صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل عقلانی عدم تحریف قرآن چیست؟

  1. #41

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دليل هفتم : از اموري كه دلالت بر عدم تحريف مي كند دليل عقل است كه بعض اعلام آن را ذكر كرده است و خلاصه آن چنين است .
    قائل به تحريف يا مدعي آن است كه تحريف به دست شيخين بعد از وفات پيامبر صورت گرفته و يا مدعي آن است كه عثمان قرآن را تحريف كرده است و يا آنكه مي گويد : شخص ديگري قرآن را بعد از عثمان تحريف كرده است بنابراين سه احتمال و جود دارد كه چهارمي ندارد و همه اين احتمالات فاسد است .
    اما احتمال اول : يا شخص مدعي تحريف مي گويد : شيخين عمدا قرآن را تحريف نكرده اند بلكه از اين جهت بوده است كه همه قرآن به دست آنها نرسيده بوده است چون قبلا در زمان پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) قرآن به صورت كامل جمع نشده بوده است .
    و يا اينكه مدعي است كه تحريف عمدي از جانب آنها صورت گرفته كه در اين صورت يا تحريف در آياتي است كه ربطي به زعامت و خلافت آنها ندارد از آن جهت كه در آنها تصريح به آن شده باشد يا ظهور در خلافت و ولايت براي اهلش داشته باشد كه شخص امير المومنين علي عليه السلام است و يا اينكه در غير اين سنخ از آيات است .
    بنابراين سه فرض متصور است .
    اول : اينكه تحريف به جهت آن است كه قرآن بتمامه به دست آنها نرسيده و آنها تعمدي در تحريف نداشته اند
    اين قول مردود است : زيرا از اهتمام پيامبر به امر قرآن وامر ايشان به حفظ و قرائت آن و ترتيل آيات و اهتمام صحابه به اين مطلب در زمان پيامبر و بعد از ايشان براي انسان قطع حاصل مي شود كه قرآن نزد مسلمانان محفوظ بوده خواه به صورت جمع يا متفرق در سينه ها يا نوشته ها در كاغذها و مي دانيم كه در آن زمان اهتمام فراوان به حفظ اشعار جاهليت و خطبه هاي آنان داشته اند پس چگونه مي توان گفت كه اهتمام به امر قرآن نداشته اند همان قرآني كه براي نشر دعوت آن جانهاي خود را فدا مي كردند و از وطن خود هجرت كرده واموال خويش را صرف آن كردند و از زن و فرزند خود دورشدند آيا با اين وجود هيچ عاقلي احتمال مي دهد كه آنها اهتمام و اعتنا به قرآن نداشتند تا آنكه قرآن در بين مردم ضايع شود و براي اثبات اينكه آيه يا سوره اي از قرآن است نياز به دوشاهد باشد .
    علاوه بر اينكه روايات ثقلين دلالت بر بطلان اين احتمال دارد زيرا كلام پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم كه فرمود : « اني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله وعترتي » در فرضي كه بعض قرآن در دست نباشد صحيح نيست زيرا آنچه در اين فرض باقي مانده بعض قرآن است نه تمام آن بلكه در اين روايات دلالت صريح براين مطلب است كه قرآن در زمان رسول اكرم تدوين و جمع آوري شده بوده است زيرا كلمه « كتاب » بر مجموع متفرق ها و آنچه در سينه ها حفظ شده صدق نمي كند.
    واما فرض دوم : كه مي گويد : شيخين قرآن را در آياتي كه ربطي به خلافت و زعامت نداشته تحريف كرده اند اين هم في نفسه بعيد است بلكه قطع به عدم آن داريم زيرا خلافت مبتني برسياست بوده ا ست وسياست اقتضا مي كند كه به امر دين اهتمام بورزند و حتي قرآني را كه مورد اهتمام مسلمين است حفظ كنند و اگر چنين بوده است چرا افرادي كه از بيعت با دو خليفه امتناع كردند و برابي بكر در امر خلافت اعتراض داشتند احتجاج به چنين آياتي نكردند و يا چرا حضرت علي عليه السلام در خطبه شقشقيه وامثال آن ذكري از اين آيات نكرد
    واما فرض سوم يعني قول به اينكه تحريف عمدي شيخين در آياتي بوده كه در موضوع خلافت نا زل شده بوده ا ست اين نيز مقطوع العدم است زيرا حضرت امير المومنين وصديقه طاهره سلام الله عليهما و جماعتي بسيار از صحابه با شيخين در امر خلافت معارضه كردند و برآنچه از پيامبر اكرم در باره خلافت شنيده بودند احتجاج كردند وشهادت مهاجرين و انصار را مطرح كردند واحتجاج به حديث غدير و غير آن كردند پس ا گر در قرآن چيزي بود كه ربط به خلافت داشته باشد اولي ان بود كه در مقام استدلال و احتجاج به آن تمسك شود با آنكه چنين چيزي در روايات وكتب تاريخي نمي بينيم همان طور كه از كتاب احتجاج طبرسي ظاهرمي شود كه با آنكه احتجاج دوازده نفر از صحابه را در امر خلافت بر ابي بكر آورده لكن در همه آنها اشاره اي به چنين آياتي نيست همين طور در كتاب بحار الانوار كه باب خاصي را به موضوع احتجاج امرالمومنين علي عليه السلام در امر خلافت اختصاص داده است .
    بنا بر اين ظاهر شد كه احتمال اول بر تمام فروضي كه متصور است قول باطلي است .
    و اما احتمال دوم : يعني وقوع تحريف از جانب عثمان اين احتمال از ادعاي اول بعيد تر است ; زيرا اسلام در زمان عثمان به نحوي منتشر شده بود كه براي او بلكه بزرگتر از او هم اين امكان وجود نداشت كه چيزي از قرآن را كم كند.
    علاوه برآن اگر عثمان تحريف كننده ي قرآن بود قاتلان او در كشتن او عذر محكمتري داشتند وبراي كشتن او نياز نداشتند كه بگويند چرا در بيت المال مسلمين مخالف سيره شيخين عمل كردي يا عذرهاي ديگري را دستاويز كنند.
    علاوه بر همه اينها وقتي امير المومنين بر منصب خلافت ظاهري تكيه زد براو واجب بود كه قرآنرا به اصل اولي آن كه در زمان پيامبر وشيخين بوده برگرداند وكسي هم در اين كار برآن حضرت خرده نمي گرفت و اين كار براي تحقق مقاصد آن حضرت انفع بود و دهان كساني راكه به بهانه خونخواهي عثمان برآن حضرت شوريدند مي بست خصوصا آنكه مي بينيم آن حضرت قطائع عثمان راكه به افراد بخشيده بود برگرداند و درخطبه اي فرمود : قسم به خدا اگر آنچه عثمان بي جهت بخشيده مهريه زنها شده باشد و با آن كنيزان را خريده باشند بر مي گردانم زيرا د رعدل و سعت و آزادي است و كسي كه عدل را برنتابد در جور و ستم دچار تنگناي بيشتري است 53 اين روش امير المومنين عليه السلام در اموال است پس چگونه حضرت در قبال قرآن بر فرض تحريف ساكت مي ماند
    واما احتمال سوم : كه ادعاي وقوع تحريف بعد از خلفاست تا آنجا كه ما ميدانيم احدي چنين ادعائي نكرده است الا اينكه به بعض قائلان به تحريف نسبت داده شده است كه ادعا كرده است كه حجاج وقتي خواست از بني اميه حمايت كند آيات بسياري را كه در شان آنها نازل شده بود از قرآن حذف كرد و چيزهائي بر آن افزود وقرآنها ي نوشت و به مصرف و شام مكه ومدينه و بصره و كوفه فرستاد و قرآن موجود ماطبق آن قرآنها ست و بقيه قرآنها را جمع كرده و چيزي از آنجا حتي يك نسخه را باقي نگذاشت .
    سپس ايشان مي فرمايد : شايد از اين جهت باشد قول بعض قائلين به تحريف كه در باره آيه « ليله القدر خيرمن الف شهر » گفته است اصل آن چنين بوده است : « ليله القدر خير من الف شهر » يملكها بنو اميه وليس فيها ليله القدر » با آنكه ملاحظه مقدارآيات اين سوره و قصورمعني اين آيه وعدم ارتباط موضوع ليله القدر به امر خلافت آنها كافي است كه انسان قطع به خلاف اين مدعا پيدا كند حتي اگر دليل بر عدم تحريف هم نداشته باشيم چه رسد به آنكه همانطور كه گفتيم ادله زيادي بر نفي تحريف داريم .
    در هر صورت دليل بر بطلان احتمال سوم آن است كه حجاج يكي از حكام بني اميه بوده و او كوچكتر و حقيرتر و كم وزن تر از آن است كه در قرآن كم و زيادكند. بلكه كوچكتر از آن است كه چيزي از فروع اسلام را تغيير دهد چه رسد به آنكه اساس دين يعني قرآن را تغيير بدهد علاوه مگر او در همه ممالك اسلامي و غير آن كه قرآن در آنها منتشر و در دسترس مردم بوده است چنين قدرت و نفوذي داشته است كه همه قرآنها را جمع كند
    فرض كنيم چنين مطلبي صحيح باشد چگونه است كه اين رويداد عظيم را مورخي در تاريخ خود نياورده و منتقدي اين كار خلاف را به چالش نكشيده است با آنهمه اهميت كه اين مطلب دارد وداعي بر نقل آن بسيار است و چگونه مسلمانان از اين جنايتي كه مثل آن جنايتي وجود ندارد چشم پوشي كرده و بعد از آنكه دوره ننگين حجاج به پايان رسيد و قدرت و سلطنت او رو به افول رفت حرفي به ميان نياورده اند
    علاوه بر همه اينها چگونه حجاج تمكن پيدا كرده كه همه نسخ قرآن را كه در دست مردم بوده جمع كند كه حتي يك نسخه هم در ميان مسلمانان كه از او دور بوده اندباقي نمانده باشد فرض كنيم كه چنين باشد و چنين قدرتي را داشته است آيا براي او امكان داشته كه آيات قرآن را كه مسلمانان حفظ كرده بودند از لوح سينه مسلمانان و حافظان قرآن پاك كند در حالي كه تعداد مسلمانان در زمان حجاج را فقط خدا مي داند.
    علاوه بر همه اينها اگر در قرآن آياتي بود كه قدح و مذمت بني اميه در آن بود معاويه قبل از حجاج براي خوف و محو آن آيات از قرآن اقدام مي كرد در حالي كه هم از حجاج قدرتمندتر بود و هم نفوذ بيشتري داشت و اصحاب اميرالمومنين به اين آيات بر معاويه احتجاج و استدلال مي كردند كه چرا آيات قرآن را حذف كرديد همانطور كه در موارد ديگر بر او احتجاج كردند كه در تاريخ مذكور است هم چنين در كتب حديث و كلام مورد بحث واقع شده است 54 تا اينجا كلام مرحوم آيت الله العظمي خوئي بود .
    اضافه كنيد به مطالب فوق كه عدم تحريف به زياده اجماع علماست و اينكه مورد اختلاف تنها در مورد تحريف به نقيصه است پس چگونه قائل وقوع زياده در قرآن را ادعا مي كند بنابر اين احتمال زياده هم احتمال فاسدي است .
    با اين مطلب دليل هفتم هم كه دليل عقلي بود به پايان مي رسد و واضح شد كه اعتبار همان مساعد عدم تحريف است نه ثبوت آن چنانكه صاحب كفايه آن را ادعا كرده است .
    از همه آنچه در قالب هفت دليل بر عدم تحريف بيان كرديم واضح شد كه مدعي علاوه بر آنكه حرف مخالف نقل زند با بداهت عقل نيز در مخالفت است و ادعاي تحريف نمي تواند صادر شود مگر از كسي كه به واسطه بعض آنچه ظاهر آن دال بر تحريف است مغرورشده و آن را دليل شمرده و شايد بعضي اين افراد ناخواسته فريب كساني را خورده باشند كه چشم ديدن عظمت دين را ندارند بلكه در فكر سلطه جويي خود و تضعيف مسلمين و تنقيص كتاب مبين الهي هستند كه غرض از تنزيل آن هدايت مردم تا روز قيامت و بيرون بردن آنها از تاريكي شك و ريب به عالم نور و يقين است .
    و چه بسا بعضي مدعيان تحريف به اين مطلب توجه داشته و مغرض باشند و غرض آنها ايجاد شكاف در اسلام و صفوف مسلمين باشد. از هر دو مورد به خدا پناه مي بريم و از او خواستار توفيق تمسك به ثقلين هستيم و از خدا مي خواهيم كه هيچ گاه در اينگونه امور از جاده عقل و درايت بيرون نرويم .
    و چون ممكن است كه افراد طالب حقيقت خيال كنند كه شبهات قائلان به تحريف شبهات صحيحي است يا آنكه براي بعضي طالبان علم شك و شبهه حاصل شود به ناچار همه شبهات قائلان به تحريف را مي آوريم و از آنها جواب مي دهيم . ان شاالله
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    پاورقي :
    .53 نهج البلاغه صبحي صالح 57 خطبه .15
    .54 البيان في تفسير القرآن 215 ـ.219
    براي حمايت از مردم مظلوم و بي گناه فلسطين و لبنان و مقابله با اسرائيل خونخوار به اين لينک سر بزنيد و فرم تحريم کالاهاي اعلام شده رو امضا کنيد
    http://www.persianpetition.com/sign....6-e6d5e1f1ce50


    سبزاندیش

  2. تشکر


  3. #42

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط تیناشاد نمایش پست
    دلیل عقلانی عدم تحریف قرآن چیست و اگر کسی اکنون خدای ناکرده در قرآن دست ببرد یا قرآنی با تغییرات خویش چاپ نماید ، چه می شود؟
    اگر مطالعاتي در تاريخ قرآن كريم در صدر اسلام داشته باشيد و بخش نوشت افزارهاي مرسوم در آن زمان را ملاحظه نموده باشيد متوجه مي شويد كه هم خط ابتدايي بود و خالي از نقط و اعجام بود و هم نوشت افزارها ، ابتدايي بودند : عسب ، لخاف ، پوست حيوانات ، استخوان كتف حيوانات و ...
    كاغذ در آن زمان بود اما كم و گران بود و هر چند براي ثبت نسخه اصلي قرآن كه نزد پيامبر اكرم-صلي الله عليه و آله و سلم- نگاهداري مي شد ، كاغذ تهيه مي شد و يا بر روي پوست نگاشته مي شد (1) اما ساير نسخ قرآن و صحيفه هاي شخصي صحابه ، عموما از پوست و ساير نوشت افزارهاي رايج تهيه شده بود بعلاوه در دوران مكي ، تعداد مسلمانان باسواد كه قدرت بر نوشتن داشتند ، بسيار كم بود ( 2) با توجه به نوع نزول قرآن كريم – كه آيات بتدريج و با فواصل زماني نازل مي شد- بهترين راه و عمومي ترين راه ، استفاده از حافظه حفاظ بود ، قرآن كريم ، كتاب زندگي و معامله و رفتار اجتماعي و در يك كلام ، كتاب آيين زندگي دنيا و آخرت مسلمانان بود لذا هم در متن زندگيشان با اين كتاب شريف و آياتش سرو كار داشتند و هم به دليل تاكيد رسول خدا( صلي الله عليه و آله و سلم ) بر حفظ قرآن – از بر كردن قرآن - اهتمام تام به از بر كردن آن مي نمودند .

    (1)- اعراب كاغذ را از قديم مى ‏شناختند. آن هنگام كاغذ در هند ساخته مى ‏شد و از آن‏جا به يمن مى ‏فرستادند و توسط كاروان‏هاى تجارتى تابستانى و زمستانى از يمن به شام و از آن‏جا به روم مى‏ رفت و عربستان آن موقع واسطه تجارت جنوب و شمال بود(راميار ، تاريخ قرآن، ص 277).
    (2)- هر چند بعدها و در دوران مدني اهتمام نسبت به باسواد شدن مسلمان زياد شد و حتي اسرا در قبال آموزش خواندن و نوشتن به تعدادي از مسلمانان آزاد مي شدند
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۳/۰۲/۱۸ در ساعت ۰۵:۴۰
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  4. #43

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    لذا آيات بتدريج نازل شد و به تدريج به حافظه ي مسلمانان رفت ، حال حتي اگر – فرض محال – كسي در قرآن مكتوب دست مي برد ، در حافظه ي اينهمه مسلمان چگونه بايد تغيير ايجاد مي كرد ؟! شما امروزه مثلا سرود ملي جمهوري اسلامي ايران را كه همه ي ايرانيان تقريبا از بر هستند را يك تغيير كوچك بدهيد ، با حافظه ي اين همه ايراني كه اين سرود را از بر هستند چه مي كنيد ؟ لذا آنچه ما از قرآن اكنون در ذهن داريم و به عنوان يك كتاب كامل در اختيار داريم و براي حفظ قرآن برنامه هاي يكساله و سه ساله و ... طرح مي شود ، در صدر اسلام اينگونه نبوده است ، قرآن بتدريج نازل شده بود - بر خلاف ساير كتب آسماني كه دفعة تمام كتاب نازل مي شد – و به دليل اينكه بتدريج از جانب رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم) به مردم بتدريج ابلاغ مي شد ، لذا به راحتي به حافظه مي رفت .در ايه 106 سوره مباركه اسراء آمده است :" وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا " و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم

    در واقع حفظ و از بر كردن قرآن كريم در صدر اسلام ، خود ابزاري براي صيانت از قرآن بود زيرا هيچ كس در حافظه ي حفاظ نمي توانست دست ببرد و تغيير و تحريفي ايجاد نمايد چنانكه در جريان آيه 34سوره توبه ، عثمان مي خواست تنها يك "واو" از آيه حذف كند اما موفق نشد (1)

    (1)- خداوند در آيه 34 سوره توبه مي‌فرمايد:
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند و كسانى كه طلا و نقره را ذخيره مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏ كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده!
    و عثمان كه اهل زراندوزي بود اما اهل انفاق نبود مي خواست "واو" را از اين آيه حذف كند تا از نظر ديگران مشمول عذاب موعود در آيه نباشد اما تلاش او بي ثمر ماند . جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه مراجعه كنيد به شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ،ج 3 ،ص 54.
    ودرالمنثور سيوطي، ج 3 ،ص 232.منبع مطلب


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #44

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13




    لذا باب تحريف قرآن كريم از همان ابتداي نزول قرآن ، الي الابد بسته شد ، قران به حافظه ي مسلمانان رفت و ديگر هيچ كس قادر به تحريف و تغيير در آن نبود .اين دليل عقلاني بر عدم تحريف قرآن كريم .
    و اما خداوند براي تثبيت قلوب مومنين و از سر لطف و عنايتي كه به بندگان اهل ايمانش دارد در هر زمان ، حجتي براي اطمينان قلبي آنان قرار مي دهد ، حجت خداوند در عصر ما ، كربلايي كاظم ساروقي است كه يك پيرمرد بي سواد بود كه در يك لحظه حافظ قرآن شد ، در واقع قراني كه به حفظ او رسيد از غيب و به امر الهي بود و جالب اينكه مجتهدين در زمان وي ، او را بسيار آزمودند و از آنجا كه سواد نداشت و قرآن به حفظ او رسيده بود ، ملاك خوبي بود براي سنجش ميزان تطابق قراني كه در دسترس ماست و قراني كه از غيب به حفظ او رسيده تا ميزان اختلافها مشخص شود اما خوشبختانه از خلال قرائتهاي وي مشخص شد كه كل قراني كه در دسترس ماست با آنچه او از غيب از حفظ دارد در هيچ موردي –حتي يك واو- اختلاف ندارد لذا لطف خداوند بار ديگر شامل حال مردم در اين برهه زماني شده و اطمينان آنان را از يكساني قران امروزي با قران صدر اسلام و آنچه به وحي بر نبي اكرم – صلي الله عليه و آله وسلم- نازل شده بود ، تامين و جلب نمود . جهت اطلاع از زندگي نامه و سرگذشت كربلايي كاظم ساروقي مقاله "يك شبه حافظ قران شدم" را مطالعه بفرماييد .
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #45

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    البته ما قرآن بی نقطه هم داریم چه برسه به بی فتحه و غیره!

    بله قرآن بي اعراب و بي نقطه داريم ( كه البته اكنون در موزه ها نگهاهداري مي شوند) ، به دليل اينكه در صدر اسلام و پس از آن خط دردوران صباوت – ابتدايي و كودكي- خود بود و بعد نقط و اعجام و اعراب بر روي قران انجام شد .
    استاد معارف در اين زمينه مي نويسند:

    "در نيمه دوم قرن اول هجري که پيوسته بر تعداد مسلمانان غير عرب زبان افزوده مي‏شد، بسياري از آنان به دليل عدم آشنايي و عدم تسلط بر زبان عربي، در قرائت قرآن دچار اشکال و اشتباه مي‏شدند.اين امر باعث شد که طي مراحلي، خط قرآن علامت گذاري شود، تا قرائت آن دچار تحريف و اشتباه نگردد.
    اصلاح رسم الخط قرآن از نيمه دوم قرن اول هجرى آغاز گرديد. در نخستين مرحله ابوالاسود دئلى- كه از شاگردان على (ع) بود- به درخواست حاكم كوفه پاسخ داده، آمادگى خود را براى علامت گذارى قرآن اعلام كرد. او سپس با كمك نويسنده ‏اى به اعراب‏ گذارى قرآن پرداخت و اعراب سه‏ گانه و نيز علامت سكون را به صورت نقطه هايى بر روى كلمات قرآن قرار داد. پس از وي دو تن از شاگردان ابوالاسود به نام هاى نصر بن عاصم ليثى و يحيى بن يعمر عدوانى دنباله كار استاد را گرفته، به اعجام قرآن يا نقطه‏ گذارى حروف متشابه مانند ج، ح، خ، ر، ز، ... روى آوردند و سرانجام با وضع علائم همزه و تشديد از سوى خليل بن احمد فراهيدى (م 175) و نيز تبديل نقطه‏ هاى اعرابى ابوالاسود به علائم كنونى توسط همين دانشمند، اصلاح رسم الخط قرآن به مرحله كمال خود رسيد و مشكلات ناشى از رسم الخط- كه بر قرائت درست قرآن تأثير مى ‏گذاشت- برطرف گرديد. "(1)

    (1)- معارف، مجيد، مباحثى در تاريخ و علوم قرآنى، تهران، نبا، 1383ش، ص 206.
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۳/۰۲/۱۷ در ساعت ۱۷:۵۹
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #46

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    قرآن به 14 روایت خوانده شده است! که امروز تنها یک روایت ان طه عاصم به روایت حفص در ایران رواج دارد!
    اختلاف قرائات اغلب ريشه در اختلاف لهجات دارد و اين هيچ ضرري به قران وارد نمي سازد بويژه اينكه قرائت اصيل را ما امروزه هم از طريق حفص از عاصم ...از امير المومنين عليه السلام در دسترس داريم و هم با حجتهايي چون كربلايي كاظم ساروقي ، اصيل بودن اين قرائت بر مبناي حفظ از غيب و حفظ الهي كه به ايشان عنايت شد ، تاييد شده است . امروزه به جز يكي دو كشور ، قرائت شاذ نداريم ، عثمان طه هم خط است نه قرائت .
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #47

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    آیا قرانی که الان در دست ماست با قرانی که به دست امام علی (ع) نوشته شده فرق داره؟می شه بگین الان قران کریم حضرت علی (ع) الان در کجا نگه داری میشه؟
    خير هيچ فرقي ندارد . در قرآني كه حضرت امير عليه السلام جمع آوري نمودند ، تفسير و تاويل و شان نزول آيات نيز وجود دارد وگرنه متن آيات قرآن در هر دو يكي است . اكنون اين قرآن شريف همراه با ساير ودايع امامت در دست امام عصر ارواحنا فداه قرار دارد .



    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  9. تشکر


  10. #48

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    آنچه که مسلم است، در آن زمان عرب در نگارش از اعراب و نقطه گذاری استفاده نمی کرده است. و اعراب و نقطه گذاری تنها در ادوار بعدی ابداع شد. در زمان خلفا نیز تلاشهایی جهت گرد آوری قرآن در یک مصحف واحد انجام شد و در زمان عثمان، اینکار پیگیری و اتمام گردید و تمام نگارشها و قرائت های مختلف موجود از قرآن بدلیل آنکه در آینده میان مسلمان تولید اختلاف نکند، سوزانده شد. عثمان نیز قرآن خویش را بعنوان قرآن امام (رسمی) معرفی نمود و نسخه هایی از آن تهیه کرده و به اطراف مملکت فرستاد.
    از آنجایی که رسم الخط عرب فاقد اعراب و نقطه بوده است، هرگز نمیتوان مطمئن بود که مثلا کلمه ی «یعلمون» در ابتدا همان «یعلمون» بوده یا «تعلمون». برای آنکه درک کنید این واقعیت چقدر روی قرآن تاثیر داشته، کافی است که سعی کنید یک سوره قرآن را بدون توجه به نقطه گذاری و اعراب آن بخوانید. آنگاه خواهید دید که آیات فراوانی را می یابید که اگر اعراب و نقطه نداشته باشند، ممکن است به چندین روش مختلف قرائت شوند و هر روش نیز معنای آیه را کاملا تغییر میدهد و حتی معنای متضادی می سازد. از اینرو اولین مرحله ی تحریف قرآن، به سبب همین امر رخ داده است.
    : شما تصور مي كنيد كشف شگرفي كرده ايد ! و از وراي توصيف وضعيت خط در آن زمان كه خالي از اعجام و اعراب بود توانسته ايد يك زاويه ي پنهان از امكان تحريف در قرآن را روشن نموده و به اين استدلال بباليد ؟
    گويا فراموش كرده ايد كه به سبب صباوت و ابتدايي بودن خط در ان زمان ، مبنا ، حافظه ي حفاظ بود نه قرائت از روي مصحف شريف ، بويژه اينكه خواندن و نوشتن هم فراگير نبود . مصحفي كه در زمان عثمان فراهم شد و بدون اعجام و اعراب بود را همينطوري به بلاد اسلامي گسيل كردند ؟!!! كه هر كس هر طور خواست قرائتش كند ؟ آيا به همراه هر مصحف ، يك قاري زبده گسيل نكردند كه آنرا براي مردم بخواند ؟ اساسا اگر قرار بود مردم خودشان از روي مصحف بخوانند چه نيازي به اساتيد قراءت بود ؟ بسيار بسيار بعيد است ندانيد كه براي جبران ضعف و كمبودهاي صباوت خط عربي در آن زمان – كه نقطه و اعراب نداشت- ، اساتيدي كه به قرائت آشنايي داشتند از روي مصاحف مي خواندند تا ديگران با قرائت صحيح اشنا شوند وگرنه چه نيازي به استاد قرائت بود ؟ آنها خودشان عرب بودند و در خواندن عربي نيازي به استاد نداشتند ، وجود اساتيد قرائت براي جلوگيري از قرائت اشتباه بود اعم از "يعلمون و تعلمون" يا حروف نقطه دار ديگر . جناب خردبين ! شما دير متوجه اين مساله شده ايد ، 14 قرن قبل ، خود مسلمانان متوجه شده و برايش چاره انديشيدند .
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  11. #49

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,252
    مورد تشکر
    8,471 پست
    حضور
    47 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندی




    پرسش:
    دلیل عقلانی عدم تحریف قرآن چیست و اگر کسی اکنون خدای ناکرده در قرآن دست ببرد یا قرآنی با تغییرات خویش چاپ نماید، چه می شود؟ به چه دلیل عقلی یقین داریم که قرآن در طول تاریخ تحریف نشده است؟


    پاسخ:
    اگر مطالعاتي در تاريخ قرآن كريم در صدر اسلام داشته باشيد و بخش نوشت افزارهای مرسوم در آن زمان را ملاحظه نموده باشيد متوجه می شويد كه هم خط ابتدايی بود و خالی از نقط و اعجام بود و هم نوشت افزارها، ابتدايی بودند: عسب ، لخاف ، پوست حيوانات ، استخوان كتف حيوانات و ...

    كاغذ در آن زمان بود اما كم و گران بود و هر چند براي ثبت نسخه اصلی قرآن كه نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نگاهداري می شد، كاغذ تهيه می شد و يا بر روی پوست نگاشته می شد(1) اما ساير نسخ قرآن و صحيفه های شخصی صحابه، عموما از پوست و ساير نوشت افزارهای رايج تهيه شده بود بعلاوه در دوران مكی، تعداد مسلمانان با سواد كه قدرت بر نوشتن داشتند، بسيار كم بود( 2) با توجه به نوع نزول قرآن كريم – كه آيات بتدريج و با فواصل زمانی نازل می شد- بهترين راه و عمومی ترين راه ، استفاده از حافظه حفّاظ بود، قرآن كريم، كتاب زندگي و معامله و رفتار اجتماعي و در يك كلام، كتاب آيين زندگی دنيا و آخرت مسلمانان بود لذا هم در متن زندگيشان با اين كتاب شريف و آياتش سر و كار داشتند و هم به دليل تاكيد رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم) بر حفظ قرآن – از بر كردن قرآن - اهتمام تام به از بر كردن آن می نمودند.

    لذا آيات بتدريج نازل شد و به تدريج به حافظه مسلمانان رفت، حال حتی اگر – فرض محال – كسی در قرآن مكتوب دست می برد ، در حافظه اين همه مسلمان چگونه بايد تغيير ايجاد می كرد؟! شما امروزه مثلا سرود ملي جمهوری اسلامی ايران را كه همه ايرانيان تقريبا از بر هستند را يك تغيير كوچك بدهيد، با حافظه اين همه ايرانی كه اين سرود را از بر هستند چه می كنيد؟ لذا آنچه ما از قرآن اكنون در ذهن داريم و به عنوان يك كتاب كامل در اختيار داريم و برای حفظ قرآن برنامه های يكساله و سه ساله و ... طرح می شود، در صدر اسلام اينگونه نبوده است.

    قرآن بتدريج نازل شده بود - بر خلاف ساير كتب آسمانی كه دفعه واحده تمام كتاب نازل می شد – و به دليل اينكه بتدريج از جانب رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به مردم ابلاغ مي شد، لذا به راحتی به حافظه می رفت. در آيه 106 سوره مباركه اسراء آمده است: « وَ قُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَ نَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا»؛ و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم.

    در واقع حفظ و از بر كردن قرآن كريم در صدر اسلام ، خود ابزاری برای صيانت از قرآن بود زيرا هيچ كس در حافظه حفّاظ نمی توانست دست ببرد و تغيير و تحريفی ايجاد نمايد چنانكه در جريان آيه 34 سوره توبه، عثمان می خواست تنها يك "واو" از آيه حذف كند اما موفق نشد.(3)
    لذا باب تحريف قرآن كريم از همان ابتدای نزول قرآن، الی الابد بسته شد، قرآن به حافظه مسلمانان رفت و ديگر هيچ كس قادر به تحريف و تغيير در آن نبود. اين دليل عقلانی بر عدم تحريف قرآن كريم .

    و اما خداوند براي تثبيت قلوب مومنين و از سر لطف و عنايتی كه به بندگان اهل ايمانش دارد در هر زمان، حجتی برای اطمينان قلبی آنان قرار می دهد، حجت خداوند در عصر ما، كربلايی كاظم ساروقی است كه يك پيرمرد بی سواد بود كه در يك لحظه حافظ قرآن شد ، در واقع قرآنی كه به حفظ او رسيد از غيب و به امر الهی بود و جالب اين كه مجتهدين در زمان وی، او را بسيار آزمودند و از آنجا كه سواد نداشت و قرآن به حفظ او رسيده بود، ملاك خوبی بود برای سنجش ميزان تطابق قرآنی كه در دسترس ماست و قرآنی كه از غيب به حفظ او رسيده تا ميزان اختلاف ها مشخص شود اما خوشبختانه از خلال قرائت های وی مشخص شد كه كل قرآنی كه در دسترس ماست با آنچه او از غيب از حفظ دارد در هيچ موردی –حتی يك واو- اختلاف ندارد لذا لطف خداوند بار ديگر شامل حال مردم در اين برهه زمانی شده و اطمينان آنان را از يكسانی قرآن امروزی با قران صدر اسلام و آنچه به وحی بر نبي اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم) نازل شده بود، تامين و جلب نمود.

    جهت اطلاع از زندگی نامه و سرگذشت كربلايی كاظم ساروقی مقاله
    "يك شبه حافظ قرآن شدم"را مطالعه بفرماييد.

    _______________
    (1) اعراب كاغذ را از قديم مى ‏شناختند. آن هنگام كاغذ در هند ساخته مى ‏شد و از آن‏جا به يمن مى ‏فرستادند و توسط كاروان‏هاى تجارتى تابستانى و زمستانى از يمن به شام و از آن‏جا به روم مى‏ رفت و عربستان آن موقع واسطه تجارت جنوب و شمال بود(راميار ، تاريخ قرآن، ص 277).
    (2) هر چند بعدها و در دوران مدني اهتمام نسبت به باسواد شدن مسلمان زياد شد و حتي اسرا در قبال آموزش خواندن و نوشتن به تعدادي از مسلمانان آزاد مي شدند

    (3) خداوند در آيه 34 سوره توبه مي‌فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند و كسانى كه طلا و نقره را ذخيره مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏ كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده!
    و عثمان كه اهل زراندوزي بود اما اهل انفاق نبود مي خواست "واو" را از اين آيه حذف كند تا از نظر ديگران مشمول عذاب موعود در آيه نباشد اما تلاش او بي ثمر ماند . جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه مراجعه كنيد به شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ،ج 3 ،ص 54.
    ودرالمنثور سيوطي، ج 3 ،ص 232.
    منبع مطلب


    کلید واژه ها : عدم تحریف قرآن ، دلیل عقلی بر عدم تحریف قران ،حفظ قرآن ، ابتدایی بودن خط عربی ،حفظ کربلایی کاظم ساروقی


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۱:۳۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  12. تشکر


صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود