جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح




    مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح
    مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح
    از آنجایی که روز به روز بر دامنة دانش های بشری افزوده می شود و واژگان به کار گرفته شده در ادبیات هر دانش، به گونه های مختلفی تفسیر می گردد، امروزه بررسی واژگانی محتوای آن دانش از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
    حوزة معارف دینی نیز از این حکم بیرون نیست. از این رو اندیشوران بزرگ دینی همواره در تبین کلمه ها و اصطلاح های به کار رفته در متون دینی تلاش های شایسته ای را از خود نشان داده اند.

    مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح
    خدامراد سلیمیان
    از آنجایی که روز به روز بر دامنة دانش های بشری افزوده می شود و واژگان به کار گرفته شده در ادبیات هر دانش، به گونه های مختلفی تفسیر می گردد، امروزه بررسی واژگانی محتوای آن دانش از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
    حوزة معارف دینی نیز از این حکم بیرون نیست. از این رو اندیشوران بزرگ دینی همواره در تبین کلمه ها و اصطلاح های به کار رفته در متون دینی تلاش های شایسته ای را از خود نشان داده اند.
    انبوه کتاب های اصطلاح نامه در کنار کتاب های لغت، گواه راستی این مطلب است. به گونه ای که امروزه کمتر موضوع دینی را می توان یاد کرد که مجموعه اصطاح نامه ویژه نداشته باشد.
    مباحث مهدویت نیز همچون دیگر بحث ها دارای واژه های تخصصی فراوانی است که مفهوم شناسی آنها می تواند در تبیین بحث های مربوط، به طور کامل مفید باشد. به گونه ای که ندانستن مفهوم های این واژه ها، افق های بسیاری را در این عرصه مبهم و یا پنهان نگه می دارد.
    نگارنده در این نوشتار کوتاه به دنبال آن است تا با بهره مندی از آموزه های قرآن، بیانات نورانی پیشوایان معصوم، دیدگاه های دانشمندان علم لغت و و دیگر اندیشوران مسلمان، تا اندازه ممکن نقاب از چهره سه اصطلاح: ، امنیت، انتظار و صلح بر گیرد. باشد تا این مختصر در روشن ساختن برخی موضوعات مرتبط مفید افتد.
    ان شاء الله
    ۱ـ مفهوم شناسی امنیت
    مفهوم شناسی لغوی “امنیت”
    ریشه لغوی این واژه از ثلاثی مجرد «امن»، و با مشتقاتی مانند: «ایمان»، «ایمنی» و «استیمان» به کار برده می شود.
    امنیت در لغت فارسی به ایمن شدن، در امان بودن و بی بیمی ، اطمینان خاطر یافتن و برطرف شدن ترس و بیم، معنا شده است. و در زبان عربی به معانی پرشماری آمده است.
    راغب در کتاب مفردات امن و امنیت را در اصل به معنای آرامش نفس و از بین رفتن ترس دانسته ، فیومی در المصباح المنیر با ذکر مثال “أمن زید الأسد أمنا” معنای امنیت را آرامش و زوال ترس یاد نموده است. آنگاه این واژه را هم از نظر وزن و هم از نظر معنا همانند “سلم” دانسته است .
    جوهری در الصحاح امان و امانت را به یک معنا دانسته می نویسد:
    الأمن والامانة بمعنى، و قد أمنت، فانا آمن و آمنت غیرى، من الأمن و الأمان. و الإیمان التصدیق. و اللّه المؤمن، لأنّه آمن عباده من أن یظلمهم. و الأمن ضدّ الخوف .
    خلیل بن احمد در العین امن را به ضد ترس و خوف معنا کرده، و مأمن را موضع بدون ترس دانسته است.
    آنچه از مجموع دیدگاه اهل لغت به دست می آید این که امنیت به معنای آرامش، نترسیدن، وحشت نداشتن و اضطراب نداشتن است.
    از این رو کسی که دارای اطمینان خاطر است، را “آمن” می گویند و نیز به شهری که در آن هیچ گونه ترس و اضطرابی نیست “بلدة آمنة” گفته می شود. و ایمان را بدان سبب ایمان گویند که در آن خود و یا دیگری در آرامش است. و کسی که ایمان به چیزی دارد یعنی به سبب آن در آرامش و سکون است.
    با توجه به معانی لغوی می توان گفت “امن” شامل دو جهت ایجابی و سلبی می‌شود. ایجاب در آنجا که سخن از اطمینان، آرامش فکری و روحی است و سلب در آنجا که نبود ترس، دلهره و نگرانی مقصود است.
    مفهوم شناسی اصطلاحی “امنیت”
    الف) از نگاه قرآن
    امنیت از اموری اساسی است که در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان به گونه‌ای قابل توجه، مورد نیاز است. و آموزه های قرآن ـ بدان جهت که پاسخگوی نیازهای واقعی انسان هاست ـ بدین مهم نیز توجه شایسته ای نموده است.
    اگر چه صورت فارسی و عربی این کلمه به اَشکال «امنیت» و «امنیة» در متون اسلامی به چشم نمی خورد، اما واژه های مشتق از این ریشه به فراوانی به کار رفته است.
    در مجموع از ریشه یا کلمه «امن»، ۶۲ کلمه مشتق شده است و حدود ۸۷۹ بار در قرآن به کار رفته است.
    ارتباط تنگاتنگ و محکم این واژه با کلمه‌های اسلام، ایمان و مؤمن گویای اهمیت فوق‌العاده مفهوم آن است. مفهومی که افزون بر آیات قرآن و روایات معصومان، به فراوانی در سخنان اندیشمندان اسلامی و شیعی به چشم می خورد.
    بدیهی است این واژگان در بحث های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی و… دامنة گسترده ای را به خود اختصاص داده، که البته با توجه به عنوان نوشتار در این مقال، امکان پرداختن به آن ابعاد نه وجود دارد و نه لازم است.
    همان گونه که پیش تر یاد شد، واژه امن و کلماتی از ریشه آن در قرآن به گونه ای فراوان به کار رفته است. بیشتر تعابیر یاد شده در آیات قرآن ناظر معناهای لغوی یاد شده است.
    یادآوری آن لازم است که کلمه «الامن» در مجموع سه بار: در سوره های انعام، آیات ۸۱ و ۸۲ و نساء آیه ۸۳ به کار رفته است. کلمه «اَمناً» دو بار: یکی در سوره بقره، آیه ۱۲۵ و دیگری در سوره نور، آیه ۵۵ به کار رفته است. هم‌چنین واژه «اَمنَةً» دو بار: در سوره‌های آل عمران، آیه ۱۵۴ و انفال، آیه ۱۱ به کار رفته است.
    در آیات قرآن، سخنان فراوانی در اهمیت و جایگاه ارزنده امنیت در زندگی فردی و اجتماعی انسان وارد شده است. که به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌شود:
    ۱) خداوند یکی از اهداف برپایی حکومت صالحان را تحقق امنیت در جامعه بشری ذکر کرده است:
    وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ
    خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند. ( نور: ۵۵)
    علامه طباطبایی این آیه را وعده جمیل و زیبایی دانسته که خداوند به مؤمنان که عمل صالح هم دارند، داده است. به آنان وعده داده که به زودی جامعة صالحی مخصوص به خودشان برایشان درست می‌کند و زمین را در اختیارشان می‌گذارد و دینشان را در زمین متمکن می‌سازد و امنیت را جایگزین ترسی که داشتند می‌کند؛ امنیتی که دیگر از منافقین و کید آنان، و از کفار و جلوگیری‌هایشان بیمی نداشته باشند، خدای را آزادانه عبادت کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند.
    بدین گونه، خداوند به مؤمنان که کارهای صالح و شایسته انجام می دهند و به یاری خداوند، حکومت جهانی عدل محور را پدید خواهند آورد، نوید امنیت و آرامش و از میان رفتن همة اسباب ترس و وحشت را داده است.
    ۲) خداوند نعمت امنیت را از اساسی ترین نیاز فطری انسان ها دانسته، مهم ترین خواسته پیامبر خود حضرت ابراهیم را هنگام بنا نهادن کعبه این گونه یاد کرده است.
    وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا و …؛ (بقره: ۱۲۶)
    و چون ابراهیم گفت: پروردگارا، این [سرزمین‏] را شهرى امن گردان، و… .
    وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا البلد آمنا و … .( (ابراهیم: ۳۵)
    و [یاد کن‏] هنگامى را که ابراهیم گفت: پروردگارا، این شهر را ایمن گردان، و…۳۵)
    حضرت ابراهیم، از خداوند خواست آن سرزمین را از نعمت «امنیت» برخوردار سازد.
    خداوند نیز، بنا به آیه:
    وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً … (بقره: ۱۲۵)
    و چون خانه [کعبه‏] را براى مردم محل اجتماع و [جاى‏] امنى قرار دادیم، …
    آن‌جا را خانة امنی برای مردم قرار داد.
    این ویژگی‌ چنان بزرگ است که خداوند به سبب آن بر انسان ها منت نهاد و خود را شایسته سپاس و بندگی دانست. و نیز خداوند جهان به همین سرزمین دارای امنیت، برای بیان چگونگی آفرینش انسان سوگند خورده است.
    با اجابت دعای حضرت ابراهیم ، خداوند افزون بر امنیت تکوینی، امنیت تشریعی نیز عطا فرمود؛ زیرا به فرمان خداوند همة انسان‌ها و حتی جانوران در این سرزمین در امنیت و امان هستند. شکار حیوانات در آن سرزمین ممنوع است و حتی پیگرد مجرمانی که به این حرم و خانه کعبه پناه برند نیز جایز نیست. فقط می‌توان برای اجرای عدالت راه رسیدن آذوقه را بر آن‌ها بست تا بیرون آیند و خود را تسلیم سازند.
    امن دانستن خانه کعبه توسط خداوند متعال در حقیقت بیانگر جایگاه ارزندة امنیت است که این بنای مقدس با آن وصف شده است. این ویژگی کعبه در آیات فراوانی یاد شده است. هم‌چنان‌که در سوره تین مکه معظمه به «بلد امین» توصیف شده است.
    صاحب المیزان در این باره آورده است:
    مراد از هذا البلد الامین، مکه مشرفه است، و بلد امینش خواند، چون امنیت یکی از خواصی است که برای حرم تشریع شده و هیچ جای دیگر دنیا چنین حکمی برایش تشریع نشده، و این حرم سرزمینی است که خانه کعبه در آن واقع است.
    و خدای تعالی درباره آن فرموده:
    أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ یُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ؛ (عنکبوت: ۶۷) .
    آیا ندیده‏اند که ما [براى آنان‏] حرمى امن قرار دادیم و حال آنکه مردم از حوالىِ آنان ربوده مى‏شوند؟ آیا به باطل ایمان مى‏آورند و به نعمت خدا کفر مى‏ورزند؟
    ۳) در آیات قرآن، از سرزمینی که از نعمت امنیت و آرامش برخوردار باشد، به عنوان سرزمین مثال زدنی، نمونه و الگو، یاد شده است. آنجا که می فرماید:
    « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ؛ (نحل:۱۱۲)
    و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان مى‏رسید، پس [ساکنانش‏] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم‏] آن چشانید.
    روشن است، چنین سرزمینی به‌جز در عصر ظهور و حکومت جهانی حضرت مهدی ، پدید نخواهد آمد.
    ۴) آیات قرآن، اولوالالباب را به امنیت و سلامتی جاودانی بشارت داده است. به تعبیر صاحب المیزان:
    جمله: سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (رعد: ۲۴)، حکایت کلام ملائکه است که اولوالالباب را به امنیت و سلامتی جاودانی و سرانجام نیک نوید می‌دهند؛ سرانجامی که هرگز دستخوش زشتی و مذمت نگردد.
    افزون بر آن، هنگامی که خداوند در روز رستاخیز انسان‌های صالح را به بهشت دعوت می کند، می فرماید:
    « ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنینَ (حجر: ۴۶)»، به آن‌ها نوید امنیت و سلامت داده می‌شود و به آن‌ها گفته می‌شود که به این باغ‌ها با سلامت و امنیت وارد شوید.
    ۵) یکی از مصداق‌های روشن واژه‌هایی مانند «نعمت»، «نعیم» و «برکات» در قرآن، امنیت دانسته شده است به عنوان مثال، در تفسیر المیزان پس از آیه: ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات؛ (اعراف/ ۹۶) می خوانیم:
    برکات به معنای هر چیزی از قبیل امنیت، آسایش، سلامتی، مال و اولاد است که غالباً انسان به فقد آن‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرد.
    هم‌چنین در این تفسیر پس از آیه:
    … وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ؛ (آل عمران: ۱۰۳)
    و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند، باشد که شما راه یابید.
    با بیان وضع ناامنی موجود در جامعه جاهلی پیش از اسلام، منظور از نعمت در آیه: امنیت، سلامتی، ثروت، صفای دل نسبت به یکدیگر و پاکی اعمال دانسته شده است.
    صاحب المیزان همچنین در تفسیر کلمه «نعیم» در آیه هشتم سوره تکاثر؛ «ثم لتسئلن عن النعیم» به نقل از مجمع‌البیان آن را امنیت و صحت دانسته، روایتی را از امام باقر و صادق در این باره نقل کرده است.
    ۶) از امنیت به عنوان بزرگ‌ترین پاداشی یاد شده که در تمیز اهل حق از باطل، به اهل حق داده می‌شود؛ همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «فأی الفریقین احق بالامن» (انعام: ۸۱)؛ یعنی کدام یک از دو دسته شایسته امنیت هستند؟
    ۷) در آن زمان که خویشاوندان حضرت یوسف وارد مصر شدند، ایشان از میان همه نعمت‌های مصر، به مسئله امنیت تأکید فراوانی کرده، به آنها می‌گوید:
    «ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنینَ؛ (یوسف: ۹۹)
    ان شاء اللَّه، با [امن و] امان داخل مصر شوید.
    این نشانگر آن است که، نعمت امنیت اساس تمامی نعمت‌ها است؛ چرا که هر گاه امنیت از میان برود، دیگر مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد. در یک محیط ناامن، نه اطاعت خداوند امکان پذیر است، نه زندگی همراه با سربلندی و آسودگی فکر و نه تلاش‌ و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدف‌های اجتماعی.
    ب) از نگاه روایات
    مفهوم امنیت در منابع اسلامی، دارای گستره وسیعی بوده و عرصه های فردی و اجتماعی و زمینه‌های داخلی و خارجی، فکری و روحی، اخلاقی و اعتقادی، دنیایی و آخرتی را در بر می‌گیرد و با شاخص‌های ایجابی و سلبی، از هر دو زاویه قابل تعریف و دسترسی است.
    روایات معصومان همانند قرآن بیانگر این نکتة مهم است که هرگونه امنیتی، در ایمان و باورهای معنوی و الهی ریشه دارد و هر گونه ناامنی در هر عرصه‌ای، بالاخره ریشه‌اش به بی‌ایمانی و صفاتی مانند شرک، کفر، ظلم، استکبار و… برمی‌گردد.
    البته در حوزة مباحث مهدویت امنیت یکی از مهم ترین و اساسی ترین مؤلفه های حکومت جهانی حضرت مهدی است به گونه ای که در روایات فراوانی از آن به عنوان رکن اساسی حاکمیت حضرت شمرده شده است.
    در سخنان و روایات معصومان نیز مطالب فراوانی دربارة اهمیت و ضرورت امنیت وارد شده است که برای نمونه، تنها مواردی از آن‌ها ذکر می‌شود.
    پیامبر اکرم می‌فرماید:
    مَنْ أَصْبَحَ مُعَافًى فِی جَسَدِهِ آمِناً فِی سَرْبِهِ عِنْدَهُ قُوتُ یَوْمِهِ فَکَأَنَّمَا خِیرَتْ لَهُ الدُّنْیَا بحذافیرها؛
    هر که تنش سالم است و در جامعة خویش ایمن است و قوت روز خویش دارد، جهان سراسر مال اوست.
    ایشان هم‌چنین فرموده است:
    نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَةُ.
    امنیت و سلامت دو نعمت است که کفران می شود.
    امام صادق زندگی بدون امنیت را ناقص و ناگوار شمرده و در این راستا فرموده است:
    خَمْسُ خِصَالٍ مَنْ فَقَدَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ نَاقِصَ الْعَیْشِ زَائِلَ الْعَقْلِ مَشْغُولَ الْقَلْبِ فَأَوَّلُهَا صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ الثَّانِیَةُ الْأَمْنُ و… .
    پنج چیز است که حتی اگر یکی از آن‌ها برقرار نباشد، زندگی ناقص و ناگوارست، عقل نابود می‌شود و مایة دل مشغولی می‌گردد؛ نخست این پنج چیز، سلامتی جسم و دوم امنیت است… .
    در روایتی، از امنیت در کنار عدالت و فراوانی، به عنوان سه نیاز اساسی مردم یاد شده است:
    ثلاثة اشیاء یَحْتَاجُ النَّاسُ طُرّاً إِلَیْهَا الْأَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ… .
    سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیت، عدالت و فراوانی.
    امام علی در بحث از اهداف عالی حکومت، یکی از دلایل پذیرش حکومت را تأمین امنیت برای بندگان مظلوم و محروم و پشتیبانی از آن‌ها می‌شمارد. باز آن حضرت در بیان نقش و اهمیت امنیت می‌فرماید:
    رفاهیة العیش فی الأمن؛ رفاه زندگانی در امنیت است.
    لا نعمة أهنأ من الأمن؛ هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد.
    بنا به آیه ۵۵ سورة نور، پارسایان، به رهبری امام عصر  خلیفة خدا شوند و دین حاکم گردد. در این صورت، بنا به وعده الهی، امنیت جای ترس را می‌گیرد و بندگان خدا به خشنودی و خوشبختی حقیقی دست خواهند یافت. اثر این عدالت و امنیت فراگیر، چنان است که طبیعت نیز بر سر مهر خواهد آمد و با پیشه کردن عدالت، همة گنج‌های خود را برای انسان رو خواهد کرد.
    روایتی دیگر از زبان آخرین پیشوای معصوم است که می‌فرماید:
    وَ إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ؛
    همانا من مایه امان اهل زمین هستم؛ هم‌چنان‌که ستارگان مایة امنیت اهل آسمان‌ها هستند.
    ده‌ها روایت از پیامبر و امامان وارد شده که خود و اهل بیت را مایه امان ساکنان زمین به شمار آورده‌اند. بدین ترتیب، حضور امام عصر ، چه به‌صورت غایب و چه به‌صورت ظاهر و در زمان قیام، مایه بارش فیض و نعمات الهی به سوی مردم است. طبیعی است که در دوره حکومت مهدوی این جریان به کمال خود خواهد رسید و همة موانع موجود بر سر اتصال فیض میان خداوند و مردم ـ از طریق امام برطرف خواهد شد.
    امام زین‌العابدین می‌فرماید:
    ما امام مسلمانان و براهین الهی بر جهانیان و سرور مؤمنانیم. ما رهبر شریف‌ترین مسلمانان و… مایة اَمان ساکنان زمین هستیم؛ همان‌گونه که ستارگان مایة امان و حفظ آسمان‌ها هستند. ما کسانی هستیم که خداوند به‌واسطه ما آسمان را از سقوط به روی زمین نگه داشته است و این به اجازه خداوند بستگی دارد. خداوند توسط ما زمین را از این‌که اهلش را نابود کند، نگه داشته است و به‌واسطه ما باران می‌فرستد و رحمت خویش را بر مردم می‌گستراند و به‌واسطه ما برکات زمین خارج و ظاهر می‌شود و اگر ما بر روی کره خاکی نبودیم، زمین اهل خود را فرو می‌برد… .
    امام علی دربارة عدل‌گستری و امنیت در عصر ظهور می‌فرمایند:
    اگر به تحقیق، قائم ما قیام کند، به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آن‌چنان که باید ببارد می‌بارد و زمین نیز رستنی‌هایش را بیرون می‌دهد و کینه از دل‌های بندگان زدوده می‌شود و میان دد و دام آشتی برقرار می‌شود؛ به گونه‌ای که یک زن میان عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید و هر جا قدم می‌گذارد، همه سبزه و رستنی است و بر روی سرش زینت‌هایش را گذارده و نه ددی او را آزار دهد و نه بترساند.

    ۲ـ مفهوم شناسی انتظار
    مفهوم شناسی لغوی “انتظار”
    «انتظار», در لغت به معنای چشم داشتن، چشمداشت و چشم به راه بودن است.
    این واژه که از ریشة (نظر) گرفته شده در معنا مشابه اصل خود است. و آن عبارت است از تأمل یک چیز و چشم داشتن به آن.
    و این که گفته می شود: نظرته، یعنی انتظرته، مثل این است که به وقتی می نگرد که آن چیز در آن می آید.
    صحاح- النظر: تأمّل الشی‏ء بالعین، و کذلک النظران.
    در بررسی های لغوی به واژه هایی بر می خوریم که به انتظار معنا شده است. اگر چه در نگاه با دقت پاره ای از تفاوت ها بین آنها وجود دارد.
    برخی از این واژه ها بدین قرار است: المکث ، الترنیق ، الترقب ، النظر ، العکم ، التلوم ، المماناة ، الارصاد و …
    خلاصه آن که انتظار: عبارت است انتخاب نگاه یا همان چشم داشتن.

    مفهوم شناسی اصطلاحی “انتظار”
    اما در اصطلاح «مهدویّت», به معنای چشم به راه بودن برای ظهور واپسین ذخیرة الهی و آماده شدن برای یاری او در برپایی حکومت عدل و قسط در سراسر گیتی است.
    برخی از بزرگان با بهره مندی از کلام پیشوایان معصوم انتظار را این گونه معنا کرده اند:
    کیفیتی‌ روحی‌ است‌ که‌ باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ حالت‌ آمادگی‌ (انسان‌ها) برای‌ آن‌ چه‌ انتظار دارند، می‌شود و ضد آن‌ یأ‌س‌ و ناامیدی‌ است. هر چه‌ انتظار بیش‌تر باشد و هر چه شعلة آن فروزان تر و پر فروغ تر باشد، تحرک و پویایی او و در نتیجه آمادگی‌ نیز بیش‌تر خواهد بود.

    الف) از نگاه قرآن
    واژة انتظار و مشتقات آن در برخی آیات به کار رفته که هر یک در معنایی به کار رفته است. البته همه آنچه با این واژگان به کار رفته ارتباطی با انتظار مصطلح ندارد.
    یکی از آیاتی که در آن واژة انتظار به کار رفته آیة ۳۰ سورة سجده است:
    فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ؛ (۳۰)
    در برخی آیات نظر به معنای انتظار آمده است که می توان به آیة ۱۵ سوره ص اشاره کرد که می فرماید:
    وَ ما یَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَیْحَةً واحِدَةً؛
    اینها منتظر نیستند مگر به یک صیحه
    و نیز آیه ۴۳ سوره فاطر که می خوانیم:
    فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلینَ.
    پس آیا جز طریقه پیشینیان را انتظار دارند.
    اما آنچه از آن با عنوان انتظار دولت حق و حکومت جهانی حضرت مهدی است به صورت کلی یاد می شود در آیات مهدویت مورد اشاره قرار گرفته که از مهم ترین آنها می توان به آیات زیر اشاره نمود:
    وَلقَدْ کَتَبْنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ یرِثُها عِبادِی‏َ الصّالِحُونَ؛ (انبیاء: ۱۰۵)
    وهمانا، در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایستة من، به ارث خواهند برد.
    در این آیه به یکی از روشن‌ترین پاداش‌های دنیوی صالحان (حکومت روی زمین)، اشاره شده است. در روایاتی چند، این رویداد مهم، در عصر ظهور حضرت مهدی دانسته شده است. و این خود به نوعی اشاره به انتظار است.
    وَنُریدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛ (قصص: ۵)
    و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرو دست شده بودند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم‏] گردانیم و ایشان را وارث [زمین‏] کنیم.
    و این ارادة الهی خود همگان را به انتظار داشتن این دوران توصیه می نماید.
    و سرانجام در آیه ۵۵ سور نور می خوانیم:
    وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنی‏ لا یشْرِکُونَ بی‏ شَیئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛
    خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین [خود] قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند.
    این آیه نیز مؤمنان را وعدة حکومت بر زمین داده و این خود از انتظار راستین آنها برای آن حکومت موعود دارد.
    ب) از نگاه روایات
    در یک بررسی کوتاه, روایاتی که سخن از انتظار گفته‏اند، به دو دسته کلی تقسیم می‏شود:
    ۱ـ انتظار فرج به معنای عامّ؛
    در این معنا, آموزه های دینی بر آن است تا افزون بر بیان فضیلت «گشایش عمومی» و امید به آینده, و سوق دادن انسان ها به این عرصه, نومیدی را نیز مورد نکوهش قرار داده, از ورود جوامع بشری به آن جلوگیری نماید.
    اهتمام آموزه های اسلامی در بیان معنای عام انتظار و امید تا بدان حد بوده که از آن با بلندترین عنوان ها یاد نموده ارزش های شگفت آوری برای آن ذکر کرده است.
    گاهی از آن به عنوان عبادت و بندگی یاد شده است.
    رسول گرامی اسلام می فرماید:
    اِنتِظارُ الفَرَجِ عِبَادَةٌ؛
    انتظار فرج عبادت است.
    از آنجایی که بیشتر عبادت ها به گونه رفتاری هستند, می توان نتیجه گرفت, در اینجا نیز مقصود از انتظار مجموعه رفتاری خاصّ است.
    و در روایتی دیگر انتظار بع عنوان برترین عبادت معرفی شده است.
    رسول اکرم می فرماید:
    اَفضَلُ العِبادَةِ اِنتِظارُ الفَرَجِ؛
    برترین عبادت انتظار فرج است.
    در سخنی با اشاره به این که انتظار از نوغ رفتار است از آن به عنوان برترین کارها یاد شده است.
    پیامبر اعظم در این باره می فرماید:
    اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِى اِنتظارُ الفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؛
    برترین کارهای امت من انتظار فرج از خداوند است.
    و در سخنانی انتظار در بالاترین درجه اعتبار یعنی کوشش در راه خداوند قرار داده شده است. یعنی برترین جهاد؛ چه این که در آموزه های دینی از جهاد و کوشش در راه خدا به عنوان یکی از مهم ترین رفتارهای فردی و گروهی مسلمانان یاد شده است.
    رسول گرامی اسلام در این باره می فرماید:
    اَفْضَلُ جِهادِ اُمَّتی اِنْتِظارُ الفَرَجِ؛
    برترین جهاد امت من انتظار گشایش است.
    ۲ـ انتظار فرج به معنای خاصّ؛
    در این معنا انتظار به معنای چشم به راه بودن آینده ای با تمام ویژگی های یک جامعه مورد رضایت خداوندی است. که یگانه مصداق آن دوران حاکمیّت آخرین ذخیرة الهی وجود مقدّس حضرت ولی عصر است.
    برخی از سخنان معصومین در این باره این گونه است:
    امام باقر ـ آن گاه که دین مورد رضایت خداوند را تعریف می‏کند ـ پس از شمردن اموری می فرماید:
    …وَالتَّسْلِیمُ لِاَمْرِنا وَالوَرَعُ وَالتَّواضُعُ وَاِنتِظارُ قائِمِنا… ؛
    … و تسلیم به امر ما, و پرهیزکاری و فروتنی, و انتظار قائم ما ….
    امام صادق فرمود:
    عَلَیْکُمْ بِالتَّسْلیمِ وَالرَّدِّ اِلینا وَاِنْتظارِ اَمْرِنا وَامْرِکُمْ وَفَرَجِنا وَفَرَجِکُم؛
    بر شما باد به تسلیم و رد امور به ما و انتظار امر ما و امر خودتان و فرج ما و فرج شما.
    از روایات انتظار ظهور حضرت مهدی به دست می‏آید، انتظار ظهور حضرت مهدی نه فقط راه رسیدن به جامعه موعود است؛ بلکه خود نیز موضوعیّت دارد. بدان معنا که اگر کسی در انتظار راستین به سر برد، تفاوتی ندارد که به مورد انتظار خویش دست یابد، یا دست نیابد.
    ۳ـ مفهوم شناسی صلح
    مفهوم شناسی لغوی “صلح”
    صلح در لغت فارسی، به معنای سازش کردن، آشتی کردن، سازش، آشتی، توافق و پیمانی که بر حسب آن دعوایی را حل و فصل می کنند و کنار گذاشتن جنگ آمده است.
    اما در لغت عرب واژة “الصلح‏” در معانی فراوانی به کار رفته است که از مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    ۱ـ از بین بردن نفرت میان مردم؛
    راغب اصفهانی در المفردات صلح را این گونه معنا کرده است.
    الصلح یختص بازالة النفار بین الناس
    صلح به معنای از بین بردن نفرت میان مردم است.
    ۲ـ ایجاد رضایت بین طرفین منازعه
    طریحی در مجمع البحرین این گونه نوشته است.
    اراد بالصلح التراضی بین المتنازعین لانه عقد شرع لقطع المنازعه و له فی الفقه شروط تطلب منه.
    وی آیه ۱۲۸ سورة نساء را شاهد بر آن معنا دانسته، که خداوند می فرماید: و الصلح خیر…؛ سازش بهتر است.
    ۳ـ معنای مقابل فساد؛
    در این معنا بیشتر به شایسته شدن و خوب شدن توجه شده است.
    فیومی در المصباح المنیر “صلح” را مقابل معنای “فسد” دانسته است. و دیگر به معنای خیر و صواب، ذکر کرده است . ابن منظور نیز در لسان العرب صلاح را ضد فساد و اصلاح را نقیض افساد دانسته، آنگاه معنای دیگری برای صلح ذکر کرده و آن سازش بین افراد یک قوم است.
    از مجموع آنچه در کتاب های لغت آمده این که صلح به معنای سالم ماندن از فساد است.
    مفهوم شناسی اصطلاحی “صلح”
    الف) از نگاه قرآن
    کلمه صلح فقط یک بار در قرآن استفاده شده است. خداوند در آیه ۱۲۸ سورة نساء می خوانیم:
    وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً.
    و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر، به آشتى گرایند که سازش بهتر است. و [لى‏] بخل [و بى‏گذشت بودن‏]، در نفوس، حضور [و غلبه‏] دارد و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.
    وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ.
    این جمله کوتاه و پر معنى گرچه در مورد اختلافات خانوادگى در آیه فوق ذکر شده ولى روشن است یک قانون کلى و همگانى را بیان می کند که در همه جا اصل نخستین، صلح، صفا و دوستى است، و کشمکش و جدایى بر خلاف نهاد انسان و زندگى آرام بخش او است.
    اگرچه واژة صلح فقط در آیه یاد شده به کار رفته اما مشتقات این کلمه فراوان در آیات قرآن مورد استفاده قرار گرفته است.
    از جمله مشتقات این کلمه عبارتند از:
    ۱ـ صلاح: شایسته شدن، خوب شدن، و آن ضد فساد است.
    این واژه در قرآن گاهی:
    ۱ـ۱ـ در برابر فساد به کار رفته است.
    این به کارگیری این به کارگیری به طور روشن در دو آیه ذیل آمده است:
    ـ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنین؛ (اعراف: ۵۶)
    ـ … وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ. (اعراف: ۸۵) ‏
    از دیگر آیاتی که معنای اصلاح را در برابر فساد دانسته است می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    ـ الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ؛ (شعراء: ۱۵۲)
    ـ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ؛ (اعراف: ۱۴۲)
    ـ إِنَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ؛ (یونس: ۸۱)
    ـ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها؛ (اعراف: ۵۶)
    ـ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ؛ (بقره: ۲۲۰)
    با استفاده از آیات بالا به روشنی می توان گفت: اصلاح زمانی که افساد رخ نماید منتفی خواهد بود. همان گونه که افساد با وجود اصلاح از بین خواهد رفت. بنابراین فساد و صلاح نقیض یکدیگر خواهند بود.
    ۲ـ۱ـ و گاهی در برابر سیئه به کار رفته است.
    بر خلاف صلاح و فساد که گفته شد نقیض یکدیگرند صلاح و سیّئة ضد یکدیگرند به این معنا که با یکدیکر جمع نمی شوند در حالی که ممکن است هر دو وجود نداشته باشند.
    ـ وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ (توبه: ۱۰۲)
    ـ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏؛ (جاثیه: ۲۱)
    ـ وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لَا الْمُسِی‏ءُ؛ (غافر: ۵۸)
    ـ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ؛ (عنکبوت: ۷)
    البته گاهی نیز برای مطلق صلاح به کار رفته است. که آیه: إِلَّا الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا، (بقره: ۱۶۰) بر آن دلالت دارد.
    ۲ـ صالح: به معنای شایسته، گاهی وصف عمل و گاهی وصف شخص قرار می گیرد که شایسته و خوب است و در آن فساد نیست.
    الف) صالح وصف عمل؛
    خداوند در آیه ۶۲ سوره بقره با اشاره به معنای یاد شده می فرماید:
    من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحا
    هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، …
    و نیز در آیه ۱۰ سوره فاطر می فرماید:
    الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه.
    سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى‏رود، و کار شایسته به آن رفعت مى‏بخشد.
    که وصف عمل است.
    ب) صالح وصف شخص.
    و در آیه: فان الله هو مولاه و …صالح المومنین؛ تحریم ۴ و آیه: و کان ابوهما صالح کهف آیه ۸۲/ صالح در این آیات وصف شخص است.
    ۳ـ صالحون: نیکوکاران، شایسته کاران.
    این وصف همواره برای اولو العقل (اعم از فرشتگان، انسان ها و پریان) به کار رفته است
    ۴ـ اصلاح: ایجاد صلح و سازش و الفت ، همچنین به معنای شایسته کردن چیزی نیز به کار رفته است.
    در این باره در آیه ۱۸۲ سورة بقره می خوانیم:
    فمن خاف من موص جنفا …علیه،
    ولى کسى که از انحراف [و تمایل بیجاى‏] وصیت کننده‏اى [نسبت به ورثه‏اش‏] یا از گناه او [در وصیت به کار خلاف‏] بیم داشته باشد و میانشان را سازش دهد، بر او گناهى نیست، که خدا آمرزنده مهربان است.
    و بقره آیه ۲۲۴ می خوانیم:
    ان تبروا و تتقوا و تصلحوا بین الناس،
    و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار مدهید، تا [بدین بهانه‏] از نیکوکارى و پرهیزگارى و سازش دادن میان مردم [باز ایستید]، و خدا شنواى داناست.
    و نیز به معنای شایسته کردن چیزی است.
    کفر عنهم …و اصلح بالهم (محمد: ۲)
    و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند و به آنچه بر محمّد نازل آمده گرویده‏اند- [که‏] آن خود حقّ [و] از جانب پروردگارشان است- [خدا نیز] بدیهایشان را زدود و حال [و روز] شان را بهبود بخشید.
    ” مؤمنان برادر یکدیگرند، بنا بر این در میان دو برادر خود، صلح را بر قرار کنید” (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ).
    همان اندازه که براى ایجاد صلح در میان دو برادر نسبى تلاش و کوشش مى‏کنید باید در میان مؤمنان متخاصم نیز براى برقرارى صلح به طور جدى و قاطع وارد عمل شوید.
    چه تعبیر ارزشمندی که همه مؤمنان را برادر یکدیگر معرفی کرده است و نزاع و درگیرى میان آنها را درگیرى میان برادران نامیده که باید به زودى جاى خود را به صلح و صفا بدهد.
    ۵ـ صالحات: این وصف گاهی برای اعمال و رفتار و گاهی برای زنان به کار می رود.
    الف) در باره وصف اعمال می خوانیم:
    و بشر الذین آمنوا و عملوا الصالحات؛ (بقره: ۲۵).
    و کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، مژده ده
    ب) در وصف زنان می خوانیم:
    فالصالحات قانتات حافظات للغیب؛ (نساء: ۳۴)
    پس، زنانِ درستکار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ کرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى‏کنند.
    همان گونه که پیش تر یاد شد در بررسی لغت صلح به معنای سلم بر می خوریم به گونه ای که برخی ارباب لغت صلح را به سلم معنا کرده اند.
    این کلمه در لغت به معنى صلح و آرامش است و بعضى آن را به معنى اطاعت تفسیر کرده‏اند، روشن ترین آیه در این باره مى‏فرماید:
    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً؛ (بقره: ۲۰۸)
    اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همگى در صلح و آشتى در آئید.
    و این آیه همه افراد با ایمان را به صلح و سلام و تسلیم بودن در برابر فرمان خدا دعوت مى‏کند.
    از دعوت عمومى این آیه، که همه مؤمنان را بدون استثناء از هر زبان و نژاد و منطقه جغرافیایى و قشر اجتماعى، به صلح و صفا دعوت مى‏کند، استفاده مى‏شود که در پرتو ایمان به خدا، تشکیل حکومت واحد جهانى که صلح در سایه آن همه جا آشکار گردد امکان‏پذیر است.
    اصولا در مقابل عوامل پراکندگى (زبان و نژاد و …) یک حلقه محکم اتصال در میان قلوب بشر لازم است، و این حلقه اتصال فقط ایمان به خداست که ما فوق این اختلافات است.
    ایمان به خدا، و تسلیم در برابر فرمان او، نقطه وحدت جامعه انسانیت، و رمز ارتباط اقوام و ملتها است.
    وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ (یونس: ۲۵)
    و خدا [شما را] به سراى سلامت فرا مى‏خواند، و هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند.
    ب) از نگاه روایات
    در بررسی روایات به دو نکته اساسی دست می یابیم:
    ۱ـ شیعه معتقد است آیه و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر به طور روشن به حکمت صالحان اشاره کرده و این رخداد فقط بر حکومت حضرت مهدی قابل تفسیر است و در آن از واژة صلح و صلاح استفاده شده است.
    ۲ـ در روایات فراوانی از جمله ویژگی های مهم عصر ظهور حضرت مهدی صلح و آرامش جهانی معرفی شده است.

    مفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلحمفهوم شناسی امنیت، انتظار و صلح


    چه انتظار عجيبي!
    تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
    عجيب تر که چه آسان نبودنت شده عادت!
    چه کودکانه سپرديم دل به بازي قسمت!
    چه بي خيال نشستيم، چه کوششي چه وفايي؟
    فقط نشستم و گفتم: خدا کند که بيايي!!!


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود