جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آسيب شناسى اخلاقى جامعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آسيب شناسى اخلاقى جامعه




    بسم الله الرحمن الرحیم





    اخلاق در دو شکل شخصی و اجتماعی آن، نه تنها مطلوب همه ادیان و مأموریت اصلی همه پیامبران الهی است، بلکه مطلوب ذاتی هر انسان سالم است. با این همه به علل و عوامل درونی و بیرونی، فضیلت های اخلاقی و هنجارهای پسندیده رفتاری که عقل و عقلا و شریعت بر آن تأکید می ورزند، دچار اختلال و بحران می شود. بدین ترتیب جامعه ای دچار بحران اخلاقی شده و هویت اصلی انسانی بودن خویش را از دست می دهد. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا براساس آموزه های قرآنی، نگاهی به بسترها و زمینه های ایجادی آسیب های اجتماعی داشته باشد. آن چه به عنوان آسیب شناسی اخلاقی در این جا آمده، بازخوانی برخی از آیات قرآنی و تحلیل خداوند از آسیب های موجود در جوامع بشری در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی است. با هم نخستین بخش این مطلب را ازنظر می گذرانیم.
    انسان، قابل تربیت و دگرگونی
    کسی در اهمیت و ارزش اخلاق فردی و اجتماعی شک و تردید ندارد. حتی کسانی که به علل و عوامل درونی و بیرونی، رفتارهای نابهنجار را در پیش می گیرند و رذیلت اخلاقی را درخود می یابند، در برابر متخلقین به اخلاق و فضیلت های اخلاقی، سر تعظیم و تکریم فرود می آورند.
    هرچند که اموری چون وراثت (مریم آیات 27و 28 و اعراف آیه58 و نوح آیات 26 و 27) و محیط زیست و جامعه (نوح آیه26و 27) بر ساختار شخصیتی و اخلاقی انسان ها نقش مهم و تأثیرگذاری دارد، به گونه ای که تعجب و استنکار قوم مریم از تولد عیسی(ع) بی شوهر، با استناد به نیکی والدین مریم(س) خود بیانگر آن است که مردم از والدین نیک، انتظار فرزندی پاک دامن و نیک داشته اند؛ با این همه، نمی توان گفت که فضایل اخلاقی قابل آموزش وپرورش نیست؛ زیرا اراده و اختیار انسان در رفتار اخلاقی (قیامت آیه5) و برخورداری از عقلی که قدرت تشخیص حسن و قبح افعال اخلاقی را دارد (بقره آیه44 و انعام آیه151و انفال آیه27) خود از دلایل روشن این معناست که انسان توانایی لازم برای دگرگونی اخلاقی و تصحیح رفتاری را از طریق آموزش و تربیت و پرورش دارد.
    هرچند که نفس انسانی طوری ساخته شده که گرایش به خوبی ها و بدی ها را به یک اندازه دارد (شمس آیات7و9) و در شرایطی فرمان به بدی ها و زشتی می دهد و هواهای نفسانی بر انسان چیره می شود (یوسف آیه53) ولی در مقابل، انسان دارای نفسی پاک است و به طور فطری نسبت به نیکی ها گرایش دارد؛ زیرا آن را کمال می یابد (قیامت آیه14)؛ حتی اگر این گونه نباشد، نفس انسانی از این قابلیت برخوردار است که نیکی و زشتی اعمال خویش را بشناسد و نسبت به آن داوری کند (همان) و بلکه از این استعداد برخوردار می باشد که به عنوان نفسی ملامت گر و وجدانی بیدار به داوری نسبت به اعمال خود پرداخته و رفتارهای زشت خویش را سرزنش کند. (قیامت آیه14 و نیز ابراهیم آیه22)
    به سخن دیگر، انسان به طور طبیعی، در شرایط آرمانی آفریده شده و از این استعداد و توان برخوردار است که دست کم نسبت به رفتارهای نیک و بد خویش آگاهی یافته و به داوری نسبت به خود بپردازد.
    این که نفس انسان خود در مقام داوری می تواند قرار گیرد، به تنهایی اثبات می کند که توانایی تغییر را دارا می باشد وگرنه سرزنش و ملامت مفهوم و معنایی نمی یافت.
    هر جامعه ای، نیازمند انسان های سالم است تا به سلامت اجتماعی دست یابد. جامعه سالم است که می تواند همه آرزوهای فردی و جمعی بشر را در دنیا و آخرت برآورده سازد. از این رو حتی شخص سالم از هر لحاظ نیازمند جامعه ای سالم است تا وضعیت کمالی خویش را درحد مطلوب ارتقا دهد.
    با این همه به عللی، اجتماع دچار بحران های اخلاقی می شود و اجازه نمی دهد تا شرایط مطلوب و مناسبی فراهم آید. هدف این نوشتار بازخوانی زمینه های آسیب شناسی اخلاقی جامعه براساس تحلیل و ارزیابی قرآن است. هرچند که در این مجال اندک امکان آن نیست تا همه آن ها یکایک مورد بررسی و تبیین و تحلیل قرار گیرد ولی تلاش بر آن است تا دست کم بخش مهم و اساسی آن تبیین شود.
    زمینه های آسیب های اخلاقی
    آسیب های اخلاقی در دو دسته آسیب های شخصی و اجتماعی قابل بررسی و تحلیل می باشد که بررسی جداگانه آنها وقت و حوصله بیشتری را می طلبد و در اینجا فهرست وار به این زمینه ها اشاره می شود.
    ابتلاء و آزمون های الهی
    یکی از علل و عوامل گرفتار شدن شخص به رفتارهای بیرون از دایره اخلاق و فضیلت های آن، مسأله آزمون ها و ابتلائات الهی است. اصولاً انسان در مدت حضور در دنیا و زمین، می بایست به اشکال گوناگون آزموده شود تا استعدادها و توانمندی های سرشته خویش را نشان دهد و نیز دانسته شود که تا چه اندازه در مسیر حق و کمال، پایدار و استوار می باشد. با این همه بسیاری از مردم بر اثر ابتلا به حوادث ناگوار و رخدادهای تلخ و سخت، دچار خودباختگی و نومیدی می شوند و در ادامه به جای آن که در مسیر اخلاقی و فضیلت های آن گام بردارند و استوارتر از پیش حرکت کنند، رفتارهای ضداخلاقی در زندگی شخصی و جمعی در پیش می گیرند. این گونه است که در زندگی شخصی خود با خود درگیر شده و دچار نومیدی و یأس شدید می شوند. (هود آیه9 و نیز اسراء آیه 83 و روم آیه36 و فصلت آیه49)
    بازتاب آن در برابر خداوند نیز بسیار زشت و به دور انصاف است. شخص به کوچک ترین مصیبت و گرفتاری نسبت به خدا و نعمت های بی شمارش، راه ناسپاسی را درپیش می گیرد؛ زیرا براین باور است که خداوند برخلاف کرامت وی، عمل کرده و نسبت به او راه اهانت را در پیش گرفته است.
    خداوند در تعدی و تجاوز به حقوق دیگران برایش آسان و سهل می شود.
    خداوند در آیات 6 و7 سوره علق می فرماید: کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی؛ انسان هنگامی که خود را مستغنی دید آیه48 سوره شورا به تحلیل این رفتار ضداخلاقی انسان نسبت به خدا پرداخته و تبیین می کند که انسان ها بی توجه به علل و عوامل پدید آمدن رخداد تلخ، داوری و ارزیابی و عمل می کنند؛ زیرا اگر به خوبی به بررسی علل و عوامل آن رخداد تلخ بپردازند درمی یابند که این بلای سخت، بازتابی از عمل پیشین خود شخص است.
    اگر شخصی مست کند و در هنگام مستی رانندگی کند و تصادف کرده و قطع نخاع شود می بایست خود را سرزنش کند که زمینه چنین رخداد تلخی را فراهم آورد و تا آخر عمر می بایست روی ویلچر بنشیند. بنابراین رویگردانی و ناسپاسی چنین شخصی از خداوند امری بی معناست.
    آیات 15 و 16 سوره فجر جنبه دیگری از رخدادهای تلخ و مصیبت ها را تبیین می کند. در این آیه توضیح داده می شود که گاهی، مصیبت و گرفتاری از باب اهانت نیست بلکه برای آن است که شخص در تنگناها و سختی ها بتواند توانمندی های خویش را آشکار سازد.
    بسیاری از مردم در زمان سختی به تفکر و اندیشه فرو می روند و راه های برونرفت از مشکلات را می یابند. از این رو گفته شده که نیاز، مادر اختراع و ابتکار است.
    شرایط سختی که برای برخی از افراد و جوامع پدید می آید هر چند که به ظاهر بیرون از کرامت شخص و جامعه قلمداد می شود ولی اگر خوب نگریسته شود این سخت گیری ها و به تعبیر قرآن، در تنگنای روزی قرار دادن ها، برای آن است که شخص در مقام ابتلا و آزمون، خود را بیابد و خمیرمایه خود را اصلاح و کامل کند.
    بنابراین هرگونه نومیدی، افسردگی، ناسپاسی و کفران نعمت که امور ضداخلاقی و هنجاری است و شخصیت آدمی را شخصیتی متزلزل و روان پریش می کند، ریشه در تحلیل نادرست وقایع و داوری بیرون از آگاهی و حقانیت دارد. انسان ها می بایست این روش تحلیل نادرست را به کناری نهند و براساس حقایق و علل و عوامل درست به داوری بپردازند و عمل کنند. این تنها راهی است که شخص از افسردگی و رفتار ضداخلاقی ناسپاسی و کفر و کفران رهایی می یابد و در مسیر درست سازندگی خود و جامعه قرار می گیرد.
    احساس بی نیازی
    ریشه بسیاری از رفتارهای ضداخلاقی به ویژه در حوزه عمل اجتماعی را می بایست در احساس بی نیازی انسان جست. بارها دیده شده که شخصی که احساس نیاز به دیگری نکند رفتارهایش از حالت طبیعی خارج می شود و اهانت کردن و اعمال رفتارهای ضداخلاقی نسبت به او تشدید می گردد.
    در برخی از روایات آمده است که اگر خداوند همأ ثروت و قدرت را یکجا به انسان می داد چنین شخصی خدا را نیز بنده نبود؛ زیرا احساس بی نیازی موجب می شود که شخص در حالتی از غرور قرار گیرد که در صورت ارتکاب اشتباه و خطا و یا گناه، حاضر به پذیرش نصیحت و پند دیگری نباشد.
    کسانی که احساس غنا و بی نیازی می کنند، به سبب غرور نابجا، رفتارهای ضداخلاقی و ضدهنجاری را در پیش می گیرند. کسی که خود را بی نیاز از هر قدرتی می یابد و از نظر اقتدار در رتبه بالا قرار دارد، به سادگی ظلم و ستم می کند و راه طغیان را در پیش می گیرد.
    طغیانی که انسان ها در هنگام احساس بی نیازی و استغنا در پیش می گیرند می تواند نسبت به خدا و خلق باشد. از این رو رفتارهای ضداخلاقی ایشان را می بایست در همین استغنا دید.
    خداوند در آیات دیگر تبیین می کند که چگونه بزرگ ترین مجرمان هر جامعه ای، مترفان آن جامعه هستند که از نظر درآمد و ثروت در آن اندازه قرار دارند که خود را بی نیاز از دیگری می یابند. چنان که اشرافی که به قدرت تکیه زده اند نیز این گونه عمل می کنند و رفتارهای ضداخلاقی و هنجاری را در جامعه در پیش می گیرند.
    بنابراین می توان گفت که یکی از مهم ترین بسترهای رفتار ضداخلاقی افراد جامعه را می بایست در استغنا و بی نیازی آنان و یا احساس بی نیازی از خداوند جست؛ زیرا در حقیقت انسان به توهمی، احساس بی نیازی می کند وگرنه چنان که قرآن بیان می کند انسان دارای فقر ذاتی است و هرگز در ذات خویش غنی نیست. بنابراین آن چه عامل طغیان آدمی می شود احساس بی نیازی و استغناست.
    در حقیقت می توان گفت که ریشه طغیان را می بایست در پندارهای غلط این افراد از مفهوم و معنای غنا و فقر و انسان و خدا جست وجو کرد؛ زیرا برداشت نادرست ایشان از حقایق هستی از جمله خود و خداست که آنان را به سوی رذایل اخلاقی مرد
    بی گمان برای ارتقای امنیت اجتماعی جامعه و حفظ آن از فساد و تباهی و نابهنجاری هاست که خداوند در آیه53 سوره احزاب خواهان جلوگیری از اختلاط زن و مرد می شود.
    خداوند در آیه یاد شده توضیح می دهد که اختلاط زن و مرد نامحرم زمینه ساز بی عفتی و فساد اخلاقی جامعه است و برای جلوگیری از چنین پیامد زشت و غیرقابل جبران باید در حد امکان از اختلاط زن و مرد نامحرم جلوگیری به عمل آید و دولتمردان و نهادهای مسئول اجتماعی شرایطی را فراهم آورند تا از اختلاط مرد و زن نامحرم جلوگیری شود.
    بی حجابی و بد حجابی
    از دیگر علل و عواملی که قرآن به عنوان زمینه های آسیب اخلاقی جامعه می شمارد، حضور زنان بی حجاب در مجامع عمومی است که موجب تحریک نامحرمان و در نتیجه آزار دیدن زنان و تجاوز به ایشان و در هم شکستن هنجارهای اخلاقی جامعه می شود.
    خداوند در آیه 59 سوره احزاب برای جلوگیری از چنین بحران اخلاقی و حفظ حریم امنیت اخلاق فردی و اجتماعی جامعه، خواهان حضور زنان با حجاب در محیطهای عمومی می شود و از هر گونه بی حجابی پرهیز می دهد.
    یکی از علل مهم و اساسی که قرآن برای اثبات وجوب حجاب برای حضور زنان در مجامع عمومی و در میان نامحرمان برمی شمارد، حفظ زنان است تا از سوی بیماردلان و مردان، مورد تعرض و آزار و اذیت قرار نگیرند.
    بی گمان کم ترین اثری که برای حضور بی حجاب و بدحجاب زنان در جامعه می توان یافت اذیت و آزار کلامی است. این همان چیزی است که از آن به اذیت و آزار یاد می کند.
    تجاوز به حریم دیگران
    در همین رابطه می توان به مراعات نکردن حریم اماکن مسکونی دیگران اشاره کرد که باعث آسیب رسیدن به پاکی انسان و جامعه می شود. بسیاری از مردم در زندگی خویش حریم های خصوصی را مراعات نمی کنند. حریم خصوصی افراد از سوی همگان از دولت ها و اشخاص و نهادها تهدید می شود. این گونه است که با شکسته شدن حریم خصوصی، انسانها از جهات مختلف آسیب می بینند.
    از این رو خداوند در آیات 27و 28 سوره نور خواهان مراعات حریم خصوصی می شود و می فرماید که برای ورود به خانه و حریم خصوصی افراد و اشخاص از قبل اجازه گرفته شود. حتی اگر به شخص گفته شود که وارد حریم خصوصی نشود نمی بایست وارد آن شود.
    هر چند که خداوند در آیات از حریم خصوصی خانه ها سخن گفته ولی می توان با توجه به کارکردها و عللی که موجب این حکم شده، قایل به تعمیم آن به موارد دیگر شد. از این رو، خواندن نامه ها و اسناد و مدارک دیگران بدون اجازه قبلی نیز نادرست است.
    از کارکردهای حفظ حریم خصوصی، پاکی نفس و دوری از اتهام است که آیه28 سوره نور بر آن دلالت روش و واضحی دارد.

    و نابهنجاری های اجتماعی سوق می دهد.
    خداوند در آیه 1 و 2 سوره همزه با اشاره به علل و عواملی که زمینه ساز ثروت اندوزی افراد می شود تبیین می کند که وجود پندار غلط درباره جاودانگی به وسیله مال موجب شده است تا اشخاص به رذیلت ثروت اندوزی اقدام کنند و از گردش آزاد سرمایه در جامعه جلوگیری کنند. آنان با کنز و تلنبار کردن ثروت و سرمایه های خداداد، می کوشند تا خود را در حریمی از امنیت قرار دهند و مرگ را از خود برهانند و دور سازند.
    چنین تفکر و رفتار ناپسند و زشت در مسایل دیگری نیز وجود دارد که ریشه در پندارهای باطل و غلط دارد.
    بیمار دلی
    از دیگر ریشه ها و بسترهایی که قرآن برای رفتارهای ضداخلاقی بیان می کند، بیماردلی افراد است. برخی از افراد مانند منافقان به سبب بیماردلی و دورویی، گرایش به پلیدی ها و زشتی ها داشته و اعمال انحرافی و ضداخلاقی را انجام داده و در جامعه گسترش می دهند. (بقره آیه 10 و توبه آیه 125)
    خداوند در آیه 10 و 15 سوره بقره، بیماردلی منافقان را عامل سرکشی و طغیان آنها می داند و تبیین می کند که چگونه بیماردلی ایشان اجازه نمی دهد تا در مسیر کمالی و اخلاقی در جامعه گام بردارند و محیط آرام جامعه را برنتابند.
    آیه 32 سوره احزاب به یکی از مهم ترین علل و عوامل فساد اجتماعی و فروپاشی خانواده ها اشاره و بیان می کند که چگونه بیماردلی برخی و رفتار و کردار نادرست گروهی دیگر می تواند خانواده ها را از هم بپاشاند.
    خداوند در این آیه می فرماید که بیماری دلی و ضعف ایمان برخی از مردان موجب می شود تا با شنیدن صدای زنان، تمایلات جنسی آنان تحریک شود و موجبات آزار و اذیت زنان فراهم آید.
    برهنگی
    در همین رابطه می توان از بی مبالاتی در پوشیدگی از سوی زنان و مردان اشاره کرد که موجبات آسیب در طهارت نفس انسان می شود و مردان و زنان را در دام بی عفتی و زنان و بسیاری از رفتارهای نابهنجار و ضداخلاقی می افکند.
    خداوند در آیه 30سوره نور با توجه به این کارکرد پوشیدگی، از مردان و زنان می خواهد که پوشیدگی عورت را مراعات نمایند و اجازه ندهند که عورت هایشان دیده شود.
    از آن جایی که جز صورت و کفین در زن، عورت دانسته شده بهتر است که همه بخش های بدن پوشیده ماند تا شخص هم خود در طهارت و پاکی روحی و روانی و جسمی باقی بماند و هم طهارت و امنیت اجتماعی جامعه حفظ شود؛ زیرا برهنگی موجب می شود تا طهارت و امنیت اجتماعی تهدید شود و جامعه به سوی تباهی و فروپاشی سوق داده شود.
    اختلاط زن و

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود