صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نكته های تفسیری از سوره حمد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9

    راهنما نكته های تفسیری از سوره حمد




    سوره فاتحه نخستين سوره اى است كه به صورت كامل بر پيامبر نازل گرديده است.
    در آغاز بعثت كه جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و آداب وضو و نماز را برابر مرسوم شريعت اسلام به او آموخت, اين سوره نازل شد. نيز در اسلام هيچ نمازى بدون سوره حمد نيست (لاصلاة الاّ بفاتحة الكتاب).
    اين سوره مكى است و از جهت ترتيب نزول ـ كه بر پايه آيات آغازين سوره ها تعيين مى شود ـ پنجمين سوره است.
    در سوره حجر ازاين سوره با نام (سبع مثانى) ياد شده و فرموده است : (ولقد آتيناك سبعاً من المثانى والقرآن العظيم). اين نام گذارى از آن روست كه اين سوره داراى هفت آيه كوتاه و قابل تكرار در تلاوت است, بويژه در نمازهاى روزانه كه بايد تكرار شود.
    در باره شرافت و منزلت اين سوره روايات بسيارى رسيده است, از جمله:
    جابربن عبدالله انصارى مى گويد, پيامبر(ص) به من فرمود: آيا مى خواهى برترين سوره ها را به تو بشناسانم. عرض كردم: آرى. فرمود: سوره حمد است كه (امّ الكتاب) به شمار مى رود. يعنى همه اهداف كلى قرآن درآن خلاصه شده است.
    اين سوره در سه بخش تنظيم شده است:
    1. تمجيد و ثناى الهى: (الحمدلله رب العالمين. الرحمن الرحيم. مالك يوم الدين).
    2. اظهار كمال انقطاع: (اياك نعبد و اياك نستعين).
    3. عرض نياز: (اهدنا الصراط المستقيم… ) تا آخر سوره.
    امام صادق(ع) مى فرمايد:
    (السورة التى اوّلها تحميد, و أوسطها إخلاص و آخرها دعاء, سورة الحمد.)
    در واقع اين سوره نوعى تربيت عملى است كه بندگان شايسته در پيشگاه قدس الهى, چگونه درخواست خود را عرضه كنند. درآغاز, تمجيد و ثناگويى شايسته مقام عظمت پروردگار, و سپس اظهار عبوديت و فقر محض در پيشگاه معبود و غنيّ على الاطلاق, و سرانجام نياز به درگاه او كه تن ها درخواست عنايت خاص حضرت حق است. دراين سوره ادب عبوديت را مى آموزد كه چگونه بنده در پيشگاه عظمت الهى عرض بندگى كرده, درخواست خود را اظهار بدارد.

    دوستان وعلاقه مندان به بحثهاي تفسيري ، اگر نكته تفسيري پيرامون سوره حمد وآيات آن ديدند ميتوانند در اين بخش قرار دهند تا ديگران هم استفاده برند
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99




    نكته های تفسیری از سوره حمد

    براى پى بردن به عمق و عظمت الحمد لله رب العالمین لازم است ، به تفاوت
    ((حمد)) و ((مدح )) و ((شكر)) و نتايج آن توجه شود:

    ((حمد)) در لغت عرب به معنى ستايش كردن در برابر كار يا صفت نيك اختيارى است ، يعنى هنگامى كه كسى آگاهانه كار خوبى انجام دهد، و يا صفتى را براى خود برگزيند كه سرچشمه اعمال نيك اختيارى است ، ما او را حمد و ستايش مى گوئيم .

    ولى
    ((مدح )) به معنى هر گونه ستايش است ، خواه در برابر يك امر اختيارى باشد يا غير اختيارى ، فى المثل تعريفى را كه از يك گوهر گرانبها مى كنيم ، عرب آن را مدح مى نامد، و به تعبير ديگر مفهوم مدح ، عام است در حالى كه مفهوم حمد خاص مى باشد.

    ولى مفهوم
    ((شكر)) از همه اينها محدودتر است ، تنها در برابر نعمتهائى شكر و سپاس مى گوئيم كه از ديگرى با ميل و اراده او به ما رسيده است .

    ادامه دارد....



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    و اگر به اين نكته توجه كنيم كه الف و لام ((الحمد)) به اصطلاح الف و لام جنس است و در اينجا معنى عموميت را مى بخشد، چنين نتيجه مى گيريم كه هر گونه حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است .

    حتى هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است ، و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مى پاشد، هر معلمى كه تعليم مى دهد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مى كند، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مى نهد ستايش آنها از ستايش خدا سرچشمه مى گيرد، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك او است ، و يا به تعبير ديگر حمد اينها، حمد خدا، و ستايش اينها ستايشى براى او است . و نيز اگر خورشيد نورافشانى مى كند، ابرها باران مى بارند، و زمين بركاتش را به ما تحويل مى دهد، اينها نيز همه از ناحيه او است ، بنابر اين تمام حمدها به او بر مى گردد.

    و به تعبير ديگر

    جمله الحمدلله رب العالمين ، اشاره اى است هم به توحيد ذات و هم صفات و هم افعال

    (دقت كنيد)


    تفسير نمونه ، جلد1، صفحه 28-29.
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ در ساعت ۰۰:۰۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    معنى رحمن و رحيم و فرق آن دو

    دو وصف رحمان و رحيم ، دو صفتند كه از ماده رحمت اشتقاق يافته اند،

    رحمت صفتى است انفعالى ، و تاءثر خاصى است درونى ، كه قلب هنگام ديدن كسى كه فاقد چيزى و يا محتاج به چيزى است كه نقص كار خود را تكميل كند، متاءثر شده ، و از حالت پراكندگى به حالت جزم و عزم در مى آيد، تا حاجت آن بيچاره را بر آورد، و نقص او را جبران كند، چيزيكه هست اين معنا با لوازم امكانيش درباره خدا صادق نيست ، و به عبارت ديگر، رحمت در خدايتعالى هم به معناى تاءثر قلبى نيست ، بلكه بايد نواقص امكانى آن را حذف كرد، و باقى مانده را كه همان اعطاء، و افاضه ، و رفع حاجت حاجتمند است ، به خدا نسبت داد.

    كلمه (رحمان ) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسيارى رحمت دلالت مى كند،

    و كلمه
    (رحيم ) بر وزن فعيل صفت مشبهه است ، كه ثبات و بقاء و دوام را ميرساند،
    پس
    خداى رحمان معنايش خداى كثير الرحمه ،
    و معناى خدای رحيم ، خداى دائم الرحمه است ،

    ادامه دارد ....


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    و به همين جهت مناسب با كلمه رحمان اين است كه دلالت كند بر رحمت كثيرى كه شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤ منين و كافر مى شود،

    و به همين معنا در بسيارى از موارد در قرآن استعمال شده ، از آن جمله فرموده :
    ((الرحمن على العرش استوى ))، (مصدر رحمت عامه خدا عرش است كه مهيمن بر همه موجودات است )
    و نيز فرموده :
    ((قل من كان فى الضلاله فليمدد له الرحمن مدا))، (بگو آن كس كه در ضلالت است بايد خدا او را در ضلالتش مدد برساند) و از اين قبيل موارد ديگر.

    و نيز به همين جهت مناسب تر آنست كه كلمه
    (رحيم ) بر نعمت دائمى ، و رحمت ثابت و باقى او دلالت كند، رحمتى كه تنها بمؤ منين افاضه مى كند، و در عالمى افاضه مى كند كه فنا ناپذير است ، و آن عالم آخرت است ،

    همچنان كه خداي تعالى فرمود:
    ((و كان بالمؤ منين رحيما))، (خداوند همواره ، به خصوص مؤ منين رحيم بوده است )،
    و نيز فرموده :
    ((انه بهم رؤ ف رحيم ))، (بدرستى كه او به ايشان رئوف و رحيم است )، و آياتى ديگر،

    و به همين جهت بعضى گفته اند: رحمان عام است ، و شامل مؤ من و كافر مى شود، و رحيم خاص مؤ منين است .


    ترجمه تفسير الميزان، جلد 1 ،ص 29-30.
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ در ساعت ۰۰:۱۹


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    254
    صلوات
    2000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در تفسیر آیه ی مبارک *ایاک نعبد و ایاک نستعین*





    *ایاک نعبد و ایاک نستعین*

    «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم»

    در زمینه ی اینکه چرا با وجود اینکه مقام جای تواضع است ، با این همه نون جمع در آن به کار رفته است؟

    امام رازی «در تفسیر الکبیر» خویش آورده است:

    در شریعت ما آمده است که اگر کسی کالایی چند را دریک معامله بدیگری بفروشد،وسپس پاره ای از آنها معیوب در آید،مشتری راست که معامله را همان گونه بپذیرد و یک جا رد کند ونمی تواند کالای معیوب را پس دهد و سالم را بپذیرد. در اینجا نیز از آن رو که بنده بندگی خویش را ناقص و معیوب همی بیند.آن را به تنهایی به حضرت باری تعالی عرضه نمی کند.بل عبادت دیگر بندگان از جمله انبیا و اولیا و صالحان را به آن پیوند میدهد.و همه را یک جا عرضه می کند،به این امید که عبادت وی نیز در آن بین مقبول افتد،چرا که عموم آن عبادات بی تردید مقبول می افتد و چون پذیرفتن سالم و پس دادن معیوب معامله ای است که پروردگار خود بندگانش را از آن نهی کرده استو این کار شایسته بزرگواری حضرت باری نیست،از این رو راهی جز قبول مجموع نمی ماند که آن خود مراد است.

    کلیات کشکول شیخ بهایی به ترجمه ی نیلوفر قلی پور صفحه ی 12



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    254
    صلوات
    2000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «الحمدلله» چرا خدای متعال نفرموده است «احمدُالله»؟
    چرا که اگر می فرمود «احمدالله» این پیام را به دنبال داشت که گوینده قادر بر حمد او باشد. اما چون فرمود «الحمدلله» بدین معناست که او پیش از حمد حامدان و پیش از شکر شاکران محمود می باشد. و بندگان اگر حمد بگویند و شکر بگذارند و نگذارند یکسان است. چه او از ازل تا به ابد به حمد قدیم وکلام خویش محمود بوده است.

    شرح این گر من بگویم بر زبان
    صد قیامت بگذرد و آن ناتمام



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    254
    صلوات
    2000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    چرا خداوند نفرمود« اعوذ بالملائکة» با آنکه کمترین ملائکه نیز قادرند دفع شیطان کنند، و سبب چیست که یاد ابلیس در مقابله با یاد خدا قرار میگیرد و جواب این است که گویی خدای متعال می فرماید: کید او در شما راه میابد در حالیکه شما او را نمی بینید و او شما را میبیند ، پس به کسی چنگ در زنید که شیطان را می بیند و شیطان او را نمی بیند.

    ویرایش توسط عاشق کربلا : ۱۳۹۴/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۵:۰۶


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    254
    صلوات
    2000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «بسم الله الرحمن الرحیم»
    گویی خداوند متعال می فرماید: من رحمن رحیم ام و رحمت مرا نهایت نیست، معصیت بندگانم متناهی است و رحمتم نامتناهی و متناهی در جَنب نامتناهی فانی گردد، پس ناچار گناهان همه آفریدگانم در دریای رحمت من فانی می گردد.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    254
    صلوات
    2000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در معنای کلمه «رحیم» گفته اند که خداوند متعال بر بندگان خویش در شش جایگاه رحیم است: اول در قبر و حشرات آن دوم قیامت و ظلمات آن سوم میزان و درجات آن چهارم قرائت نامه اعمال و فزعات آن پنجم صراط و مخافت های آن ششم آتش دوزخ و درکات آن
    تفسیر کبیر



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود