جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت اول)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت اول)




    من نبودم، این نورون‌های من بودند که این تصمیم را گرفتند!
    وقتی که بچه‌ها، غالباً بچه‌های ایرانی، کار بدی می‌کنند خیلی‌ها می‌گویند که این من نبودم که کار بد را کردم، شیطان گولم زد! و البته این استدلال را از بزرگترهایشان یاد می‌گیرند. وقتی که پسرم 3-4 ساله بود یکبار غذایی را که برایش بد بود از دسترسش دور کرده بودم و به او که بهانه‌ی آن غذا را می‌گرفت گفتم: ”اون غذا رو پیشی برد.” چند روزی بیشتر نگذشت که یکروز که از پسرم خواستم که شکلات‌هایی را که توی مشتش قایم کرده بود و در حال آب شدن بودند به من بدهد، دستش را برد پشتش و به زبان بچه‌گانه‌اش گفت: “شکلاتو پیشی برد!”. آن روز را دقیقاً یادم است چون یاد گرفتم که دیگر از این گونه روش‌های مبتنی بر گول زدن و در نتیجه فرار از مسئولیت با بچه‌ام اعمال نکنم.

    و اما موضوعی را که می‌خواهم اینجا به بجث و نقد بگذارم، تربیت بچه نیست، بلکه بحثی است که در سال‌های اخیر بیشتر از همیشه داغ شده است و آن بحث آزادی اراده انسان است. برخی از نوروساینتیست‌ها بر این عقیده‌اند که آزادی اراده یک فریب بیشتر نیست و ما توسط ژن‌هایمان و قسمت ناخودآگاه مغزمان است که عمل می‌کنیم. در مقابل دانشمندان دیگری هم هستند که کاملا برعکس این عقیده را دارند. ‍قبلا در چند پست مطالبی را در ارتباط با این موضوع بطور پراکنده به بحث و نقد کشیده‌ام که مرتبط ترین‌شان را می‌توانید در 1 و 2 بخوانید و همینطور بسیاری از مقالات در دسته‌بندی علمی که در باره اثر محیط روی قضاوت‌های اخلاقی و یا شرایطی که مغز دچار توهم می‌شود، هم غیر مستقیم مربوطند. اما بگذارید قسمت اول این بحث را با گزارش چاپ شده توسط بِرنز و سِردلو در این مقاله از آرشیو ژرونال نورولژی شروع کنم. مقاله با گزارشی در باره یک مرد 40 ساله با شغل معلمی که به لحاظ اجتماعی مردی ملایم و منطقی بوده، شروع می‌شود:

    مرد که به لحاظ فیزیکی سالم به نظر می‌آمد به تدریج تمایل فزاینده‌ای به پ.و.ر.ن.، خصوصاً پورنوگرافی کودکان، پیدا می‌کند در حالیکه به گفته‌ی او قبلا هرگز تمایلی به پ.و.ر.ن. کودکان نداشته. از سه سال گذشته او عکس‌های مجلات پ.ن.و.ر.ن را جمع‌آوری و نگهداری می‌کند و در عین حال تلاش دارد که این تمایل خود را مخفی نگاه‌ دارد چون ‌که آنرا خطا می‌داند ولی با این وجود موفق به سرکوب تمایلات خود نمی‌شود. موضوع از دید همسرش مخفی مانده بود تا زمانی‌ که دختر خوانده‌ی نوجوان مرد متوجه رفتار غیر طبیعی مرد می‌شود و به مادرش می‌گوید و ماجرا فاش می‌شود. همسر مرد که از ماجرا شوکه شده بود به پلیس خبر می‌دهد،

    مرد را دستگیر می‌کنند و در دادگاه مرد را به اتهام child molestation محکوم به زندان و یا گذراندن یک دوره 12 مرحله‌ای در مرکز مخصوصی برای درمان آن تمایل س.ک.س.ی به کودکان بگذراند. مرد دومی را انتخاب می‌کند. در طول آن دوره علیرغم اینکه مرد بشدت مایل بود که از زندان حذر کند، معذالک همچنان نمی‌تواند که جلوی تمایل شدید خود را به نرس‌های زن بیمارستان بگیرد و رفتارش نه تنها بهتر که نمی‌شود بلکه بدتر هم می‌شود. درنتیجه تصمیم بر این می‌شود که او را به زندان بفرستند.
    درست در شب قبل از فرستاده شدنش به زندان، مرد از سردرد شدیدی شکایت می‌کند ولی دکترهای بیمارستان اول گمان می‌کنند که او به دلیل فرار از زندان رفتن است که سردرد دارد. و وقتی که مرد از قصد خود برای خودکشی و در عین حال تمایل به تجاوز به زن پیری در آن مرکز سخن گفت برایش جلسه مشاوره با روانپزشک توصیه کردند. ولی فردای آن روز مرد تعادلش را هم تقریباً از دست داد و در نتیجه او را به اورژانس بردند و از مغزش اسکن کردند و داستان در واقع از اینجا است که به لحاظ نوروساینس و فلسفی جالب می‌شود. همانطور که در عکس‌های زیر می‌بینید در قسمت فرنتال لوب مغز مرد تومور بزرگی دیده شد.
    آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت اول)
    Figure 1. Magnetic resonance imaging scans at the time of initial neurologic evaluation: T1 sagittal (A), contrast-enhanced coronal (B), and contrast-enhanced axial (C) views. In A and B, the tumor mass extends superiorly from the olfactory groove, displacing the right orbitofrontal cortex and distorting the dorsolateral prefrontal cortex. The tumor is capped by a large cystic portion.
    تومور را با جراحی درآوردند و آثار عدم تعادل و همچنین علاقه به پ.و.ر.ن. ناپدید شد و پس از هفت ماه مرد به تشخیص آن مرکز درمانی اصلاح یافته و نرمال تشخیص داده شد و اجازه پیدا کرد که به خانه پیش همسرش و دختر خوانده‌اش برگردد.
    ولی دوباره بعد از گذشت چند ماه، سردردهای او بعلاوه علاقه و احساس کنترل ناپذیر او به عکس‌های پ.و.ر.ن. شروع شد. باز به بیمارستان مراجعه کرد و از مغزش اسکن کردند و دیدند که تومور دوباره رشد کرده است. پس دوباره مغز او را برای برداشتن تومور رشد کرده در همان محل قبلی جراحی کردند.

    مقاله فوق مقاله پزشکی است که من فقط قسمت گزارش وضعیت بیمار را بدون پرداختن به جزئیات پزشکی‌اش نقل کرده‌ام. باقی داستان را مقاله ذکر نمی‌کند و فقط به ذکر چگونگی تومور در مغز می‌پردازد. من هم در جایی نخوانده‌ام که باقی داستان چه می‌شود، آیا باز هم تومور رشد می‌کند و یا اینکه مرد برای همیشه از شر آن تومور و تبعات آن خلاص می‌شود.



    ولی نکته این‌جاست که پس از این ماجرا بحث اینکه همه اعتیاد‌ها، قتل نفس‌ها نیز ریشه و دلیل بیولژیکی دارند، پس این مغز است که باید به محاکمه کشیده شود، داغ شد. این عبارت آخر عنوان مقاله‌ای است در اینجا که بد نیست یک نگاهی بیندازید برای اینکه بیشتر وارد فضای بحث مورد نظر شوید.

    این داستان را تا اینجا داشته باشید تا در پست بعد مثال‌های تحقیقی مستند دیگری و برخی نیز در طرف مقابل این مثال بیاورم


    منبع :

    آوای موج


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت دوم)




    من در نظر می‌گیرم، من انتخاب می‌کنم، من عمل می‌کنم.” ( ارسطو) - اما جقدر مطمئنیم که چه چیزی را انتخاب کرده‌ایم؟
    دیوید هیوم، یکی از تاثیر گذارترین فلاسفه قرن 18 می‌گوید: تصمیمات ریشه در اعتقادات، و احساسات دارند نه در دانستن‌های شخص. اعمال بدون دلیل اعمال غیرعادی و بی‌معنی هستند. او می‌گوید که انتخاب‌های آزاد ریشه در اعتقادات و شخصیت، نیازها و عادت‌های ما دارند و این‌ها انتخاب‌هایی هستند که ما برایشان مسئولیم. مثلاً اگر من به یکباره انتخاب کنم که این بحث را نیمه‌کاره رها کنم و این کامپیوتر را هم از پنجره به بیرون پرت کنم، در حالیکه این تصمیم از روی مثلا از دست دادن انگیزه، ترس مثلا از فیلتر شدن، یا احساس وظیفه اخلاقی، یا هر دلیل منطقی (منطقی از دیدگاه خودم) هم نباشد، آنوقت آن تصمیم و عمل یک عمل غیرعادی تلقی خواهد شد و براساس عقیده هیوم جزو انتخاب‌های آزاد یک انسان قرار نخواهد گرفت.


    به نظر این حرفها بدیهی می‌آید؛ نه؟ اصلاً غالب حرفهای فلسفی به نظر منِ بی‌سواد در فلسفه بدیهی می‌آیند! و اما یک عده‌ای دیگر از فلاسفه از تئوری کوانتم مکانیک بهر می‌گیرند و می‌گویند که آزادی در ساختار هر واقعیتی به شکلی غیر قابل پیش‌بینی در سطح مایکرو فیزیک با وجدان بشر در تقابل است.


    هضم جمله بالا برای من یکی که سخت است! توضیح بیشتر بر تئوری فلسفی کوانتم را در اینجا می‌توانید بخوانید. راستش ترجمه‌شان برایم سخت است و بیم آن دارم که کلمات درستی برای معادل فارسی‌شان ندانم چون که رشته من فلسفه نبوده است.

    باز حرف‌های هیوم به نظر قابل هضم‌تر و منظقی‌تر می‌آید. هیوم می‌گوید که اگر یک عمل بر طبق تئوری کوانتم یک پدیده کاملا تصادفی در سطح مایکروفیزیک است و هیچ ربطی به نیازها، احساسات و یا عقاید شخص ندارد، پس چرا اصلا آن عمل را یک عمل آزاد می‌دانید؟

    ولی من چندان به فلسفه علاقه‌ای ندارم و جملات هیوم و ارسطو را هم چون شبیه اعتقادات خودم یافته‌ام برای خالی نبودن عریضه آوردم! من به جای فلسفه‌بافی ترجیح می‌دهم به نوروساینس و یافته‌های مستند علمی برای درک جهان و درک از خود استناد کنم. بحث در باره اراده و انتخاب آزاد به لحاظ فلسفی بسیار زیاد است. قرن‌هاست که فلاسفه در باره آن مشغول بحث‌اند و هدف من در این سری از پست‌ها همانطور که پیداست بحث از دیدگاه فلسفی صرف نیست بلکه از دیدگاه نوروساینس است. اما قبل از آنکه دوباره به یافته‌های نوروساینس بپردازم، توصیه می‌کنم که این مقاله بسیار خواندنی و سرگرم کننده در نیویورک تایمز را که دو سال پیش چاپ شده است، بخوانید. نویسنده با قلمی طنز آمیز به همین مسئله اراده آزاد پرداخته است و اینطور شروع می‌کند: “من یک مردِ آزاد بودم تا وقتی که منوی دسر روی میز شام قرار گرفت که من به یکباره به گردابی کشیده شدم که آن نیز مرا به سیاهچاله شکلاتی‌ای فرو برد! خاطرات پدرم که سکته قلبی کرده بود، و کالری‌هایی که باعث سکته می‌شوند همه در پیش چشمم شروع به رقصیدن کردند در حالیکه من در آن سیاهچاله در حال فرو رفتن بودم!”

    و اما برگردیم به نوروساینس و مثالی دیگر مربوط به همین بحث بالا ولی از منظری دیگر. خلاصه مقاله تحقیقی مورد نظر را در اینجا می‌توانید بخوانید. کل مقاله را هم اگر خواستید بنویسید که برایتان بفرستم.


    محققین این مقاله می‌نویسند که اعتقاد عمومی بر اینست که نیات و نتایج یک عمل به هم بسیار مربوطند. تحقیقات بسیاری شده است که مدل فیدفورواردی را برای ارتباط نیت به عمل در مغز ارائه می‌دهند که در آن فیدبک حاصل از انتخاب و عمل شخص سیمیولیت (شبیه سازی) شده قبل از آنکه عملی را شخص انجام دهد. اما نویسندگان این مقاله می‌پرسند که اگر ما همیشه قادر نباشیم که خطای کارمان را تصور کنیم چه؟ در آنصورت چه فکری خواهیم کرد؟

    برای جواب دادن به آن سئوالات آزمایشی را طراحی کردند که ببینند آدمی چقدر اصلا می‌تواند که خطای انتخاب خود را متوجه شود و یا اصلا چقد متوجه است که چه چیزی را انتخاب کرده است. آزمایش این بوده که هر بار (15 مرتبه در کل) دو عکس از دو زنِ مختلف را به شخص مورد آزمایش (120 فرد که 70 نفرشان زن بوده اند) نشان ‌دادند و بعد از شخص پرسیدند که کدامیک به نظر آنها جذاب تر است. بعد عکس‌ها را پشت رو روی میز گذاشته و بعد آن عکسی را که شخص آن را جذاب‌تر دانسته بود (دست راستی یا دست چپی) را به شخص نشان دادند و پرسیدند که آیا این همان انتخاب آنها بوده است یا نه. از این 15 مرتبه، سه بار به طوری که شخص مورد آزمایش متوجه نشود، عکس دست راستی را با عکس دست چپی عوض کردند


    که هدف در واقع همین 3 مرتبه آزمایش بوده که ببینند آیا اشخاص متوجه می‌شوند که این همان عکس مورد انتخاب آنها نبوده است یا نه. عکس زیر نحوه آزمایش را نشان می‌دهد.

    A snapshot sequence of the choice procedure during a manipulation trial. (A) Participants are shown two pictures of female faces and asked to choose which one they find most attractive. Unknown to the participants, a second card depicting the opposite face is concealed behind the visible alternatives. (B) Participants indicate their choice by pointing at the face they prefer the most. (C) The experimenter flips down the pictures and slides the hidden picture over to the participants, covering the previously shown picture with the sleeve of his moving arm. (D) Participants pick up the picture and are immediately asked to explain why they chose the way they did.

    نتایج نشان داد که تنها 13٪ از دفعاتی که عکس دست راست و چپ را عوض کردند، اشخاص متوجه شدند که عکس مورد نظر آنی نبوده که آنها انتخاب کرده بودند! آزمایش را با عکس‌هایی که اصلا شبیه به هم نبودند تکرار کردند و باز فقط 27٪ دفعات اشخاص متوجه تفاوت آنچه که انتخاب کرده بودند با آنچه که به آنها نشان داده می‌شد، شدند. دیگر به جزئیات آزمایش نمی‌پردازم ولی کارشان به لحاظ تکنیکی هم درست بوده که مسئله زمان نگاه کردن به عکس‌ها را هم کم و زیاد کردند ولی باز هم تغییر چندانی در نتایج حاصل نشد و همینطور نکات دیگری مثل صحبت کردن در باره دلایل انتخاب و غیره را نیز در نظر گرفتند.

    نویسندگان نوشته‌اند که با وجودیکه این آزمایش هیچ نتیجه‌ای برای مکانیزم عدم تشخیص تفاوت در نیت و نتیجه عمل نمی‌دهد ولی امیدوارند که راهی برای زیر سئوال بردن اتکاء بر نیت یک عمل باز کرده باشند.

    باقی بحث و اینکه چقدر این آزمایش اساساً بتواند برای رد وجود اراده‌ی آزاد روشنگر باشد، بماند برای پست‌های بعدی.

    پ.ن. این سری از پست‌ها به هم مربوطند. منظور اینکه با خواندن فقط یک پست، بدون مطالب قبلی و بعدی نتیجه گیری درستی از جانِ کلام کل بحث نخواهید داشت.


    منبع : آوای موج
    ویرایش توسط B i B A K : ۱۳۸۸/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۴:۴۰

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله میگند که تمامی حرکات زیر نظر نرون هاست !
    من از شما سوال میکنم که مثلا در رو ببندی و شما قبول مبکنب و میبندی
    نرون های شما علم غیب باید داشته باشند که قبل از گفتن من سوالمو بدونن و بخوان شما رو مجبور کنن که در رو ببندی

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    آزادي اراده1




    بسم الله الرحمن الرحيم

    اين كه گويي اين كنم يا آن كنم
    خود دليل اختيار است اي صنم
    آنچه در پست هاي كاربر بي باك بيان شد به دلايل متعددي نياز به تامل فراوان دارد
    به طور كلي بايد گفت: افعالي كه ما انجام مي دهيم دو بخش هستند
    افعال ارادي و افعال غير ارادي
    بخشي از كارهاي ما به صورت غير ارادي صورت مي پذيرد مثل پلك زدن ما در هنگام برخورد شئيي با چشم يا برق زدن نوري در چشم و مانند اين ها
    اما برخي از افعال ما هستند كه با اراده خود انسان انجام مي شود و قابل انكار نيست
    اگر اين نظريه ثابت شود اشكالات بسياري به لحاظ منطقي حتي سخنان و نوشته هاي خود شما و حتي ارائه كردن اين نظريه پيدا مي كند كه در پست هاي بعدي اشاره مي كنم


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5



    به چند دليل انسان آزادي اراده دارد
    دلائل آزادى اراده
    1- ترديد؛ اينكه ما در مورد چيزى شك و ترديد مى‏كنيم كه انجام دهيم يا نه دليل آزادى اراده ما است.
    اينكه فردا اين كنم يا آن كنم
    اين دليل اختيار است اى صنم

    2- پشيمانى؛ اينكه ما در كارى كه كرده‏ايم پشيمانيم دليل آزادى اختيار ما است وگرنه پشيمان نمى‏شديم.
    گر نبودي اختيار اين شرم چيست
    وين دريغ و خجلت و آزرم چيست .
    3- تأديب؛ تربيت و ادب كردن دليل آن است كه شخص قابل ادب هست و قابليت دليل آزادى اراده مى‏باشد.


    4- انتقاد؛ اينكه از كارهاى همديگر انتقاد مى‏كنيم، دليل آزادى اراده است، چرا مثلاً از درخت گردو انتقاد نمى‏كنيم، چون او آزادى ندارد.
    سنگ را هرگز نگويد کس بيا
    وز کلوخي کس کجا جويد وفا؟
    آدمي را کس کجا گويد بپر
    يا بيا اي کور و در من درنگر؟
    گفت يزدان ما علي الاعمي حَرَج
    کي نهد بر ما حَرج رب الفرج ؟
    کس نگويد سنگ را دير آمدي
    يا که چوبا تو چرا بر من زدي ؟
    اينچنين واجستها مجبور را
    کس بگويد يا زند معذور را؟


  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط b i b a k نمایش پست
    من نبودم، این نورون‌های من بودند که این تصمیم را گرفتند!
    اين نورون ها مال كي بودند اگر آن ها ربطي به اين فرد نداشتند پس اتفاقي كه افتاده را عقلا نمي توان به اين آقا نسبت داد اگرنورون ها مربوط به همين شخص بودند پس اين حرف اشتباه است كه من نبودم بلكه دقيقا خود من بوده .


    وقتی که بچه‌ها، غالباً بچه‌های ایرانی، کار بدی می‌کنند خیلی‌ها می‌گویند که این من نبودم که کار بد را کردم، شیطان گولم زد!
    اين تعبير را با مطالب علمي درآميختن منطقي نيست چرا كه منظور اين شخص اين است كه خودم بودم منتهي شيطان مرا فريب داد دست به اين كار زدم پس كار با اراده و اختيار خودفرد انجام شده لكن با وسوسه شيطان
    كه در علوم تربيتي و روانشناسي هم داريم انسان مي تواند با اراده واختيار خود تحت تاثيرعوامل خارجي قرار گيرد.
    نيازي به زدن مثال براي كودكان نبود بزرگان هم از اين قبيل توجيهات مي كنند
    توجيهات سياسى نيز فراوان است يكى از آنها اينكه مى‏گويند: شان روحانى اجل از اين است كه در سياست دخالت كند اين توجيه را مى‏كنند تا روحانيون خوب را منزوى نمايند و خود بر خر مُراد سوار شوند و به فساد و تباهى خود ادامه دهند.
    در زمان شاه بعضى از ماموران براى سرپوش نهادن بر گناه خود مى‏گفتند: «المامور معذور»، مامور معذور است. با اين توجيه به هر كار غلطى دست مى‏زدند.
    حتى يكى از آن ماموران در توجيه كار ناشايسته خود مى‏گفت: اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهيم، حقوقى كه دريافت مى‏داريم براى ما شرعاً اشكال دارد!!
    به منافق تروريست مى‏گويند: چرا آيت اللَّه اشرفى را كشتى؟ مى‏گويد: سازمان دستور داده بود!. با اين جمله جنايت شنيع خود را توجيه مى‏كند.
    اين همان است كه در قرآن آمده:
    «و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبيلا» (304)
    «كافران در دوزخ مى‏گويند: خدايا ما از رؤسا و بزرگان خود اطاعت كرديم و آنها ما را گمراه ساختند.»
    اما اين توجيهات هرگز در درگاه خدا پذيرفته نمى‏شود.
    نمونه آن را درباره كافران در روز قيامت و جهنميان داريم كه از حوصله بحث خارج است.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    آزادي اراده




    نقل قول نوشته اصلی توسط b i b a k نمایش پست
    برخی از نوروساینتیست‌ها بر این عقیده‌اند که آزادی اراده یک فریب بیشتر نیست و ما توسط ژن‌هایمان و قسمت ناخودآگاه مغزمان است که عمل می‌کنیم. در مقابل دانشمندان دیگری هم هستند که کاملا برعکس این عقیده را دارند.
    حتي در صورتي كه اعمال ما براساس فرمان هاي ناخودآگاه مغزهم باشد باز لطمه اي به اراده نمي زند چرا كه ممكن است مقدمات كاري كه مي خواهيم انجام دهيم غير ارادي است(برفرض صحت) اما خود كار ديگر ارادي است به همين خاطر است كه فرد مي گويد من اين كار راانجام دادم عمل به فرد نسبت داده مي شود

    به قول مولوى در مورد شخصى كه برخلاف وجدان، خود را مسلوب الارادة فرض مى‏كند، مى‏گويد:
    آن يكى بر رفت بالاى درخت
    مى‏فشاند او ميوه را دزدانه سخت
    صاحب باغ آمد و گفت:اى دنى
    از خدا شرمت بگو چه مى‏كنى
    گفت از باغ خدا بنده خدا
    مى‏خورد خرما كه حق كردش عطا
    پس به بستش سخت آن دم بردرخت
    مى‏زدش بر پشت و پهلو چوب سخت
    گفت آخر از خدا شرمى بدار
    مى‏كشى اين بى‏گنه را زار زار
    گفت كز چوب خدا اين بنده‏اش
    مى‏زند بر پشت ديگر بنده خوش
    چوب حق و پشت و پهلو آن او
    من غلام و آلت فرمان او
    گفت توبه كردم از جبر اى عيار
    اختيار است اختيار است اختيار

    در اين شعر دقت كنيد
    وجداناً ما در انتخاب آزاد هستيم. حركت دست ما با حركت قلب ما يكسان نيست. حركت قلب از روى اختيار ما نيست ولى حركت دست ما به اختيار ما است «مسلوب الارادة» نيستيم.
    به عنوان مثال: لوله‏كشى شهرى را در نظر بگيريد، لوله از خيابان‏هاى 45 مترى وارد خيابان‏هاى سى‏مترى و سپس ده مترى و سپس وارد كوچه شش مترى و چهار مترى و سرانجام وارد كوچه بن‏بست دو مترى و يك مترى مى‏گردد و وارد خانه مى‏شود، و شيرى به لوله كنار حوض وصل مى‏گردد، لوله‏كشى و لوله‏هاى خيابان و كوچه‏ها در دست ما نيست، ولى اين شير در اختيار ماست باز كنيم، نيمه باز كنيم يا ببنديم. ابر و باد و مه و خورشيد و فلك، در اختيار ما نيست، ولى نان در آوردن و خوردن در اختيار ماست. نه جبر درست است كه بگوييم ما اراده نداريم، و نه تفويض درست است كه بگوييم همه چيز در اختيار ماست، همانند مثال فوق كه لوله‏كشى‏ها در اختيار من نيست ولى شير آب در اختيار من است.
    ویرایش توسط از قرآن بپرس : ۱۳۸۸/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۰:۱۹

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود