صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آفریده شدن خدایی دیگر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش آفریده شدن خدایی دیگر




    آیا خداوند می تواند خدایی دیگر مثل خود بیافریند؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظر من :
    دوست عزیز خدا وجودی بینهایته
    مثل بی نهایت معنی نداره

    امریست محال
    و خدا نمیتونه محال رو انجام بده
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,183
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بحر العلوم نمایش پست
    آیا خداوند می تواند خدایی دیگر مثل خود بیافریند؟:gig::gig:
    يه همچين فرضي محاله ، شما اول بايد تعريف واجب الوجود و همينطور مثل را بدانيد تا متوجه شويد كه فرض شما ، فرض محالي است

    مهدیا کعبه شد از تاب تو بی تاب بتاب

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بحر العلوم نمایش پست
    آیا خداوند می تواند خدایی دیگر مثل خود بیافریند؟
    با سلام به شما دوست گرامی...
    خداوند به حکم عقل و نقل بر هر چیز قادر هست... قرآن هم میفرماید: ان الله علی کل شی قدیر...
    اما برای تحقق هر شی و امری دو چیز عقلا لازم هست ...
    1- فاعلیت (از طرف خدا ) 2- قابلیت (از طرف مخلوق)
    قابلیت وجود خدایی مثل خداوند نیست چون دراون صورت یا دو واجب الوجود میشود واین امکان ندارد... زیرا باز برمیگردد که نسبت ایندو به هم چیست ؟؟ یا یکی از دیگری است دراین صورت یک واجب درحقیقت بیشتر نیست...
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    1,379
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    469
    آپلود
    263
    گالری
    97



    به نام خدا

    درباره وحدانیت و یگانگی خداوند دلائل متعدّدی وجود دارد که برخی از آن‏ها برهان فلسفی و علمی و برخی دیگر دلائل نقلی... هستند.
    یکی از این دلایل به شرح زیر است:

    دلیل صرف الوجود:

    یکی از دلائل یگانگی خداوند برهان صرف الوجود است. منظور از برهان صرف الوجود آن است که خداوند هستی مطلق است، و از هر نظر بی قید و بی شرط و نامحدود است. نامحدود بودن معنایش آن است که دومی برای او فرض نمی شود، چون وقتی سخنی از دوگانگی پیش می آید، که هر یک فاقد هستی دیگری است. به تعبیر دیگر به جایی می رسیم که وجود اوّل پایان می گیرد و وجود دوّم شروع می شود، بنابراین هم وجود اول محدود است و هم وجود دوم چون هر کدام پایان و آغاز دارد. بر این اساس هیچ کدام نمی تواند خداوند و هستی مطلق باشد.

    * * *
    در آیات نیز به نامحدود بودن خداوند و این که خداوند یگانه است، اشاره شده است.(سوره یوسف ایه 12) در روایتی از امام سجاد(ع) آمده است: "خداوند به هیچ محدودیّتی توصیف نمی شود. او برتر از چنین توصیفی است. چگونه ممکن است کسی که هیچ حدی ندارد، توصیف به محدودیت گردد؟!".( اصول کافی، ج 1، ص 100، به نقل از پیام قرآن، ج 3، ص 192)

    منبع : pasokhgoo.ir

    ویرایش توسط [Kavir] : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۵:۰۴

    در کوی نيک نامان، ما را گذر ندادند

    گر تو نمی پسندی، تغيير ده قضا را

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    مرد عربى در جنگ جمل به امير المؤمنين على (ع) نزديك شد و گفت‏باامير المؤمنين آيا مى‏گويى خدا يكى است؟مردم از هر سوى به مرد عرب حمله كرده گفتند:آيا نمى‏بينى كه امير المؤمنين تا چه اندازه تقسم قلب (تشويش خاطر) دارد؟
    امير المؤمنين فرمود:«او را به حال خود بگذاريد،زيرا آنچه اين مرد عربى مى‏خواهد همان است كه ما از اين جماعت مى‏خواهيم‏»،پس به مرد عرب فرمود:«اينكه گفته مى‏شود خدا يكى است،چهار قسم است،دو معناى از آن چهار معنا درست نيست و دو معنا درست است،اما آن دو معنا كه درست يست‏يكى اين است كه كسى گويد خدا يكى است و عدد و شماره را در نظر گيرد،اين معنا درست نيست،زيرا آنكه دوم ندارد داخل عدد نمى‏شود آيا نمى‏بينى كسانى كه گفتند:خدا،سوم سه تا است (اشاره به قول نصارا ثالث ثلاثه) كافر شدند؟و يكى اين است كه كسى بگويد:فلانى يكى از مردم است، يعنى نوعى است از اين جنس (يا واحد است از اين نوع) اين معنا نيز در خدا درست نيست،زيرا تشبيه است و خدا از شبيه منزه است.
    و اما آن دو معنا كه در خدا درست است‏يكى اين است كه كسى بگويد خدا يكى است‏به اين معنا كه در ميان اشياء شبيه ندارد،خدا چنين است.و يكى اينكه كسى بگويد:خدا يكى است (احد يعنى هيچگونه كثرت و انقسام بر نمى‏دارد نه در خارج و نه در عقل و نه در وهم) خدا چنين است‏»، (بحار،ج 3،ص 207)
    و باز على (ع) مى‏فرمايد:«شناختن خدا همان يگانه دانستن اوست‏»، (بحار،ج 2،ص 186) يعنى اثبات وجود خداى تعالى كه وجودى است نامتناهى و غير محدود در اثبات وحدانيت وى كافى است،زيرا دوم براى نا متناهى تصور ندارد.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۷/۲۶ در ساعت ۰۲:۲۷

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر همه ی دو ستان
    دوست عزیز یک سوال سخت تر وعلمی تر میپرسیدید که کمی برایش زحمت هم می کشیدیم.
    خوب این که واضح است یکی از صفات خداوند حکمت است. بنا به تعریف/حکیم کسی است که کار عبث وبیهوده انجام نمیدهد. خوب وقتی عالم هستی دارای خدایی است که جامع الکمال مطلق میباشد خلق یکی دیگر مثل خودش میشود کاری عبث وبیهوده.
    از طرفی جهان هستی هنوز از درک ان خدای یکتا و یگانه عاجز است و درحال انفجار فکرو عقل است وای به روزی که یکی دیگر راهم بیافریند خیر جانم ملاحظه ی من و شما را میکند والله برای خدا ............

    ............................................حق یارتان..................................

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    برخي دلائل وحدانيت خداوند:
    1. گواهى فطرت انسان بر يكتايى خداوند;
    «فَإِذَا رَكِبُواْ فِى الْفُلْكِ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّيُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ »(عنكبوت/65) هنگامى كه سوار بر كشتى مى شوند، خدا را با اخلاص مى خوانند و غير او را فراموش مى كنند امّا هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رسانيد و نجات داد باز مشرك مى شوند.» و نيز سوره روم، آيه 33، سوره انعام، آيه هاى 40 و 41، 63 و 64 و سوره نحل، آيه 53 و 54.
    قرآن مجيد نه تنها گرايش به خداشناسى را براى انسان فطرى مى داند، بلكه اعتقاد به يگانگى او را نيز از فطرى مى داند، و از آن جا كه فطرت اصيل انسان غالباً در حجابى از آداب و رسوم و افكار انحرافى و تعاليم نادرست فرو مى رود، بايد منتظر زمانى بود كه اين حجاب ها كنار رود; به همين دليل قرآن انگشت روى لحظه هاى حساسى در زندگى انسان مى گذارد كه تندباد حوادث حجاب ها را كنار مى زند و هر چه جز او هست از نظرش محو مى شود و اين به خوبى نشان مى دهد كه يكتاپرستى و توحيد در اعماق جان او است.
    2. هماهنگى جهان;
    «مَّا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَـوُت فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُور * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ »(ملك/3ـ4) در آفرينش خداى رحمان هيچ تضاد و عيبى نمى بينى، بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى كنى؟! بار ديگربه جهان هستى نگاه كن، سرانجام چشمانت در جست و جوى خلل و نقصان ناكام مانده به سوى تو باز مى گردد در حالى كه خسته و ناتوان است.»
    «أَمِ اتَّخَذُواْ ءَالِهَةً مِّنَ الاَْرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ * لَوْ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَـنَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ »(انبياء/21و22) آيا آنان خدايانى از زمين برگزيدند كه موجودات جهان را خلق مى كنند و منتشر مى سازند؟ اگر در زمين و آسمان خدايانى جز الله بود، آن دوزمين و آسمان فاسد مى شدند و نظام جهان به هم مى خورد خداوند، پروردگار عرش، از توصيفى كه آنان مى كنند، منزه است.»
    «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَد وَ مَا كَانَ مَعَهُو مِنْ إِلَـه إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَـهِم بِمَا خَلَقَ وَ لَعَلاَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْض سُبْحَـنَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ »(مؤمنون/91) خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده و معبودى ديگرى با او نيست كه اگر چنين بود، هر يك از خدايان، مخلوقات خود را تدبير و اداره مى كردند و بعضى بر بعض ديگر چيره مى شدندو جهان هستى به نابودى كشيده مى شد منزه است خدا از توصيفى كه آنان مى كنند.»
    اين آيه ها، انسان را به مطالعه جهان هستى فرا مى خواند. جهان هستى مجموعه اى هماهنگ، واحد و به هم پيوسته است; اين وحدت و هماهنگى از يگانگى خالق و مدبّر جهان خبر مى دهد; زيرا اگر دواراده بر جهان حاكم بود و اگر دو تدبير در جهان خلقت جريان داشت، به حتم ناموزونى و فساد در آن ديده مى شد. پس نبود ناموزونى و فساد، دليل وحدت خالق، مدير و مدبّر جهان خلقت است.


  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    صرف الوجود;
    «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُو لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلَئكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئمَام بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »(آل عمران/18) خداوند با ايجاد نظام واحد جهان هستى گواهى مى دهد كه معبودى جز او نيست و فرشتگان وصاحبان دانش هر كدام به گونه اى گواهى مى دهند، در حالى كه خداوند قيام به عدالت در عالم هستى دارد و اين عدالت نيز نشانه يگانگى ذات او است; بنابراين شما هم با آنان هم صدا شويد و بگوييد معبودى جز او نيست كه هم توانا و هم حكيم است.»
    «هُوَ الاَْوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّـهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيمٌ»(حديد/3) اول و آخر و ظاهر و باطن او است و از هر چيزى آگاه است.»
    خداوند وجودى از هر نظر بى نهايت است و در چنين وجودى دوگانگى راه ندارد; زيرا دو موجود بى نهايت ممكن نيست; چون دوگانگى يعنى هر يك فاقد هستى ديگرى است، يا به تعبير ديگر به جايى مى رسيم كه وجود اول پايان مى گيرد و وجود دوم شروع مى شود، پس هم وجود اول محدود است و هم وجود دوم، چون هر كدام پايان و آغاز دارد. منظور از برهان «صرف الوجود» آن است كه خداوند مطلق است و از هر نظر بى قيد، بى شرط و نامحدود است و دومى براى او فرض نمى شود.
    اگر خدايان متعددى بر جهان حكومت مى كردند، قلمرو هر يك دراختيار ديگرى نبود و هر كدام فاقد قدرت ديگرى بود، و اين با توصيف خداوند به «عزيز» در آيه نخست، نمى سازد.
    بنابر آيه دوم، آغاز و پايان همه چيز خدا است، در ظاهر و باطن وجود دارد و در همه جا حضورى علمى دارد، دوّمى براى چنين وجود تصورى نمى شود.(1)
    ***************
    1: پيام قرآن،ج 3، ص 155ـ192


  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    خداوند متعال مى فرمايد : «.. .أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض ... »(ابراهيم /10) آيا در خدا شك است ؟! خدايى كه آسمان و زمين را آفريده است .. . .»
    اين آيه به برهان اثبات توحيد در ربوبيت اشاره دارد ; به اين گونه كه در نگاه اوّل و با اندكى تعقل روشن مى شود كه هيچ يك از اجزاى وجود موجودات از خودشان نبوده و قائم به ذات خود نيستند ، و فهميده مى شود كه اجزاى آنها و آثارى كه جنبه هستى و وجود دارد ، از ديگرى ، يعنى خداوندمتعال و به تعبيرى ديگر ، علت العلل است كه اين عالم و اجزاى آن را به وجود آورده و براى هر يك ، حد و مرزى جداگانه قرار داده است ; پس بايد خود او موجودى نامحدود باشد .(1)
    خداوند متعال ، آفريدگار تمام موجودات و جهان هستى است و كسى او را نيافريده ; بلكه ذات مقدس بارى تعالى وجود داشته و ازلى ، ابدى و قديم است و آفريده شدن براى وجودى كه ازلى و ابدى است ، مفهومى ندارد ; «هو الأوّل و الأخر و الظهر و البطن و هو بكلّ شى ء عليم »(حديد/3) اول و آخر و ظاهر و باطن او است ، و او به هر چيزى داناست .» ; بنابراين ، ذات مقدس خداوند ، خود علت العلل و واجب الوجود است. يعنى هستى او از ذات خودش مى جوشد و واجب الوجود،ازلى و ابدى است و اين ممكنات هستند كه روزى نبوده و بعد حادث شده اند و نياز به علت پيدا مى كنند .
    اين پرسش كه (آفريننده خدا چه كسى است ؟) از سوى برخى مطرح شده است . امّا آنها از يك نكته مهم غفلت كرده اند و آن اين كه وقتى گفته مى شود هر چيزى آفريدگارى دارد ، منظور «هر چيز حادث و ممكن الوجود» است و اين قاعده كلى فقط در اشيايى كه قبلا نبوده و بعد حادث شده اند ، صادق است ، و در مورد واجب الوجود كه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود صدق نمى كند . زيرا وجود ازلى و ابدى نياز به آفريننده ندارد تا اين پرسش مطرح شود ; افزون بر اين ، اگر بگوييد بر فرض كه خداوند آفريدگارى دارد ! اين سؤال مطرح مى شود كه پس آفريدگارِ آفريدگار خداوند چه كسى است ؟!
    اگر موضوع زنجيروار ادامه يابد ، و براى هر خالقى ، خالق ديگر تا بى نهايت فرض شود ، سر از «تسلسل » در مى آورد كه بطلان آن روشن است ، و اگر به وجودى برسد كه هستى اش از خود اوست و نياز به آفريدگارى ندارد ، اين همان ذات مقدس خداوند متعال مى شود ; پس خداوند متعال آفريدگارى ندارد .(2)
    ازلى و ابدى بودن ذات مقدس خداوند ، در برخى از روايات اسلامى مورد اشاره قرار گرفته است ; از جمله : امام على (ع)مى فرمايد : «ليس لأوليّته ابتداءٌ و لا لأزليّته انقضاء ; براى اوليت او آغاز ، و براى ازليتش پايانى نيست .»(3)امام صادق (ع)فرمود : «او خداوند آغاز است نه اين كه چيزى قبل از او باشد ، و ابتدايى بر او پيشى گيرد ، او هميشه بوده و هميشه خواهد بود ، نه آغازى دارد و نه پايانى .»(4)
    ***************
    1:تفسير الميزان،ج 12 ، ص 24 و25
    2:پيام قرآن،ج 4 ، ص 187 ـ 197
    3:نهج البلاغه ، ترجمه شهيدى ، ص166 ،خطبه 163
    4: اصول كافى،ج 1 ،ص 167

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود