صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفا رأی نبدهید ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لطفا رأی نبدهید ؟




    لطفا رأي نبدهيد ؟
    يکسال از بازگشتم به ايران ميگذرد و در طول اين مدت فقط شاهد تکرار مسائلي بوده ام که باعث نااميديم از ايران شده بود . اينجا در اين خاک دين زده گوئي هيچ تغيير مثبتي شکل نميگيرد و همه ي تغييرات منفي است ، اوضاع فقط بدتر ميشود !
    براي تشريح اينگونه مسائل معمولا از قابل استناد ترين شواهد استفاده ميکنم و اينست که حرفهايم بيشتر حول محور مسائلي است که براي خودم پيش مي آيد ، اما شايد پس از مطالعه ي آن تصديق کنيد که اين آينه ي تمام نماي شرايطي است که براي طيف وسيعي از هم ميهنانم وجود دارد .
    سالهاست که تلاش ميکنم بستري براي کار و تلاش مفيد فراهم کنم اما از آنجا که هرگونه حرکتي نيازمند داشتن پشتوانه ي مالي است (و من فاقد آن هستم ) کار و تلاشم بيفايده ميماند و تحت چنين شرايطي هيچگونه شانسي براي ايجاد تحول مثبت در زندگيم ندارم ، و سالهاست وضع بهمين منوال است !
    ساختار اين اجتماع بگونه اي است که من قادر به ايجاد هيچگونه ثباتي ولو کمرنگ در زندگيم نيستم و نه تنها هيچ اميدي به فردا ندارم بلکه معضل اصلي ام اينست که امروز را چگونه بگذرانم !
    بايد قبول کنيد که از صفر چيزي جز صفر حاصل نميشود و من با احتساب بدهي ها زير صفر هستم . هيچ مسئولي خود را مسئول چنين وضعي نميداند و من حتي نميدانم ازين وضعيت با که سخن بگويم که بمن پاسخ بدهد تکليف من چيست !!
    آيا اين وضعيت فقط گريبانگير من است يا وضعيتي فراگير است ؟ در هر دو صورت حق دارم چيزهائي بپرسم .
    چرا تمام مراجعاتم به مسئولان مختلف بي نتيجه ميماند و چرا تمام پاسخهايشان به اباطيل ختم ميشود ؟ آيا مسئولان نميخواهند يا نميتوانند گام مثبتي براي ما بردارند ؟ آيا اصولا در شرح وظايف حکومت اسلامي رسيدگي به مشکلاتي ازين دست آمده است يا نه ؟ اگر مسئول هستند چرا سالهاست اقدامي صورت نميگيرد و اگر مسئول نيستند سواي اما و اگرهائي که طرح آن از جانب متخصصان امکان پذير است من فقط يک حق را براي خودم محفوظ ميدارم و آن اينست که از خود بپرسم چرا من بايد مسئوليتي در قبال چنين حکومتي بپذيرم ؟ چرا مي بايد بر عليه شان اقدامي نکنم ؟
    از خودم ميپرسم اگر وظيفه اي دارند و بهر دليل نميتوانند بدان عمل کنند چرا کار را به کسي که ميتواند وانميگذارند ؟ چرا ادعايشان خرگوش را پاره ميکند ؟
    اگر چه اولين حرفشان اينست که "نميتوانيم "، اما اينرا طوري ميگويند که انگار خودش نقطه ي قوتي است ! آيا نميدانند که در جايگاهي نيستند که بتوانند چنين پاسخي داد ؟ آيا نميدانند که اگر قبل از تصدي پست مسئوليت چنين چيزي ميگفتند هرگز جايگاه فعلي از جانب مردم به ايشان تفويض نميشد ؟ البته اين در صورتي است که ادعايشان را که انتخابي صورت گرفته است را بپذيريم و حال آنکه همه ميدانند واقعا انتخابي در کار نبوده است . اينان حتي حاضر نيستند پاي سؤالات گهگاه خبرنگاران خودشان هم بنشينند و با اين حال تکليف چنين سؤالاتي که نهايتا در يک وبلاگ درپيت غيرمجاز قابل طرح است معلوم است !
    نکته اي که در اين ميان براي من بسيار جالب توجه است اينست که در هر محفلي که ازين مسائل حرف ميزنم متوجه ميشوم که مطلب اصلا برايشان تازگي ندارد و خودشان نمونه هاي بسيار ناب تري از وسعت مسئله را بچشم ديده اند و با اين حساب ، اينکه هيچ سيستم مشخصي براي هرگونه اعتراض بوجود نيامده است خود نکته ي بسيار قابل تأملي است . آيا شما راهي ميشناسيد که بتوان با دولت پاسخگو ديالوگ داشت و ازيشان پاسخ خواست ؟
    اينکه قضيه ي وجود اين نه دولت بزعم خودشان صورت دموکراتيک داشته است آيا پاسخگوي چنين ديکتاتوري نامرئي ( !!؟ ) نيز هست ؟ آيا اگر بپذيريم اين دولتها بشکل دموکراتيک و از طريق انتخاب مردمي بوجود مي آيند ، آيا ميتوانيم بپذيريم که عملا ميتوان از آنان پاسخ خواست ؟ اگر جواب شما مثبت است لطفا محض راهنمائي اينجانب راه آنرا مشخص فرمائيد !
    من ميخواهم بپرسم : مادام که در پاسخ مطالبات شخص من عنوان ميکنند که بودجه نداريم ، آيا بودجه ي دستگاه عريض و طويل حوزه هاي علميه از کجا تأمين ميشود ؟ ميزان بودجه اي که در اختيار آنان است چقدر است و از کجا تأمين ميشود ؟ آيا من حق دارم بر سر ايجاد تغييري در ميزان آن چونه بزنم ؟ آيا ميتوانم از بودجه اي که صرف حماس ميشود بپرسم ؟ آيا از اشکالاتي که در مديريت مافيائي اقتصاد کشور هست ميتوان پرده برداري کرد ؟ آيا ليست متخلفان اقتصادي پس از گذشت چهار سال از رجز خواني احمدي نژاد بالاخره منتشر خواهد شد ؟ آيا حتي شاهکار هسته اي رژيم نيز که به اعتراف خودشان هزينه هاي آسترونوميکي بروي دست ملت گذاشت نهايتا جز در راستاي تحکيم پايه هاي نظام شکل نگرفته است ؟ آيا از اين لحاظ فرقي دارد با ساير فعاليتهائي که فقط براي بقاي نظام طراحي شده است و ملت را از آن نفعي نيست ؟ فعاليتهاي نظامي که بظاهر براي حفظ امنيت کشور از خطر دشمنان خارجي صورت ميگيرد و هيچ کس نميتواند بپرسد اين دشمنان خارجي کيانند و چرا با شما دشمنند ؟
    همه روزه و بلکه در هر بخش خبري اخبار روزانه چندين پروژه ي مهم افتتاح ميشود و کشور به فناوريهاي مهمي دست مي يابد اما معلوم نيست چرا کوچکترين تأثيري در اقتصاد خانوارهاي ضعيف ندارد و ضعفا روزبروز از قدرت مقابله شان با مشکلات و قيمتهاي سرسام آور کاسته ميگردد ! دولت احمدي نژاد از بي اعتنائي در مقابل تحريمها سخن ميگويد و کسي را ياراي آن نيست که بپرسد بار اين گراني و عوارض تحريم را چه کسي بدوش ميکشد ؟ .. مسئولان برج عاج نشين يا مردم بيدفاع ؟ به اين ميگويند حاتم بخشي از جيب ديگران !
    براستي اگر بتوانم اينها را بپرسم و پاسخي قانع کننده نيز بيابم ، آيا در نهايت جز ارضاي کنجکاوي مشکل ديگري از من حل ميشود ؟ باز هم مشکل کنوني من پابرجا خواهد بود ، يعني اينکه فقط گرفتن پاسخ کافي نيست و بايد براستي تکليف نهائي من با مشکلات زندگي مشخص شود و گمانم اکنون بتوانيد بفهميد که چند درصد ازين مشکلاتي که ذکر گرديد بخودم برميگردد و سهم تلاش من در رفع موانع تا چه حد ميتواند باشد !
    به اعتقاد من تحت چنين شرايطي نه شاهکار هسته اي و نه شاهکار فولادي و نه هيچ شاهکار ديگري باعث ايجاد تغيير مثبت در زندگي امثال من نميشود و دامنه ي تأثير چنين تغييراتي محدود به دايره ايست که فقط حاميان مورد نياز رژيم را در خود جاي ميدهد و امثال من که بود و نبودشان حاوي هيچ نکته ي درخور توجهي براي رژيم نيست خارج از اين دايره هستيم . حتي عدم مشارکت ما در انتخابات نيز ابدا اهميتي براي رژيم ندارد و تعداد مرکز نشينان دايره ي حمايتي رژيم باضافه ي برخي "بيدردان عافيت طلب حزب باد" به اندازه اي هست که چشم دوربينها را پر کند و ويترين رژيم را تزيين نمايد . اما من عليرغم وقوف به چنين حقيقتي در اين شوي خيانتکارانه شرکت نخواهم کرد ! من باور کردم که حکومتي که با وجود ست تکميل مهرهاي انتخاباتي شناسنامه ي من قادر به ايجاد کوچکترين تغيير مثبت در زندگي من در طول اين سي سال نبوده است ، شايسته ي همراهي مجدد من نيست ، و شرکت ده باره ي من در انتخابات نامي جز حماقت دارد و آن خيانت است . خيانت به آرمان انساني که نبايد همراه و ياور ظالماني باشد که آنچه را حق مستضعفان است صرف بقاي ننگين و زالو وار خويش ميکنند !
    من هم اکنون در چنان وضعيت نابساماني هستم که حتي امکان پردازش کامل اين متن را ندارم و از خودم ميپرسم براستي آنان که بار ديگر در انتخابات ( !!؟؟ ) شرکت خواهند کرد چه دليلي براي اينکار خواهند داشت ؟ آيا واقعا فريب بوقهاي رژيم را خورده اند يا آنکه خود نيز ميدانند که واقعا چه ميکنند ؟ سي سال است اين بازي مزورانه و سي سال است حرفهائي که بظاهر تغيير ميکنند و در باطن فقط بسود قبيله ي قدرت هستند .. آنان که رأي ميدهند آيا نمي بينند يا نميخواهند ببينند ، يا ميبينند و برايشان مهم نيست يا اينکه خودشان هم از قبيله ي قدرت هستند و ذينفع در اين تداوم کثيف ؟!
    در هر صورت شايد بد نباشد به اين تکه ي کوتاه از زندگي من توجه کنند :
    يکسال پيش که به ايران بازگشتم بکمک يک دوست توانستم در ويرانه ي مسقفي در يک روستا ساکن شوم اما نتوانستم در چنبره ي مافيائي که بر مشاغل گوناگون من سايه انداخته است براي خود کاري بيابم . يک شب هنگاميکه از صرف آخرين تکه نان خالي سفره مان بيست و چهار ساعت ميگذشت ، وضعيت وخيم همسر باردارم مرا واداشت تا ازين جرثومگان تباهي کمک بخواهم . به مسجد محله رفتم و تا پايان نماز صبر کردم تا حاج آقا از مسجد بيرون شوند و همه چيز را برايش توضيح دادم و گفتم که امروز فقط پسرم توانسته است از باباي مدرسه اش يک کيک قرض کند و ما حتي يک لقمه نان خالي نداشتيم که بخوريم . گفتم که براي خودم اين يک عادت شده است اما همسرم باردار است و نميتواند تحمل کند ، گفتم که نميتوانم کاري پيدا کنم . حاج آقا در حاليکه قصد فرار داشت شماره تلفن حاج آقاي گنده تري (که در شهر امام جماعت مسجد گنده تري بود) را بمن داد و اصلا توجه نکرد به اينکه من گفتم واقعا برايم امکان ندارد از کسي تلفن قرض کنم
    و ايرانسل من ماههاست که شارژ ندارد
    فقط اينرا اضافه کرد که خودش قصد دارد فرداي آنروز به کميته ي امداد امام خميني برود و با مسئول آنجا راجع بمن نيز صحبت خواهد کرد .
    همانشب با نيروئي که نميدانم از کجا آوردم از کسي تلفنش را قرض کردم و به همان شماره تلفن زنگ زدم و وضعيت را تشريح کردم . آنسوي خط منشي حاج آقا بودند و شماره تلفنم را يادداشت فرمودند و گفتند بمن خبر خواهند داد و آنشب شانس آوردم که نيمچه دوستي که از طريق همان دوستم با ما مرتبط بود بما سر زد و از اوضاعمان آنقدر متأثر شد که خودش به حاج آقاي محله تلفن زد و ازيشان درخواست نمود که فردا از بين خيل نمازگزاران روستا کمک مختصري براي ما جمع آوري کند و نيز کمي خوراکي براي ما آورد و توضيح داد که خودش هم بدجوري گرفتار است و متأسف است که بيش ازين نميتواند کمک کند .
    فرداي آنروز دوباره به مسجد رفتم و گفتم که دوباره به آن شماره تلفني که داديد زنگ زدم و منشي حاج آقا فرمودند که حاج آقا بمسافرت رفته اند ! ، و ايشان بدون آنکه به قولي که شب گذشته داد عمل کند بمن گفت که از مشکلم با کميته ي امداد حرف زده است و آنان کمک خواهند کرد . فرداي آنشب با دوچرخه مسافت طولاني روستا تا کميته امداد را رکاب زدم و آنجا گفتند که ميتوانند بمن وام دهند اما نگفتند مادام که ضامن ندارم چه خواهند کرد !!
    اکنون چندين ماه است که اين وضعيت ادامه دارد و من خود نيز نميدانم که بعضا چطور ميشود که کاري مثل کارگري در زمينهاي کشاورزي گيرم مي آيد و چند روزي قوت لايموت خانواده فراهم ميگردد .. گاه ميشود که تا يکهفته توانائي خريد يک قرص نان را نداريم و واقعا قابل توضيح نيست که چطور از گرسنگي نميميريم .
    چطور ميشود که در چنين وضعيتي بتوانم به موضوعي مثل پاي پسرم فکر کنم که در اثر اختلال خوني ناشي از سوء تغذيه در شرف لنگ شدن براي هميشه است ؟ او هشت ساله است و در آستانه ي نه سالگي هنوز نتوانسته ام او را ختنه کنم ، عليرغم اينکه وقتي کاري به تورم ميخورد حتي شده است که بيست و چهار ساعت بدون يک لحظه استراحت کار کنم اما اينها براي فاطي به تنبان نميشود
    سالهاست که نظير اين داستان را ميبينم و از نهاد رياست جمهوري گرفته تا دفتر وزرا و ساير کله گنده ها را مراجعه کرده ام اما حاصل کار هيچ بوده است و حيف از کرايه ماشيني که صرف خانواده نکردم و در اين راه صرف کردم
    آيا فکر ميکنيد من اختصاصا درگير نوعي توطئه هستم يا نوع برخورد حکومت با مشکلات مردم اصولا همين است ؟
    شايد بگوييد عيب ازين است که شغل درستي انتخاب نکرده ام و من ميگويم ليست مشاغلي که عوض کرده ام طولاني تر از آن است که حوصله ي شنيدن آنرا داشته باشيد ، و شايد اينطور نتيجه گيري کنيد که لابد من اصلا توانائي هيچ کاري را ندارم و حتي در آنصورت هم جاي اين پرسش باقيست که : اگر در واقع امر مسئله همين است و من توان هيچ کاري را ندارم ( که اينگونه نيست ) آيا بالاخره تکليف من و خانواده ام چه ميشود ؟ قانون جنگل ؟
    تکليف هزاران خانواري که جلوي کميته امداد يا سازمان ملل و کميسارياي عالي پناهندگان پرسه ميزنند چيست ؟ آيا آنان نيز توانائي هيچ کاري ندارند ؟ آيا ميدانيد که خيل عظيمي از آنان که بنظر ميرسد در اداره ي اقتصاد خانواده موفق بوده اند بنوعي درگير رذالت و مکيدن خون ديگران هستند ؟ کارفرمايان ريز و درشتي که با لطائف الحيل حق کارگري را که قدرت اعتراض ندارد را ميخورند و از پشتيباني کامل وزارت کار و دستگاه قضائي ( تحت سياست حمايت از توليد کنندگان ) برخوردارند ! فروشندگاني که سنگ ترازوشان واقعي نيست و سفيده ي تخم مرغ را قاطي نيم مثقال مغز بجاي ساندويچ مغز سابق بشما ميفروشند . بازار ايران لبريز از کالاهائيست که کيفيت ندارند و بيرحمانه سلاخي شده اند تا بلکه چرخ کارخانه همچنان بچرخد ! من در کارخانه ي همبرگر سازي بوده ام و ميدانم چه کثافتي را قاطي گوشت بشما ميفروشند .. در کارخانه ي لوله هاي پلاستيکي آب بوده ام و ديده ام که خرده پلاستيکهاي پوسيده اي را که فاقد قابليت بازيافت هستند قاطي مواد اصلي بصورت لوله در اختيار مشتري قرار ميگيرد و چند ماه بعد لوله از هم متلاشي ميشود . کارخانه ي بلورجات نيز همينطور است . کارخانه ي خودروسازي را هم که معرف حضور شما هست ! با کارگران هر کارخانه اي که دوست داريد صحبت کنيد تا ليستي از تخلفات آنجا را بشما ارائه دهند و دولت نميتواند مانع آنان شود زيرا نقش مهمي در حفظ ظاهر وضعيت دارند . تظاهر جاي واقعيت را گرفته است و از سرتاپاي جامعه ظاهري شده است .. حتي عبادات مردم نيز ظاهري است و بيشتر از سر اجبار به مسجد ميروند .
    هر جور بخواهم نقش حکومت را در ايجاد چنين وضعيتي ناديده بگيرم امکان ندارد ، و مشاهدات من اينرا ميگويد که دولت بايد اين وضع را مانع ميشد اما نشده است ، واقعا بايد چکار کرد ؟ آيا بهتر آن نيست که يکبار اعتراض خودم را نشان بدهم ؟ آيا هيچ سيستمي مانند عدم مشارکت در انتخابات ميتواند براي اعلام اعتراض مناسب باشد ؟ آيا واقعا نبايد به اين وضع اعتراض کنم ؟
    ديروز از تلويزيون شنيدم که مصرف استامينوفن به سه ميليارد حب در سال رسيده است !! روزي دو تن مواد مخدر کشف ميشود و پيداست که چقدر کشف نميشود ! اگر به سهولت خريد مواد مخدر توجه کرده باشيد از نان خريدن ساده تر است و اين يعني عرضه ي وسيع ، تقاضاي بيکران !! . انواع و اقسام کلاهبرداريهاي محيرالعقول ! فساد و بزهکاري نقل و نبات جامعه است و فاصله ي طبقاتي بيداد ميکند ! اينها نشان دهنده ي چيست ؟
    اينها خبر از چالشي عظيم در فلسفه ي اين ملت ميدهد . فلسفه اي که نشأت گرفته از قرنها تفکر ديني و بازي با نياز انسانها به پرستش بوده است و اکنون در شکافي عظيم با واقعيت گير کرده است و اينگونه عوارض نشان ميدهد . موضوع اين نيست که ملاصدرا و ساير بخورالدين هاي عميم چگونه اين نشتي ها را ماله کشي ميکنند ، موضوع اينست که اينجا در عرصه ي عمل مشکل ايجاد شده است .. ماله کشيها ديگر جواب نميدهند !
    اين انسان در پي يک جرعه واقعيت است ! .. و چيزي جز صداقت گوارا عطش او را فرو نخواهد نشاند
    اين حکومت نمايش مسخره اي بنام دين را به قانوني براي زندگي تبديل کرده است و درست اينجاست که از هر درزي گنداب بيرون ميزند ! اين حکومت فقط گند ميزند و شعار ميدهد .. گند ميزند به همه چيز و لاپوشاني ميکند و چرا ... واقعا چرا نميتوانيم راجع به اين موضوع بحث کنيم ؟ چرا اکنون و در شرف انتخابات يک منطقه آزاد (؟؟!!) دو ساعته لازم بنظر رسيده و قرار است دلقکهاي رژيم جلوي چشم مردم يکديگر را تخطئه کنند !! و چرا منطقه آزاد هميشگي و هرجائي وجود ندارد ؟ ( منطقه آزادي که بجاي پرداختن به موضوع اصلي يعني شرکت يا عدم مشارکت در انتخابات ، با موضوعي نظير انتظارات از رييس جمهور آينده نتوانند منحرفش کرد ! ) آيا غير ازين است که همه ي اينها به اتکاي سکوت رضايت آميز مردم ممکن ميشود ؟ شايد سکوت مردم دليلي غير از رضايت دارد و تا وقتي نميتوانند چيزي گفت حقيقت را چگونه ميتوان فهميد ؟ مردم بيمناکند و از خود نيز ميترسند ... اما اين کدام هراس است که هر تجربه ي جديدي را در پيله ي خود خفه ميکند ؟ چرا امثال کروبي که خود نيز ميدانند شانسي براي رياست آبدارخانه هم ندارند در ازاي پول کانديد ميشوند تا تنور انتخابات را گرم کنند ، اما يک تجربه ي جديد واقعي امکان ناپذير است ؟
    واقعا ما از چه رضايت داريم و از چه ميهراسيم که نيروهاي چپ ، سکولار ، ليبرال يا سلطنت خواه ايران توان آزمودن رأي واقعي ملت را ندارند ؟ سني ها ، ارمني ها ، يهوديها ، مسيحيها .. زرتشتيان ، آيا اينها نيز همين کانديدها را انتخاب ميکنند؟
    واقعا اين قفس هراس به کجا ختم ميشود ؟
    فلسفه ي ديني اختاپوسي شده است که مغزش را قدرت و حکومت تشکيل ميدهد و دستانش از هر سوراخي سر برون کرده است .. فلسفه ، هنر ، عرفان ، ادب ، ورزش ، و .... هر يک بنوعي در هزار دست اين اختاپوس گرفتارند و به بازي گرفته ميشوند ... واي بر ملتي که با شرکت در اين انتخابات بي محتوا چنين وضعي را تصديق ميکند .
    بايد سيستمي براي اعتراض وجود داشته باشد و در هيچ آرمانشهري نيز هرگز رضايت کامل وجود نخواهد داشت و نياز به اعتراض يک نياز هميشگي است . مشکل من که باعث اعتراضم شده است يکيش ميتواند همين باشد که گفتم و البته مشکلات قابل اعتراض ديگري نيز هست که بمراتب اهميتش براي من بيشتر است . مشکلاتي نظير فرهنگ و هويتي که معرب ميشود ، هنري که به بيراهه ميرود ، تاريخ کهني که تحريف ميشود و قابليتهائي که بعلت ناهمخواني با سياست نظام سر از گورستان و سياهچال و بند 219 اوين در مي آورد ! ليست سياه و طويلي از اين دست در کارنامه ي سياه رژيم هست که در سايه ي طوفان مشکلات اقتصادي از نظرها دور مانده است
    آيا مهم نيست که هيچ سخن قابل اعتمادي در بازار سخن ايران امروز يافت نميشود ؟ خودسانسوري مغز اديبان و هنرمندان واقعي ما را خشکانده است و فقط مداحان رژيم هستند که طبعشان هر لحظه گل ميکند ! آيا چند وقت است که هيچ اثر برجسته اي بچشمتان نخورده است ؟
    ممکن است اما مسائل شما از جنس ديگري باشد و اين طبيعي است ، بهرروي ميتوانيد حرفهاي مرا نيز ضميمه کنيد .
    توصيه ي هميشگي من در هر حکومتي اين خواهد بود که ملت بايستي حق اعتراض را براي خود حفظ کنند . بايد قدرتي وجود داشته باشد که از آخونديسم يا هر حکومت جبار ديگري زهر چشم بگيرد و مانع ترکتازي اينان شود . من ميبينم که ديکتاتوري الله ميرود تا اوضاع وخيمتري را رقم بزند . من ميبينم که اينبار با تمام قدرت آمده اند ، زيرا بخوبي ميدانند که اين برايشان نقطه ي عطف است . اين گذار خاصي است که خامنه اي را به کردستان ميکشد و لاريجاني را فعالتر از هر رييس مجلس ديگر به اينسو آنسو گسيل ميدارد . تعدد کانديدا را در دستور کار قرار داده اند تا از زبان هر يک از آنان خواسته هائي را که در منطقه ي آزادها خودنمائي ميکند بصورت شعار انتخاباتي مطرح سازند ، به اين اميد که شور انتخاباتي ايجاد کنند و هر خواسته اي را پوشش دهند . شعارهاي فريبنده ي رنگارنگ است که نثار ملت خوابزده ميشود و هيچ کس در اين هياهو نمي پرسد که اگر اين شعارها به همين سادگي که بر زبان ايشان جاري ميشود قابل حصول ميبود ، چرا تا کنون عملي نشده اند ؟ چرا هيچيک از شعارهاي قبلي عملي نگشت ؟ چرا اکنون رسما اعتراف ميکنند که مايلند جو يکنواخت قبلي را بشکنند ؟
    ميخواهم اطمينان بدهم که هيچ چيز تازه اي در کار نيست .. همان آش و کاسه است !
    طبيعي است که اين کارتلها و تراستهاي حزب اللهي به هر قدرتي باج نميدهند و بسادگي از خر شيطان پياده نخواهند شد . اين دوالپاها حياتشان بسته به فشردن هر چه بيشتر بيخ خر ملت است و تا زمانيکه قدرتمندانه مانع سودجوئيشان نشويم بکار خود ادامه خواهند داد . بايستي تلاش کرد تا حداقل مجبور شوند امکان کانديداتوري يک کانديد مستقل را فراهم کنند ، فقط در اينصورت است که انتخابات معني خواهد داشت وگرنه تا زمانيکه نيروئي از خارج دايره و "وابسته به منافع ملت" امکان حضور در انتخابات را نداشته باشد هر گونه انتخاباتي جز يک شوي فرمايشي نخواهد بود که شرکت در آن خيانت محسوب خواهد گشت .
    با روند فعلي کانديداتوري مشخص است که هيچ نماينده اي که هدفي جز ايفاي نقشي که نظام تعيين کرده است داشته باشد امکان کانديداتور شدن را ندارد و سياست کثيف آخوندي راه را بر چنين خطري کاملا بسته است .
    موانع ايذائي بر سر راه کانديداتوري يک حرکت مستقل چنان است که هفت خوان رستم در مقابل آن قصه ي کودکانه اي بيش نيست و پرداختن به آن نيازمند مجال ويژه ايست .
    با شرکت دوباره در انتخابات به آنان اجازه داده ايم که با ما همين رفتار سي ساله را تکرار کنند و اما حق ما واقعا بيش ازين است .. و واقعا قدرتش را داريم که حق خود را بگيريم . آنان با مطرح کردن اينکه انتخابات حق ماست فريب کثيف ديگري را امتحان ميکنند و من ميپرسم که آيا هرگز شنيده ايد بگويند که رأي ندادن نيز حق ماست ؟ آري رأي دادن حق ماست و رأي ما ميتواند نه به انتخاباتي باشد که شرکت در آن فقط گره از کار طايفه ي قدرت ميگشايد که تمام ستمکاريها ، چپاولها ، و حق خوريهايشان را قانوني و بخواست ملت جلوه خواهد داد . وظيفه ي ملي من اين نيست که به حکومتي که بي لياقتي ها و طمع ورزي هايش طبقات ضعيف جامعه را بخاک سياه نشانده است آري بگويم . حکومتي که در راستاي منافع خويش حتي هويت مرا عوض ميکند و فرزندانم را شستشوي مغزي ميدهد و جز با زبان فريب با من سخن نميگويد چه حق دارد که مرا بپاي صندوق رأي بخواند ؟
    بايستي اگر شده يکبار از خودتان بپرسيد که اين حکومت حق انتخاب چه چيزي را بمن داده است ؟ آيا جز آنچه که خودش تعيين ميکند حق انتخاب چيزي ديگزي را هم داريم ؟ آيا نديديد که خامنه اي حتي به شخص مورد نظرش هم اشاره ميکند و اگر چه تمام مترسکها برايش يک نقش را ايفا خواهند کرد و جز بازيچه اي در دستان او که همان دستهاي قدرت است نخواهند بود ، اما اينبار کار را بشانس هم نميگذارد و مستقيما از احمدي نژاد حمايت ميکند ؟ بسخنان او در کردستان دقت کنيد تا ببينيد که نشانيهائي که از رييس جمهور ايده آل ميدهد همان احمدي نژاد است . کارناوال انتخابات اينبار نمايشهاي تهوع آورتري از گذشته را بروي صحنه آورده است ! حتي دوربين مخفي را بکار گرفته اند تا با ايجاد هراس مانع از جوانه زدن هر هسته ي اعتراضي شوند .
    در اين ميدانچه ي خالي که حکومت براي خودش قرق کرده است ملت شريف ايران بدجوري تنها مانده است ! از همه سو نواي فريب بگوش ميرسد و همه ي بازيها براي گرفتن يک تأييد چهارساله ي ديگر بکار گرفته ميشود . ما نيازمند آن هستيم تا ضرب شصتي نشان دهيم که جدا بفکر اصلاح دو چيز برآيند : اصلاح ميزان دخالت دين در سياست ، و رفع مفاسد اقتصادي از طريق کوتاه کردن دست آقازاده ها ! نگوييد کاري نميشود کرد ، کافيست دموکراسي را امتحان کنيد و در انتخابات شرکت نکنيد . تحريم شوي نابکارانه اي که جاي دموکراسي واقعي را گرفته است بهترين نوع احترام به دموکراسي است .

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    125
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لطفا بگویید چه دلیلی میتوان داشت ... برای رأی دادن ؟

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ببخشید شما توی همین یک سالی که برگشتید ایران به این همه چیز پی بردید؟
    اونوقت قبل از این یک سال کجا بودید؟
    سمیـــــره


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    359
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    لطفا رأي نبدهيد ؟
    يکسال از بازگشتم به ايران ميگذرد و در طول اين مدت فقط شاهد تکرار مسائلي بوده ام که باعث نااميديم از ايران شده بود . اينجا در اين خاک دين زده گوئي هيچ تغيير مثبتي شکل نميگيرد و همه ي تغييرات منفي است ، اوضاع فقط بدتر ميشود !
    براي تشريح اينگونه مسائل معمولا از قابل استناد ترين شواهد استفاده ميکنم و اينست که حرفهايم بيشتر حول محور مسائلي است که براي خودم پيش مي آيد ، اما شايد پس از مطالعه ي آن تصديق کنيد که اين آينه ي تمام نماي شرايطي است که براي طيف وسيعي از هم ميهنانم وجود دارد .
    سالهاست که تلاش ميکنم بستري براي کار و تلاش مفيد فراهم کنم اما از آنجا که هرگونه حرکتي نيازمند داشتن پشتوانه ي مالي است (و من فاقد آن هستم ) کار و تلاشم بيفايده ميماند و تحت چنين شرايطي هيچگونه شانسي براي ايجاد تحول مثبت در زندگيم ندارم ، و سالهاست وضع بهمين منوال است !
    ساختار اين اجتماع بگونه اي است که من قادر به ايجاد هيچگونه ثباتي ولو کمرنگ در زندگيم نيستم و نه تنها هيچ اميدي به فردا ندارم بلکه معضل اصلي ام اينست که امروز را چگونه بگذرانم !
    بايد قبول کنيد که از صفر چيزي جز صفر حاصل نميشود و من با احتساب بدهي ها زير صفر هستم . هيچ مسئولي خود را مسئول چنين وضعي نميداند و من حتي نميدانم ازين وضعيت با که سخن بگويم که بمن پاسخ بدهد تکليف من چيست !!
    آيا اين وضعيت فقط گريبانگير من است يا وضعيتي فراگير است ؟ در هر دو صورت حق دارم چيزهائي بپرسم .
    خوش آمدید به وطن!
    اما خوهشا" مشکلات خودتون رو تقصیر وطن نندازید!
    برای اطلاع شما و دوستان باید بگم که یکی از دایی های بنده عید فطر دو سال پیش بعد از 28 سال به وطن برگشت...
    ایشون هم اینجا از صفر شروع کرد.
    ولی با تلاش و کوشش و پشتکار تو مدت کوتاهی هم تشکیل خانواده داد. هم صاحب خونه و ماشین و زندگی شد.
    دایی من واقعا" تعجب کرده بود از زمینه های کاری خاص تو ایران و درامد زایی وطن! ایشون می گن که تو آمریکا اگه یه شهروند بخواد سرمایه ای جمع کنه و پساندازی داشته باشه باید حداقل سه جا کار کنه!
    زندگی تو چنین کشورایی قسطی هست و شهروندای اونجا تمام عمرشون درگیر پرداخت قسط هستند!
    نمونه ی دیگرش خود شما ! از رفتن به خارج چه خیری دیدید که حالا بی هیچ سرمایه ای برگشتید و اعلام میکنید زیر صفر هستید!!!
    پس مشکل از اینجا نیست...مشکل از افراد هست!


    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    چرا تمام مراجعاتم به مسئولان مختلف بي نتيجه ميماند و چرا تمام پاسخهايشان به اباطيل ختم ميشود ؟ آيا مسئولان نميخواهند يا نميتوانند گام مثبتي براي ما بردارند ؟ آيا اصولا در شرح وظايف حکومت اسلامي رسيدگي به مشکلاتي ازين دست آمده است يا نه ؟ اگر مسئول هستند چرا سالهاست اقدامي صورت نميگيرد و اگر مسئول نيستند سواي اما و اگرهائي که طرح آن از جانب متخصصان امکان پذير است من فقط يک حق را براي خودم محفوظ ميدارم و آن اينست که از خود بپرسم چرا من بايد مسئوليتي در قبال چنين حکومتي بپذيرم ؟ چرا مي بايد بر عليه شان اقدامي نکنم ؟
    از خودم ميپرسم اگر وظيفه اي دارند و بهر دليل نميتوانند بدان عمل کنند چرا کار را به کسي که ميتواند وانميگذارند ؟ چرا ادعايشان خرگوش را پاره ميکند ؟
    اگر چه اولين حرفشان اينست که "نميتوانيم "، اما اينرا طوري ميگويند که انگار خودش نقطه ي قوتي است ! آيا نميدانند که در جايگاهي نيستند که بتوانند چنين پاسخي داد ؟ آيا نميدانند که اگر قبل از تصدي پست مسئوليت چنين چيزي ميگفتند هرگز جايگاه فعلي از جانب مردم به ايشان تفويض نميشد ؟ البته اين در صورتي است که ادعايشان را که انتخابي صورت گرفته است را بپذيريم و حال آنکه همه ميدانند واقعا انتخابي در کار نبوده است . اينان حتي حاضر نيستند پاي سؤالات گهگاه خبرنگاران خودشان هم بنشينند و با اين حال تکليف چنين سؤالاتي که نهايتا در يک وبلاگ درپيت غيرمجاز قابل طرح است معلوم است !
    نکته اي که در اين ميان براي من بسيار جالب توجه است اينست که در هر محفلي که ازين مسائل حرف ميزنم متوجه ميشوم که مطلب اصلا برايشان تازگي ندارد و خودشان نمونه هاي بسيار ناب تري از وسعت مسئله را بچشم ديده اند و با اين حساب ، اينکه هيچ سيستم مشخصي براي هرگونه اعتراض بوجود نيامده است خود نکته ي بسيار قابل تأملي است .
    مسولان تا حدودی برای وطن گام مثبت برداشتند...شما هم انکار کنید که ساده ترین راه انکار هست!
    یه سوال..... شما چه گام مثبتی برای وطن برداشته اید؟؟
    آیا به جز ناسپاسی و انکار خدمات کار دیگری انجام دادید؟؟؟؟
    من نمی خوام ادعا کنم که کشور مشکلی نداره و همه ی مسیولان صد در صد درخدمت مردم اقدام کرده اند و هیچ کاستی نبوده! ما هم به عملکرد مسئولان انتقاداتی داریم و به مسایلی معترض هستیم...ولی قدردان زحماتشون نیز هستیم.
    کدام مسئول اعلام کرده که ما نمی توانیم؟؟؟؟
    مسئولان اعلام کردند که ما می توانیم با اتکا به جوانان وطن قله های علم و فناوری جهان رو فتح کنیم و توانستند و کردند!
    مسئولان اعلام کردند که ما می توانیم شهرهای وطن رو آباد کنیم و توانستند و کردند...
    ای کاش می شنیدید تماس تلفنی هم وطنی از بوشهر با رادیو ایران که اشک می ریخت و تشکر می کرد برای اینکه پس از سالها شهرشون لوله کشی گاز شده...
    ای کاش.....ای کاش کمی قدر شناس بودید!
    در ضمن اگه شما سیستمی رو برای انتقاد و اعتراض به مسئولان نمیشناسید دلیل بر این نیست که هیچ سیستم مشخصی وجود نداره!


    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    آيا شما راهي ميشناسيد که بتوان با دولت پاسخگو ديالوگ داشت و ازيشان پاسخ خواست ؟
    اينکه قضيه ي وجود اين نه دولت بزعم خودشان صورت دموکراتيک داشته است آيا پاسخگوي چنين ديکتاتوري نامرئي ( !!؟ ) نيز هست ؟ آيا اگر بپذيريم اين دولتها بشکل دموکراتيک و از طريق انتخاب مردمي بوجود مي آيند ، آيا ميتوانيم بپذيريم که عملا ميتوان از آنان پاسخ خواست ؟ اگر جواب شما مثبت است لطفا محض راهنمائي اينجانب راه آنرا مشخص فرمائيد !
    بله راه زیاد است...
    اتفاقا" همسایه ی ما در سفر رییس جمهور به قم نامه ای را به دست رییس جمهور خدمتگزار داد و درست فردای اون روز با ایشون تماس گرفته شد و مشکل ایشون پی گیری شد...
    امیدوارم فیلم " نامه ای به رییس جمهور" ساخته ی کارگردان آمریکایی ( که اصالتا" اهل چک هست!) رو ببینید...بد نیست جهت افزایش اطلاعات!
    در ضمن شما به جز ارسال نامه میتونید با تلفن های پاسخگویی دفتر ریاست جمهوری تماس بگیرید و همچنین می توانید از طریق سایت ریاست جمهوری با ایشون در ارتباط باشید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    من ميخواهم بپرسم : مادام که در پاسخ مطالبات شخص من عنوان ميکنند که بودجه نداريم ، آيا بودجه ي دستگاه عريض و طويل حوزه هاي علميه از کجا تأمين ميشود ؟ ميزان بودجه اي که در اختيار آنان است چقدر است و از کجا تأمين ميشود ؟ آيا من حق دارم بر سر ايجاد تغييري در ميزان آن چونه بزنم ؟ آيا ميتوانم از بودجه اي که صرف حماس ميشود بپرسم ؟ آيا از اشکالاتي که در مديريت مافيائي اقتصاد کشور هست ميتوان پرده برداري کرد ؟ آيا ليست متخلفان اقتصادي پس از گذشت چهار سال از رجز خواني احمدي نژاد بالاخره منتشر خواهد شد ؟ آيا حتي شاهکار هسته اي رژيم نيز که به اعتراف خودشان هزينه هاي آسترونوميکي بروي دست ملت گذاشت نهايتا جز در راستاي تحکيم پايه هاي نظام شکل نگرفته است ؟ آيا از اين لحاظ فرقي دارد با ساير فعاليتهائي که فقط براي بقاي نظام طراحي شده است و ملت را از آن نفعي نيست ؟ فعاليتهاي نظامي که بظاهر براي حفظ امنيت کشور از خطر دشمنان خارجي صورت ميگيرد و هيچ کس نميتواند بپرسد اين دشمنان خارجي کيانند و چرا با شما دشمنند ؟
    ..........ادعاهای بی مدرک!
    بودجه ی حوزه ی علمیه از خمس و زکات مردم تامین میشه. در ضمن کمک به حماس و حزب الله هم اگر کمی وسعت نظر داشته باشید معلوم میشه!
    دشمنان خارجی هم بر میگرده به همون وسعت نظر!
    پناه می بریم به خدا از شر دشمنان داخلی!


    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    همه روزه و بلکه در هر بخش خبري اخبار روزانه چندين پروژه ي مهم افتتاح ميشود و کشور به فناوريهاي مهمي دست مي يابد اما معلوم نيست چرا کوچکترين تأثيري در اقتصاد خانوارهاي ضعيف ندارد و ضعفا روزبروز از قدرت مقابله شان با مشکلات و قيمتهاي سرسام آور کاسته ميگردد ! دولت احمدي نژاد از بي اعتنائي در مقابل تحريمها سخن ميگويد و کسي را ياراي آن نيست که بپرسد بار اين گراني و عوارض تحريم را چه کسي بدوش ميکشد ؟ .. مسئولان برج عاج نشين يا مردم بيدفاع ؟ به اين ميگويند حاتم بخشي از جيب ديگران !
    براستي اگر بتوانم اينها را بپرسم و پاسخي قانع کننده نيز بيابم ، آيا در نهايت جز ارضاي کنجکاوي مشکل ديگري از من حل ميشود ؟ باز هم مشکل کنوني من پابرجا خواهد بود ، يعني اينکه فقط گرفتن پاسخ کافي نيست و بايد براستي تکليف نهائي من با مشکلات زندگي مشخص شود و گمانم اکنون بتوانيد بفهميد که چند درصد ازين مشکلاتي که ذکر گرديد بخودم برميگردد و سهم تلاش من در رفع موانع تا چه حد ميتواند باشد !
    احسنت... به نظر من هم این همه پیشرفت هیچ تاثیری در زندگی افرادی که منتظر هستن تا سایه به سراغشان بیاید (نه اینکه خودشان به سراغ سایه بروند) نداره!


    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    به اعتقاد من تحت چنين شرايطي نه شاهکار هسته اي و نه شاهکار فولادي و نه هيچ شاهکار ديگري باعث ايجاد تغيير مثبت در زندگي امثال من نميشود و دامنه ي تأثير چنين تغييراتي محدود به دايره ايست که فقط حاميان مورد نياز رژيم را در خود جاي ميدهد و امثال من که بود و نبودشان حاوي هيچ نکته ي درخور توجهي براي رژيم نيست خارج از اين دايره هستيم . حتي عدم مشارکت ما در انتخابات نيز ابدا اهميتي براي رژيم ندارد و تعداد مرکز نشينان دايره ي حمايتي رژيم باضافه ي برخي "بيدردان عافيت طلب حزب باد" به اندازه اي هست که چشم دوربينها را پر کند و ويترين رژيم را تزيين نمايد . اما من عليرغم وقوف به چنين حقيقتي در اين شوي خيانتکارانه شرکت نخواهم کرد ! من باور کردم که حکومتي که با وجود ست تکميل مهرهاي انتخاباتي شناسنامه ي من قادر به ايجاد کوچکترين تغيير مثبت در زندگي من در طول اين سي سال نبوده است ، شايسته ي همراهي مجدد من نيست ، و شرکت ده باره ي من در انتخابات نامي جز حماقت دارد و آن خيانت است . خيانت به آرمان انساني که نبايد همراه و ياور ظالماني باشد که آنچه را حق مستضعفان است صرف بقاي ننگين و زالو وار خويش ميکنند !
    من هم اکنون در چنان وضعيت نابساماني هستم که حتي امکان پردازش کامل اين متن را ندارم و از خودم ميپرسم براستي آنان که بار ديگر در انتخابات ( !!؟؟ ) شرکت خواهند کرد چه دليلي براي اينکار خواهند داشت ؟ آيا واقعا فريب بوقهاي رژيم را خورده اند يا آنکه خود نيز ميدانند که واقعا چه ميکنند ؟ سي سال است اين بازي مزورانه و سي سال است حرفهائي که بظاهر تغيير ميکنند و در باطن فقط بسود قبيله ي قدرت هستند .. آنان که رأي ميدهند آيا نمي بينند يا نميخواهند ببينند ، يا ميبينند و برايشان مهم نيست يا اينکه خودشان هم از قبيله ي قدرت هستند و ذينفع در اين تداوم کثيف ؟!
    ما ذی نفعیم در این تداوم پاک و حسینی و تا زنده هستیم به حکومت امام زمان رای میدهیم...
    و متاسفیم برای مزدورها و فریب خورده های وطن فروش!

    نقل قول نوشته اصلی توسط rasoul daramroei نمایش پست
    در هر صورت شايد بد نباشد به اين تکه ي کوتاه از زندگي من توجه کنند :
    يکسال پيش که به ايران بازگشتم بکمک يک دوست توانستم در ويرانه ي مسقفي در يک روستا ساکن شوم اما نتوانستم در چنبره ي مافيائي که بر مشاغل گوناگون من سايه انداخته است براي خود کاري بيابم . يک شب هنگاميکه از صرف آخرين تکه نان خالي سفره مان بيست و چهار ساعت ميگذشت ، وضعيت وخيم همسر باردارم مرا واداشت تا ازين جرثومگان تباهي کمک بخواهم . به مسجد محله رفتم و تا پايان نماز صبر کردم تا حاج آقا از مسجد بيرون شوند و همه چيز را برايش توضيح دادم و گفتم که امروز فقط پسرم توانسته است از باباي مدرسه اش يک کيک قرض کند و ما حتي يک لقمه نان خالي نداشتيم که بخوريم . گفتم که براي خودم اين يک عادت شده است اما همسرم باردار است و نميتواند تحمل کند ، گفتم که نميتوانم کاري پيدا کنم . حاج آقا در حاليکه قصد فرار داشت شماره تلفن حاج آقاي گنده تري (که در شهر امام جماعت مسجد گنده تري بود) را بمن داد و اصلا توجه نکرد به اينکه من گفتم واقعا برايم امکان ندارد از کسي تلفن قرض کنم
    و ايرانسل من ماههاست که شارژ ندارد
    فقط اينرا اضافه کرد که خودش قصد دارد فرداي آنروز به کميته ي امداد امام خميني برود و با مسئول آنجا راجع بمن نيز صحبت خواهد کرد .
    همانشب با نيروئي که نميدانم از کجا آوردم از کسي تلفنش را قرض کردم و به همان شماره تلفن زنگ زدم و وضعيت را تشريح کردم . آنسوي خط منشي حاج آقا بودند و شماره تلفنم را يادداشت فرمودند و گفتند بمن خبر خواهند داد و آنشب شانس آوردم که نيمچه دوستي که از طريق همان دوستم با ما مرتبط بود بما سر زد و از اوضاعمان آنقدر متأثر شد که خودش به حاج آقاي محله تلفن زد و ازيشان درخواست نمود که فردا از بين خيل نمازگزاران روستا کمک مختصري براي ما جمع آوري کند و نيز کمي خوراکي براي ما آورد و توضيح داد که خودش هم بدجوري گرفتار است و متأسف است که بيش ازين نميتواند کمک کند .
    فرداي آنروز دوباره به مسجد رفتم و گفتم که دوباره به آن شماره تلفني که داديد زنگ زدم و منشي حاج آقا فرمودند که حاج آقا بمسافرت رفته اند ! ، و ايشان بدون آنکه به قولي که شب گذشته داد عمل کند بمن گفت که از مشکلم با کميته ي امداد حرف زده است و آنان کمک خواهند کرد . فرداي آنشب با دوچرخه مسافت طولاني روستا تا کميته امداد را رکاب زدم و آنجا گفتند که ميتوانند بمن وام دهند اما نگفتند مادام که ضامن ندارم چه خواهند کرد !!
    اکنون چندين ماه است که اين وضعيت ادامه دارد و من خود نيز نميدانم که بعضا چطور ميشود که کاري مثل کارگري در زمينهاي کشاورزي گيرم مي آيد و چند روزي قوت لايموت خانواده فراهم ميگردد .. گاه ميشود که تا يکهفته توانائي خريد يک قرص نان را نداريم و واقعا قابل توضيح نيست که چطور از گرسنگي نميميريم .
    چطور ميشود که در چنين وضعيتي بتوانم به موضوعي مثل پاي پسرم فکر کنم که در اثر اختلال خوني ناشي از سوء تغذيه در شرف لنگ شدن براي هميشه است ؟ او هشت ساله است و در آستانه ي نه سالگي هنوز نتوانسته ام او را ختنه کنم ، عليرغم اينکه وقتي کاري به تورم ميخورد حتي شده است که بيست و چهار ساعت بدون يک لحظه استراحت کار کنم اما اينها براي فاطي به تنبان نميشود
    سالهاست که نظير اين داستان را ميبينم و از نهاد رياست جمهوري گرفته تا دفتر وزرا و ساير کله گنده ها را مراجعه کرده ام اما حاصل کار هيچ بوده است و حيف از کرايه ماشيني که صرف خانواده نکردم و در اين راه صرف کردم
    آيا فکر ميکنيد من اختصاصا درگير نوعي توطئه هستم يا نوع برخورد حکومت با مشکلات مردم اصولا همين است ؟
    شايد بگوييد عيب ازين است که شغل درستي انتخاب نکرده ام و من ميگويم ليست مشاغلي که عوض کرده ام طولاني تر از آن است که حوصله ي شنيدن آنرا داشته باشيد ، و شايد اينطور نتيجه گيري کنيد که لابد من اصلا توانائي هيچ کاري را ندارم و حتي در آنصورت هم جاي اين پرسش باقيست که : اگر در واقع امر مسئله همين است و من توان هيچ کاري را ندارم ( که اينگونه نيست ) آيا بالاخره تکليف من و خانواده ام چه ميشود ؟ قانون جنگل ؟
    تکليف هزاران خانواري که جلوي کميته امداد يا سازمان ملل و کميسارياي عالي پناهندگان پرسه ميزنند چيست ؟ آيا آنان نيز توانائي هيچ کاري ندارند ؟ آيا ميدانيد که خيل عظيمي از آنان که بنظر ميرسد در اداره ي اقتصاد خانواده موفق بوده اند بنوعي درگير رذالت و مکيدن خون ديگران هستند ؟ کارفرمايان ريز و درشتي که با لطائف الحيل حق کارگري را که قدرت اعتراض ندارد را ميخورند و از پشتيباني کامل وزارت کار و دستگاه قضائي ( تحت سياست حمايت از توليد کنندگان ) برخوردارند ! فروشندگاني که سنگ ترازوشان واقعي نيست و سفيده ي تخم مرغ را قاطي نيم مثقال مغز بجاي ساندويچ مغز سابق بشما ميفروشند . بازار ايران لبريز از کالاهائيست که کيفيت ندارند و بيرحمانه سلاخي شده اند تا بلکه چرخ کارخانه همچنان بچرخد ! من در کارخانه ي همبرگر سازي بوده ام و ميدانم چه کثافتي را قاطي گوشت بشما ميفروشند .. در کارخانه ي لوله هاي پلاستيکي آب بوده ام و ديده ام که خرده پلاستيکهاي پوسيده اي را که فاقد قابليت بازيافت هستند قاطي مواد اصلي بصورت لوله در اختيار مشتري قرار ميگيرد و چند ماه بعد لوله از هم متلاشي ميشود . کارخانه ي بلورجات نيز همينطور است . کارخانه ي خودروسازي را هم که معرف حضور شما هست ! با کارگران هر کارخانه اي که دوست داريد صحبت کنيد تا ليستي از تخلفات آنجا را بشما ارائه دهند و دولت نميتواند مانع آنان شود زيرا نقش مهمي در حفظ ظاهر وضعيت دارند . تظاهر جاي واقعيت را گرفته است و از سرتاپاي جامعه ظاهري شده است .. حتي عبادات مردم نيز ظاهري است و بيشتر از سر اجبار به مسجد ميروند .
    هر جور بخواهم نقش حکومت را در ايجاد چنين وضعيتي ناديده بگيرم امکان ندارد ، و مشاهدات من اينرا ميگويد که دولت بايد اين وضع را مانع ميشد اما نشده است ، واقعا بايد چکار کرد ؟ آيا بهتر آن نيست که يکبار اعتراض خودم را نشان بدهم ؟ آيا هيچ سيستمي مانند عدم مشارکت در انتخابات ميتواند براي اعلام اعتراض مناسب باشد ؟ آيا واقعا نبايد به اين وضع اعتراض کنم ؟
    ديروز از تلويزيون شنيدم که مصرف استامينوفن به سه ميليارد حب در سال رسيده است !! روزي دو تن مواد مخدر کشف ميشود و پيداست که چقدر کشف نميشود ! اگر به سهولت خريد مواد مخدر توجه کرده باشيد از نان خريدن ساده تر است و اين يعني عرضه ي وسيع ، تقاضاي بيکران !! . انواع و اقسام کلاهبرداريهاي محيرالعقول ! فساد و بزهکاري نقل و نبات جامعه است و فاصله ي طبقاتي بيداد ميکند ! اينها نشان دهنده ي چيست ؟
    اينها خبر از چالشي عظيم در فلسفه ي اين ملت ميدهد . فلسفه اي که نشأت گرفته از قرنها تفکر ديني و بازي با نياز انسانها به پرستش بوده است و اکنون در شکافي عظيم با واقعيت گير کرده است و اينگونه عوارض نشان ميدهد . موضوع اين نيست که ملاصدرا و ساير بخورالدين هاي عميم چگونه اين نشتي ها را ماله کشي ميکنند ، موضوع اينست که اينجا در عرصه ي عمل مشکل ايجاد شده است .. ماله کشيها ديگر جواب نميدهند !
    اين انسان در پي يک جرعه واقعيت است ! .. و چيزي جز صداقت گوارا عطش او را فرو نخواهد نشاند
    اين حکومت نمايش مسخره اي بنام دين را به قانوني براي زندگي تبديل کرده است و درست اينجاست که از هر درزي گنداب بيرون ميزند ! اين حکومت فقط گند ميزند و شعار ميدهد .. گند ميزند به همه چيز و لاپوشاني ميکند و چرا ... واقعا چرا نميتوانيم راجع به اين موضوع بحث کنيم ؟ چرا اکنون و در شرف انتخابات يک منطقه آزاد (؟؟!!) دو ساعته لازم بنظر رسيده و قرار است دلقکهاي رژيم جلوي چشم مردم يکديگر را تخطئه کنند !! و چرا منطقه آزاد هميشگي و هرجائي وجود ندارد ؟ ( منطقه آزادي که بجاي پرداختن به موضوع اصلي يعني شرکت يا عدم مشارکت در انتخابات ، با موضوعي نظير انتظارات از رييس جمهور آينده نتوانند منحرفش کرد ! ) آيا غير ازين است که همه ي اينها به اتکاي سکوت رضايت آميز مردم ممکن ميشود ؟ شايد سکوت مردم دليلي غير از رضايت دارد و تا وقتي نميتوانند چيزي گفت حقيقت را چگونه ميتوان فهميد ؟ مردم بيمناکند و از خود نيز ميترسند ... اما اين کدام هراس است که هر تجربه ي جديدي را در پيله ي خود خفه ميکند ؟ چرا امثال کروبي که خود نيز ميدانند شانسي براي رياست آبدارخانه هم ندارند در ازاي پول کانديد ميشوند تا تنور انتخابات را گرم کنند ، اما يک تجربه ي جديد واقعي امکان ناپذير است ؟
    واقعا ما از چه رضايت داريم و از چه ميهراسيم که نيروهاي چپ ، سکولار ، ليبرال يا سلطنت خواه ايران توان آزمودن رأي واقعي ملت را ندارند ؟ سني ها ، ارمني ها ، يهوديها ، مسيحيها .. زرتشتيان ، آيا اينها نيز همين کانديدها را انتخاب ميکنند؟
    واقعا اين قفس هراس به کجا ختم ميشود ؟
    فلسفه ي ديني اختاپوسي شده است که مغزش را قدرت و حکومت تشکيل ميدهد و دستانش از هر سوراخي سر برون کرده است .. فلسفه ، هنر ، عرفان ، ادب ، ورزش ، و .... هر يک بنوعي در هزار دست اين اختاپوس گرفتارند و به بازي گرفته ميشوند ... واي بر ملتي که با شرکت در اين انتخابات بي محتوا چنين وضعي را تصديق ميکند .
    بايد سيستمي براي اعتراض وجود داشته باشد و در هيچ آرمانشهري نيز هرگز رضايت کامل وجود نخواهد داشت و نياز به اعتراض يک نياز هميشگي است . مشکل من که باعث اعتراضم شده است يکيش ميتواند همين باشد که گفتم و البته مشکلات قابل اعتراض ديگري نيز هست که بمراتب اهميتش براي من بيشتر است . مشکلاتي نظير فرهنگ و هويتي که معرب ميشود ، هنري که به بيراهه ميرود ، تاريخ کهني که تحريف ميشود و قابليتهائي که بعلت ناهمخواني با سياست نظام سر از گورستان و سياهچال و بند 219 اوين در مي آورد ! ليست سياه و طويلي از اين دست در کارنامه ي سياه رژيم هست که در سايه ي طوفان مشکلات اقتصادي از نظرها دور مانده است
    آيا مهم نيست که هيچ سخن قابل اعتمادي در بازار سخن ايران امروز يافت نميشود ؟ خودسانسوري مغز اديبان و هنرمندان واقعي ما را خشکانده است و فقط مداحان رژيم هستند که طبعشان هر لحظه گل ميکند ! آيا چند وقت است که هيچ اثر برجسته اي بچشمتان نخورده است ؟
    ممکن است اما مسائل شما از جنس ديگري باشد و اين طبيعي است ، بهرروي ميتوانيد حرفهاي مرا نيز ضميمه کنيد .
    توصيه ي هميشگي من در هر حکومتي اين خواهد بود که ملت بايستي حق اعتراض را براي خود حفظ کنند . بايد قدرتي وجود داشته باشد که از آخونديسم يا هر حکومت جبار ديگري زهر چشم بگيرد و مانع ترکتازي اينان شود . من ميبينم که ديکتاتوري الله ميرود تا اوضاع وخيمتري را رقم بزند . من ميبينم که اينبار با تمام قدرت آمده اند ، زيرا بخوبي ميدانند که اين برايشان نقطه ي عطف است . اين گذار خاصي است که خامنه اي را به کردستان ميکشد و لاريجاني را فعالتر از هر رييس مجلس ديگر به اينسو آنسو گسيل ميدارد . تعدد کانديدا را در دستور کار قرار داده اند تا از زبان هر يک از آنان خواسته هائي را که در منطقه ي آزادها خودنمائي ميکند بصورت شعار انتخاباتي مطرح سازند ، به اين اميد که شور انتخاباتي ايجاد کنند و هر خواسته اي را پوشش دهند . شعارهاي فريبنده ي رنگارنگ است که نثار ملت خوابزده ميشود و هيچ کس در اين هياهو نمي پرسد که اگر اين شعارها به همين سادگي که بر زبان ايشان جاري ميشود قابل حصول ميبود ، چرا تا کنون عملي نشده اند ؟ چرا هيچيک از شعارهاي قبلي عملي نگشت ؟ چرا اکنون رسما اعتراف ميکنند که مايلند جو يکنواخت قبلي را بشکنند ؟
    ميخواهم اطمينان بدهم که هيچ چيز تازه اي در کار نيست .. همان آش و کاسه است !
    طبيعي است که اين کارتلها و تراستهاي حزب اللهي به هر قدرتي باج نميدهند و بسادگي از خر شيطان پياده نخواهند شد . اين دوالپاها حياتشان بسته به فشردن هر چه بيشتر بيخ خر ملت است و تا زمانيکه قدرتمندانه مانع سودجوئيشان نشويم بکار خود ادامه خواهند داد . بايستي تلاش کرد تا حداقل مجبور شوند امکان کانديداتوري يک کانديد مستقل را فراهم کنند ، فقط در اينصورت است که انتخابات معني خواهد داشت وگرنه تا زمانيکه نيروئي از خارج دايره و "وابسته به منافع ملت" امکان حضور در انتخابات را نداشته باشد هر گونه انتخاباتي جز يک شوي فرمايشي نخواهد بود که شرکت در آن خيانت محسوب خواهد گشت .
    با روند فعلي کانديداتوري مشخص است که هيچ نماينده اي که هدفي جز ايفاي نقشي که نظام تعيين کرده است داشته باشد امکان کانديداتور شدن را ندارد و سياست کثيف آخوندي راه را بر چنين خطري کاملا بسته است .
    موانع ايذائي بر سر راه کانديداتوري يک حرکت مستقل چنان است که هفت خوان رستم در مقابل آن قصه ي کودکانه اي بيش نيست و پرداختن به آن نيازمند مجال ويژه ايست .
    با شرکت دوباره در انتخابات به آنان اجازه داده ايم که با ما همين رفتار سي ساله را تکرار کنند و اما حق ما واقعا بيش ازين است .. و واقعا قدرتش را داريم که حق خود را بگيريم . آنان با مطرح کردن اينکه انتخابات حق ماست فريب کثيف ديگري را امتحان ميکنند و من ميپرسم که آيا هرگز شنيده ايد بگويند که رأي ندادن نيز حق ماست ؟ آري رأي دادن حق ماست و رأي ما ميتواند نه به انتخاباتي باشد که شرکت در آن فقط گره از کار طايفه ي قدرت ميگشايد که تمام ستمکاريها ، چپاولها ، و حق خوريهايشان را قانوني و بخواست ملت جلوه خواهد داد . وظيفه ي ملي من اين نيست که به حکومتي که بي لياقتي ها و طمع ورزي هايش طبقات ضعيف جامعه را بخاک سياه نشانده است آري بگويم . حکومتي که در راستاي منافع خويش حتي هويت مرا عوض ميکند و فرزندانم را شستشوي مغزي ميدهد و جز با زبان فريب با من سخن نميگويد چه حق دارد که مرا بپاي صندوق رأي بخواند ؟
    بايستي اگر شده يکبار از خودتان بپرسيد که اين حکومت حق انتخاب چه چيزي را بمن داده است ؟ آيا جز آنچه که خودش تعيين ميکند حق انتخاب چيزي ديگزي را هم داريم ؟ آيا نديديد که خامنه اي حتي به شخص مورد نظرش هم اشاره ميکند و اگر چه تمام مترسکها برايش يک نقش را ايفا خواهند کرد و جز بازيچه اي در دستان او که همان دستهاي قدرت است نخواهند بود ، اما اينبار کار را بشانس هم نميگذارد و مستقيما از احمدي نژاد حمايت ميکند ؟ بسخنان او در کردستان دقت کنيد تا ببينيد که نشانيهائي که از رييس جمهور ايده آل ميدهد همان احمدي نژاد است . کارناوال انتخابات اينبار نمايشهاي تهوع آورتري از گذشته را بروي صحنه آورده است ! حتي دوربين مخفي را بکار گرفته اند تا با ايجاد هراس مانع از جوانه زدن هر هسته ي اعتراضي شوند .
    در اين ميدانچه ي خالي که حکومت براي خودش قرق کرده است ملت شريف ايران بدجوري تنها مانده است ! از همه سو نواي فريب بگوش ميرسد و همه ي بازيها براي گرفتن يک تأييد چهارساله ي ديگر بکار گرفته ميشود . ما نيازمند آن هستيم تا ضرب شصتي نشان دهيم که جدا بفکر اصلاح دو چيز برآيند : اصلاح ميزان دخالت دين در سياست ، و رفع مفاسد اقتصادي از طريق کوتاه کردن دست آقازاده ها ! نگوييد کاري نميشود کرد ، کافيست دموکراسي را امتحان کنيد و در انتخابات شرکت نکنيد . تحريم شوي نابکارانه اي که جاي دموکراسي واقعي را گرفته است بهترين نوع احترام به دموکراسي است .
    آخ........چشمام درد گرفت!
    میگم شما که انقدر پول لازم هستی و خانواده ی محترمتون در سوء تغذیه به سر می برن! بهتر نیست به جای اینکه صبح تا شب بشینید همه ی برنامه های سیاسی اجتماعی تلویزیون رو نگاه کنید و بعد تحلیل بفرمایید یا اینکه بروید خبرگزاریها رو بخونید یا بیایید در اینجا این همه صغری کبری بچینید یا تازه ترین اخبار خارجی و داخلی و مرزی و فرامرزی و هسته ای و دینی و حزبی و...... رو دنبال کنید ! کمی به فکر کار و تلاش باشید؟؟؟؟!!!!
    نمی دونید الآن اینجا همه متاثر شدن و دلشون مملو شد از تنفر و کینه نسبت به رژيم ...
    لطفا" یه قرار بذارید برای برپایی انقلاب تازه!
    میگم چطوره مبداء تظاهرات کافی نت روستای شما باشه؟؟؟؟؟؟
    یا نزدیک خونتون تو جردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    فقط امیدوارم بلیط برگشت به خارجه رو آماده داشته باشید که اگه مزدورای رژيم حمله کردند فلنگو ببندید!!!
    ویرایش توسط لوتی : ۱۳۸۸/۰۲/۲۷ در ساعت ۲۲:۱۱
    گریه نمی کنم نه اینکه سنگم......
    گریه غرورمو به هم می زنه
    مرد برای هضم دلتنگیاش
    گریه نمی کنه قدم میزنه.......


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۶
    نوشته
    131
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    بلندپروازي




    باسلام
    يكي از بستگانم كه خيلي بلند پرواز بود بيش از ده ساله كه از ايران به آلمان رفت
    البته نخست پناهنده شد و همه چيز را از صفر شروع كرد
    فراموش نشود اينجا براي خودش زندگي در حد مختصري داشت اما همه را كنارگذاشت و رفت آلمان براي اين كه خوشبخت شود و پول زيادي را به دست بياورد
    اما الان بيش از ده سال از رفتنش مي گذره مرتب به موبايل من زنگ مي زنه و گلايه مي كنه مي گه شنيدم ايران خيلي خوب شده ، دلم براي اونجالك ميزنه ولي نمي تونم بيام
    بهش مي گم خب پاشو بيا ديگه
    مي گه: نمي تونم آخه اونجا همه ازم انتظار دارن فكر مي كنند من الان دارم پول پارو مي كنم
    خبر ندارن كه من تنهايه كارگر ساده هستم
    توي ايران از خودم يه ماشين داشتم گواهينامه داشتم اما اينجا اگه بخوام گواهينامه بگيرم بايد چيزي حدود دوبرابر حقوقم رو بدم
    حقوقي رو كه مي گيرم تنها مكفي زندگي خودمه
    وووو
    همه اين ها حاكي از آن است كه گاهي انسان به خاطر زياده خواهي دست به اقداماتي مي زند
    غافل از آن كه هم پل هاي پشت سر رو خراب مي كنه و هم وقتي برگرده بايد همه چيز رو از نو شروع كنه
    من فكر مي كنم اوني هم كه برگشته بايد توسط برخي حمايت بشه قبول دارم
    ولي تا بياد اعتماد اطرافيان رو به خودش جلب كنه تا بياد عملكرد خودش رو مثبت نشون بده تا بياد جابيفته وو..... خب زمان مي بره بايد ساخت مدتي بايد تحمل كرد يك سال به نظرم براي اين اتفاقات كمه بايد بيشتر وقت گذاشت.

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,335
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.منم با جوابایی که اقای لوتی به آقا رسول دادن خیلی موافقم ولی یه کم مهربون تر .آقا رسول من خودم یه پسر عمو دارم 2 تا بچه داره.لیسانس زبان داره ولی دفتر داره یه مدرسه س.خب من الان به این نتیجه رسیدم که حقشه!!چرا؟به خاطر اینکه اون وقت که باید به فکر کار و تلاش و درس باشه نبود.بعد اینکه درسشم تموم کرد سنش رفت بالا.قانونم میگه افراد زیر 28 سال نباید تو امتحانای استخدامی شرکت کنه.اگه بخوان اینو شرکت بدن اونیکی اعتراض میکنه و خلاصه هرج و مرج میشه.شما هم اون وقتی که موقع تلاش و کار بود حتما اقدام نکردی و تقصیر کار خود شما هستین نه احمدی نژاد بیچاره.خود من دوره اول به آقای احمدی نژاد رای ندادم ولی تو این 4 سال به این نتیجه رسیدم که بهترین و لایق ترین فرد خود ایشون هستن!چرا؟؟؟؟به خاطر اینکه اولین فردیه که دیدم به فکر مردمه.خواب و خوراکش مردمه.با اینکه بدترین ضربه رو به بانک ها زده و همه مزایای اونا رو قطع کرده ولی با این حال تنها کسیه که به فکر مردمه کشورشه و عدالت رو رعایت میکنه
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,335
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقا رسول شما حتما به این دلایل نمیخواین به آقای احمدی نژاد رای بدید.درسته؟؟؟؟؟؟؟؟سایت ستادهای مردمی احمدی‌نژاد در مطلبی تحت عنوان «چرا به احمدي‏نژاد راي نمي‏دهم؟/ شما متهم هستید آقای دکتر!» نوشت: من در دوره قبل به شما رای ندادم و این دوره نیز با کمال افتخار به شما رای نخواهم داد. دلایل این رای ندادن بسیار مهم هستند که برای اطلاع مردم عزیز منتشر می‌نمایم. 1) شما شان ریاست‌جمهوری را شکستید و با مردم کوچه و بازار، جوانان و پیران روستایی هم صحبت شدید. جلال و جبروت رییس‌جمهور در تعداد ماشین‌های ضدگلوله شیشه دودی نهفته بود، وقتی این کاروان از خیابان‌ها عبور می‌کرد دشمنان ما از این هیبت می‌ترسیدند، اما اکنون کجاست آن هیبت؟ کجاست آن شکوه؟ ... 2) از وقتی که شما در سال 84 وارد عرصه انتخابات شدید تاکنون به طور متوسط ماهی یک پیامک در مورد شما به دستم می‌رسد، مطمئنم خیلی از مردم چنین وضعیتی داشته‌اند، اگر هر کدام از پیام‌ها 30 ثانیه وقت افراد را به خود اختصاص دهد و هر پیام تنها برای 5ميلیون نفر ارسال شده باشد، چقدر وقت مردم را تلف کرده‌اید، شما که ذهن ریاضی خوبی دارید، لطفا محاسبه کنید! تازه در اکثر پیام‌ها حرف‌های بدی نیز زده می‌شود، گناه این حرف‌های زشت هم پای شما است؛ چراکه اگر به صحنه نمی‌آمدید ما این پیام‌ها را نداشتیم، داشتیم؟ 3) راستی شما به چه حقی روزی 6- 5 ساعت استراحت می‌کنید و مابقی را به کار مشغول هستید؟ 4) آقای احمدی نژاد 4 سال گذشت، اما ما هنوز به آنچه که در سند چشم‌انداز پیش‌بینی شده نرسیده‌ایم! چهار سال برای تحقق چشم‌انداز بیست ساله کم است؟! 5) در مطبوعات خواندم که طبق بررسی یک مرکز تحقیقاتی، توهین مستقیم به ريیس‌جمهور در رسانه‌ها در مورد دو ريیس‌جمهور سابق تنها به تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده است، اما در مورد شما تا چند ماه پیش، بیش از هزارو پانصد بار. یاد بگیرید! فضا را مثل گذشتگان آزاد بگذارید تا رسانه‌ها حرف بزنند، اگر نگذارید حرف بزنند آنها مجبور می‌شوند توهین کنند!!! 6) حتی آدم‌های عامی نیز می‌دانند که اگر رو در روی دزد بایستید و بگویید شما دزدید اموال مرا بازگردانید؛ ناراحت شده و عکس‌العمل نشان می‌دهد. در این مواقع باید از روش‌های مسالمت‌آمیز استفاده کرد. باید بگویید:‌ ای عزیز! ای هلو! شما دزد نیستید بلکه شاید از روی اشتباه مالی را از من نزد خود دارید، بیایید گفت‌وگو کنیم اگر دوست داشتید آن را به من برگردانید اگر دوست نداشتید خب! بحثی نداریم! 7) شنیده‌ام که سیب‌زمینی مازاد کشاورزان را از آنها خریده و رایگان توزیع کرده‌اید، در این مورد چند نکته قابل توجه است: *چون مردم ما آنقدر از سطح فکری پایینی برخوردارند که با یک سیب‌زمینی رایگان ممکن است رای خود را به این و آن بفروشند، شما نمی‌بایست این کار را می‌کردید! * یا مثل سال‌های گذشته سیب‌زمینی را می‌خریدید، اما آن را به‌گونه‌ای از بین می‌بردید تا کسی از آن استفاده نکند. * راستی سلامت مردم چه می‌شود؟ مصرف زیاد سیب‌زمینی چه تبعاتی دارد؟ 8) محمود احمدی‌نژاد، چرا همه آمارهای شما به‌گونه‌ای مشکل دارد؟ همه طرح‌هایی که اجرا کرده‌اید، حتی عددهایی که بانک جهانی در مورد رشد تولید ناخالص داخلی، افزایش میزان خصوصی‌سازی، افزایش رشد اقتصادی، افزایش فعالیت‌های عمرانی و... داده است؛ مشکل‌دار است. آمارهای شما فاقد اعتبار است، خودتان را اصلاح کنید! هر چیزی که به نحوی به شما ارتباط پیدا بکند فاقد اعتبار است، البته بی‏انصاف نیستیم ضعف‌ها را می‌بینیم و حتی آن را برجسته هم می‌کنیم. چرا کشور را به سمت نابودی می‌برید؟ آیا دیگر بس نیست، می‌خواهید کشور را به قهقرا ببرید. به هر حال امیدوارم که در دوره دهم رای نیاورید
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جاي اينهمه تاپيك الكي كه در تبليغ احمدي نژاد زده شده تو انجمن، يك تاپيك جامع بزنيد به اسم : ستاد تبليغاتي دكتر احمدي نژاد و خيال همه رو راحت كنين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اصلا بهتره اسم اين انجمن رو هم عوض كنين بذارين : همه با هم به احمدي نژاد راي دهيم!!!!!!!!
    اسمم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگیم را یکی از اجدادم ، دیگر بس است . راهم را خودم انتخاب خواهم کرد

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,030
    صلوات
    110
    تعداد دلنوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 9 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    72



    رای رای تا پیروزی!!!!!!!!
    ویرایش توسط گلستان قرآن : ۱۳۸۸/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۰۰

  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیشخند




    نقل قول نوشته اصلی توسط کیا کرد نمایش پست
    آقا رسول شما حتما به این دلایل نمیخواین به آقای احمدی نژاد رای بدید.درسته؟؟؟؟؟؟؟؟سایت ستادهای مردمی احمدی‌نژاد در مطلبی تحت عنوان «چرا به احمدي‏نژاد راي نمي‏دهم؟/ شما متهم هستید آقای دکتر!» نوشت: من در دوره قبل به شما رای ندادم و این دوره نیز با کمال افتخار به شما رای نخواهم داد. دلایل این رای ندادن بسیار مهم هستند که برای اطلاع مردم عزیز منتشر می‌نمایم. 1) شما شان ریاست‌جمهوری را شکستید و با مردم کوچه و بازار، جوانان و پیران روستایی هم صحبت شدید. جلال و جبروت رییس‌جمهور در تعداد ماشین‌های ضدگلوله شیشه دودی نهفته بود، وقتی این کاروان از خیابان‌ها عبور می‌کرد دشمنان ما از این هیبت می‌ترسیدند، اما اکنون کجاست آن هیبت؟ کجاست آن شکوه؟ ... 2) از وقتی که شما در سال 84 وارد عرصه انتخابات شدید تاکنون به طور متوسط ماهی یک پیامک در مورد شما به دستم می‌رسد، مطمئنم خیلی از مردم چنین وضعیتی داشته‌اند، اگر هر کدام از پیام‌ها 30 ثانیه وقت افراد را به خود اختصاص دهد و هر پیام تنها برای 5ميلیون نفر ارسال شده باشد، چقدر وقت مردم را تلف کرده‌اید، شما که ذهن ریاضی خوبی دارید، لطفا محاسبه کنید! تازه در اکثر پیام‌ها حرف‌های بدی نیز زده می‌شود، گناه این حرف‌های زشت هم پای شما است؛ چراکه اگر به صحنه نمی‌آمدید ما این پیام‌ها را نداشتیم، داشتیم؟ 3) راستی شما به چه حقی روزی 6- 5 ساعت استراحت می‌کنید و مابقی را به کار مشغول هستید؟ 4) آقای احمدی نژاد 4 سال گذشت، اما ما هنوز به آنچه که در سند چشم‌انداز پیش‌بینی شده نرسیده‌ایم! چهار سال برای تحقق چشم‌انداز بیست ساله کم است؟! 5) در مطبوعات خواندم که طبق بررسی یک مرکز تحقیقاتی، توهین مستقیم به ريیس‌جمهور در رسانه‌ها در مورد دو ريیس‌جمهور سابق تنها به تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده است، اما در مورد شما تا چند ماه پیش، بیش از هزارو پانصد بار. یاد بگیرید! فضا را مثل گذشتگان آزاد بگذارید تا رسانه‌ها حرف بزنند، اگر نگذارید حرف بزنند آنها مجبور می‌شوند توهین کنند!!! 6) حتی آدم‌های عامی نیز می‌دانند که اگر رو در روی دزد بایستید و بگویید شما دزدید اموال مرا بازگردانید؛ ناراحت شده و عکس‌العمل نشان می‌دهد. در این مواقع باید از روش‌های مسالمت‌آمیز استفاده کرد. باید بگویید:‌ ای عزیز! ای هلو! شما دزد نیستید بلکه شاید از روی اشتباه مالی را از من نزد خود دارید، بیایید گفت‌وگو کنیم اگر دوست داشتید آن را به من برگردانید اگر دوست نداشتید خب! بحثی نداریم! 7) شنیده‌ام که سیب‌زمینی مازاد کشاورزان را از آنها خریده و رایگان توزیع کرده‌اید، در این مورد چند نکته قابل توجه است: *چون مردم ما آنقدر از سطح فکری پایینی برخوردارند که با یک سیب‌زمینی رایگان ممکن است رای خود را به این و آن بفروشند، شما نمی‌بایست این کار را می‌کردید! * یا مثل سال‌های گذشته سیب‌زمینی را می‌خریدید، اما آن را به‌گونه‌ای از بین می‌بردید تا کسی از آن استفاده نکند. * راستی سلامت مردم چه می‌شود؟ مصرف زیاد سیب‌زمینی چه تبعاتی دارد؟ 8) محمود احمدی‌نژاد، چرا همه آمارهای شما به‌گونه‌ای مشکل دارد؟ همه طرح‌هایی که اجرا کرده‌اید، حتی عددهایی که بانک جهانی در مورد رشد تولید ناخالص داخلی، افزایش میزان خصوصی‌سازی، افزایش رشد اقتصادی، افزایش فعالیت‌های عمرانی و... داده است؛ مشکل‌دار است. آمارهای شما فاقد اعتبار است، خودتان را اصلاح کنید! هر چیزی که به نحوی به شما ارتباط پیدا بکند فاقد اعتبار است، البته بی‏انصاف نیستیم ضعف‌ها را می‌بینیم و حتی آن را برجسته هم می‌کنیم. چرا کشور را به سمت نابودی می‌برید؟ آیا دیگر بس نیست، می‌خواهید کشور را به قهقرا ببرید. به هر حال امیدوارم که در دوره دهم رای نیاورید
    ]چنتا هم من اضافه کنم
    9)چرا میان مسابقه های تیم های ملی ما را میبینیید؟ عامل باخت ایران دایی نیست احمد نژاد است!
    10) به قول یک کاندیدا : شما بیشترین کمک را کردید به صیهونیست!
    11)هیچی واسه رفع تنش نکردهبا دخترکها خوش و بش نکرده!
    12)بوجه برا باج و سیبیل نگذاشتهتو جیب بعضی ها شیتیل نگذاشته!
    و ..........
    تسلیم باش در برابر سخن حق
    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

  17. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود