صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهيد گمنام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شهيد گمنام




    شهيد گمنام

    رئيس-زود تر ترتيبي بدهيد چند تائي شهيد گمنام بياريم تو اداره دفن کنيم که داريم از بقيه عقب ميافتيم

    کارمند- قربان ولي اداره ما که حياط نداره کجا دفن کنيم

    رئيس- براي من بهانه نياريد من نميدونم اگر رو پشت بام هم شده بايد چندتائي دفن کنيم .مگه نمي بيني الا همه ادارات شهر شهيد دارن جز ما .اين براي ما خوب نيست

    کارمند- اما قربان ما علاوه بر آنکه حياطي براي اين کار نداريم ،ساختمان ما آپارتماني است شما بفرمائي کجا دفن کنيم

    رئيس- اي بابا مثل اينکه تو اصلا با شهيدا مشکل داري .کم کم دارم بهت شک ميکنم.اينها که فقط چند تا استخوان بيشتر نيست .يکي از سنگهاي طبقه اول را برداريد و....ما در مقابل اين شهدا مسئوليم ‍آقا جان متوجه هستي

    کارمند - بله متوجه شدم چشم هرچه شما بفرمائيد.

    رئيس - ضمنا ميخواهم سنگ تمام بگذاري ،چند تا سنگ گرانقيمت براي روي قبر ها تهيه کنيد .مراسم سنگيني هم برگزار کنيد که همه متوجه بشن .منظورم را که ميفهمي

    کارمند - بله قربان ولي ما بودجه اي براي اين منطور نداريم .

    رئيس - ديگه دارم مطمئن ميشم که تو با شهدا مشکل داري ،کاري نکن که معرفيت کنم به کارگزيني .تو مثل ضد انقلابها حرف ميزني .ما در مقابل شهدا مسئوليم اينو متوجه هستي ؟

    کارمند- بله قربان هرچه شما بفرمائيد.ضمنا پدر يکي از شهداي اداره اومده بود براي عمل جراحي مادر شهيد مقداري وام ميخواست.ظاهرا مادر شهيد در وضعيت خوبي نيست

    رئيس - مرد حسابي مگه اينجا بانکه که اومده وام بگيره يا صندوق قرض الحسنه است .اگر الا به اين يارو رو بدي پس فردا بقيه خانواده هاي شهدا هم ميان و براي مشکلاتشون کمک ميخواهند

    کارمند- اما قربان شما فرموديد که در مقابل شهدا مسئوليد

    رئيس - ديگه گندش را در آوردي ضد انقلاب .من گفتم در مقابل شهدا مسئولم نه در مقابل خانواده هايشان .زود برو و ترتيب دفن شهداي گرانقدر را بده قبل از آنکه ديگه گيرمون نياد.ضمنا سنگهاش بايد از همه سنگهاي ديگه گرانتر باشه .نگران بودجه اش هم نباش ما در مقابل شهدا مسئوليم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهيد گمنام نمایش پست
    شهيد گمنام





    رئيس-زود تر ترتيبي بدهيد چند تائي شهيد گمنام بياريم تو اداره دفن کنيم که داريم از بقيه عقب ميافتيم


    کارمند- قربان ولي اداره ما که حياط نداره کجا دفن کنيم


    رئيس- براي من بهانه نياريد من نميدونم اگر رو پشت بام هم شده بايد چندتائي دفن کنيم .مگه نمي بيني الا همه ادارات شهر شهيد دارن جز ما .اين براي ما خوب نيست



    کارمند- اما قربان ما علاوه بر آنکه حياطي براي اين کار نداريم ،ساختمان ما آپارتماني است شما بفرمائي کجا دفن کنيم


    رئيس- اي بابا مثل اينکه تو اصلا با شهيدا مشکل داري .کم کم دارم بهت شک ميکنم.اينها که فقط چند تا استخوان بيشتر نيست .يکي از سنگهاي طبقه اول را برداريد و....ما در مقابل اين شهدا مسئوليم ‍آقا جان متوجه هستي


    کارمند - بله متوجه شدم چشم هرچه شما بفرمائيد.


    رئيس - ضمنا ميخواهم سنگ تمام بگذاري ،چند تا سنگ گرانقيمت براي روي قبر ها تهيه کنيد .مراسم سنگيني هم برگزار کنيد که همه متوجه بشن .منظورم را که ميفهمي


    کارمند - بله قربان ولي ما بودجه اي براي اين منطور نداريم .


    رئيس - ديگه دارم مطمئن ميشم که تو با شهدا مشکل داري ،کاري نکن که معرفيت کنم به کارگزيني .تو مثل ضد انقلابها حرف ميزني .ما در مقابل شهدا مسئوليم اينو متوجه هستي ؟


    کارمند- بله قربان هرچه شما بفرمائيد.ضمنا پدر يکي از شهداي اداره اومده بود براي عمل جراحي مادر شهيد مقداري وام ميخواست.ظاهرا مادر شهيد در وضعيت خوبي نيست


    رئيس - مرد حسابي مگه اينجا بانکه که اومده وام بگيره يا صندوق قرض الحسنه است .اگر الا به اين يارو رو بدي پس فردا بقيه خانواده هاي شهدا هم ميان و براي مشکلاتشون کمک ميخواهند


    کارمند- اما قربان شما فرموديد که در مقابل شهدا مسئوليد


    رئيس - ديگه گندش را در آوردي ضد انقلاب .من گفتم در مقابل شهدا مسئولم نه در مقابل خانواده هايشان .زود برو و ترتيب دفن شهداي گرانقدر را بده قبل از آنکه ديگه گيرمون نياد.ضمنا سنگهاش بايد از همه سنگهاي ديگه گرانتر باشه .نگران بودجه اش هم نباش ما در مقابل شهدا مسئوليم
    با سلام ممنونم خیلی خیلی زیبا بود .
    باز کاش اندازه ژست مسئولیت در مقابل شهدا و..؛ حفظ شعائر ! میکردند ! نه دیگه بیان اسم شهدا رو هم به خودشون وصل کنن و هر کاری میکنن بندازن گردن این شهید و اون شهید ....
    ...کلیک کنید
    ((همسر شهید رجایی : شهید رجایی اگر بود رفتار دیگری داشت ))
    ویرایش توسط sharafshams : ۱۳۸۸/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۱:۳۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    شهيد گمنام


    پرسید: از شهدای مفقودالاثر چه خبر؟


    گفتم: هیچ ! آن چنان سوختند که خاکستر برجای نماند.


    پرسید: پس این تابوت ها چیست که بر دوش مردم می رود؟


    پاسخ شنید: تابوت عشق است.


    نالید: عشق که نمی میرد!


    گفتم: از این ها زنده تر دیده ای؟!


    پزسید: در تابوت چه می کنند؟


    گفتم: مردگان خفته در تابوت دنیا را تشییع می کنند. برایمان فاتحه می خوانند، به خاک می سپارندمان و خود به آسمان می روند.


    پرسید: پس چرا مفقودالاثرشان می خوانیم؟


    ندا آمد: جاویدالاثر !


    پرسید: تا به حال کجا بودند؟


    گفتم: همانجا که ما نبودیم و نمی شناسیمش.


    پرسید: این همه سالها در پشت کدام نقاب پنهان بودند که ندیدیمشان؟


    پاسخ شنید: رخ در نقاب خاک پوشانده بودند.


    پرسید: کدام خاک؟


    گفتم: خاک فکه...شلمچه....طلاییه...جزایر مجنون...هرجا که خاک، بوی عشق می دهد.


    پرسید: چه کسی پیدایشان کرد؟


    پاسخ شنید: جانبازان! همان ها که بوی عشق را می شناسند.


    پرسید: این ها را از که آموختند؟


    گفتم: از عقیله بنی هاشم که هاجروار تا قتلگه هروله می کرد. همو که داغ ابالفضل(ع) دیده بود.


    پرسید: جانباز کیست؟


    نداآمد: همپای زینب(س) در بیابان کربلا.



    شهيد گمنام


    روح بلند تمام شهیدان گمنام که زائری جز مادرشان فاطمه زهرا(س) ندارند صلوات

    ویرایش توسط سلام خدا : ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۴:۱۳
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    درپس هر بی نشانی نام هاست
    شهيد گمنام
    زینت تاریخ ما گمنام هاست


    یا علی

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ای شهید؛
    ای آنکه برکرانه ی ازلی وابدی عالم وجود برنشسته ای دستی برآر و ماقبرستان نشینان عادات سخیف را نیز ازاین منجلاب بیرون کش.
    پایان سخن بهشتیان آغاز کتاب خداست
    الحمدلله رب العالمین


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    شهيد گمنام

    اگر به من و شما بگویند: «چند شهید مظلوم و گمنام را نام ببرید». اسم چه کسانی را می‌آوریم؟ همت، باکری، مصطفی کاظم زاده، سید محمد هاتف، سعید طوقانی، بچه محل‌های خودمان یا ...
    اصلاً شهید گمنام و شهید مظلوم از نظر ما کیست و چیست!؟ من جوابی برای این سوال ندارم، بجز دو خاطره.
    سه‌شنبه سوم خرداد، پنج‌شنبه پنجم خرداد 1362 سوریه – دمشق.
    به همراه بقیه‌ی بچه‌ها عازم زینبیه شدیم. پس از زیارت حضرت زینب (س) سری به گورستان کنار حرم زدم. مزار «دکتر علی شریعتی» در آن‌جا بود. آن‌چه نظرم را جلب کرد، نوشته‌ی جلوی در گورستان بود: «من افتخار می‌کنم که مقلد خمینی کبیر هستم. دکتر علی شریعتی».
    در گورستان قدم می‌زدم و با نگاه به سنگ قبرهای سفید و مرمر که روی بیشترشان آیه‌ی «یا ایتها النفس المطمئنه ...» حک شده بود، به عاقبت خودم فکر می‌کردم که چه خواهد شد و چگونه خواهم مرد؟ آیا من هم شهید خواهم شد یا این که طوری می‌میرم که از حک آن آیه هم بر قبرم امتناع کنند!؟
    دو نفر که لباس عربی به تن داشتند، وارد گورستان شدند. با دیدن من، در جا خشکشان زد. نگاهی به همدیگر انداختند. ترس در وجودم دوید. هیچ‌کس جز من و آن دو در گورستان نبود. مثل این که باید یکی از آن قبرها را برای خودم رزرو می‌کردم!
    چشمانشان را که گرد شده بود، به من دوختند و به عکس امام خمینی که بر سینه‌ام آویخته بود. خودم را برای درگیری آماده کردم. صلواتی در دل فرستادم و قرص و محکم در چشمانشان زل زدم. مشت‌هایم را گره کردم و خودم را کنترل کردم.
    یکی از آن‌ها جلو آمد و در حالی که اطراف را می‌پایید تا کسی شاهدمان نباشد، چشمش را به تصویر خندان امام دوخت و گفت:
    - انت ایرانی؟ (تو ایرانی هستی؟).
    - نعم، انا ایرانی ... لماذا؟ (بله من ایرانی هستم. چه طور مگه؟).
    ناگهان آن یکی هم جلو آمد. هر دوتایی به تندی نزدیکم شدند و شروع کردند به بوسیدن عکس امام و لباس من. از تعجب مات مانده بودم. در حالی که نمی‌توانستند خود را کنترل کنند و اشکشان جاری بود، به عربی می‌گفتند:
    - ما دوست داران امام و پاسدارانش هستیم.
    کم مانده بود گریه‌ام بگیرد. با اصرار فراوانی که کردند، فهمیدم می‌خواهند با آن‌ها عکس بگیرم؛ در حالی که رعایت احتیاط را می‌کردند و نمی‌دانم چرا می‌ترسیدند کسی آن‌ها را ببیند، چند عکس با هم گرفتیم. چند عکس هم از تصویر امام گرفتند. دقایقی همان‌طور به عکس امام زل زده بودند و می‌گریستند.
    پرسیدم: «اهل کجا هستید؟».
    گفتند: «بحرین.».
    وقتی علت ترسشان را پرسیدم، گفتند:
    اگر بفهمند ما زائران بحرینی با شما ایرانی‌ها صحبت می‌کنیم، هنگام برگشتن به کشور اذیتمان می‌کنند.
    خیلی اصرار کردند که به هتلشان بروم، اما آن دلیلی را که خودشان گفتند، عنوان کردم که قبول کردند. پس از این که مجدداً تصویر امام را غرق بوسه کردند، از هم خداحافظی کردیم.
    تابستان 1377 تهران – مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
    یکی از دوستان لبنانی‌ام تلفن زد و گفت که در تهران است. قرار شد بیاید محل کارم در «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» نزدیک میدان تجریش. برای ناهار آمد.
    چهار نفر دیگر همراهش بودند. چهار جوان که دو نفرشان لباس روحانی به تن داشتند. خوش چهره و خوش برخورد. وقتی آن‌ها را معرفی کرد، برایم جالب‌تر شد.
    هر چهار نفر اهل بحرین بودند و شیفته‌ی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه‌ای.
    تا بعد از ظهر با هم بودیم. مقداری کتاب و جزوه که در دسترس داشتیم همراه با تصاویر و پوستر درباره‌ی انقلاب، امام و آقا بهشان دادیم تا به عنوان سوغات از سفر ایران، برای دوستانشان که می‌گفتند خیلی هستند و آرزویشان این است که روزی به ایران بیایند، ببرند.
    روبوسی کردیم و خندان و شادمان از آشنایی با آن‌ها و یافتن چند دوست جدید، خداحافظی کردیم. رفتند.
    یک ماه نشد که دوست لبنانی‌ام از بیروت زنگ زد و گفت:
    - حمید، اون چهار نفر بحرینی که باهاشون اومدیم دفتر تون یادته؟
    گفتم: «مگه می شه او نارو یادم بره؟».
    - همشون شهید شدند ...
    - چی؟
    - هیچی، همشون شهید شدند.
    - آخه چه طور؟ چی شد؟
    - چند روز بعد از این که از شما خداحافظ کردند و رفتند، وقتی داشتند وارد بحرین می‌شدند جلوشون رو گرفتند و توی وسایل شون عکس‌های امام و آقا رو پیدا کردند.
    - خب!
    - خب هیچی دیگه! همشون رو اعدام کردند!
    بخش فرهنگ پایداری تبیان

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روحشان قرین رحمت و آمرزش پروردگار
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    مراسم تشييع و خاكسپاري دو شهيد گمنام دفاع مقدس در بهاباد و با استقبال پرشور صدها نفر از مردم شهيد پرور شهرستان برگزار شد. شهيد گمنام

    به گزارش روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان يزد ، با تشييع پيکر دو شهيد گمنام 8 سال دفاع مقدس در بهاباد با حضور پرشور آحاد مردم به ويژه جوانان بار ديگر عطر ياس جهاد و شهادت، حال و هواي روزهاي مقاومت و دفاع را دوباره در اذهان ملت زنده کرد. پيکر پاک اين دو پرستوي سبکبال با حضور مسئولان استان و شهرستان، امام جمعه بهاباد، فرماندار، مديركل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان يزد و بسياري ديگر از مسئولان نظامي و انتظامي در کنار انبوه مردم عزادار و سياه‌پوش بهاباد از ناحيه مقاومت بسيج شهرستان تا حرم شهداي گمنام (ميدان نماز شهرك حضرت وليعصر(عج)) تشييع و به خاک سپرده شدند. مردم با در دست داشتن عکس‌هايي از امام و مقام معظم رهبري و خانواده شهدا با به همراه آوردن عکس فزرندان شهيد خود، معنويت خاصي به فضا بخشيدند؛ آنها با بدرقه پيکر شهدا اشک فراق ريختند و با ذکر «يا حسين» و «يا زهرا» در سوگ فرزند آل محمد حضرت امام حسين(ع)، پيکر يادگاران دوران دفاع مقدس را بدرقه کردند. اين شهيدان گمنام 22 و24 ساله هردو درعمليات بدر درشرق دجله به شهادت رسيدند. شايان ذكر است در اين رابطه اداره تبليغات اسلامي مسئوليت بخش اطلاع رساني به مردم ازطريق مساجد و همچنين دعوت از روحانيون و هيئات مذهبي را به عهده داشت.


    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام

    شهيد گمنام


    یا علی
    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    31
    صلوات
    114
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايا به مادراشون صبر بده
    خدايا خيلي سخت و دردناكه


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    298
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    ورودی شهرهای مان را به نام شهدا کرده بودند تا هر وقت نشانی شهرمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهیدان با آرامش به مقصدبرسیم
    اماافسوس که دیگرعنوان شهیدپروربرداشته شده وشده شهرسرسبز شهرساحلی شهرتوریستی شهربارانی وغیره... مگرشهیدان گمنام پیداشوندویاداوره شهیدان مان باشند


    دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود