صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا تسلسل باطله ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا تسلسل باطله ؟




    یه تاپیک دیگه هم زدم ولی نیومد گویا
    کسی میتونه با منطق بهم ثابت کنه چرا تسلسل باطله ؟
    آیا در صورت فرض بودن تسلسل وجود خدا نفی میشه ؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad55555 نمایش پست
    یه تاپیک دیگه هم زدم ولی نیومد گویا
    کسی میتونه با منطق بهم ثابت کنه چرا تسلسل باطله ؟
    آیا در صورت فرض بودن تسلسل وجود خدا نفی میشه ؟
    بنام خدا
    سلام جناب mohamad55555
    تسلسل از ماده سلسله و به معناي زنجير است و به اموري كه زنجير وار به دنبال هم واقع شوند، اطلاق مي‏شود. اما در اصطلاح فلاسفه و متكلمان اسلامي تسلسل يعني زنجيره شدن علت‏هاي غير متناهي و نامحدود، كه تعداد بيشماري علت‏ها و معلول‏ها را شامل مي‏شود كه هركدام از ديگري صادر شود و بالا برود ولي در نهايت به علتي كه قائم به خود است، منتهي نشود.
    فلاسفه نظام و ترتيب علت‏ها و معلول‏ها را به حلقه‏هاي زنجير كه به ترتيب پشت سر يكديگر قرار دارند، تشبيه كرده‏اند (1). و با اين تشبيه بيان داشته‏اند كه در اين سلسله زنجيروار علت‏ها و معلول دو فرض قابل تصور است:
    فرض اول: اين سلسله آغازي دارد كه به آن هستي مي‏بخشد و موجود مي‏كند.
    فرض دوم: اين سلسله هيچ آغازي ندارد و تا بي نهايت پيش مي‏رود. اين فرض همان تسلسل است.
    در كتاب‏هاي فلسفه و كلامي، 10 برهان براي اثبات محال بودن تسلسل اقامه شده است، (2). يكي از اين براهين از ارسطو است و مابقي آن‏ها توسط فلاسفه و متكلمان مسلمان چون فارابي، ابنسينا، فخر رازي، خواجه نصيرالدين طوسي، ميرداماد، ملاصدرا اقامه شده است. اما واقعيت اين است كه تصور روشن جوانب قاعده «تسلسل علل متناهي محال است» ما را به وضوح به درستي آن پايبند مي‏كند.
    ****
    1:آشنايي با علوم اسلامي،ج 1،ص 221
    2:مقالات فلسفي،ج 3،ص 26

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما یک مثال عرفی از زندگی روزانه خودمان




    فرض كنيد كه شما در صدد خريد رايانه‏اي هستيد، اما هيچ اطلاعي از ساختار و اجزاء و قيمت آن نداريد. براي اطمينان از اينكه دستگاهي كه در صدد خريد هستيد، براي كار شما مناسب است و از جهت قيمت هم مناسب مي‏باشد. حتما به يكي از آشنايان خود كه دراين امرخبره و متخصص است، مراجعه مي‏كنيد. اما بر فرض اگر «الف» كه هيچ تخصصي در اين امر ندارد، شما را ترغيب به خريد دستگاه كرد و دليل خود را آقاي «ب» قرار داد كه او نيز همانند او غير متخصص است و آقاي «ب» به نظر آقاي «ج» استناد كرد و همين طور به بالا، طبعا هيچ اطميناني براي شما حاصل نخواهد شد. تنها در صورتي اين اطمينان برايتان حاصل مي‏شود كه اين سلسله و زنجيره تاييد كنندگان دستگاه به يك متخصص منتهي شود، و گرنه خريد دستگاه را تا مشورت با يك نفر متخصص متوقف مي‏كنيد.
    چنين رفتاري در بسياري كردار و اعمال ما مشهود است و مثال‏هاي بسياري در اين مورد مي‏توان بيان داشت. به بحث خود باز مي‏گرديم.
    فلاسفه محال بودن تسلسل را فقط در سلسله و زنجيره علت‏ها و معلول‏هاي بالفعل جاري مي‏دانند. و منظور آن‏ها از علت نيز علت هستي بخش و وجود دهنده به معلول است زيرا در نظر آنها هر معلولي براي اينكه موجود شود، نيازمند علتي است كه به او وجود و ضرورت وجود دهد. زيرا معلول يعني چيزي كه نسبت به وجود و عدم بي‏تفاوت است و به اصطلاح نسبتش به هستي و نيستي يكسان است، و براي اينكه موجود شود و به جهان هستي پا بگذارد، بايد از اين حالت بي تفاوتي و يكساني خارج شود و ضرورت وجود پيدا كند.
    اما اين ضرورت در خور معلول نيست. پس بايد از غير خود بگيرد كه همان علت است.

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما ادامه




    اما علت, ضرورت را از كجا گرفته است. در اينجا دو فرض است:
    1ـ علت ضرورت را در ذات خود دارد و به اصطلاح واجب الوجود بالذات است و ضرورت ذاتي دارد. يعني خود، معلول چيزي نيست. و وجود متعلق به خودش است.
    2ـ علت ضرورت را از علت سومي گرفته است. زيرا ضرورت ذاتي ندارد و خود او نيز ضرورتي غيري دارد. يعني به واسطه علت، ضرورت پيدا كرده است. سؤال درباره علت سوم مي‏شود و در صورتي كه آن نيز ضرورت غيري داشت، سؤال درباره علت‏هاي بعدي، چهارم وپنجم و... نيز مطرح مي‏شود.
    روشن است كه بنابر فرض اول، نظام علّي و معلولي متناهي است و اين زنجيره آغازي دارد. اما بنابر فرض دوم نظام جهان قابل توجيه نيست. زيرا براي موجود شدن معلول اول، حتما لازم است از جانب علت خود ضرورت وجود يابد، اما اين سؤال مكرر در مكرر درباره علت‏هاي ديگر نيز تكرار مي‏شود، و هيچگاه متوقف نمي‏شود، و اين سلسله تا بي نهايت كش پيدا مي‏كند و اصلاً چنين سلسله‏اي امكان تحقق ندارد. زيرا روشن شد كه هيچ كدام از اين علت‏ها ضرورت و وجودشان از خودشان نيست و همگي در ضرورت و وجود وام دار علت بالاترخود هستند و طبيعتا چنين سلسله‏اي هيچگاه موجود نمي‏شود مگر اينكه به علتي منتهي شود كه وجود از خودش است و ضرورت ذاتي دارد.
    بنابراين تا علتي در آغاز اين سلسله نباشد كه در ذات خود ضرورت دارد و وجود از خودش باشد، و سلسله را از هستي سيراب كند، سلسله مفروض نه ضرورت مي‏يابد و نه موجود مي‏شود و كل زنجيره علت‏ها و معلول‏ها پا در هوا مي‏ماند.
    با اين بيان روشن مي‏شود كه سلسله و زنجيره علت‏ها و معلول نمي‏تواند بيشمار و نامحدود باشد و در نهايت بايد به علتي كه علت آغازين و نخستين نام دارد و داراي ضرورت ذاتي است، منتهي شود. اين بيان را «تسلسل» يا «محال بودن تسلسل» و به عبارت ديگر «محال بودن تسلسل علل نامتناهي» مي‏گويند.

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متاسفانه مساله اینه که ما از خارج میایم به داخل نه بر عکس
    دلیلی نمیبینم که علت ها تا ابد ادامه نداشته باشند
    هنوز قانع نشدم

    به علاوه نگفتید آیا تسلسل باعث نفی خدا میشه ؟

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تسلسل که به اندازه ی خود واجب الوجود غیر منطقی نیست
    وجود واجب الوجود قانون علیتو نقض میکنه

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad55555 نمایش پست
    تسلسل که به اندازه ی خود واجب الوجود غیر منطقی نیست
    وجود واجب الوجود قانون علیت و نقض میکنه
    با سلام به جناب محمد..
    قانون علت در پدیده ها جریان دارد... وخداوند پدیده نیست ... این را بارها عرض کردیم....
    موفق باشید...
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب من به غیر پدیده چیزی رو قبول ندارم
    شما میگید همه چیز یه علت داره بعد میگید جز خدا
    این نقضه علیته
    چرا خدا پدیده نیست ؟

    به علاوه
    مثال یک: همه قوهایی که من دیدم سفیدن. پس تمام قوها سفیدن!
    مثال دو: همه علت ها یه معلولی دارن. پس باید خدایی وجود داشته باشه!
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad55555 نمایش پست
    تسلسل که به اندازه ی خود واجب الوجود غیر منطقی نیست
    وجود واجب الوجود قانون علیتو نقض میکنه
    تسلسل در فلسفه باطل است
    مثال : a زمانی به حرکت در می اید که b و b حرکتش معطوف c و c ......
    چونان حرکتی هست پس دلیل است که در جایی این علت خاتمه یافته .....

    از راه عقل تسلسل باطل است پس نفی خدا نمی شود اگرچه از راه دیگر خدا منتفی است
    من شکایت به پیش خدایم برده ام....
    او حق ظالم از مظلوم می گیرد...

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    a
    به حرکت درومده . چرا ؟
    چون
    b
    به حرکت در اومده. چرا ؟
    چون
    c
    به حرکت در اومده

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود