جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ ویژه نامه اصلاح الگوی مصرف ۩۞۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    ۩۞۩ ویژه نامه اصلاح الگوی مصرف ۩۞۩




    بسم الله النور
    ۩۞۩   ویژه نامه اصلاح الگوی مصرف   ۩۞۩

    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۸/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۶:۰۸
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نگاهي اجمالي به الگوي مصرف از منظر قرآن
    ۩۞۩   ویژه نامه اصلاح الگوی مصرف   ۩۞۩

    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    • نوع فایل: rar 1236.rar (200.3 کیلو بایت, 144 نمايش)

    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    اسراف و تبذير در قرآن و سنت




    باسمه تعالی
    اسراف و تبذير در قرآن و سنت

    نويسنده: محمدرضا عطايى
    مقدمه
    دين مقدس اسلام بهره‏ بردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زيباييهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زياده‏روى را حرام و ناروا مى‏داند و اين بدان جهت است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانايى و كارآيى خود، در برابر جامعه مسؤوليت دارد. در اين صورت فرد اسرافكار قهرا از اجراى مسؤوليت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‏ماند و از اين رهگذر بر پيكر جامعه ضربه مى‏زند.
    قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهايى زيبا بيان مى‏كند و با هشدار به پيروان خود مى‏فرمايد: (و انفقوا فى سبيل الله ولا تلقوا بايديكم الى التهلكة) (1) يعنى در راه خدا انفاق كنيد و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نيفكنيد. از اين آيه شريفه چنين استفاده مى‏شود كه اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نيازمنديهاى مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت‏به هلاكت و سقوط مى‏انجامد.
    صرف‏نظر از اهميت‏ خوددارى از اسراف و تبذير در دين از نظر موقعيت ‏خاص كشور اسلامى كه در محاصره حكومتهاى سلطه‏گر قرار گرفته اگر ما بتوانيم تجملات زندگى را حذف كنيم و رعايت اقتصاد و ميانه‏روى را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهيم، به استقلال كشور كمك كرده‏ايم و به پيروزى نهايى نزديكتر شده‏ايم. در نتيجه اين شعار را در اقصى نقاط عالم و دنياى اسلام و بالاخص ايران اسلامى اعلام كرده‏ايم كه ما از تنگناهاى اقتصادى نمى‏هراسيم و قدرت آن را داريم

    كه روى پاى خود بايستيم و به هيچ قدرتى جز خداوند متعال متكى نيستيم.

    مفهوم اسراف

    راغب اصفهانى مى‏گويد: «السرف تجاوز الحد فى كل فعل يفعله الانسان‏» (2) اسراف به معنى تجاوز از حد و معيار در هر كارى است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زياده‏روى در انفاق مال بيشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مى‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «كل فعل‏» و بر پايه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكارى و زياده‏روى گفته مى‏شود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.
    خداوند در سوره اعراف مى‏فرمايد: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لايحب المسرفين‏» (3) بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

    مفهوم تبذير

    تبذير برخلاف اسراف و تنها واژه‏اى اقتصادى است. تبذير از ريشه «بذر» يعنى تفريق و پخش كردن چيزى اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مى‏كند، به كار رفته است و نيز گفته شده است كه تبذير، انفاق مال در راه معصيت است.
    با اين توضيحات ملاحظه مى‏كنيم كه «اسراف‏» در برابر اقتصاد و ميانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غير طاعة‏الله و به قصور از حق‏الله اطلاق مى‏شود. در قرآن كريم واژه قصد و مشتقات آن در معانى ; راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند «واقصد فى مشيك‏» (4) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن.
    فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات (5) از ميان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند و عده‏اى ميانه‏رو بودند و عده‏اى به اذن خدا در نيكى‏ها از همه «پيشى‏» گرفتند.
    حضرت على(علیه السلام) در مورد قصد مى‏فرمايند: «عليك بالقصد فى الامور» (6) بر تو باد ميانه‏روى در كارها. در خطبه همام از نشانه‏هاى متقين و پرهيزگاران مى‏فرمايد: « و ملبسهم الاقتصاد» (7) يعنى پوشاكشان ميانه بود، بدين معنى افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد. از مجموع اين نظريه‏ها اين چنين بر مى‏آيد كه بين واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذير فرق زيادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغت‏شناسان در معنى تبذير، مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است و زياده‏روى در انفاقات شخصى و امور خيريه را شامل نمى‏شود ، در حالى كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدردادن و زياده‏روى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مى‏باشد. و به عبارت ديگر هر تبذيرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذير نيست.
    از امام صادق(علیه السلام) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذير من الاسراف‏» يعنى ، تبذير از اسراف است. در اين حديث‏شريف، براى اسراف انواع ‏واقسامى فرض شده، كه تبذير شاخه‏اى از آن معرفى گرديده است.


    اسراف از نظر قرآن

    در قرآن كريم واژه «اسراف‏» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بيست و سه مورد لفظ «اسراف‏» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ويژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه‏هاى اخلاقى ، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مى‏شود كه با دو آيه «تبذير» شش آيه مى‏شود.
    به آيات زير توجه كنيد:
    1 - كذلك زين للمسرفين ماكانوا يعملون. (8) اين‏گونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است.
    2 - ولا تطيعوا امر المسرفين. (9) اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
    3 - ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب. (10) خداوند اسرافكار دروغگو را هدايت نمى‏كند.
    4 - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين. (11) و به راستى فرعون برترى‏جويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسراف‏كاران بود.
    اما آياتى كه تنها ظهور در جنبه‏هاى اقتصادى دارند عبارتند از:
    1 - انعام، آيه 141.
    2 - اعراف، آيه 31.
    3 - فرقان، آيه‏67.
    4 - اسراء، آيات‏27 و 28.
    حال به ذكر چند آيه مى‏پردازيم:
    1 - وات ذاالقربى حقه والمسكين وابن السبيل ولا تبذر تبذيرا ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه كفورا (12).
    و حق نزديكان را بپرداز! و (همچنين) مستمند و در راه‏مانده را، و هرگز تبذير مكن چرا كه تبذيركنندگان برادران شيطانند و شيطان كفران (نعمتهاى) پروردگار كرد.
    واژه «تبذير»، تنها يك واژه اقتصادى است و در قرآن كريم تنها در همين دو آيه از سوره اسراء به كار رفته است. و شايد در قرآن كريم كمتر مواردى بتوان پيدا كرد كه با چنين لحن تند و شديدى از عملى نهى شده باشد.
    2 - خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين (13) زينت‏خود را در هر مسجد برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد همانا كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.
    تمامى آيات مربوط به اسراف را مى‏توان به طوركلى به دو بخش تقسيم كرد:
    1 - اسراف در مال.
    2 - اسراف در غيرمال.
    1 - اسراف در مال

    آيات مربوط به زياده‏روى در صرف مال شامل دو بخش است:

    الف) اسراف در مصرف شخصى; مى‏فرمايد: كلوا من ثمره اذا اثمر ... (14) از ميوه آن به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد، اسراف نكنيد كه خداوند مسرفين را دوست نمى‏دارد.
    بنابراين اسرافى كه در بعد اقتصادى بيشتر مورد توجه است و موجب تضعيف بنيه مالى محرومان و لذت‏طلبى مسرفان مى‏شود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محروميت‏بيشتر به دنبال دارد همين نوع اسراف است كه هر مسلمان با توجه به وظيفه و تعهد و مسؤوليتى كه در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خويش رعايت اعتدال را بكند و جدا از اسراف پرهيز نمايد.
    ب) اسراف به خاطر ديگران; وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت‏به انفاق شونده و انفاق‏كننده هر دو عوارض سوء و زيانبار خواهد داشت، به اين جهت است كه قرآن مجيد وقتى در آياتى از سوره شريفه فرقان ويژگيهاى مؤمنان و بندگان واقعى را بر مى‏شمارد يكى از آن ويژگيها را اين‏گونه معرفى مى‏فرمايد:
    اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما (15) كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مى‏كنند و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو اعتدالى دارند. و نيز قرآن، خطاب به حضرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايد: و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا (16) هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى، و در همين رابطه حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمايند: «ما عال امرء اقتصد» (17) كسى كه ميانه‏روى پيشه سازد تنگدست نگردد. و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايند: «من اقتصد اغناه الله ، و من بذر افقره الله‏» (18) هر كس در دخل و خرج ميانه‏روى كند خدا بى‏نيازش مى‏كند و هر كس اسراف و تبذير نمايد خداوند فقيرش گرداند.
    زيربناى آفرينش بر تعادل گذاشته شده است «و كل شى‏ء عنده بمقدار» (19) و هر چيزى نزد او مقدار معينى دارد و در مورد ديگر مى‏فرمايد: «انا كل شى‏ء خلقناه بقدر» (20) ما هر چيزى را به اندازه آفريديم.
    حساب هر چيزى در پيشگاه خداوند متعال براساس حكمت‏ بالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه و بدور از افراط و تفريط است، و اساس حكومت را هم عدالت تشكيل مى‏دهد و اقامه عدل از اهداف مهم بعثت انبياى عظام الهى بوده است تا آنجا كه معيار مالكيت مشروع را عدم زيان و اضرار و ستم به فرد و اجتماع، و ضابطه انفاق و احسان را كرامت و سخاوت بدور از بخل و امساك و نيز بدور از اسراف و زياده‏روى قرار داده است و بالاخره تحكيم بنيان اقتصادى جامعه و ميانه‏روى مطلوب و مورد تاكيد شارع مقدس اسلام است.
    2 - اسراف در غيرمال
    الف) اسراف در قتل; در دوران جاهليت رسم بر اين بود كه هرگاه كسى از روى ظلم و تعدى به قتل مى‏رسيد بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس كينه‏توزى و انتقام‏جويى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مى‏رساندند. قرآن كريم اين تجاوز و انتقام‏جويى را مردود دانسته و فرمود: «فلا يسرف فى القتل‏» (21) . اما در قتل اسراف نكنيد، يعنى، براى قتل يك نفر، فقط يك نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آيه كه مى‏فرمايد: «ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق‏»، نفسى را كه خداوند حرام كرده است نكشيد مگر از روى حق، يعنى اين كشتن هم فقط در مواردى تجويز شده است كه قاتل مستوجب كشته شدن باشد و با علم و عمد مرتكب قتل نفس شده باشد.
    ب) اسراف در نفس; كسى كه از نظام اعتدال خارج مى‏شود و با ارتكاب گناه و معصيت از حريم انسانى خود تجاوز مى‏كند اسرافكار است، اما اسرافكارى كه مشمول پيام رحمت و اميد الهى قرار گرفته است: قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم. (22) بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد از رحمت‏خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد.
    ملاحظه مى‏شود كه هرگونه گناه و تجاوز از حد و مرز و حريم انسانى اسراف بر نفس شمرده مى‏شود.
    در جاى ديگر مى‏بينيم، مجاهدان جنگ احد به درگاه خداوند متعال دست نياز بر مى‏داشتند: و ما كان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين (23) گفتار آنها فقط اين بود كه پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندرويهاى ما در كارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابت‏بدار، و ما را بر جمعيت كافران پيروز بگردان.
    از آيه شريفه استفاده مى‏شود، آنچه از آن عدول كرده و بجا نياورده‏اند اطاعت امر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، و سستى و منازعه بوده است.
    هر نوع گناه، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبيعى انسان است كه با ارتكاب آن از مسير اعتدال بيرون مى‏رود و به راه زوال و نيستى كشانده مى‏شود و اين درست‏خلاف آن هدف عالى است كه انبياى الهى براى آن مبعوث شده‏اند. قرآن در اين مورد مى‏فرمايد: ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم ان كثيرا منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون; (24) و رسولان، با دلايل روشن به سوى بنى‏اسرائيل آمدند، اما بسيارى از آنها بر روى زمين تعدى و اسراف كردند. در اين آيه شريفه مراد از «مسرفون‏» كسانى هستند كه از انبيا و طريق حق تبعيت نكردند و در نتيجه اين سركشى به گناه آلوده شدند.

    معيار اسراف

    احاديثى از حضرت امام صادق(علیه السلام) نقل است كه در مورد اسراف به اصحاب مى‏فرمايند: كمترين حد اسراف اين است كه لباسى را كه بيرون خانه براى حفظ آبرو مى‏پوشى در داخل خانه نيز بپوشى يا باقيمانده آب و غذا را كه در ظرف مى‏ماند دور بريزى و يا خرما را خورده و هسته آن را دور اندازى. (25) در بعضى از احاديث آمده است كه در هنگام وضو گرفتن بايد مواظب باشيم كه دچار اسراف نشويم و مقدار يك مد (معادل سه چهارم ليتر) آب براى وضو كفايت مى‏كند. و نيز در ذيل آيه شريفه 31 سوره اعراف: «كلوا و اشربوا...» احاديثى از حضرت امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه از آن جمله اين حديث است كه «عياشى از ابان بن تغلب‏» از آن حضرت نقل مى‏كند كه مال و ثروت از آن پروردگار است كه آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به آنها اجازه فرموده كه در حد اعتدال و ميانه‏روى بخورند و بياشامند و لباس بپوشند، و نكاح كنند، مركب سوارى داشته باشند و مازاد آن را به فقراى مؤمنين ببخشند و بدين‏وسيله اختلافات طبقاتى را از بين ببرند و پراكندگيها را ترميم كنند و كسى كه اين‏گونه عمل مى‏كند ، آنچه را كه مى‏خورد و مى‏آشامد ، اعمالش مباح است و نكاح او و استفاده از مركوبش نيز حلال مى‏باشد و كسى كه از اين حد تجاوز كند بر او حرام است و سپس فرمود كه اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
    از فرمايش امام(علیه السلام) كه نظرشان را به صراحت اعلام و مى‏فرمايند: «من عدا ذلك كان عليه حراما» (26) حرمت اسراف به وضوح آشكار مى‏شود و وقتى از حد متعادل و مشخص كه در اين حديث‏شريف بدان تصريح شده تجاوز شد به حرمت مى‏انجامد و به دليل اين‏گونه احاديث و يا به دليل نهى صريح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذير نوعى حريم‏شكنى و عصيان در برابر امر پروردگار و از گناهان كبيره محسوب مى‏شود. در حديثى ديگر مى‏فرمايد: «كسى كه چيزى را در غير راه ‏خدا انفاق كند او مبذر است و كسى كه در راه خدا چيزى را انفاق كند او مقتصد است. (27) در اين جا معلوم مى‏شود كه بذل و بخشش اگر به قصد و نيت الهى نباشد حكم اسراف را دارد و اصولا از ديد اسلام چنين عملى اخلاقى و پسنديده نيست‏حال كه بحث اخلاقى به ميان آمد متناسب است تا اشاره‏اى اجمالى بكنيم به اين كه چگونه‏ عملى ، از نظر اسلام مقبول است.

    عمل اخلاقى از ديدگاه اسلام

    اسلام عملى را خير و اخلاقى مى‏داند كه داراى دو جنبه باشد. به اين معنى كه هر عمل از روح و نيت «حسن فاعلى‏» و شكل و صورت «حسن فعلى‏» تشكيل شده است و عمل خير بايد حسن فعلى داشته باشد يعنى صورت و شكل عمل صحيح باشد. مثلا كسى كه مالى را از راههاى نامشروع جمع كرده و با اين مال به قصد قربت اقدام به خيرات و مبرات مى‏نمايد از او پذيرفته نيست و يا مال مباح و مشروع را خواسته باشد براى ريا و خودنمايى و در غير رضا و طاعت پروردگار انفاق و بخشش كند اينجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(علیه السلام) چنين كسى مبذر و مسرف است.

    معيار و ملاك هزينه‏ها

    اصولا توجه به اين نكته ضرور است كه هر كس چقدر حق هزينه دارد كه وقتى از آن حد گذشت مشمول اسراف مى‏شود و بايد از آن خوددارى نمايد، به اعتبارى مصرف و مخارج زندگى را مى‏توان به دو قسم تقسيم نمود، مخارج روا و مخارج ناروا، قضاوت در مورد روا و ناروا بودن مخارج با عرف و افراد اجتماع است. همان‏طور كه قضاوت در مورد اباحه و حرمت‏به دست‏شرع است، هر كس براساس ايمان و عدل اسلامى موظف است زندگى خويش را طبق شان و موقعيتى كه در اجتماع دارد تنظيم كند (البته اين با معنى مساوات اسلامى منافاتى ندارد، زيرا اين تفاوت براساس تفاوت در شهرت و ضعف استعداد و ميزان تلاش و فعاليت هر كس و مراحل مختلف افراد است) مثلا در باب خمس داريم كه افراد در مورد منافع كسب بايد مخارج سالانه خود را طبق شان تامين كنند و آنچه از اين معيار اضافه باشد مشمول خمس مى‏شود و يا در باب زكات شرط است كه نيازمندانى مى‏توانند آن را دريافت نمايند كه هزينه لباس و غذا و ساير مخارج ضرور زندگى آنان تامين گردد و توسعه يابد تا همسطح ساير افراد قرار گيرند.
    در مورد نفقه زن كه بر عهده شوهر است معيار چنين است كه مرد خوراك و پوشاك زن را در حد شايسته و شرافتمندانه كه در خور شان و موقعيت اجتماعى اوست تامين نمايد در اين زمينه قرآن مجيد مى‏فرمايد: «و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف لاتكلف نفس الا وسعها» (28) بر آن كسى كه فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است‏خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته و در مدت شيردهى بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد، هيچ كس موظف به بيش از مقدار توانايى خود نيست.
    مى‏بينيم آن قسمت از مخارج و هزينه‏هايى كه با موقعيت اجتماعى و شؤون زندگى انسان موافق و سازگار است اقتصاد و تقدير معيشت است و آنچه از اين حد و مقدار تجاوز كند، اسراف و زياده‏روى است و موجب غضب پروردگار خواهد بود. لازم به تذكر است كه شايد نتوان معيار و مقدار معينى براى اسراف در نظر گرفت. بلكه اسراف مفهومى است كه در افراد مختلف و اوضاع گوناگون و اجتماعات مختلف مصاديق متفاوت و مختلفى مى‏يابد ، مثلا ممكن است پوشيدن لباس و يا خوردن غذايى خاص در شرايطى كه در جامعه نيازمند و محتاج وجود ندارد اسراف نباشد لكن همان پوشاك و خوراك در جامعه‏اى فقير و يا زمانى خاص زياده‏روى و اسراف محسوب شود و اين خود توجه دادن ثروتمندان است ‏به اين كه مسايل مهمتر را در نظر بگيرند و بر تمام ابعاد زندگى خود را زير نظر گيرند و احساس مسؤوليت كنند و بدانند كه همگان در پيشگاه ايزد متعال مسؤولند; مسؤول در برابر خود و جامعه خود. غنى بايد در فكر فقير و رفع نيازهاى او باشد كه در تعاليم اسلام بر اين مساله تاكيد فراوان شده است و براى نمونه علاوه بر آيات شريفه قرآنى كه وارد شده است‏به اين كلام مشهور حضرت رسول‏(صلی الله علیه و اله) اكتفا مى‏شود كه فرمود: «من اصبح و لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم‏»، پس بايد غنى در فكر فقير و در راه رفع حوايج او باشد و افراد كم درآمد در مرز خود حركت كنند تا امتيازهاى نابجا از ميان برود و اصول در جامعه رشد كند و بحرانهاى اقتصادى پديد نيايد.
    اسراف موجب تنگدستى و فقر است و ميانه‏روى مايه توانگرى
    در حديثى از امام على(علیه السلام) آمده است كه «القصد مثراة و السرف مثواة‏» (29) يعنى اقتصاد و ميانه‏روى موجب ثروتمندى و اسراف و ولخرجى موجب سقوط و فقر مى‏گردد و نيز امام زين‏العابدين(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل مى‏فرمايد كه فرمود: «ثلاث منجيات فذكر الثالث القصد فى الغنى و الفقر» (30) حضرت رسول سه عامل براى نجات معرفى مى‏فرمايند كه سومين آن ميانه‏روى و اعتدال در توانگرى و نيازمندى است. پس افراد توانگر هم حق ندارند به بهانه اين كه امكانات مالى وسيع دارند به اسراف پردازند. نكته مهمى كه از اين حديث استنباط مى‏شود اين است كه اسراف و تبذير موجب فقر و تنگدستى است.

    اسرافى كه هميشه حرام است

    سه قسم اسراف است كه در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص يا زمان، يا جاى خاصى ندارد.
    1 - ضايع كردن مال و بى‏فايده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقيه ظرف آب را ريختن در جايى كه آب كمياب باشد و به آن مقدار رفع نياز مى‏گردد. يا لباسى را كه قابل استفاده شخصى يا ديگران است، پاره كردن و يا دور انداختن و يا خوراكى را نگهداشتن و به ديگرى ندادن تا اين كه ضايع و تباه شود و يا دادن مال به دست صغيرى كه آن را تلف مى‏كند و نظاير اينها.
    حضرت صادق(علیه السلام) ميوه نيم‏خورده‏اى را ديدند كه از منزل ايشان بيرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگين شدند و فرمودند اين چه كارى است كه كرديد؟ اگر شما سير شده‏ايد بسيارى از مردم هستند كه سير نشده‏اند، پس به آنهايى كه نيازمندند بدهيد. متاسفانه در حال حاضر مى‏بينيم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و يا ميوه‏هايى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زباله‏دانها ريخته مى‏شود! در حالى كه افراد بسيارى به آن نياز دارند. نسبت‏به دور ريختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حيوانات) روايات تهديدآميزى رسيده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.
    خوردن چيزهاى مضر هم اسراف است
    2 - از موارد اسراف، صرف كردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنى و آشاميدنى و غير آنها مانند خوردن چيزى پس از سيرى هر گاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه كه براى بدن نافع و به صلاح آن است، اسراف نيست.
    صرف كردن مال در محرمات اسراف است
    3 - صرف كردن مال در مصرفهايى كه شرعا حرام است، مانند خريدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه‏دادن به حكام و صرف نمودن مال در چيزى كه ظلمى در بردارد يا ستمى به مسلمانى مى‏رساند و نظير اينها، و در چنين مواردى از جهت مخالفت امر خدا معصيت است، يكى گناه بودن اصل عمل و يكى اسراف بودن صرف مال در آن موارد.

    رابطه اسراف و اتلاف مالكيت

    در اسلام مالكيتى كه از راههاى مباح حاصل شده باشد محترم شمرده شده است و جز در مواردى خاص كه در فقه اسلامى مقرر شده از مالك سلب مالكيت نمى‏شود. در اين جا لازم است اين نكته روشن شود كه مالك حق اتلاف را ندارد و حق تصرف تا مرز اتلاف پيش نمى‏رود، اگر مالك بخواهد ملك خويش را تلف كند نوعى «اعراض‏» تلقى مى‏شود به طورى كه آن مال بكلى از مالكيت او خارج مى‏شود و رابطه مالكيت‏شخص با آن چيز از بين مى‏رود. «اعراض‏» يكى از عوامل سلب مالكيت است. اتلاف مال گناه است و تلف‏كننده اصولا در ملك خداوند تصرف نابجا كرده است. به عنوان مثال: شخصى از بالاى پشت ‏بام ليوان خود را به قصد شكستن مى‏اندازد. اگر ديگرى در بين راه آن را بگيرد صاحب آن ليوان كدام يك از آن دو هستند؟ اين بحثى حقوقى است كه در فقه نيز مطرح است، شخص پرتاب كننده ليوان رابطه مالكيت‏خود را با ليوان قطع كرده است و اين «اعراض‏» نام دارد در حالى كه اگر او حق داشت‏شاهد تلف شدن مال خويش باشد اين رابطه قطع نمى‏شد و قطع شدن رابطه مالكيت‏به صرف اين عمل بدين معنى است كه او حق اتلاف ندارد. با اولين اقدام شخص «براى اتلاف مال خود» دو مساله به وجود مى‏آيد: يك گناه تكليفى و ديگر اثر حقوقى كه همان قطع مالكيت اوست‏به گونه‏اى كه اگر فرد ديگرى آن مال را از تلف شدن نجات دهد مالك آن مى‏گردد.

    صراط مستقيم

    در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام بايد تمام حركتها و روشها در كليه شؤون و ابعاد حياتى در مسيرى ويژه قرار گيرد كه در اصطلاح خاص مكتبى از آن صراط مستقيم و طريقه وسطى ، سواءالسبيل يا راه ميانه و خط عدالت تعبير مى‏شود، صراط مستقيم راهى است كه خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از اين راه است كه انسان مى‏تواند به كمال لايق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافيت از پل صراط در جهان ديگر است، و آن خط و مسيرى است كه در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناك بدبختى هلاك و عذاب واقع شده است. راهروان اين صراط به هر طرف بلغزند خواه چپ يا راست، به جانب افراط و تفريط، جلو افتادن از ديگر رهروان يا عقب ماندن، تهور و بيباكى يا جبن و ترس بى‏مورد ، پرگويى يا سكوت و بالاخره خواه لغزش به سوى اسراف و اتراف و تبذير باشد يا به سوى بخل و امساك و تقتير ، در هر حال گمراهى است و انحراف و شقاوت. حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمايد: «اليمين والشمال مضلة والطريق الوسطى هى الجادة‏» (31) راست و چپ گمراهى است و راه راست جاده‏اى است غيرقابل انحراف و به تعبير ديگر ، رهرو واقعى اين طريق خود حضرت على(علیه السلام) در جاى ديگر مى‏فرمايد: «و من اخذ يمينا و شمالا ذموا اليه الطريق‏» (32) هر كس به سمت راست و چپ برود مذمتش كرده و از تباه شدن و مفسده برحذرش داريد. و نيز آن حضرت در مورد مفسده‏گران مى‏فرمايد: « و اخذوا يمينا و شمالا» (33) مفسدين با پيش گرفتن راههاى گمراهى راست و چپ از صراط مستقيم هدايت، چشم پوشيده و محروم شدند بنابراين روشن است كه اسراف و تبذير و بخل و تقتير در صراط مستقيم مكتب اسلام جايى ندارد و خروج از راه تعادل است، ولخرجى و ريخت ‏و پاشهاى متكبرانه بر روش مترفين و نازپروردگان لغزش و انحراف به سمت راست‏بوده و بخل و تقتير و امساك، سقوط در جهت چپ و جذب شدن به اصحاب شمال مى‏باشد. در اين مطلب توجه به اين نكته ضرور است كه انسان منهاى هدايت آسمانى و مكتب وحى طبعا يا بخيل است و يا اهل اسراف و تبذير، «و كان الانسان قتورا» (34) انسان سختگير است; همان‏گونه كه ظالم و نادان است. «انه كان ظلوما جهولا» (35) و اين هدايت تشريعى الهى است كه او را از اين طبيعت و خصلتهاى پست‏حيوانى نجات مى‏دهد و لذا خداوند متعال در آيات كريمه قرآنى جهت رهايى از افراط و تفريط و نجات از پستيها و خستهاى نفسانى راه هدايت و تربيت را براى انسان هموار كرده است و مى‏فرمايد: «بندگان خداى رحمان آنان هستند كه هنگام انفاق اسراف نكرده و بخل هم نورزند بلكه در اين ميان راهى استوار، معتدل و براساس عدالت پيش مى‏گيرند». (36)
    پس به‏طور كلى و بويژه از بعد اقتصادى كه مورد بحث ما است، بيجا و ناروا مصرف كردن و تلف كردن نعمتهاى الهى، محروم كردن جامعه از آن نعمتها است، لذا مى‏بينيم كه قرآن كريم چگونه به موارد مختلف آن اشاره مى‏فرمايد: «خداوندت مسرفين را دوست نمى‏دارد» (37) و « مسرفين قابل هدايت نبوده و بسيار دروغگويند» (38) و «اهل هلاكت و گمراهى‏اند و نجات ندارند» (39) و «اهل ترديد و شك و ريبند» (40) ، «اهل آتشند» (41) و «قابل پيروى نيستند.» (42)
    چون بناى اسلام بر صراط مستقيم است از جهت ديگر ، قرآن مجيد ، بخل و امساك و تقتير را هم مورد نكوهش قرار داده و مثلا مى‏فرمايد: «الذين يبخلون و يامرون الناس بالبخل و يكتمون ما اتيهم الله من فضله‏» (43) آنان كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشيده كتمان مى‏كنند «به مردم استفاده نمى‏رسانند» به كيفر خود خواهند رسيد.
    چرا مسرفين مبغوض خدا و مبذرين برادران شيطان شمرده شده‏اند؟
    علت اين مطلب را بايد در جهان‏بينى و اعتقادات اسلامى جستجو كرد و تبيين آن در مورد مسرفان مى‏تواند چنين باشد كه خداوند امر به عدالت و احسان مى‏كند و طبعا صاحبان عدالت را دوست مى‏دارد. «ان الله يامر بالعدل و الاحسان‏» و از آنجا كه اسرافكاران از اين فرمان سرپيچى كرده و بيعدالتى در مصرف را پيشه خود ساخته‏اند قهرا مورد خشم و دشمنى خداوند قرار خواهند گرفت، ولى در مورد تبذيركاران علت همدست ‏بودن و شباهتشان به شيطان را از آيه شريفه مى‏توان استنباط كرد آن جا كه مى‏فرمايد: مبذران برادران شيطانند و تعبير برادر در لغت عرب به معنى مشابه و نظير هم مى‏آيد و شيطان در برابر پروردگارش ناسپاس است ، و از طرف ديگر تبذير به معناى ضايع كردن نعمتهاى خداوند است و خود نوعى ناسپاسى است نسبت ‏به آن نعمتها; و شيطان نخستين فردى است كه همه چيز را ناديده گرفت و تمرد از فرمان خدا كرد و راه ناسپاسى را باز نمود، لذا آنها كه مبتلا به اين خصلت ناروا باشند از همكاران و همدستان شيطان خواهند بود و از آنان با عنوان برادران شيطان ياد شده است و اين است رمز تعبير زيباى قرآن.

    درسى از رسول خدا(صلی الله علیه واله)

    در كتاب تحف‏العقول آمده است: « جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(صلی الله علیه و آله): شرابان يكتفى باحدهما عن صاحبه لا اشربه و لا احرمه و لكنى اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله و من اقتصد فى معيشته رزقه الله و من بذر حرمه و من اكثر ذكر الله آجره الله‏» (44) مردى شير و عسل براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشيدنى كه يكى از ديگرى كفايت مى‏كند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏كنم ولى براى خدا تواضع مى‏كنم. زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خدايش بالا برد و هر كه تكبر كند خداوند او را خوار سازد و هر كه در زندگى ميانه‏روى كند خدايش روزى دهد و هر كه زياده‏روى كند خداوند او را بى‏نصيب گرداند و هر كه خدا را بسيار ياد كند خدايش جزا دهد.
    نكاتى كه در اين حديث ‏شريف است مستلزم بحثى مفصل و هر كدام راهگشاى سعادت دنيا و آخرت است اما مناسب با اين مقال آن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايند: رعايت اقتصاد و ميانه‏روى در معيشت‏باعث ازدياد روزى و نزول بركات الهى است و فردى كه رعايت اعتدال مى‏كند دچار فقر و تنگدستى نمى‏شود و برعكس كسى كه طريق اسراف و تبذير پيش گيرد دچار محروميت مى‏شود و خداوند چنين بنده‏اى را به سختى معيشت مبتلا مى‏سازد.
    امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چهار دسته هستند كه دعايشان مستجاب نمى‏شود: اول) كسى كه در خانه مى‏نشيند و مى‏گويد: خدايا به من روزى بده! و در طلب روزى تلاش نمى‏كند در جواب او گفته مى‏شود: «الم آمرك بالطلب؟» آيا تو را به طلب روزى دستور ندادم؟
    دوم) كسى كه از همسر خود ناراحت است و او را نفرين مى‏كند، مى‏فرمايند: «الم اجعل امرها عليك‏» آيا امر او را به دست تو قرار ندادم؟
    سوم) كسى كه مالى داشته و آن را ضايع كرده است، مى‏گويد: «اللهم ارزقنى‏» خدايا به من روزى بده! مى‏فرمايند: «الم آمرك بالاقتصاد؟» آيا تو را به اقتصاد و ميانه‏روى و اعتدال در خرج امر نكرديم و «الم آمرك بالاصلاح؟» آيا به تو دستور اصلاح در مال را نداديم؟
    چهارم) كسانى كه از مال خود بدون شاهد به ديگران وام دهند و بعد وام‏گيرنده منكر شود، خداوند مى‏فرمايد: «الم آمرك بالشهادة؟» (45) آيا به تو دستور نداديم شاهد بگيرى؟
    ملاحظه مى‏فرماييد كه با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فايده‏اى ندارد.

    آثار سوء اسراف

    الف) زيانهاى فردى
    اسرافكار، علاوه بر زيانهاى اقتصادى كه بر جامعه و ملت تحميل مى‏كند ، براى خود نيز زيانهاى جبران‏ناپذيرى به بار مى‏آورد:
    1 - خشم الهى; اسرافكار چون تعادل و توازن اقتصادى جامعه را برهم مى‏زند، از رحمت‏خدا بدور و گرفتار خشم خدا مى‏شود، همان‏گونه كه در قرآن مجيد آمده است: «انه لايحب المسرفين‏» (46) خداوند اسرافكاران را دوست نمى‏دارد، و امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ان السرف امر يبغضه الله‏» (47) اسراف مورد غضب خداست.
    2 - محروميت از هدايت; خداى متعال كه همواره درهاى رحمتش بر بندگان گشوده است‏خود را «غافر الذنب و قابل التوب‏» (48) معرفى كرده است لكن نسبت‏به اسرافكاران مى‏فرمايد: «ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب‏» (49) همانا خداوند كسى را كه اسرافكار و دروغگوست هدايت نمى‏كند.
    3 - فقر; روشن‏ترين اثر اقتصادى اسراف، فقر است، زيرا كه اسرافكار در اثر مصرف نارواى خود هم جامعه را به ورطه فقر مى‏كشاند و هم خود دچار فقر مى‏شود. لذا يكى از راههاى مبارزه اسلام با فقر و محروميت ايجاد هماهنگى اقتصادى و ريشه‏كن ساختن اسراف است. حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمايند: «القصد مثراة و السرف متواة‏» (50) اقتصاد و ميانه‏روى باعث توانگرى و اسراف و ولخرجى مايه فقر و تنگدستى است. و نيز فرمود: «سبب الفقر اسراف‏» (51) ولخرجى عامل فقر است.
    4 - هلاكت; اسراف از هر نوعى كه باشد انسان را به نابودى مى‏كشد. قرآن مجيد اين حقيقت را چنين بيان مى‏فرمايد: «ما به وعده‏هايى كه به انبياء و اوليا داديم وفا كرديم و سپس آنها را با هر كه اراده كرديم نجات داديم، اما مسرفان و ستمگران را هلاك كرديم‏» (52) و نيز حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمايد: «كثرة السرف تدمر» (53) اسرافكارى زياد انسان را به هلاكت مى‏كشاند.
    5 - كيفر اخروى; كيفر كسانى كه از حدود الهى تجاوز كرده و اوامر و نواهى خدا را ناديده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنيا نيست‏بلكه عذاب اخروى نيز در انتظار آنان است. قرآن مجيد در اين‏باره مى‏فرمايد: «و كذلك نجزى من اسرف و لم يؤمن بآيات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقى‏» اين چنين جزا مى‏دهيم كسى را كه اسراف كند و ايمان به آيات پروردگارش نياورد، عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است، و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «و ان المسرفين هم اصحاب النار» براستى كه مسرفان اهل دوزخند. به اين ترتيب معلوم است كه وضع افرادى كه در مسير باطل و هرزگيها دچار اسراف مى‏شوند چه خواهد بود!
    ب) زيانهاى اجتماعى اسراف
    البته از نظر اسلام، هر كس مالك حاصل كار و دسترنج‏خود - با رعايت‏حدود شرعى- مى‏باشد ولى انسان نمى‏تواند به بهانه اين كه مالك مالى است هر طور كه بخواهد آن را صرف و خرج كند بلكه دو شرط اساسى دارد: يكى بهره‏گيرى براى خود و ديگرى بهره‏دادن به ديگران و تعطيل اينها دو صورت مى‏تواند داشته باشد:
    1 - ثروت‏اندوزى و تكاثر كه نه خود از آن بهره‏مند شود و نه ديگران.
    2 - صرف مال در راه هوا و هوس و اسرافكارى، كه هر دو ممنوع و داراى پيامدهايى به شرح زير مى‏باشند:
    1) حق‏ناشناسى، وجدان هر انسانى اين مطلب را پذيراست كه در برابر هر احسانى بايد تشكر كرد و اخلاق اجتماعى نيز حكم مى‏كند كه در مقابل هر نيكى بايد حق‏شناس و سپاسگزار باشيم، از احسان و نيكى پدر و مادر، استاد و معلم تا خالق مهربان.
    «لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد» (54) اگر شكر نعمت را بجا آوريد، فزونى دهيم و اگر كفران نعمت كنيد مجازاتم شديد است.
    2 - تزلزل و سستى، انسانهاى معتدل در فراز و نشيبهاى زندگى هرگز نمى‏لغزند ولى افراد اسرافكار كه ولخرجى و مصرف‏زدگى تمام ابعاد زندگيشان را فراگرفته چون روحيه مقاومت ندارند، شكست‏خورده و متزلزل خواهند بود.
    3 - كاهش توليد، جامعه مصرفى رفته‏رفته قدرت توليد را از دست مى‏دهد و براى تامين مايحتاج خود به بيگانه روى مى‏آورد. اين مطلبى است كه در دوران حكومت طاغوت براى همه ثابت‏شده و نياز به توضيح ندارد.
    4 - سقوط اخلاقى، ولخرجى و ريخت‏وپاشهاى نابجا و بى‏مورد، انسان را از مسير صحيح بيرون آورده و به ورطه هولناك فساد و تباهى مى‏كشاند، انسان اسرافكار گاهى به مرحله‏اى مى‏رسد كه به هر پستى تن مى‏دهد; رشوه مى‏گيرد، دروغ مى‏گويد، ربا مى‏خورد، به عناوين مختلف، عفت و شخصيت‏خود را از دست داده و سرانجام كارش به رسوايى مى‏كشد.
    كيفر كسانى كه از حدود الهى تجاوز كرده و اوامر و نواهى خدا را ناديده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنيا يست‏بلكه عذاب اخروى نيز در انتظار آنان است.
    5 - ضعف ايمان، اسرافكارى آدمى را از راه اعتدال خارج مى‏كند و به سستى ايمان و ضعف عقيده مى‏كشاند.
    6 - اختلاف طبقاتى، يكى از علل اساسى اختلاف طبقاتى به طور قطع همين اسرافكاريها است. و همچنين وابستگى به بيگانگان و تضييع حقوق ديگران و غفلت از خدا و حريم‏شكنى را از ديگر پيامدهاى اسراف بايد شمرد. علاوه بر اينها دغدغه خاطر و گرفتاريهاى روحى و بيماريهاى جسمى و روانى از نتايج مسلم ولخرجيها و بى‏بندوبارى‏ها است.
    در پايان بايد عرض كنيم كه اسراف و تبذير دايره‏اى وسيع دارد و مصاديق آن نيز متعدد است.
    اسراف در اموال عمومى، اسراف در بيت‏المال مسلمين، اسراف در مواد غذايى; خوراك، مسكن، وسيله نقليه و نظاير اينها از جمله مصاديق اسراف است. زيانبارتر از همه اسراف در بيت‏المال است كه اميرالمؤمنين على(علیه السلام) فرمود: «ان اعظم الخيانة، خيانة الامة‏» (55) بالاترين خيانت، خيانت‏به مردم است.
    استفاده شخصى از اموال عمومى، علاوه بر اسراف، خيانت است، اسراف در آب و غذا، اسراف در برق و گاز علاوه بر اسرافكارى، خيانت‏به مردم است.

    شيوه مبارزه با اسراف

    نظارت همگانى يا امر به معروف و نهى از منكر، تبليغات و ارائه الگوى صحيح مصرف و سرانجام برخورد عملى و قانونى قاطعانه با اسرافكاران مى‏تواند كارساز باشد و از اين همه خلاف و اختلاف جلوگيرى كند.



    پى‏نوشتها و مآخذ:
    1- بقره /191.
    2- مفردات راغب، ص‏23، ماده سرف.
    3- اعراف /29.
    4- لقمان /19.
    5- فاطر /32.
    6- غررالحكم، فصل‏49، ص‏483.
    7- نهج‏البلاغه فيض‏الاسلام، خطبه 184/611.
    8- يونس /12.
    9- شعراء /15.
    10- غافر /28.
    11- يونس /83.
    12- اسراء /26 و27.
    13- اعراف /31.
    14- انعام /141.
    15- فرقان /67.
    16- اسراء /29.
    17- نهج‏البلاغه فيض، حكمت 34/1153.
    18- نهج الفصاحه، ص‏601.
    19- رعد /8.
    20- قمر /49.
    21- اسراء /35.
    22- زمر /54.
    23- آل‏عمران /141.
    24- اسراء /29.
    25- ميزان‏الحكمه، 4/448.
    26- تفسير برهان، 2/10.
    27- همان، 2/416.
    28- بقره /233.
    29- وسائل، 15/258.
    30- همان.
    31- نهج‏البلاغه، خطبه‏16، ص‏69.
    32- همان، خطبه‏213، ص‏704.
    33- همان، خطبه 180.
    34- اسراء /100.
    35- احزاب /72.
    36- احزاب / مضمون آيه‏67.
    37- اعراف /31.
    38- غافر /38.
    39- انبياء /9.
    40- غافر /34.
    41- غافر /43.
    42- شعرا /151.
    43- نساء /37.
    44- تحف‏العقول، موعظه 82 از مواعظ النبى(صلی الله علیه و آله).
    45- اصول كافى، ج‏2، كتاب دعا، ص‏275.
    46- انعام /14.
    47- وسائل‏الشيعه، 15/262.
    48- غافر /3.
    49- مؤمن /28.
    50- وسائل الشيعه 15/285.
    51- فهرست غررالحكم، ص‏159.
    52- انبياء /90.
    53- فهرست غررالحكم، ص‏195.
    54- ابراهيم /7.
    55- نهج ‏البلاغه دكتر صبحى صالح، نامه‏26.

    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۸/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۶:۴۶
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    مي خواهيد سوخت کمتري مصرف کنيد؟پس بخوانيد




    امروزه جهان با تقاضاي فزاينده اي براي تامين و توليد انرژي مواجه است ، به گونه اي که تامين انرژي به عنوان يک نياز استراتژيک و وابسته به منافع ملي و حيات کشورها محسوب شده و کشوري که از امنيت انرژي بالاتري برخوردار باشد، رشد اقتصادي و رفاه پايدارتري خواهد داشت. بر همين اساس مديريت بهينه سازي مصرف انرژي به عنوان يکي از مهمترين مولفه هاي کارآمدي است که جايگاه ويژه اي در سياست هاي کلان انرژي کشورها دارد و هيچ کس نمي تواند منکر نقش و جايگاه اساسي و مهم انرژي در رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي کشورها شود. رشد جمعيت و روند توسعه اقتصادي کشورها موجب شده هر روزه بر سرعت مصرف انرژي در جهان افزوده شود ؛ به گونه اي که براساس آمارهاي اتحاديه جهاني انرژي ، مصرف انرژي هر 10سال 2 برابر مي شود و پيش بيني هاي همين اتحاديه نشان مي دهد مصرف انرژي در جهان طي سال 2001 تا سال 2025 به ميزان 54 درصد افزايش خواهد يافت و در اين چشم انداز بيشترين ميزان مصرف انرژي به کشورهاي در حال توسعه (مثل ايران) تعلق دارد. اين در حالي است که کشور ما نيز سرانه مصرف انرژي بسيار بالايي دارد.
    آمارها نشان مي دهد مصرف فرآورده هاي نفتي در ايران در کمتر از 2 دهه به 3 برابر افزايش پيدا کرده است و متوسط مصرف انرژي سالانه حدود 10 درصد رشد و مصرف نادرست آن هزينه اي معادل 5ميليارد دلار براي کشور در بر دارد که در اين زمينه اتکا به روشهاي سنتي ، به کارگيري فناوري هاي قديمي در صنايع ، فراواني و ارزان بودن قيمت سوخت و منابع فسيلي ، نبود فرهنگ بهينه سازي مصرف انرژي ، عدم اطلاع رساني و آموزش هاي مناسب ، آشنا نبودن غالب افراد با اين موضوع و... همگي از دلايل افزايش سرانه مصرف انرژي در کشور به شمار مي روند. لذا با عنايت به اقتصاد تک محصولي و متکي بر درآمدهاي نفتي و مصرف بالاي انرژي در کشور، سياست تلاش براي بهره وري و بهينه سازي مصرف انرژي به عنوان يک ضرورت ملي بيش از پيش آشکار مي شود. ترديدي نيست که عدم توسعه و بهره مندي از دانش و فناوري هاي نوين به منظور مصرف بهينه منابع انرژي در کشور نيز زيان هاي فراواني به همراه خواهد داشت. لذا در اين راستا تامين انرژي پايدار و بهبود روند مصرف آن در کشور، مستلزم اراده ملي و تلاشي همگاني است و براي رسيدن به اين مهم مي بايست ضمن به استخدام درآوردن فناوري هاي نوين و پيشرفته ازجمله توليد برق هسته اي در جهت متنوع کردن سبد انرژي مصرفي و اجراي اصول صرفه جويي و بهينه سازي در مصرف انرژي گامهاي اساسي برداشت.
    بدون شک لزوم توجه روزافزون به مقوله بهره وري و بهينه سازي مصرف انرژي در جامعه با توجه به سير صعودي مصرف آن در کشور محتاج استدلال نيست ، نگاهي کوچک به آمار و ارقام موجود در اين زمينه ، حاکي از مصرف بالاي انرژي و عدم توجه به مساله بهره وري و بهينه سازي مصرف انرژي در کشور است. با اعتقاد و تاکيد بر اين که کوشش هاي اندک براي کاهش مصرف انرژي مي تواند نتايج قابل توجهي را در سطح ملي به بار آورد، بخشهايي که بيشترين سهم را در ميزان اتلاف انرژي کشور به خود اختصاص داده اند ذکر و متناسب با هر بخش ، پيشنهادها و راهکارهاي علمي و عملي جلوگيري از اتلاف انرژي و تلاش در جهت بهره وري و بهينه سازي مصرف آن ارائه شده اند. اين بخشها عبارتند از: مصارف خانگي ، حمل ونقل و بخش صنعتي.

    مصارف خانگي

    يکي از بخشهايي که در کشور ما سهم وسيعي از انرژي اتلافي را به خود اختصاص داده است ، بخش مصارف خانگي و تجاري است. همچنان که اشاره مي شود بيشترين سهم اتلاف انرژي در اين بخش به عدم آگاهي و رعايت نکردن نکات و موارد ساده اي است که متاسفانه عموم مردم هم بسادگي از کنار آن مي گذرند، در صورتي که مي توان به آساني و با رعايت و به کار بستن موارد مشروحه ذيل علاوه بر کمک به سبد اقتصادي خانواده ، سهم بسزايي نيز در کمک به اقتصاد ملي ايفا کنيم.اهم پيشنهادها و راهکارهاي علمي و عملي پيشنهادي براي اصلاح امور و بهينه سازي مصرف انرژي در اين بخش بدين شرح است :استفاده از ديوارهاي دوجداره به منظور جلوگيري از شارش گرما در ساختمان سازي / عايق بندي سقف و شيرواني ها به وسيله پوششهاي ضخيم متناسب / عايق بندي پلي استر در زير کف ساختمان ها/ استفاده از پوکه هاي ساختماني و بتون هاي متخلخل / استفاده از مصالح ساختماني استاندارد/ استفاده از نماي مناسب در ساختمان ها (به عنوان يک عايق حرارتي و برودتي مناسب نقش ايفا مي کند)/ رنگ آميزي ساختمان با رنگهاي روشن / هماهنگي و همساز بودن طراحي و ساخت و سازها با شرايط اقليمي / بستن دريچه ها و کانال هاي کولر در زمستان (حدود 30 درصد از گرماي منازل از طريق کانال هاي کولر هدر مي روند)/ استفاده از پنجره هاي دوجداره (بيشترين ميزان اتلاف انرژي در ساختمان ها از طريق پنجره هاست) پوشاندن منافذ و درزهاي در و پنجره ها به وسيله نوارها و درزگيرهاي سليکوني نصب فنر در بالاي درهايي که رو به فضاي آزاد باز مي شوند/ استفاده از قابهاي پي.وي.سي و آلومينيومي مخصوص به جاي قابهاي معمولي آلومينيومي و آهني / نصب پرده هاي ضخيم و پرچين براي پنجره ها/ ايجاد سايه بان براي پنجره هاي غربي و شرقي ساختمان ها/ کاشتن درختان سايه دار در مناطق گرمسير/ استفاده از عايقهاي حرارتي از قبيل پشم شيشه و پشم و سنگ به دور مخازن و لوله کشي ها/ نصب ترموستات روي وسايل سرمايشي و گرمايشي به منظور تامين دماي مطلوب و مورد نياز/انتخاب شعله متناسب با اندازه ظروف به هنگام آشپزي / استفاده از شعله پخش کن روي شعله چراغ گاز به منظور پخش وسيع گرما و جلوگيري از متمرکز شدن آن / بستن در پوش ظروف به هنگام پخت وپز/ استفاده از قابلمه هايي که ترجيحا جنس آنها از آلومينيوم ، مس ، آهن يا ترکيبات اين چنيني است (به علت رسانايي زياد اين مواد)/ استفاده از وسايل و تجهيزات دارنده برچسب مصرف انرژي / چک کردن سيم کشي داخلي ساختمان ها به صورت دوره اي (حداقل سالي دوبار)/ جايگزين کردن لامپهاي کم مصرف به جاي لامپهاي معمولي / خاموش کردن لامپهاي اضافي و وسايل برقي پر مصرف در ساعات اوج مصرف / عدم روشنايي تجملي و فضاهاي بيهوده / تميز کردن حباب لامپها و شيشه هاي منعکس کننده نور/ استفاده از پوششهاي شيشه اي مناسب (مثل پوشش شيشه اي تخت به جاي مشجر)/ استفاده از نور طبيعي ، زماني که به نور زياد نياز نداريم / جلوگيري از آلودگي هاي نوري / بهره مندي وسايل خنک کننده و برودتي از فضا و فاصله مناسب در اطراف خود/ قرار دادن يخچال و فريزرها در مکاني مناسب ، سايه دار و بدون تابش خورشيد/ تنظيم ترموستات يخچال و فريزرها روي دماي مناسب / پاک کردن يخ و برفک يخچال ها / جلوگيري از باز و بسته کردن بي رويه در يخچال ها / اطلاع از سالم بودن درزگيرهاي فريزر و يخچال ها/ کامل بودن ظرفيت مخزن لباس ، هنگام کار با ماشين لباسشويي / استفاده از نور معمولي به جاي خشک کردن لباس يا توسط خشک کن لباسشويي / پوشيدن لباسهاي ضخيم در زمستان و لباسهاي نازک در تابستان (اين الگو در کشور ژاپن کاملا رعايت مي شود.)

    بخش صنعتي


    يکي ديگر از محلهايي که دامنه اتلاف انرژي در آن هر روز زيادتر مي شود، به بخشهاي صنعتي مربوط مي شود که از قديمي بودن فناوري رنج مي برند. به روز نبودن تجهيزات و بهره مند نشدن از فناوري هاي پيشرفته در اين بخشها از جمله مهمترين عوامل اتلاف انرژي به شمار مي روند. چند پيشنهاد درباره راههاي بهينه سازي مصرف انرژي در اين بخش ارائه مي شود: نوسازي صنايع فرسوده و جايگزين کردن فناوري هاي نوين به جاي فناوري هاي قديمي / جلوگيري از طراحي نامناسب (Over Design) و غير استاندارد محصولات توليدي / راه اندازي و ايجاد تشکيلات لازم در خصوص بهره وري و بهينه سازي مصرف انرژي در تمامي صنايع / ملزم کردن تمامي صنايع و کارخانجات در خصوص نصب مشخصات فني و گواهينامه تطبيق محصولات آنها با استانداردهاي انرژي / توليد محصولات کم مصرف و داراي بازده بالاي انرژي / ارتقائ و اصلاح تجهيزات و صنايع قديمي مثل صنايع سيمان و کوره هاي آجرپزي / استفاده از فناوري هاي بازيافت حرارت در صنايع بزرگ / ايجاد، گسترش و تعامل نزديک ميان صنعت و دانشگاه در امور انرژي بي شک علاوه بر به کارگيري موارد اشاره شده فرهنگ سازي عمومي با هدايت سازمان هاي متولي امور انرژي ، نقش بسيار مهمي در بهبود کمي و کيفي مصرف انرژي کشور به همراه خواهد داشت.
    فرهنگ سازي ، اطلاع رساني و سياستگذاري امور مربوط به انرژي
    شايد بتوان گفت مهمترين عاملي که باعث شده اتلاف انرژي در کشور ما سرانه مصرفي بالايي داشته باشد، نبود آگاهي و فرهنگ سازي مناسب در اين بخش است.
    بدون شک کشورهاي موفق و پيشرفته ، بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در زمينه مصرف بهينه انرژي را مهمترين عامل به وجود آورنده عزم همگاني در کاهش مصرف انرژي دانسته اند و استفاده از رسانه هاي عمومي از قبيل راديو، تلويزيون و روزنامه ها را به عنوان ابزارهاي بسيار کارآمد در اين زمينه ذکر کرده اند. اغراق نيست اگر بگوييم اولين و مهمترين گام درباره بهينه سازي مصرف انرژي در کشور بالا بردن سطح آگاهي هاي مردم و فرهنگ سازي است. بر اين اساس ، با توجه به نقش و اهميت اين موضوع تلاش شده است ، پيشنهادها و راهکارهاي مناسبي که با اجراي آنها بتوان اصول مصرف و فرهنگ بهينه سازي و بهره وري انرژي را در جامعه ايراني نهادينه کرد، ذکر شود.

    اهم اين پيشنهادهاعبارتند از: اعمال مقررات ملي ساختمان و اجراي آيين نامه 2800به همراه رعايت اصول مبحث 19مقررات ملي ساختمان / بازنگري آيين نامه ها و قوانين شهرسازي با ملحوظ نظر قراردادن مساله بهينه سازي و اتلاف نکردن انرژي / تلاش در جهت تحقق اصول بهره وري از طريق ادارات و سازمان هاي دولتي و خصوصي در کشور / توسعه دولت الکترونيک و جلوگيري از سفرهاي غيرضروري شهري / حرکت از کثرت به وحدت سازمان هاي متولي امور انرژي کشور/ استفاده از منابع تجديدپذير و پايان ناپذير انرژي / جايگزيني منابع ايمن ، ارزان و پاک انرژي از قبيل انرژي هسته اي با سوختها و منابع فسيلي / معرفي دوره اي سازمان ها و ادارات نمونه در موضوع صرفه جويي در مصرف انرژي / اعطاي تسهيلات و مشوقهاي مادي به واحدهايي که در حد متعادل و کمتر انرژي مصرف مي کنند/ جلوگيري از برقهاي غيرمجاز و سوئاستفاده ها/ نصب کنتورهاي چند تعرفه و اعمال نرخهاي متفاوت براي ساعات عادي و اوج مصرف برق / مراجعه بازرسان انرژي به منازل و ادارات براي بررسي و تحقيق درخصوص اتلاف انرژي (بازرسي انرژي )/ راه اندازي گروههاي ثابت و ساير آموزش بهينه سازي مصرف انرژي در سطح شهر (اتوبوس هاي ثابت و سيار)/ ترويج فراخوان هاي عمومي در جهت فرهنگ سازي براي کاهش مصرف انرژي در کشور/ برپايي نمايشگاه هاي موقت و دائم بهينه سازي و اصول مصرف انرژي / برگزاري دوره هاي آموزشي کوتاه مدت براي مديران و مسوولان بخشهاي صنعتي و آموزشي / استفاده از تجربيات ديگر کشورهاي پيشرو در اين زمينه همچنين الگوبرداري از نوع و نحوه برنامه ريزي آنها در مسير مقابله با اتلاف انرژي /برپايي و راه اندازي کارگاه هاي آموزشي اصول بهينه سازي مصرف انرژي در سطح کشور/ تهيه بروشور و دفترچه هاي راهنماي بهينه سازي و مصرف انرژي و پخش مناسب و گسترده آن در مدارس و مراکز آموزشي /درج اطلاعات ، پيشنهادها و پيامهاي آموزشي مربوط به امور انرژي روي قبوض برق و گاز /ارسال پيامهاي آموزشي از طريق سرويس پيام کوتاه (SMS)/ پخش انيميشن و تيزرهاي جذاب و پرمحتواي تلويزيوني درخصوص آموزش و يادگيري اصول مصرف بهينه انرژي (مانند پخش برنامه داوود خطر و سيا ساکتي به منظور يادآوري مفاهيم ، مباني و مخاطرات در آموزش راهنمايي و رانندگي)/ نمايش اطلاعيه ها و پيامهاي آموزشي روي بيلبوردهاي تبليغاتي درون شهري / استفاده وسيع از راديو، تلويزيون و جرايد براي اطلاع رساني و آگاه سازي عمومي و تقويت فرهنگ مصرف انرژي / گنجاندن مساله بهره وري و مصرف بهينه انرژي در کتابهاي درسي دانش آموزان / راه اندازي بانکهاي اطلاعاتي به منظور شناسايي ، معرفي و مطالعه نشريات و منابع معتبر بين المللي - حمايت از طرحها و پايان نامه هاي دانشجويي در مباحث مرتبط با بهبود و بهينه سازي مصرف انرژي - انعقاد تفاهم نامه همکاري با کشورهاي پيشرو در مباحث مربوط به بهينه سازي مصرف انرژي - تشويق و حمايت از محققان و مولفان در مباحث مختلف انرژي آينده نگري ايجاب مي کند دولت و سازمان هاي متولي امور انرژي هر چه سريع تر با برنامه ريزي و وضع قوانين و مقررات و آگاه سازي مردم براي مصرف هوشمندانه انرژي و رعايت اصول و نکات فني به منظور بهره وري و بهينه سازي مصرف انرژي بيش از پيش گام بردارد تا اين هدف مهم ملي محقق شود.
    روزنامه جام جم
    منابع:
    پایگاه فرهنگ ومعارف قرآن
    سایت راسخون


    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۸/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۷:۱۰
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خسته نباشید
    من اجازه دارم ازبرخی مطالب شماتونشریه بسیج دانشجوئی دانشگاهمون استفاده کنم

  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر همه کسانی که به اجرایی شدن اسلام ناب و پیشرفت ایران اسلامی می اندیشند
    طرح ما برای اصلاح الگوی مصرف و استفاده بهینه از نعمتهای الهی که فقط هم آب و برق و گاز نیستند این بوده که با عده ای ازدوستان دانشجو در قالب "گروه راهکار" راهکارهایی در زمینه استفاده بهینه از نعمتهای الهی پیشنهاد داده ایم و زمینه را برای ارائه راهکارهای موثر باز گذاشته ایم
    دوستان می توانند با مراجعه به این پایگاه راهکارهای پیشنهادی را مشاهده و به کار گیرند و با ارائه راهکار عضو گروه راهکار شوند
    http://www.behina.pejvak.net
    آدرس پایگاه -


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود