جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گفتگویی با همسر شهید رجایی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما گفتگویی با همسر شهید رجایی




    همسر شهید رجایی:رجایی اگر بود رفتاری مثل گذشته نداشت






    حسین سخنور: سوم تير و هشتم شهريور، مناسبت هايي است تا به رجايي و سوالات و ابهامات مربوط به او پرداخته شود، اما با دو تفاوت. سابقه پرداختن به رجايي در سوم تير، قدمتي کمتر از سه سال دارد و بر پايه ادعاهايي است که برخي مدعيان در خصوص شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي و قرابت و شباهت هاي شخصيتي و رفتاري احمدي نژاد و رجايي مطرح مي کنند. ديگر آنکه همراهان و نزديکان سابق رجايي در هشتم شهريور به رجايي «که بود» مي پردازند و در سوم تير به رجايي «که نبود».






    از اين رو همسر شهيد رجايي هم در اين مناسبت و در گفت وگوي زير، به تفاوت هاي رجايي و احمدي نژاد اشاره دارد و معتقد است تفاوت ها، در عين شباهت ها، با توجه به عناصر زمان و مکان مشخص مي شود. شايد همين شرايط زمان و مکان بود که وسواس عاتقه صديقي را در صحبت و پذيرش وقت گفت وگو بيشتر مي ساخت و مي گفت؛ «صحبت کردن ديگر تاثير چنداني ندارد.» با اين حال او به پرسش هاي ما پاسخ داد و در هر جوابي سعي مي کرد رجايي را بيش از پيش معرفي کند تا ابهامات متعدد در اين خصوص را برطرف سازد و بدين وسيله بتواند تفکر رجايي را از حصار برخي گروه ها و افکار نجات دهد. اين نيز شايد تنها دليلي بود که همسر شهيد رجايي، ما را با صبر و حوصله پذيرفت، کسي که مدتي است بسياري از مسوولان را هم نمي پذيرد. علاوه بر مناسبت مذکور، بهانه ديگر اين گفت وگو، انتشار اولين مانيفست مکتوب دولت نهم، تحت عنوان «نامه دولت اسلامي» بود که يکي از مقالات مندرج در آن نيز با عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي»، به شباهت هاي دو دولت مي پردازد. همسر شهيد رجايي هم در اين گفت وگو با اعتماد به ريشه هاي فکري دولت نهم و شهيد رجايي، همگرايي ها و واگرايي ها اشاره دارد.





    ---









    - شما در برخي از مصاحبه هاي اخيرتان اشاره داشتيد برخي از گروه ها و تفکرات از همان ابتداي انقلاب جمهوريت نظام را نشانه گرفتند و با تاکيد بر حکومت اسلامي، سعي در ناديده گرفتن آرا و نظرات مردم داشتند. امروز نيز برخي از همراهان و ياران نخستين انقلاب اين خطر را حس مي کنند و هشدار مي دهند که همان جريان ها در لباس و مقام ديگري، مشغول تکميل پروژه پيشين خود هستند.





    بله، از ابتداي پيروزي انقلاب گروه هاي مختلفي بودند که همواره بر حکومت اسلامي تاکيد مي کردند و چندان اهميتي براي جمهوريت نظام و آراي مردم قائل نبودند. به همين دليل بود که امام خميني (ره) در انتخابات، بر«ميزان راي مردم است» تاکيد مي کردند. بارزترين اين گروه ها که همواره حکومت اسلامي را مطرح مي کردند، انجمن حجتيه و بخشي از گروه هاي اصولگراي فعلي بودند. اين تفکرات از ابتدا تاکنون به طور جدي پيگيري مي شد و مي شود که تفکرات و انديشه هاي امام خميني(ره) نيز از مهم ترين موانع شان محسوب مي شود. اگر خاطرتان باشد، بعد از رحلت امام، روزنامه بيان به مديرمسوولي آقاي محتشمي پور منتشر مي شد و مهم ترين و بيشترين کاري که مي کرد در مقابل اظهارات متفاوت مسوولان، نظرات امام را منتشر مي کرد که در نهايت منجر به تعطيلي روزنامه شد. اين القائات مکرر از طريق تبليغات مطرح شد. تمام اين اقدامات زمينه سازي بود تا جمهوريت نظام تهديد و محدود شود. اين تفکر از هر وسيله يي استفاده کرد. حتي با برگزاري مسابقات سراسري، از طرف اين تفکر، جهت القاي حکومت اسلامي به جاي جمهوري اسلامي، اقدام کردند و همچنين تصوير جمهوريت را از اسکناس هاي هزار توماني و 500 توماني که نشانگر شعار راهپيمايان در سال 1357 بود و در يکي از گزينه هاي سوال 16 مسابقه مذکور طرح شده بود، حذف کردند.





    - اتفاقاً اولين سند مکتوب مجموعه نظريات و مانيفست دولت نهم با نام فصلنامه تخصصي «نامه دولت اسلامي» منتشر شده است.





    دولت اسلامي نيز تعبيري همچون حکومت اسلامي است که ماهيت جمهوريت نظام در آن ناديده گرفته شده است.





    - در بخش هايي از اين فصلنامه سعي شده است شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي تصوير شود. در يک مقاله تحت عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي» اين موضوع برجسته تر مي شود. در واقع چه شباهت هايي بين





    سياست خارجي دولت نهم و دولت شهيد رجايي وجود دارد؟






    منظور شما از شباهت چيست؟ منظورتان ظواهر سياست هاي هر دو دولت است يا ايده ها، نگرش ها و افکار پشت هر کدام از سياست هاي مدنظرتان.





    -با يک مثال منظورم را روشن مي سازم. ظاهراً يکي از سران فرانسه (رئيس جمهور وقت آن کشور) به مناسبت سال نو، نامه يي به شهيد رجايي به عنوان رئيس جمهور ايران مي نويسد و ايشان در مقابل پاسخي بسيار تند و صريح دادند که حتي بنيانگذار انقلاب نيز به مرحوم رجايي تذکر دادند و گفتند فرق است بين اظهارات رسمي شما و موضع گيري هاي من.





    شهيد رجايي انتقادپذير بود. اگر امام نصيحتي داشتند به راحتي آن را مي پذيرفتند. شهيد


    رجايي بي عيب و نقص نبود بلکه به درجه يي از کمال انساني رسيده بود که روحيه

    انتقادپذيري را در خود بيش از پيش تقويت مي کرد. شهيد رجايي پيش از هر کس اول

    خود را متهم مي کرد و گمان نمي کرد فقط خود راه صحيح را مي پيمايد، او بسيار از

    خدا مي ترسيد و هر لحظه خود را در معرض امتحان مي ديد و در اين امتحان هيچ گاه

    به اعمال نيک خود در گذشته متکي نبود. با ذکر خاطره يي اين ويژگي اخلاقي شهيد

    رجايي را توصيف مي کنم. يک بار آخر شب ديدم شهيد رجايي با انبوهي از پرونده ها که به

    خانه آورده بود، نشسته است و در حال راز و نياز با خداوند است. از ايشان پرسيدم با اين

    سوابق که من از شما سراغ دارم، ديگر از چه مي ترسيد؟ او نگاهي به من کرد و چيزي نگفت

    و بعد از چند لحظه مکث دوباره دستش را به آسمان بلند کرد و گفت؛ «پناه مي برم به خدا».

    شهيد رجايي، بعد از پيروزي انقلاب، بي هيچ ادعايي، بدون نام و نشان، با توجه به تخصص

    آموزشي و فرهنگي که داشت، وارد عرصه خدمت به آموزش و پرورش شد و آنجا را مناسب

    ترين محمل براي اجرا و اعمال تفکرات خود مي دانست. رياست جمهوري ايشان نيز بر اساس

    شرايط انقلاب و خواست و اقبال مردم شکل گرفت. او در هر پست و مقامي هرچه گفت به

    پشتوانه خدا و مردم بود. شهيد رجايي فارغ از شعار و ادعا، در خدمتي بي وقفه و بي سر و

    صدا مشغول کار شد، تا آنجا بي سر و صدا بود که مورد سوءاستفاده ضدانقلاب قرار گرفت و حضرت امام را وادار کرد به آنها بگويد کارهايي را که براي مردم انجام داديد بازگو کنيد.

    با اينهمه، درصد ناچيزي از کارهاي انجام شده را بازگو کردند و اين

    در حالي بود که شهيد رجايي مدعي اينکه اشتباه نمي کند و خطا

    نمي رود، نبود لذا از انتقادها استقبال مي کرد و اهل سفسطه و

    توجيه نبود و شديداً معتقد به نظرات تخصصي مخالفان و

    موافقان بود و در عمل حتي در تصميم گيري ها از آن

    استفاده مي کرد.





    -اما به نظر شباهت ها بيش از اينهاست. غير از سياست خارجي دولت نهم (که موضوع يکي از مقالات فصلنامه مذکور است) مواردي همچون ساده زيستي، تفکرات مديريتي و اقتصادي يا ادبيات ضدامريکايي و... موجب شده است قرابتي در ذهن عموم، بين جريان فعلي و شهيد رجايي به وجود آيد. البته سهم تبليغات هم به جاي خود.





    بله، کارهاي متفاوتي ممکن است در اين دوره صورت گيرد که با اقدامات شهيد رجايي يکسان باشد اما شايد يکي عين صداقت باشد و ديگري نه، يکي بدون توجه به عنصر زمان و مکان باشد و ديگري متوجه اين اصل باشد.

    مردم نيز متوجه اين تفاوت ها مي شوند. در برخي موارد اين

    تفاوت نيز بسيار بارز است. در کلام شهيد رجايي هيچ گاه به

    اين شکل صحبت از امام زمان و هاله نور نبود. شهيد رجايي

    واقعيت ها را براساس ايمانو عمل صالح دنبال مي کرد اما

    امروز گاه براساس وهم و خيال امور تعقيب مي شوند. شهيد

    رجايي در سازمان ملل از واقعيات شکنجه ها و ظلم و ستم استعمار

    مي گفت اماامروز از هاله نور مي گويند و اينکه در کل

    سخنراني يک نفر هم پلک نزد. خب اين خيالات کجا، آن رفتار

    شهيد رجايي کجا؟شهيد رجايي يک دفعه هم چنين صحبت هايي

    نداشت. شهيد رجايي با تمام وجود به جمهوري اسلامي

    پايبند بود و تحت هيچ شرايطي جمهوريت نظام را ناديده

    نمي گرفت اما امروز فقط حرف از حکومت اسلامي است.

    لذا همان طور که برخي از شباهت هاي ظاهري بين شهيد

    رجايي و جريان فعلي وجود دارد تفاوت هاي ماهوي نيز در

    اين مقايسه بايد جدي گرفته شود تا برخي از سوءتفاهمات برطرف شود. در مورد شباهت ها نيز مواردي که مطرح کردم ضروري است. آنقدر عنصر زمان و مکان مهم است که حضرت امام خميني اجتهاد مصطلح را به طور مطلق رد و تاکيد کردند زمان و مکان دو عنصر مهم و تعيين کننده در اجتهادند.






    - يعني معتقديد ادبيات شهيد رجايي بايد به روز شود؟





    هر ادبيات يک ريشه فکري خاص دارد، که با به روز شدنش هم تغييري در اصل آن حاصل نمي شود.





    -را در اينجا شايد ريشه فکري خيلي مهم نباشد. در مناسبات ديپلماتيک تاثير بيروني آن افکار مهم است.





    بله، اما بايد اين ملاحظات را نيز در نظر گرفت. بالاخره هر ادبياتي متاثر از يک نگرش خاص است، که تاثير بيروني هم دارد.





    - آيا امکان دارد نگرش ها و ريشه ها متفاوت باشد اما ادبيات يکسان باشد؟





    بله. اسم اين را هم مصلحت مي گذارند. شهيد رجايي که امروز نيست هرچند من با شناختي که از ايشان دارم صحبت مي کنم ولي اگر بگويم شهيد رجايي امروز بود چه مي گفت يا چگونه ادبيات او به روز مي شود، بحث ديگري است. هر نوع پيش بيني در اين باره اين سوال را در ذهن مخاطب به وجود مي آورد که من با کدام علم چنين پيش بيني را مطرح مي کنم. اما مي توان مطمئن بود که رجايي اگر بود، مقتضيات زمان و مکان را در نظر مي گرفت. مثلاً دو نفر شمشير مي کشند يا دو نفر نماز مي گزارند، يکي براي مصلحت خود و گروه خود، يا شمشير مي زند براي نجات اسلام و رضاي خدا .





    فرق بسيار است بين کساني که خود را مومن و معتقد

    معرفي مي کنند با مومني که در اثر تقوا و عمل صالح به

    حقايقي دست يافته است و خداوند او را عزيز و گرامي

    داشته و باز هم فرق است بين کساني که آرزوي توسعه و

    رشد انساني در همه ابعاد براي کشور و مسلمانان دارند تا

    کساني که مي خواهند يک کشور اسلامي پيشرفته در

    منطقه خاورميانه به جهانيان ارائه دهند. در اين صورت مي توان

    گفت در دل تفکر گروه اول همه پيشرفت ها، همراه با انسان

    متعالي صورت گرفته است ولي در تفکر گروه دوم به صورت ناقص

    پيشرفت هايي حاصل شده است.





    -عنصر زمان و مکان در سياست هم نقش دارد؟





    بله، در همه امور اين عنصر نقش دارد. اساساً اگر اين نقش کم رنگ شود، مشکلاتي که امروز گريبانگير ما است متولد مي شود. يک مثال خيلي ساده در اين رابطه تاثير اين اصل را مشخص مي سازد؛ در فضاي اول انقلاب که مسائل معنوي بيش از پيش پررنگ شده بود، شهيد رجايي نماز جماعت در ادارات را باب کردند اما به مرور زمان اين سنت حسنه با تغييراتي که به وجود آمد مشکل ساز شد و مردم و ارباب رجوع متضرر مي شدند. در آن زمان مهندس موسوي خدمت امام رسيد و اين موضوع را مطرح کردند. خب متناسب با شرايط زمان و حفظ منافع اکثر مردم اين مستحب حذف شد ولي در اثر برخي سوءاستفاده ها و بعضي کج فکري ها، برداشت هاي غلطي صورت گرفت و مي گفتند که رجايي نماز جماعت را آورد و ميرحسين موسوي آن را برداشت. اما در واقع هم شهيد رجايي و هم آقاي موسوي صادقانه و مخلصانه عمل کرده بودند، هرچند ظاهر کارشان از هم متفاوت بود. اين نشان مي داد هر دو با توجه به مقتضيات زمان عمل مي کردند.





    - اگر عنصر زمان و مکان را لحاظ کنيم به نظر شما چه مقدار از آرا و تصميمات شهيد رجايي امروز صحيح و منطقي خواهد بود؟





    شايد بخش مهمي از آن تصميمات امروز غيرعملي باشد. متاسفانه عده يي نيز امروز بدون در نظر داشتن شرايط زماني از ظاهر نظريات شهيد رجايي صرفاً تقليد مي کنند. مشکل اصلي ما هم همين نوع تقليد است. گمان مي کنند اگر همان کارهايي را که شهيد رجايي کرد عيناً انجام دهند موفق خواهند شد. اين گروه توجه ندارند که اگر شهيد رجايي مثلاً در سازمان ملل بخشي از شکنجه هاي خود را بر اساس ضرورتي که پيش آمده بود، نشان داد، متناسب با فضاي متفاوت حاصل از انقلاب ايران بود. ادبيات شهيد رجايي نيز با توجه به شرايط انقلاب معني دار بود. حال سوال شما اين است شهيد رجايي اگر امروز هم بود باز رفتاري مثل گذشته داشت؟ من معتقدم خير، زيرا ايشان بسيار واقع گرا بودند و اساساً رفتارهاي ايشان در ابتداي انقلاب براساس واقع گرايي شان بود اما واقعيات امروز متفاوت از واقعيات ديروز است. مردم در آن زمان کاملاً به مسوولان خود اعتماد داشتند، آيا الان نيز چنين است؟ شهيد رجايي به پشتوانه قوي ارزش هاي الهي که بر اساس آن انقلاب صورت گرفته بود، آن ادبيات مخصوص به خود را اتخاذ مي کرد اما مسوولان امروزي با کدام پشتوانه چنين سخن مي گويند. آيا مسوولان رفتاري از خود بروز داده اند تا بتوانند مثل شهيد رجايي سخن بگويند، آيا آنها واقعاً در امتداد راه شهيد رجايي بودند که امروز هم سعي دارند مثل او عمل کنند؟ اين در حالي بود که رجايي در سن 48 سالگي نيازي نداشت خود را شبيه کسي کند، بلکه خود کسي شده بود. لذا فارغ از مقتضيات زماني، چون هيچ چيز مسوولان فعلي شبيه رجايي نيست ادبيات و رفتار ظاهري آنها هم نمي تواند شبيه ايشان باشد و اگر باشد به نتيجه عکس منجر خواهد شد.





    -اما دولت نهم هم معتقد است موج سوم انقلاب را به وجود آورده است و به پشتوانه همين موج مي تواند از ادبيات و گفتمان مشابه ادبيات شهيد رجايي بهره ببرد.





    موج تصنعي و سطحي نمي تواند پشتوانه يي ايجاد کند. محبوبيت و عزت نيز از آن خداست و او است که يکي را در جامعه يي عزيز و بزرگ مي دارد. لذا نمي توان به کمک تبليغ و حرف پشتوانه و محبوبيت پايدار ايجاد کرد، بايد واقعيات با شعارها جور باشد که نيست. نمي توان صحبت از موج سوم انقلاب کرد و مردم در عمل هيچ نشانه يي از اين موج در جامعه و سياست کشور نبينند. تفاوت اول انقلاب و موجي که امروز از آن صحبت مي شود در نوع حمايت مردم از آن است. فرق است بين آنکه مردم در ابتداي انقلاب از واقعيات و ارزش هاي انقلاب به صورت خودجوش پيروي مي کردند اما امروز مي گوييم ما سياست ها را خود به وجود مي آوريم و بعد مردم از آن پيروي کنند. به همين دليل همراهي مردم با اين سياست ها کمتر است و حاضر نيستند به راحتي اين موج تصنعي را همراهي کنند. جريان فعلي متاسفانه انقلاب و اسلام را تا حدي شناخته است و گمان مي کند کل اسلام همين است و به همين دليل فقط خودشان مي توانند اسلام را زنده نگه دارند و به منزل آخر انقلاب برسانند، اينها همه وهم و خيال است. اين


    گروه در واقع چون نتوانسته اند به قله برسند قله را پايين کشيدند و مي گويند قله

    همين جا است که ما ايستاده ايم. اينها دين را خيلي کوچک شمرده اند.







    -شما بخش هايي از تفاوت هاي شهيد رجايي با دولت نهم را به نيات آنها ارجاع داديد. اما در عرصه سياسي بيشتر مي توان راجع به نتيجه نيات و انگيزه هاي دروني سياستمداران صحبت کرد و آنچه در عمل اتفاق مي افتد را مورد ارزيابي قرار داد. بر اين اساس چگونه مي توان ثابت کرد نيات دروني شهيد رجايي متفاوت از جريان فعلي است.





    بله من هم معتقدم نمي توان نيت خواني کرد اما در عين حال بر اين باورم که تاثير نيات در رفتارها نيز بروز مي کند. نتايج اتفاقات نيز بي ربط به نيات و انگيزه هاي دروني نيست. در واقع همين تفاوت در نيت ها است که باعث مي شود دو نتيجه متفاوت از يک عمل مشترک به وجود آيد. اگر آثار کار مسوولان امروزي متفاوت است، گرفتار ضعف تشخيص هستند. حال چرا تشخيص انسان ضعيف مي شود و متوجه نمي شود کدام سياست قبلي امروز قابل اجرا نيست؟ اين نيز ناشي از ضعف ايمان است.

    قرآن نيز با صراحت مي گويد اگر کسي ايمان و تقوا

    نداشته باشد، فرقان نيز از او گرفته مي شود.







    (ان تتقوالله يجعل لکم فرقاناً) از ديد قرآن، اگر تقوا نباشد، حجاب مي آيد و حجاب نيز نمي گذارد






    واقعيات و حقايق روشن شود. در اين صورت پيروي از ظن و گمان مي کند و اين باعث






    مي شود تضاد در رفتار و گفتار، و حتي گفتار و گفتار، ايجاد

    شود. وليکن عمل صالح نتيجه






    مطلوب و دلخواه دارد و در مقابل، ريا و دروغ پردازي منجر به

    ناکارآمدي و شکست خواهد شد.






    -نسل سوم بيشتر شاهد ظواهر مشترک شهيد رجايي و دولت نهم است. آيا به اين نسل حق مي دهيد دولت نهم را امتداد خط فکري شهيد رجايي و ريشه مشکلات فعلي را در نوع تفکرات شهيد رجايي بداند و کاستي ها را به پاي او نيز بگذارد؟





    خير. حق نمي دهم چون انسان ها مستقل خلق شده اند. اگر اين حرف شما را بپذيريم در واقع انسان ها را کوچک شمرده ايم، انسان ها مستقل و مسوول آفريده شدند و هر کدام بايد با تحقيق و درايت کافي قضاوت کنند. بر اساس وهم و گمان نبايد حرکت کرد، هر حرفي را که اين نسل مي شنود نبايد به راحتي باور يا رد کند. نسل سوم بايد آگاهانه داوري کند و با سعي و تلاش در پي کسب حقيقت باشد. اگر به جوانان حق دهيم که اشتباهات مسوولان فعلي را به پاي شهيد رجايي بگذارند، آنان را کوچک شمرده ايم يعني براي شناخت و فهم آنان ارزشي قائل نشده ايم و همه چيز را به عملکرد مسوولان وابسته کرده ايم. اگر آنها خوب عمل کنند شهيد رجايي خوب مي شود و اگر بد عمل کنند او نيز بد مي شود پس چه جايي مي ماند براي شناخت مستقل نسل سوم از گذشتگان، از جمله شهيد رجايي. البته فراموش نکنيم اينجا جرم کساني که راه ها را پيچيده تر مي سازند و تشخيص را براي مردم دشوارتر مي کنند بسيار بيشتر از مردم عادي است.







    امام علي(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه نيز به اين نکته اشاره

    ميکنند و در تشريح بروز فتنه ها مي فرمايند هنگامي که حق

    و باطل به هم مي آميزند، مردم به دنبال حق اند اما از باطل

    سر درمي آورند. اگر نبود آميختن حق به


    باطل، نه مردم گمراه مي شدند، نه دشمنان خرده مي

    گرفتند.








    منبع خبر : فردا نيوز - http://fardanews.com/fa/pages/?cid=54371





    ویرایش توسط sharafshams : ۱۳۸۸/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۱۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام.

    با تمام احترامی که برای خانواده شهدا قائلم.

    اما ما تنها ملاک برایمان مقام معظم رهبری است،و رهنمودهای ایشان. تنها نگاهمان به دست علمدار است و بس.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منافقین هم به رجایی می‌گفتند باعث تحقیر ایران شدی

    استاد حاج حيدر رحيم پور ازغدي از فعلان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامي در گفت‌وگوی مکتوبی به روش تخریب گفتگویی با همسر شهید رجاییمشابه مجاهدین خلق(منافقین) در قبال شهید رجایی و تخریب‌های جریان‌های سیاسی علیه احمدی‌نژاد اشاره و تأکید کرد: آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!
    به گزارش رجانیوز، استاد رحیم‌پور در ابتدای پاسخ مکتوب خود به سؤالات سایت گام سوم نوشته است:
    بسمه تعالی
    عزیزان! جنبش مردمی دولت اسلامی پس از عرض سلام، من با آن عده از شاگردان خودم افراد انجمن طلاب و دانشجویان که پبش کسوتان عدالتخواهی بلکه مدرسان مکتب کلاسیک سردمداران مکتب عدالتخواهی بوده اند و ادامه جهتشان را تبریک و از خدا عزت دو جهانشان را خواهانم، ديدم تا چه اندازه آنانیکه دوره پیش در این راه گام برداشتند، با چپ و راستی که اینک در ساختار متمدن ما به هم برپیچیده و با عدالتخواهان مبارزه می کند در تقابلند.
    با همه اینها از شما میخواهیم تا جایی که می توانید به خط عدالتخواهی ادامه دهيد و همیشه این حدیث را بخاطر داشته باشید: شخصی خدمت معصوم می رسد و می گوید من شیعه شما می باشم و حضرت می فرمایند اگر به راستی شیعه می باشی برو برای خودت پوستی از فقر و بلا فراهم کن زیرا مقدر آنکه در جهان قامت برای عدالتخواهی آراسته سازد، همین است. جداً هم چنین است و می توان آقای احمدی‌نژاد را ابوذر علی نامید.
    متن گفت‌و‌گوی مکتوب با استاد رحیم‌پور در ادامه آمده است:
    چرا هر گاه احمدي نژاد بر مغرب زمين مي تازد مثلاً حقوق بشر در غرب را به چالش مي كشد يا به مولودش -اسرائيل- حمله مي كند، برخي در داخل اورا تحقير و توبيخ مي كنند.
    مستحضر باشید که 30 سال پیش هم هنگامی که شهید رجایی به سازمان ملل رفت، سرآغاز برای نشان دادن چهره واقعی این سازمان و شبهات گمراه کننده مدافع حقوق بشرش، پاهای خود را از جوراب بیرون آورد و روی میز گذاشت و گفت: از سازمان می خواهم بگوید چرا این پاها این چنین شده است! و شخصی برای اولین بار سازمان ملل را افشا و رسوا کرد. لیکن مجاهدین خلق(منافقین)، همانها که با ترور عزیزانی چون رجایی آشکار شدند، در همه جا نشر می دادند که چنین حرکتی از رییس‌جمهوری، باعث تحقیر کشور بزرگ ایران است. چرا که ضربه رجایی آنچنان مؤثر افتاده بود که همه نیروهایشان را مأمور کرده بودند صورت مسئله را از ذهن ها بزدایند و اگر می خواهید تأثیر شورا را دریابید، به عکس العمل استعمار و استثمار و گفتار و کردار عمال و همفکران دشمن در کشور بنگرید.
    در مورد احمدی‌نژاد می گویند که او متمایل به انجمن حجتیه است، چون نام حضرت صاحب الامر علیه السلام را زیاد بر زبان می آورد و سعی در طرح مباحث موعود آخرالزمان و مهدویت می کند. حضرت عالی که سالها انجمن را رصد کرده اید و شاخصه های انجمنی ها را خوب می شناسید، چه قضاوتی دارید؟
    اولاً، شیعه موظف است همیشه آماده ظهور آخرین پیشوای معصوم خود باشد و مؤمنان باید همیشه دعای فرج بخوانند. با این فرق که شیعه علوی مدام چون سربازی به آب و آتش می زند تا زمینه را برای ظهور حضرتش آماده سازد، همان گونه که یک میزبان باشعور تا می‌تواند برای میهمان خود وسایل پذیرایی بیشتر را تهیه می‌کند. در این صورت اگر احمدی‌نژاد با ظلم و کفر مبارزه می کند، زمینه ظهور حضرت را فراهم می کند اما اگر می‌خواهد با اشک و آه و سور چرانی‌ها و چراغانی و سرود و موسیقی امام را جذب کند و به یاری مستمندان بکشاند و هر گاه درد دل دارد، بجای فریاد به ظالمان، می رود شکایت نامه اش را به ضمیمه مقداری پول در چاه جمکران می ريزد، حق با آقایی است که می گوید چرا احمدی‌نژاد دائم متبرک به ذکر امام قائم به سیف می باشد.
    ثانياً، من خود را موظف دانسته که پیرامون انجمن حجتيه تحلیل مفصلی بنویسم و مردم را آگاه سازم که: انجمن حجتيه تا سال 42، که متدینین کوچکترین حرکت سیاسی نداشتند، بهترین انجمن بود و تا سال 56 هم با مجوز بسیاری از مراجع به کار خود ادامه می داد، سال 56 پس از فاجعه میدان ژاله فرمان داد دیگر سکوت جایز نیست، به صف مردم بپیوندید. و فروردین سال 58 هم حکم صادر که همه انجمنی ها به جمهوری اسلامی رای بدهند. پس از رسمیت جمهوری اسلامی هم در شرایطی که پیری 90 ساله و بازنشسته بود، نامه داد که شیعه به فرمان یازدهمین پیشوای خود موظف است از مراجع خود اطاعت و تقلید کنند و بنابراین همگان موظف به اطاعت از فقیه اعظم و امام انقلاب، مرجع عالیقدر امام خمینی می باشند. سال 62 چون بوسیله اعلامیه، امام دریافت که مدیریت بعدی انجمن، که عضو انجمن فلسفه فرح بود، از فرمان امام سرکشی می کند، حکم تعطیلی همه شعبات انجمن را صادر کرد. لذا اکنون انجمن حجتيه ای وجود ندارد که به خوب و بد آن بپردازیم و بگوییم چه کسی انجمنی می باشد و چه کسی نیست. [لازم به ذكر است كه استاد حاج حيدر رحيم پور نقدها و ضعف هاي انجمن دردوره هاي تشكيل و فعاليتش را در تحليل مذكور نوشته اند كه گام سوم هم منتظر چاپ آن است.[
    دکتر احمدی‌نژاد چه کارهایی کرد که اگر دیگران بودند، نمی توانستند بکنند؟
    دکتر احمدی‌نژاد موفق تر از شهید رجايی بود و کار را جهانی کرد که احدی به جز امام و رهبر انقلاب نکرده بود.
    چه کارهایی مانده است و بايد انجام دهد؟
    البته وقتی مشکلاتمان را با خارج حل کنیم رفع مشكلات داخلی آسان است و رهبر هم بر همین عقیده اند تا مشکلات با بیگانکان حل نشود نباید کارهای تحریک کننده ای در کشور انجام داد.
    تفاوت احمدی‌نژاد با دیگر اصول گرایان چیست؟ چرا خیلی از اصولگرایان جلوی او موضع دارند؟
    همان تفاوت حسین بی علی با ابن عباس (پسر عمویِ محدثِ قاریِ قرآن و صحابی بزرگ و اصول‌گرا). هنگامی که حسین(ع) عازم کوفه شد، آن بزرگ مردِ حکیم سیاسی اصول‌گرا، جلویش را گرفت و حکم صادر کرد که رفتن تو به کوفه حرام است و اگر می خواهی خود را بکشی برو، چرا زن و فرزند را می بری؟ حسین رفت و مکتب پایدار ماند. فرزندان عاقل ابن عباس سلسله بنی عباس را آفریدند و 6 امام تندرو! را شهید ساختند -از امام ششم تا امام یازدهم- آری! به قول دکتر شریعتی درگیری شیعه صفوی و شیعه علوی همیشگی است.
    آیا دعوای دوم خردادی ها با دکتر احمدی‌نژاد از جنس دعوای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی است؟
    ابداً و هرگز! آنها هر دو صد در صد ملی و جان نثار مردم بودند و اختلافات را عوامِ سیاسی بودن مردم و فتنه های دشمن آفرید؛ آنها هر دو بیگانه ستیز بودند، لیکن رغبت دوم خردادیها به ساختار جمهوری لیبرالیزم بیشتر از جمهوری اسلامی می باشد، تا بتوانند با فرماندهی ولی فقیه مخالفت می کنند زیرا خط دهندگانشان می دانند با فرماندهی ولی فقیه و روی کار آمدن رییس‌جمهور پیرو ولایت فقیه، ایران در ظرف 4 سال صد در صد موفق به تکمیل دستگاه هسته‌ای خود می شود و موشک 3 هزارکیلومتری می سازد. (اما) با وجود ریاست مردی آرام و مصلحت جو، می شود 2 ساله، تأسیسات هسته‌ای کشور را تعطیل کرد. همان طور كه همه را نابود کردند و حتی در دانشگاه هاي خود از تدریس این رشته خودداری کردند. نه! اختلاف مصدق و کاشانی درون گروهی بود و آنها هر دو دشمن بیگانه بودند، لیکن تمایل دوم خردادیها به سیاستگزاری های غرب قابل انکار نیست.
    بعضی می گویند احمدی‌نژاد «گوش به حرف نکن» است این یک انگ است یا واقعیت؟ حسن است یا عیب؟
    انتقاد برخی هم به احمدی‌نژاد این است که می‌گویند احمدی‌نژاد صاحب نظر نیست و گوش به فرمان رهبر و مطیع بی چون و چرای رهبر است و شما با آنکه می گویید گوش به حرف کسی نمی دهد، بپرسید آیا به جز احمدی‌نژاد کدام رئیس جمهور بود که در برنامه ریزیهای اقتصادی خود، از همه بزرگان رشته برای اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت کند و چرا وقتي خواست در آن مجلس شرکت نکردند؟!
    می گویند احمدی‌نژاد قانون گریز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گریزی است؟
    ما 2 گونه قانون داریم یکی قوانین الهی که امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم می باشد، زیرا مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. یکی هم قوانین اجق وجقی که دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پایه مصلحت وضع کرده اند و به شکم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدی‌نژاد از قوانین الهی می گریزد، خطاکار است، لیکن اگر از قوانین دست و پاگیری که کشور را فلج می کند، می گریزد، مقلد امام و رهبر است.
    قبل از احمدي نژاد راستي ها به چپي ها مي گفتند بي دين و چپي ها به راستي ها مي گفتند انحصار طلب و ديكتاتور؛ با اين همه اختلاف چرا چپ و راست عليه او متحد شده اند؟
    اگر درسهایی را که در کلاسهای 12 سال پیش گفته بودم، به خاطر داشتید، این سؤال را نمی کردید، زیرا من مکرر گفته ام چپ و راست 2 شاخه فلاخنی می باشند که دسته آن در کف سنگ پران می باشد و 2 شریک اقتصادی اند که در 2 دفتر کار به رقابت می پردازند. ظریف ترش آنکه رهبر فعلی در 22 سالگی آنگاه که کوکاکولا و پپسی به جان هم افتاده بودند، فرمود بیهوده به سر و کله یکدیگر نزنيد پول هر دو شیشه به یک جیب می رود. دلیل آشکار هم اینکه پس از انتخاب احمدی‌نژاد، 2 شاخه فلاخن در هم تافتند و اینک چماقی گشته اند که بر سر عدالتخواهی می خورد، زیرا احمدی‌نژاد بی پروا تا توانست دزدی‌های 30 ساله گذشته رابه صندوق بیت المال برگرداند. خدا پدر اینها را بیامرزد که چون امیر عدالتخواهان فرقش را نشکافتند و بخاطر خود او را بر منبر ها لعن نمی کنند.
    چرا مهندس میرحسین موسوی که بحث عدالت را طرح کرده است مانند دکتر احمدی‌نژاد این دعوا را پی نمی گیرد؟ چرا جنس دعواهایش از جنس دعواهای آقای خاتمی است نه از جنس دعواهای امام یا احمدی‌نژاد؟
    آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!
    مهندس میر حسین موسوی می گویند: مدیران میانی ما حاضرند با همه کار کنند. حضرت عالی بارها تأکید کرده اید لایه های میانی در ادارات یا مهره راستی‌هایند یا عنصر چپی‌ها و اختیار دست احمدی‌نژاد نیست لذا فساد اداری هنوز اصلاح نشده است. آیا این تاکید آقای مهندس موسوی نظر شما را عوض نمی کند؟ چرا؟
    البته که اکثریت مدیران میانی شما می توانند با 180 درجه چرخش هم با راستی ها کار کنند و هم با چپی ها! لیکن آنجا که خواسته باشند با عدالتخواهی همکاری کنند، بر می خروشند! من این را شهادت می دهم که مردم در دوره احمدی‌نژاد رنج بیشتری از ادارات کشیدند و هر که عدالتخواه تر بود، بیشتر. زیرا پشت میز ها یا راستی اند يعني روي شاخه سمت راست فلاخن نشسته و یا چپی اند يعني شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و این هر دو دشمن خونی عداالتخوهان می باشند و آقای مهندس موسوی پیشتر مسئولیت داشته اند.
    بعضی می گویند سیاست خارجی دکتر احمدی‌نژاد فاجعه است و بعضی می گویند افتخار، حضرتعالی چه نظری دارید؟
    هر دو درست می گویند زیرا براستی برای برخی فاجعه بود و برای برخی افتخار. این را که سیاست احمدی‌نژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب بايد شنيد.
    منبع خبر: رجانیوز http://www.rajanews.com/detail.asp?id=29280
    تسلیم باش در برابر سخن حق
    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=متفکر;138653]می گویند احمدی‌نژاد قانون گریز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گریزی است؟
    ما 2 گونه قانون داریم یکی قوانین الهی که امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم می باشد، زیرا مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. یکی هم قوانین اجق وجقی که دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پایه مصلحت وضع کرده اند و به شکم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدی‌نژاد از قوانین الهی می گریزد، خطاکار است، لیکن اگر از قوانین دست و پاگیری که کشور را فلج می کند، می گریزد، مقلد امام و رهبر است.QUOTE=متفکر;138653]


    در مورد قانون و قانونمندی آقای احمدی نژاد اینجا را بخوانید : http://www.askquran.ir/showpost.php?...&postcount=236

    دولت نهم متخلف ترین دولت بعد از انقلاب . بر اساس گزارش دیوان محاسبات در سال 85 و 86 مشخص شد دولت نهم متخلف‌ترین دولت بعد ازانقلاب!
    تنها در یک مورد عدم رعایت قانونبرنامه چهارم که اجرای آن از دستورات رهبری است 135 مورد،
    ********************************
    عزیزان از آنجا که به صورت بسیار تابلویی !!! لینکها و پستهای من حذف میگردند ( مثل همین لینک و نظیر آن استفتائات مراجع تقلید و... ! ولی پستهای سرتاسر تخلف از قوانین سایت و ...کسی کاری بهشون نداره ! و بروی خودش هم نمیاره !؛ لذا مطالب اون پست و ...رو اینجا میاورم ...و گویا به یکسری پستها که میرسن هیچ ئاشکالی از لحاظ اطلاعیه انتخاباتی و یا قوانین سایت نداره ! ولی حقایق و استفتائات مراجع و گزارشات دیوان محاسبات که ناسلامتی روم به دیوار بلا نسبت جزو نظام جمهوری اسلامی ایران بوده ! و قوانینی که به تصویب شورای نگهبان رسیده و....باید حذف شه ! لذا مجدد این مطالبو اینجا میذارم و اگر بنا به این سات خوشحال میشم تاپیک کارنامه دولت نهم که کلی از پستهای ما حذف شده و کلیییییییییییییی از پستهای خلاف قوانین و ....دیگران هست رو باز کنند تا اونجا بررسی کاملی بشه .
    و اما :
    دولت نهم متخلف‌ترین دولت بعد از انقلاب!


    بر اساس گزارش دیوان محاسبات در سال 85 و 86 مشخص شد دولت نهم متخلف‌ترین دولت بعد ازانقلاب!

    خباز: دولت هر روز 7تخلف انجام داده است

    در دولت‌های بعد از انقلاب و حتی در زمان جنگ و بعد از آن هیچ دولتی به اندازه دولت نهم تخلف و بی‌انظباطی مالی نداشته است. و از این نظر دولت نهم را باید به عنوان دولتی ممتازشناخت.

    آفتاب: مخبرکمیسیون اقتصادی مجلس هشتمتصریح کرد:

    «بر اساس گزارش دیوان محاسبات 1463 تخلف در بودجه 86

    اتفاق افتادهکه به شرح زیر است:

    1-پرداخت غیرقانونی 228 مورد،

    2- عدم رعایت قانون محاسبات154 مورد،

    3- عدم رعایت شرایط عمومی پیمان 151 مورد،

    4- عدم رعایت تبصره‌های بودجه 147 مورد،

    5- عدم رعایت قانونبرنامه چهارم که اجرای آن از دستورات رهبری است 135 مورد،

    6- عدم رعایت قانون تجارت 115 مورد

    ،7- سایر تخلفات مالی 530 مورد که جمع آن 1463 مورد می‌شود».

    محمدرضا خباز در گفتگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب تاکید کرد: «خواسته ما ازدیوان محاسبات این بوده که دستگاه به دستگاه به طور مجزا تخلفات دولت را مشخص کندکه این موضوع را نیز برای ما مشخص ساخته است».

    وی توضیح داد: «بر اساس گزارش دیوان محاسبات، وزارت نفت پرتخلف‌ترین وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها با 335 مورد تخلف است».

    مخبر کمیسیون برنامه وبودجه افزود: «وزارت صنایع رتبه دوم تخلف از قانون را در سال 86 با 300 موردتخلف دارد و وزارت نیرو در جایگاه سوم متخلفین از قانون با 224 مورد تخلف است».

    نماینده کاشمر گفت: «اگر بخواهیم به وزارتخانه‌ها دولت مدال
    اگر بخواهیم به وزارتخانه‌ها دولت مدال تخلف بدهیم، باید مدال طلای تخلف را به وزارت نفت، مدال نقره تخلف را به وزارت صنایع ومدال برنز انجام اقدامات غیر قانونی را به وزارت نیرو بدهیم.


    تخلف بدهیم، باید مدال طلای تخلف را بهوزارت نفت، مدال نقره تخلف را به

    وزارت صنایع و مدال برنز انجام اقدامات غیر قانونیرا به وزارت نیرو بدهیم».

    وی تصریح کرد: «بر اساسمحاسباتی که بر مبنای این گزارش انجام

    داده‌ام اگر از 365 روز سال 200 روز، روزکاری حساب شود، دولت در

    هر روز 7 تخلف از قانون انجام داده که این نشان دهنده آن است که

    دولت با احترام به قانون نگاه نمی‌کند و قانون‌شکنی را آن‌طورکه باید،


    بد نمی‌داند».

    وی با ذکر روایتی از امیرالمومنین مبنی بر اینکه کسی که

    بدی کار زشت خود را بد نداند بزرگترین گناه را مرتکب شده

    است گفت: «دولت اگر کار اشتباه خود را اشتباه نداند بزرگترین گناه

    راانجام داده است چرا که در صدد اصلاح خود برنمی‌آید».

    خباز با بیان اینکه اصولگرایی به بیان و حرف نیست خاطرنشان کرد: «این

    تخلفات را متاسفانه عده‌ای انجام می‌دهند که خود را اصولگرا می‌دانند در

    حالی که اصولگرای اصیل باید قانون‌گرای اصیل باشد. درواقع هرکه

    قانونگراتر است را اصولگراتر و هرکه قانون‌گریزتر است را باید اصول

    رهاتر دانست».

    نماینده کاشمر در مقایسه گزارش تفریغ بودجه 86 با گزارش تفریغ بودجه 85 کهدر آن بیش از 2000 مورد تخلف گزارش شده بود گفت: «دولت در سال 85، 2000 تخلف ازقانون و در سال 86، 1463 تخلف انجام داده است. بنابراین تخلفات آن از نظر تعدادنسبت به سال 85 کمتر است اما از نظر مبلغ 54 درصد از بودجه به صورت غیرقانونی هزینه شده یعنی بیش از نصف بودجه غیرقانونی هزینه شده است».

    وی با اشاره به اینکه گزارش تفریغ بودجه 87 نیز در دیوان محاسبات تا 9 ماهسال ارزیابی و آماده شده است اعلام کرد: «این گزارش در 6 ماه اول سال جاری در مجلسقرائت خواهد شد».

    مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب درباره برخی اظهار نظر‌های مخالف با قرائت گزارش تفریغ در مجلس گفت: «ما ارائه گزارش تفریغ بودجه را از وظایف اصلی دیوان محاسبات می‌دانیم واگرچه سوء استفاده شخصی ازتخلفات نشده اما وقتی که بودجه کشور از مسیر اصلی خود خارج شود، چه علت سوء استفاده و اختلاس باشد چه سوء مدیریت و چه انجام هدف و میل خاصی، ضرر آن برای کشور یکی است. “


    این گزارش باید هر سال بعد از فراغت از بودجهاز سوی دیوان به مجلس ارائه شود».

    وی در مورد زمان ارائه این گزارش به مجلس نیز اظهار داشت: «این گزارش باید در زمانی به مجلس ارائه شود که نمایندگان بتوانند بر اساس آن در حین بودجه‌ریزی جدید مسیرهای انحراف دولت از قانون را مسدود و راه‌های سوءاستفاده را قطع کنند».

    عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم تصریح کرد:‌ «اگر بر اساس گزارش دیوان دولتدر بودجه‌های گذشته نتواسته است وظایف قانونی خود را انجام دهد در سال جدیدنمایندگان سعی در بستن راه‌های سوءاستفاده و تعریف الزامات جدید در اجرای آنمی‌کنند تا دولت در چارچوب بودجه حرکت کند».

    این نماینده مجلس تاکید کرد: «در دولت‌های بعد از انقلاب و حتی در زمانجنگ و بعد از آن هیچ دولتی به اندازه دولت نهم تخلف و بی‌انظباطی مالی نداشته است. و از این نظر دولت نهم را باید به عنوان دولتی ممتاز شناخت».

    به اعتقاد خباز چنین بی‌انظباطی به دلیل نگاه مسئولان آن به نحو انجام امور کشور است: «مسئولان دولت برخی مواقع اعلام می‌کنند که انقلابی عمل می‌کنیم و از این رو با هزینه‌های شتابزده و بی‌محابا در بودجه به اسم اقدام انقلابی مواجه می‌شویم».

    وی گفت: «انحراف از آنجا آغاز شد که دولت به اسم انقلابی کار کردن ضوابط را زیر پا گذاشت و بدون توجه به قانون و بودجه از درآمدها هزینه کرد».

    مخبر کمیسیون اقتصادی گفت: «اگرچه سوء استفاده شخصی ازتخلفات نشده اما وقتی که بودجه کشور از مسیر اصلی خود خارج شود، چه علت سوء استفاده و اختلاس باشد چه سوء مدیریت و چه انجام هدف و میل خاصی، ضرر آن برای کشور یکی است».

    خباز با بیان اینکه برخی عمل خلاف قانون را خلاف شرع نیز


    می‌دانندافزود: «امام(ره) بیش از هر شخصی انقلابی عمل می‌کرد


    اما همواره بررعایت قانون و حرکت همه در چهارچوب آن تاکید داشت.


    بنابراین شکستن ضوابط و قانون ازطرف دولت به اسم انجام اقدامات


    انقلابی، قابل قبول و توجیه پذیر نیست».


    کد مطلب : 87139

    ویرایش توسط sharafshams : ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۵:۵۶


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ((ما 2 گونه قانون داریم یکی قوانین الهی که امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم می باشد، زیرا مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. یکی هم قوانین اجق وجقی که دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پایه مصلحت وضع کرده اند و به شکم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدی‌نژاد از قوانین الهی می گریزد، خطاکار است، لیکن اگر از قوانین دست و پاگیری که کشور را فلج می کند، می گریزد، مقلد امام و رهبر است))
    دقت بفرما
    ویرایش توسط متفکر : ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۳:۱۳
    تسلیم باش در برابر سخن حق
    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مورد حذف سازمان برنامه و بودجه هم اینجا را مطالعه بفرمایید . احمدی نژاد انحلال سازمان مدیریت را توجیه می کند...


    http://www.askquran.ir/showpost.php?...&postcount=122
    **************
    ایضا این لینک هم ...! اما پاسخهای تکمیلیتر رو خواهم آورد :
    فعلا :
    گفتگویی با همسر شهید رجایی

    احمدی نژاد انحلال سازمان مدیریت را توجیه می کند...
    برنامه شهید رجایی الهام دهنده یک انحلال؟!
    کد مطلب : 24527 17 ارديبهشت 1388 ساعت 14:00
    فرارو- یکی از اقدامات دولت نهم که بحث های زیادی را در پی داشت و مخالفت های بسیاری را برانگیخت انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود، اقدامی که رئیس جمهور اکنون با ارجاعش به شهید رجایی از آن دفاع می کند!
    به گزارش فرارو، احمدی نژاد با اشاره به اینکه این سازمان در سال 1328 توسط آمریکائی ها تاسیس شده است آنرا مروج اندیشه های غربی دانست و این مسئله را دلیلی برای انحلال آن قلمداد کرد!

    رئیس جمهور روز گذشته در قزوین در این باره گفت: « البته صرفنظر از افراد پاك، صادق و سالمی كه در این سازمان كار می‌كردند مبنای برنامه‌ریزی آنها وارداتی و آن چیزی بود كه از سوی آنها و همان نظم برنامه‌ریزی غربی و همان شش برنامه خانمان‌برانداز طاغوت بود كه یكی از آنها نابود كردن كشاورزی،‌ فرهنگ آرمانی ملت ما و به ذلت كشیدن ملت ما در برابر قدرت‌های جهانی بود. »

    رئیس جمهور همچنین با بیان یک مسئله تاریخی اینگونه وانمود کرد که انحلال این سازمان از اول انقلاب در دستور کار بوده است. او گفت: « شهید رجایی با درك الهی و اسلامی دستور داد كه سازمان مدیریت را منحل و سازمانی براساس اندیشه دینی پایه‌گذاری كنند، اما با شهادت ایشان این امر بر زمین ماند، تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، این سازمان دچار تحولات بنیادین شد. »

    سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردر طول سال های گذشته وظیفه بودجه نویسی را بر عهده داشته است و به نوعی نقش نظارتی بر عملکرد اقتصادی دولت را نیز عهده دار بود. گزارشها نشان می دهد که این سازمان در طول دوران فعالیتش با آنکه زیر مجموعه دولت بود و رئیس آن از سوی رئیس جمهور تعیین می شد، در عمل اختلاف نظرهایی اساسی با دولت داشت.

    حساب خرج هایی که دولت می تراشد معمولا از سوی سازمان مدیریت رسیدگی می شد و گزارش پیشرفت کارها در اختیار سازمان مدیریت بود و هر گاه دولت تصمیم می گرفت کار تازه ای شروع کند اول باید سازمان مدیریت را قانع می کرد که چگونه پولش خواهد شد.

    وقتی هم که پولش تامین می شد باز کارشناسان این سازمان در دادن پول سختگیر بودند به طوری که در مواردی متهم می شدند در اجرای برنامه ها کارشکنی می کنند و بودجه سالانه را به میزان چانه زنی ها تعیین و پرداخت می کنند.

    یکی از دلایلی که برای انحلال این سازمان از سوی

    دولت نهم مطرح می کنند فرار دولت از نقش نظارتی این سازمان است. دولت نهم به لحاظ بی برنامگی مالی و برداشت های بی رویه پول سرآمد دولت های پس از انقلاب است ...

    سابقه تاسیس این سازمان به 60 سال قبل بازمی گردد که ابتدا با عنوان "هیات عالی برنامه" تشکیل شد و سپس به سازمان برنامه و بودجه تغییر نام داد. این سازمان اما پس از انقلاب تا حدودی جایگاه خود را از دست داد و در زمان جنگ وظیفه تدوین و تنظیم بودجه در اختیار نخست وزیر قرار گرفت.

    در سال 87 با تغییراتی در شیوه کار این سازمان و با هدف یکپارچگی در برنامه های توسعه کشور سازمان برنامه و بودجه با سازمان امور اداری و استخدامی کشور ادغام شدند و سازمان مدیریت و برنامه ریزی پدیدار گشت.

    پس از آن این سازمان نقش ویژه ای در برنامه های توسعه ای و عمرانی و مالی کشور ایفا کرد تا اینکه با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد گام های انحلال این سازمان برداشته شد.

    دولت نهم ابتدا در آبان ماه سال 85 با اعلام ادغام سازمان مدیریت شهرستان ها در استانداری ها اولین گام را برای انحلال سازمان مدیریت برداشت و پس از آن نیز در تیر ماه 86 ،سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل و تبدیل به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور شد.

    هر چند دولت و وزارت اقتصاد این اقدام را ادغام نامیدند نه انحلال اما برخی کارشناسان به خصوص کارشناسان علوم اداری این روش را به دلیل تغییر ساختار این سازمان و عوض شدن تعاریف کلی و استفاده از واژه های معاونت و سازمان این اقدام را انحلال اعلام کردند.

    انحلال سازمان مدیریت اثر خود را در بودجه نویسی سال های 87 و 88 که انتقادات بسیاری را برانگیخت گذاشت. کارشناسان اقتصادی بر این عقیده اند که این بودجه ها بدون کارشناسی نوشته شده اند و پیش بینی درآمد ها و هزینه ها در آنها واقعی نیست.

    به هر تقدیر دولت نهم با تمام مخالفت ها سازمان مدیریت را منحل کرد و این تصمیم به سرعت اثر منفی خود را نشان داد و اکنون رئیس جمهور دلیل می آورد که چون پیشینه این سازمان به امریکائی ها بر می گردد باید منحل می شد!!


    /یک سوال شخصی هم از ایشون خودم دارم .بهانه آوردند پیشینه سازمان برنامه و بودجه به آمریکاییها برمیگردد باید منحل بشود میشود بگویند خوب ارتش رو هم رضا خان پایه گذاری کردند اون رو هم بفرمایید منحل کنید !
    ویرایش توسط sharafshams : ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۶:۰۴


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقای شرف شمس این گزارش آخر دیوان محاسبات در آخرش قید شده بود که هنوز هیچ کدام اثبات نشده. یعنی توسط مرجع قضایی تایید نشده و هنوز هم در دست بررسی هست تو مجلس.

    همیشه هم روال همینطور بوده، منتهی این بار به خاطر نزدیکی انتخابات سیاسی بود این گزارش چرا که خیلی عجولانه تهیه شده بوده. نظر کمیسیون اقتصادی هم همینه.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود