صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    عصبانی من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....




    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

    اذان: معنی لغوی آن آگاهی دادن،آگاهانیدن و خبر به گوش رساندن است. در دین اسلام، ندایی است برای اعلام وقت نماز با الفاظ مخصوص.در عربستان پیش از اسلام به ندا دادن و جمع کردن مردم برای خبرها و کارهای مهم، اذان گفته می‌شده‌است. نمازهای روزانه مسلمانان در ساعات مشخصی ادا می‌شوند که به این زمانها اوقات شرعی می‌گویند. از آنجا که به یاد داشتن زمان دقیق داخل شدن به وقت نماز کار آسانی نیست در محله‌ها و شهرهای مختلف گفتن اذان با صدای بلند در مسجدها رواج داشته و دارد. اذان را مؤذن در جایی بلند مانند گلدسته مسجد می‌خواند. خواندن اذان واجب نیست اما مستحب است که پیش از شروع هر نماز، ابتدا اذان و سپس اقامه خوانده شود. در صدر اسلام، پیامبر اسلام در چندین مورد برای اعلام خبر (مانند فراخوانی برای جنگ بدر) از اذان استفاده کرده‌است.

    اهمیت اذان و حق مؤذن
    هر مکتب و مرامی شعاری دارد،یهودیان،مسیحیان،آتش پرستان،و...هر کدام به گونه ای مردم را به بر گزاری وقت عبادت و تشکیل اجتماع دعوت میکنند. در اسلام نیز اذان،از شعائرزیبایی است که مسلمانان را به عبادت نماز فرا می خواند.

    شعائر نیز به معنی نشانه است. یعنی عبادتی که به وسیله آن، راه به دیگران نشان داده می شود.

    امروزه بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان در اقصی نقاط دنیا پراکنده اند که به شهادت حاضران،در اوقات فریضه نماز،هنگامی که بانگ زیبای اذان از ماذنه ها بلند میشود،به سوی محل عبادت یعنی مساجد جمع می شوند و با اتحاد و عشق به خدا،در مسیر رستگاری گام بر می دارند.

    اذان در اسلام مقدمه اقامه نماز است وجنبه اعلامی دارد کسی که اذان را می شنود مثل این است که مژده وصل و اجازه ورود به حریم ذکر و یاد خدا را یافته است. به همین لحاظ این آوای نیکو یکی ازعوامل باز دارنده مؤذن از گناه و بدی است و تأثیرافزونتر این عمل درایجاد تحول در جوامعی دیده می شود که این کلمات پر معنا را می شنوند. خانم مری اهل انگلیس که اینک زهرا نام دارد،نخستین عامل گرایش خود به اسلام را شنیدن نوای اذان از پنجره اتاقش می داند و می گوید این ندا در قلب و جان او نفوذ کرد و او را به سوی خدا فرا خواند.

    اذان با ندای ا...اکبر،ابتدا ما را به توحید و یگانگی خداوند فرا می خواند و یاد آور می شود که همه خلق و فرمان آفرینش از آن خداوند است،مشیت او سبب هستی است و او دارای بزرگترین صفات عالیه است. پس از آن گواهی به رسالت رسول خدا(ص)می دهد که دلسوزانه آموزه های الهی را به مردم ابلاغ نمود. آن گاه یاد آور می شود که نماز بهترین عمل است که رستگاری را در پی دارد. از این رو از مردم می خواهد که در اجابت این دعوت شتاب کنند.

    تاریخچه اذان در اسلام به زمان رسول خدا بر می گردد. در ابتدای ورود پیامبر بزرگوار اسلام به مدینه مسلمانان دور هم جمع شده بودند و برای چگونگی از اوقات نماز چاره اندیشی می کردند. هر کسی نظری می داد. اما چون ایده های آنها به نوعی تقلید از مذاهب دیگر بود،پذیرفته نشد. تا اینکه جبرییل بر پیامبر شعار اذان را ابلاغ کرد. رسول خدا(ص)نیزازعلی (ع) خواست که کلمات اذان را به بلال بیاموزد و از همان زمان بلال،غلام سیاه پوست آزاد شده تازه مسلمان به صورت رسمی مؤذن شد .

    به دلیل اهمیت اذان،مؤذن نیز به سبب اینکه ذکر و یاد خداوند متعال را در قلب ها زنده می کند و انسان را به استفاده ازآن ثمره و بهره ای که خداوند متعال،برای مؤمنان در نماز قرار داده است دعوت می کند،ارزشی والا دارد.

    چنان که امام رضا(ع) از پیغمبر (ص) نقل می کنند که فرمود:در قیامت مؤذنان ازهمه مردم سر افراز ترند. مؤذن بهترین یاورانسان است تا او بر فرایض خود تنبه پیدا کند. چون گاهی اشتغالات زندگی و ابتلائات مادی چنان انسان را سر گرم می کند که حتی از انجام واجباتش نیز غفلت می کند. در چنین شرایط، کسی که انسان را متوجه غفلت خود می کند، برانسان حقوقی پیدا می کند.

    امام سجاد(ع) حق مؤذن را در رساله حقوق این چنین بیان می کند:
    "و اما حق اذان گو این است که بدانی او خدایت را به یاد تو می آورد و تو را به حظ و نصیبی که داری،دعوت می کند و او بهترین یاور و کمک تو درانجام واجبی است که خداوند به عهده تو نهاده است. پس او را بر این کار سپاس گوی،همچنان که نیکو کاری را نسبت به خدا سپاس می گویی و باید بدانی که او نعمتی خدادادی است و باید با نعمت خدا خوشرفتاری کنی و در هر حال شکرگزار نعمت های الهی باش."


    ارزشهایی که برای این عمل بسیار ساده و هدایتگر ذکر شده است نشان می دهد خداوند به کسی که اذان می گوید اجر و پاداش فوق العاده مقرر کرده است و امام سجاد(ع)از آن به عنوان یک نعمت یاد می کند برای کسی که با صوت زیبای خود بانگ اذان را سر می دهد.

    امام صادق(ع) در باره ارزش معنوی و پاداش و اجری که خداوند برای مؤذن قرار داده است،می فرماید:
    "خداوند برای مؤذن تا آنجا که چشم کار می کند و می بیند و تا وقتی صدایش بلند است،غفران و آمرزش قرار داده و هر تر و خشکی که صدای او را می شنود،اورا تصدیق می کند. هرکس در مسجدی که مؤذن در آن اذان گفته،نماز بخواند،مؤذن در نماز او سهم دارد و هر کس که با اذان او توجه کرده،نماز بخواند،او نیز در قبالش حسنه می گیرد."


    با توجه به این روایات است که در می یابیم حق مؤذن ،حقی است که ادای آن بر ما واجب شده تا ارزش اذان را نیز عمیق تر درک کنیم.

    در این قسمت سعی برآن داریم تا از این عزیزان بگوییم. یا حق




    اذان در ایران
    در ایران بیشتر اذان را در آواز بیات ترک در گوشه روح‌الارواح می‌خوانده‌اند. به ویژه اذان مؤذن‌زاده اردبیلی که این عمل در خانواده او موروثی است. اذان را در شور و شهناز و حجاز ابوعطا هم می‌خوانند
    .

    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    راهنما اولین موءذن....




    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    یادم ز وفای اشجع الناس آید ...
    بلال حبشی رحمة الله علیه:


    بلال پسر رباح و حمامة بود که از حبشه به حالت اسارت به شبه جزیره عربستان آورده شده بود. او بردۀ مردى به نام «امية بن خلف» بود كه از سران قريش به شمار مى‏رفت.


    با ظهور اسلام از اولين كسانی بود كه با كمال ميل و رغبت، اسلام را پذیرفت و در این راه از خود فداکاری و از خود گذشتگی بسیاری نشان داد.«اميه» براى برگرداندن بلال از پيروى اسلام، او را با وضع بسيار خشنى شكنجه مى‏داد و بلال با تمام وجود بر سر ایمان خود پافشاری می کرد. بعدها او را ابوبکر از امیه خریداری و آزاد کرد.

    در باب مساله خلافت در تاریخ مطالب زیادی از رفتار بلال ذکر نشده است، ولی همان مقدار نیز که نقل شده گویای مخالفت او با خلافت بوده است. در این جا به دو مورد از مخالفت های او می پردازیم:

    1. اعتراض عمر به بلال و تبعید او به شام:
    در تاریخ آمده است که «بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، ازاین رو عمر او را سرزنش کرد و گفت: این گونه پاداش ابوبکر را می دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو با او بیعت نمی کنی؟! بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا بخاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خدا واگذار کند؛ ولی اگر از آزاد کردن من هدفی جز این داشته است، آگاه باش که من همین هستم (که می بینی) من با کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی کنم؛ ولی بیعت آن کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار داده است، تا روز رستاخیز بر گردن ماست. عمر عصبانی شد و به او گفت مدینه را ترک کند، بلال نیز به شام رفت.»[2]

    2. نپذیرفتن اذان گویی برای دستگاه خلافت:
    او بعد از رسول خدا حاضر نشد برای خلفا اذان بگوید[3] و در خواست آنها را رد کرد و در نتیجه از سوی آنها به شام تبعید شد و در همان جا در دوران خلافت عمر درسال 18 هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد.[4]

    براى اين شهامت و استقامت بود كه امام صادق (ع) دربارۀ وى فرمود: «بلال بندة صالح خدا بود، وى گفت من براى كسى پس از پيامبر (ص) اذان نمى‏گويم، و بر اثر كناره گيرى او از اين كار، و روى كار آمدن مؤذن‏هائى كه فرمانبردار دستگاه خلافت بودند، يك فصل از اذان (حى على خيرالعمل) حذف گرديد.[5]


    [2]. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج1، ص389، چاپ دوم، دارالاسوة، 1416 ه.ق؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ص622.
    [3]. شیخ مفید، اختصاص، ص73، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ه. ق.
    [4]. شیخ طوسی، رجال، ص27، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1415 ه.ق.
    [5] من لايحضره الفقيه كتاب صلوة باب 16 حديث 9./farsi.islamquest




    معرفی یک کتاب درباره این شخصیت بزرگ:
    کتاب "مسیا خاتم رسولان؛ در یادداشت های بلال حبشی" نوشته مصطفی موسوی گرمارودی در 589 صفحه . این کتاب که در 36 فصل تنظیم شده است در ابتدا به طور مفصل، زندگی و شرح احوالات بلال حبشی نخستین سیاه پوستی که به اسلام گروید را با روایتی داستانی و با زاویه دید اول شخص بازگو می‌کند و در بخش‌های بعدی به بررسی یادداشت‌های وی می‌پردازد.
    در این کتاب در شرح احوال بلال حبشی می خوانیم: "وی در شهر مکه به دنیا آمد زمانی که پیامبر اسلام ده ساله بود نام پدر وی ریاح و مادرش حمامه بود و پدرش از بردگان طایفه بنی جمح بود. او چون بسیار به نظافت و استفاده از عطرهای خوشبو توجه می کرد، او را ریاح صدا می کردند. پدر بلال یک راهب مسیحی بود که در حبشه به دنیا آمده بود. در آن زمان بیشتر مردم حبشه مسیحی و از پیروان برنابای قدیس بودند".
    جریان مسلمان شدن و ایمان آوردن بلال حبشی یکی از داستان های مشهور صدر اسلام است که در این کتاب به طور مفصل شرح داده شده است، اما آنچه در این روایت بیش از آن چه پیش از این گفته شده بازگویی سرنوشت پدر و مادر بلال است که با تفصیل بیشتری بیشتری نسبت به روایت های دیگر این داستان ذکر شده است. حمامه مادر بلال بعد از خریدن بلال از سوی پیامبر اسلام و مسلمان شدن وی بر اثر شکنجه کفار قریش در مکه فلج می شود و دست و پایش از کار می افتد و در نهایت بدرود حیات می گوید. سرنوشت پدر بلال هم در این کتاب به طور کامل شرح داده شده است.
    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    راهنما استاد رحیم موءذن زاده اردبیلی




    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    استاد رحیم موذن‌زاده متولد سال 1304 اردبیل و گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی جهان اسلام در روح‌الارواح آواز بیات ترك (در50 سال گذشته) است.

    صدای روح‌بخش اذان او هنوز هم یادآور معنویت فراموش شده در روزگار ماشین است. استاد موذن زاده در روزهای پایانی حیات خود زندگی‌اش را اینگونه توصیف كرده بود.من سال ‌1304 در اردبیل به دنبال آمدم، ‌در آن دوران ما عوض دبیرستان مكتب می‌رفتیم. همه هم متدین بودند. خانواده‌ها در دوره‌ی ما در ابتدای امر بچه‌ها را با قرآن مانوس می‌كردند. ما هم پس از طی این مرحله به مدرسه حاج ابراهیم آمدیم. طلبه بودیم به اصطلاح امروز، ولی در حین طلبگی، این اذان با ما همراه بود.

    صبح و ظهر و عصر و شب در مسجد و اماكن مذهبی هر روز اذان می‌خواندیم، ‌تا اینكه یك شب كه پدرم در خیابان ایران اردبیل ساكن شد. او عادت داشت هركجا كه میهمانی هم برود صبح پشت بام رفته و اذان بگوید، صبح آن روزی كه پدرم اذان گفت: امام جمعه‌ی اردبیل گفته بود كه من صدای ملكوتی می‌شنوم، ببینید این صدا از كجا می‌آید. آن‌ها همه خانه‌ها را گشته بودند تا اینكه صاحب خانه‌ی ما گفته بود شیخ عبدالكریم اردبیلی اینجا آمده و اوست كه اذان گفته است. ما را خواستند و آوردند در مسجد و در داخل مسجد به ما ‌2 تا اتاق دادند. مرحوم پدرم سال ‌1322 برای نخستین بار اذان را در رادیو گفت و همین طور تا ‌1326 كه برنامه‌ی سحری را به صورت زنده اجرا می‌كرد.

    او در سال ‌1329 سكته كرد و من قبول كردم جای او اذان بگویم تا الآن كه با این سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم كه با گفتن آن یك اذان، برای اسلام ومملكتم كاری كرده‌ام. ما كه نه ثروت داریم و نه مكنت و همین یك اذان برایمان بهترین خیر است.


    هر روز تلفن می‌زنند و می‌گویند كه این اذان خیلی زیبا گفته شده است، می‌دانید چرا؟ من جوابتان را می‌دهم برای این كه باطن - اشاره به قلب- خوشگل است، برای این كه این اذان را با دهن روزه پر كردم تا قربه الی الله باشد. این یك كار مادی نبود بلكه معنوی بود نتیجه‌اش را هم می‌بینید. واعظ تهرانی درجایی گفته بود اذان همه قبول باشد اذان است اما این اذان موذن‌زاده آدم را وادار می‌كند كه به مسجد بیاید. البته این اذان گفتن در خانواده‌ی ما موروثی است150 سال است كه خانواده‌ی ما اذان می‌گویند. حتی زمانی كه در اردبیل آن موقع‌ها شناسنامه می‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگی انتخاب می‌كردند. به بابایم هم گفته بودند تو چیكاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است.

    زمانی كه سال ‌1329 پدرم فوت كرد و من جای او رفتم. گوینده‌ها می‌گفتند اذان، اذانی كه به وسیله استاد موذن، ” زاده اردبیلی” گفته شده است. لذا این “زاده اردبیلی” از آن موقع به اسم ما اضافه شد. یك روزی هم تصمیم گرفتم تا یك اذان یادگاری را بگویم. در استودیوی ‌6 صدا و سیما هر گوشه‌ای انداختم نشد تا اینكه آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترك به این شكل كه بیش از ‌50 سال پخش می‌شود گفتم.
    ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. الان اذان خوان‌هایی هستند كه تقلید می‌كنند از عربستان و این پسندیده نیست و خود ما باید ابتكار به خرج دهیم. الآن ‌50 سال است كه كسی نتوانسته روی این اذان من اذان بگوید حتی برادرم سلیم كه آن صدای گیرا و زیبا را دارد و این خواست خداست. همان خدایی كه می‌گوید اگر با من یك‌صدایی كنید، محبت شما را به قلوب همه می‌اندازم. البته ‌20 سال پیش می‌خواستم یك اذان دیگر به مدت ‌15 دقیقه كه در وسط آن دعا است را پر كنم اما نگذاشتند و گفتند كه اذان ‌6 دقیقه بیشتر نمی‌شود. ولی در كل می‌خواهم بگویم در هر كاری كه خدا و اخلاص در نظر گرفته شود آن كار جواب مثبتی خواهد داشت.

    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قال رسول الله - صلى الله عليه وآله
    المؤ ذن المحتسب كالشاهر بسيفه فى سبيل الله القائل بين الصفين ؛
    اذان گويى كه به خاطر خدا اذان بگويد، مانند كسى است كه در راه خدا شمشيرش را از غلاف بيرون مى آورد، و بين دو صف (كفر و اسلام ) جنگ مى كند.
    (بحارالانوار، ج 81، ص 149
    )



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0




    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    قال على - عليه السلام -:
    من صلى باذان و اقامة صلى خلفه صف من الملئكة لايرى طرفاه و من صلى باقامة صلى خلفه ملك ؛
    هركس كه نماز خود را با اذان و اقامه بخواند، صفى از فرشتگان پشت سر او به نماز مى ايستد كه دو طرف آن صف ديده نمى شود و هر كس نماز خود را با اقامه تنها بخواند، يك فرشته پشت سر او نماز مى گزارد.
    (ثواب الاعمال ، ص 58)


    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....


    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    عصبانی صبحدل، گره گشای دلتنگی فلق




    صبحدل مسجد هدایت
    اگر چه از کودکی، اهل دل بوده است، اما آن‌گاه که دست تقدیر او را به مسجد «هدایت» لاله‌زار کشاند و در کنار آيت‌الله «طالقانی» نشاند، مسیرش به گونه‌ای ديگر رقم خورد.

    روزی که از او از مسیر طی شده و راه رفت پرسیدم و نام «طالقانی» بزرگ را بردم؛ گفت: «او محرم خلوت انس بود، اما در جلوت» و در جامعه و در متن مردم نه در کنج عزلت خویش.
    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    استاد «حسین صبح‌دل» صبح‌دلی را در مسجد هدایت آن هم در لاله‌زار آن زمان، خوب آموخته بود و اگر این مسیر، او را به حسینیه ارشاد پیوند داد و همراه مرحوم «همایون» شد و هم‌شریعه «مرحوم شریعتی» و هم‌فکر شهید «مطهری» و شهید « مفتح» و شهید «هاشمی‌نژاد» این‌ها همه در مسیر صبح‌دلش بود و عشقی که در اعماق وجودش سرشته شده بود؛ عشقی که ریشه در عاشورای سال 60 داشت.


    صبحدل مسجد قبا
    رهگذر عاشق، ذی‌الحجه 1345 بود که به خانه دوست رفت و خود را «خسی در میقات» یافت؛ آن‌گونه که وقتی بازگشت، عزم کرده بود تا در مسیر محرمان خلوت انس بماند و از آشفتگی‌های زمان، غم نخورد و از همان زمان تا شش سفر بعد، تنها مداح و قاری قرآن کاروانداران بود.

    در همان سفرهای نخستین، با دکتر علی شریعتی، انس گرفت و پس از او، هم‌سفر مسافری از مسافران خانه خدا شد که بسیار او را دوست می‌داشت و او کسی نبود جز آیت‌الله «سید علی خامنه‌ای» و این تازه، آغاز یک مسیر بلند بود.

    این بود که در همان سال‌ها، همراه شهید مفتح در مسجد قبا، سرود به یاد ماندنی «خمینی ای امام» را ساخت تا بازگشت رهبرش را پاس دارد.

    در و دیوار کوچه‌های اطراف مسجد قبا، هنوز او را می‌بینند؛ اگرچه کم‌تر، اما جوشش نوای استاد صدای گرمش هنوز لابه‌لای دیوارها و درخت‌های اطراف مسجد طنین دارد. صدای «ای مجاهد ای مظهر شرف
    ای گذاشته ز جان در ره هدف». صدای « خمینی ای امام خمینی ای امام» و ...


    صبحدل مسجد ارک
    از دوستان پدر، ردیف‌های موسیقی را آموخته بود و در تنظیم اشعار مداحی در دستگاه‌های آوازی ایرانی، مهارت داشت. همین بود که او را وا می‌داشت تا حرکتی نوین و انقلابی در نغمات دینی پدید آورد؛ پشتوانه‌ای معنوی و هنرمندانه که دغدغه هنر معنوی شیعی را در دل او می‌پروراند و تلاش‌هایش را در مسیر فرهنگ آسمانی اهل‌بیت(ع) عشق سامان می‌بخشد.

    از مسجد هدایت تا حسینیه ارشاد و نیز مسجد قبا و بالاخره ساختمان ارک رادیو، مسیری بود که او از سال 40 تا پیروزی انقلاب اسلامی پیموده بود. از همان زمان که به ارک آمد و در رادیو مشغول شد، کمابیش ظهرها به مسجد ارک نیز سری می‌زد

    قدیمی‌های مسجد ارک استاد صبحدل را به خوبی می‌شناسند و هنوز هر زمان صدای اذانش در مسجد می‌پیچد، یاد او می‌کنند؛ او ظهرها که در محل رادیو بود، برای نماز به مسجد ارک می‌آمد و گاهی همان جا اذان می‌گفت و اذان زنده صبحدل چه شنیدنی بود و روح‌افزا.


    صبحدل و جاودانه شجریان
    سال 57 بود که به رادیو آمد. در آغاز دعاهای سحر ماه رمضان را با دقت فراوان و با روح دستگاه‌های آواز اصیل ایرانی تهیه کرد و در مناسبت‌های دینی و ملی اجرا می‌کرد.

    استاد، اصرار فراوانی در تولید آوازها و نغمه‌های عرفانی و معنوی در برنامه‌های معارفی رادیو داشت و این نشان‌دار کردن لحظات معنوی مردمان، می‌آفرید؛ آنچنان که جاودانه‌ای که امروز به نام«ربنا» هنگام افطار با آواز استاد «محمدرضا شجریان» خلق شده به ابتکار و همت حسین صبحدل بوده است.

    بالاخره او بود که گروه‌های کر واحد موسیقی رادیو را تشکیل داد و کلاس‌های آواز «استودیو 2» را راه انداخت و خوانندگانی هم چون«اصفهانی» و «مختاباد» را در تهیه آثار و نغمات فرهنگی و مذهبی حمایت می‌کرد و نیز پی گیر بود تا آثار تولید شده موسیقی، به دست علما و روحانیون برسد و نظر آنها را جویا شود.

    اینها همه، دغدغه‌های هنرمندی متعهد است که امروز، مصداق«رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتنظر...» است.


    هنرمند فراموش شده
    صداقت، نظم، اعتماد به نفس، جست‌وجوگری، پویایی و نشاط، تواضع و اخلاص و ...؛ این همه، از ویژگی‌های صبحدلی است که اینک همه او را در دل می‌ستایند.

    پیرغلامی که همه او را در رادیو می‌شناسند و در مسجد قبا، در مسجد هدایت و ارک قدیمی‌های حسینیه ارشاد و اهل فرهنگ و هنر، همه او را می‌شناسند؛ اگرچه هنوز در کنار ما زندگی می‌کند، اما دیگر این روز‌ها با ما حرف نمی‌زند. گاهی اشاره‌ای می‌کند و زمانی برمی‌‌خیزد و گاهی می‌نشیند.

    دیگر به رادیو نمی‌رود و در خانه به استراحت مشغول است و کم‌تر کسی این روزها سراغ او را می‌گیرد. با همه این احوال، صدای اذان او هر روز در کوچه و بازار و خانه و خیابان به گوش می‌رسد.

    شاید همه این‌هاست که محمد اصفهانی را وا‌می‌دارد تا از او چنین بگوید: «انسان قابل تقدیری است که متأسفانه دچار فراموشی شده و سازمان صدا و سیما هم ایشان را فراموش کرده است. من از سال 1351 که به دبستان علوی می‌رفتیم، ایشان را می‌شناسم که داور مسابقات قرآن بودند و مرا خیلی تشویق کردند.

    این تشویق‌ها جرقه پیشرفت من بود. در تلاوت قرآن و برنامه‌های ماه رمضان با ایشان همکاری می‌کردم و حتی«ادیت» و کار با دستگاه ریل را از ایشان یاد گرفتم؛ استاد صبحدل در انجام کارها بسیار وسواس و دقت داشت. برایش مهم نبود که پشتیبانی می‌شود یا نه؛ ارائه کار به بهترین شکل برایش اهمیت داشت. اذان ایشان نیز در سبکی بین ایرانی و عربی گفته شده که به دلیل ارتفاع بالای صدا و نوع آهنگ‌سازی و نگرش وی، از بهترین اذان‌هاست.»1

    این را «سهیل محمودی» شاعر نیز اشاره می‌کند: «او صاحب نغمه جاودانی اذان، مبتکر تهیه ربنا و آواز پیش از آن با صدای استاد شجریان، تهیه دعای سحر با صدای خوانندگان گوناگون، آوازها و نغمه‌های عرفانی و ... است.

    او خادم معارف وحیانی و فرهنگ اهل‌بیت و سالک هنرمند طریق فضایل علوی است. هنگامی که من قطعه‌ای را قرائت می‌کردم، به من درباره عشوه خواندن آن توصیه‌هایی می‌کرد تا با آوازی که قرار بود پخش شود، هماهنگی داشته باشد.»2


    اذان گلدسته‌ای صبحدل
    اذان صبحدل، اذان مبارزان انقلابی «روح‌الله» است؛ اذان نمازگزارانی است که چه در حصار و چه در فرار و قرار، ایمان و امید و رویش را در خود حس می‌کنند؛ اذان صبحدل، اذان انقلاب اسلامی است و اگر آن دوست، صبحدل را «بلال عصر» ما می‌نامد، خطا نخوانده است.

    اگر شهید «مطهری» گفت: «وقتی جنازه مرا از زمین برمی‌دارید، اذان صبحدل را پخش کنید»، به خوبی می‌دانست که این مؤذن، ریشه در اندیشه‌ای عمیق دارد و اگر مقام معظم رهبری در دیداری با اصحاب رادیو، به صبحدل اشاره می‌کنند و می‌گویند: «اذان باید گلدسته‌ای باشد؛ مثل اذان صبحدل که صدای گلدسته‌هاست».


    ایمان دینی و صدای موسیقی
    حالا خیلی‌ها پیرمرد را می‌شناسند اما او دیگر هيچ‌کس را نمی‌شناسد؛ خيلی از قديمی‌ها و مبارزان انقلاب، سراغش را می‌گيرند؛ آنها که سرود «خمینی ای امام» را شنيده‌اند و «راه امام در کلام امام»، «بانگ توحيد»، «طلايه‌داران انقلاب»، «حماسه رزمندگان»، «ماه محرم» و مناجات‌های راديو و دعای هنگام تحويل سال را و ... بیش از 1300 اثر راديويی دیگر، گويای زندگی صبحدل است.

    او که روييد و روياند و صدايش برای ما محرم شد و شعبان و رمضان و نوروز و بهمن و ... او که رمز روییدن با ایمان را در عرصه هنر خوب می‌داند صبحدل که فهمیده است چگونه می‌توان آواز خواند، نت نوشت با سازها سروکار داشت و دستگاه‌های آوازی را آموخت، اما با ایمان ماند و راه پیمود و محرم خلوت انس بود.

    او که نه کسوت هنرمندی‌اش به سلامت روح و روانش آسيب زده و نه صيانت از روح و ایمان دينی‌اش او را از سرود و صدا و موسيقی دور کرده است.


    خدایا! به سلامت دارش
    پيرمرد از 76 سال تا امروز خانه‌نشين شده است؛ عزلتی برگزيده و خلوتی در خانه. اگرچه صدای اذانش هر روز به خانه من و تو می‌رسد، اما سایه بیماری بر سرش سنگین افتاده و استاد را به دنيايی بيگانه با ما و آشنا با بيگانه برده است.

    ای پيک راستين، خبر يار ما بگو
    احوال گل به بلبل دستان‌سرا بگو
    ما محرمان خلوت انسيم، غم مخور
    با يار آشنا سخن آشنا بگو
    اينک تنها در اين مجال از آن يگانه می‌خواهيم که هر کجا هست به سلامت داردش.

    پی‌نوشت:
    1 و 2. برگرفته از دو هفته‌نامه آموزشی راديو، شماره

    منبع:لینک
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    راهنما زندگینامه استاد راغب مصطفی غلوش




    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    ولادت:
    استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز 5 جولای 1938 ميلادی در روستای (برما) مركز طنطا در استان غربی متولد شد …پدرش می خواست كه وی را به تحصيل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود ولی تدبير امور به دست خالق متعال است در روستا مكتب های زيادی بودند و گرايش ورويكرد به آنها كاملا محسوس و و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا كه كلمه (عالم ) جز به رجل دينی مخصوصا امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن كريم توسط فرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند .
    بخاطر مصلحتی كه فقط خداوند از آن آگاه است يكی از نزديكان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می كند كه فرزندش راغب را به يكی از اساتيد حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بياموزد و به خاطر اشتياق و عرق دينی شديدی كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با اين نظر موافقت كرد و راغب را گوشزد نمود كه هر روز پس از درس به مكتب برود…
    و اما موهبت الهی خودش را نشان داد و كودك 8 ساله موضوع گفتگوی اهل روستا مخصوصا اساتيد حفظ و حفاظ شد به خاطر صدای زيبايش تاثير به سزائی در شدت اهتمام استادمان به او و خير خواهی و مراقبت دائمی از او داشت چرا كه آثار خوبی را در چهره او می ديد و آينده روشنی در ميان مشاهير قاريان را از وی متوقع بود وهمين مسئله باعث شد كه راغب تاقبل از 10 سالگی موفق به حفظ قرآن كريم گردد و بعد از حفظ كامل قرآن، نيكو دانستن احكام آن بدست شيخ عبدالغنی شرقاوی در روستای برما.


    درسن 14 سالگی ذكر خيرش به روستاهای همجوار رسيد و پيشرفت تا به شهر طنطا جايگاه عالمان هم رسيد در رمضان سال 1953 دعوتهائی پشت سر هم از روستاها و شهرهای نزديك به روستا به او رسيد در سن 15 سالگی به روستای (محلة القصب) در استان كفر الشيخ دعوت شد اين مهم در ابتداء كار سختی بود در ميان فضائی كه امواج رقابت در بين خبرگان كرسی تلاوت در اين منطقه مخصوصا استان غربی موج می زند چگونه بدين جايگاه بلند نائل گردد.
    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....
    قاری جوان وجوانمرد و جسور به آنچه می ديد و يا می شنيد كه رقابتها و مسابقاتی كه آتش آنرا قاری يگانه استاد مصطفی اسماعيل بر افروخته بود به اوج خود می رسد اعتنائی نمیكرد بر او لازم بود كه بدنبال عواملی بگردد كه او را برای وقوف بر اين سرزمين سخت كمك كند و نيز قواعدی استوار كه از ميان آنها بتواند به دعوتی كه احيانا از طرف يكی از ايشان به او برمی خورد پاسخ گويد .

    او به درستی دريافت كه بزرگواری و عظمت از جانب خود او سر نخواهد زد وهمانا بر طالب آن لازم است كه با كوشش ومداومت به سويش سعی كند، بنابراين استادی استوار و متين در علوم قرآن را جستجو نمود تا علم تجويد و قرائات را از او فرا گيرد او متوجه قبله علوم قرآن شهر طنطا شد و به مؤسسه و آكادمی قرائات در مسجد احمدی ملحق شد و مرحوم استاد ابراهيم طبليهی متولی امور او شد ، استاد راغب می گويد:
    ((…و من موفق شدم كه در منطقه خودمان يك نمونه عالی از استاد مصطفی اسماعيل قرار بدهم من در صدد تقليد او بر آمدم و به شهر طنطا رفته و بدنبال عالم قرائاتی می گشتم تا اينكه يكی از معروفين مرا به مردی در مؤسسه احمدی راهنمايی كرد كه نامش مرحوم شيخ ابراهيم طبليهی بود كه به من تجويد و احكام درست را آموخت و من در نزد او قرائت كردم و او مرا ترغيب كرد تا هر روز در مقام احمدی قرائت كنم ، مخصوصا ما بين اذن و اقامه عصر، بسياری اطراف مرا پر می كردند و به لطف خداوند دردل بسياری از مردم راه پيدا كردم بالاخص به جهت اينكه من از استاد مصطفی در اداء اعجاب بر انگيز و محبوبش در نزد مردم تقليد میكردم ، من به روستاهای استان غربی دعوت شده و در استانهای همجوار هم شناخته شدم از چيزهائی كه مرا كاملا به خودم مطمئن می ساخت كوشش و مقاومت و حرص زياد و شديد من بر قرآن كريم و تلاوت همراه با تعهد و تقوای آن بود))
    قاری جوان راغب مصطفی غلوش توانست در سن كوچكی و قبل از 18 سالگی برای خود مجد و عظمتی بيافريند ،با اينكه حق دفاع از وطن بر عهده او قرار گرفت و برای سربازی و اداء خدمت خوانده شد چيزی كه چاره و گريزی از آن نبود، در سال 1958م در حاليكه 20 سال داشت سربازی را شروع كرد و به مركز آموزش اداره امنيت مركزی فرستاده شد او می گويد :

    ((…وبا توجه به اينكه من به نيروهای امنيت مركزی ملحق شده بودم دائما به مسجد امام حسين عليه السلام تردد میكردم و خبر میگرفتم تا اينكه اگر شده حتی يك آيه در بزرگترين و مشهورترين مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر اين امر حريص بودم كه خود را به مسئولين مسجد عرضه كنم تا شايد برايم فرصتی پيش آيد تا ده آيه ای قرائت كنم يا در اين مسجد بزرگ اذان بگويم به شيخ مسجد حسينی شيخ حلمی عرفه معرفی شدم و آنچه مقدور بود از قرآن در نزدش خوانده و او بسيار از من خوشش آمد …و روزی به آنچه در درونم بود تصريح كرده و از او خواستم كه بزرگواری كرده و به من برای اذان و قرائت يك عشر قبل از اقامه نماز اجازه دهد ، او به من گفت: راغب اگر شيخ طه فشنی تاخير كرد فرصتی برای تو خواهد بود ، من از ته قلب از خداوند خواستم كه شيخ طه فشنی تاخير كند و گوئی كه درهای آسمان بتمامی باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابت فرمود و شيخ فشنی تاخير كرد و موعد اذان نزديك شد و شيخ حلمی به من گفت: آماده باش و به مسئول مسجد گفت: بگذار راغب اذان بگويد پس اجازه داد و مرا در كنار شيخ محمد غزالی (رحمه الله ) نگه داشت تا وقتی كه با فرارسيدن وقت نماز عصر از درس فارغ گردد ، شيخ مصطفی اسماعيل عبارتی را در آخر اذان اضافه می كرد و می گفت: ((…الصلاة و السلام عليك يا نبی الرحمة يا ناشرالهدی يا سيدی يا رسول الله )) من هم همچنانكه استاد مصطفی اذان می گفت اذان گفتم اين در حالی بود كه من لباس سربازی به تن داشتم كه نظر مردم را به من جلب می كرد اين موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حال روزه خوب و كشيده و زيبا می شود ومن 10 آيه را خواندم و از سوره الحاقة هم شروع كردم و جو مسجد منقلب شد تا آنجا كه من شبيه خيمه ای در وسط ميدانی شدم و در قرائت فرو رفتم چرا كه مردم با گفتن الله يفتح عليك، يبارك فيك، تانی الآية، به من شجاعت می بخشيدند ومن آيات را بنا به خواست افراد موجود در مسجد بيش از يكبار خواندم و زمان تلاوت به بيش از نيم ساعت رسيد ، من به پادگان برگشتم در حاليكه شادی ام وصف ناشدنی و اعتماد به نفسم از اينكه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذار كرده بودند زياد شده بود به من برای خروج در هر زمانی اجازه می دادند و من به مسجد امام حسين عليه السلام زياد رفت و آمد میكردم و به واسطه اين مسجد شهرت پيدا كردم و با اين مسئله من خيلی خوشحال شدم چرا كه در مسجدی قرائت می كردم كه مرحوم شيخ محمود خليل حصری در آن سوره می خواند و مرحوم شيخ طه فشنی در آن اذان می گفت و مرحوم دانشمند بزرگوار استاد غزالی در آن درس می داد و خطبه می خواند اين شرف عظيمی بود كه هر كس در سن من و هر حافظ قرآنی آنرا آرزو داشت ))

    از مسجد حسينی تا راديو:
    و در مسجد امام حسين (ع) شروع به جدا شدن به سمت چيزی كه خوابش را می ديدم شدم به بزرگان مسئولان دولتی شناسانده شده و به ايشان نزديك شدم و ايشان مرا بر قرائت پيش روی جماعت تشجيع كردند و سبب از بين رفتن ترس و وحشت در وجود من شدند و عامل نيرومندی بودند در رابطه با دعوتهائی (برای احياء مجالس حزن و ماتم در قاهره) كه به من متوجه می شد در آن مجالس با مشاهير قاريان راديو مانند استاد مصطفی استاد عبدالباسط استاد حصری و غير ايشان از مشاهير همراه می شدم ، از ميان كسانی كه به مسجد حسينی می آمدند استاد محمد امين حماد مدير راديو در آنوقت بود حاضرين به او گفتند استاد، به راغب كارتی بدهيد تا بتواند به راديو بيايد و تقاضانامه ملحق شدن به راديو را پر كند و تقديم دارد او همانجابه من كارت را داد و گفت: فردا در دفترمن در ساختمان راديو در شريفين نزد من باش ، من به مسجد امام حسين (عليه السلام)رفتم وشيخ حلمی عرفه، سرهنگصلاح الالفی و سرهنگ محمد الشماع را ديدم و هر 3 با آمدن با من برای رفتن پيش مدير راديو موافقت كردند مدير بخاطر بودن من با آنها با من حسن استقبال داشت و من تقاضا نامه را نوشتم …

    بنابر تاريخ اعلام شده به راديو رفتم با امتحان را نزد هيات داوران به اتمام برسانم آنجا در اطرافم 160 قاری ديدم، ايشان به من گفتند: تو در ضمن نگهبانی هستی ؟ -من لباس سربازی به تن داشتم- من گفتم من هم همراه شما هستم و برای امتحان آمده ام ايشان تعجب كردند و بعضی از آنها برای من آرزوی موفقيت كردند …هيات داوران 2 قسم بود قسمتی برای صوت و قسمتی برای قرآن به من گفتند از اين قسمت بخوان((من جاء بالحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزی الا مثلها و هم لا يظلمون ))الخ به لطف خدا موفق بودم اعضاء هيات برايم درود فرستادند و به محافظت صدا توصيه ام كردند …

    گروهبان وقاری راديو:
    از مدت سربازی ام 20 روز مانده بود و من در صدد گرفتن گواهی پايا ن خدمت بودم و قبل از 2 يا 3 ماه انتظار معلوم شدن نتيجه را نداشتم پس از گرفتن گواهی پايا ن خدمت به شهر خودم (برما) رفتم و با چيزی كه انتظار نداشتم مواجه شدم اهل روستا استقبال غير منتظره ای از من كردند و می گفتند: هزار بارك الله راغب مرا بغل كردند و نزديك بود روی گردن قرارم داده و ببرند گفتم قضيه چيست ؟ گفتند: مگر اين خبر را نشنيده ای؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو با تيتر درشت در همه روزنامه ها درج شده كه (گروهبان قاری) خدای را سپاس كه به من صبر و تحملی داد تا اين خبر سعيد را تحمل كنم خبری كه عقل و صبر نياز داشت تا كسی در خوشحالی افراط نكند.

    سفر به دول مختلف دنيا:
    استاد راغب بيش از 30 سال متوالی برای قرائت كتاب الله مجيد به كشورهای جهان من جمله ايران سفر كرد و به اين نكته ايمان داشت كه اين ماموريت و رسالت سنگينی است كه به نحو شايسته بايد آنرا اداء كرد … در سالهای اخير ماندن در مصر را ترجيح می دهد تا ميليونها نفر از تلاوت قرآن بامدادی و روزهای جمعه و مناسبتهای مختلف او بهره مند شوند و نيز موقعيتی برای سفر دوستان او يعنی مشاهير قاريان به دولتهای مختلف فراهم شود .

    ايام می گذرد و فضائل نيز همچنان با او میگردد فضيلتی كه او و گروهی از بزرگان عرصه قرآن از قرآن كريم بدست آورده اند .
    منبع: سایت اهل البیت



    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    زندگینامه استاد مصطفی اسماعیل

    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

    اکبرالقراء استاد مصطفي اسماعيل از مشاهير و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگي بسيار لطيف و دلنشين و با الحاني منطبق با معاني و مفاهيم الهي تلاوت مي کند . وي استادي است بي بديل که در فن قرائت سبکي بسيار ممتاز دارد . مردي است که تمامي قاريان جهان در آستان پر از معنويتش سر تعظيم فرود مي آورند و همه به او عشق مي ورزند .


    به راستي که تلاوت شيوا و ممتاز قاري برجسته اي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل که توأم با دلپذير ترين نغمات آسماني و کلام روح بخش آيات الهي مي باشد جان را طراوت و آرامش مي بخشد

    و اينچنين است که رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايند «صداي نيکو زينتي است براي قراء». قاريان مبرز و اهل فن بر اين عقيده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل داراي صفا و پختگي و جذبه اي روحانيست که به دلهاي مستمعين مي‌نشيند و از گيرايي خاصي برخوردار است .

    مصطفي را ، نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردي اش دوست داشتني مي کند . وقتي سوره احزاب را مي خواند مردم چنان فرياد به تحسين اومي گشايند که مجلس به خود مي لرزد و وقتي در اثناي قرائت با تواضع و افتادگي از مردم اجازه پايان قرائت خود را مي خواهد ، آن ها به او اصرار مي ورزند و از او ادامه قرائت را التماس مي کنند .

    او نيز مي خواند و آنگاه يکي از قرائت هاي استثنايي تاريخ را مي آفريند و سوره الحاقه را چنان مي خواند که مستمعين را هوش از سر به در مي شود . تلاوتهاي مرحوم استاد مصطفي اسماعيل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به انديشيدن در آيات الهي قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغيب مي‌کند .

    بجاست در اين زمينه به سخنان حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي که در جمع قاريان و کارکنان راديو قران ، ايراد فرموده اند توجه کنيد :«هنر قاري قران اين است که هرچه بيشتر معاني قران را در ذهن مستمع مجسم بکند ؛ به اين نکته توجه کنيد : اينکه ميبيند يک تلاوت گري يکدفعه گل ميکند و اهل نظر و اهل بصيرت او را قبول ميکنند بي جهت نيست يک علتي دارد . شيخ مصطفي اسماعيل يا عبدالفتاح و اساتيدي از اين قبيل کساني هستند که وقتي قرآن مي خوانند شما مي‌بينيد مفاهيم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس مي کنيد او دارد مفاهيم را به شما ميدهد نه حرف را ؛ علت (شهرتشان) اينها هست لذاست که اينها در همان منطقه خودشان هم معروف مي شوند و ديگران و شاگردهايشان مقلد اينها مي شوند .

    و شما نگاه کنيد بين اين قراء بزرگ ؛ مثلا شيخ مصطفي اسماعيل که من دقت کردم و شايد ديگران هم همين طور باشند من نديدم جايي در وقف مطلق مصطفي اسماعيل نايستد ؛ معمولا مي ايستد ؛ شما هم بايستيد ؛ اين ايستادن صدا را زيباتر و دلنشين تر مي کند و هم معني ؛ اين هم يک نکته بود » .شيوه اي را که مرحوم مصطفي اسماعيل در علم قراءات مبتکر آن بوده است شاهکاري برجسته است که در آن قاري قرآن همزمان با تلاوت و بيان علم تجويد قادر است تا مفاهيم آيات الهي را به مستمعين برساند و تجسم عيني مفاهيم عميق قرآني را ايجاد نمايد و اينچنين است که جوهر و بطن قرآن کريم در لحن زيباي قاري گرانقدر و ارجمندي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل مي درخشد . مرحوم استاد به کليه قراءات سبعه و راويان قراء تسلط و چيرگي خاصي داشت و با قرائت گوناگون قرآن کريم را تلاوت مي نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصري به تلاوت آيات مبادرت مي ورزيد .

    همچنين او به تمامي مقامات و الحان قرآني مهارت و استادي وافري داشت بطوري که اهل فن او را يگانه مقري قرآن مي دانند .مصطفي در ناحيه طنطا از کشور مصر متولد گرديد و تحت آموزش اوليه استاد سيد البدوي قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحيه طنطا در مؤسسه الاحمدي به همراه شيخ خليل الحصري در محضر شيخ «ابراهيم سلّام» که از بزرگترين اساتيد آن زمان بود به تحصيل علوم عالي قرائت پرداخت .

    زماني که مصطفي براي اولين بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شيخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در ميان گرفته ، آينده اي درخشان را به او نويد داد .

    او که يک نابينا بود با چشم بصيرت مصطفي را به خوبي شناخت و زيبايي کار او را در اعماق وجود خويش احساس کرد . مصطفي يکي از اساتيد مسلم علم قرائت است ، استادي که با آشنايي با نغمات و مقامات موسيقي و علم تجويد ، بهترين و بالاترين قرائت ها را آفريده است . او مي گويد : « طريقه تجويد و صوت قرآن کريم بر پايه حدود 18 مقام استوار است که برخي از آنان عبارت اند از : بيات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم ، مرمل ، نهاوند ، عشاق و ... » از نظر مصطفي يک قاري قرآن که داراي صوتي زيباست ناگزير است که با موسيقي آشنا باشد و نيز وقف و ابتدا را بايد بداند ، اما اين همه در شرايطي است که قاري به اصول تلاوت خللي وارد نساخته و حق آيات را ادا کند . صوت خوش در آيات و احاديث نيز پسنديده است و همواره مورد تاييد بوده است .

    آنجا که حضرت رسول (ص) فرمودند : « قرآن را با صوت زيبا ، نيکو بخوانيد » و همچنين مي فرمايند : « آن کس که قرآن را با تَغَنّي و آهنگ قرائت نکند از ما نيست ».

    همه مي دانند مقصود از غنا و آهنگ در اينجا صوت نيست . صوتي که حق تلاوت را آن چنان که مورد رضاي خداست فراهم مي سازد .

    مرحوم استاد حصري درباره صوت استاد مصطفي اسماعيل مي گويد « او از جمله قاريان ممتازي است که در بيان الحان قرآني تسلط و استادي خاصي داشت.از نظر مصطفي يک قاري قرآن بزرگترين و بهترين سفير براي اسلام و کشور خود مي باشد . وي در اين راستا عنوان مي کند که در سفري که در سال 1352 به ترکيه داشته است استقبال زيادي از سوي مردم و مقامات کشوري صورت گرفت ، تا آنجا که نخست وزير ترکيه خود شخصاً به استقبال و ديدار با وي آمدند و به همراه وزير فرهنگ به مدت نيم ساعت با وي به گفتگو نشستند ، پس از آن قرآني را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود ، به او هديه کردند .

    و نيز طي مسافرت هايي که به لبنان داشت از سال 1353 به مدت 3 سال در ايام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در اين کشور پرداخت ؛ در اينجا نيز به او نشان درجه يک کشور را اعطا کردند . شيخ مصطفي اسماعيل به کشورهاي بسيار زيادي در اقصي نقاط جهان مسافرت کرده است .

    وي مي گويد : « يک قاري قرآن در قلوب مسلمين جهان جايگاه ويژه اي دارد . مردم از او استقبالي شايسته شخصيت او به عمل مي آورند ، حتي از زماني که قدم در فرودگاه آن ديار مي گذارد ، روزنامه ها و مجلات پيرامون تاريخ زندگي او و تاريخ کشورش ، مقالات بسيار مي‌نويسند و راديو و تلويزيون نيز در اين رابطه به پخش برنامه هايي اهتمام مي ورزند ».رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي به تلاوت هاي مصطفي اسماعيل علاقه وافري دارند . ايشان مي فرمايند : « علّت شهرت اين قاري اين است که به هنگام تلاوت مفاهيم و مضامين را در ذهن مجسم مي کند...»

    آري استاد مصطفي ، از اساتيد برجسته اي است که چون تلاوت مي کند ، هر جا که شنونده اي باشد بي اختيار به تحسين و تشويق او لب مي گشايد . آنگاه که لفظ (ماءِ) را تلاوت مي کند ، چنان مي خواند که مستمع آب را در مقابل ديدگان مجسم مي کند . اين حالت در تمامي کلمات و آيات مشهود است .از مشهورترين اماکني که استاد در آن مکان ها به تلاوت قرآن پرداخته است ، مسجد جامع اموي ، جامع کبير در لبنان ، مسجد امام حسين (ع) در عراق ، مسجدالاقصي ، مسجدالحرام و مسجد جامع کبير در پاريس را مي توان نام برد .اين اساتيد بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوت هاي مجلسي ، تمامي قرآن کريم را نيز به شيوه ي تحقيق و ترتيل قرائت کرده است که در اکثر کشورها ، شيفتگان کلام الهي ، به تلاوت هاي زيباي او گوش جان سپرده ، از آن بهره ها مي گيرند و قاريان بسيار با استماع تلاوت هايش دراين راه به مراتب اعلي در قرائت قرآن رسيده اند .

    تلاوت هاي اين استاد مسلم علم قرائت همه هفته از راديو قرآن جمهوري اسلامي ايران به سمع دوستداران تلاوتهاي ايشان مي رسد .سرانجام شيخ مصطفي اسماعيل پس از عمري پربار ، در حالي که شيفتگان بيشماري از تلاوت هاي دلنشين خويش برجاي گذارده بود ؛ در سال 1359 ه.ش. در شهر قاهره به سوي معبود شتافت و بدين سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه اي - که سراسر جهان به عظمتش معترف بود - سوگوار گرديد . فردي که با صوت و لحن دلنشين اش توانست بسياري را فراسوي دين مبين اسلام رهنمون سازد . همانگونه که خود بارها گفته بود : يک قاري قرآن بزرگترين سفير قرآن عزيز است .




    برگرفته از وبلاگ
    www.mashhadlove.blogfa.com

    ویرایش توسط سلام خدا : ۱۳۸۸/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۴:۵۱
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    استاد کریم منصوری

    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

    مختصری از زندگینامه استاد و فعالیت های قرآنی ایشان

    خاطرات قرآنی از زبان خود استاد:



    من سه خاطره‌ی قرآنی با رهبر انقلاب دارم؛ مختصر اما شیرین و ماندگار.

    خاطره‌ی اول مربوط به زمانی ‌است كه سرباز كمیته‌ی انقلاب اسلامی بودم و در مراسمی تلاوت می‌كردم كه آقا حضور داشتند. ایشان آن‌ وقت رییس‌جمهور بودند. بعدها از دوستان شنیدم كه فرموده‌ بودند چه كسی دارد قرآن می‌خواند؟ اطرافیان گفته بودند یكی از سربازهاست. ایشان فرموده بودند: «قدر این سرباز را بدانید كه قاری خوبی خواهد شد.»
    ***
    خاطره‌ی دوم مربوط به سال هفتاد و یك است كه بعد از مسابقات عربستان و به اتفاق آقای پرهیزگار خدمت حضرت آقا رسیده بودیم. ایشان برای تشویق به من گفتند: «حالا وقت آن است كه كل قرآن را مثل آقای پرهیزگار حفظ كنید؛ چون قاری بین‌المللی هستید.» بعد از مدتی موفق به حفظ كل قرآن شدم و ایشان هم من را مورد تشویق قرار دادند.
    ***
    خاطره‌ی سوم هم همین‌ اخیراً بود كه ایشان به بنده فرمودند: «آقای منصوری شما مردمی می‌خوانید؛ استقبال مردم از خواندن شما یك نعمت است. همین‌ طور ادامه دهید و مردم را با خواندن قرآن منقلب كنید.»
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    عصبانی




    استاد شهریار پرهیزکار

    من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را....

    زندگی نامه
    استاد شهريار پرهيزكار، در 25 مرداد ماه سال 1343 هـ.ش در شهر تهران ديده به جهان گشود. اشتياق خود او به آموختن قرآن و نيز جوّ مذهبى خانواده، يكى از عوامل اصلى در گرايش قرآنى او شد. خود او مى گويد: ميل و اشتياق درونى به شنيدن نغمات روحانى، اعم از دعا و قرآن كه بويژه توسط مادرم در برخى مواقع به شكلى محزون تلاوت مى شد مرا ترغيب مى كرد. يكى از تفريحات كودكى من اين بود كه گوشه اى مى نشستم و مسابقه اى قرانى براى خودم ترتيب مى دادم و خود را قارى تجسم مى نمودم و احساس مى كردم كه از من دعوت شده براى اجراى برنامه و در شروع مسابقه بايد من بخوانم بعد هم با يك لحن و وضعيت خاصى شروع مى كردم به خواندن و خانواده اين را ديدند بيشتر توجه شان جلب شد و مرا به جلسات قرآن راهنمايى كردند، استاد شهريار پرهيزكار، در سال 1352 كه 9 سال بيشتر نداشت، با شنيدن پخش چند تلاوت زيبا از مسابقات جهانى در مالزى كه از طريق تلويزيون پخش مى شد، مجذوب تلاوت قرآن شد و بخصوص تلاوت استاد محمد تقى مرّوت كه رتبه نخست آن سال را در مسابقات مالزى را كسب كردند، بر او اثرى ويژه گذاشت و زندگى آينده اش در مسير قرآن رقم زد.

    آقاى شهريار پرهيزكار، روخوانى و روانخوانى و مباحث اجمالى در زمينه تجويد مقدماتى را در محضر استاد اديب و تجويد و صوت و لحن قرآن كريم را همزمان در جلسات استاد مروت آغاز كرد. و سپس با راهنمايى استاد و مروت به جلسات درس استاد مولائى حضور يافت و بدين ترتيب، حفظ قرآن را نيز آغاز نمود. استاد پرهيزكار، اولين بار بصورت رسمى در مسابقات قرآنى كه در سال 1356 در مسجد لاله زار و در مقابله با رژيم طاغوت برگزار شد به تلاوت پرداخت در اين مراسم كه بسيار با شكوه برگزار شد آياتى از سوره مباركه يوسف را به زيبائى تلاوت كردند.

    آقاى پرهيزكار پس از دريافت ديپلم در سال 1360، در دانشگاه شهيد بهشتى تهران و در رشته كامپيوتر و نرم افزار تحصيل خود را آغاز كرد و مدرك كارشناسى را دريافت نمود. آقاى پرهيزكار در سال 1369 ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج دو فرزند بنامهاى فاطمه و مهديه است.

    استاد پرهيزكار قرآن كريم را در طول سه سال در جلسات حفظ استاد مولائى از حفظ نمود او همچنين در بسيارى از مسابقات داخلى در كشور شركت كرده و رتبه هاى ممتاز كسب نموده است.
    در سال 1362 در مسابقات بين المللى جمهورى سلامى ايران در حفظ 15 جزء رتبه نخست را كسب كرد همچنين در سال 1364 در حفظ 20 جزءرتبه دوم را در كشور عربستان بدست آورد در سال 66 هم استاد پرهيزكار در رشته حفظ كل قرآن در مسابقات بين المللى ايران شركت كرد و رتبهنخست را در اين مسابقات از آن خود ساخت.

    او علاوه بر آن، در سال 71 نيز به رتبه نخست مسابقات كشور عربستان در رشته حفظ كل دست يافت. وى شيرين ترين خاطرات فراموش نشدنى خود را دستبوسى حضرت حضرت امام خمينى (ره) و تفقد و صميميت ايشان را با خود دانسته و خاطره ديگر را ورودشان به داخل كعبه پس از انجام مسابقات عربستان، در سال 66 مى داند.

    دوره كامل تلاوت ترتيلى با صداى استاد پرهيزكار كه از سالها پيش و به بركت نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران ضبط شده است همه ساله از شبكه هاى مختلف راديو و تلويزيون جمهورى اسلامى ايران پخش مى شود. كه بسيار مورد توجه دوستداران و علاقه مندان به قرآن قرار گرفته است. نوار كاست با تكرار تلاوت ترتيل با صداى استاد پرهيزكار براى علاقه مندان به حفظ قرآن كريم تدوين شده است و در دسترس علاقه مندان است. آقاى پرهيزكار مانند بسيارى ديگر از اساتيد و صاحبظران امر تلاوت معتقدند كه قارى قرآن شايسته است در ابتداى كار از يك قارى مصرى برجسته تقليد كند و در اين مرحله بايد از هرگونه ابداع و ابتكار سبك نوين پرهيز كند او معتقد است پس از سپرى كردن اين دوره مى توان سبكى نو، ابداع كرد به همين دليل خود او نيز در ابتدا از مرحوم استاد عبدالباسط سپس مرحوم منشاوى و پس از آن از مصطفى اسماعيل تقليد نموده است.

    آقاى پرهيزكار به قاريان جوانى كه در ابتداى راه هستند سفارش مى كند كه در شنيدن تلاوتها براى يادگيرى توجه و دقت بالايى را مبذول دارند؛ يعنى بصورت تفننى به تلاوت گوش ندهند بلكه به تمام ظرايف و ريزه كارى هاى تلاوت قارى مورد تحقيق گوش بسپارند. استاد پرهيزكار تا كنون در جلسات مختلفى در سطح تهران و يا در دبيرستانهاى مختلف در زمينه اى قرآنى تدريس كرده اند ايشان هم چنين در دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران دو واحد درس آوا شناسى را تدريس نموده است. آقاى پرهيزكار در زمينه فعاليت هاى قرآنى خود در دوره هاى تربيت مربى قرآن، در سپاه پاسداران و تصميم گيرى جلسات برخى از نهادهاى كشور حضورى فعال داشته است. او در طول 8 سال دفاع مقدس كه دل و جان نيروهاى رزمنده لبريز از معنويت بود، در ايامى كه مجاهدان اين مرز و بوم با عشق به قرآن و اهل بيت (ع) لحظات را سپرى مى كردند حضور قاريان برجسته كشور در جمع آنان تأثيرى بسزا داشت، از اين رو استاد پرهيزكار نيز مانند بسيارى از برادران قارى در جمع رزمندگان اسلام در جبهه هاى مختلف حاضر مى شد و با تلاوت آيات وحى دل و جان آنها را از عشق حق حياتى دوباره مى بخشيد.

    آقاى پرهيزكار از اساتيد؛ رفعت، شعشاعى، مصطفى اسماعيل و شعيشع به عنوان قاريان برتر پيشكسوت در كشور مصر ياد مى كند. او همچنين در ميان اساتيد حاضر در كشور مصر از اساتيد: شحات محمد انور، اللّيثى و نعينع به عنوان قاريان برتر كشور مصر نام مى برد. وى در توصيه هاى خود به جوانان معتقد است كه فعاليت در امر قرآنى به يك اشتياق و علاقه خاصى نيازمند است و صرف دوست داشتن را كافى نمى داند؛ بايد عشق و علاقه در خود ايجاد كرد تا بتوان با اين موتور محركه كه از درون ما را سوق مى دهد به سمت انس هر چه بيشتر با قرآن در اين عرصه موفق باشيم.

    برای دریافت اذان استاد کلیک کنیدالتماس دعا

    ویرایش توسط سلام خدا : ۱۳۸۸/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۵:۲۳
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود