جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عبادات وتوبه های موسمی(راهنمایی کنید)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عبادات وتوبه های موسمی(راهنمایی کنید)




    بسم الله النور
    دوستای خوبم؛
    شاید شما هم یه وقتایی شده یه حس وحال خوش معنوی داشته باشی ؛حس میکنی فقط وفقط مال خدایی بعضی وقتا چه عاشقانه میری تو آغوشش گریه میکنی چه آرامش زیبایی چه حس قشنگی!
    بعضی وقتا آقا رو کنارت حس میکنی ؛بچه میشی قهر میکنی؛آشتی میکنی ...احساس خوبیه اماچرا واسه من یه لحظه اس؟!
    چی میشه چه اتفاقی رخ میده که بنده فراموش میکنه این حالات رو؟! چرا اون فراموشی خیلی بیشتر وطولانی تر از اون لحظات زیباست......
    احساس دلتنگی وغم مبهمی وجودم رو میگیره .سیاهی گناه وجودم رو گرفته شاید علت این غم همون روزنه نوریه که ابتدای خلقتم گفتی(نفخت فیه من روحی)تووجودم از اون روح عظیم همین کورسوی نور باقی مونده!
    مستاصل؛درمانده باز در محضرت زانو میزنم (قد اتیتک یاالهیبه تو رو میارم(یارب الیک نصبت وجهی)ودستم رو به طرفت دراز میکنم (والیک مددت یدی)دستم رو بگیر...اما...دوباره ضعیفیم رو بیاد میارم میبرم واین جملات نهایی رو با بغض وگریه ؛بریده بریده به زبون میارم..الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک...فقط تو میتونی
    دوستم به من بگو چگونه باشم که دچار عبادت وتوبه موسمی نشم.
    به من بگو چگونه با این جمله (صد بار توبه شکستی باز ای)گستاخ نشم.
    به من بگو چگونه این احساسات زیبا با بر جا باشند.
    به من بگو چگونه...
    ویرایش توسط .NOOR. : ۱۳۸۸/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۱:۲۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    183
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    ا. ممنون از پست زیباتون .

    2. منم مثل شمام . انسانی فراموشکار ...

    3. چند نکته به نظرم میرسه که فکر میکنم بیانش خالی از لطف نباشه :

    الف. قطعا گناه و کوچک شمردن اون حال عبادت رو از انسان میگیرد.متاسفانه بعضی گناهان برامون عادی شده ؛ مثل گناهانی که در سطح جامعه رواج داره مانند غیبت و نگاه به نامحرم و و گوش دادن موسیقی های مبتذل ...

    ب. دوم اینکه خیلی به حلال و حرام لقمه ها و اموالی که وارد زندگیمون میشه توجه نمیکنیم . آقا میخواد به خانمش توجه نشون بده یک ساعت از تلفن اداره موبایل خانم رو میگیره و درد دل میکنه . این یه حرومه اگر دقت کنیم .

    ج . دچار بزرگ بینی هستیم . احساس میکنیم اگر به جز نماز یه حرکت دیگه انجام دادیم برای عمرمون بسه و آدم خوبی شدیم . دریغ از اینکه ما هر لحظه نیاز داریم به تذکر و تذکر در عبادت با استغفار و توجه مدارم به اعمالمون حاصل میشه .

    د. به خدا احساس نیاز نمیکنیم . فقط وقتی سر بلند میکنیم و میگیم خدا که مشکل داریم . همین که حل شد فراموشش میکنیم . یا الله .

    ح . میگیم بگذار حالا گناه کنم بعدا توبه میکنم . پر رو شدیم از رحمت بی انتهای الهی . دیگه فکر نمیکنیم به این حدیث که جوری زندگی کنید که انگار هزار سال عمر میکنید و در عین حال جوری زندگی کنید که انگار دقیقه ای دیگر زنده نخواهید بود .
    .
    .
    .
    ادامه دارد ... .

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    دلم تا دست بر دامان در زد/دو دستي سنگ شيون را به سر زد
    اميدم مشت نوميدي به در کوفت/نگاهم قفل در، ميخ قدر کوفت
    چه درد است اين که در فصل اقاقي؟/به روي عاشقان در بسته ساقي
    بر اين در،‌ واي من قفلي لجوج است/بجوش اي اشک هنگام خروج است
    در ميخانه را گيرم که بستند/کليدش را چرا يا رب شکستند؟!
    دلم تا چند يا رب خسته باشد؟/در لطف تو تا کي بسته باشد؟
    ==========================
    حبيبم قاصدي از پي فرستاد/پيامي بابلوري مي فرستاد
    که مي دانم تو را شرم حضور است/مشو نوميد، اين جا قصر نور است
    الا! اي عاشق اندوه گينم/نمي خواهم تو را غمگين ببينم
    اگر آه تو از جنس نياز است
    در باغ شهادت باز، باز است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    چاره اي نيست




    ضمن تشكر از نحوه نگارش يك احساس دروني شما بزرگواران
    توجه داشته باشين اصولا اين انسان موجودي فراموش كار است
    اين فراموش كاري يه جاهايي خيلي مفيده مثلا به خاطر دلبستگي هاي عاطفي كه آدما دارن وقتي عزيزي رو ازدست مي دهند اگه اين حالت فراموشي رو نداشته باشند زندگي براشون غيرقابل تحمل خواهد شد و مشكلات روحي عديده پيدا مي كنند ولي مي بينين همينه كه جنازه عزيزشان را درقبرگذاشتند به يك باره اين علقه قطع شده و آرام آرام فراموشي برآدمي مستولي مي شود.
    اما همين روحيه فراموشي جاي ديگري به راحتي به انسان لطمه مي زند آنجا كه انسان همواره خود را در محضر خداوند مي بيند و به سمت گناه نمي رود بارها اين امر را به فراموشي مي سپارد و طعم گناه را بارها مي چشد
    و چون خداوند مي دانسته اين روحيه براي انسان وجود دارد براي اين كه اورا به زحمت زياد نياندازد گفته بازآي بازآي صدباراگر توبه شكستي بازآي
    خيلي وقت هاهمين آدمي كه به راحتي مرتكب گناه مي شود و در محضرخدا بودن را فراموش مي كند وقتي به خود ميآيد فوري حال بدي بهش دست مي دهد و از كرده خود پشيمان مي شود همين مهم است كه انسان از كرده خود پشيمان شود و خداوند هم ارحم الراحمين است نبايد نااميد شد
    به همين خاطراست كه قرآن مي فرمايد : فذكر فان الذكري تنفع المومنين
    تذكر به مومنين نفع مي رساند مومنين هم نياز به تذكر دارند. به همين خاطر است كه حتي پيامبراكرم در رازو نيازخود و شب زنده داري هايش مكرر مي فرمود: الهي لاتكلني طرفة عين ابدا، خدايا مرا لحظه اي به حال خود وامگذار !
    اما چه بايد كرد بايد سعي كرد ترك گناه را آنقدر مراقبت كرد تا براي مان ملكه شود كه كاري بسيار دشوار وسخت است حضور در دنيا يعني فراموشي حضور در اين عالم يعني غفلت و......


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    نفس اماره ولوامه




    نكته اي ديگر : مهم اين است كه وقتي مرتكب گناه مي شويم بلافاصله از گناه خود پشيمان شويم اين حالت پشيماني را نبايد در اثر تكرار گناه از دست دهيم .
    به طور كلي نفس انسان حالت هاي متفاوتي دارد كه يكي از آن ها نفس لوامه است كه پيوسته آدمي را به كارهاي زشتي كه مرتكب مي شود ملامت و سرزنش مي كند
    نفس آدمي حالت ديگري دارد به نام نفس اماره : وماابرء نفسي ان النفس لأمارة بالسوء الا مارحم ربي ، حالتي در درون نفس هست كه همواره آدمي را به ارتكاب گناه و پي جويي لذت آن و كنجكاوي نسبت به آن دعوت و وسوسه مي كند
    حال آدمي با داشتن اين دوحالت نفس چه برخوردي مي كند!
    در صورتي كه بيشتر سخن لوامه را حلقه آويزگوش خود كند اين امرباعث تقويت اين حالت نفس شده ورابطه اين حالت با اماره متعاكس و متقابل است يعني هرچه اين حالت را تقويت كنيم وسوسه گري نفس كمتر مي شود، سركشي نفس كمتر مي شود به طوري كه رفته رفته از بين خواهد رفت چرا كه شيطان دروني از فرد نااميد مي شود بايد در اين مسير به اين سمت حركت كنيم .
    در صورتي كه بيشتر سخن اماره را مورد توجه و عمل خود قراردهد، اين امر باعث مي شود رفته رفته حالت رهايي نفس و آزادي او و گردن كشي اش بيشتر شود و در مقابل حالت لوامه و آن وجدان بيدار رو به خاموشي و خواب گرايد به حدي كه حتي اگر هزاران انسان بي گناه را درمقابل چشمانش قتل عام كنند هيچ احساسي نخواهد داشت در اين صورت نفس لوامه اش از بين رفته است و وجدانش خاموش شده است. كه بايد از خدابخواهيم هرگز به چنين مرحله اي نرسيم بيشتر جنايت كاران و گناه كاران حرفه اي وقتي مي بينيم به راحتي گناهي را مرتكب ميشوند و احساس بدي هم نمي كنند به همين خاطرا ست.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    نورانيت دل




    جمله زيبايي هست كه مي گه:
    انارة العقل مكسوف بطوع هوي و عقل عاصي الهوي يزداد تنويرا
    يعني: نورانيت دل با پيروي هوا و هوس كدر و پوشيده مي شود ولي دلي كه با هوا و هوس ها مخالفت كند بر نورانيتش افزوده مي شود
    توضيح: ظرف دل انسان مثل يه شيشه شفافه اين شفافيتش بستگي داره چقدر دنباره رو هوا و هوس باشيم
    اگه از هوا و هوسمون مرتب پيروي كنيم نتيجه اش اين كه اين شيشه شفاف كدر مي شود و آنقدر پيش مي رود تا نورانيت آن تبديل به سياهي و زنگار مي شود
    ودر صورتي كه به جهت مخالف با هوا و هوسمان مخالفت كنيم نه تنها اين كه اين نورانيتش حفظ و شفاف باقي مي ماند روز به روز بر شفافيتش افزوده خواهد شد.
    پس بياييم بر نورانيت دل خود بيافزاييم با طاعت و بندگي خدا و پيروي نكردن از هوا و هوس.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    اقبال و ادبار قلب




    اميرالمومنين علي عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايد: (ان ّ للقلوب شهوه اقبالا و ادبارا فائتوها من قبل شهوتها و اقبالها) ((گاهي قلب ها آمادگي روي آوردن به حق را دارند و گاهي آمادگي ندارند و پشت مي كنند پس از حالت اشتياق و اقبال آنها استفاده كنيد.))
    در حالت عدم آمادگي قلب ، عمل نه تنها بي تاثير خواهد بود و اگر در اين حالت چيزي بر قلب تحميل شود قلب كور مي شود; (ان ّ القلب اذا اكره عمي )هرگاه قلب با ناخوشايندي بر كاري واداشته شود كور مي گردد.
    مثلا گاهي قلب انسان به انجام يك امر معنوي و عبادي خاصي رغبت و اقبال دارد مثلا" دلش مي خواهد نماز بخواند يا فقط دلش مي خواهد الان قرآن بخواند يا دلش مي خواهد الان دعا و فلان مناجات را بخواند يا حتي دلش مي خواهد الان غزل عرفاني و شعر معنادار را بخواند به هر كاري كه قلب تمايل و كشش ونسبت به آن اقبال و نشاط داشت به همان كار پرداخته شود.
    نمونه آن مطلبي است كه شما اشاره كرديد كه گاهي آدم دلش مي خواهد كارهاي خوب انجام بدهد و از كرده خود پشيمان است چنين اوقاتي را مغتنم بشماريم و ازش خوب استفاده كنيم با رعايت اين دستور قلب با زمزمه هاي معنوي پرورش مي يابد و به آنها انس مي گيرد درسايه اين انس گرفتن قطعا" بسياري از دوري ها و پيروي ها از شيطان از انسان رخت برمي بندد.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله النور
    با سلام خدمت کارشناس محترم جناب از قرآن بپرس؛
    از شما کمال تشکر رو دارم که این موضوع رو در چند پست جواب دادید؛
    جناب از قران بپرس شاید شده بیشتر اوقات زمان آنلاینی این موضوع وجوابهای کارشناسانه شما رو من باب تذکر ویاد آوری مجددا از نظر گذرانده باشم .اما اولین جواب شما "چاره ای نیست" یعنی فراموشکاری انسان را امری طبیعی دانستن؛ تنها این جمله رو که(انسات جایز الخطاست)تو ذهنم تداعی میکنه البته هرچند این جمله اشتباست چرا که جواز خطا کردن برای انسان صادر میکنه .شاید این جمله جایگزین مناسبی داشته باشه که ممکن الخطا بودنه .سوالم به شیوه دیگه پا برجاست:
    مدیر انجمن اخلاق وعرفان؛اگر گزینه"چاره ای نیست " و "اقبال وادبار قلب" رو مد نظر بگیرم احساس میکنم برای من راه چاره نیست آیا باید منتظر آمادگی قلبم بمونم اگر این آمادگی اصلا پیش نیاد یا خیلی کم یا دیر بوجود بیاد چی؟آیا من متضرر نشدم ؟مگر من تاکی زنده ام؟
    مطمئنامسئله فراموشکاری در زمینه ای که مثال زدید موضوعی جدا از مسائل دینی ومعنوی است.
    میخوام بدونم اونهایی که به درجاتی از معنویت رسیدند ومراحلی رو طی کردند؛ مطمئنا انسانهایی مثل ما بودند اما چطور این فراموشکاری رو از بین بردند؟(مطمئنا گزینه چاره ای نیست در افکارشان جایی نداشته).
    افرادی مثل من که فراموشکارند مصداق اون آیاتیند که خداوند در قران میفرماید:زمان بیچارگی ودرماندگی بیاد من هستند همین که نجات پیدا کردند از یاد من غافلند.
    جناب از قران بپرس ؛مدیر علمی انجمن اخلاق وقران؛ آیا حساب اونی که این مسائل رو میدونه با اونی که نمیدونه یکیه؟احساس میکنم مشکل جای دیگه وچیز دیگه باشه؟راهکار برای امثال من چیه؟



  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود