جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا شهادت دادن زن نصف مرد است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    چرا شهادت دادن زن نصف مرد است؟




    استاد حسینی طباطبایی
    چرا در آية 282 سورة بقره شهادت دو زن با يك مرد ‏برابر گرفته مي‌شود؟

    ترجمة آية فوق‌الذكر چنين است "اي كساني‌كه ايمان ‏آورديد! چون قرار وام مدت‌دار با يكديگر گذاريد. ‏آنرا بنويسيد، نويسنده‌اي با عدالت سند نويسد ... ‏و دو تن از مردان معتمد خود را - و چنانچه دو مرد ‏نباشد يك مرد و دو زن، تا در صورت فراموشي يكي ‏ديگري بخاطرش آورد - بر آن امر گواه گيريد ...". ‏بخش‌هاي مذكور از آيه ذيلاً توضيح داده مي‌شود:‏
    ‏"اي كسانيكه ايمان آورديد! چون قرار وام مدت‌دار ‏يا يكديگر گذاريد، آنرا بنويسيد ...".‏
    بدنبال آيات قبلي سوره در طرد وامهاي ربوي و ‏تأكيد بر رعايت حال بدهكار (آية 280)، در اينجا ‏وام گرفتن به طريق صحيح را مورد نظر قرار داده، ‏در اطراف ثبت و ضبط آن - بطوريكه حق هيچكس پايمال ‏نشود - راهنمايي مي‌نمايد.‏‎ ‎‏ در اين سلسله آيات - كه ‏به مانند آيات مربوط به ربا منظماً تقوايِ خدا را ‏يادآور مي‌شود - قوانين مربوط به ثبت معاملات كه ‏اصول "ثبت اسناد" امروزي را تشكيل مي‌دهد، ارائه ‏گشته‌است. به عبارت ديگر، مؤمنان را اِرشاد عقلي ‏مي‌نمايد كه در روابط مالي خود با افراد چنين منظم ‏باشند. در متن آيه واژة "دِين" به كار رفته كه نه ‏فقط قرض، بلكه شامل هر نوع مبادلة مالي است. ‏بعنوان مثال، هر نوع اجاره هم دِين مستأجر نسبت ‏به موجر را پيش مي‌آورد.‏
    ‏" ... نويسنده‌اي، با عدالت سند نويسد ..."،
    يعني، تمام شرايط معامله با دقت و درستي ثبت شود.‏
    ‏" ... و دو تن از مردان معتمد خود را - و چنانچه ‏دو مرد نباشند، يك مرد و دو زن تا در صــورت ‏فراموشي يكي، ديگري بخاطرش آورد - بر آن امر گواه ‏گيريد ..."،
    امروزه نيز مرسوم است كه بطور كلي هر قراردادي ‏را - علاوه بر طرفين قرارداد - دو نفر هم بعنوان ‏شاهد امضاء مي‌كنند. و البته مفهوم تنظيم و ثبت ‏سند در محاضر نيز خود شهادت رسمي بر عقد قرارداد ‏است.‏
    موضوع "شهادت دو زن به جاي يك مرد" كه در اين ‏عبارت آمده، با تعبير و تفسيرهاي غلطي كه از آن ‏شده، موجب بروز بعضي سوء تفاهمات در بين طائفة ‏نسوان گرديده و متأسفانه عده‌اي چنين برداشت ‏نموده‌اند كه از نظر قرآن "زن" - بنا به زن بودنش - ‏نيمي از يك مرد است! و اينكه زن را - در مقام ‏ارزش‌هاي فكري و اجتماعي - بصورت نصف يك مرد به ‏حساب آورند، يك اصل اسلاميست!! اما مختصر توجهي به ‏مفاد آيه و پاره‌اي شواهد و قرائن ديگر، بطلان اين ‏نظريه را نشان مي‌دهد:‏
    اولاً، در آية بعدي سوره آمده‌است كه چنانچه طرفين ‏در سفر بوده و كاتب و شاهدي نداشتند، ممكن است ‏وام دهنده گرويي بگيريد و بعد اضافه مي‌نمايد كه ‏‏"چنانچه به هم اطمينان داشتيد (گرويي لازم ‏نيست)"، يعني كلية تذكرات ارائه شده، موكول به ‏اعتماد طرفين نسبت به يكديگر است كه اگر اين شرط ‏جاري بود، حتي موضوع محتاج نگارش و اخذ شهود هم ‏نيست. بر اين اساس غالب مفسران محتواي آيات 3-282 ‏سورة بقره را، نه حُكمي كه جزئيات آن لازم‌الاجراست، ‏بلكه نوعي ارشاد عقلي دانسته‌اند كه با پذيرش ‏اصول، مي‌توان فروع را بر حسب مقتضيات زمان و ‏مكان تغيير داد و اين موضوع در تفسير مجمع‌البيان ‏نيز آمده‌است. بنابراين موضوع شهادت دو زن به جاي ‏يك مرد را، در اين آيه، نبايد يك اصل كلي دانسته ‏و به همة امور تعميم داد. مي‌توان احتمال داد كه ‏چون زنان زياد تجربه و سابقه‌اي در امور اجتماعي ‏نداشته‌اند - بخصوص در محيط نزول آيه - خداوند ‏ارشاد نموده‌است كه اگر يكي از شهود - در ثبت ‏قرارداد دِين - زن بود، امكان فراموشي هست و در ‏اينصورت بهتر است زن ديگري هم باشد كه اگر نكته‌اي ‏از نظر يكي از ايشان دور ماند، ديگري بخاطرش ‏آورد.‏
    ثانياً، چه بسا اموريست كه حتي بر پاية مقتضيات ‏شرعي، بهتر است فقط زن شهادت دهد و مردي براي ‏شهادت فرستاده نشود - مثل مسائل مربوط به ‏بازرسي‌هاي بانوان كه در فقه آمده و بالعكس، براي ‏اموري مثل بازيديد و گزارش از صحنه‌هاي قتل و ‏جنابت، اصلح است كه زنان معاف گردند و رنج اين ‏قبيل كارهاي فقط بر عهدة مردان باشد.‏
    بنابراين نمي‌توان حكم كلي براي شهادت از نظر اسلام ‏صادر كرد و گفت همواره شهادت دو زن معادل شهادت ‏يك مرد محسوب مي‌شود.‏

    اینجا هم رجوع کنید در مورد ارث و دیهووو
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4060

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    نكات تكميلي





    پرسش : چرا شهادت 2 زن معادل شهادت یک مرد است ؟

    پاسخ : ادای گواهی یا شهادت عبارتست از دستیابی به حقیقت در واقعه ای که مورد شهادت واقع شده است به این صورت که شاهد به آنچه دیده و شنیده و به آن یقین دارد ،شهادت دهد. امکان دارد که این مطلب با یک شاهد حاصل شودویا حاصل نشود دراین صورت شرع ، گواه دیگری را به ضمیمه شاهد اول برای تاکید این شهادت آورده است .
    قران کریم می فرماید :
    ( واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری )1
    در این آیه کریمه به شهادت دو زن که آن را به عدالت نزدیک تر میداند اشاره میکند ولی علت آن را عقل و تفکر زن نمی داند بلکه به احتمال وجود خطا و عدم هدایت به حق در شاهد( زن ) اول اشاره می کند .2
    شهادت امری مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در مواردی محدود است ، اما درمواردی که حضور زن متعارف و بی محذور است و از سوی دیگر حضور مرد جایزنباشد یا عذری در کار باشد به تناسب شرایط و اهمیت موضوع حتی شهادت یک زن نیز پذیرفته میشود . 3و4قران در باره شهادت دو زن عقل و درک ناقص یا اشتباه در تشخیص را علت نمی داند بلکه می فرماید اگر یکی از این دو فراموش نموددیگری او را تذکر بدهد ( ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری ) 5
    بنابر این وبنا به نص صریح قران کریم ، علت شهادت دو زن در مقابل یک مرد وجود نقیصه درعقل زنان نیست بلکه علت، گمراهی در شهادت و گواهی است .



    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۰:۴۲
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    نكات تكميلي





    ریشه گمراهی در شهادت زن

    این گمراهی همانگونه که در متن آیه کریمه نیز آمده است بر اثر فراموشی ممکن است عارض شود.زیرا زن بر اثر اشتغال به کارهای خانه ، تربیت بچه ، مشکلات مادری ومحدودیت شهود حسی ، در بیشتر موارد شاید صحنه حادثه را فراموش کند یا براثر موانع و محدودیت های اخلاقی و اجتماعی ، کاملا بر موضوع اشراف نداشته باشد بنابر این دو نفر باشند تا اگر یکی یادش رفت دیگری یاداور شود .6
    البته برخی ، دلایل دیگری را نیز چون کمی تجربه بویژه در مسائل مالی و وجودعاطفه بیشتر در زن مطرح میکنند 7و8.
    در آيين دادرسى اسلام، شهادت زن همچون شهادت مرد، به عنوان يك اصل پذيرفته شده است،اگر چه در برخى موارد قدرت اثبات شهادت مرد و زن متفاوت است. گاه فقط گواهى زن پذيرفته است چه به طور مستقل و چه به طور مركب وآميخته. در اين موارد است كه معمولاً شهادت دو زن، برابر با شهادت يك مرددانسته شده است وَ اِسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لم يَكُونا رَجُلَيْنِ، فَرَجُلٌ وَ اِمْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ اَلشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا اَلْأُخْرى‏ (بقره، آيه 282) و همين موجب برخى انتقادها و اعتراض‏ها

    اصولاً شهادت «حق» نيست تا آن جا كه به طور خيلى استثنايى شهادت زن پذيرفته نيست و ياآن جا كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد محسوب شده است، او را محروم از حق تلقى كنيم بلكه شهادت «تكليف» است. بنابراين در مواردى كه شهادت زن مسموع نيست، او «معاف» از تكليف است و در نتيجه وظيفه‏اش نسبت به مرد سبك‏تر، ثانيا، عدم استماع و ارزش شهادت، در موارد بسيار محدود، اختصاص به زنان نداشته، بلكه متقابلاً در مواردى ، شهادت مردان مسموع نيست. به عنوان مثال،در اثبات زنا، شهادت مستقل زنان به تنهايى كافى نيست (اگر چه شهادت آنان به ضميمه مردان پذيرفته است) و متقابلاً در مورد اثبات زنده متولد شدن طفل،شهادت مرد چيزى از ارث را براى طفل ثابت نمى‏كند ولى با شهادت هر زن «يك چهارم» از ارث ثابت مى‏شود و در اين مورد فقط شهادت زنان مسموع است. شهادت بر موارد ويا عيوب جنسى زنان نيز موارد ديگرى است كه در آن تنها شهادت زنان پذيرفته است. ثالثاً، اما نسبت به مواردى هم كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد اعتبار شده است بايد دانست كه اصولاً شهادت ابزارى است براى اثبات يك واقعه يا مدعا و از اين جهت هيچ يك از كلام و يا متكلم به تنهايى كافى نيست؛ بلكه مجموعه‏اى از اين دو مى‏تواند براى اثبات مطلوب به كار گرفته شود، كلامى روشن از گوينده‏اى صادق وعادل.

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۰:۴۳
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بنابراين نه كلامى مبهم از عادل ونه كلامى روشن از غير عادل، هيچ‏كدام به كار نمى‏آيد. حال با توجه به اين نكته و نيز با توجه به اين كه اصولاً حكمت آفرينش چنان بوده است كه بعداحساسى و عاطفى را در زن شديدتر از مرد قرار داده و در نتيجه او راتأثيرپذير ساخته است، لازم مى‏آيد كه از جهت احتياط در حفظ حقوق مردم،شهادت دو زن مساوى شهادت يك مرد قرار گيرد، زيرا از يك سو چه بسا زن درتحمل شهادت، يعنى احساس و ادراك موضوع شهادت، در نتيجه فشار عاطفى و احساسى دچار خطا در حس و ادراك شده و واقعه را آن گونه كه هست احساس و ادراك نكند و شايد اين كه خداوند فرموده: أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَإِحْداهُمَا اَلْأُخْرى‏ اشاره به همين نكته باشد كه در صورت خطاى يكى ازآنها، ديگرى او را متوجه سازد. و از سوى ديگر، در اداى شهادت نيز ممكن است تحت تأثير فشار عاطفه مثبت و يا منفى و يا ارعاب خارجى قرار گرفته، آن گونه كه بايد شهادت ندهد و يا شهادت برخلاف دهد. درست است كه در عالم فرض واعتبار حقوقى، وجود ملكه عدالت در شاهد، احتمال خلاف‏ گويى را نفى مى‏كند،اما اولاً اين ملكه مانع خلاف در تحمل شهادت نمى‏شود و چه بسا ممكن است انسان عادل هم، واقعيت را آن طور كه بايد احساس و ادراك نكند و ثانياً،نسبت به اداى شهادت هم ملكه عدالت آن موقع مانع خلاف‏گويى است كه شاهدبخواهد طبق هواى نفس خويش عمل كند. در حالى كه در عالم واقعيت ممكن است شاهدى نه به دليل خوف بر دنياى خود، بلكه به دليل خوف بر نفس خويش - كه حفظ آن هم واجب است - از گفتن حقيقت سر باز زند. اسلام به عنوان يك مكتب حقوقى رئاليست و واقع‏بين به اين حقيقت توجه كرده و از آن جهت كه اين احتمال - احتمال خطاى در تحمل شهادت و خطاى در اداى شهادت - نسبت به زنان بيش ازمردان است شهادت دو زن را برابر با شهادت يك مرد دانسته است .9و10

    1-
    بقره 282
    2-
    ر. ک : زن در نهج البلاغه ،دكتر نجوا صالح الجواد ،ترجمه وروود سلامي ، صص 99و100
    3-
    ر. ک :زن در آیینه جلال و جمال ، عبدالله جوادي آملي ، ص 344
    4-
    جواهر الکلام ، شیخ محمد حسن نجفی ، ج 41 ، ص 160
    5-
    ر.ک : زن در آیینه جلال و جمال ، همان
    6-
    همان
    7-
    زن در نهج البلاغه ،همان ، صص 100-103
    8-
    ر. ک : زن در موازنه حق و تکلیف ، فریبا علاسوند ، صص 113-110
    9-
    فلسفه حقوق، ص 171 - 173، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى
    10-
    برای آگاهی بیشترر.ك :
    1-
    نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهری
    2-
    زن در آيينه جمال و جلال، آيت اللَّه جوادی آملی
    3-
    قرآن و مقام زن، سيد علی كمالی
    4-
    فلسفه حقوق، قدرت الله خسروشاهی، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمينی
    5-
    قوانين فقه اسلامی، ج 1، دكتر صبحی محمصانی، ترجمه: جمال الدين جمالي محلاتی
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۰:۴۴
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود