صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ساتانيسم يا شيطانپرستي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ساتانيسم يا شيطانپرستي




    بوش پدر نام فرزندش راجرج واکر بوش نهاد؛ چرا که این اسم معادل است با عدد 666 که در انجیل تعبیر به دیکتاتور آخرالزمان شده است.

    دو نوع یهودیت داریم یک نوع آن به مسیحیت و دیگری به یهودیت معروف است، منظور از این تقسیم بندی این است که مسیحیت نشات گرفته از یهودیت و شاخه ای از آن است.

    بعضی معتقدند شکاف میان این دو دین تنها به خاطر اشتباه در تاویل و ناشی از نگرش های سیاسی و نژادی امپراتوری روم قدیم بوده است.

    مسلمانان اعتقاد دارند که مسیحیت دینی جدا از یهودیت از لحاظ منابع دینی است یعنی انجیل کتابی جدا از تورات است و با آمدن تورات انجیل نسخ شده است، این بینش به دلیل این است که با آمدن اسلام دین های قبلی نسخ شده است؛ بخصوص اگر اولی دچار تحریف و تغییر شده باشد.منابع مسیحیت تنها خلاصه در انجیل نمی شود؛ بلکه شامل تورات نیز می شود.به همین علت است که تورات را عهد قدیم وانجیل را عهد جدید می نامند.چون حجم عهد قدیم بیشتر از عهد جدید است لذا تاثیر یهودیت از مسیحیت امری ممکن و منطقی است.







    در عهد قدیم به جنگ و ویرانگری دعوت می کند؛ اما عهد جدید به صلح و آشتی.عهد قدیم یهودیان را امت برگزیده خداوند تا ابد می داند؛اما عهد جدید آن ها را امت ملعون تا ابد می داند.

    آنچه که امروز به عنوان راست مسیحی یا صهیونیسم مسیحی و یا بنیاد گرایی مسیحی یاد می شود. جنبشی است که اوج آن را در جریان های سیاسی آمریکا می توان دید
    .

    مهمترین اصول اعتقادی صهیونیسم مسیحی بر پایه جنگ آخرالزمان و آرماگدون و ظهور دوباره مسیح است که از آن به عنوان خدا شناسی هار مجدون نیز یاد می شود
    .

    نظام اعتقادی کسانی که خدا شناسی هارمجدون را تبلیغ می کنند متمرکز است بر روی سرزمین انجیل، صهیون و دولت اسرائیل که این دو را در بر می گیرد
    .

    اینان چون اعتقاد دارند اسرائیل باید در مقر فرود آمدن دومین ظهور مسیح باشد لذا سعی دارند سرزمین اسرائیل را به یک آئین مذهبی بدل سازند
    .
    در این میان اسرائیل به عنوان مجری اراده الهی حق انجام هر کاری برای تصرف سرزمین موعود را دارد و همین تفکر است که باعث سرازیر شدن پول و اسلحه به اسرائیل شده است
    .

    در سال 1985 اولین همایش صهیونیسم های مسیحی برگزار گردید آنان در آن همایش دعای تهلیدار می خواندند که این جمله تشهد هرتزل را تکر ار می کردند که همه جهان از یهودیان نفرت دارند.پس یک راه باقی می ماند و آن این است که یهویان باید منحصرا در میان خودشان زندگی کنندو از نظر نظامی نیرومند شوند
    .

    صهیونیست های مسیحی در یکی از قطعنامه هایشان از همه یهودیان که در بیرون از اسرائیل زندگی می کنند خواستند که در اسرائیل سکونت پیدا کنندو گفتند که بر هر مسیحی لازم است که در رفتن آنان تسریع کند
    .

    در طی قرن های شانزدهم و هفدهم مسیحیان برای نخستین بار شروع به خریدن کتاب مقدس و تفسیر وتاویل مطالب آن کردند که تعالی بخشیدن به دو تصور ذهنی اسرائیل و یهود به عنوان دو عامل کلیدی، پیشگویی های کتاب مقدس را تشکیل می داد
    .

    در طی 150 سال مسیحیان و بیش از همه انگلیس و نیز دیگر کشورهای اروپایی و بعد ها امریکا تنها و سرسخت ترین مدافعان صهیونیسم بودند
    .

    راست مسیحی تاثیر بسزایی در سردمداران آمریکا داشتند و نقش برجسته ای در انتخاب جرج بوش ایفا نمودند
    .

    انتخاب جرج بوش به این معنا بود که دست خدا به نوعی در کار بوده؛ یعنی کسی انتخاب شده است که زندگی اش با پذیرش عیسی مسیح متحول شده و وارد کاخ سفید شده است
    .

    بعد از 11 سپتامبر این احساس وجود داشت که با وقوع چنین حادثه هولناکی خدا با قرار دادن چنین مردی در کاخ سفید باردیگر ما را تبرک کرد بعد از آن بود که بوش مجری طرح جنگ با تروریسم شدحمله به عراق در راس این اندیشه بود
    .

    جری فالون یکی از سرشناس ترین سردمداران راست مسیحی و صهیونیسم مسیحی در اکتبر سال 2002 طی نشست تلویزیونی گفت: من فکر می کنم محمد تروریست بود
    .

    آخرین مرحله این پروزه تخریب چهره اسلام با ساختن شخصیت هایی همچون بن لادن بود که در ذهن مردم جهان اسلام تروریسم را مجسم می کرد
    .

    اعتقاد بوش پسر به جنگ آخرالزمان تلاش برای حمایت از اسرائیل و ایجاد آمادگی های لازم برای وقایع و نبرد معروف در عملکرد دولتمردان آمریکایی در طول یک قرن گذشته نهفته است
    .

    اصلا بوش پدر در کتاب خاطراتش در زمان به دنیا آمدن بوش نام او را جرج واکر بوش گذارد ؛چرا که معتقد بود که فرزند او همان دیکتاتوری آخرالزمان است که به مدت هفت سال بر زمین حکومت خواهد کردهمان دیکتاتوری که در انجیل معرفی می کند و معروف به عدد 666 است واین عدد معادل اسم جرج و اگرا بوش است پس بوش همه به همین اعتقاد بزرگ شد.

    خبرگزاری آینده روشن



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    666




    عدد 666 - معروف به عدد شیطانی

    سلام
    مطلب زیر را در اینجا دیدم. به نظر جالب می آید:

    اگر شما به دقت فیلمهایی با مضامین شیطانی و مرگ و روح را مشاهده کرده باشید مطمئنا به کارگیری عدد ۶۶۶ در اینگونه فیلمها شما را متعجب میکند. این موضوع ما را بر آن داشت تا این پست را اختصاص دهیم به کاوش در اسرار ۶۶۶.
    ۶۶۶ را علامت ابلیس نامیده اند و این شهرت را از کتاب وحی(فصل ۱۳، شعر ۱۸، برای کامل بودن) به دست آورده است. مشخصات جالبش همواره مورد توجه ریاضیدانان بوده است. اکنون به طور خلاصه چند ویژگی ریاضیاتی عدد ۶۶۶ را بیان میکنیم.
    عدد ۶۶۶ به سادگی از جمع و تفریق توانهای ششم سه عدد آغازین به دست می آید.

    ۶۶۶=۱۶-۲۶+۳۶

    همچنین این عدد برابر است با مجموع ارقام خود باضافه جمع توانهای سوم ارقامش.

    ۶۶۶=۶+۶+۶+۶۳+۶۳+۶۳

    تنها پنج عدد صحیح مثبت با چنین خاصیتی وجود دارند. آنها را پیدا کنید.
    جمع توانهای دوم ۷ عدد اول برابر است با ۶۶۶.

    ۶۶۶=۲۲+۳۲+۵۲+۷۲+۱۱۲+۱۳۲+۱۷۲

    جمع ۱۴۴ رقم ابتدایی عدد پی برابر ۶۶۶ است. نکته جالب اینجاست که

    ۱۴۴=(۶+۶)×(۶+۶)

    ۶۶۶ یکی از دو عدد صحیحی میباشد که برابر مجموع توانهای سوم از ارقام توان دوم خویش باضافه مجموع ارقام توان سومش است. یعنی:

    ۶۶۶۲=۴۴۳۵۵۶
    ۶۶۶۳=۲۹۵۴۰۸۲۹۶
    ۶۶۶=(۴۳+۴۳+۳۳+۵۳+۵۳+۶۳)+(۲+۹+۵+ +۰+۸+۲+۹+۶)

    ۲۵۸۳ عدد دیگریست که دارای این خاصیت میباشد.
    مجموع ۶۶۶ عدد اول حاوی عدد ۶۶ میباشد.

    ۲+۳+۵+۷+۱۱+…+۴۹۶۹+۴۹۷۳=۱۵۳۳۱ ۷=۲۳×۶۶۶۵۹

    دقیقا دو راه برای قرار دادن علامت “+” در رشته ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ داریم تا ۶۶۶ حاصل شود در صورتیکه تنها یک راه برای رشته ۹۸۷۶۵۴۳۲۱ وجود دارد.

    ۶۶۶=۱+۲+۳+۴+۵۶۷+۸۹
    =۱۲۳+۴۵۶+۷۸+۹
    ۶۶۶=۹+۸۷+۶+۵۴۳+۲۱

    ۶۶۶ مقسوم علیه ۱۲۳۴۵۶۷۸۹+۹۸۷۶۵۴۳۲۱ میباشد.
    عدد اسمیت عدد صحیحی است که مجموع ارقامش برابر است با مجموع ارقام عوامل اول خودش. ۶۶۶ یک عدد اسمیت است. زیرا:

    ۶۶۶=۲×۳×۳×۳۷
    ۶+۶+۶=۲+۳+۳+۳+۷

    تابع (Phi(n در نظریه اعداد عبارت است از تعداد اعداد کوچکتر از n که نسبت به n اولند. قابل توجه است که:

    Phi(۶۶۶)=۶×۶×۶


    موفق باشید ساتانيسم يا شيطانپرستي


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ساتانيسم يا شيطانپرستي




    تعريف ساتانيسم شيطان پرستی:
    اين فرقه معمولا در كشورهاي آمريكاي جنوبي و آفريقا ديده مي شود.
    شيطان پرستی در مبنای فرمانبری از قدرت بسيار زياد که موثر تر و قدرتمند تر از نيرو های خوب (مثله خدا) است.
    پس شيطان را در شيطان پرستی نشان از قدرت ميدانند که بر زمين حکم رانی ميکند و برترين قدرت را در جهان هستی و نيستی (دنيا و آخرت) دارد.
    در دين شيطان اين جهان برترين دوزخ است که بايد آن را قانونمند کنيد.
    در اين دين غير از شيطان (که به عنوان قدرتی تاريک و مطلق است) از قدرت های ديگری همانند اجنه و روح های شيطانی بسيار پليد نيز برای دستيابی به اهداف خود استفاده ميشود.
    حالا ميتوان گفت که پرستش شيطان = پرستش قدرتمند و قدرتمندی.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
    چند مورد از اعمال مراسم:
    يکی از اعمالی که مهمترين است و هميشه در مراسم انجام ميشود اين است که در آن به امور جنسی ميپردازند و از شيطان برای پيشبرد اهداف حاضرين درخواست کمک ميکنند، اگر شخصی مشکلی درا باشد برای حل آن دعا ميشود.
    مراسم بعدی که نماز سياه يا نماز جماعت سياه نام دارد شايد معروف ترين مراسم باشد که در کليسای شيطان پرستی انجام ميشود و در واقع همان مراسم عشای زبانی مسيحيت است با يک تفاوت کلی که تمام کار ها در اين مراسم بر عکس مسيحيت انجام ميشوند و کار هايی در اين مراسم انجام ميشود که از گفتن آنها در صفحه اول وبلاگ معزورم.
    مراسم سوم مربوط به عضويت يک شخص جديد به اين گروه و مجموعه است که توسط کشيش کليسای شيطان و يا همسر وی (بستگی به مذکر يا مونث بودن عضو جديد دارد) انجام ميشود.
    ساتانيسم يا شيطانپرستي
    ساتانيسم يا شيطانپرستي
    شيطان پرستي وپيدايش آن در موسيقي متال وجنبش عظيم بلك متال
    ساتانيسم يا شيطانپرستيبلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه‌ و وسيله‌اي براي نابود كردن مسيحيت در نــــروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه‌ انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهــايت نواختند که شايد خداي تاريك پاگانها باز گردد.
    بازديدكنندگان و توريست‌ها از نروژ به عنوان كشور حماسه ها و افسانه ها ياد مي كنند. پايتخت اين كشور هم‌ اسلو است كه در مركز اين شهر همه چيز از خانه هاي سنگي زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاي مختلف ديده مي شود.
    در يكي از همين خانه هاي مركز اين شهر و در يك اتاق شش ضلعي گروه mayhem به عنوان اولين گروه بلك متال نروژ شكل گرفت. در اين اتاق فرشهاي بسيار كثيف در زير پا، صليب هاي شكسته نازي بالاي سر به همراه صليب هاي‌ برعكس و شمشير وايكينگ ها كه به در و ديوار آويزان شده ديده مي شود.
    هل همر( (Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقي مانده از تركيب تشكيل دهنده گروه است. پايه و اساس اين موسيقي در نروژ دراوايل دهه هشتاد شكل گرفت. اعضاي اين گروه در همان خانه زندگي مي كردند كه اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اي شيطاني ياد می کنند.
    مي گويد: "وقتي براي خريد به مغازه اي مي رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرار مي‌كردند و به نوه ها و بچه هايشان مي گفتند: اينجا محل زندگی شیطان است."
    گروه مشغول تمرين و كار بود كه دد (dead) خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشي كرد و اعضاي گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها كردند تا جسد دد خوراک پرندگان شود.
    همرو اورانيموس ( گيتاريست گروه ) اولين كساني بودند كه جنازه دد را ديدند . اورانيموس قسمتي از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزي پخت و خورد .همر اولين كسي بود كه لباس اين چنيني بلك متال را مد كرد. چكمه هاي بلند، لباس جين، ژاكت هاي چرمي سياه به همراه پنتاگرامي كه به گردنبندي كه از استخوان جمجمه دد (dead ) ساخته شده بود اولين الگوي پوشش گروه بلک متال بود.
    بلك متال هميشه موسيقي ترسناكي بوده وقتي كه بلك متال به نروژ رفت تغييراتي اساسي در آن شكل گرفت و جنگي عظيمي كه بر عليه مسيحيت با اين موسيقي شكل گرفته و پيوند خورده نماد پيدا كرد. از گروههاي ديگري كه بعد از mayhem به اين نهضت پيوستند مي توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره كرد كه در ابتدا به صورت زيرزميني تشكيل شده و رشد كردند. در همين زمان اوناموس (euonymus ) شركت DSP را شكل داد . او به نوعي رهبر اين نهضت محسوب می شد.
    همردر مورد او مي گويد: " او احساسات نداشت. ترحم نداشت و هميشه هم مي گفت كه اين نوع زندگي برايش لذت بخش است . " اين شركت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشكيل شد. اين زير زمين مثل سياه چال هاي قديم تاريك و نمناك بود و با شمع روشن مي شد.
    افراد بسياري پس از آمدن به اين مكان و خروج از آن كفن به تن مي كردند و در اوج نشئـگي حاصل از موادمخدر به خودزني با چاقو و شيشه شكسته مي پرداختند و با اسپري بر روي ديوار عبارت 666 را مي نوشتند.
    همرمردمي كه با تفنگ به خود يا ديوار شليك مي‌كردند و حتي كسي كه با پتك به مغز خود كوبيد را به ياد مي آورد يا حتي اورانيموس كه‌ يك روز آنقدر خود‌ را با زنجیر زد تا بیهوش شد. در حدود سال 1990 بود كه بلك متال در حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزي شد و با اولين آلبوم خود يعني me Jesus دري جديد را بر روي بلك متال و مبارزه با مسيحيت باز كرد. Samoth گيتاريست بزرگي كه از اعضاي تشكيل دهنده emperorاست و سابقه همكاري باburzum ، satyricon و ... را دارد مي گويد : " ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم كرد و خواهيد ديد كه چگونه اديان وايكينگ ها باز‌ خواهد گشت ."
    نقطه اشتراكي كه در بين گروههاي آن موقع بلك متال ديده مي شد‌ اين بود كه همه آنها نفرتي خاص نسبت به مسيحيت داشتند. در اين زمان آتش زدن كليسا ها به وسيله كساني كه خود را سربازان اودين مي ناميدند مد شد.
    از پيشگامان اين كارمي توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره كرد. از كليسا هاي معروفي كه ورگ آتش زد fantoft را نام مي برد كه از آثار باستـــاني نروژ است . از ديگر كليساهاي معروف kolmen kolen است كه samoth آتش زد كه اين كليسا كليساي خانوادگي پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth در ابتدا با كمك ورگ كليســـاي fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن كليساي kolmen كليساي skjold را هم به آتش كشيد. او مي گويد : " دركوچكي در زير محراب كليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روي آن ريختم و كبريت زدم و فرار كردم ."
    ورگ هم از اعضاي اصلي اين جنبش بود كه اغلب لباسهاي‌ وايكينگ ها را مي پوشيد و در ايدئولوژي اش بسيار حساس و سخت گير در عين حال‌ احساساتي بود ( اين نكته در آهنگهاي بارزام چه با كلام و چه بدون كلام كاملا مشهود است و هميشه حتي در تند ترين آهنگهاي او نغمه اي غمناك شنيده مي شود ). ورگ از معتقدان شديد به مبارزه با مسيحيان از طريق آتش زدن كليسا بود. او با بنزين كليساي fantoft را آتش زد و بلافاصله به ميان آتش رفت و روي ديوار كليسا ادرار كرد. بعد از اين جريان اورانيموس ادعا كرد كه ورگ اين كار را براي مشهور شدن كرده و تقريبا دو ماه بعد از اين جريان بود كه ورگ اورانيموس را كشت و به قصد توهين به دادگاه موهايش را بافت و دائما در دادگاه می خندید.
    Nebelhexa خانمي كه از اساتيد دانشگاه در نروژ بود عضوي ديگر از اين جنبش است كه بسيار زود جادوي سياه را ياد گرفت و به يكي از اعضاي معتبر كليساي شيطان تبديل شد. با گروه emperor در تور اروپا برای cradle of filth شركت داشت و همانجا با ساموت آشنا شد و با او ازدواج كرد. در نيمه شب سال نو همان سال اين زوج از كوهي برفي در نزديكي خانه شان بالا رفتند و در جايي در ميان درختان ساموت به رسم شيطان پرستها سينه هاي همسرش را بريد و خون آن را روي برف ريخت و با هم همقسم شدند كه تا عوض شدن دين نروژ از مبارزه دست نكشند .
    فوست ( Faust ) نوازنده درام و از اعضاي تشكيل دهنده emperor از ديگر اشخاص معروف اين جنبش است كه به جرم كشتن يك كشيش و آتش زدن كليسا به 14 سال حبس محكوم شد . در آگوست 1992 وقتي از پارك المپيك بازديد مي‌كردكشيشي را ديد و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به ميان جنگل رفتند و گردن كشيش را با چاقو بريد و جنازه او را رها كرد و فراركرد. تاثير جنبش بلك متال و ضد مسيحيت و شيطان پرستي نه تنها در نروژ بود بلكه به ديگر قسمتهاي دنيا هم كشيده شد و براي مثال از گروههايي كه در ديگر نقاط دنيا دراين زمينه تشكيل شدند به گروههاي deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمريكا، opera IX در ايتاليا ، kataklysm در كانادا می‌توان اشاره کرد .


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صهيونيسم=666=ساتانيسم




    در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و ارتباط آن با شكل‌گيري و دوام شيطانيسم مي‌پردازيم .
    لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمده‌ترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است .
    1. متون
    از منظر يهودي و نقش آنها در شكل‌گيري شيطان‌پرستي چند نكته ذيل قابل توجه است .
    1ـ1 براساس آموزه‌هاي يهودي و عبراني شيطان نه يك موجود بد ، بلكه يك فرشته خادم براي آزمايش انسان‌ها است .
    2ـ1 در مكاشفات نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطان‌پرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش توصيف شده است كه بايد شمرده شود .
    3ـ1 خواه‌ناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد مي‌شوند و نگاه خاصي يهوديت به شيطان‌ تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است .

    2. تصوف يهودي (كابالا)
    كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد .
    برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم‌نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است .
    كابالا بخش رمز‌آلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليست‌ها دنبال مي‌شود .
    كريستف كلمب و همكارانش همگي كاباليست بودند و از فنون جادوگري كابلايي و منجمان آن در راه پيدا كردن قاره آمريكا بهره‌برداري نمودند . كابالا عميقا بر برخي باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمده‌ترين نقطه اشتراك شيطان‌پرستي در گذشته و حال با شيطان‌پرستي است .
    هم‌اكنون اصطلاح كابالا وصف‌كننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است . مهم‌ترين منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند ، شامل مجموعه كتب عبري " بهير " (به معناي كتاب روشنايي) و " هيچالوت " (به معناي كاخ‌ها) مي‌شوند كه به قرن اول ميلادي بازمي‌گردند . نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب " زوهار " نوشت شد كه تفكر و شكل كنوني " آئين كابالا " را تشكيل داد .
    دكتر " عبدا... شهبازي " نويسنده مجموعه كتاب‌هاي زرسالاران يهودي و پارسي و متخصص تاريخ ، در پايگاه خود درباره فرقه كابالا مقاله جامعي دارد و ديدگاه‌هاي وي با آنچه در دانشنامه ويكي پديا آمده‌است ، متفاوت است .
    شهبازي در قسمت نخست مقاله خود درباره تعريف كابالا مي‌نويسد :
    " كابالا نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق مي‌شود و تلفظ اروپايي " كباله " عبري است به معني " قديمي " و " كهن " . " اين واژه به شكل " قباله " براي ما آشناست .
    پيروان آئين كابالا يا كاباليست‌ها اين مكتب را " دانش سري و پنهان " خاخام‌هاي يهودي مي‌خوانند و براي آن پيشينه‌اي كهن قائل‌اند . براي نمونه ، مادام بلاواتسكي رهبر فرقه تئوسوفي ، مدعي است كه كابالا (قباله) در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران ، آدم و نوح و ابراهيم و موسي نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بني‌اسرائيل بود . به ادعاي بلاواتسكي ، نه تنها پيامبران بلكه تمامي شخصيت‌هاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ چون افلاطون و ارسطو و اسكندر و غيره ، دانش خود را از اين كتاب گرفته‌اند . مادام بلاواتسكي برخي از متفكرين غربي ، چون اسپينوزا و بيكن و نيوتون را از پيروان آئين كابالا مي‌داند .
    شهبازي در رد اين ادعا مي‌گويد :
    " اين ادعا نه تنها پذيرفتني نيست بلكه براي تصوف يهودي ، به عنوان " ‌يك مكتب مستقل فكري " پيشينه جدي نمي‌تواند يافت . "
    شهبازي ديرينه مكتب كابالا را به اوايل سده سيزدهم ميلادي محدود كرده و ماقبل آن را گرته‌برداري يهوديان از مكتب فيلو اسكندراني در فرهنگ هلني و فلسفه يوناني و كپي‌برداري از آموزه‌هاي عرفاني مكتب اسلام مي‌داند .
    وي در قسمت دوم مقاله خود مي‌نويسد :
    " سرآغاز طريقت كابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق كور (1160 ـ 1235 م) مي‌رسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) مي‌زيست و برخي نظرات عرفاني بيان مي‌داشت . "
    وي در جايي از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف يهود ، پيش از ظهور كابالا ، مي‌نويسد :
    " مشاركت يهوديان در نحله‌هاي فكري رازآميز و عرفاني به فيلواسكندراني در اوايل سده اول ميلادي مي‌رسد . "
    سپس مي‌افزايد :
    " در دوران اسلامي نيز چنين است . نحله‌هاي فكري گسترده عرفاني رازآميز كه در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تاثير گذارد و برخي متفكرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند كه مهم‌ترين آنان ابويوسف يعقوب اسحاق القرقساني (سده چهارم هجري / دهم ميلادي) است . "
    شهبازي درباره نمونه تاثيرات فرهنگ اسلامي بر تصوف يهود مي‌نويسد :
    " بسياري از مفاهيم آن [كابالا] شكل عبري مفاهيم رايج رد فلسفه و عرفان اسلامي است . در واقع انديشه‌پردازان مكتب كابالا ، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي ، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تاويل‌هاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند . اين كاري است كه يهوديان در شاخه‌هاي متنوع علوم و دانش انجام دادند . براي نمونه بايد به مفاهيم " هوخمه " (حكمت) ، " كدش " (قدس) ، " نفش " (نفس) ، " نفش مدبرت " (نفس مدبره) ، " نفش سيخلت " (نفس عاقله) ، " نفش حي " (نفس حيات‌بخش) ، " روح " و ... در كابالا اشاره كرد .
    مكتب كابالا نيز به دو بخش " حكمت نظري " و " حكمت علمي " تقسيم مي‌شود . در تصوف كابالا بحث‌هاي مفصلي درباره خداوند و خلقت وجود دارد كه مشابه عرفان اسلامي است به ويژه در تاريك فراوان آن بر مفهوم " نور " و مراحل تجلي آن . "
    اين استاد تاريخ در انتهاي بحث خود مي‌افزايد :
    " آنچه از زاويه تحليل سياسي حائزاهميت است ، " شيطان‌شناسي " و " پيام مسيحايي " اين مكتب است و دقيقاً اين مفاهيم است كه كابالا را به عنوان يك ايدئولوژي سياسي معنادار مي‌كند . "

    مناسك جنسي در فرقه كابالا
    مسئله ديگري كه در فرقه كابالا حائز اهميت است مناسك جنسي اين فرقه است كه از نيمه سده هجدهم و براساس آموزه‌هاي فري به نام يعقوب بن يهودا ليب ، كه با نام ياكوب فرانك (1719 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور كرد .
    ياكوب فرانك شاخه " فرانكسيت " فرقه كابالا را بر بنياد ميراث شاخه‌هاي متعلق به " شابتاي زوي " و " ناتان غزه‌اي " بنا نهاد . وي كه به يك خانواده بنا نهاد . وي كه به يك خانواده ثروتمند تاجر و پيمانكار يهودي ساكن اوكراين تعلق داشت و همسرش نيز از يك خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طريقت كابالا جذب شد ، كتاب " ظُهَر " (Zohare) (كتابي كه موسي‌بن شم تاولئوني در سال‌هاي 1280 ـ 1286 ميلادي نوشت و با تدوين اين كتاب ، تصوف راز‌اميز كابالا به صورت يك نظام فكري و عملي سازمان‌سافته و منسجم درآمد و شكل نهايي يافت) را خواند و به عضويت شاخه شابتاي‌زوي درآمد . در دسامبر 1755 فرانك از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهي زادگاه خود شد . فرانك در راس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي كمي بعد ، در ژانويه 1756 كارش به رسوايي كشيد .
    زماني كه فرانك و پيروانش در يك خانه در بسته مشغول اجراي مناسك جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند ، به علت باز شدن تصادفي پنجره‌ها ، مردم مطلع شدند و ... .
    يكي از مواردي كه توانسته از كابالا به شيطان‌پرستي راه يابد نماد " ‌پنتاگرام " يا ستاره پنج پر است كه در بخش بعدي اشاره بدان خواهد شد . اين نماد به مثابه ابزاري براي جادوگران كاباليست مورد استفاده قرار مي‌گرفته .
    همچنين شنيدني است كه بخش عمده‌اي از بازيگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " كاباليست مي‌باشند . " مدونا " سال 2005 رسما عضويتش را در گروه هاي كابالا اعلام كرد و نام يهودي " ‌استر " را بر خود نهاد.
    نقطه ديگر اشتراك كابالا با شيطان‌پرستي ديدگاه جنسي اين دوست كه در هر دو نحله فاسد لذت جنسي در اولويت قرار دارد .
    بنيان‌گذاران كابالا همان افرادي هستند كه سپس نهضتي !!! را با عنوان " پرستش زنان " تشكيل دادند كه مي‌توان به صراحت آن را يك جريان شهوت‌محور خطاب كرد . اين گروه جرياني را در ادامه بنا نهاد تا رابطه جنسي نه به مثابه يك عمل براي تداوم نسل بلكه در راستاي هدف انسان در زندگي به آن نگاه شود .
    برخي از كارشناسان بر اين باورند كه كاباليست‌ها ذائقه جنسي مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دست‌خوش تغيير و تحول به سمت توحش قرار داده‌اند ، مانند تغيير جنسيت " مايكل جكسون " و ... .
    اگرچه ذكر ساير توضيحات مناسب اين نوشتار ارزيابي نمي شود لكن يادآوري اين نكته ضروري است كه يهوديان و صهيونيست‌ها به شدت از سخن راندن در باب كابالا پرهيز دارند و امروز تنها يك كتاب فارسي در اين خصوص قابل دسترسي بوده و در صفحات مقالات اينترنتي نيز تا دو سال قبل به جز " ‌كابالا شدن مدونا " خبري در دسترس عموم قرار نداشت .
    3. نمادها
    در بررسي نمادهاي متعلق به شيطان‌پرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
    در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :
    اگر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطان‌گرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنج‌ضلعي بر جاي مي‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي مي‌ماند .
    اگر خوانندگان محترم با ياد داشته باشند اين همان ابزاري است كه در نجوم كابالايي مورد استفاده قرار مي گرفت و انواع آن در علائم شيطان‌پرستي ديده مي‌شود .

    اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .
    لازم به يادآوري است كه برخي از شيطان‌گرايان محدوده جغرافيايي " تحت سلطه " اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان‌گرايي را در نقشه ذيل توصيف مي‌نمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)
    درميان پنتاگرا‌هاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، ‌به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره مي‌دانند اين آرم را انتخاب كرده‌اند .



  6. #5
    عجب!



    شما نمیدونم چرا هر چیزی رو به دشمناتون نسبت میدین
    واقعا متاسفم

    ساتانیسم قدمتش از خیلی از ادیان بیشتره
    با مطالعه در اساطیر و متالژی های یونانی و مصری میتوان به پرستش شیطان توسط اونها پی برد
    مثل پرستش خدای پلیدی ها یا ست توسط مصریان

    پس خواهشا هر چیزی رو بیخود ربط ندهیددددد

  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما كه اظهار بي اطلاعي مي كرديد و مي گفتيد حرفهاي بنده اصلا بار علمي ندارد پس چي شده از تاريخچه اون صحبت مي كنيد اطلاعات بنده از سر موي سرتان بيشتر است. پس معلوم شد نه تنها مشكل داريد بلكه با قصد و نيت اين كار را انجام داديد

  9. #7
    عجب!



    نقل قول نوشته اصلی توسط پرويز نمایش پست
    شما كه اظهار بي اطلاعي مي كرديد و مي گفتيد حرفهاي بنده اصلا بار علمي ندارد پس چي شده از تاريخچه اون صحبت مي كنيد اطلاعات بنده از سر موي سرتان بيشتر است. پس معلوم شد نه تنها مشكل داريد بلكه با قصد و نيت اين كار را انجام داديد
    کی اظهار بی اطلاعی کردم ؟!
    بله اصلا بار علمی ندارد
    بی پایه و اساس است
    بله کاملا معلومه چقدر اطلاعات دارید
    کدام کار را ؟!

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عجب! نمایش پست
    شما نمیدونم چرا هر چیزی رو به دشمناتون نسبت میدین
    برای اینکه راحت ترین کار ممکنه.

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط leadertime نمایش پست
    برای اینکه راحت ترین کار ممکنه.
    دوست عزيز راحت ترين كار از نظر بنده بي تفاوت بدون به مسائل پيرامونمونو تعقل نكردن به آن است . همه انديشمندان دروغ مي گويند و جوانان ايراني نو ظهور ...
    بيشتر مطالعه كنيد تا حرف بزنيد

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عجب! نمایش پست
    شما نمیدونم چرا هر چیزی رو به دشمناتون نسبت میدین
    واقعا متاسفم

    ساتانیسم قدمتش از خیلی از ادیان بیشتره
    با مطالعه در اساطیر و متالژی های یونانی و مصری میتوان به پرستش شیطان توسط اونها پی برد
    مثل پرستش خدای پلیدی ها یا ست توسط مصریان

    پس خواهشا هر چیزی رو بیخود ربط ندهیددددد
    دوست عزيز انگار خودتان متوجه نيستيد ساتانيسم خودش دشمن من و شماست دشمن دين و آييني است كه شما ادعاي پرستش آن را مي كنيد . دشمن هر جامعه و فرهنگها و هنجار هاي انسانيست.
    بازم مي گيد دشمن نيست؟

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود