جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال تاریخی... غارت مسلمانان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال تاریخی... غارت مسلمانان




    بنام خدا

    سلام
    من تازه با این سایت آشنا شده ام و می بینم که در مورد خیلی از مسائل با رعایت احترام بحث می شود . هر کس نظر خود را بیان می کند.
    من هم سوالاتی داشتم که با اجازه ی مسئولان سایت می خواستم مطرح کنم امیدوارم سوئ تفاهم نشود.
    در تاریخ زیاد خواندیم که کشورگشایی هایی صورت گرفته در زمان خود و بعد از اینکه جزو تاریخ گشته عده ای تحسین کرده و عده ای آن را محکوم کرده اند. حال نگاه درست به تجاوز و غارت چگونه می تواند مطرح شود؟

    در تاریخ آمده است: مسلمانان در گشورگشایی خود خیلی ویرانی ها به بار آوردند و حتی کلیساها را خراب کردند و به جای آن مساجد را بنا کردند. در حالیکه مسیحیان هم بعد از ایمان به مسیح نبی (ع) معابد را ویران کردند و کلیسا ساختند. سوال اصلی در این است که زمان پیامبر اکرم (ص) چگونه این تجاوزات و غارتها گناه نبود؟ و در زمان امام علی (ع) و خلفای راشدین برای تبلیغ اسلام آیا این کشورگشایی ها جایز بود؟ چگونه؟
    کشت و کشتار مردم بی گناه در جنگهای رخ داده ؟
    آیا تبلیغ اینگونه ی اسلام با آیه ی "لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" منافاتی ندارد؟

    اگر در این مورد عزیزان بحث مفیدی داشته باشند ممنون می شوم.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام خدا

    در بیان این موضوع می توان بدون جبهه گیری و تعصب به این سوال پرداخت که وقتی همه ی انسانها با عقایدی در دنیا همه به سو ی خدای یکتا در حرکتند چرا برای بهانه هایی جنگ و خونریزی به پا می شود؟

    در حکومتها و کشور گشایی ها اگر اسلام دین حضرت محمد ص را وارد ایران کرد در عوض فرهنگ غنی ایران را با خود به سایر کشورها که می گشود برد. کلسیاها را ویران کرد و مساجد را بنا کرد. کلی هزینه بابت کاخها و مساجد خرج کرد آیا اسلام همین را می گفت. آیا پیغام اسلام همین بود؟ عدالت امام علی ع همین بود؟ هیچ کس آن را محکوم نکرد هیچ کس محکوم نکرد که این قوم مهاجم پیامش چیست و چگونه عمل می کند.
    نمی خواهیم با بیان این مطالب اسلام را محکوم کنیم می خواهیم بدانیم اسلام چگونه شریعتی است و چگونه مکتبی برای انسانها.
    سوال من اینه که وقتی در زمان پیامبر اکرم ص خدا به پیامبر دستور دادند که رو به کعبه نماز بخوان تا از اذیت دشمنان امان یابی یعنی روی از قدس برگیر و به کعبه نماز بخوان در حالیکه پر از بت هم باشد.
    امروز قدس مرکز جنگ مسلمانان و یهودیت شده است وقتی همه ی ادیان برای خود مرکز عبادتی دارند چرا یهودیت از داشتن مرکز عبادت محروم باشند. می توانند در کنار مسلمانان معبد سلیمان را هم برای خود آباد کنند. وقتی تاریخ ویرانی و آباد را مدام تجربه و پشت سر می گذارد اینجا گناهکار و بی گناه چه کسانی هستند.
    من قصد طرفداری و یا محکوم کردن این برهه از اتفاق را ندارم ولی می خواهم تاریخ شناسان برای این سوال جوابی مستدل ارائه کنند.


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شفق جان اين سوال مهمي است که من هم از خود ميبرسيدم . اما به اين نتيجه رسيدم که شايد ان زمان روحيه جنکجوپي بين اعراب وجود داشته و جنک امري طبيعي مي نموده . اما الان بعد از 1400سال ايا هنوز جنک تنها سلاح براي کفتکو بين انسانها به شمار ميايد؟؟؟ ايا در دين اسلام اصول انسانيتري جز اين که متحجران به بيروان خود اموزش ميدهند يافت نميشود ؟؟

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    بنام خدا

    سلام

    با درود و خوش امد گویی به شما

    در تاریخ آمده است: مسلمانان در گشورگشایی خود خیلی ویرانی ها به بار آوردند و حتی کلیساها را خراب کردند و به جای آن مساجد را بنا کردند. در حالیکه مسیحیان هم بعد از ایمان به مسیح نبی (ع) معابد را ویران کردند و کلیسا ساختند




    در کجای تاریخ چنین چیزی امده است ؟؟!!!!!!!!!!!! لطف کنید بیشتر تحقیق کنید و یک طرفه و زود قضاوت نکنید و تهمت نزنید

    قران کریم چه می فرمایند و مسلمانان را به چه چیز فرمان میدهند : « کسانیکه به ناحق از خانه هاشان اوره شده اند جز ان نبود که میگفتند پروردگار ما خدای یکتاست ؟! و اگر خدا برخی از مردم را به برخی دیگر دفع نمی کرد ! همانا صومعه ها و معابد و کنسیه ها و مساجدی که نام خداوند در ان بسیار برده میشود همه ویران میگردید » حج 40
    و اینگونه قران کریم مسلمانان را به احترام در مقابل دیگر ادیان وا می دارد و مسلمانان را از ویران کردن معابد دیگر ادیان منع میکند!

    اصطخری» جغرافی دان مسلمان در کتاب "المسالک والممالک" اورده که « اکثریت مردم فارس در حال حاضر (قرن چهارم هجری) زرتشتیان تشکیل میدهند و هیچ شهر و دهکده ای نیست که در ان اتشکده ای نباشد» و از قول مسعودی در کتاب «مروج الذهب» می نویسد « در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلم و نیز کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است» و از قول ابن حوقل جغرافی دان مسلمان در کتاب "صوره الارض" نقل میکند که« در فارس، شهر و روستایی و ناحیتی نیست مگر انکه اتشکده ای داشته باشد و در جبل (اذربایجان) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند»
    حالا اگر فاتحان عرب پس از گذشت چهار قرن از تصرف ایران مردم ایران رو به پذیرش اسلام وادار نکرده اند و حتی اتشکده ها رو ویران ننموده اند و همچنان در بسیار از شهر ها اتشکده ها روشن و مردم بسیاری زرتشتی هستند چگونه به اجبار مسلمان شده اند؟؟

    نکته ای که در گرفتن جزیه مهم است اسنت که اگر موانعی پیش می امد که مسلمین چنانکه سزاوار بود نمیتوانستند از اهل کتاب به واسطه جزیه ای که میگیرند حمایت کنند از گرفتن مالیات خودداری میورزیدند بلاذری( قرن دوم و سوم) در فتوح البلدان حود ( ص 143) مینویسد :
    « چون هرقل گروه بسیرای را برای نبرد با مسلمین فراهم اورد و به مسلمانان خبر رسید که دشمنان به سوی برموک پیش می ایند ، مالیاتی را که مسلمین از مردم حمص گرفته بودند به ایشان برگرداندند و گفتند که ما به جنگ با رومیان سرگرم شده و از یاری و دفاع شما غافل خواهیم گش دراینصورت ما به کار خود برسید مردم حمص پاسخ دادند که حکومت و عدالت نزد شما نزد ما محبوبتراز ظلم و ستمی است که پیش از این برما میرفت و ما بهمراه عامل شما با سپاه هرقل میجنگیم و از این شهر دفاع میکنیم یهودیان نیز برخاستندو گفتند : سوگند به تورات که ما اجازه نمیدهیم هرقل شهر به شهر حمص وارد شود مگر انکه شکست بخوریم»

    نیر پرفسور توماس ارنولد خاورشناس انگلیسی در کتاب تاریخ گسترش اسلام مینویسد : « موقعی که سپاه مسلمین به دره اردن رسید و ابو عبیده در ان محل اردو زد سکنه مسیحی منطقه نامه ای به این مصمون برای مسلمانان ارسال داشتند « ای مسلمانان ما شمارا بر بیزانس ترجیح میدهیم هرچند انان هم کیش ما هستند ! زیرا سما مارادردین و ایمان خود ازاد گذارده و با ما بر ترحم و مهربانی بیشتر رفتار میکنید و از اعمال زور و ظلم خودداری مینمایید و حکومت شما برما بمراتب بهتر از حکومت بیزانس ایت زیرا انان اموال مارا به غارت برده و خانه های مارا تصاحب نمودند» " امسا" دروازه های شهرهای خود را بر لشکر هراکیلیوس(هرقل) بستند و به مسلمانان اطلاع دادند که حکومت و عدالت اسلامی را بر بی عدالتی و فشار و تعدیات رومی ها ترجی میدهند . ص 42

    قاضی ابو یوسف (متوفی182 هجری) درکتاب معروفش «الخراج» که برای هارون الرشید نوشته ، امده :« ثروتمندان اهل کتاب سالیانه فقز 48 درهم و طبقه متوسط انها 24 درهم و کشاورزانشان 12 درهم می پرداختند و زنان و کودکان و مستمندان و پیرمردان و از پای دامدگان و راهبان و صومعه نشینان و نابینایان و دیوانگان که فیر بشمار میایند از پرداخت این مقدار ناچیز نیز معافند و از اهل کتاب زکات چهارپایان نیز نمی گرفتند و هرگز کسی ایشان را وادار به پذیرش اسلام نمیکرد حتی اگر اسیری رومی شمرده شود. ص131»
    باز در کتابتاریخ گسترش اسلام میخوانیم « اکثریت قشر سکنه روم در قسمتهایی که در زمان این امپراطور فتح شده بود از طرفداران و دوستان اعراب بودند این اکثریت به هراکیلیوس به عنوان بدعت مینگریستند و از ان بیم داشتند که وی ممکن است برای تحمیل عقاید منوفیزیتی خود دست به شدت عمل و مجازات بزند باین جهت بود که انان با امادگی و حتی علاقه کامل مایل بودند فرمانروای دیگری را که تعهد ازادی دینی بنماید بپذیرند و حاظر بودند در مقابل رفع خطر فوری در مورد وضع دینی و استقلال ملی خود گذشتهایی بنمایند .
    میشائیل .د .الدر اسقف کلیسای انطاکیه نیر در نوشته های خود در نیمه قرن داوزدهم میلادی تصمیمات و نظریه های همکیشان خود را تایید مینمود و حتی پس از اینکه کلیسای شرقی در حدود پنج قرن تحت حکومت اسلامی قرار داشت معتقد بود که :« دست خداوند در پیروزیاعراب به وضوح دیده میشود» او پس از بررسی و تذکر و یاداوری فشارها و مجازات های هراکیلیوس مینویسد :« به همین دلیل است که خدای انتقام که به تنهایی قادر است امپراطوری سلطه افراد فناپذیر را به میل و اراده خود تغییر دهد ... از منطقه جنوب ، فرزندان اسماعیل را برانگیخت تا مارا از ظلمو بیداد رومیها نجات داده و ازادکنند . ص 41»)
    باز پرفسورتوماس ارنولد در صفحه 42 همان کتاب مینویسد « مناطقی از اممپراطوری بیزانس با سرعت بتصرف مسلمانان درامده بود خود را دحال اتفاده کامل انچنان ازادی یافتند ... که برای قرنهای متمادی انطور ازادی بیاد نداشتند. انان مجاز بودند که ازادانه و بدون هیچگونه مزاحمت تکالیف دینی خود را انجام داده و مراسم مذهبی خویش را برپادارند... وسعت این ازادی را که در تاریخ قرن هفتم میلادی کم نظیر بود میتوان از پیمانهایی که با شهرهای مفتوحه منعقد میشد قضاوت نموده و بدست اورد . در این قراردادها حفظ مال و جان ، ازادی دین و عقیده دربرابر تسلیم و پرداخت جزیه تضمین شده بود. ص 42»


    براساس این اعلامیه و دستور مبالغ هنگفتی از محل بیت المال باز پس داده شد و مسیحیان برای پیروزی سران اسلام و مسلمانان دعا کرده و گفتند : خداوند شمارا مجددا برما حکومت دهد و شما را بر رومی ها پیروز گرداند زیرا اگر رومی ها در چنین شرایطی بودند نه تنها هرگز چنین چیزی به ما پس نمیدادند بلکه بقیه اموال مارا نیز ضبط میکردند و از ما میگرفتند . همانطور که قبلا توضیح داده شد جزیه تنها بر مردان سالم در مقابل معافیت از خدمت نظام که در صورت مسلمان بودن میبایستی انجام دهند وضع میگردید و کاملا قابل توجه است که هر فرد مسیحی که در ارتش اسلام خدمت مینمود از پرداخت جزیه معاف بود . ص 46 و 47)))

    سوال اصلی در این است که زمان پیامبر اکرم (ص) چگونه این تجاوزات و غارتها گناه نبود؟ و در زمان امام علی (ع) و خلفای راشدین برای تبلیغ اسلام آیا این کشورگشایی ها جایز بود؟ چگونه؟
    کشت و کشتار مردم بی گناه در جنگهای رخ داده ؟

    ببیند در زمان پیامبر و امام علی تمام جنگها تدافعی بوده است و نخستین بار کفار مکه بودند که جنگ را اغاز میکردند . « خداوند شمارا از معاشرت و همزیستی با کفاری که با شما در امر دین نجنگیده و شما را از شهر و دیارتان اوره نساخته اند منع نمی کند که با انها به نیکی رفتاری کنید که خداوند عدالت ورزان را دوست دارد» ممتحنه 8

    چنانکه مورخان آورده اند که پس از جنگ صفّین ، سپاه معاویه گاهی به برخی از شهرهای حجاز و عراق، تاخت و تاز میکرد، دریکی از این غارتگریها، سربازان معاویه خلخالی بزور از پای زنی یعودی بدرآورده و گردنبندش را به غنیمت بردند. چون این خبر را به امام علی(ع) رساندند امام، مردم کوفه را گرد آورد و ماجرای مزبور را حکایت نمود و سپس فرمود فلو أنً امر مُسلماً مات من بعد هذا أسَفاً ما کان به ملوماً بل کان به عندی جدیرا) «یعنی: اگر مسلمانی در پی این حادثه ، از شدّت اندوه بمیرد، بر او ملامتی نیست بلکه به نزد من امری شایسته باشد!!» نهج البلاغه خطبه جهاد شماره26 +اخبار الطوال اثر دینوری ص212

    میتوان گفت مسلمانان بطور کاملا یک طرفه هم اغاز گر جنگ با ایرانیان نبودند :

    در مورد درگیری اعراب در زمان خلیفه ابوبکر با لشکر ایران داستان چنین اغاز میشود که در این زمان گروهی از قبایل عرب از دین برگشتند و فتنه واشوب و قتل و غارت بپا کردند.:
    فتح سواد عراق که در دوران خلافت ابوبکر رخ داد مقارن با سال دوازدهم هجری بود . ماجرایی اینچنین دارد : این فتح از آنجا آغاز می شود که پس از وفات پیامبر (ص) گروهی از قبائل عرب که به نفاق (هنگام حیات پیامبر)، اظهار مسلمانی می کردند، (بعد از وفات پیامبر و دو دستگی مقطعی در میان مسلمانان دربحث خلافت) آشکارا از اسلام رو برتافتند و جنگهای سختی را با مسلمانان اغاز کردند. اینان، قبائل گوناگونی بودند که در حجاز و عراق و یمن و دیگر نواحی می زیستند و در پیرامون پیامبر نمایانی دنیاطلب و ریاستخواه به نامهای : طُلیٌحَه و سَجاع و مُسَیلمه و أسود و عَنسی گرد آمدند و عده ای را کشتند و جنگهای سختی را با مسلمانان اغاز کردند و شهر مدینه را که کانون اسلام و پایگاه مهاجران و انصار بود، به خطر افکندند و بقول جرجی زیدان : « کار مرتدّان بالا گرفت تا بدانجا که برخی از ایشان به مدینه – پایتخت مسلمانان – یورش و هجوم بردند و نزدیک بود آنجا را (مدینه) به تصرف درآورند و اگر ابوبکر بخوبی از مدینه دفاع نمی کرد آنرا (مدینه را) به تصرّف درآورده بودند.» تاریخ تمدن اسلامی چاپ قاهره ج1ص68
    ولی به یاری خداوند و همت مسلمانان، سرانجام فتنۀ مزبور (در اطراف مدینه) خاموش شد و برخی از پیامبر نمایان دروغگو به هلاکت رسیدند و برخی از ایشان (طلیحه و سجاع) به اسلام بازگشتند.
    از میان نزدیکان و یاران پیامبر که در این ماجرا از جهد بلیغ کوتاهی نورزیدند، امام علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بویژه باید نام برد . چنانکه ابوجعفر طبری مینویسد : «ابوبکر پس از اینکه هیئت اعزامی (فتنه گران) را بیرون راند ، علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بر راههای کوهستانی مدینه گمارد (تا از نفوذ دشمن به درون شهر جلوگیر کنند)» الکامل فی التاریخ ج2ص344 چاپ بیروت
    دراین هنگام خالدبن ولید از سوی خلیفه ابوبكر ماموریت یافت تا قبايلي از اهل رده و آشوبگران و حامیان ایشان را برجای خود نشاند. سرانجام این گروهها بصورت قبایلی در سواد عراق و حیره پراکنده بودند و در میان ایشان برخی از طوایف مسیحی نیز دیده میشد كه به انها كمك ميكردند ، خالد بن ولید به آهنگ گوشمال دادن به این فتنه انگیزان و آرام ساختن فتنۀ فتنه گران (و جلوگیری از فتنه دوباره و بعدی آنها) به سوی سواد عراق حرکت کرد و با برخی قبایل شورشی "مصالحه" نمود و با گروهی دیگر کارش به "جنگ" کشید تا سواد عراق و حیره را به تصرف درآورد دولت ساسانی که از زمان خسرو پرویز دشمنی را با اسلام آغاز کرده بود از قبایل اشوبگر حمایت ميکرد و همين کار موجب شد تا سپاه عرب با دولت ساساني نیز درگیر شود.
    چنانکه حتی دفاع و حمایت دولت ساسانی از قبائل آشوبگر، عاقبت سپاه اعراب را با دولت ساسانی روبرو کرد و نبردهای ذات السًلاسل و ثنی و "وَلَجه" و "با دَقلی" و الیس را در بین النهرین با ایرانیان پیش آورد و کار جنگ میان اعراب و سپاه ایران ساسانی گسترش یافت و سرانجام این نبردها به داخل ایران کشیده شده و به سرنگونی دولت ساسانی و فتح ایران انجامید. چنانکه مورخان پر آوازه چون طبری و بلاذری و ابن اثیر و ابن خلدون در اسناد و آثار خود این امر را نشان داده اند .
    بنابرهمین ملاحظه می توان گفت که مسلمین در این پیکارها، " آغاز گر آشوب و جنگ نبودند" و فتنه انگیزی از دشمنان مسلمانان مایه گرفت و به شکست دشمن و از دست دادن حاکمیت دولت ساسانی در بین النهرین انجامید.
    برخی از محققان معاصر نیز، درستی این تعلیل را به خوبی دریافته اند چنانکهحتي دکتر زرینکوب در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام در اینباره مینویسد : « سبب آمدن خالد بن ولید به عراق چنانکه از تامّل در قــرائـن برمیـاید تنبیه اعـراب عراق و هم پــیمانان اهل ردّه بــوده است لکن ناچار منتهی به تصادم با لشکریان ایران شده و جنگها و فتح های اسلام از آن میان پدید آمده است. ص295»
    «در سال دوازدهم هجرت ابوبکر ، خالد بن ولید را جهت تعقیب اهل رده که به میان رودان گریخته بودند به آن سرزمین روانه کرد و خالد هم دولت حیره را شکست داده وآنجا را متصرف شد به این ترتیب بود که جنگهای ایران و اعراب شروع شد ....و ابوبکر به خالد سفارش اکید کرده بود که از در گیری با ایران بپرهیزد» ایران باستان جلد2 ص236
    بنابراین در واقع خود دولت ساسانی پیشگام و اتش افروز و محرک جنگ بود و سبب شد که اعراب مسلمان بعد از وفات پیامبر به ایران بتازند و در صدد برآیند تا سررشتۀ فتنه را بر کنند همانگونه که طبری پس از ذکر واقعۀ «ولجه» می نویسد :
    فانهزمت صفوف الاعاجم و ولو...و قام خالد فی الناس خطیبا یرغبهم فی بلاد العجم.
    یعنی« صفوف عجم ها درهم شکست و روی به گریز نهادند و خالد در میان مردم برخاست و سخنرانی کرد و انان را تشویق به حمله به بلاد عجمها کرد» تاریخ طبری ج 3 ص354 (چاپ مصر)
    و چنانکه نوشته اند در جنگ بصره (اُبله) تنها سیصد سوار عرب شرکت داشت و این سربازان سپاه مدافع شهر را شکسته و این بندر بزرگ را تسخیر کردند.
    این همان است که مرحوم زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین بدان اشاره میکند: «چندی بعد اعراب ، هم بر فارس دست یافتند هم بر خراسان و ماوراء النهر. این فتوحات خیره کننده – که تا حدی به تقدیر الهی یا معجزه اسلامی تعبیر شد – در واقع فقط بدان سبب امکان داشت که همه جا در قلمرو ایران و بیزانس مقدم مهاجمان (عرب) را عامه مردم با علاقه استقبال کردند . اگر عامه مردم این ممالک با مهاجمان به چشم عداوت می نگریستند این فتوحات چنین آسان دست نمی داد . بیزانسیها چون در مصر از سوریه نیز منفورتر بودند ، ده هزار سرباز مسلمان کافی بود تا (تمامی) مصر را از چنگ بیزانس بیرون بیاورد. چند شهری هم که مقاومت کرد، یک دوسال بیش در دست بیزانس نماند. بدینگونه ، هنوز یک ربع قرن از هجرت پیامبر نگذشته بود که بیرون از جزیره العرب، از تیسفون ساسانی گرفته تا اسکندریه بیزانسی، همه جا قلمرو اسلام بود با بانگ اذان ، که شهادت می داد به وحدت خدا و رسالت محمد.» ص3
    و چنانکه پرفسور توماس ارنولد در کتاب تاریخ گسترش اسلام مینویسد: « زجر و شکنجه و تجسس عقاید و دین در تمام مردم ایران یک نوع حس تنفر علیه دین رسمی زرتشتی و خاندان پادشاهی که به تحمیل ان بر مردم کمک مینمود ، بوجود اورده بود و موجب ان شد که فتح اعراب بصورت یک نوع نجات و رهایی و ازادی جلوه کند» ص149 در واقع برای همین بود که قبل از ورود اسلام هم ایرانیان مسیحی میشوند مانویی میشوند و مزدکی میشوند و همگی هم توسط مغان و اشراف قتل عام میشوند و برای همین است که حتی در ایران باستان رعایای ستمدیده عیدی داشتند بنام عید مغ کشان و هر ساله این عید را پاس میداشتند [۱].
    بهر ترتیب ماجرای فتح أُبُلًه و حیره و أنبار و عینُ التًمر و دومه الجندل و دیگر نواحی بین النهرین را در تاریخ طبری و فتوح االبلدان بلاذری و کامل ابن اثیر و دیگر کتب تاریخی می توان خواند و از جزییات این رویدادها باخبر شد. آنچه در اینجا شایسته است یاد کنیم آنستکه رفتار مسلمانان با ساکنان این سرزمینها به شکلی بود که توانستند انظار و افکار آنان را به سوی اسلام جلب کنند و تمدن باشکوهی را در مناطق مزبور بنیان گذارند. در اینباره جا دارد توضیحی بیاوریم و به اشاره و اجمال، بسنده نکنیم.
    باید دانستکه بخش مهمی از بین النهرین، نه از راه جنگ بلکه از طریق «مصالحه» گشوده شد و مسلمین با ساکنان آن سرزمینها به ملایمت رفتار نمودند و بدانها در حفظ و آیین خود، ازادی دادند بلکه دفاع و حمایت از ایشان را برعهده گرفتند!
    ابن اثیر در تاریخش می نویسد: «در محرم این سال(12هجری قمری) ابوبکر به خالدبن ولید که در یمامه بود نامه نوشت و او را فرمان داد تا بسوی عراق حرکت کند و برخی گفته اند که خالد از یمامه به مدینه وارد شد و ابوبکر وی را روانۀ عراق کرد(بهرصورت) خالد رهسپار عراق گردید و در بانقیا و باروسما و اَلیس فرود آمد و اهالی آن دیار با او (خالد) مصالحه کردند»(الکامل ج2ص384)
    بنابر گزارش طبری و ابن اثیر و بلاذری، حالد مسیر خود را ادامه داد و به «حیره» رسید و کارش با مردم «حیره» نیز به مصالحه پیوست.
    اینگونه مصالحه ها که در نواحی دیگری از بین النهرین هم پیش آمد، بدانصورت بود که قبائل غیر مسلمان، بدون انکه مجبور باشند از کیش و آیین خود دست بردارند با مسلمین از در آشتی در می امدند و جزیه یا مالیاتی سرانه بدیشان میپرداختند و دربرابر اینکار از جمایت جدی مسلمانان برخوردار می شدند بطوریکه اگر مورد هجوم کسانی قرار میگرفتند، مسلمین موظف بودند تااز ایشان دفاع کنند و حفظ و جان و ناموس و امنیت انان را برعهده گیرند.
    مقدار جزیه و مالیات سرانه نیز گران و کمرشکن نبود، مثلا بنا به نوشته مورخان در همان مصالحۀ بانقیا و باروسما و الیّس هرکس وظیفه داشت سالیانه 4 درهم به دولت اسلامی بپردازد. چنانکه ابن اثیر مینویسد: «کانت علی کل رأس اربعه دراهـــم»(یعنی: برعهده هرکس چهاردرهم بود)الکامل ج2 ص384
    و چه بسا زکاتی که مسلمانان به دولت می پرداختند، چندبرابر بیش از آن مقدار شمرده می شد به ویژه که زنان و کودکان از دادن جزیه معاف بودند. چنانکه مالک در کتاب الموطّأ می نویسد «سنت براین امر جاری شده که جزیه بر زنان اهل کتاب و کودکانشان نباشد و جزیه، جز از مردانی که به بلوغ رسیده اند گرفته نشود» جزء 1 ص207 چاپ قاهره
    در برابر این مالیات سبک و اندک، مسلمانان نسبت به اهل ذمه وظائف سنگینی داشتند چنانکه پیامبر بزرگوار اسلام به مسلمانان اموزش داده بود و نخستین بار که عبدالله بن أرقم را برای گرفتن جزیه فرستاد، همینکه عبدالله به راه افتاد پیامبر او را ندا داد و فرمود: « بدان ، هرکس که به همپیمانی غیر مسلمان ستم روا دارد، یا اورا به کاری بیش از توانش وا دارد، یا بر او عیب نهد، یا از او چیزی را بدون رضایتش بگیرد، من در روز رستاخیز با وی ستیزه میکنم» الخراج ، اثر قاضی ابویوسف ص135+فتوح البلدان ص167
    مسلمانان درصدر اسلام این سفارش را از یاد نبرده بودند از اینرو، رفتار نیک آنان در دیگران اثر خوبی به جای نهاد و اهل ذمّه را برای پذیرفتن اسلام آماده ساخت بدانگونه که مورخان آورده اند :« چون اهل ذمّه، وفای مسلمین و خوشرفتاری ایشان را دربارۀ خود دیدند با دشمنانشان، دشمنی کردند و دربرابر آنها، یاور مسلمانان شدند» الخراج ص149
    دستور اسلام است که از کسانی که جزیه میپرداختند حمایت شود و خدماتی بدیشان ارائه شود. بهمین مناسبت، مسلمانان از جزیه دهندگان به "مُعاهدین" یا "اهل ذمًه" تعبیر میکردند ؛ یعنی کسانیکه با مسلمین همپیمانند و یاری و حمایت آنان بر ذمّۀ دولت اسلامی است.
    چنانکه مورخان آورده اند که پس از جنگ صفّین ، سپاه معاویه گاهی به برخی از شهرهای حجاز و عراق، تاخت و تاز میکرد، دریکی از این غارتگریها، سربازان معاویه خلخالی بزور از پای زنی یعودی بدرآورده و گردنبندش را به غنیمت بردند. چون این خبر را به امام علی(ع) رساندند امام، مردم کوفه را گرد آورد و ماجرای مزبور را حکایت نمود و سپس فرمود فلو أنً امر مُسلماً مات من بعد هذا أسَفاً ما کان به ملوماً بل کان به عندی جدیرا) «یعنی: اگر مسلمانی در پی این حادثه ، از شدّت اندوه بمیرد، بر او ملامتی نیست بلکه به نزد من امری شایسته باشد!!» نهج البلاغه خطبه جهاد شماره26 +اخبار الطوال اثر دینوری ص212
    در اینجا مناسب است که رای یکی از خاورشناسان برجسته غربی را گزارش کنیم تا معلوم شود که مورخان و پژوهشگران اسلامی در این دواریها تنها نیستند .
    توماس آرنولد خاورشناس مشهور انگلیسی در کتاب تاریخ گسترش اسلام چنین می نگارد: «از شواهد و نمونه هایی که قبلاً در مورد آزادی هایی که برای اعراب مسیحی از طرف مسلمانان فاتح در قرن اول هجری و سپس ادامۀ ان در زمانهای بعد نقل شد، می توان استنتاج نمود که قبائل مسیحی که اسلام را پذیرفتند تنها با طیب خاطر و به اختیار و با آزادی کامل، به اسلام گرویدند. »ص39
    ــــــــــــــــــــ
    ۱- «با اینکه بی دینی و گریز از دین (زرتشتی) کیفر مرگ داشت، در عین حال رعایا از روحانیون و دین شان نفرت داشتند و در نهان به عقاید و آرا و ادیان دیگر روی می آوردند. رعایا در انتظار فرصتی بودند تار از روحانیون انتقام بگیرند. آنان یک بار در روزگار هخامنشی و توطئه روحانیون علیه دولت و مردم، دست به مُغ کشی گسترده ای در سراسر ایران بزرگ زدند و هر سال ان روز را عید مُغ کشان نامیده و جشن میگرفتند.[1] روحانیان که از خشم و نفرت رعایا خبر داشتند مُغ ازاری را یکی از گناهان مرگ بار قرار داده بودند. هرگونه اعتراض و اهانتی عنوان گناه مغ آزاری داشت و گناهکار محکوم به مرگ بود.[2]... روحانیون از یک سو هول و هراس گناه و عوارض و عواقب دنیوی و اخروی ان را در روح و روان رعایا خلانده و برای ارامش روان رعایای هزاران دعا و ذکر و ورد و حرکات عجیب و غریب تدارک دیده بودند و از دیگر سو بدلیل ولایت مطلقه ای که بر سرنوشت رعایا داشتند گاه گناه مقلدان شان را می بخشیدند و یا با گرفتن وجوه نقد و کالا و بیگاری بسیار بخشی از گناهان را می خریدند و گاه حدود شرعی سنگین که هزاران تازیانه و کشتن هزاران حیوان موذی ریز و درشت بود به پرداخت وجوه و نقد و کالاو... تبدیل میشد. [3] هول و هراس گناه و عوارض و عواقب آن ، رعایا را بسیار محتاط ساخته بود. رعایا باید مواظب گفتار و رفتار فردی و اجتماعی خود می بودند چرا که هر گناهی علاوه بر کفاره سنگین و پردردسر، تازیانه بسیار داشت..... روحانیون ثروتمندترین طبقه ممتاز کشور بودند. این ثروت هنگفت بیشتر از راه وجوه واجب دینی (نذرها ، کفاره ها، خیرات و..)به دست می امد. 1- وندیداد 1/ 72 : عید مغ کشان . 2و 3- احکام دینی.»اان 218و 219
    منبع مقاله : ۱- بخش اعظم مطالب از کتاب" بین النهرین در زمان خلفای راشدین"نقل شده است ۲- ایران ۳- تاریخ گسترش اسلام ۴ کارنامه اسلام
    ــــــــــــــــ
    لینک به بیرون : درامدی بر صلحنامه های مسلمانان باساسانیان درآغاز فتح ایران




    البته ما جنایات و ظلم و ستم دوران حکومت بنی امیه را انکار نمی کنیم و باید بین اسلام و عرب و اسلام و بنی امیه و بنی عباس و رفتار برخی فرمانرویان دوره امویو عباسی با مردم تفکیک کرد. همین بنی امیه که چندین بار شیعیان رو قتل عام کردند و ایرانیان شیعه هم چندین بار توسط ایشان قتل عام شدند . رفتار انان به اسلام و تربیت شدگان قران ربطی نداشت انها با خاندان پیامبر هم درافتادند و از ستمگری هیچ کم نگذاشتند پس به بهانه عمل امثال معاویه و یزید و عبدالملک و مروان و حجاج بن یوسف و وو.. نمیشه همه مسلمانان رو متهم کرد و اینها رو بپای اسلام نوشت!


    چنانکه دیدیم سوال شما مبنی بر اینکه مسلمانان معابد دیگر ادیان را ویران میکرد بن مایه ای تاریخی نداشت حالا شاید در دوران بنی امیه چنین چیزی شده باشد اما در صدر اسلام مسلمانان دستورات اسلام را تا حدودی رعایت میکردند



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ممنون از پاسخ مفصل و گسترده ی شما
    پس کشورگشایی های ویرانگرانه ی اوایل اسلام مربوط به بنی امیه بود. پس وقایع بعدی را چه؟
    در ایران همه ی مردم با علاقه و اشتیاق اسلام را نپذیرفتند در تبریز بابک خرمدین مدتهای مدیدی جلوی تجاوز مسلمانان مقاومت کرد که عاقبت با خیانت برادرش سقوط کرد. در شیراز با ورود مسلمانان مردم فارس ترفندی که برای نگهداری حداقل مقبره ی کوروش که خیلی عزیز بود برایشان توانستند از ویرانی مسلمانان نگهدارند. که فقط همین مقبره از حمله مسلمانان در امان مانده است. ترفندشان هم همین بود که بالفور محرابی به شیوه ی اسلامی و ایات قرانی درون مقبره کار کردند و نام اینکه اینجا مقبره و زیارتگاه مادر حضرت سلیمان است در امان ماند. و ..... ایا اینها نمونه ای از رضایت کلی مردم بود که با اغوش باز اسلام را پذیرفتند؟
    بحث به داخل ایران کشید چگونه می توان تجملاتی کار کردن مساجد و مقبره ی امامزاد ها را اسلامی و مطابق قوانین اسلام دانست. گسترش فضاهای معماری اسلامی که در زمان بنی امیه رخ نمی داد در حالیکه کاخها و مساجد زمان اولیه ی اسلام در مقایسه با معماری بعد و نزدیک به زمان حال دور از اصل اساسی اسلام هست.
    در زمان ایلخانی همین مقبره ی سلطانیه بارها تزئیناتش عوض می شود به خاطر سست مذهب بودن حاکم زمان از تزئینات شیعی به تزیینات سنی عوض می شود. در زمان صفویه و قاجار و.... تجملات بیشتر...
    همین امروز هم امامزاده ها و مساجد زرق و برق زیادی به خود می گیرند ایا این تجملات و خرجهای اضافی از بیت المال اسلامی استفاده نمی شود. و گناه نیست...
    ایا امامان معصوم ما راضی هستند از این تجملات مقبره ی شان. در کدام حدیث و ایه امده است که امامی گفته باشند بعد از مرگمان مقبره ی مان را رونق و شکوفا کنید.
    ایا این غارت مسلمانان امروزی نمود عینی نیست از غارت گذشته



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shafag نمایش پست
    سلام
    ممنون از پاسخ مفصل و گسترده ی شما
    پس کشورگشایی های ویرانگرانه ی اوایل اسلام مربوط به بنی امیه بود. پس وقایع بعدی را چه؟
    در ایران همه ی مردم با علاقه و اشتیاق اسلام را نپذیرفتند در تبریز بابک خرمدین مدتهای مدیدی جلوی تجاوز مسلمانان مقاومت کرد که عاقبت با خیانت برادرش سقوط کرد. در شیراز با ورود مسلمانان مردم فارس ترفندی که برای نگهداری حداقل مقبره ی کوروش که خیلی عزیز بود برایشان توانستند از ویرانی مسلمانان نگهدارند. که فقط همین مقبره از حمله مسلمانان در امان مانده است. ترفندشان هم همین بود که بالفور محرابی به شیوه ی اسلامی و ایات قرانی درون مقبره کار کردند و نام اینکه اینجا مقبره و زیارتگاه مادر حضرت سلیمان است در امان ماند. و ..... ایا اینها نمونه ای از رضایت کلی مردم بود که با اغوش باز اسلام را پذیرفتند؟
    بحث به داخل ایران کشید چگونه می توان تجملاتی کار کردن مساجد و مقبره ی امامزاد ها را اسلامی و مطابق قوانین اسلام دانست. گسترش فضاهای معماری اسلامی که در زمان بنی امیه رخ نمی داد در حالیکه کاخها و مساجد زمان اولیه ی اسلام در مقایسه با معماری بعد و نزدیک به زمان حال دور از اصل اساسی اسلام هست.
    در زمان ایلخانی همین مقبره ی سلطانیه بارها تزئیناتش عوض می شود به خاطر سست مذهب بودن حاکم زمان از تزئینات شیعی به تزیینات سنی عوض می شود. در زمان صفویه و قاجار و.... تجملات بیشتر...
    همین امروز هم امامزاده ها و مساجد زرق و برق زیادی به خود می گیرند ایا این تجملات و خرجهای اضافی از بیت المال اسلامی استفاده نمی شود. و گناه نیست...
    ایا امامان معصوم ما راضی هستند از این تجملات مقبره ی شان. در کدام حدیث و ایه امده است که امامی گفته باشند بعد از مرگمان مقبره ی مان را رونق و شکوفا کنید.
    ایا این غارت مسلمانان امروزی نمود عینی نیست از غارت گذشته
    این ایرادات با اندکی تحقیق و واقع نگری برطرف خواهد شد.
    در منابع معتبر و آمار و اطلاعات مربوط بیشتر تحقیق بفرمایید.
    امیدواریم پاسخ برخی از این ایرادات را از خود شما اینجا ببینیم.
    موفق باشید.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط shafag نمایش پست
    بنام خدا

    سلام
    من تازه با این سایت آشنا شده ام و می بینم که در مورد خیلی از مسائل با رعایت احترام بحث می شود . هر کس نظر خود را بیان می کند.
    من هم سوالاتی داشتم که با اجازه ی مسئولان سایت می خواستم مطرح کنم امیدوارم سوئ تفاهم نشود.
    در تاریخ آمده است: مسلمانان در گشورگشایی خود خیلی ویرانی ها به بار آوردند و حتی کلیساها را خراب کردند و به جای آن مساجد را بنا کردند.
    پاسخ:
    بررسی صلح نامه های میان مسلمانان و ایرانیان اسلام نیاورده خود مشتمل بر نکات مهمی است که تسامح مسلمانان اولیه و نیز همراهی ایرانیان را نشان می دهد. مضمون بیش تر صلح نامه ها حاکی از آن است که مردم می توانند بر دین خود بمانند و معابد و املاک خود را نگاه دارند و جزیه و خراج دهند، یا از آن شهر بروند، بی آن که کسی متعرض آنان شود، اما نباید بر مسلمانان سلطه جویی کنند (بلاذری، ص 263؛ طبری،ج4 ،ص 137، 140، 141، 152، 155).
    استقلال سیاسى ایران از اوایل قرن سوم هجرى شروع شد و تا آن وقت هنوز بسیارى از مردم ایران به کیشها و آیینهاى قدیم از قبیل زرتشتى و مسیحى و صابى و حتى بودایى باقى بودند.سفرنامه‏هایى که در قرن سوم و چهارم نوشته شده حکایت مى‏کند که تا آن زمانها در ایران آتشکده‏ها و کلیساهاى فراوان وجود داشته است،بعدها کم‏کم از عدد آنها کاسته شده و جاى آنها را مساجد گرفته است.
    تاریخ نویسان اسلامى خاندانهاى چندى را از ایرانیان نام مى‏برند که تا قرنهاى دوم و سوم، بلکه تا قرن چهارم هجرى همچنان به دین زرتشت‏باقى بوده‏اند و در اجتماع مسلمانان، محترم مى‏زیسته‏اند و سپس آن دین را ترک کرده‏اند.مى‏گویند:سامان جد اعلاى سامانیان که از احفاد سلاطین ساسانى است و خود از بزرگان بلخ بوده است در حدود قرن دوم،و جد اعلاى خاندان قابوس که آنها نیز حکومت و فرمانروایى یافتند در قرن سوم،و مهیار دیلمى شاعر زبر دست و معروف ایرانى در اواخر قرن چهارم هجرى به دین اسلام گرویدند.
    مردم طبرستان و قسمتهاى شمالى ایران تا سیصد سال پس از هجرت هنوز دین جدید را نشناخته بودند و با دولت‏خلفا به دشمنى بر مى‏خاستند.بیشتر مردم کرمان در تمام مدت خلافت امویها زردشتى ماندند و در روزگار اصطخرى(صاحب کتاب المسالک و الممالک) زردشتیان فارس اکثریت را تشکیل مى‏داده‏اند.
    مقدسى صاحب کتاب احسن التقاسیم نیز که از مورخان و جغرافى نویسان بزرگ جهان اسلام است و خود به ایران مسافرت کرده است،در صفحه‏39 و 420 و429 کتاب خود از زردشتیان فارس و نفوذ بسیار آنها و احترام آنها نزد مسلمانان که از سایر اهل ذمه محترم‏تر بوده‏اند یاد کرده است.
    بنا به گفته این مورخ،در جشنهاى زردشتیان در آن وقت همه بازارهاى شهر را آذین مى‏بسته‏اند و در عیدهاى نوروز و مهرگان،مردم شهر در سرور و شادى با ایشان هماهنگ مى‏شده‏اند.مقدسى در صفحه‏323 احسن التقاسیم راجع به مذهب اهل خراسان مى‏گوید:«در آنجا یهودى بسیار است و مسیحى کم و اصنافى از مجوس در آنجا هستند».مسعودى مورخ اسلامى متوفى در نیمه اول قرن چهارم که او نیز به ایران مسافرت کرده است و با اینکه ایرانى نیست‏به تاریخ ایران و آثار ایران علاقه خاصى نشان مى‏دهد در کتاب التنبیه و الاشراف صفحات 91 و 92 از خاندان محترمى از مردم اصطخر نام مى‏برد که کتاب تاریخ جامعى از دوره ساسانیان در دست داشته‏اند و مسعودى از آن کتاب استفاده کرده است.مسعودى حتى نام موبد زمان خود را مى‏برد.معلوم مى‏شود موبد زردشتیان به اعتبار عده فراوان زردشتى شخصیت ممتازى به شمار مى‏آمده است.
    مسعودى در جلد اول مروج الذهب صفحه 382 تحت عنوان‏«فى ذکر الاخبار عن بیوت النیران و غیرها»از آتشکده‏هاى زردشت‏یاد مى‏کند.از آن جمله از آتشکده‏اى در«دارابجرد»نام مى‏برد و مى‏گوید:در این تاریخ که سال 332 هجرى است،آن آتشکده موجود است و مجوس آن اندازه که به آتش آن آتشکده احترام مى‏گزارند و آن را تعظیم و تقدیس مى‏کنند،آتش هیچ آتشکده دیگر را چنین تعظیم نمى‏کنند.
    اینها همه مى‏رساند که-چنانکه گفتیم-ایرانیان تدریجا اسلام را پذیرفته‏اند و اسلام تدریجا و مخصوصا در دوره‏هاى استقلال سیاسى ایران بر کیش زرتشتى غلبه کرده است.عجیب این است که زرتشتیان در صدر اسلام که دوره سیادت سیاسى عرب است،آزادى و احترام بیشترى داشته‏اند از دوره‏هاى متاخرتر که خود ایرانیان حکومت را به دست گرفته‏اند.هر اندازه که ایرانیان مسلمان مى‏شدند اقلیت زردشتى وضع نامناسبترى پیدا مى‏کرد،و ایرانیان مسلمان از اعراب مسلمان تعصب بیشترى علیه زردشتى‏گرى ابراز مى‏داشتند و ظاهرا همین تعصبات ایرانیان تازه مسلمان سبب شد که عده‏اى از زرتشتیان از ایران به هند مهاجرت کردند و اقلیت پارسیان هند را تشکیل دادند.
    آنچه از نقل این مطالب بدست می آید این است که مسلمانان همیشه برای پیروان ادیان دیگر ارزش و مقام بالایی قائ بودند و هیچگاه آنها را مجبور به ترک دین وآیین خود نمی کردند.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ در ساعت ۱۹:۲۴

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا این گفته صحیح است که مسلمانان در فتح ایران خیلی ویرانی ها به بار آوردند و حتی معابد دیگر ادیان را خراب کردند و به جای آن مساجد را بنا کردند؟


    پاسخ:
    بررسی صلح نامه های میان مسلمانان و ایرانیان اسلام نیاورده خود مشتمل بر نکات مهمی است که تسامح مسلمانان اولیه و نیز همراهی ایرانیان را نشان می دهد. مضمون بیش تر صلح نامه ها حاکی از آن است که مردم می توانند بر دین خود بمانند و معابد و املاک خود را نگاه دارند و جزیه و خراج دهند، یا از آن شهر بروند، بی آن که کسی متعرض آنان شود، اما نباید بر مسلمانان سلطه جویی کنند(1)
    استقلال سیاسى ایران از اوایل قرن سوم هجرى شروع شد و تا آن وقت هنوز بسیارى از مردم ایران به کیش ها و آیین هاى قدیم از قبیل زرتشتى و مسیحى و صابى و حتى بودایى باقى بودند. سفرنامه ‏هایى که در قرن سوم و چهارم نوشته شده حکایت مى‏ کند که تا آن زمان ها در ایران آتشکده ‏ها و کلیساهاى فراوان وجود داشته است، بعدها کم‏ کم از عدد آنها کاسته شده و جاى آنها را مساجد گرفته است.

    تاریخ نویسان اسلامى خاندان هاى چندى را از ایرانیان نام مى ‏برند که تا قرن هاى دوم و سوم، بلکه تا قرن چهارم هجرى همچنان به دین زرتشت‏ باقى بوده‏ اند و در اجتماع مسلمانان، محترم مى ‏زیسته‏ اند و سپس آن دین را ترک کرده ‏اند.
    مى‏ گویند: سامان جد اعلاى سامانیان که از احفاد سلاطین ساسانى است و خود از بزرگان بلخ بوده است در حدود قرن دوم، و جد اعلاى خاندان قابوس که آنها نیز حکومت و فرمانروایى یافتند در قرن سوم، و مهیار دیلمى شاعر زبر دست و معروف ایرانى در اواخر قرن چهارم هجرى به دین اسلام گرویدند.
    مردم طبرستان و قسمت هاى شمالى ایران تا سیصد سال پس از هجرت هنوز دین جدید را نشناخته بودند و با دولت ‏خلفا به دشمنى بر مى ‏خاستند. بیشتر مردم کرمان در تمام مدت خلافت اموی ها زردشتى ماندند و در روزگار اصطخرى "صاحب کتاب المسالک و الممالک" زردشتیان فارس اکثریت را تشکیل مى‏ داده ‏اند.

    مقدسى صاحب کتاب "احسن التقاسیم" نیز که از مورخان و جغرافى نویسان بزرگ جهان اسلام است و خود به ایران مسافرت کرده است، در صفحه ‏39 و 420 و429 کتاب خود از زردشتیان فارس و نفوذ بسیار آنها و احترام آنها نزد مسلمانان که از سایر اهل ذمه محترم‏ تر بوده‏ اند یاد کرده است.
    بنا به گفته این مورخ، در جشن هاى زردشتیان در آن وقت همه بازارهاى شهر را آذین مى‏ بسته ‏اند و در عیدهاى نوروز و مهرگان، مردم شهر در سرور و شادى با ایشان هماهنگ مى‏ شده ‏اند. مقدسى در صفحه ‏323 احسن التقاسیم راجع به مذهب اهل خراسان مى‏ گوید: «در آنجا یهودى بسیار است و مسیحى کم و اصنافى از مجوس در آنجا هستند.»

    مسعودى مورخ اسلامى متوفى در نیمه اول قرن چهارم که او نیز به ایران مسافرت کرده است و با اینکه ایرانى نیست ‏به تاریخ ایران و آثار ایران علاقه خاصى نشان مى‏ دهد در کتاب التنبیه و الاشراف صفحات 91 و 92 از خاندان محترمى از مردم اصطخر نام مى ‏برد که کتاب تاریخ جامعى از دوره ساسانیان در دست داشته اند و مسعودى از آن کتاب استفاده کرده است. مسعودى حتى نام موبد زمان خود را مى‏ برد. معلوم مى‏ شود موبد زردشتیان به اعتبار عده فراوان زردشتى شخصیت ممتازى به شمار مى ‏آمده است.
    مسعودى در جلد اول مروج الذهب صفحه 382 تحت عنوان‏ «فى ذکر الاخبار عن بیوت النیران و غیرها» از آتشکده ‏هاى زردشت ‏یاد مى‏ کند. از آن جمله از آتشکده‏ اى در «دارابجرد» نام مى‏ برد و مى‏ گوید: در این تاریخ که سال 332 هجرى است، آن آتشکده موجود است و مجوس آن اندازه که به آتش آن آتشکده احترام مى‏ گزارند و آن را تعظیم و تقدیس مى‏ کنند، آتش هیچ آتشکده دیگر را چنین تعظیم نمى‏ کنند.

    اینها همه مى ‏رساند که ایرانیان تدریجا اسلام را پذیرفته‏ اند و اسلام تدریجا و مخصوصا در دوره‏ هاى استقلال سیاسى ایران بر کیش زرتشتى غلبه کرده است. عجیب این است که زرتشتیان در صدر اسلام که دوره سیادت سیاسى عرب است، آزادى و احترام بیشترى داشته ‏اند از دوره‏ هاى متاخرتر که خود ایرانیان حکومت را به دست گرفته ‏اند. هر اندازه که ایرانیان مسلمان مى ‏شدند اقلیت زردشتى وضع نامناسب ترى پیدا مى‏ کرد، و ایرانیان مسلمان از اعراب مسلمان تعصب بیشترى علیه زردشتى‏ گرى ابراز مى‏ داشتند و ظاهرا همین تعصبات ایرانیان تازه مسلمان سبب شد که عده ‏اى از زرتشتیان از ایران به هند مهاجرت کردند و اقلیت پارسیان هند را تشکیل دادند.

    آنچه از نقل این مطالب بدست می آید این است که مسلمانان همیشه برای پیروان ادیان دیگر ارزش و مقام بالایی قائل بودند و هیچ گاه آنها را مجبور به ترک دین و آیین خود نمی کردند.

    ___________
    (1) طبری،ج4 ،ص 137، 140، 141، 152، 155.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۸/۰۹ در ساعت ۰۹:۱۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود