جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: واقعیت بهشت و جهنم چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما واقعیت بهشت و جهنم چیست؟




    سلام.


    آخرين منزلگاه ما کجاست؟
    در نهايت چه خواهيم شد؟

    خداوند متعال در قرآن وعده بهشتی جاودان را می دهد.
    بهشتی که در آن جوی ها و نهرهای فراوانی جاريست؛ بهشتی که درختانش بر همه جا سايه افکنده؛ بهشتی که در آن قصرهايي از طلا و نقره قرار دارد؛ بهشتی که در آن حوريان و کنيزان بسيارزيبایی وجود دارند؛بهشتی که در آن بر تختها تکيه مي زنند و با يکديگر به سلام و احوال پرسی می پردازند؛ بهشتی که در آن هيچ رنج و عذابي نيست.

    هيچ رنج وعذابي ؟

    آفتاب سوزان ندارد. پس درختهای برافراشته با سايه های گسترده برای چيست؟
    هيچ ضعف و ناتوانی در آنجا نيست. پس تخت و کنيز برای چيست؟
    سرما وگرما، برف و باران و دزد و درنده ای ندارد. پس خانه و قصر و سرپناه برای چيست؟
    هيچ نيازی در آنجا نيست. پس ميوه های خوش طعم و شرابهای گوارا و مرغهای بريان برای چيست؟

    ...


    بهشت و بهشتيان جاودانند!

    خداوند متعال جاودانگی بهشت را بارها وعده داده است.
    از طرفي همه موجودات فنا شدني هستند و فقط خدا جاودان و ابدی است. اوست که اول و آخر است و بازگشت همه به سوی اوست.

    پس چطور ممکن است بهشت، جاودان باشد در حالی که همه چيز فنا شدنی ومقطعی است ؟!

    ...

    خدا دروغ نمی گويد و وعده ناحق نمیدهد.

    چطور می توان قبول کرد بهشت جاودان است و ... ؟!


    آنچه از اين به بعدمی نويسم برداشتها و اعتقادات شخصي خودم است.
    با نگاهی سطحی به آیات قرآن در باببهشت وجهنم درميابيم اکثر آنها توصيف و مثالی از بهشت و جهنم هستند و اصل مطلب فراتر از اين توصيفات است.
    شايد بپرسيد چرا خداوند اصل مطلب را بيان نفرموده است و به مثال و تشبيه بسنده کرده است ؟
    با توجه به محدوديت وسعت ديد بشر، انسان قادر به درک و فهم بسياری از حقايق نيست. لذا خداوند برای او بسياری از آنها را تشبيه مي کند. در مواردی هم توصيه می کند که اصلا به برخی مسایل فکر هم نکنيد.
    مثلا: کودک زیر 6 ماهه ای را در نظر بگیرید. این کودک بی دندان تاکنون به جز شیر چیزدیگری نخورده. حالا شما می خواهید لذت خوردن کباب بریان یک غزال خوش طعم و خوش مزه را برای او توصیف کنید. چه می کنید؟ و چه می گویید؟
    خداوند هم برای فهم و درک انسان قران را "نازل" کرد. قران مملو است از داستان و مثال های مختلف.

    يک فرض:
    فرض کنيدمالک زمين شدن بهترين و بالا ترين لذت و شادی و کمال مطلق برای انسان باشد.

    به دو نفر بگويند ، اگر فلان کار را انجام بدهيد و از انجام بیسار کارخودداری کنيد؛ شمارا حاکم زمين مي کنيم.
    حالا يکی تمام سعی و تلاش خود را ميکندو با هر سختي و مشقتی که هست آنطور که بايد عمل مي کند ولی ديگری پشت گوش می اندازدو عمل نمي کند.
    خب در نتيجه يکی صاحب زمين مي شود و از تمام لذات آن بهره مند ميشود و ديگری نه .

    شخصي که عامل بود و بايد ها و نبايدها را رعايت کردسعادتمند شد و به کمال مطلق (در اين فرض) دست يافت. اما ديگری با اينکه اين امکان برايش فراهم بود و ميتوانست به کمال مطلق برسد ،با ناديده گرفتن اين بايدها ونبايدها به خود ظلم کرد. او با ديدن آن فرد سعادتمند ، در حسرت از دست دادن اين موقعيت خواهد سوخت؛ و هميشه در رنج و عذاب خواهد بود.
    پايان فرض.

    حال هر چقدر آن لذت و کمال بيشتر و بالاتر باشد سختي و مشقت دوری از آن بيشتر وزجر آورتر خواهد بود.

    چه چيز برای انسان لذتبخش تر و بالاتر است؟

    پولدار بودن؟
    صاحب قدرت بودن؟
    مالک املاک فراوان بودن؟
    محبوب بودن؟
    زندگی جاويد داشتن؟
    آگاه به همه چيز بودن؟
    زيباترين بودن؟
    بزرگترين بودن؟
    داناترين بودن؟
    اولين بودن؟
    آخرين بودن؟
    مهربانترين بودن؟
    بخشنده ترين بودن؟
    ...

    خوردن خوشمزه ترين ها؟
    آشاميدن گواراترين ها؟
    پوشيدن بهترين ها؟
    داشتن گرانبهاترين ها؟
    بودن با بهترين ها؟
    شنيدن بهترين شنيدني ها؟
    گفتن بهترين گفتني ها؟
    داشتن بهترين احساس ها؟
    همسري با بهترين ها؟
    ...

    کدام يکی بهتراست؟
    آیا بودن و داشتن همه آنها باهم بهترنيست؟
    چگونه می توان همه را باهم بود و یا داشت؟
    آیا امکان دارد؟


    وعده ای که خداوند به بندگان خود داده شامل همه اين محسنات و برکات مي باشد.

    چطور ميتوان جاودان بود در حالیکه فقط خدا جاودان است؟
    چطور می توان زيباترين بود در حالی که خدا زيبای مطلق است؟
    جطور مي توان بی نياز بود در حالی که فقط خدا بي نياز است؟
    ...

    ما انسانها خليفه خدا هستيم.
    اين ما هستيم که خدا از روح خودش در جسم ما دميده تا جان بگيريم.
    اين ما هستيم که به امر خدا همه ملائک براو سجده کردند، جز شيطان.
    اين ما هستيم که سرانجام به سوی خدا ميرويم.
    اين ماهستيم که می توانيم به مقام فنا فی الله برسيم.

    فنا فی الله. يعنی در خدا ذوب شدن . يعنی خدا شدن.

    زيبا بهتر است يا زيباترين؟
    بزرگ بهتر است يابزرگترين؟
    توانا بهتر است يا تواناترين؟
    ...

    بيشتر از اين ، مطلب را ادامه نمی دهم و به اصل کلام مي پردازم.
    مکانی به نام بهشت و يا جهنم وجودندارد.

    بهشت درجات تقرب به ذات خداوند است.
    بالاترين مرتبه آن فنا فی الله است. يعنی در ذات خداوند حل شدن. يعنی خدا شدن.
    فرض کنيد ليوان آبی در دست داريد. ميتوانيد به آبی که درون ليوان است اشاره کنيد و آن را به تفکيک نشان دهيد. اگر آب را به دريا بريزيد ، ديگر نمی توان آن را به تفکيک نشان داد و متمايز ساخت. حالا آن آب، دريا شده است.
    کمال آب، دريا شدن است؛ کمال انسان، بازگشت به اصلش است. کمال انسان، خدا شدن است.
    چه لذتی براي انسان بالاتر از خداشدن است؟
    آيااين خدا نيست که کمال مطلق است؟
    آيا اين خدا نيست که زيبای مطلق است؟
    آيا اينخدا نيست که از همه چيز و همه کس بی نياز است؟
    آيا اين خدا نيست که بر همه چيز توانا است؟
    ...

    بهشت انسان، رسيدن به اين کمال است. بهشت، يعنی مسيری که طي آن انسان، خدا ميشود.
    و به اين ترتيب جاودان خواهد بود.
    بهشت جايي جز ذات خدا نخواهد بود.

    اما درجات بهشت...
    انسانها با توجه به اعمالشان در دنيا، قابليت ها و استعدادهای متفاوتی براي پذيرفتن صفات و کمالات الهی به دست میآورند. همين قابليت است که درجات و مقامات بهشت را تشکيل می دهد.
    چند قطره باران را در نظر بگيريد؛ يکی در دريا فرود ميآيد، يکی در ساحل، يکی در دشتی سرسبز، يکی درجنگل، يکی بر روی تپه، يکی در کوهپايه، يکی در کوهستان و يکی در بيابان.
    به تناسب محل فرود و فاصله تا دريا ، هرکدام مسيری را طی ميکنند تا به دريا برسند. يکی خيلی زود به دريا می رسد و دريا مي شود. يکی از دشتها ميگذرد، يکی از کوهها و درهها، يکی از بيابانها و ...
    هرکدام پس از گذر از مراحل و مراتبی در نهايت به دريامی پيوندد و دريا مي شود.

    در بهشت، پويايی و تکامل ادامه دارد و چون خداوند نامتناهی است صفات و کمالات او هم حد و مرزی ندارد و تا ابد اين تکامل، برای انسان بهشتی وجود دارد.

    پيش از شروع مبحث جهنم، بايد اين اصل را يادآور شوم که خدا از مادر به انسان مهربانتر است.

    و اما جهنم ...
    در برخی کتب دينی توصيفاتی در مورد عذاب جهنميان مي خوانيم که بسيار عجيب و وحشتناک است. آنها اين نوع فجايع را به خداوند نسبت مي دهند و مي گويند اين عذابهای شديد، به آن علت است که انسان در دنيا به دستورات و اوامر الهی گوش نداده و عمل نکرده است و حال خدا براو غضب کرده و او را عذاب ميکند.

    مگر خدا عصبانی می شود؟
    آيا خدا کينه به دل مي گيرد و در آخرت تلافی می کند؟
    از گناه کردن انسان ضرری متوجه خدامي شود؟

    نه!.

    خدا از کسي کينه ندارد. خدا کسی را عذاب نمی کند، چرا که او از مادر مهربانتر است.
    پس جهنم چيست؟
    فرضی را که در مورد مالکيت زمين گفتيم به خاطر بياوريد.
    در اين فرض، شخصی که فرصت را از دست داده بود، هميشه درحسرت فرصت از دست رفته مي سوزد.
    يا پرنده مهاجری را فرض کنيد که زمان هجرت بالهايش مجروح باشد. باديدن رفتن بقيه پرندگان و برجای ماندن خود چه حالی پيدامي کند؟
    يا ماهي کوچکی که از آب بيرون افتاده باشد؛ چقدر تلاش میکند و خود را به زحمت می اندازد تا دوباره به آب برگردد.

    خداوند انسان را برای بهشت رفتن آفريده؛ نه جهنم.
    خداوند به همه انسانها وعده بهشت داده جز تعدادی که تا ابد درجهنم باقی خواهند ماند.

    پس از مرگ بسياری از حجابها از پيش روی انسان کنارميرود و انسان قادر به درک و فهم بسياری از ناشناخته ها و نادانسته ها خواهدبود.
    در آنجا انسان معنی واقعی کمال را متوجه مي شود.
    آنهايي که آمادگی وظرفيت پذيرش اين کمال را داشته باشند، به آن دست ميابند ولی آن دسته که اين قابليت را ندارند بايد صبر کنند (و مانند ماهی آنقدر بالا و پايين بپرند) و در آتش حسرت ازدست دادن فرصتها در دنيا بسوزند تا مورد لطف و رحمت خداوند قرار گيرند و آمادگی پذيرش کمالات الهی را به دست آورند.

    نتيجه:
    بهشت چيزی جز تقرب به ذات خداوند و فيض بردن از کمالات الهی نيست؛ و جهنم چيزی جز دور ماندن از اين سرچشمه حيات و کمال و سوختن در آتش حسرت از دست دادن آن نيست.


    اميدوارم توانسته باشم مفهوم را برسانم.
    والسلام.

    ویرایش توسط مهدی خ : ۱۳۸۸/۰۱/۱۵ در ساعت ۱۰:۴۳

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE]
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی خ نمایش پست
    سلام.آخرين منزلگاه ما کجاست؟در نهايت چه خواهيم شد؟
    با سلام به شما دوست گرامی
    چه خوب بود یکی یکی می پرسیدید ! به هر حال آخرین منزل ما لقاءحق تعالی است.. یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه (سوره انشقاق آیه 6) ای انسان بسوی خدا وبه ملاقات خدا میروی...
    درنهایت انسان یا شاکر خدا یا کافر خدا میشود وبه سزاس عملش میرسد... ...اما شاکرا واما کفورا.. (سوره انسان آیه 3) انسان یا شاکر ویا کافر میشود..
    هيچ رنج وعذابي ؟
    آفتاب سوزان ندارد. پس درختهای برافراشته با سايه های گسترده برای چيست؟
    هيچ ضعف و ناتوانی در آنجا نيست. پس تخت و کنيز برای چيست؟
    سرما وگرما، برف و باران و دزد و درنده ای ندارد. پس خانه و قصر و سرپناه برای چيست؟
    هيچ نيازی در آنجا نيست. پس ميوه های خوش طعم و شرابهای گوارا و مرغهای بريان برای چيست؟
    بهشت و بهشتيان جاودانند!
    خداوند متعال جاودانگی بهشت را بارها وعده داده است.
    از طرفي همه موجودات فنا شدني هستند و فقط خدا جاودان و ابدی است. اوست که اول و آخر است و بازگشت همه به سوی اوست.
    پس چطور ممکن است بهشت، جاودان باشد در حالی که همه چيز فنا شدنی ومقطعی است ؟!
    دوست گرامی اینها از عوارض عالم ماده هستند و بهشت و جهنم عالم ماده دنیوی نیست... فنا نیز در امور دنیوی است ...
    اگر مایل بودین یه سوال را دقیق بپرسید تا پاسخ جزئی تر داده شود...
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    611
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نازم آن صاحب نظر ساقی کاندر بزم عام
    هر کسی را می به استعداد در پیمانه کرد
    هیچ سختی بالا تر از این است که عاشق از معشوق دور باشد.
    سوزش حسرت فراق یار هزاران بار از سوزش آتش مادی بدتر است.
    دوزخ چیزی نیست چون هیمه ای که خود انسان فراهم کرده
    و بهشت چیزی نیست جز فضایی که خود انسان با ثوابش ساخته است.
    از بهشت چه میخواهیم؟ از جهنم چه میخواهیم.
    مولایمان علی که نقش بهشت را بازی کرد
    مگر نگفت هر چه میخواهید بپرسید(از بهشت چه میخواهید)
    چه خواستند؟
    عبادت خدا را کردیم و ........
    از خدا حوری میخواهیم و به عشق او میمیریم میدهد خزانه غیب که سر و ته و محدودیت
    ندارد.
    از خدا کاخ میخواهیم یا ثروت و کنیزک و......
    این دنیا سرای معامله است.
    با خدا معامله می کنیم همین کافی است که مجوز ورود به بهشت رابگیریم
    اما چی میخواهیم بگیریم از بهشت خدا؟
    اگر به یک بچه یک بستنی بدهیم بگوییم تو به ازایش مثلا النگوی طلایت را بده حتما
    میدهد
    خزانه غیب است.
    خوش بحال اونهایی که از این معامله متاعی بنام " خدا" نسیبشان میشوند
    نزدیک بودن به خدا فقط در ازای وجهی بنام "تقوا"


    آفت تفکر تعصب است
    السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
    ببخشید اینجا از حضور شما بزرگواران خداحافظی میکنم مدیر محترم سایت ترجیج دادند تاپیک خداحافظی بنده حذف شود. بهر حال بدی و خوبی بقول قدیمیها از ما دیدید حلال کنید.
    حق نگهدارتان دلهایتان پرامید و شاد باد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    148
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    43 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حقيقت بهشت و جهنم






    حقيقت بهشت و جهنم

    نويسنده :محمد شجاعي

    گاهي اين چنين گمان مي شود كه بهشت و جهنم دو موضوع جداگانه بوده، مستقلاً مطرح اند، امّا اين پنداري بيش نبوده، بلكه حقيقت آن است كه بهشت و جهنم جدا از مسأله لقاء پروردگار نمي باشد. به عبارت ديگر، بهشت و بهشت ها و جهنم و جهنم ها مقصد و مقصود، در سير و حركت نيستند و حركت ها به سوي پروردگار و منتهي به لقاء پروردگار است، نه اين كه حركت ها به سوي بهشت ها و جهنم ها باشد و به آن ها منتهي گردد. هر حركتي در نهايت به مبدأ متعال منتهي مي گردد و بهشت ها و جهنم ها از آثار چگونگي لقاءها و رسيدن هاست؛ يعني بهشت و بهشت ها از آثار و لوازم لقاي حضرت حق با اسماي رحمت و مغفرت و جهنم و جهنم ها هم از آثار و تبعات ‌لقاي پروردگار با اسماي غضب و سخط است. براي روشن شدن حقيقت بهشت و جهنم لازم است، به صورت مقدمه مطالبي را در حقايق اسماي ربوبي مطرح كنيم تا معناي آن كه بهشت از آثار لقاي حضرت حق با اسماي رحمت بوده و جهنم از آثار لقاي پروردگار با اسماي غضب، درست تحليل و تفهيم شود.
    اسماي حسني يك سلسله عناوين محض و اعتباري نيست، بلكه آن ها منشاء آثارند و اصولاً هر وجودي و هر موجودي در دنيا و نظام هاي ديگر و عوالم برتر و حتي آخرت از آثار اسماي حسني' است. عوالم وجود همه جلوه هاي اسماء بوده، هر اسمي آثار خاص خود را داشته، هر اسمي در مراتب مختلف تجلي مي كند. به بيان ديگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبيت موجودات، هر موجودي را، با اسم و صفت خاص ربوبيت مي كند. اسم رب داراي شاخه ها و انشعاباتي است و در واقع اسماي حسني' شاخه هاي اسم «رب»اند؛ رب رازِ، رب مصوّر، رب قدير، رب عليم، رب هادي، رب غفور، رب منتقم، رب شديدالعقاب و... .
    در واقع، خداوند متعال در مقام ربوبيت داراي اسماء و صفات ‌مختلف بوده، همه را با اين اسماي گوناگون تربيت مي كند. مثلاً درمقام ربوبيتش به شيطان با «منتقم» و «شديدالعذاب» تجلّي مي كند و به حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با «هادي»، «رحيم» و «غفور». گياهي كه صورت و شكلي به خود مي گيرد، با اسم «مصوّر» پيش مي آيد و هنگامي كه خاك را مي شكافد و بيرون مي آيد با رب «خالق» پيش ‌مي آيد. به هر صورت، هر موجودي در اين نظام هستي با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت كه در درون خود دارد، در مقام ربوبيّت با اسمي از اسماي حسناي خداوند در ارتباط است.
    آدمي اگر در مقام طاعت خداوند باشد، با رب «هادي»رو به روست و خداوند با اين اسم او را ربوبيت مي كند، امّا اگر انسان در مقام طغيان و مخالفت با حضرت حق باشد، ربّي كه او را تربيت مي كند، رب «هادي» نخواهد بود، بلكه رب «منتقم» و «شديد العذاب»خواهد بود. نتيجه آنكه، هر كسي از مسير خود با اسمي از اسماي ربوبي در ارتباط است و از اين رو، من و شما لحظه به لحظه با صفت و اسم خاصي از خداوند متعال با او در ارتباط هستيم و به همين دليل است كه خداوند با لحن خاصي گفته است كه از مقام ربوبيّت بترسيد: «مَن خاف مَقام رَبّه»(1).
    اگر در آيات قرآن تأمل كرده باشيد، در خواهيد يافت كه خداوند هر كسي را بسته به نوع عمل، فكر و صفتش ربوبيت مي كند:

    1ـ «وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيء مِن الْخَوْف وَ اْلجُوع وَ نَقْص مِن الاَ ْمْو'ال وَالاَ ْنْفُس وَالثَّمَرات وَ بَشِّرِ الصّابِرين اَلَّذين أِذ'ا اَصابَتْهُم مُصيبَه قالُوا اِنّاللّه وَ أِنّا اِلَيْه ر'اجِعُون، اُولئِك عَلَيْهِم صَلَو'ات مِن رَبِّهِم وَ رَحْمَه واُولئِك هُم الْمُهْتَدون»(2)
    «و قطعاً شما را به چيزي از (قبيل) ترس و گرسنگي و كاهشي در اموال و جان ها و محصولات مي آزماييم، و مژده ده شكيبايان را: (همان) كساني كه چون مصيبتي به آنان برسد مي گويند: «ما از آن خدا هستيم به سوي او باز مي گرديم» بر ايشان درودها و رحمت از پروردگارشان (باد) و راه يافتگان (و هدايت شدگان) خودِ ايشان اند»
    اين آيات به روشني اين حقيقت را بيان مي كند كه انسان هاي شكيبا كه در مقابل مصائب ايستادگي و مقاومت مي كنند، مادامي كه اينچنين اند، خداوند در مقام ربوبيت خود با اسم «هادي» آن ها را تربيت مي كند و اين ها نيز با اسم «هادي» خداوند روبه رويند از آثار اين اسم درود و رحمت از ناحيه پروردگار مي باشد كه فقط ارباب ‌معني در حدّ ادراك مخلوقي خود مي فهمند كه حقيقت اين درودها و رحمت ها چيست.

    2ـ «أِن الَّذين آمَنوُا وَ عَمِلُوا الصّالِحات وَ اَقامُوا الصَّلاة وَ ا'تَوُا الزَّكوه لَهُم اَجْرُهُم عِنْدَ رَبِّهِم وَ لا' خَوْف عَلَيْهِم وَ لا' هُم يَحْزَنُون»(3)
    «كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده و نماز بر پا داشته و زكات داده اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براي آنان خواهد بود؛ و نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي شوند.»
    اين آيه گوياي اين حقيقت است كه خداوند كساني را كه ايمان داشته و عمل صالح انجام داده، تمام حركات و سكناتشان، چه فردي وچه اجتماعي تبلور نماز با ظهور مراتب مختلف آن بوده و حقوق را ادا مي كنند، با اسم «مؤمن» ربوبيت كرده، اين انسان ها با اسم «مؤمن»خداوند رو به رويند. خداي مؤمن يعني خداي امان دهنده و ايمن كننده ‌از وحشت ها و حزن ها.

    3ـ «يا اَيُّهَا الَّذين آمَنُوا اِن مِن اَزْو'اجِكُم وَ اَوْلا'دِكُم عَدُوّاً لَكُم فَاحْذَرُوهُم وَ اِن تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَأِن اللّه غَفُورٌ رَحيم»(4)
    «اي كساني كه ايمان آورده ايد، در حقيقت برخي از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد و اگر ببخشاييد و در گذريد و بيامرزيد، به راستي خدا آمرزنده مهربان است.»
    اين آيه حكايت گر اين واقعيت است كه خدا با كساني كه نسبت به زن و بچه خود با حالت عفو و بخشش برخورد مي كنند با اسم «غفور» و«رحيم» روبه رويند.

    4ـ «وَ مَن يُهاجِرُ في سَبيل اللّه يَجِدْ فِي الاَرْض مُراغَماً كَثيراً وَ سَعَه وَ مَن يَخْرُج مِن بَيْتِه مُهاجِراً اِلَي اللّه وَ رَسُولِه ثُم يُدْرِكْه اْلمَوْت فَقَدْ وَقَع اَجْرُه عَلَي اللّه وَ كان اللّه غَفُوراً رَحيماً» (5)
    «و هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين اقامتگاه هاي فراوان و گشايش ها خواهد يافت، و هر كس (به قصد) مهاجرت در راه خدا و پيامبر او، از خانه اش به در آيد، سپس مرگش در رسد، پاداش او قطعاً بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است».
    خداوند در اين آيه به روشني مي گويد كسي كه از مقام خوديت ‌خودش هجرت باطني كرد يا هجرت ظاهري و جهاد اصغر و در راه تزكيه به مرتبه اي رسيد كه هيچ تعلقي نداشته، از همه منقطع گشت، از همان نقطه آغاز حركت تا انتها با اسم «غفور» و «رحيم» خداوند رو به رو بوده، حضرت حق با اين دو اسم او را ربوبيت مي كند.
    در مجموع در هر آيه از قرآن كه عمل خوبي را بيان مي كند و پس از آن، به اسمي از اسماي ربوبي اشاره مي كند، اين حقيقت را مطرح مي سازد كه خداوند متعال با آن اسم او را ربوبيت كرده و مرتكب آن ‌كردار نيك با آن اسم رو به روست و در هر آيه از آيات قرآن كه ‌صاحبان عملي را توبيخ نموده يا از انجام عملي تحذير فرموده، بعد ازآن، به اسمي از اسماي ربوبي اشاره كرده يا از لابه لاي آيات، آن اسم ‌استفاده مي گردد، اين واقعيت را بيان مي كند كه آن شخص در هنگام آن عمل زشت با آن اسم با خداوند رو به رو بوده و ذات مقدس حق با آن اسم او را ربوبيت مي كند.
    نتيجه آنكه، تمام هستي و از جمله انسان لحظه به لحظه با رب باچهره هاي مختلف در ارتباط است و هر يك از اسماي حسني انسان رابسته به نوع عمل، فكر، صفت و اخلاق ربوبيت مي كند و در حقيقت ‌اين انسان است كه با انتخاب مسير، راه، عملكرد و مقصد؛ خود را در تحت يكي از اسماي ربوي مي اندازد. چرا كه اسماي الهي واسطه هاي فيض بوده و كل وجود و هستي به آن ها منتهي شده و از آن ها نشأت مي گيرد، اگر به دقت به اطراف و جوانب وجود نگاه كنيم، همه جا آثار و جلوه هاي اسماء را خواهيم يافت.
    «وَ بِأَسْمائِك الَّتي مَلاَت اَرْكان كُل شَي» (6)
    «(بارالها به درستي من مي خواهم از تو) به نامهايت و به اسمائت كه اركان هر چيز را پر كرده است.»
    آيا رو به رو شدن با اسماي ربوبي آثار دارد يا خير؟ قطعاً اثر دارد، اين كه انسان در دعاهاي خود و در خواسته هايش و در هر نيازي به اسم متناسب با آن احتياج متوجه گشته و خداي متعال را با همان اسم مي خواند، دلالت بر همين حقيقت دارد كه گويا آدمي فطرتاً متوجه ‌همين واقعيت است كه هر چيزي متأثر از اسمي از اسماء خداست. شخصي كه مريض است، به اسم «شافي» متوجه و شفاي خود را ازخداوند متعال با اين اسم مي خواهد، چرا كه شفا را اثر اين اسم ‌مي داند، كسي كه رزِ و وسعت رزِ مي طلبد، به اسم «خير الرازقين» توجه دارد. فردي كه مغفرت مي خواهد، با اسم «غفور» و كسي كه نصرت مي خواهد با اسم «نصير» و «ناصر» و كسي كه هدايت مي طلبد، به اسم «هادي» و آن كه محفوظ ماندن از خطرات را مي خواهد، به اسم «حافظ» و «حفيظ» و كسي كه روشنايي باطن مي خواهد، به اسم «نور» متوجه مي گردد و خداي سبحان را با آن مي خواند، چرا كه هريك از اين ها را آثار اسماي ربوبي مي داند.
    از صفت و ز نام چه زايد خيال
    و آن خيالش هست دلال وصال
    ديده اي دلال بي مدلول هيچ
    ‌تا نباشد جاده نبود غول هيچ
    هيچ نامي بي حقيقت ديده اي
    ‌يا زگاف و لام گل، گل چيده اي
    اسم خواندي رو مسمي را بجو
    مه به بالا دان نه اندر آب جو(7)
    و چه زيبا تأثير اسماي الهي را حضرت علي (علیه السلام) در اين عبارت از دعاي كمل بيان فرموده است:
    «فَبِالْيَقين اقطَع لَوْلا' ما حَكَمْت بِه مِن تَعْذيب جاهِديك وَ قَضَيْت بِه مِن اِخْلادِ مُعانِديك لَجَعَلْت اْلنّارَ كُلَّها بَردَاً وَ سَلاماً وَ ما كان لاِحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا' مُقاماً لكِنَّك تَقَدَّسَت اَسمائُك»
    «پس با يقين مي دانم كه اگر آن چه حكم كرده اي از عذاب انكاركنندگانت و قضاوت نمي كردي از ماندن جاودانه و هميشگي دشمنانت در آتش، هر آينه همه آتش را سرد و سلامت مي كردي و براي كسي در آن جا جايگاه و قرار گاهي نبود، ولي اسمائت مقدس است.»
    يعني چون حساب با اسماء تو مي باشد و اسماء تو كار خود راخواهند كرد، اين دعاي نامستجاب و اين رؤياي تعبير ناشده است كه عذاب را از منكران برداري. وقتي منكران با اسم ربوبي «شديدالعقاب» تو مواجه اند و تو با اين اسم آن ها را ربوبيت خواهي كرد، اقتضاي اين اسمت و آثار اين اسمت جز عذاب آتش و خلود در آتش چيز ديگري نيست. بايد توجه داشت كه روبرو شدن و مرتبط بودن با اسمي از اسماي حسناي الهي در باطن اثر و آثارها دارد كه براي انسان ها در پشت پرده است و روزي كه اين حجاب ها برداشته شود و به نفخه اول و نفخه دوم وجه خلقي كنار رفته و وجه الهي ظاهر گردد، هر كسي و هر موجودي خود را با اسمي از اسماء مواجه و آثار آن را مشاهده خواهد كرد.
    پی نوشت:
    1) ن ك: الرحمن: 46 و نازعات: 40
    2) بقره: 157 – 155
    3) همان: 277
    4) تغابن: 14
    5) نساء: 100
    6) دعاي كميل
    7) جلال الدين محمد مولانا: مثنوي معنوي، دفتر اول، ابيات 3457 – 3454

    منبع : كتاب قيام قيامت

    ویرایش توسط اسرا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۱ در ساعت ۰۸:۵۱ دلیل: اصلاح فونت و رنگ
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان محترم

    بهشت و جهنم حقيقت وجودي خود ماست ، خود ما هستيم كه بهشت و يا جهنم خود را مي سازيم ، طبق روايتي از پيامبر اكرم (ص) انسان گناهكار هم اكنون در آتش جهنم گرفتار است و انسان پاك هم اكنون ا نعمات بهشتي بهره مند است .
    با تشكر
    ویرایش توسط ahmadkamran : ۱۳۸۸/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۱:۲۱

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام استفاده کردیم .مطالب شما قطعا عالمانه است وبنده از درک ان عاجزم.وبرای افرادی مثل من خطرناک.بنظر من انکار خداوند را بکنید گناهش کمتر از تشکیک اذهان است. خواهش میکنم اینگون تشکیک را ادامه ندهیدممنون.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ببخشیدتازه عضو شدم وناشی هستم این نظریه مربوط به مقاله شما نبود.مچددا ببخشید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود