صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بحث بنده با جناب شهید گمنام : در مورد قدرت خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بحث بنده با جناب شهید گمنام : در مورد قدرت خدا




    لطفا کسی پست بیهوده نده
    ---------

    موضع بنده :
    خدا قادر به انجام هر کاریست که محال نباشه


    موضع ایشون :
    خدا بدون استثنا هر کاری رو قادر به انجامه
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی خوب
    مساله این هست که جناب شهید گمنام معتقده که که خداوند بدون استثنا قادر به انجام هر عملیست .
    و من هم به ایشون میگم :
    آیا خدا قادر هست که عددی رو بیاره که که بالاتر از اون نباشه ؟
    ایشون جواب ضد و نقیضی دادن که میشه این : خدا خودش اعداد رو بینهایت آفریده پس سوال من غلطه .
    اما من میگم که خیر این سوال مثل هر سوال دیگری یک جواب داره و اون هم خیر هست . چون اینکار محال عقلی هست .

    اما ایشون میگند که خدا قادر به انجام هر کاری حتی محال عقلیست واین سوالات رو ناشی از عقل ناقص بنده میدونن
    بنده میگم خدا قادر به انجام هر کاریه که محال عقلی نیست
    ایشون میگن که خدا محال عقلی رو هم قادره انجام بده چون علته

    ممنون میشم که اساتید بگن نظر کدوم درسته ؟
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بسم الله النور




    با سلام
    برادر محترم قرار اين نبود جنابعالي يكطرفه به قاضي رفته و هر چه خواستيد از طرف حقير و خودتان بنويسيد
    قرار اين بود حضرتعالي تايپيكي ايجاد كرده در آن سوال كنيد و حقير پاسخ بدهم و اساتيد نظر دهند شما به قول خود عمل نكرده ايد
    حقير اينجا صريحا اعلام مي كنم كه حضرتعالي سخنان حقير را تحريف كرده ايد و يا حداقل انجايي كه به ضررتان بوده است را ننوشته ايد

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    33
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب




    جناب محمد محض اطلاع شما باید بگم که خدا چیزی رو به نام عدد به وجود نیاورده است.کللا عدد شی خارجی نیست که بخواد به وجود آوردنی باشه.عدد چیزیست که ما برای راحتتر شدن کارهامون درستش کردیم.مثل واحد کیلومتر. و ما همیشه نمیونیم جلوی چیزی رو که ساختیم بگیریم یا درکش کنیم.
    در جهان همه چی جز خدا محدوده.این اعداد هم محدودند.چرا؟
    چون ما مثلا وقتی به 1000 میرسیم برای گفتن یکی بیشتر میگیم 1001 پس دیدین که اعداد دوباره از سر گرفته میشن.
    و نکته ی آخر اینکه اعداد در قالب اشیا نشان داده میشن.مثلا 1 مداد،1000 ستاره، و بدون اینها معنی و پشتوانه ندارند و فقط اسمند،اگر خدا بخواد این اعداد را تمام کند،موجودی بیشتر از آن عدد به وجود نمی آورد.

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهيد گمنام نمایش پست
    با سلام
    برادر محترم قرار اين نبود جنابعالي يكطرفه به قاضي رفته و هر چه خواستيد از طرف حقير و خودتان بنويسيد
    قرار اين بود حضرتعالي تايپيكي ايجاد كرده در آن سوال كنيد و حقير پاسخ بدهم و اساتيد نظر دهند شما به قول خود عمل نكرده ايد
    حقير اينجا صريحا اعلام مي كنم كه حضرتعالي سخنان حقير را تحريف كرده ايد و يا حداقل انجايي كه به ضررتان بوده است را ننوشته ايد
    گرامی قرار بود که متن گفتگویمان را در تاپیکی قراردهم و اساتید نظر بدهند
    به علاوه برای سفسته کمی زود نیست ؟ متن گفتگویمان هنوز در آرشیو موجود است هر کس خواست برود و ببیند آیا گقته های شما چیزی را سانسور کردم ؟؟

    به علاوه اینها به کنار ! شما اگر نظرتان چیز دیگریست بفرمایید تا با هم بحث کنیم
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosna نمایش پست
    جناب محمد محض اطلاع شما باید بگم که خدا چیزی رو به نام عدد به وجود نیاورده است.کللا عدد شی خارجی نیست که بخواد به وجود آوردنی باشه.عدد چیزیست که ما برای راحتتر شدن کارهامون درستش کردیم.مثل واحد کیلومتر. و ما همیشه نمیونیم جلوی چیزی رو که ساختیم بگیریم یا درکش کنیم.
    در جهان همه چی جز خدا محدوده.این اعداد هم محدودند.چرا؟
    چون ما مثلا وقتی به 1000 میرسیم برای گفتن یکی بیشتر میگیم 1001 پس دیدین که اعداد دوباره از سر گرفته میشن.
    و نکته ی آخر اینکه اعداد در قالب اشیا نشان داده میشن.مثلا 1 مداد،1000 ستاره، و بدون اینها معنی و پشتوانه ندارند و فقط اسمند،اگر خدا بخواد این اعداد را تمام کند،موجودی بیشتر از آن عدد به وجود نمی آورد.
    گرامی بنده اصلا در مورد عدد صحبتی نکردم .
    من فقط نظر جناب شهید گمنام رو گفتم . شما این جوابو باید به ایشون بدید
    بله درسته عدد فقط یک مفهومه اما هر مفهوم منشا یی داره . و با وجود اون منشا اون مفهوم هم به وجود میاد
    مثل زمان که مفهومی است برای ماده و در نبود آن کاملا بیمعنیست


    ==================

    جناب گمنام از شما انتظار پاسخ داشتم از بحث فرار نکنید
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بسم الله النور




    علم اعداد و يا هر علم ديگر نيز بخواست خداوند متعال و بواسطه علمي كه خداوند در انسان قرارداده بود توسط انسان ابداع شده است لذا ابداع اعداد و يا هر علم ديگر كه انسان براي پيشرفت خود بكار مي برد نشانه قدرت خداست كه در وجود بشر نهاده است
    منظور حقير اين بود نه چيز ديگر
    ثانيا به پرسشهاي حقير كه حضرتعالي پاسخ مثبت دادي و سپس بيكباره همه را نقض كرديد نيز توجهي بفرمائيد

    برادر محمد لطفا سوالهايتان را مطرح كنيد لطفا قرارمان نيز يادتان باشد كه بحث حول صفات خداوند بايد باشد نه ذات مقدسش
    ویرایش توسط شهيد گمنام : ۱۳۸۸/۰۲/۱۹ در ساعت ۰۸:۴۸

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گرامی ! حقیر عاجزانه از شما تقاضا دارم بیش از این از بحثی که خود ان را شروع کردید فرار نکنید !
    اصلا موضوع این نیست که عدد را چه کسی به وجود آورده !
    به علاوه بنده در این باب اصلا سوالی ندارم تا مطرح کنم و اصل قضیه را در پست اول شرح دادم و شما هم اگر اعتراضی دارید که من نادرست مسئله را بیان کردم آن را تصحیح کنید و بحث را منحرف نکنید
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    176
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این سوال شبیه این سوالی که من میکنم ، آیا خدا میتونه عین خودش رو بیافرینه یا بالاتر...
    و یا مثلا آیا خدا فادر که سنگی بیافرینه که نتونه بلندش کنه ؟
    و جواب به این سوال ها اینه که ، این چیز ها محال است .زیرا در سوال اول اومدیم برای خدا شریک قائل شدیم در حالیکه از راه های مختلفی اثبات میشود که چنین چیزی غیر ممکن است.
    در مورد سوال 2 هم باید بگم ما اومدیم خدا رو ضعیف کردیم ، یعنی خدا ( که قادر مطلق هست) سنگی بیافرینه که نتواند بلند کند.
    که اینجا هم تناقض دیده میشه و باز هم محال بنابراین نظر بنده حقیر اینکه این نوع پرسش ها بازی با کلمات است.

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    193
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط asgari نمایش پست
    این سوال شبیه این سوالی که من میکنم ، آیا خدا میتونه عین خودش رو بیافرینه یا بالاتر...
    و یا مثلا آیا خدا فادر که سنگی بیافرینه که نتونه بلندش کنه ؟
    و جواب به این سوال ها اینه که ، این چیز ها محال است .زیرا در سوال اول اومدیم برای خدا شریک قائل شدیم در حالیکه از راه های مختلفی اثبات میشود که چنین چیزی غیر ممکن است.
    در مورد سوال 2 هم باید بگم ما اومدیم خدا رو ضعیف کردیم ، یعنی خدا ( که قادر مطلق هست) سنگی بیافرینه که نتواند بلند کند.
    که اینجا هم تناقض دیده میشه و باز هم محال بنابراین نظر بنده حقیر اینکه این نوع پرسش ها بازی با کلمات است.
    خوب شما هم میگید که این سوالات محال هستن جوابشون
    اما جناب شهید گمنام معتقده که خدا حتی امر محال رو هم میتونه انجام بده
    روزها فکر من این است و همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود *** به کجا میروم آخر ننمای وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا *** یا چه بوده است مراد وی ازاین ساختنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست *** به هوای سرکویش پر و بالی بزنم

    ========================
    دوستان از سایت رفتم
    کاری داشتید در وبلاگم در خدمتم
    http://h4kmylif3.blogspot.com/

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود