صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ايا منابع نقلي حديث قابل اعتبار ميباشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ايا منابع نقلي حديث قابل اعتبار ميباشد؟




    با سلام خدمت دوستان
    ايا منابع روايي كه ما از پيامبر داريم ايا واقعا همان روايات ميباشد با وجود اينكه بعد از پيامبر عمر بسياري از روايات را آتش زده بود ونقل حديث ممنوع شده بود وهمچنين چطور اين روايات با وجود طولاني بودن حتي بدون تغيير در حافظه راوي ثبت شده وهمان حديث عينا نقل شده؟
    وايا احديثي كه از معصوم داريم كه امام صادق (ع) فرمود :كه احاديث كه از ما شنيده ميشه اگر مطابق قرآن بود بپذيريد مگرنه به سينه ديوار بزنيد سوال اينجا پيش ماييد كه هر انساني ميتواند حرف مطايق قران بزند ويا جعل كند واين را ايا ميتوانيم بپذيريم وبه معصوم نسبت بدهيم ؟
    دوستان خواهشمندم كه مطلب را حتما با منابع و دليل منطقي شرح دهد؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۲/۲۵ در ساعت ۰۱:۲۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sadegh_bx65 نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان
    ايا منابع روايي كه ما از پيامبر داريم ايا واقعا همان روايات ميباشد با وجود اينكه بعد از پيامبر عمر بسياري از روايات را آتش زده بود ونقل حديث ممنوع شده بود وهمچنين چطور اين روايات با وجود طولاني بودن حتي بدون تغيير در حافظه راوي ثبت شده وهمان حديث عينا نقل شده؟
    وايا احديثي كه از معصوم داريم كه امام صادق (ع) فرمود :كه احاديث كه از ما شنيده ميشه اگر مطابق قرآن بود بپذيريد مگرنه به سينه ديوار بزنيد سوال اينجا پيش ماييد كه هر انساني ميتواند حرف مطايق قران بزند ويا جعل كند واين را ايا ميتوانيم بپذيريم وبه معصوم نسبت بدهيم ؟
    دوستان خواهشمندم كه مطلب را حتما با منابع و دليل منطقي شرح دهد؟

    پاسخ:
    آنچه در مورد منابع متعدد حدیثی باید مورد توجه قرار داد این است که بطور کلی و قطعی نمی توان گفت گه احادیث موجود در فلان منبع حدیثی کاملا معتبر است،بلکه در بین احادیث موجود در معتبرترین منابع حدیثی هم احادیث نادرست وجود دارد،که باید به راههای تشخیص روایات نادرست از روایات درست اشنا باشیم.
    بعنوان مثال در روايتي از حضرت رسول(ص) آمده است كه : "ما جائَكُم‎ْ عَنّي مِنَ حديثٍ موافق للحقِّ فأنا قُلْتُهُ و ما أتاكُمْ عَنّي مِنْ حديثٍ لا يُوافِقُ الحقَّ فَلَمْ اقُله و لَنْ اقول الا الحق" يعني : اگر حديث و روايتي از من به شما رسيد كه موافق حق بود پس آن حديث را من گفته ام(يعني صحيح است) اگر موافق حق نبود، آن حديث از من نيست (يعني جعلي و دروغ است) و من هرگز چيزي نمي گويم مگر حق و موافق حق باشد.( بحارالانوار،ج2،ص188)

    اما اينكه آيا هر قول و فعلي كه به معصومين(ع) نسبت داده مي‏شود، بدون نقد مي‏توان پذيرفت؟ بايد گفت: عالمان دين نيز به سادگي تسليم هر سخن منسوب به معصومين(ع) نمي‏شوند؛ بلكه از طرق گوناگوني، سخنان نقل شده رامورد ارزيابي قرار مي‏دهند كه برخي از آنها عبارت است از :
    1 - بررسي سندي. در اين رابطه اگر در ميان سلسله راويان حديثي تنها اگر يك نفر از آنها فرد ضعيف يا مجهولي باشد، آن روايت از اعتبار ساقط مي‏شود.
    2 - جهت ديگر عدم مخالفت مفاد حديث با مضمون قرآن كريم است؛ چنان كه امام صادق(ع) فرموده‏اند: «آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد؛ ولي اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايه‏اي است كه بر ما بسته‏اند و از ما نيست».
    3 - انطباق مضمون روايت با حكم عقل. در اسلام چيزي كه برخلاف حكم عقل باشد مقبول نيست و جزو دين شمرده نمي‏شود. دين و عقل در اسلام با يكديگر هم‏آغوش و هم آوايند و مخالفت و تعارض بين آن دو وجود ندارد.بنابر اين اگر روايتي، مضموني برخلاف حكم عقل داشت، قطعاً از مجهولات است و يا مورد اعتماد نيست. البته مقصود از حكم عقل در اينجا حكم بدوي، غير روشمند و ظني نيست. كه كسي بدون ژرف‏كاوي و تكيه به مبادي عقل قطعي و براهين نظري چيزي را مخالف برداشت‏هاي ابتدايي و ظني خود ببيند و بگويد: اين مسأله با عقل من جوردرنمي‏آيد، بلكه منظور از حكم عقل، حكم عقل روشمند و ژرف‏كاو و حكم قطعي عقل است.
    بنابر اين نقد كلام نقل شده از معصومين(ع) به طرق فوق امري رايج در حوزه‏هاست. ليكن اگر ثابت شود سخني ازمعصومين(ع) صادر شده است، ديگر نقد به معناي اعتبار و صحت و سقم محتواي آن وجود ندارد؛ زيرا فرض آنست كه سخن معصوم است و از معصوم جز سخن صادق و حق صادر نمي‏شود. پس در اين فرض، نقد و ارزيابي درمرحله دلالت صورت مي‏گيرد؛ يعني همه‏ي تلاش‏ها و ژرف‏كاوي‏ها بر فهم دقيق و همه‏جانبه مفاد متن و جهت صدورآن متمركز مي‏شود؛ زيرا ارزش صدق متن قبلاً بر اساس ادله كلامي به اثبات رسيده است. از اينجا روشن مي‏شود كه ارزيابي احاديث، فرايندي پيچيده و متودولوژيك است كه به خاطر آن علوم متعددي مانند علم رجال، درايه، اصول در حوزه‏هاي علميه تأسيس گشته است و به عبارت ديگر براي كشف صحّت و اعتبار يك حديث، راه الهام از ملكوت راه اساسي نيست؛ زيرا اين راهي فردي و شخصي است؛ بلكه راه اساسي همان روش استدلالي است كه بر اساساصولي مدون وروشمند در حوزه‏هاي علميه جاري است.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0

    سخنان امامان به آنها تعلق دارد؟




    به نام خدا

    سلام

    می خواستم بدونم این سخنانی که در جامعه از امامان نقل می شود متعلق به ایشان است؟

    چه سندی رو می شود ارائه کرد که اثبات کرد این سخنان برای ایشان است؟

    با تشکر

    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حقیقت نمایش پست
    به نام خدا

    سلام

    می خواستم بدونم این سخنانی که در جامعه از امامان نقل می شود متعلق به ایشان است؟

    چه سندی رو می شود ارائه کرد که اثبات کرد این سخنان برای ایشان است؟

    با تشکر
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در پاسخ به اين سوال خوب شما لازم است عرض كنم:

    همانگونه كه شما هم مي دانيد هر علمي عالماني متخصص در آن موضوع را مي‏ طلبد.در خصوص حديث ‏شناسي و صحت و سقم استناد آنها به معصومين،و اينكه بدانيم يك حديث واقعاً سخن امام است، دو علم «رجال» و «درايه» وجود دارند كه عده اي با صرف وقت و گذراندن علوم مورد نياز در اين رشته متخصص شده اند.

    يك حديث ‏شناس بررسي مي‏كند كه يك حديث مورد نظر و مورد ابتلا آيا سند دارد يا خير و اگر سند ندارد ياسندي دارد كه در هيچ يك از منابع رجالي و حديثي موجود نيست، آيا از درجه اعتبار ساقط است يا نه؟ حال اگر داراي سند بود، سلسله راويان آن را بررسي مي‏كند؛ اشخاصي كه از هر امامي نقل روايت كرده ‏اند، مشخص مي‏باشند.حتي كساني هم كه از راوي خاصي، نقل حديث مي‏كنند مشخص است. كتاب‏هاي روايي نيز در صحت اسنادشان به مؤلف خاصي قابل بررسي است؛ با توجه به شرح حال هر راوي - كه در كتاب‏هاي رجالي مندرج است - فهميده مي‏شود كه راويان احاديث چطور اشخاصي اند؟ آيا قابل اطمينان‏ند يا خير؟ حتي اگر كسي موثق و عادل باشد ولي مبتلا به فراموشي شد، آيا نقل او از درجه اعتبار ساقط است يا نه؟

    بنابراين براي تشخيص احاديث جعلي از احاديث صحيح، يا خودمان بايد در علم رجال و حديث شناسي ، تخصص داشته باشيم،يا اينكه به متخصصين حديث شناس مراجعه كنيم.

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در پاسخ به اين سوال خوب شما لازم است عرض كنم:

    همانگونه كه شما هم مي دانيد هر علمي عالماني متخصص در آن موضوع را مي‏ طلبد.در خصوص حديث ‏شناسي و صحت و سقم استناد آنها به معصومين،و اينكه بدانيم يك حديث واقعاً سخن امام است، دو علم «رجال» و «درايه» وجود دارند كه عده اي با صرف وقت و گذراندن علوم مورد نياز در اين رشته متخصص شده اند.

    يك حديث ‏شناس بررسي مي‏كند كه يك حديث مورد نظر و مورد ابتلا آيا سند دارد يا خير و اگر سند ندارد ياسندي دارد كه در هيچ يك از منابع رجالي و حديثي موجود نيست، آيا از درجه اعتبار ساقط است يا نه؟ حال اگر داراي سند بود، سلسله راويان آن را بررسي مي‏كند؛ اشخاصي كه از هر امامي نقل روايت كرده ‏اند، مشخص مي‏باشند.حتي كساني هم كه از راوي خاصي، نقل حديث مي‏كنند مشخص است. كتاب‏هاي روايي نيز در صحت اسنادشان به مؤلف خاصي قابل بررسي است؛ با توجه به شرح حال هر راوي - كه در كتاب‏هاي رجالي مندرج است - فهميده مي‏شود كه راويان احاديث چطور اشخاصي اند؟ آيا قابل اطمينان‏ند يا خير؟ حتي اگر كسي موثق و عادل باشد ولي مبتلا به فراموشي شد، آيا نقل او از درجه اعتبار ساقط است يا نه؟

    بنابراين براي تشخيص احاديث جعلي از احاديث صحيح، يا خودمان بايد در علم رجال و حديث شناسي ، تخصص داشته باشيم،يا اينكه به متخصصين حديث شناس مراجعه كنيم.


    جناب پاسخگو

    در شرح حال بسیاری از روات ، حتی تاریخ دقیق تولد و مرگشان مشخص نیست ، آن وقت چطور شما قبول می کنید که یک آدمی که مثلا 60 سال عمر کرده ، در همه ی زمان بزرگسالی اش قابل اطمینان و اعتماد بوده است ؟ آیة الله منتظری قائم مقام رهبری بود ، در چند ماه از عدالت ساقط شد . آقای شریعتمداری با آن عظمتش آمد در تلویزیون توبه کرد ...

    آن وقت شما بر این اساس که یک نفری در 1200 سال پیش حرفی زده و گفته اند که آدم خوبی بوده ، فتوا می دهید که فلان چیز حرام یا حلال یا مستحب یا مکروه است و فلان کس باید زنش را طلاق بدهد یا کشته شود ... ؟؟؟


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ceramic نمایش پست
    جناب پاسخگو

    در شرح حال بسیاری از روات ، حتی تاریخ دقیق تولد و مرگشان مشخص نیست ، آن وقت چطور شما قبول می کنید که یک آدمی که مثلا 60 سال عمر کرده ، در همه ی زمان بزرگسالی اش قابل اطمینان و اعتماد بوده است ؟ آیة الله منتظری قائم مقام رهبری بود ، در چند ماه از عدالت ساقط شد . آقای شریعتمداری با آن عظمتش آمد در تلویزیون توبه کرد ...

    آن وقت شما بر این اساس که یک نفری در 1200 سال پیش حرفی زده و گفته اند که آدم خوبی بوده ، فتوا می دهید که فلان چیز حرام یا حلال یا مستحب یا مکروه است و فلان کس باید زنش را طلاق بدهد یا کشته شود ... ؟؟؟
    جناب ceramic

    در علوم مربوط به حديث شناسي تمامي شرايطي كه براي پذيرش يك حديث و روايت بايد رعايت شود،بيان شده است و با ملاك هاي مشخص روايات را دسته بندي كرده و هر دسته ارزش و اعتبار خاص خود را دارد.به همين دليل احاديث به چندين قسم تقسيم مي شوند كه
    مشهورترين اقسام حديث عبارتند از:

    "متواتر": حديثي را گويند كه عدة زيادي آن را نقل نموده باشند، چنان كه به خودي خود و بدون قرينه مفيد علم و يقين باشد.

    "خبر واحد": از حيث شمار ناقلان به حدّ تواتر نرسد، البته اگر چند نفر مثلاً سه يا چهار نفر آن را نقل كرده باشند، آن را "متضافر" خوانند.

    "مسند": حديثي است كه واسطه هاي متعدد بين راوي و معصوم(ع) به نام و نشان معيّن و مشخّص باشد. پس اگر كسي كه يكي از معصومين(ع) را نديده و بدون واسطه از آن معصوم(ع) نقل كند يا اين كه بگويد از مردي (به صورت مجهول) و او از فلان معصوم(ع) روايت كند، حديث مرسل خواهد بود؛ يعني بعضي از واسطه هاي نقل حديث، حذف شده اند. پس "مُرسل" حديثي است كه واسطه هاي آن به معصوم(ع) متّصل نباشد.

    "صحيح" حديثي را گويند كه تمامي افرادي كه در سلسله سند آنند، امامي [شيعه دوازده امامي] و عادل و ضابط (ضبط صحيح) بوده و سند آن به معصوم(ع) متّصل باشد.

    "حَسَن" حديثي است كه راوي آن امامي ممدوح نزد بزرگان شيعه بوده، گرچه عدالتش ثابت نشده باشد، به شرط اين كه مذمّت مقبولي از او نشده باشد.

    "حديث موثّق" آن است كه در خلال سندش يكي يا بيشتر از يكي، عامي مذهب [سنّي] باشد كه بزرگان شيعه راست گويي او را تأييد كرده باشند.

    "ضعيف" حديثي است كه واجد شرايط احاديث صحيح و حَسَن و موثّق نباشد.[1]

    بنابراين در علم حديث شناسي تمام نكاتي كه در اعتبار يا عدم اعتبار يك روايت نقش دارد مد نظر قرار مي گيرد.

    نكته ديگري كه لازم بدان توجه داشته باشيد اين است كه عالمان دين نيز به سادگي تسليم هر سخن منسوب به معصومين(ع) نمي‏شوند؛ بلكه از طرق گوناگوني، سخنان نقل شده را مورد ارزيابي قرار مي‏دهند كه برخي از آنها عبارت است از :

    1 - بررسي سندي.
    در اين رابطه اگر در ميان سلسله راويان حديثي تنها اگر يك نفر از آنها فرد ضعيف يا مجهوليباشد، آن روايت از اعتبار ساقط مي‏شود.

    2 - جهت ديگر عدم مخالفت مفاد حديث با مضمون قرآن كريم است
    ؛ چنان كه امام صادق(ع) فرموده ‏اند: «آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد؛ ولي اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايه ‏اي است كه بر ما بسته‏ اند و از ما نيست».

    3 - انطباق مضمون روايت با حكم عقل.

    در اسلام چيزي كه برخلاف حكم عقل باشد مقبول نيست و جزو دين شمرده نمي‏شود. دين و عقل در اسلام با يكديگر هم ‏آغوش و هم آوايند و مخالفت و تعارض بين آن دو وجود ندارد.بنابر اين اگر روايتي، مضموني برخلاف حكم عقل داشت، قطعاً از مجهولات است و يا مورد اعتماد نيست. البته مقصود از حكم عقل در اينجا حكم بدوي، غير روشمند و ظني نيست. كه كسي بدون ژرف‏كاوي و تكيه به مبادي عقل قطعي و براهين نظري چيزي را مخالف برداشت‏هاي ابتدايي و ظني خود ببيند و بگويد: اين مسأله با عقل من جوردرنمي ‏آيد، بلكه منظور از حكم عقل، حكم عقل روشمند و ژرف‏كاو و حكم قطعي عقل است

    بنابراين با رعايت تمام نكات تأثير گذار در اعتبار و صحت يك حديث،مي توانيم حديث صحيح را از غير صحيح تشخيص دهيم و صرف مشخص نبودن تاريخ تولد و مرگ يك شخص مشكلي ايجاد نمي كند.همچنين افرادي كه بعنوان راوي معروف و شناخته شده هستند،اگر در طول زندگي خود ا زمسير حق منحرف شوند يا از يك برهه اي شرايط نقل حديث را از دست داده باشند،رواياتي كه از آن زمان به بعد نقل كرده اند،مورد اعتماد و اعتبار نخواهد بود.

    پي نوشتها:
    [1] غلامحسين مصاحب، دايره المعارف فارسي، ج اوّل، ص 836؛ معارف و معاريف، ج 4، ص 425 - 424، با اقتباس و تلخيص.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بابا اصلا کل تاریخ از جمله حدیث با توجه به سخنان بنده زیر سوال است این بحثهای جزئی چیه که می کنید
    مراجعه شود به:آیا گزاره های تاریخی یقین اور است

    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    78
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    بابا اصلا کل تاریخ از جمله حدیث با توجه به سخنان بنده زیر سوال است این بحثهای جزئی چیه که می کنید
    مراجعه شود به:آیا گزاره های تاریخی یقین اور است
    اگر قرار باشه که بگیم تمام چیزهایی که از تاریخ گذشته رسیده دروغه یا بهش شک وارده الان تمام علوم وتمام گفته های ادیان و اصلا کل تاریخ زیر سوال میره مثلا دیگه نمیشه گفت مثلا عدد پی برابر3.14 است چون اینم نقل تاریخیه ببین مثلا شما شک داری پیامبر فرموده دنیا مزرعه اخرته یا مثلا علی با حقه و حق با علیه یا نظافت از ایمانه اخه معلومه این ها صحیح اند هم مطابق عقلند هم اینکه معلومه که این حرف ها حرف معصومه

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست
    جناب ceramic

    در علوم مربوط به حديث شناسي تمامي شرايطي كه براي پذيرش يك حديث و روايت بايد رعايت شود،بيان شده است و با ملاك هاي مشخص روايات را دسته بندي كرده و هر دسته ارزش و اعتبار خاص خود را دارد.به همين دليل احاديث به چندين قسم تقسيم مي شوند كه
    مشهورترين اقسام حديث عبارتند از:

    "متواتر": حديثي را گويند كه عدة زيادي آن را نقل نموده باشند، چنان كه به خودي خود و بدون قرينه مفيد علم و يقين باشد.

    "خبر واحد": از حيث شمار ناقلان به حدّ تواتر نرسد، البته اگر چند نفر مثلاً سه يا چهار نفر آن را نقل كرده باشند، آن را "متضافر" خوانند.

    "مسند": حديثي است كه واسطه هاي متعدد بين راوي و معصوم(ع) به نام و نشان معيّن و مشخّص باشد. پس اگر كسي كه يكي از معصومين(ع) را نديده و بدون واسطه از آن معصوم(ع) نقل كند يا اين كه بگويد از مردي (به صورت مجهول) و او از فلان معصوم(ع) روايت كند، حديث مرسل خواهد بود؛ يعني بعضي از واسطه هاي نقل حديث، حذف شده اند. پس "مُرسل" حديثي است كه واسطه هاي آن به معصوم(ع) متّصل نباشد.

    "صحيح" حديثي را گويند كه تمامي افرادي كه در سلسله سند آنند، امامي [شيعه دوازده امامي] و عادل و ضابط (ضبط صحيح) بوده و سند آن به معصوم(ع) متّصل باشد.

    "حَسَن" حديثي است كه راوي آن امامي ممدوح نزد بزرگان شيعه بوده، گرچه عدالتش ثابت نشده باشد، به شرط اين كه مذمّت مقبولي از او نشده باشد.

    "حديث موثّق" آن است كه در خلال سندش يكي يا بيشتر از يكي، عامي مذهب [سنّي] باشد كه بزرگان شيعه راست گويي او را تأييد كرده باشند.

    "ضعيف" حديثي است كه واجد شرايط احاديث صحيح و حَسَن و موثّق نباشد.[1]

    بنابراين در علم حديث شناسي تمام نكاتي كه در اعتبار يا عدم اعتبار يك روايت نقش دارد مد نظر قرار مي گيرد.

    نكته ديگري كه لازم بدان توجه داشته باشيد اين است كه عالمان دين نيز به سادگي تسليم هر سخن منسوب به معصومين(ع) نمي‏شوند؛ بلكه از طرق گوناگوني، سخنان نقل شده را مورد ارزيابي قرار مي‏دهند كه برخي از آنها عبارت است از :

    1 - بررسي سندي.
    در اين رابطه اگر در ميان سلسله راويان حديثي تنها اگر يك نفر از آنها فرد ضعيف يا مجهوليباشد، آن روايت از اعتبار ساقط مي‏شود.

    2 - جهت ديگر عدم مخالفت مفاد حديث با مضمون قرآن كريم است
    ؛ چنان كه امام صادق(ع) فرموده ‏اند: «آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد؛ ولي اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايه ‏اي است كه بر ما بسته‏ اند و از ما نيست».

    3 - انطباق مضمون روايت با حكم عقل.

    در اسلام چيزي كه برخلاف حكم عقل باشد مقبول نيست و جزو دين شمرده نمي‏شود. دين و عقل در اسلام با يكديگر هم ‏آغوش و هم آوايند و مخالفت و تعارض بين آن دو وجود ندارد.بنابر اين اگر روايتي، مضموني برخلاف حكم عقل داشت، قطعاً از مجهولات است و يا مورد اعتماد نيست. البته مقصود از حكم عقل در اينجا حكم بدوي، غير روشمند و ظني نيست. كه كسي بدون ژرف‏كاوي و تكيه به مبادي عقل قطعي و براهين نظري چيزي را مخالف برداشت‏هاي ابتدايي و ظني خود ببيند و بگويد: اين مسأله با عقل من جوردرنمي ‏آيد، بلكه منظور از حكم عقل، حكم عقل روشمند و ژرف‏كاو و حكم قطعي عقل است

    بنابراين با رعايت تمام نكات تأثير گذار در اعتبار و صحت يك حديث،مي توانيم حديث صحيح را از غير صحيح تشخيص دهيم و صرف مشخص نبودن تاريخ تولد و مرگ يك شخص مشكلي ايجاد نمي كند.همچنين افرادي كه بعنوان راوي معروف و شناخته شده هستند،اگر در طول زندگي خود ا زمسير حق منحرف شوند يا از يك برهه اي شرايط نقل حديث را از دست داده باشند،رواياتي كه از آن زمان به بعد نقل كرده اند،مورد اعتماد و اعتبار نخواهد بود.

    پي نوشتها:
    [1] غلامحسين مصاحب، دايره المعارف فارسي، ج اوّل، ص 836؛ معارف و معاريف، ج 4، ص 425 - 424، با اقتباس و تلخيص.

    تاریخ شک و است یقین

    سخنان شما را نمی توان پذیرفت و دوست دارم برایتان که بپذیرید که می توان سخنان را دزدید

    از بزرگی خواندم: هر که را دوست داری به او خبر بده

    از امام صادق هم این رو شنیدم: هر که را دوست داری به او خبر بده


    من بیان شما نسبت به سند اوری اشخاص را درک می کنم.از جمله کتاب هایی که در این زمینه به من تجربه داده اند کتاب مهدی موعود در دو جلد است که در آن به اسنادی به این صورت می پردازد:


    از محمد بن قاسم و او از علی بن حسین و او از فلانی و... خنده دار است اگر بخواهیم به راحتی بپذیریم



    در پایان به خود این پاسخ صحیح را می دهم که بهتر است من سخن صحیح و خوب را بپذیرم و گوینده اش زیاد مهم نیست

    گوینده سخن برای کسانی مهم است که می خواهند کور کورانه پیروی کنند و البته و البته

    برای کسانی مفید است که می خواهند عده ای را به راه بیاورند تا عده ای را عاشق علی کنند و یا دشمن علی
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط valfajrali نمایش پست
    اگر قرار باشه که بگیم تمام چیزهایی که از تاریخ گذشته رسیده دروغه یا بهش شک وارده الان تمام علوم وتمام گفته های ادیان و اصلا کل تاریخ زیر سوال میره مثلا دیگه نمیشه گفت مثلا عدد پی برابر3.14 است چون اینم نقل تاریخیه ببین مثلا شما شک داری پیامبر فرموده دنیا مزرعه اخرته یا مثلا علی با حقه و حق با علیه یا نظافت از ایمانه اخه معلومه این ها صحیح اند هم مطابق عقلند هم اینکه معلومه که این حرف ها حرف معصومه
    عدد پی راب ه خاطر اینکه در تاریخ نقل شده عمل نمی کنم بلکه به خاطر اینکه دلیل عقلی دارد قبول می کنم
    یعنی در عدد پی دلیل عقلی موضوعیت دارد نه تاریخ
    اما اینکه پیامبر وجود ندارد و... طبق سخنان بنده درست است من می خواستم در اون پست همین را بگم
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود