جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کسب اخلاق از ددیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506

    کسب اخلاق از ددیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی




    بنابر آیات و روایات، صفات مؤمن، سه نوع است: معنوی، انسانی، مادی.معمولا کاربرد کلمه «صفت» در مورد انسان، ناظر به امور درونی است.بنابر این معنا، صفات مؤمن به دو بخش معنوی (الهی)، و انسانی تقسیم می‏شود، صفاتی چون: توکل، رضا و تسلیم از قسم اول به شمار می‏آید .حالاتی چون: سخاوت، عفو و بخشش، وفای به عهد و جز آن، از قسم دوم محسوب می‏شود.این معانی، از سنخ حالات درونی آدمی است که صفات هم نامیده می‏شود.اعمال خارجی انسان را صفات نمی‏گویند .البته، صفات وقتی به ظهور آمد به اعضا و جوارح نیز سرایت می‏کند.
    تعداد صفات مؤمن بسیار است و برای بر شمردن کامل آن نیز باید به آیات و روایات مراجعه کرد.ما در اینجا، فقط به مهمترین این صفات اشاره می‏کنیم، شایان ذکر است که صفات انسانی آن گاه که از صفات معنوی و الهی ناشی شود می‏تواند پشتوانه منطقی محکمی داشته باشد، و گرنه بدون اعتقاد به‏جنبه‏های معنوی، صفات انسانی توجیه ناپذیر و بی پشتوانه است.در این مبحث از اعمالی سخن می‏رود که از درون نشأت می‏گیرد.

    1.اضطراب ناشی از محبت: هرگاه مؤمن به یاد حق تعالی می‏افتد قلبش به تپش و لرزش در می‏آید، حتی این اضطراب و تأثر درونی، در ظاهر او هم اثر می‏گذارد.
    انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم (6)
    مؤمنان آنها هستند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود..ازدیاد ایمان در اثر شنیدن سخن حق:
    «و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا» (7)
    و هنگامی که بر آنان آیات الهی تلاوت می‏شود ایمانشان فزونی می‏گیرد.
    بدیهی است حالات قلبی به ظاهر تراوش می‏کند.از این رو، زبان به مدح محبوب می‏گشاید.
    «و اذا یتلی علیهم قالوا آمنا به إنه الحق من ربنا» (8)
    و هنگامی که برایشان آیات الهی تلاوت می‏شود می‏گویند ایمان آوردیم، همانا این سخن حق است و از ناحیه پروردگار ما است.
    از این آیه در می‏یابیم که مؤمن سنخ سخن محبوب را می‏شناسد.
    3.سجده و خضوع در برابر حق: مؤمن آن گاه که سخن حق را می‏شنود، از عظمت خدا با کرنش به خاک می‏افتد.سجده، نشانه اوج عبودیت و خضوع است.
    4.تحمید و تسبیح حق: مؤمنان نه تنها در برابر حق سجده می‏کنند که تسبیح و تحمید حضرتش را نیز می‏گویند.تسبیح، تنزیه و پیراستن است، و تحمید، آراستن.تحمید و تسبیح با یکدیگر نسبت دارند.با تحمید، تسبیح هم تحقق پیدا می‏کند.چون در کنار هر اثبات، نفی هم هست.
    5.مراقبت در نمازها: یکی از علائم ایمان، اهمیت دادن به نماز است.در آیات قرآن درباره نماز خواندن مؤمن سه مطلب مطرح شده است: الف.مؤمن اهل اقامه نماز است.
    «الذین یقیمون الصلوة» (9) ،
    ب.نسبت به نمازهایش مراقبت دارد.
    «و الذین هم علی صلواتهم یحافظون» (10)
    ج.در نماز از حالات درونی خاصی برخورداراست.در آیه شریفه پس از آنکه می‏فرماید:
    «قد افلح المؤمنون»
    به عنوان اولین نشانه ایمان می‏فرماید:
    الذین هم فی صلوتهم خاشعون»
    یعنی در نماز حالت خشوع دارند.درباره فرق میان خضوع و خشوع گفته‏اند که خضوع کرنش بدنی و خشوع شکستگی باطنی است.ممکن است کسی ظاهرا رکوع و سجود کند اما روحش متواضع نباشد و چه بسا کسی که کمتر خم و راست می‏شود ولی باطنا متواضع است.ارزش نماز به خشوع آن است .
    در سوره فتح در وصف مؤمنان از اصحاب رسول الله (ص) می‏فرماید:
    «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.» (11) سپس خصوصیاتشان را بر می‏شمرد:
    «تریهم رکعا سجدا»
    اینان اهل رکوع و سجودند.یعنی مؤمن اهل راز و نیاز با خداست.نماز برای مؤمن، ادای وظیفه نیست.معاشقه است.راز و نیاز برای مؤمن به صورت طبیعت ثانویه درآمده است.هرگز احساس تحمیل و اکراه نمی‏کند.
    حق تعالی در آیه‏ای دیگر می‏فرماید:
    «تجافی جنوبهم عن المضاجع» (12)
    دور می‏شود پهلوهای آنان از بسترهایشان
    معنای آیه این نیست که از رختخواب بلند می‏شوند، بلکه آیه می‏گوید خود بخود پهلوهایشان را از رختخواب بلند می‏شود.دلبستگی به حق در آنان به قدری شدت دارد که با عشق پهلوهایشان را از رختخواب جدا می‏کنند.همچنین آیه می‏فهماند که راز و نیازهای مؤمنان بیشتر در شبهاست .
    «یدعون ربهم خوفا و طمعا»
    .خدا را با خوف و طمع می‏خوانند.خوف در مراتب پایین، خوف از عذاب است.و طمع در مراتب نازل، رجا به بهشت است.اما خوف در مراتب بالا، خوف از عظمت است.ما، در برابر بزرگی که قرار می‏گیریم بدون آنکه کار بدی کرده باشیم، در عین اظهار ارادت می‏لرزیم.این خوف عظمت است.
    رجاء هم در مراتب بالا رجاء دیدار است، امید لقاء الله است.علی (ع) در روایتی می‏فرماید : مؤمنی که داری خوف عظمت و رجاء دیدار است وقتی روحش به عالم بالا صعود می‏کند، فرشتگان در شگفت می‏مانند، از بس روح این مؤمن عظمت دارد.
    6.مؤمن خود را رهین فضل حق می‏داند:
    «...تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» (13)
    ایشان را در حال رکوع و سجود می‏بینی که فضل و خوشنودی خدا را می‏جویند.سیما و رفتار ایشان در چهره آنها بر اثر سجده مشخص است.
    یعنی، هرگز خود را طلبکار نمی‏انگارند.


    ادامه مطلب در آینده . . .
    ویرایش توسط :.مهدی.: : ۱۳۸۸/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۰:۰۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,178
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    506



    نقل قول نوشته اصلی توسط :.مهدی.: نمایش پست
    بنابر آیات و روایات، صفات مؤمن، سه نوع است:
    معنوی، انسانی، مادی.
    معمولا کاربرد کلمه «صفت» در مورد انسان، ناظر به امور درونی است.بنابر این معنا، صفات مؤمن به دو بخش معنوی (الهی)، و انسانی تقسیم می‏شود، صفاتی چون:
    توکل، رضا و تسلیم از قسم اول به شمار می‏آید .
    حالاتی چون: سخاوت، عفو و بخشش، وفای به عهد و جز آن، از قسم دوم محسوب می‏شود.
    این معانی، از سنخ حالات درونی آدمی است که صفات هم نامیده می‏شود.اعمال خارجی انسان را صفات می‏گویند .البته، صفات وقتی به ظهور آمد به اعضا و جوارح نیز سرایت می‏کند.
    تعداد صفات مؤمن بسیار است و برای بر شمردن کامل آن نیز باید به آیات و روایات مراجعه کرد.
    ما در اینجا، فقط به مهمترین این صفات اشاره می‏کنیم، شایان ذکر است که صفات انسانی آن گاه که از صفات معنوی و الهی ناشی شود می‏تواند پشتوانه منطقی محکمی داشته باشد، و گرنه بدون اعتقاد به‏جنبه‏های معنوی، صفات انسانی توجیه ناپذیر و بی پشتوانه است.در این مبحث از اعمالی سخن می‏رود که از درون نشأت می‏گیرد.

    1.اضطراب ناشی از محبت:

    هرگاه مؤمن به یاد حق تعالی می‏افتد قلبش به تپش و لرزش در می‏آید، حتی این اضطراب و تأثر درونی، در ظاهر او هم اثر می‏گذارد.
    انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم (6)
    مؤمنان آنها هستند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود..ازدیاد ایمان در اثر شنیدن سخن حق:
    «و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا» (7)
    و هنگامی که بر آنان آیات الهی تلاوت می‏شود ایمانشان فزونی می‏گیرد.
    بدیهی است حالات قلبی به ظاهر تراوش می‏کند.از این رو، زبان به مدح محبوب می‏گشاید.
    «و اذا یتلی علیهم قالوا آمنا به إنه الحق من ربنا» (8)
    و هنگامی که برایشان آیات الهی تلاوت می‏شود می‏گویند ایمان آوردیم، همانا این سخن حق است و از ناحیه پروردگار ما است.
    از این آیه در می‏یابیم که مؤمن سنخ سخن محبوب را می‏شناسد.

    2.سجده و خضوع در برابر حق:

    مؤمن آن گاه که سخن حق را می‏شنود، از عظمت خدا با کرنش به خاک می‏افتد.سجده، نشانه اوج عبودیت و خضوع است.

    3.تحمید و تسبیح حق:

    مؤمنان نه تنها در برابر حق سجده می‏کنند که تسبیح و تحمید حضرتش را نیز می‏گویند.تسبیح، تنزیه و پیراستن است، و تحمید، آراستن.تحمید و تسبیح با یکدیگر نسبت دارند.با تحمید، تسبیح هم تحقق پیدا می‏کند.چون در کنار هر اثبات، نفی هم هست.

    4.مراقبت در نمازها:

    یکی از علائم ایمان، اهمیت دادن به نماز است.در آیات قرآن درباره نماز خواندن مؤمن سه مطلب مطرح شده است: الف.مؤمن اهل اقامه نماز است.
    «الذین یقیمون الصلوة» (9) ،
    ب.نسبت به نمازهایش مراقبت دارد.
    «و الذین هم علی صلواتهم یحافظون» (10)
    ج.در نماز از حالات درونی خاصی برخورداراست.در آیه شریفه پس از آنکه می‏فرماید:
    «قد افلح المؤمنون»
    به عنوان اولین نشانه ایمان می‏فرماید:
    الذین هم فی صلوتهم خاشعون»
    یعنی در نماز حالت خشوع دارند.درباره فرق میان خضوع و خشوع گفته‏اند که خضوع کرنش بدنی و خشوع شکستگی باطنی است.ممکن است کسی ظاهرا رکوع و سجود کند اما روحش متواضع نباشد و چه بسا کسی که کمتر خم و راست می‏شود ولی باطنا متواضع است.ارزش نماز به خشوع آن است .
    در سوره فتح در وصف مؤمنان از اصحاب رسول الله (ص) می‏فرماید:
    «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.» (11) سپس خصوصیاتشان را بر می‏شمرد:
    «تریهم رکعا سجدا»
    اینان اهل رکوع و سجودند.یعنی مؤمن اهل راز و نیاز با خداست.نماز برای مؤمن، ادای وظیفه نیست.معاشقه است.راز و نیاز برای مؤمن به صورت طبیعت ثانویه درآمده است.هرگز احساس تحمیل و اکراه نمی‏کند.
    حق تعالی در آیه‏ای دیگر می‏فرماید:
    «تجافی جنوبهم عن المضاجع» (12)
    دور می‏شود پهلوهای آنان از بسترهایشان
    معنای آیه این نیست که از رختخواب بلند می‏شوند، بلکه آیه می‏گوید خود بخود پهلوهایشان را از رختخواب بلند می‏شود.دلبستگی به حق در آنان به قدری شدت دارد که با عشق پهلوهایشان را از رختخواب جدا می‏کنند.همچنین آیه می‏فهماند که راز و نیازهای مؤمنان بیشتر در شبهاست .
    «یدعون ربهم خوفا و طمعا»
    .خدا را با خوف و طمع می‏خوانند.خوف در مراتب پایین، خوف از عذاب است.و طمع در مراتب نازل، رجا به بهشت است.اما خوف در مراتب بالا، خوف از عظمت است.ما، در برابر بزرگی که قرار می‏گیریم بدون آنکه کار بدی کرده باشیم، در عین اظهار ارادت می‏لرزیم.این خوف عظمت است.
    رجاء هم در مراتب بالا رجاء دیدار است، امید لقاء الله است.علی (ع) در روایتی می‏فرماید : مؤمنی که داری خوف عظمت و رجاء دیدار است وقتی روحش به عالم بالا صعود می‏کند، فرشتگان در شگفت می‏مانند، از بس روح این مؤمن عظمت دارد.

    5.مؤمن خود را رهین فضل حق می‏داند:

    «...تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» (13)
    ایشان را در حال رکوع و سجود می‏بینی که فضل و خوشنودی خدا را می‏جویند.سیما و رفتار ایشان در چهره آنها بر اثر سجده مشخص است.
    یعنی، هرگز خود را طلبکار نمی‏انگارند.
    اصلاح نوشتار

    *** الهی العفو ***


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود