جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: &&& سيد بحرالعلوم&&&

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    &&& سيد بحرالعلوم&&&




    سيد مهدي نجفي‌بروجردي" از بزرگان علم و تقوي است . وي در ماه شوال سال 1155 ه.ق، در كربلا بدنيا آمد. "بحرالعلوم" از ذريه حسن مثني از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) است . سيد مهدي ابتدا در كربلا نزد پدرش مقدمات را آموخت و در 15 سالگي براي تحصيل به نجف اشرف رهسپار شد. در سال 1186 قمري، به علت شيوع طاعون در عراق، سيد بهمراه خانواده خود به ايران آمد و به مدت 7 سال در مشهد اقامت گزيد، سپس به عراق بازگشت . در همين سفر ميرزا مهدي خراساني از علماي آن عصر، وي را به "بحرالعلوم" ملقب ساخت . وي شخصي اديب بود و به شعر علاقه داشت . منظومه‌اي در فقه و قصايدي نيز سروده است . وي در علم رجال نكاتي را استخراج كرد، كه قبل از او از آن غفلت كرده بودند. در برابر شخصيت و مقام علمي او، همه دانشمندان معاصر وي، سر تعظيم فرود آورده‌اند. از شاگردان علامه بحرالعلوم مي‌توان، كاشف‌الغطا، سيد جواد عاملي، شيخ اسدالله شوشتري را نام برد. تاليفات وي به جهت خدمت به مردم و تعليم شاگردان زياد نيست و از جمله آن مي‌توان: -1 مصابيح، -2 شكوه‌الهديه و -3 الفوائد الرجاليه را نام برد. بحرالعلوم، در استنباط احكام، از قرآن، سنت ، اجماع وعقل بهره مي‌برد. مرحوم بروجردي در نظر اهل سنت ، از مقام رفعي برخوردار بود و چنان بر طبق مذاهب چهارگانه درس مي‌داد كه برخي از اهل سنت به مذهب شيعه گرويدند. وي با علماي يهود نيز، در مورد "ذي الكفل" پيامبر بحث كرد و جمعي از آنان را به مذهب اسلام شيعه درآورد. ملاقاتهاي زيادي را، بين بحرالعلوم و حضرت قائم (عج) ذكر كرده‌اند. از جمله اينكه سيد بحرالعلوم در هنگام نماز، در حرم نجف اشرف امام زمان (عج) را ملاقات كرده است . سيد جواد عاملي، از بزرگترين شاگردان سيد ذكر كرده كه: شبي سيد به داخل حرم اميرالمؤمنين (ع) شده است و درهاي قفل گشوده شدند و سيد سلام كرده و از طرف مرقد منور جواب سلام وي داده شد. وي در سال 1212 ه.ق، در 57 سالگي در نجف اشرف دار فاني را وداع گفت .

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    شب تولد علامه بحرالعلوم




    آيه الله سيد محمدمهدى بحرالعلوم ، فرزند آيه الله سيد مرتضى بروجردى است . علامه بحرالعلوم آن چنان در قله شكوهمند علم و زهد و تقوى و اخلاص قرار داشت كه بارها به محضر مقدس حضرت ولى عصر (عليه السلام ) مشرف شد. به گونه اى كه در منزلت والاى آن بزرگ مرد نوشته اند صاحب الكرامات الباهره و المعجزات القاهره . نقل شده كه در شب تولدش ، پدرش در خواب ديد كه حضرت رضا (عليه السلام ) شمعى را به وسيله محمد بن اسماعيل بن بزيع كه از ياران موجه و گرانقدر حضرت رضا (عليه السلام ) بود، فرستاد و آن شمع را در پشت بام خانه آنها روشن كرد. نور آن شمع آن چنان بالا گرفت كه حدود آن ديده نمى شد، به گونه اى كه انسان هنگام مشاهده آن ، متحير مى شد.فوائد الرضويه ، و كتاب وحيد بهبهانى ، از على دوانى ، ص 176.
    ر.ك: دریای علم و معرفت نگاهی كوتاه به زندگی و شخصیت سید علامه بحرالعلوم
    ویرایش توسط از قرآن بپرس : ۱۳۸۸/۰۲/۱۴ در ساعت ۱۱:۲۲

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    طلوع فرخنده





    سید مهدی كه بعدها به بحرالعلوم ملقب شد، در شب جمعه سال1155 هـ.ق در شهر كربلا دیده به جهان گشود و با طلوع فرخنده ی خود فضای منزل پدرش، سید مرتضی طباطبائی را عطرآگین و نورانی ساخت، شبی كه سید به دنیا آمد، پدر روحانی و پرهیزكارش در عالم خواب دید كه امام رضا(ع) دستور دادند به یكی از اصحاب خویش بنام «محمدبن اسماعیل بن بزیع» كه شمعی برفراز بام سید مرتضی برافروزد، وقتی محمدبن اسماعیل آن شمع را روشن كرد، سید مرتضی می گوید: مشاهده كردم، نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت كه نهایت نداشت، پس تعجب كردم و با خود گفتم این چه بود كه من دیدم؟ كه ناگهان از خواب بیدار شدم و در همان ساعت خبر تولد سید مهدی را برایم آوردند، شیخ عباس قمی می نویسد: شكی نیست كه آن شمع علامه بحرالعلوم بود، كه دنیا را با نور خود روشن كرد و از روشنایی نور او، عالم منوّر شد و مقام والای وی زبانزد عام و خاص گردید، او یگانه روزگار و احیاگر و زنده كننده ی آداب و رسوم اسلامی درجهان بود

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    اقامت در نجف اشرف





    سید بزرگوار پس از فراگیری مقدمات علوم در كربلا به سال 1169 ه.ق رهسپار نجف اشرف شد تا در حوزه ی علمیه بزرگ این شهر به تكمیل تحصیلات خود بپردازد. بحرالعلوم در اندك زمانی با بهره گیری از محضر دو استاد بزرگ یعنی وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی توانست مدارج علمی را به سرعت طی كند و بالاخره با سعی و كوشش فراوان، عالمی فقیه و دانشوری اصولی و فرزانه ای بزرگ گردد.

    وحید بهبهانی در اوخر عمر مردم را در مسائل و فتواهای احتیاطی به سوی سید راهنمایی می كرد و او را مجتهدی جامع الشرایط می دانست.

    آرى! بالاخره با درگذشت بهبهانی در سال 1186 ه.ق علامه بحرالعلوم در حالی كه سی سال بیشتر نداشت عهده دار مقام مرجعیت شد.

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    مرد فضیلت و تقوا





    سید، مرد فضیلت و تقوا و نمونه اي كامل از اخلاق نيكوي انبياء بود. بحرالعلوم، معلم اخلاق و انسانیت و از مصادیق بارز اخلاق نیكو به شمار می رفت. اگر كسی بخواهد انسان های وارسته بعد از پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام را بشمارد، باید این مرد عالی مقام را در رده ی اول قرار دهد. او نمایشگر اخلاق پیامبر (ص) و راهگشای راه تزكیه و سیر و سلوك و از پیروان واقعی خط عرفان الهی بود. از نظر تواضع و فروتنی در مرتبه عالی قرار داشت. برای مردم، پدری رئوف و مهربان به حساب می آمد. وقتي كسي به خدمت او ميرسید از ديدارش سير نمي شد، آرزو می كرد گفتگو با او طولانی تر شود. هنگام حضور در مجلس درس و بحث، به دلیل اخلاق خود، شاگردان پروانه وار، دور او را می گرفتند. آنها شیفته او بودند، شاگرد بلند آوازه ی او مرحوم كاشف الغطاء، درباره ی شخصیت استادش چنین می گوید: «همه فضایل و اخلاق شایسته در او جمع شده بود و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینكه از حضور او صادر شده و او دارای آن فضیلت است»2


    چه خوش است صوت قرآن...
    ميرزا حسين لاهيجي رشتى، از زين العابدين سلماسي همراه هميشگي سید بحرالعلوم، چنين نقل مي كند كه روزي با سید وارد حرم مطهر اميرمومنان علي(ع) شديم، ناگهان بحرالعلوم شروع به خواندن این شعر كردند:

    چه خوش است صوت قرآن

    زتو دلربا شنیدن

    به رخت نظاره كردن

    سخن خدا شنیدن

    پس از آن از ايشان پرسیدم: علت خواندن این بیت چه بود؟

    ایشان فرمودند: چون وارد حرم حضرت علی(ع) شدم دیدم حضرت حجت بن الحسن «ارواحنا لتراب مقدمه فداه» در بالای سر با آوازه بلند مشغول تلاوت قران است. چون صدای آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم.

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    عنایت آقا





    محقق قمی صاحب كتاب قوانین می فرماید: من با علامه بحرالعلوم در درس آیت الله وحید بهبهانی شركت می كردیم و هم بحث بودیم. اغلب من برای ایشان بحث را تقریر می كردم، تا اینكه من به ایران آمدم و كم كم، شهرت علمي سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب مي كردم تا زماني كه خدا توفيق عنايت فرمود و به زيارت عتبات مشرف شدم، وقتی به نجف اشرف وارد شدم، سید را ملاقات كردم. در خلال ملاقاتمان مسأله ای مطرح شد، ديدم سید، همچون دریای موّاج و عمیق به پاسخ مسأله پرداخت، من با تعجب پرسیدم؟ آقا ما كه با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می كردید، حال شما را مانند دریا می بینم، سید فرمود: میرزا این از اسرار است كه به تو می گویم تا من زنده ام به كسی نگو، و كتمان بدار، من قبول كردم. پس فرمود: چگونه این طور نباشم و حال آنكه آقایم مرا شبی در مسجد كوفه به سینه ی مبارك خود چسباند.5

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    این همه ثواب جای تعجب ندارد!!





    نقل شده است كه علامه بحرالعلوم به قصد تشرّف به كربلا به راه افتاد. در بین راه راجع به مسأله گریه بر امام حسین(ع) و ثواب و ارزش بی حصر و اندازه ی آن فكر می كرد، همان وقت متوجه شد كه شخص عربى، سوار اسب به او رسید و سلام كرد و بعد پرسید: جناب سید درباره ي چه چيز فكر مي كني؟ سید بحرالعلوم گفت: درباره این فكر می كنم كه چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائران و گریه كنندگان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) عطا می كند، مثلاً برای هر قدمی كه در راه زیارت آن حضرت برداشته می شود، ثواب یك حج و عمره و برای هر قطره اشك، تمام گناهان صغیره و كبیره اش آمرزیده میشود؟

    آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن من برای شما مثالی می زنم تا مسأله برای شما روشن شود، پادشاهی به همراه وزراء و درباریان خود به شكار رفت در شكارگاه از همراهانش دور افتاد و دچار رنج و گرسنگی و تشنگی شد در آن تنهایی كه راه و چاره ای نداشت ناگهان خیمه ای را دید و به طرف آن رفت، در داخل آن خیمه پیرزنی با پسرش زندگی می كردند. آنها فقط یك بز شیرده داشتند كه از طریق آن امرار معاش می كردند، هنگامی كه سلطان بر آنها وارد شد، او را نشناختند ولي به خاطر پذيرايي از مهمان و نجات او از گرسنگي و تشنگى، بُزشان را سربریده و كباب كردند. زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید. و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خود را به قصر رساند. روزگار گذشت و بعد از مدتي پيرزن و پسرش بسيار فقير و محتاج شدند پس به دربار آن سلطان رفتند و به حضورش رسیدند و از او تقاضاي كمك كردند. سلطان تمام جريان را كه بين او و اين پيرزن و پسرش گذشته بود براي وزراي خود تعريف كرد و از آنها پرسید: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی را باید انجام دهم.

    یكی از حضّار گفت: به او صد گوسفند بدهید. ديگرى، كه از وزیران بود، گفتند: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید. یكی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. پس سلطان گفت: هر چه بدهم كم است زیرا آنها هر چه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند و به من دادند حال اگر من همه ی تاج و تخت و سلطنتم را به آنها بدهم تازه سربه سر می شویم. پس سوار عرب به سید فرمود: حضرت سیدالشهداء(ع) هر چه از مال و منال و اهل و عيال و حتي بدن بي جانش را همه و همه در راه خدا فدا نمود پس اگر خداوند اين همه ثواب و پاداش براي زائران و گريه كنندگان امام حسين(ع) معين كند باز هم نبايد تعجب كرد، زيرا خدا كه نمي تواند خدائيش را به سیدالشهداء (ع) بدهد پس هر پاداشي كه در مقابل فداكاري امام حسين(ع) به زائران و گريه كنندگان آن حضرت عطا كند باز هم اندك و ناچيز است. در اين هنگام سوار عرب از نظر سید بحرالعلوم غايب شد!

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    غروب آفتاب




    بیست و چهارم ذیحجه سال 1212 ه.ق بود كه روح بلند سید به ملكوت اعلي پيوست7 و با غروب غمگين خويش قلب عاشقان و شيفتگان مكتب اهل بيت(ع) را داغدار و مجروح كرد. پس از آنكه خبر درگذشت بحرالعلوم در شهر نجف منتشر شد. سيل عظيم مردم سينه زنان و گريه كنان دور جنازه ي سید را گرفتند و در سوگ آن اسوه ي تقوا و فضيلت به عزاداري پرداختند، صدای ناله از شهر نجف اشرف بالا می گرفت ملائكه هم با مردم آن سامان همناله شده بودند. پس از اينكه جنازه مطهر سید بحرالعلوم بر دستان خيل عظيمي از مردم، علاقه مندان و شاگردان آن یگانه عصر تشیع گشت در صحن مطهر امیرمومنان(ع) و در كنار مرقد شیخ طوسی(ره) به خاك سپرده شد.

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    فضیلت زائران امام حسین(ع) از زبان امام زمان(عج)






    سید بحر العلوم به قصد زیارت سامرا حرکت کرد. در بین راه، در باره این مسأله که گریه برای امام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، تفکر می کرد.در همان حال، به ناگاه دید اسب سوار عربی در کنار او حاضر است، در حالی که به او سلام می کند و می گوید:« جناب سید! شما را متفکر می بینم، به چه می اندیشی؟ اگر مسئله علمی است، مطرح بفرمایید شاید من هم بی اطلاع نباشم».

    سید بحر العلوم در جواب می گوید:« در این اندیشه ام که چگونه و بر چه اساس حق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنان حضرت سید الشهدا (ع) عطا می کند؛ تا جایی که در ازای هر قدمی که زائر او بر می دارد، ثواب یک حج و عمر در نامه عملش نوشته می شود و در ازای یک قطره اشک بر مظلومیت او تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟!»

    آن تک سوار عرب فرمود:« از این همه فضیلت برای زائران و گریه کنان آن حضرت تعجب مکن! اینک برای شما مثالی می آورم تا مشکلت حل شود: سلطانی به همراه خادمان و غلامان خویش به شکار رفت. در صحرا و بیابان به دنبال شکاری افتاد، تا جایی که همراهان خود را گم کرد. پس از مدتی سرگردانی، در حالی که گرسنگی و تشنگی بر او غلبه کرده بود، از دور چادر سیاهی را مشاهده کرد. خود را به آن خیمه و چادر رسانید. در آن خیمه، پیرزنی را با پسرش دید که در گوشه ای از خیمه شان بز شیردهی را نگهداری می کردند که با مصرف شیر آن زندگی خود را می گذراندند. آن مادر و پسر ، با ورود سلطان، با آنکه او را نمی شناختند، برای احترام ورود مهمان و اکرام و اطعام او، بز را دوشیدند و آنگاه سرش را بریدند و بریان کردند؛ چرا که برای پذیرایی از مهمان هایش چیز دیگری را توان نداشتند. سلطان با نوشیدن شیر آن بز و تناول از گوشت کباب شده آن از مرگ حتمی نجات یافت و شب در همان خیمه به استراحت پرداخت.

    روز بعد، سلطان همراهان خویش را یافت و دستور داد آن پیر زن و پسرش را با احترام و عزت فراوان به بارگاهش بیاورند. آنگاه وزیران و مشاوران خود را در مجلس عمومی حاضر ساخت و خطاب به آنان گفت:« دیروز در شکارگاه از غلامان خود دور افتادم. تشنه و گرسنه، گرما زده و خسته، در بیابان سرگردان شده بودم که به خیمه این پیرزن برخوردم. تمام دارایی این پیرزن و پسرش بزی بود که از شیر آن گذران زندگی می کردند. بز را کشتند و کباب کردند و برای من حاضر ساختند، در حالی که مرا هرگز نشناخته بودند. حال بگویید به این پیرزن و پسرش چه چیزی عطا کنم تا آن محبتشان را تلافی کرده باشم.» یکی گفت:« صد گوسفند به ایشان عطا کنید! یکی از وزیران گفت: صد گوسفند و صد اشرفی به آنها ببخشید!!» در این حال یکی دیگر از حاضران گفت:«فلان مزرعه را بدیشان هدیه کنید!» سلطان گفت:« بدانید که هرچه به ایشان دهم باز هم کم است؛ چرا که اینان هرچه را که داشتند، برای من فدا کردند و من نیز می بایست هرچه از سلطنت ثروت و تاج و تخت که دارم، به ایشان بدهم تا مقابله با مثل کرده باشم.» بیان آن سید اسب سوار به اینجا که رسید، خطاب به سید بحر العلوم فرمود:«جناب بحر العلوم! حضرت سید الشهدا(ع) هر آنچه که از مال و منال، اهل و عیال، پسر و برادر، دختر و خواهر، و سر و پیکر که داشت، همه را در راه خدا فدا ساخت. پس در این حال اگر خداوند به زیارت کنندگان و گریه کنان او آن همه اجر و ثواب عطا نماید، نباید تعجب کرد.» آن تک سوار عرب، چون این مطلب را فرمود، به ناگاه از نظر سید غایب شد.

    حضور امام زمان(عج) در دسته های عزاداری امام حسین(ع)

    صبح عاشورای آن سال، دسته عزادارعظیم تر و با شکوه تر از سال های قبل، با شور و اخلاصی وصف ناپذیر به سوی کربلا روانه شد. از سوی دیگر، مرجع بزرگوار شیعه، علامه سید مهدی بحرالعلوم، در همان ساعات اولیه صبح به همراه عده ای از فضلا و طلاب از کربلا خارج شد؛ چرا که آن سیدعظیم الشأن اراده کرده بود در عاشورای آن سال به استقبال عزاداران حسینی برود.

    لحظه تلاقی سید و همراهانش با دسته عزاداری ، به صحنه ای عجیب و بی نظیر بدل گشت: عزاداران پر شور بعد از یک پیاده روی طولانی، تازه به حوال کربلا رسیده بودند که سید و همراهانش به استقبال از آنها شتافتند. عزاداران حسینی در آن گرمای سوزان، با چشمانی گریان، پاهای برهنه و بدن های عریان، با سوز و آه و اخلاصی تمام در سوگ سالار شهیدان بر سر و صورت و سینه می زدند و هروله کنان به سوی بارگاه حسینی می شتافتند. در آن لحظات ناب و سرشار از شور و شیفتگی، سید بحر العلوم، با آن عظمت معنوی و مقام شامخ علمی، در کمال تعجب و ناباوری اطرافیان، به ناگاه عصایش را به کناری انداخت، عمامه از سر افکند، عبال و قبا را نیز از تن در آورد و خود را به دریای خروشان جمعیت انداخت و همچون سایر عزادارن، با سینه ای عریان، به عزاداری و یسنه زنی پرداخت.

    همراهان سید، هر چه کردند تا مانع از این کار شوند، موفق نشدند. عاقبت عده ای از طلاب که نگران سلامتی سید بودند، وارد سیل جمعیت شدند و خود را به سید رسانیده، اطراف او حلقه زدند تا مبادا سید زیر دست و پا بیفتد و خدایی ناکرده آسیبی ببیند.

    ... سرانجام بعد از اتمام برنامۀ عزاداری و سینه زنی، سید بزرگوار را که دیگر رمقی در بدن نداشت، به کناری بردند تا کمی استراحت نماید و عمامه و لباس هایش را آوردند تا به تن کند. وقتی سید بحرالعلوم اندکی به حال خود بازگشت، برخی از یاران صمیمی او به خود جرأت دادند و از آن جناب پرسیدند: «چه شد که با دیدن عزاداران از خود بی خود شده، بی اختیار به دسته عزاداران وارد شدید و آن گونه به عزاداری و سینه زنی پرداختید؟!»

    علامه بزرگوار و مرجع شیعه، حضرت آیت الله العظمی سید مهدی بحرالعلوم، آهسته و بی رمق، در حالی که هنوز اشک می ریخت، در پاسخ فرمود: «وقتی به دسته سینه زنی رسیدیم، به ناگاه دیدم که حضرت بقیت الله (عج) با سر و پای برهنه در میان سینه زنان حاضرند و در حالی که به شدت گریه می کنند، بر سر و سینه خود می زنند. با دیدن این صحنه، دیگر نتوانستم طاقت بیاورم، از خود بی خود شدم و بی اختیار به جمعیت عزادار پیوستم تا در محضر آن حضرت به سینه زنی برای جد شهیدش بپردازم».


  19. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود