صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به نظر شما معنی زندگی چیست؟ چه چیز می تواند به زندگی معنی ببخشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118

    به نظر شما معنی زندگی چیست؟ چه چیز می تواند به زندگی معنی ببخشد؟




    دو صحنه ی زیر توصیفی از دو نوع زندگی است. آنها را با یکدیگر مقایسه کنید و به سؤال انتهای پست پاسخ دهید:


    1 . در توصیف یکی از علماء ربّانی آمده است :

    « ... اطاق مطالعه ایشان اطاق محقّری بود که در تابستان های نجف بسیار گرم و طاقت فرسا بود.

    گرفتاری ها از هر سو به ایشان روی آورده بود.

    به کسالت قلبی و پروستات مبتلا بوند؛ عمل جراحی نموده و روی تخت افتاده بود.

    قرض ایشان چه برای امور زندگی و چه برای تدبیر وضعیت طلّابی که در مدرسه ایشان درس می خواندند به حدّ اعلی رسیده بود.

    خانه را برای کمک به یکی از نزدیکانش گرو گذاشته بود.

    در هفته یکی دو بار خدمت ایشان می رسیدم و تا اندازه ای گفتگوهای خصوصی داشتیم. یک روز که وارد شدم دیدم در حالیکه به روی تخت افتاده و سنّ از هشتاد گذشته است، صحیفه سجادیه را می خواند و اشک می ریزد، گویی از شدّت انس با خداوند در پوست نمی گنجد و می خواهد به پرواز در آید.

    سلام کردم، گفت بنشین. تو از گرفتاری های من خبر داری!

    تبسّم ملیحی کرد و ادامه داد: اما من خوشم ، خوش ... » (1 )


    ************************************************** *************

    2 . فردی در توصیف زندگی خود می گوید:

    « ... خسته شده ام. چقدر زحمت ، تا کی ؟! همه اش بدبختی و گرفتاری. یک روز خوش ندارم. همه طلبکارند! زن ، بچه ، فامیل ، همسایه، همکار. خسته شده ام. خسته!! این چه زندگی ای است؟! واقعا زندگی بی معنی است!! ... »

    *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

    سؤال:

    به نظر شما معنی زندگی چیست؟ و چه چیز می تواند به زندگی معنی ببخشد؟


    ************************************************** ****************
    (1) خلاصه مطلب منقول در کتاب معاد شناسی انتشارات علامه طباطبایی ـ ج 9 ـ ص 118 : در توصیف احوالات مرحوم آیة الله سید جمال الدین گلپایگانی قدس سره

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۸/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۴

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زندگی یعنی به ریسمانه خدا چنگ بزنی و خدا رو تنها تکیه گاه خودت انتخاب کنی.بخشنده باشی.
    زندگی ساده ای داشته باشی و در کنار همسرت به مردم کمک کنی.
    زندگی یعنی شب ها با خدا حرف بزنی.
    زندگی خیلی فراتر از اونی هست که بخوام تو چند جمله بگم.
    تو چیزی از من نمیدونی...
    درست بخاطر عقایدم دوستی ندارم...ولی بخاطر این عقاید با خدا دوست شدم...من خیلی ارام و خوشم...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فقط با قادر مطلق دارای معنی میشه و فقط اونه که بهش معنی می بخشه و عشقش.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    تنها کسی میتواند بگوید معنای زندگی چیه که حداقل و تا حدودی شناخت نسبت به ابعاد وجودی خودش داشته باشه و بدونه چی میخواد و برای رسیدن به اون چیزایی که میخواد چه مسیری و باید طی کنه .
    و یکی از چیزایی که خودش مانع واقف شدن انسان به خودش و نیازای والای اون میشه همین زندگی هستش که از نظر شما موجود زنده ای نیست .
    اکثر کسانی که میخوان به ارزشهای والای انسان بپردازند و از اون حرف بزنند ، اعتنا کردن به نیازهای مادی و نفسانی رو مانعی میدونند بر سر راه رسیدن به مقصد والای انسانی . مثلا" برطرف کردن نیازهای اولیه ای مثل خوردن و آشامیدن و نیازهای جنسی ...
    و میگویند باید تحت کنترل باشه و حتی بعضی ادیان اونارو نفی میکنند .
    برای رسیدن به هر درجه ای باید درجه های قبل از اون را به خوبی پشت سر گذاشت و رد کرد که ذهن و فکرت از اون راحت و آسوده شود. مثلا" تا نیاز تو به خوردن و آشامیدن (در حد تعادل) پاسخ داده نشه مطمئن باش که نمیتونی به نیازهای از اون برتر فکر کرد و به اونها پرداخت . و عقیده ی زیادی دارم که باید همه ی نیازهای مادی انسان در مسیری درست و هدایت شده پاسخ داده بشه تا بتونه از این پله گذشته و به پله ی دگه ای در راه شناخت خودش پا بذاره .



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زندگی یعنی بدونی به کجا می خوای برسی
    زندگی یعنی تلاش برای رسیدن اهداف
    زندگی یعنی بتونی خوشبختی دیگران رو ببینی و حسودی نکنی
    زندگی یعنی راضی بودن در هر شرایطی
    دنیا همیشه به کام ما نیست، اینقدرم قدرت نداریم که بتونیم هر مشکلی رو به سرعت رفع کنیم، تنها کاری که می تونیم انجام بدیم ودر آرامش زندگی کنیم قبول شرایط فعلی و تلاش برای رسیدن به اهدافمونه
    به قول پدرم بیشتر به این فکر کنید که خیلیها برای رسیدن به خوشبختی مشکلات سخت تر از شما دارن ولی برای رسیدن به اونایی که به اهدافشون رسیدن تلاش کنید نه بشینید و افسوس بخورید
    زندگی یعنی رسیدن به آرامش



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    « معنی زندگی » یعنی جهت دار شدن زندگی به سوی هدف ، هدفی که منفعتی بیشتر از اهداف دیگر دارد.

    زندگی یعنی حرکت فکری ، روحی و رفتاری برای رسیدن به یک هدف.

    ملاک زنده بودن یک چیز به این است که اثر مورد انتظار از او ، در او دیده شود.

    مثلا وقتی می گوییم « زمین زنده » یعنی زمین بتواند گیاه برویاند و سرسبز گردد. بر خلاف زمین مرده که این اثر از آن ظاهر نمی شود.

    زنده بودن یک « سخن » به این است که اثر مورد نظر رادر شنونده بگذارد در حالی که « سخن مرده » سخنی است که اثر لازم را ندارد.

    از یک انسان انتظار می رود چه اثری را از خود بروز دهد تا بتوان به او گفت : « انسان زنده » ؟!


    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    معنای زندگی یک نفر « پول » است ؛ یعنی جهت اصلی زندگی او برای رسیدن به پول بیشتر است. یعنی او منفعت « پول در آوردن » را بیشتر و بهتر از منفعت هر گونه تلاش و فعالیت دیگر می داند.

    معنای زندگی یک نفر « زن و بچه اش » است ؛ یعنی بیشترین تلاش فکری و روحی و رفتاری او برای ارتباط با خانواده اش می باشد. یعنی او احساس خوشایندی را که از ارتباط با آنها دارد بر منافع دیگر ترجیح می دهد.

    معنای زندگی یک نفر « شغل و کار » است ؛ یعنی اگر شغلش را از دست بدهد دیگر هیچ مسأله و موضوعی نیست که فکر و روح و رفتار او را به حرکت و تلاش وا دارد.

    زندگی برخی « بی معنی » است. زیرا هیچ موضوعی در زندگی نیست که برای آنها اولویت و اهمیتی بیشتر از دیگر موضوعات داشته باشد. بنابراین هر روز به روزمره گی و رفع نیازهای اولیه جسمی و روحی می گذرد.

    اینها دورنمایی از زندگی ندارند ، زندگی آنها جهت خاصی ندارد و هیچ نقطه روشن و قابل اتکایی نیز در آینده آنها به چشم نمی خورد.

    معنی زندگی شما چیست؟ چه چیزی در زندگی شما نقش محوری را به عهده دارد که اگر از بین برود دیگر زندگی برای شما بی معنی خواهد شد؟

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    « کیفیت زندگی » یعنی میزان رضایت از عواملی که زندگی را به سوی هدفی حرکت می دهند.

    فردی که هدف زندگیش پول است در صورتی احساس رضایت خواهد داشت و در نتیجه کیفیت زندگی خود را برتر خواهد یافت که پول بیشتری در اختیار داشته باشد.

    و فردی که هدف زندگیش احساس حضور خداوند در قلب و دلش است، وقتی رضایتمندی از زندگی خواهد داشت که این احساس را در درون خود هر روز بیشتر از دیروز بیابد و این چنین فردی حتی اگر بهترین امکانات مادی را در اختیار داشته باشد ولی به خواسته اصلی خود نرسد، غم و غصه وجود او را خواهد گرفت و اگر در سخت ترین شرایط باشد ولی هدف آرمانی او در حال تحقق یافتن باشد شاد و راضی است.



    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  10. تشکرها 3


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    کلام امیر المؤمنین علیه السلام در این زمینه را ببینید:

    « مؤمنین آنچه را که اهل خوش گذرانی و لذت گرایی در دنیا سخت و نامطبوع می دانند ، مطبوع و خوشایند می بینند و با آنچه وحشت اهل دنیا را بر می انگیزد انس دارند

    چگونه می توان کیفیت زندگی را بالا برد و میزان احساس رضایت از زندگی را افزایش داد؟

    فراوانی امکانات و قدرت خرید نمی تواند پاسخ این سؤال باشد، چرا؟

    پاسخ در مدیریت احساسات است. مدیریت احساسات به نظر شما یعنی چه؟

    چرا مدیریت احساسات ابزار ارتقاء کیفیت زندگی است؟

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  12. تشکرها 3


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    به نام خدا و سلام بر دوستان
    شاید مهم ترین عاملی که باعث شیرین شدن زندگی و معنا دار بودن و مفید بودن و در نهایت احساس لذت فرد میشه، این هست که طرف از زندگیش راضی هست. یعنی در ضمیر باطنی خودش قبول داره که تونسته به اهداف مورد نظرش برسه.

    پس سوال اصلی این است که چه کنیم که از زندگی مون راضی باشیم و عوامل آن چیست؟

    شاید با پاسخ دادن به این چند سوال بتونیم بیشتر به نتیجه مورد نظر برسیم:

    انسان ها باید در زندگی به دنبال رضایت چه کسی باشند؟

    خداوند؟
    خود؟
    یا بقیه انسان ها؟
    آیا جمع بین این سه ممکن است؟
    اگر موردی پیش اومد که امر دائر شد بین رضایت خداوند و خود و بقیه، کدام یک مقدم هست؟

    پاسخ این سوالات روشن هست و اصلا نیازی به ذکرش نیست. در حد تئوری همه مون بلدیم و به احتمال زیاد پاسخمون یکسان باشه. ولی اجازه بدین کمی وارد توضیح (شاید) واضحات بشم.

    بعضی از مردم هستند که تمام دغدغه فکری و ذهنیشون رضایت اطرافیان هست و تمام عمر خود را صرف این موضوع می کنند. اینکه دیگران در مورد آنها چه فکر می کنند آنقدر مهم شده که مانند یک نوع اعتیاد تمام شخصیت آنها را تحت تأثیر قرار میده و اسف بارتر از همه این است که آنها نمی دانند مشکل اساسی کجاست.

    گاهی در اثر این موضوع زندگی پر از تلخی و غم و آشفته و افسرده ای دارند. چون طبیعتا این امر ممکن نیست و به هرحال در صحنه های مختلف زندگی به سلایق گوناگونی برمی خوریم که حفظ و راضی کردن همه شون گاهی ممتنع هست.

    پس راه حل چیست؟؟؟

    به نظر می رسد تنها راه حل اساسی این باشد که به قول معروف یک خط قرمزی رو برا خودمون تصور کنیم و به اون شدیدا پایبند باشیم. کسب رضایت اطرافیان برامون مهم باشه ولی اگر دیدیم در شرایطی مجبوریم برای این امر خط قرمزمون رو زیر پا بگذاریم، قرص و محکم و با خیالی راحت و آسوده کنارشون بزنیم و خط قرمز خودمون رو حفظ کنیم.
    حتی اگر در شرایط و موقعیتی احساس کردیم که داریم رضایت خودمون رو بر حفظ این خط قرمز ترجیح می دیم، تعارف نکنیم و با شجاعت پا بر هوای نفس گذاشته و خط قرمز رو حفظ کنیم.

    این خط قرمز به نظر شما چیست؟؟؟


    طبق آموزه های دینی، این خط قرمز: کسب رضایت خداوند است.

    کسب رضایت خلق خدا کار بسیار خوبیست ولی تا موقعی که در مقابل این خط قرمز نباشد.

    کسی که اینگونه بود، در زندگی خیالی آسوده و راحت دارد و بیشترین لذت را از زندگیش می بره.

    شاید راز زندگی پر از لذت و معنویت پیامبران، امامان، علما، عرفا و بزرگان، همین باشه.


    ولی سوال مهم تر:


    ما در عمل چگونه ایم؟ چقدر به این آموزه و دستور پایبندیم؟؟
    (خطابم بیشتر به خودم است.) متاسفانه هرکجا در زندگی ضربه ای خوردیم و بعدا از کاری که کردیم پشیمون شدیم، هرکجا احساس رضایت نکردیم و آرزو کردیم کاش می شد زمان کمی به عقب برگردد، مقصر خودمون هستیم که به این آموزه پایبند نبودیم.

    ویرایش توسط parsa : ۱۳۸۸/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۳
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود