شاهد صميميت و جديت هر مدير، پافشاري بي چون و چراي او بر راستي در منش است. اين منش بايد بيش از هر چيز در تصميم هاي مربوط به كاركنان ديده شود. زيرا اين منش است كه رهبري از طريق آن اعمال مي شود. منش الگو مي سازد و منش سرمشق مي شود.
منش چيزي نيست كه بتوان آن را وارونه جلوه داد. كساني كه با مدير كار مي كنند ، به خصوص زير دستان، ظرف چند هفته مي فهمند كه مدير پابند به اصول هست يا نه. شايد كوتاهي و نقص نمايان او را ببخشند: بي كفايتي، احساس نا امني، سلوك بد. اما نداشتن صداقت را بر او نمي بخشند. نيز مديريت ارشد را نمي بخشند كه او را انتخاب كرده است. اين مسئله به خصوص درباره كساني صادق است كه بر صدر بنگاه نشسته اند زيرا روح و روان سازمان از بالا در آن دميده مي شود . اگر سازماني از نظر روحي عضمت داشته باشد به آن سبب است كه افراد ارشدش از نظر روحي عظمت دارند و اگر به راه زوال رود به آن خاطر است كه سر سازمان گنديده است.

ضرب المثلي مي گويد: درخت ها از سر مي خشكند.

هيچ كس را نبايد بر مسندي بزرگ نشاند مگر مديريت ارشد بخواهد منش او سرمشق زير دستان شود.

رهنمود: اگر مي خواهي مسئوليتي بپذيري منش مدير عامل و مديريت ارشد را بسنج. خود را با افرادي دمخور كن كه پابند اصول هستند.