. مثلا محمد بن سنان«باب‏» امام صادق(ع) و زراره و برید و محمد بن مسلم و ابوبصیر، «مستودع سر» آن حضرت و معلي ‏بن خنیس، وكیل آن بزرگوار بود.

    منبع: تبيان
    007


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    صادق آل محمد

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    صادق آل محمد


    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    صادق آل محمد


    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    1,093
    تشکر:
    1
    حضور
    1 روز 16 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    10 دستور عملي براي شيعيان؛ برگرفته از زندگي امام صادق(ع)

    1 - انفاق
    هشام بن سالم مي‏گويد: امام صادق‏ عليه السلام ‏هنگامي كه تاريكي شب فرا مي‏رسيد، انباني ‏از نان و گوشت و پول را بر مي‏داشت و بر دوش‏ مي‏نهاد و به سوي نيازمندان شهر مدينه ‏مي‏شتافت و آن‏ها را ميانشان تقسيم مي‏كرد. آن‏ها او را نمي‏شناختند. زماني كه امام‏صادق ‏عليه السلام رحلت كرد و آن انفاق‏هاي شبانه‏ ادامه پيدا نكرد، نيازمندان فهميدند كه چه‏كسي هرشب به آن‏ها غذا و پول مي‏داد.

    2 - دوري از بخل
    فضل بن ابي قره مي‏گويد: امام صادق‏عليه السلام را ديدم كه از اول شب تا صبح، خانه خدا را طواف كرد و اين دعا را خواند: خدايا! مرا از شر بخل نفسم برهان! گفتم: به فدايت ‏شوم! از شما غير از اين دعا را نشنيدم؟ فرمود: چه چيزي بدتر از بخل‏ نفس! بعد آيه «و من يوق شح نفسه...» را خواند.

    3 - دعا هنگام پيشآمد ناگوار
    امام صادق‏عليه السلام هر گاه به پيشآمد ناگواري ‏بر مي‌خورد، زنان و اطفال را جمع مي‏كرد و دعا مي‏كرد و آن‏ها آمين مي‏گفتند.

    4 - سجده بر تربت‏ حسيني
    امام صادق ‏عليه السلام جز بر تربت ‏حسيني سجده‏ نمي‏كرد.

    5 - در نياميختن روزه با لذت
    امام صادق‏ عليه السلام هنگامي كه روزه مي‏گرفت، ريحان را بو نمي‏كرد. از او علت اين امر را پرسيدند. فرمود: من دوست ندارم كه روزه‏ام‏ را با لذت درهم آميزم.

    6 - زيارت اميرالمؤمنين(‏ع)
    از صفوان جمال روايت‏شده است: با امام‏صادق ‏عليه السلام وارد كوفه شديم. امام فرمود: اي‏صفوان! شتر را بخوابان، كه اين جا نزديك‏ قبر جدم، اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است. امام فرود آمد، غسل كرد، جامه را تغيير داد، پا را برهنه ‏نمود و فرمود: تو نيز چنين كن. به جانب نجف‏ رفتيم. فرمود: گام‏ها را كوتاه بردار و سر را به‏ زير انداز. خداوند متعال براي هر گام كه ‏برداري، صد هزار حسنه مي‏نويسد، صدهزارگناه را محو مي‏كند، صدهزار درجه مي‏بخشد،صد هزار حاجت را بر مي‏آورد و ثواب هر صديق و شهيد را براي تو مي‏نويسد. آن‏حضرت با دل آرام، تن آرام، تسبيح، تهليل و تنزيه به جلو مي‏رفت، تا رسيديم به تل‏ها... بر سر قبر رسيد و اشك بر گونه‌هايش جاري شد و گفت: «انالله و انا اليه راجعون‏»؛ آن گاه‏ بر اميرالمؤمنين ‏عليه السلام سلام كرد.

    7 - زيارت حسيني
    امام صادق‏عليه السلام در مسجد حنانه - كه از مساجد شريفه، نجف اشرف است- امام ‏حسين ‏عليه السلام را به گونه‏اي خاص - كه در مفاتيح ‏الجنان ذكر شده است- زيارت كرد و سپس‏ چهار ركعت نماز خواند.

    8 - دعا هنگام سفر
    امام صادق‏ عليه السلام هنگام سفر اين دعا رامي‏خواند: خدايا! راه را بر ما بگشاي و گزارش ما را نيكوگردان و عافيت ما را بزرگ‏ ساز.
    امام صادق‏عليه السلام نيز هنگام سفر هفت‏بار تسبيح ‏مي‏كرد، هفت‏بار حمد خدا مي‏نمود و هفت ‏بار لااله الا الله مي‏گفت.

    9 - صدقه
    امام صادق‏ عليه السلام شكر را صدقه مي‏داد. از آن‏ حضرت سؤال شد: آيا شما شكر را صدقه‏ مي‏دهيد؟ فرمود: بلي. هيچ چيز نزد من ‏دوست‌داشتني‏تر از شكر نيست. من دوست‏ دارم كه محبوب‏ترين چيز را صدقه دهم.

    10 - حضور قلب در نماز
    ابوايوب مي‏گويد: امام باقر و امام صادق ‏عليهما السلام آن گاه كه به نماز مي‏ايستادند، رنگ چهره آنان تغيير مي‏كرد؛ گاه سرخ مي‏شد و گاه زرد. گويا با كسي كه او را مي‏بينند، سخن مي‏گويند.

    بر گرفته از shia-news.com
    وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ / ۱۰- یونس


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود