صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا فرد افسرده در مراسم عزای اهل بیت(ع) شرکت کند ضرر داره؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا فرد افسرده در مراسم عزای اهل بیت(ع) شرکت کند ضرر داره؟




    افسرده در مراسم عزای اهل بیت(ع) شرکت کند ضرر داره؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    156
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب استاد، در محضر شما درس پس میدم.

    1- شرکت آگاهانه در مراسم اهل بیت(ع) باعث تقلیل و حتی درمان ناراحتی های روحی خواهد شد.
    2-فضایی که روح اهل بیت (ع) در آن می باشد شفاست.
    3-نوعی توسل و یاری طلبی از ایشان نیز که در آن جا وجود دارد انسان را دلگرم می کند.
    4-دیدن آن همه عظمت، از خودگذشتگی و مقاومت و ایثار، بخش هایی از وجودمان را که شاید به خواب رفته باشد بیدار می کند و نوعی هم الگو پذیری در پی دارد.
    5- و در نهایت انسان می بیند مصائب و سختی ها مختص او نیست ، اهل بیت (ع) نیز که راهبر ما می باشند ،مصائب دنیا را چشیده اند.


    وهمه ی اینها با هم نوعی نشاط روحی ، امید به آینده و تقویت روحیه ی مقاومت را در فرد زنده نگه می دارد



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yas313 نمایش پست
    جناب استاد، در محضر شما درس پس میدم.

    1- شرکت آگاهانه در مراسم اهل بیت(ع) باعث تقلیل و حتی درمان ناراحتی های روحی خواهد شد.
    2-فضایی که روح اهل بیت (ع) در آن می باشد شفاست.
    3-نوعی توسل و یاری طلبی از ایشان نیز که در آن جا وجود دارد انسان را دلگرم می کند.
    4-دیدن آن همه عظمت، از خودگذشتگی و مقاومت و ایثار، بخش هایی از وجودمان را که شاید به خواب رفته باشد بیدار می کند و نوعی هم الگو پذیری در پی دارد.
    5- و در نهایت انسان می بیند مصائب و سختی ها مختص او نیست ، اهل بیت (ع) نیز که راهبر ما می باشند ،مصائب دنیا را چشیده اند.


    وهمه ی اینها با هم نوعی نشاط روحی ، امید به آینده و تقویت روحیه ی مقاومت را در فرد زنده نگه می دارد
    سلام برشما
    درتکمیل نکات شما باید بگوییم که افسردی در روان شناسی تعریف خاص خود را دارد و با غمگینی فرق دارد .
    افسردی ممکن است ریشه شناختی،جسمی - زیستی و عاطفی و ژنتیکی داشته باشد.
    افسرده همه چیز را تیره می ببیند . او به دلیل تحریف های شناختی خود، زندگی و دیگران و آینده و خدا ، را تار و خاکستری می بیند و اغلب زندگی را غیر عادلانه تفسیر می کند به گونه ای که شرورش بر خیراتش غلبه دارد و ارزش زیستن ندارد. ممکن این فرد با شنیدن مصیبت ها بر باورهای غلط خود پافشاری کند وتاییدی بر آنها بداند.
    پس ارزیابی سطح بینش و افکار واحساسات او نسبت به خود ، دیگران ، خدا و زندگی مهم است اگر مشکل دار باشد می توانیم از جلوه و‌آموزه های دیگر دین برای کمک به او استفاده کنیم مثل زیارات،دیدار علما ربانی،و....
    راستی دین چه خدماتی جهت پیشگیری از افسردگی ما دارد ؟


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    به نام خدا و سلام

    البته افراد فرق می کنن. شاید برای فرد خاصی با حالات روحی خاص، شرکت در اینگونه مجالس مفید نباشه و حتی مضر هم باشه. (نمی دونم. فقط صرف احتمال عرض کردم)
    ولی فکر می کنم این فایده رو داشته باشه که طرف وقتی مصائب و سختی های این بزرگواران رو میفهمه، درد خودش رو کوچیک و ناچیز حس می کنه.


    یکی از بستگان ما مدت زیادی هست دچار افسردگی شده. تا جایی که تقریبا از فامیل بریده بود و در کمتر اجتماعی شرکت می کرد. روزانه بیش از 10 قرص مختلف مصرف می کرد و کمترین مصرف سیگارش هم 3 بسته در روز بود.
    چند وقت پیش رفته بودم دیدنش. بهم گفت: فلانی، یه چیزی بگم شاید باورت نشه. رفته بودم تهران دکتر. از مدت ها پیش نوبتش رو گرفته بودم. متخصص روانشناسی هست و جزو بهترین هاست. فقط ماهی چند روز ایران هست.

    اون روز دکتر بعد از مدتی صحبت وقتی فهمید من از قم اومدم، بهم گفت: شما که بهترین دکتر رو در شهرتون دارید، چرا اونجا نمیرین؟ من تعجب کردم! گفتم: کی آقای دکتر؟ دکترهای متخصص قم شما رو بهم معرفی کردند.
    دکتر گفت: شما مگه حضرت معصومه رو در قم ندارید؟ چرا اونجا نمیری؟ بیماری شما جسمی نیست. درسته با این قرصا و داروها خفیف میشه و حتی ممکنه درمان هم بشه، ولی بهترین درمان برای شما اینه که خودت از درون بتونی خودتو درمان کنی. هر وقت خیلی دلت گرفت، برو حرم. نمیخواد نماز و دعا هم بخونی! فقط روبروی ضریح بشین و نگاه کن. حرفای دلت رو بزن و خودتو تخلیه کن. نذار رو دلت سنگینی کنه... سعی کن ارتباط معنوی و روحانیت رو تقویت کنی. خیلی خودتو وابسته به این داروها نکن...



    ویرایش توسط parsa : ۱۳۸۸/۰۲/۲۸ در ساعت ۰۳:۱۱
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    گريه و عزادارى براى امام حسين(عليه السلام) داراى آثار روحى و تربيتى است. شركت در مراسم عزادارى و گريه بر ايشان سبب آشنايى بيشتر با اين خاندان، الگو گرفتن از آنان در رفتار و گفتار و سبب افزايش محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت است كه خود مصداق روشنى از «مودة فى القربى» (دوستى اهل بيت)، و مورد سفارش قرآن است: (شورى، 23)
    عزادارى و گريه براى امام حسين(عليه السلام) در واقع اطاعت و عمل به سفارشات اولى الامر يعنى ائمه معصومين(عليهم السلام) است، زيرا آنان خود براى امام حسين(عليه السلام) گريه مى كردند و شيعيان را به عزادارى و گريه توصيه مى نمودند. حضرت امام خمينى(رحمه الله) نيز در يكى از سخنانشان مى فرمايند: «زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهم سياسى ـ عبادى است. عزادارى كردن براى شهيدى كه همه چيز را در راه اسلام داده است يك مسأله سياسى است.... بايد به اين مظاهر، شعائر و امورى كه در اسلام به آن سفارش شده فكر كنيد كه اين ها يك مسأله سطحى نبوده است كه مى خواستند جمع بشوند و گريه كنند، خير، ما ملت گريه سياسى هستيم، ما ملتى هستيم كه با همين اشك ها سيل جريان مى دهيم و سدهايى كه در مقابل اسلام ايستاده است را خرد مى كنيم.»
    بنابر این عزاداری بر اهل بیت در واقع طراوت و زندگی می آورد .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    افسردگی حالت نامطلوبی است که باید به طریق مناسبی رفع شود.
    یافتن راه مناسب برای رفع افسردگی به عامل پیدایش آن بستگی دارد.
    گاهی انسان برای چیز بی ارزشی افسرده می شود، مثل مادیات. گاهی موضوع با ارزش است اما بینش انسان نسبت به آن ناقص و محدود است، مانند از دست دادن عزیزان.
    گریستن آرام و صبورانه و تسلی دادن دیگران و حتی مشارکت آنان در غم و مصیبت او و ذکر مصائب بزرگان و اولیای خدا در این گونه موارد بهترین دارو است.

    گاهی افسردگی انسان بر اثر سوء تغذیه یا مواد مضری مانند داروهای بیهوشی است. در این موارد گاهی افسردگی چنان شدید می شود که فرد احساس می کند می خواهد بمیرد. اگر وی در این حالت به طور طبیعی و ناخود آگاه گریان نشود حتماً دچار صدمات فراوانی مانند سکته های ناقص و حتی مرگ می شود.
    پس در این موارد نیز گریه دارویی طبیعی است. اما باید هرچه سریعتر اینگونه افسردگی ها با مداوای مناسب مانند نوشیدن دم کرده گل گاوزبان و سنبل الطیب با کمی گلاب و زعفران برطرف شود.

    به طور کلی بهترین درمان افسردگی های فردی و اجتماعی گریستن برای اهل بیت پیامبر، فراغ امام زمان و گریه های عاشقانه برای خداوند متعال است.
    این گریه ها افسردگی را می زداید و روح و فکر انسان را جلا و روشنی می بخشد.
    یا حق

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    حالا من هر وقت دچار بحرانهای زندگی میشوم و به نوعی افسردگی به سراغم میاید برای درمان به سراغ شهدا میرم مخصوصا سر مزار حاج حسین خرازی و حاج احمد کاظمی چون از بهترینها هستند با شهدا درد دل میکنم ازشون تشکر میکنم به خاطر جانی که به خاطر ما برای دفاع از میهن عزیزمان دادند تا ما امروزه راحت در پی کسبو کارمون باشیم بتونیم تحصیلات خوبی داشته باشیم و از خودم خجالت میکشم که در این حال هستم (افسردگی) و سعی میکنم براین حالم غلبه کنم و عجب پزشکانی هستند اینها باور کنید چنان نتیجه درمان را در خودم احساس میکنم که شاید باورتون نشه وقتی از گلستان برمیگردم اثار شادی رو در خودم احساس میکنم
    شادی روحشون صلوات
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان سلام
    نکات بسیار خوبی بیان شده
    یادآوری می کنم افسردگی با غمگینی و قبض روحی که هر از چند گاهی به سراغ همه انسان ها حتی اولیاء الاهی می‌آید، فرق دارد. دوباره به متن زیر توجه کنید.افسردی ممکن است ریشه شناختی،جسمی - زیستی و عاطفی و ژنتیکی داشته باشد.
    افسرده همه چیز را تیره می ببیند . او به دلیل تحریف های شناختی خود، زندگی و دیگران و آینده و خدا ، را تار و خاکستری می بیند و اغلب زندگی را غیر عادلانه تفسیر می کند به گونه ای که شرورش بر خیراتش غلبه دارد و ارزش زیستن ندارد. ممکن است این فرد با شنیدن مصیبت ها بر باورهای غلط خود پافشاری کند وتاییدی بر آنها بداند.
    پس ارزیابی سطح بینش و افکار واحساسات او نسبت به خود ، دیگران ، خدا و زندگی مهم است اگر مشکل دار باشد می توانیم از جلوه و‌آموزه های دیگر دین برای کمک به او استفاده کنیم مثل زیارات،دیدار علما ربانی،و....
    چند نکته روان شناختی:
    1- در مواجه کردن فرد افسرده با جلوه های دینی حساس باشیم ممکن است با شرکت در مراسم سوگ، روضه و مرثیه سرایی حال فرد بدتر شود اما با رفتن زیارت و....حالش بهترشود
    2- البته و صد البته
    عمق باورهای فرد بسیار مهم است اگر باورها سطحی باشد ممکن است فرد آسیب ببیند ولی باورهای عمیق و به قول آلپورت دینداری درون ذاتی(نه برون ذاتی مثل همرنگی،ریا و...)می تواند حامی فرد باشد و حتی در مراسم سوگ نیز زینب وار در سخت ترین گرفتاری ها جز زیبایی نبیند (ما رایتُ الا جمیلا)
    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۰:۲۱


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از همه دوستانی که در این تاپیک ما را همراهی کردند بسیار سپاسگذاریم
    باقی بقایتان

    ویرایش توسط D.HAMID : ۱۳۸۸/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۳:۵۸

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی

  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10

    کون و مکان به دست محمد و آل محمد است




    با سلام خدمت دوستان
    ارتباط با پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام حقیقتا ارتباط با هسته آفرینش می باشد

    یعنی آنان واسطه بین خداوند و سائر مخلوقین می باشند

    حتی ملائکه نیز از وجود آنان فیض می برند

    فطرس ملک که متوسل به امام حسین شد از این قبیل است

    نیز بعض انبیاء الهی نیز مانند حضرت آدم حضرت نوح و غیره

    اینها بخشی از استمداد مخلوقین از واسطه های فیض می باشد

    طبق اعتقادات ما (که شواهد مادی نیز دارد) اولیاء إلهی جانشینان خداوند و متولی کار مخلوق هستند

    یعنی خداوند کون و مکان و تغییر و تبدل را به اینان واگذار کرده است

    طبیعی است افسردگیها نیز به دست اینان رفع میشود

    جالب اینجاست که به محض توسل حال خوشی به ما دست میدهد، یک شادی در ما بوجود می آید که با شادیهای دنیائی فاصله زیاد دارد

    اینکه عرض کردم به محض توسل یعنی اینکه چه دعاهامان مستجاب شود چه نشود

    و این نیست جز همان روح إلهی که در وجود آن بزرگواران نهادینه شده است

    البته رفع افسردگی مخصوص شرکت در مجالس آنان و توسل ذات قدسیشان نیست، بلکه هرکه در دام عشق آنان گرفتار باشد نیز میتواند برای ما شادی آفرین و سبب رفع افسردگی ما باشد

    مانند توسل به شهداء که دوست عزیزمان فرمودند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدای اشنا نمایش پست
    حالا من هر وقت دچار بحرانهای زندگی میشوم و به نوعی افسردگی به سراغم میاید برای درمان به سراغ شهدا میرم ... چنان نتیجه درمان را در خودم احساس میکنم که شاید باورتون نشه وقتی از گلستان برمیگردم اثار شادی رو در خودم احساس میکنم



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود