جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارتباط اخلاق و پرستش در احادیث

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارتباط اخلاق و پرستش در احادیث







    این مساله در احادیثى كه از شخص پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و همچنین از سایر پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده با اهمیت فوق العاده اى تعقیب شده است. در حدیثی از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم كه فرمود: «لو كنا لانرجو جنة ولانخشى نارا ولاثوابا ولاعقابا لكان ینبغى لنا ان نطالب بمكارم الاخلاق فانها مما تدل على سبیل النجاح؛ اگر ما امید و ایمانى به بهشت و ترس و وحشتى از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابى نمى داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقى برویم، چرا كه آنها راهنماى نجات و پیروزى و موفقیت هستند» (مستدرك الوسائل، جلد 2، صفحه 283). این حدیث بخوبى نشان مى دهد كه فضائل اخلاقى نه تنها سبب نجات در قیامت است بلكه زندگى دنیا نیز بدون آن سامان نمى یابد!

    در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: «جعل الله سبحانه مكارم الاخلاق صلة بینه وبین عباده فحسب احدكم ان یتمسك بخلق متصل بالله؛ خداوند سبحان فضائل اخلاقى را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، همین بس كه هر یك از شما دست به اخلاقى بزند كه او را به خدا مربوط سازد» (تنبیه الخواطر، صفحه 362). به تعبیر دیگر، خداوند بزرگترین معلم اخلاق و مربى نفوس انسانى و منبع تمام فضائل است و قرب و نزدیكى به خدا جز از طریق تخلق به اخلاق الهى مكان پذیر نیست! بنابراین، هر فضیلت اخلاقى رابطه اى میان انسان و خدا ایجاد مى كند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیكتر مى سازد. زندگى پیشوایان دینى نیز سرتاسر بیانگر همین مساله است كه آنها در همه جا به فضائل اخلاقى دعوت مى كردند، و خود الگوى زنده و اسوه حسنه اى در این راه بودند و به خواست خدا در مباحث آینده در هر بحثى به نمونه هاى اخلاقى آنها آشنا خواهیم شد و همین بس كه قرآن مجید به هنگام بیان مقام والاى پیامبراسلام صلى الله علیه و آله مى فرماید: «وانك لعلى خلق عظیم؛ و به راستی تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى!» (سوره قلم، آیه 4).

    همچنین در تمام روایاتى كه سخن از فلسفه احكام به میان آمده، اشاره به تاثیرعبادت در تهذیب نفوس و پالایش روح و صفاى دل شده است. از جمله، در كلمات قصار امیرمؤمنان على علیه السلام آمده است: «فرض الله الایمان تطهیرا من الشرك، والصلوة تنزیها عن الكبر، و الزكاة تسبیبا للرزق، و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق...؛ خداوند ایمان را براى تطهیر دل از شرك واجب فرموده، و نماز را براى پاك شدن از تكبر، و زكات را سبب روزى قرار داده، و روزه را وسیله اى براى پرورش اخلاص بندگان ...» (نهج البلاغه، حکمت 252). شبیه همین معنى با مختصر تفاوتى در خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا (س) دیده مى شود آنجا كه مى فرماید: «فجعل الله الایمان تطهیرا لكم من الشرك، و الصلوة تنزیها لكم عن الكبر، و الزكاة تزكیة للنفس و نماء فى الرزق، و الصیام تثبیتا للاخلاص ... ؛ خداوند ایمان را سبب پاكسازى شما از شرك قرار داده است و نماز را وسیله اى براى تطهیر قلوب از كبر، و زكات را موجب تزكیه نفس (از بخل و حرص و دنیا پرستى) و نمو روزى، و روزه را عامل تثبیت خلوص نیت».


    در حدیث معروفى كه درباره نماز از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله آمده، نماز را تشبیه به نهر آب زلال جارى مى كند كه بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنج بار در آن شست و شو كند. بدیهى است كه بر اثر آن، چیزى از آلودگیها در وى باقى نمى ماند. این حدیث نیز دلیل روشنى بر این مدعاست (محجة البیضاء، جلد 1، صفحه 339). و به همین ترتیب، درباره هر یك از عبادات آثارى ذكر شده كه شاهد گویاى تاثیر عبادت در تهذیب نفوس انسانى است. در حدیث دیگرى از امام على بن موسى الرضا علیهما السلام درباره آثار عبادت بطور كلى چنین مى خوانیم: «فان قال فلم تعبدهم؟ قیل لئلا یكونوا ناسین لذكره و لا تاركین لادبه، و لا لاهین عن امره و نهیه، اذا كان فیه صلاحهم و قوامهم، فلو تركوا بغیر تعبد، لطال علیهم الامد فقست قلوبهم، اگر كسى بگوید: چرا خداوند به بندگانش دستور عبادات داده (مگر نیاز به عبادت آنها دارد؟) در پاسخ گفته مى شود، این به خاطر آن است كه یاد خدا را به فراموشى نسپارند، و ادب را در پیشگاه او ترك نكنند، و از امر و نهى او غافل نشوند، چرا كه در آن صلاح و قوام آنها است و اگر مردم بدون پرستش و عبادت رها شوند، مدت زیادى بر آنها مى گذرد (و از یاد خدا غافل مى شوند) لذا دلهاى آنها قساوت پیدا مى كند» (عیون اخبار الرضا، مطابق نقل نور الثقلین، جلد1، صفحه 39، حدیث 39). به این ترتیب روشن مى شود كه عبادت پروردگار قلب را بیدار و روح را هشیار مى كند و مایه یاد خداست كه آن نیز خمیر مایه اصلاح درون و برون است.

    در حدیث دیگرى از امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام مى خوانیم كه در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز مى فرماید: «مع ما فیه من الایجاب و المداومة على ذكر الله عزوجل باللیل و النهار لئلا ینسى العبد سیده و مدبره و خالقه، فیبطر و یطغى و یكون فى ذكره لربه و قیامه بین یدیه زاجرا له عن المعاصى و مانعا له عن انواع الفساد ؛ علاوه بر این كه عبادت، سبب تداوم ذكر خداوند متعال در شب و روز مى شود، تا بنده مولى و مدبر و خالقش را فراموش نكند و نعمتهاى الهى مایه مستى و غرور او نشود و به طغیان بر نخیزد و یاد پروردگار و قیام در برابر او، وى را از معاصى باز مى دارد و مانع انواع فساد مى شود» (وسائل الشیعه، جلد3، صفحه 4).

    در حدیث دیگرى، از امام صادق علیه السلام در مورد آثار نماز و میزان قبولى آن چنین آمده است: «من احب ان یعلم ان قبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعت صلاته عن الفحشاء و المنكر، فبقدر ما منعته قبلت؛ هر كس مى خواهد بداند آیا نماز او قبول شده یا نه ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و بدیها باز داشته است یا نه؟ به همان اندازه كه او را باز داشته نمازش قبول شده است!» (مجمع البیان، جلد 8، صفحه 285، ذیل آیه 45 سوره عنكبوت). این عبارت با صراحت و وضوح، روشن مى كند كه نماز صحیح و كامل رابطه مستقیم و تنگاتنگى با مسایل اخلاقى و دعوت به خوبیها و نهى از بدیها دارد و آنها كه نمازشان این اثر را ندارد، تنها به جسم نماز پرداخته اند و به تعبیر دیگر نمازى است اسقاط كننده تكلیف نه مورد قبول پروردگار.

    در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله در مورد فلسفه روزه چنین مى خوانیم: «ان الصوم یمیت مراد النفس و شهوة الطبع الحیوانى، و فیه صفاء القلب و طهارة الجوارح، و عمارة الظاهر و الباطن، و الشكر على النعم، و الاحسان الى الفقراء، و زیادة التضرع و الخشوع، و البكاء و جعل الالتجاء الى الله، و سبب انكسار الهمة، و تخفیف السیئات، و تضعیف الحسنات، و فیه من الفوائد ما لا یحصى؛ روزه هواى نفس و شهوت طبیعت حیوانى را مى میراند (و طغیان آن را فرو مى نشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بیرون و درون انسان و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرع و خشوع و گریه است و وسیله اى است براى التجاء به پروردگار و سبب شكستن دلبستگیها و كم شدن سیئات و فزونى حسنات است و در آن فوائد بیشمارى است» (بحارالانوار، جلد93، صفحه 254).

    در این حدیث چهارده اثر مثبت براى روزه ذكر شده كه مجموعه اى از صفات فضیلت و افعال اخلاقى است. امیرمؤمنان على علیه السلام می فرماید: «دوام العبادة برهان الظفر بالسعادة؛ استمرار و پى گیرى عبادت، دلیلى بر وصول به سعادت است» (غرر الحكم، شماره 5147). از روایات بالا و روایات دیگرى كه در این زمینه در لابه لاى كتب معروف روایى وارد شده، رابطه بسیار نزدیك عبادت و پاكسازى روح و صفاى دل و تهذیب نفوس را روشن مى سازد. مخصوصا هر قدر عبادت خالصتر و بى ریاتر و آمیخته باحضور قلب و آداب باشد، این تاثیر قوى تر خواهد بود. این مساله كاملا محسوس است كه انسان وقتى عبادتى را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام مى دهد، بعد از آن نورانیت و صفاى دیگرى در قلب و جان خود احساس مى كند، میل او به خوبیها بیشتر مى شود و تنفر او از بدیها افزون مى گردد؛ خود را به خدا نزدیكتر مى بیند و روح خضوع و تواضع و عبودیت و تسلیم در برابر حق را در خود زنده مى بیند.

    این نكته قابل توجه است كه همه عبادات یك اثر مشترك دارند و هر كدام یك تاثیر ویژه، اثر مشترك همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسلیم در مقابل حق، و بیدارى و هوشیارى و ترك غفلت است. به طور کلی«عبودیّت» نهایت اوج تكامل روح یك انسان و قرب او به خداست، و عبودیّت تسلیم مطلق در برابر ذات پاك اوست. عبادت تنها ركوع و سجود و قیام و قعود نیست، بلكه روح عبادت تسلیم بى قید و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بى مثالى است كه از هر عیب و نقص مبرّاست. بدیهى است چنین عملى بهترین انگیزه توجّه به كمال مطلق و پرهیز از هرگونه آلودگى و ناپاكى است؛ چرا كه انسان سعى مى كند خود را به معبود خویش نزدیك و نزدیكتر سازد تا پرتوى از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبیر به «مظهر صفات خدا شدن» مى كنند.

    در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «اَلْعُبُوُدِیَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُها الرُّبُوبِیَّةُ؛ عبودیّت گوهرى است كه ربوبیّت در درون آن نهفته شده است» (مصباح الشّریعه، صفحه 536 ، طبق نقل میزان الحكمه، واژه عبد) اشاره به این كه عبد تلاش و كوشش مى كند كه خود را در صفات شبیه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نیز انسان در سایه عبودیّت به جایی مى رسد كه به اذن پروردگار مى تواند در جهان تكوین، تدبیر و تصرّف كند، و صاحب ولایت تكوینیّه شود، همان گونه كه آهن سرد و سیاه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى شود؛ این حرارت و نورانیّت از درون ذات او نیست بلكه پرتو ناچیزى از آتش به او افتاده و به این رنگ در آمده است.

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود