جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقدیم مفضول بر فاضل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تقدیم مفضول بر فاضل




    به نام خدا

    در باره اینکه جامعه مسلمانان نیاز به خلافت و حکومت دارد هیچ اختلافی بین فرق مختلف اسلامی نیست.
    در باره اینکه خلیفه و حاکم مسلمین باید افضل باشد یعنی شایسته ترین فرد باشد نیز تقریباً همه مذاهب اسلامی اتفاق دارند.

    در باره اینکه ممکن است حاکم و خلیفه در مدیریت جامعه افضل باشد اما در موارد دیگر مفضول بازهم تقریباً همه اتفاق نظر دارند.

    اما سخن شیعه این است که اگر خلیفه و حاکم از همه جهات افضل باشد دیگر دلیلی ندارد که مفضول مقدم شود.
    اهل سنت می گویند به خاطر مصالحی از جمله مقبولیت عمومی اشکال ندارد که مفضول بر افضل مقدم شود!

    اما روشن است که این سخن اهل سنت که از نظر کبروی دارای اشکالاتی است صرفاً برای توجیه یک امر صغروی و واقع شده در تاریخ است.

    با توجه به مطالب فوق امیدوارم بحث به طور مستند دنبال شود.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    اما روشن است که این سخن اهل سنت که از نظر کبروی دارای اشکالاتی است صرفاً برای توجیه یک امر صغروی و واقع شده در تاریخ است.

    سلام. با تشکر. میشه لطفا این جمله رو توضیح بدین؟
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط nahid_asghari نمایش پست
    سلام. با تشکر. میشه لطفا این جمله رو توضیح بدین؟
    نوشته اصلی توسط khoshnazar
    اما روشن است که این سخن اهل سنت که از نظر کبروی دارای اشکالاتی است صرفاً برای توجیه یک امر صغروی و واقع شده در تاریخ است.

    به نام خدا
    سلام، ممنون از توجه شما.

    معمولاً استدلال ها شامل یک قضیه ی کلی که به آن کبری می گویند و یک قضیه جزئی که به آن صغری می گویند و یک نتیجه است. مثل استدلال زیر:

    هر انسانی عاقل است (کبری)،
    حسن انسان است (صغری)،
    پس حسن عاقل است (نتیجه).

    در موضوع بحث اهل سنت می گویند تقدیم مفضول بر افضل اشکال ندارد،
    علی (ع) افضل از ابوبکر است،
    پس تقدیم ابوبکر بر علی (ع) اشکال ندارد!

    ما در بحث عقلی و در بنا نهادن یک قاعده نمی توانیم به جزئیات استدلال کنیم. بلکه باید مبنای خود را بر اساس یک استدلال منطقی بسازیم آنگاه جزئیات را با آن مطابقت دهیم و اگر مطابقت نداشت ببینیم اشتباه در جزئی مورد نظر است یا در استدلال و نتیجه گیری ما.

    گفتیم که تمام عقلای جهان تقدیم مفضول بر افضل را قبیح می دانند.
    مثلاً کسی حاضر نیست تا وقتی که پزشک ماهرتر و حاذق تر هست (در شرایط مساوی) به پزشک غیر ماهر و حاذق مراجعه کند. زیرا عقل چنین کاری را تقبیح می کند.

    و گفتیم که اهل سنت نیز مانند شیعه این کلی را قبول دارند که در صورتی که افضل از جمیع جهات وجود داشته باشد دلیلی ندارد که مفضول مقدم شود. (در شرایط مساوی و صرف از نظر از هر مانعی).

    اما در اینجا یک تفاوت بین شیعه و سنی هست و آن اینکه هرکدام پیش فرضی دارند که گرچه در قاعده "قبح تقدیم مفضول بر افضل" دخالتی ندارد اما در مقام عمل و به کارگیری این قاعده تأثر دارد:
    پیش فرض شیعه این است که خداوند در هر زمان کسی را قرار داده است که از جمیع جهات افضل از دیگران است. اما سنی چنین پیش فرضی را ندارد. برای همین پس از پیامبر صلی الله علیه و آله کسی را نه تنها معصوم بلکه حتی افضل از همه جهات نمی داند.

    برای درک بهتر و روشن تر مطلب فرض مختلف مسأله را مطرح می کنیم تا در مقام تصمیم گیری بهتر بتوانیم عمل کنیم و اعتقاد صحیح را تشخیص دهیم:

    فرض می کنیم در یک مجلس دو نفر هستند که یکی پیامبر است (که از همه جهات افضل است) و دیگری فرد عادی.
    اینجا شکی نیست که پیامبر مقدم است و عقل تقدیم فرد عادی بر پیامبر را قبیح می داند.
    حال اگر دو نفر عادی باشند و از این دو نفر یکی در همه چیز عالمتر و داناتر از دیگری است. آیا عقلاً زشت نیست که ما با وجود فرد داناتر از دیگری سؤال بپرسیم؟

    حال اگر یکی از دو نفر داناتر و دیگری قوی تر و شجاع تر است. اینجا مسلم است که در هرکاری که علم نیاز باشد به داناتر و در هرکاری که قوت و شجاعت نیاز باشد به قوی تر مراجعه می کنیم.
    پس می بینیم که ما همیشه در امور، قاعده ی تقدیم فاضل بر مفضول را مراعات می کنیم.

    اما در مسأله امامت و ولایت و حکومت چه؟؟
    تا بعد... یا حق



    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا

    تا اینجا صور مختلف مسأله را بررسی کردیم و گفتیم که تقدیم مفضول بر فاضل یا افضل عقلاً قبیح است. یعنی عقلاء بشر (یا عقل عملی که تشخیص دهنده زشت و زیبا و حقوق و تکالیف است) در جایی که فرد شایسته هست سپردن کار به فرد ناشایسته را زشت و قبیح می دانند.

    اختلافی که به طور مشخص بین شیعه و سنی در این مسأله وجود دارد در این است که بعضی از علمای سنی می گویند در صورت مصلحت، با وجود فرد شایسته سپردن کار به فرد ناشایسته زشت و قبیح نیست.
    اما شیعه می گوید اصلاً اینجا جای مصلحت نیست. یعنی تقدیم افضل یا به تعبیر امروزی "شایسته سالاری" مصلحت بردار نیست.
    به بیان دیگر هیچ مصلحتی بالاتر از شایسته سالاری و تقدیم افضل نیست.

    این قاعده و قانون نه تنها در باب حکومت و ولایت بلکه در تمام امور جاری است.

    این موضوع در ابواب مختلفی مانند: امامت، خلافت، ولایت، قضاوت، مرجعیت، ریاست و تصدی هر امری تأثیرگذار است و نتیایج انخابات و انتصابات و حتی اعتقادات و غیره را تعیین می کند.


    ویرایش توسط khoshnazar : ۱۳۸۸/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۱:۵۵
    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10

    حضرت زهراء از چه چیزی دق کردند و رفتند؟




    حضرت زهراء از چه چیزی دق کردند و رفتند؟

    زنان مهاجر و انصار برای عیادت حضرت زهراء سلام الله علیها آمده بودند، حال حضرت را جویا شدند، شاید انتظار داشتند ایشان ناراحتی های جسمی را مطرح سازند، اما جواب طور دیگری آغاز شد:

    من دنیای شما را نمی خواهم، از مردان شما غضبناکم، تا رسید به اینجا که:

    مردان شما ذنابی را با قوادم عوض کردند.

    ذنابی به پرهای کوچک اطراف مقعد پرنده را می گویند.
    قوادم به پرهای بزرگ و مقاوم زیربال پرنده را می گویند.

    ایشان چه تشبیه زیبائی کردند، پرهای اطراف مقعد ریز و غیر مقاوم و فقط برای فضولات آفریده شده است، به عکس قوادم، پرنده بدون آنها نمیتواند پرواز کند و در زمین ساکن می ماند.

    همسران شما نگذاشتند جامعه اسلامی رشد کند و تکامل یابد، چون ضعیف را بر قوی، و جاهل را بر عالم ترجیح دادند.

    منبع: معانی الاخبار شیخ صدون ص 355
    ویرایش توسط سيد حسين : ۱۳۸۸/۰۸/۱۲ در ساعت ۲۱:۵۹

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    معمولاً استدلال ها شامل یک قضیه ی کلی که به آن کبری می گویند و یک قضیه جزئی که به آن صغری می گویند و یک نتیجه است. مثل استدلال زیر:
    هر انسانی عاقل است (کبری)،
    حسن انسان است (صغری)،
    پس حسن عاقل است (نتیجه).
    با سلام آقای استاد گرامی... بنظر میرسه .. این صغرا وکبری ونتیجه اشتباه باشد.
    زیرا جای صغرا وکبری برعکس شده ودرنتیجه خود نتیجه هم ناقص هست..
    زیرا این طور نیست که هر انسانی عاقل باشد!!! لا اقل مجنونین این را قبول ندارند.
    میبینید حد وسط در صغر ی وکبری تکرارنشده!! .. وصورت منطقیش اینه مثلا:
    انسان عاقل است.
    هر عاقل ، ممکن الوجود است
    پس انسان ممکن الوجود است.
    در موضوع بحث اهل سنت می گویند تقدیم مفضول بر افضل اشکال ندارد،
    علی (ع) افضل از ابوبکر است،
    پس تقدیم ابوبکر بر علی (ع) اشکال ندارد!
    جناب استاد ...دراینجا اصلا صغری وکبری درست نکردید!!
    درضمن کدام سنی گفته تقدیم مفضول بر افضل اشکال ندارد .. اگه ممکنه ادرس دقیق ونام آن عالم سنی رابفرمایید.. ممنون

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام خدمت همه دوستان
    درباره تقدیم مفضول بر فاضل مطالب زیادی را میتوان طرح کرد، فقط به یک آیه از قرآن استدلال می کنم:
    قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون، زمر/9، بگو: آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟!
    وقتی آگاهان مقدم هستند، ببینیم در صدر اسلام چنین اتفاقی افتاده یا نه؟
    به اعتراف همه، امیرالمؤمنین آگاه ترین فرد بعد از پیامبر می باشد، ایشان کسی است که همگان او را باب علم نبی میشناسند، اما در سقیفه و سائر جاهائی که صحبت از انتخاب خلیفه میشد، علم فراوان ایشان را نادیده می گرفتند و بهانه های واهی می آوردند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط vaez. نمایش پست
    کدام سنی گفته تقدیم مفضول بر افضل اشکال ندارد .. اگه ممکنه ادرس دقیق ونام آن عالم سنی رابفرمایید.. ممنون

    بنابراین لازم نیست صراحتا بگویند تقدیم مفضول بر فاضل اشکال ندارد، هینکه به لوازم آن معتقد باشند کافی است که مفضول را بر فاضل مقدم بدانند، همینکه جوان بودن یا شوخ طبعی را بهانه کنند کافی است که متهم شوند به تقدیم مفضول بر فاضل.

    مثلا عمر کسی است که اعتراف می کند:
    چون علی از قریش افراد زیادی را کشته بود خلافت شایسته او نیست.
    در جمله فوق، علم را معیار شایسته سالاری ندانسته و کینه های عرب جاهلی را معیار قرار داده اند.

    بیان سائر نمونه ها از در این مقال نمیگنجد، همچنین بی سوادی و ضعف علمی ابابکر و عمر، خود مثنوی هفتاد من خواهد شد که تاپیک دیگری می طلبد.


    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    چرا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیها السلام بعنوان خلیفه انتخاب نشد؟
    بر فرض محال، پیامبر هیچ توصیه ای درباره خلافت نکرده باشند، چرا خلیفه جاهل بر خلیفه عالم مقدم شد؟
    اگر نام این تقدیم مفضول بر فاضل نیست پس چیست؟
    خود ایشان میفرمود:
    سلونی قبل ان تفقدونی، هرچه میخواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست دهید.
    چه کسی است که بتواند چنین ادعائی بکند؟

    سخنان دیگران را نیز درباره علم ایشان بخوانیم:
    پیامبر: من شهر علمم و علی دروازه او.
    اگر خدا حکیم است، اگر پیامبر تنها کانال رسیدن به حکمت خداست، برای رسیدن به علم پیامبر هیچ راهی جز علی علیه السلام نیست، پس تنها راه رسیدن به علم و حکمت إلهی، علی بن ابیطالب است.

    ابن عباس: علم من و علم اصحاب محمد بالنسبه به علم علی، مثل یک قطره در هفت دریاست.
    ابن مسعود: نزد علی علم ظاهر و باطن است.
    عمر: پناه می برم از مشکلی که اباالحسن در آن نباشد.
    معاویه: فقه و علم با فوت علی از بین رفت.
    مرحوم امینی: احادیث و کلماتی که گویای علم امیرالمؤمنین باشد، خود کتاب مفصلی خواهد شد.

    خب ببیند که چنین شخصی را کنار گذاشتند و کسانی را خلیفه ساختند که معنای چندین کلمه در قرآن را نمیدانستند.

    کسی مثل عمر را خلیفه ساختند که وقتی گفت کسی حق ندارد مهریه اش از 400 درهم بیشتر شود یکی از زنان پشت پرده آیه 20 سوره نساء را خواند (وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً، و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى (بعنوان مهر) به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشكار متوسل مى‏شويد؟) در این هنگام عمر گفت: تمام مردم از عمر آگاه ترند حتی زنان پشت پرده، گویا عمر اطلاع از ظاهر آیات قرآن نداشت، او کجا امیرالمؤمنین کجا که ظاهر و باطن تمام آیات و شأن نزول آنها را میدانست.

    کلام در مقایسه علمی امیرالمؤمنین با سائرین به درازا خواهد کشید.

    این تازه فقط یک بُعد از دلائل برتری ایشان است، ابعاد دیگری مانند: شجاعت، امانت، صداقت، ایمان و .... که از بایسته های یک امیر است.

    در تمام فاکتورهای فوق امیرالمؤمنین سرآمد است.
    اما ایشان را خانه نشین کردند.
    این تقدیم مفضول بر فاضل نیست پس چیست؟

    پس این سؤالات همچنان پاسخ میطلبد:
    چرا خلیفه ترسو بر شجاع مقدم شد؟
    چرا خلیفه بخیل بر سخی مقدم شد؟
    چرا خلیفه خائن بر امین مقدم شد؟
    چرا خلیفه مشرک بر مؤمن مقدم شد؟
    چرا...

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۸:۳۱
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود