صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ::::: از فدک چه می‏دانیم؟ :::::

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    47
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت فدك




    گویا ابوبکر از حدیث موثقی مدرک اورده بود که اموال پیامبر به ارث نمیرسد وبه صدقه میرسد.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    نقل قول نوشته اصلی توسط philsof2 نمایش پست
    گویا ابوبکر از حدیث موثقی مدرک اورده بود که اموال پیامبر به ارث نمیرسد وبه صدقه میرسد.
    ممکنه این حدیث موثق رو بفرمایید؟
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    چیزی که در این مورد در تاریخ ثبت شده بطور خلاصه این هست که:

    وقتی مردم با ابوبکر بیعت کردند و خلافت او محکم شد، ابوبکر وکیل حضرت فاطمه علیهاسلام را از فدک خارج کرد و فدک را به تصرف خود درآورد.

    حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد ابوبکر رفتند و فرمودند: «چرا وکیل مرا از فدک بیرون کردی؟ پدرم رسول خدا آنرا به امر خدا به من داده است.»

    اما ابوبکر حدیثی به رسول خدا نسبت داد که هیچ کس نشنیده بود او می‌گفت پیامبر فرموده انبیاء از خود ارث ‌نمی‌گذارند.

    ---------------------------------------------------------------------

    خب، ما الان فقط یک سئوال می کنیم که چرا ابوبکر خانه های رسول خدا را که زنهایشان در آن سکونت داشتند از آنها پس نگرفت؟!

    آیا آن خانه ها به عنوان ارث بود که خودش می گوید انبیاء ارث نمی گذارند؟!
    آیا آن خانه ها را رسول خدا به آنها نبخشیده بود؟ پس چرا از آنها شاهد و بینه مطالبه نکرد؟

    نه هیچکدام از اینها نیست که بلکه تنها انگیزه ابوبکر این بود که دست امیرالمومنین را از فدک و اموال دنیا کوتاه کند تا مردم از دور آن حضرت متفرق گردند.

    ----------------------------------------------------------

    ضمن اینکه حضرت فاطمه علیهاالسّلام استدلال هایی از قرآن در مقابل این سخن خلیفه آوردند ولی ابوبکر جواب قانع کننده ای نداد.

    حضرت در پاسخ ابوبکر فرمودند: آیا سلیمان از پدرش داوود ارث نبرد؟ که خداوند مى فرماید: (وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داودَ)
    آیا زکریّاى پیغمبر عرض ‍ نکرد: (فَهَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَ یَرِثُنى وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوب: خدایا از پیشگاهت به من جانشینى ببخش ، که وارث من و آل یعقوب باشد)
    آیا خداوند در قرآن نفرموده است که : (یُوصیکُمُ اللّهُ فى اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُنْثَیَیْنِ: شما را در مورد فرزندانتان ، سفارش ‍ مى کنم که براى فرزند پسر، مطابق نصیب دو دختر بدهید)




    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    تفصیل ماجرای فدک هم به این شرح هست:

    ------------------------------------------------------

    بعد از اينكه ابوبكر بر خلافت تسلط يافت شخصي را به فدك فرستاد تا وكيل حضرت فاطمه (س) را از آنجا بيرون براند و آن را جزء بيت‌المال نمود.

    فدك محل بسيار آباد و حاصلخيزي در نزديكي خيبر بود كه بدون جنگ، يهود خيبر آن را به حضرت رسول الله واگذار كرده بوده و حضرت نيز آنرا به فاطمه بخشيده بود و تا پايان زندگي پيامبر فدك در دست فاطمه بود و فاطمه درآمد اين ملك را بين فقرا تقسيم مي‌كرد.

    زمانيــكه آيـه «وات ذالقــربي حقـه» (پس حق خويشــاوند را بـده) (آيه 26 : 17) نازل شد، حضرت رسول اكرم (ص) از جبرئيل پرسيد : “منظور از ذالقربي در آيه چيست؟” جبرئيل پاسخ داد : “فدك را به فاطمه ببخش.” پس پيامبر فاطمه را خواست و فدك را به او بخشيد.

    منابع اهل سنت :

    -تفسير درالمنثور سيوطي 177/4، تحت آيه وات ذالقربي حقه

    - كنز العمال متقي 158/2

    - ميزان اعتدال ذهبي 228/2، ذهبي حديث را صحيح دانسته است.

    - صواعق المحرقه، فصل 15، ص 21

    - روضة الصفا 135/2

    - شرح موافق ص 735

    - تاريخ احمدي، ص 45

    - روح المعاني 62/15



    حضرت رسول اكرم محمد مصطفي (ص) فرمود :

    “اي فاطمه فدك مال تو است و به تو اختصاص دارد.”

    - مجمع هيثمي 49/7، كنز العمال متقي 158/2 و حاكم در تاريخ خود و طبراني و ابن نجار نيز روايت را آورده‌اند.

    عايشه نقل ‌كرد :

    “فاطمه دختر پيامبر كسي را پيش ابوبكر فرستاد تا فدك را به او برگرداند. اما ابوبكر گفت : «پيامبر خدا گفت : ما پيامبران از خود ارث بجا نمي‌گذارم و ما تَرَك ما صدقه است.»”

    - صحيح بخاري 177/5 و صحيح مسلم 1380/3



    اما حضرت فاطمه (س) علاوه بر آوردن آياتي دربارة ارث رسيدن از سليمان به داود و رد ادعاي ابوبكر چرا كه راوي حديثي كه ابوبكر بيان مي‌كرد فقط تنها خودش بود و علاوه بر اين چون حضرت پيامبر تمام گفتارش مطابق با قرآن بوده پس هر حديثي كه با قرآن مغايرت داشته باشد فاقد اعتبار بوده و حديثي غير معتبر است.

    بعلاوه فاطمه فرمود : “فدك، عطيه و بخشش پيامبر است.”

    ابوبكر از او مطالبه بيّنه و شاهد نمود تا بدين وسيله ثابت كند كه فدك مُلك است.


    قابل ذكر است كه ابوبكر سخن حضرت فاطمه (س) كسي كه سيده نساء العالمين است را قبول ندارد آيا امكان دارد كسي دروغ بگويد و نعوذ بالله سرور تمام زنان عالم باشد.

    ثانياً هر گاه ملكي در تصرف كسي باشد كسي كه ادعاي خلاف آن را دارد بايد شاهد و بيّنه بياورد يعني فدك در تصرف حضرت فاطمه (س) بوده و ابوبكر بايد دليل و شاهد جهت رد آن مي‌آورد چرا كه حضرت پيامبر فرمود : البنيه علي المدعي و اليمين علي‌انكر (حجت بر كسي است كه مدعي است و كسي كه انكار مي‌كند بايد سوگند ياد كند).

    ثالثاً اگر ابوبكر ادعا مي‌كند كه پيامبران ارث باقي نمي‌گذارند پس چطور شد كه خانه پيامبر را به عايشه (دختر ابوبكر) و حفصه (دختر عمر) واگذار كرد هر چند كه در صورت واگذاري نيز بايد به هر كدام يك نهم يك هشتم ارث را مي‌داد نه كل خانه را.

    رابعاً همچنانچه در حديثي قبلاً ذكر شد و آيه شريفه “وات ذالقربي حقه” و لفظ “اعطاء” و “اقطاع” در روايات خود بينه واضحي بر هر فرد پيرو حقيقت مي‌باشد.



    به هر حال حضرت زهرا (س) بناچار براي اثبات حقانيت خود اقامه بينه كرد. حضرت علي (ع) و ام ايمن هر دو شهادت دادند كه فدك ملك حضرت زهرا (س) است اما ابوبكر پاسخ داد كه شهادت يك مرد و يك زن كافي نيست بلكه دو مرد يا يك مرد و دو زن مي‌باشد.

    البته لازم به ذكر است كه حضرت زهرا (س) نيز به اين نكته توجه داشت كه اختلاف سر قضاوت نسيت چرا كه در اين مورد ابوبكر خود هم قاضي و هم طرف دعوا بشمار مي‌آمد. در عين حال حضرت زهرا (س) براي بار دوم حضرت علي (ع) و ام ايمن و اسماء بنت عميس را شاهد آورد.

    اما باز هم مورد قبول خليفه واقع نشد. به اين بهانه كه علي همسر فاطمه است و طرف فاطمه را خواهد گرفت. اسماء بنت عميس همسر جعفر بن ابيطالب بوده و به نفع بني هاشم شهادت مي‌دهد. و ام ايمن زني غير عرب است. حضرت فاطمه (س) سپس حضرت حسن (ع) و حسين (ع) را بعنوان شاهد آورد كه سروران جوانان بهشت را نيز ابوبكر بخاطر سن كم‌شان و فرزند حضرت فاطمه بودن شهادتشان را قبول نكرد و “ربه” غلام حضرت پيامبر اكرم (ص) نيز شهادت داد ولي ابوبكر آنرا نيز قبول نكرد.

    ضمن توجه به رد شاهد بعنوان غير عرب بودن يا خويشاوندي با حضرت فاطمه (س) توجه به اين نكته ضروري است كه اگر شهادت حضرت علي(ع) با آن فضايل بسيار را ابوبكر نپذيرد (بعبارتي ادعا كند كه به دروغ شهادت مي‌دهد) پس آن موقع آن همه احاديثي كه حضرت پيامبر (ص) درباره علي فرموده چه مي‌شود يعني پيامبر كسي را تاييد كرده كه شهادت دروغ مي‌دهد (نعوذ بالله).

    اي حق‌جويان!

    آيا جايز است گفته شود علي با آن همه زهدش، بخاطر فاطمه به غير حق شهادت دهد؟
    آيا جايز است معتقد بود علي با آن همه فضايل و مناقب شهادت دروغ دهد؟!
    آيا جايز است ادعا كرد كه علي با آن همه علم و كمالش به مسئله‌اي شهادت دهد كه نسبت به حكم آن جاهل است؟!!
    آيا جايز است به فكر خطور كندكه فاطمه با آن عصمت و طهارتش با ادعاي ناحق به همه مسلمانان ظلم كند؟!
    آيا جايز است گفته شود فاطمه كه سيد زنان عالم است و بهشت برين جايگاه اوست، بخاطر مال دنيا ادعاي دروغ مي‌كند؟!
    آيا عيب گرفتن به فاطمه و علي، طعن بر قرآن و فرمايشات پيامبر (سنت نبوي) نيست؟!

    اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين.



    در مورد ام ايمن، حضرت پيامبر (ص) فرموده “ام ايمن اهل بهشت است.”

    - مستدرك 63/4، تاريخ طبري 3460/3 ، الاستيعاب 1793/4 ، اسدالغابه 567/5، طبقات 192/8، الاصابه 432/4



    پس باز چطور خليفه‌ايي كه ادعا مي‌كند جانشين پيامبر است، سخن پيامبر را رد مي‌كند. آيا پيامبر زني را كه شهادت دروغ مي‌دهد را اهل بهشت مي‌داند (نعوذ بالله).




    در اينجا بد نيست به جرياني كه ابن ابي الحديد معتزلي (از علماي اهل سنت) در شرح نهج‌البلاغه آورده، توجه كنيم. وي مي‌گويد : از علي بن فارقي مدرس مدرسه غربي بغداد پرسيدم : آيا فاطمه در ادعايش صادق بود؟ پاسخ داد : بله.

    پرسيدم پس چرا ابوبكر فدك را به او واگذار نكرد، با اين كه مي‌دانست فاطمه راستگوست؟

    استاد تبسم كرد سپس جمله لطيف و زيبا و طنز گونه‌اي گفت با اينكه چندان اهل مزاح نبود، گفت : اگر آن روز به مجرد ادعاي فاطمه فدك را باز مي‌گرداند، فردا فاطمه ادعاي خلافت همسرش را مطرح مي‌ساخت و مي‌بايست ابوبكر از مقام خلافت كناره‌گيري كند و در اين مورد عذر زمامدار خلافت پذيرفته نبود چرا كه با عمل اولش اقرار به صداقت و راستگويي دختر پيامبر كرده بود و بايد پس از آن بدون نياز به بيّنه و شهود هر گونه ادعايي مي‌كرد قبول نمايد.”

    ابن ابي الحديد مي‌افزايد : اين سخن صحيح و درست است گر چه استاد آن به صورت شوخي بيان نمود.

    شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، 284/16



    البته در بعضي تواريخ آمده كه ابوبكر بعداً طي اصرار بر مطالبه‌اي كه فاطمه (س) داشته، كاغذي نوشته و فدك را به فاطمه رد كرده ولي عمر سر رسيده و آن كاغذ را گرفته و پاره نموده است.

    ]شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد 275/16 و سيره حلبي 391/3[



    عجيب اينكه عمر خودش در دورة خلافتش فدك را به علي و عباس واگذار كرده است.

    ]وفاء الوفاء سمهودي 160/2[



    جاي سؤال است اگر فدك بيت‌المال بوده پس عمر چرا آن را به غير واگذار كرده است ؟!



    ویرایش توسط parsa : ۱۳۸۷/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۰:۱۲
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56




    (این حکایت رو هم در سرچ بدست آوردم، جالب هست! )

    این جریان در تاریخ سابقه دارد مثلا آن طوری که در کتاب قیم و ارزشمند قادتنا تألیف مرحوم آیه الله میلانی آمده است همین سئوال از ابوحنیفه شده است.

    متن روایت:

    فضال بن حسن به ابوحنیفه برخورد کرد و او در جمع کثیری مشغول تدریس فقه بود، فضال گفت به خدا قسم من نخواهم رفت مگر ابوحنیفه را خجالت دهم، رفیقش گفت ابوحنیفه استدلالش خیلی قوی است! فضال گفت ساکت باش مگر حجتی دیده ای که بر حجت فرد مومن برتری پیدا کند؟

    این را گفت و نزدیک ابوحنیفه شد سلام کرد و گفت من برادری دارم می گوید بهترین مردان بعد از رسول خدا امیرالمومنین علی بن ابیطالب است من گفتم: نه، ابوبکر و عمراند.
    شما در این مورد چه می گوئید؟ ابوحنیفه سرش را پائین انداخت و پس از لحظاتی سربلند کرد و گفت کافی است.
    برای شرافت و فخر ابوبکر و عمر همین که کنار رسول خدا خوابیده اند و قبر آنها در روضه رسول خداست

    فضال گفت:
    بله من این سخن را به او گفته ام ولی او می گوید اگر جای آن ها مال رسول الله بود که آنها ظلم کرده اند به رسول خدا حق رسول خدا را غصب کرده اند و اگر مال خودشان بود و رسول خدا به آنها بخشیده باید آنرا برمی گرداندند، اگر نه پس چرا هبه ای که رسول خدا به فاطمه علیهاسلام کرده بود قبول نکردند و آن را برگرداندند؟
    ابوحنیفه سرش را پائین انداخت بعد سربلند کرد و گفت آنها در حق دخترانشان عایشه و حفصه دفن شده اند.

    فضال می گوید:
    من هم همین جواب را دادم ولی برادرم گفت تو می دانی وقتی رسول خدا از دنیا رفت نه زن داشت و از جمیع مالش هشت یک آن به تمام زنها می رسید سهم هر زن می شود یک قسمت از هفتاد و دو قسمت و لذا سهم هر یک از آنان یک وجب در یک وجب بیشتر نبوده پس عمر و ابوبکر در زمین غصبی دفن شده اند، تازه بگو ببینم چطور عایشه و حفصه از رسول خدا ارث ببرند و فاطمه علیهاسلام که دختر رسول خدا است ارث نبرد؟

    سخن فضال که به اینجا رسید ابوحنیفه دید که دیگر هیچ جوابی ندارد.
    لذا گفت: ای مردم این مرد را بیرون کنید او رافضی شیعه است، او خبیث است خدا او را لعنت کند.

    منبع: قادتنا میلانی/ 4/ 380

    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,758
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط philsof2 نمایش پست
    گویا ابوبکر از حدیث موثقی مدرک اورده بود که اموال پیامبر به ارث نمیرسد وبه صدقه میرسد.
    شما بکوبید این احادیث موثقتون را به دیوار لطفا چون با متن صریح قران در تناقض هست همونطور که دوست عزیز بهش اشاره کردند که سلیمان از داوود ارث برد!


    راست میگید افسانه بود! راست میگید چنین قساوت قلبی از یک نفر واقعا باورکردنش سخته! واقعا سخته!

    خدایا شکر خیالم راحت شد که افسانه بود
    ویرایش توسط طیب : ۱۳۸۷/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۲:۳۲

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    2,087
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت فدك




    الف) موقعیت جغرافیایى فدك‏
    فدك دهكده‏اى در شمال مدینه بود كه تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت.1 این دهكده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگى‏2 آن واقع بود و ساكنانش همگى یهودى شمرده مى‏شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 كیلومتر ذكر مى‏كنند.3
    ب) فدك و رسول خدا(ص)
    در سال هفتم هجرت، پیامبر خدا(ص) براى سركوبى یهودیان خیبر كه علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه‏گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریك قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهى به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاى آن راتصرف كرد.
    پس از پیروزى كامل سپاه اسلام - با آن كه اختیار اموال و جان‏هاى شكست خوردگان همگى در دست پیامبر(ص) قرار داشت - رسول خدا(ص) با بزرگوارى تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن‏ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد. بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقى ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند.
    با شنیدن خبر پیروزى سپاه اسلام، فدكیان كه خود را همدست خیبریان مى‏دیدند، به هراس افتادند؛ اما وقتى خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر(ص) با خیبریان را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا(ص) خواستند که با آنان همانند خیبریان رفتار كند. پیامبر خدا(ص) این درخواست را پذیرفت.4
    ج) تفاوت فقهى حكم خیبر و فدك‏
    رفتار رسول خدا درباره فدك و خیبر یكسان مى‏نماید؛ ولى این دو سرزمین حكم همسان ندارند. مناطقى كه به دست مسلمانان تسخیر مى‏شود، دو گونه است:
    1. مكان‏هایى كه با جنگ و نیروى نظامى گشوده مى‏شود. این سرزمین‏ها كه در اصطلاح «مفتوح العنوة» (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده مى‏شود، به منظور تقدیر از تلاش جنگجویانِ مسلمان در اختیار مسلمانان قرار مى‏گیرد و رهبر جامعه اسلامى چگونگى تقسیم یا بهره‏بردارى از آن را مشخص مى‏سازد.5 منطقه خیبر، جز دو دژ آن به نام‏هاى «وطیح» و «سلالم»،6 این گونه بود.
    2. مكان هایى كه با صلح گشوده مى‏شود؛ یعنى مردم منطقه‏اى با پیمان صلح خود را تسلیم مى‏كنند و دروازه‏هاى خود را به روى مسلمانان مى‏گشایند. قرآن كریم اختیار این نوع سرزمین‏ها را تنها به رسول خدا(ص) سپرده است‏7 و مسلمانان در آن هیچ حقى ندارند.
    فدك و دو دژ پیش گفته خیبر این گونه فتح شد؛ بنابراین، ملك رسول خدا(ص) گشت. طبرى مورخ بزرگ مى‏گوید: «و كانت فدك خالصة لرسول الله(ص) لانهم لم یجلبوا علیها بِخِیْلٍ و لا ركاب؛8فدك ملك خالص پیامبر خدا(ص) بود. زیرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پیاده نظام نگشودند
    [IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/HAMAHA%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtml1/01/clip_image001.jpg[/IMG]
    د) ارزش اقتصادى فدك‏
    درباره ارزش اقتصادى فدك بسیار سخن گفته‏اند. برخى از منابع شیعى درآمد سالیانه آن را بین بیست و چهار هزار تا هفتاد هزار دینار نوشته‏اند9 و برخى دیگر، نصف درآمد سالیانه آن را 24هزار دینار نگاشته‏اند. ابن ابى الحدید معتزلى‏10از یكى از متكلمان امامى مذهب چنان نقل مى‏كند كه ارزش درختان خرماى این ناحیه با ارزش درختان خرماى شهر كوفه در قرن هفتم برابر بود.11
    به نظر مى‏رسد مى‏توان تا حدودى ارزش واقعى اقتصادى آن را از یك گزارش تاریخى زمان خلافت عمربن خطاب دریافت. وقتى خلیفه دوم تصمیم گرفت فدكیان یهودى را از شبه جزیره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمین و درختان و میوه‏ها قیمت گذارى كنند. كارشناسان ارزش آن را پنجاه هزار درهم تعیین كردند و عمر با پرداخت این مبلغ به یهودیان فدك، آن‏ها را از عربستان بیرون راند.12
    بنابراین، مى‏توان ارزش اقتصادى فدك در زمان رسول خدا(ص) و ابوبكر را چیزى نزدیك به این مقدار دانست.
    اختلاف حضرت زهرا(س) با حكومت بر سر فدك چگونه بود؟
    گزارش‏هاى منابع شیعى و سنى نشان مى‏دهد حضرت زهرا(س) و حكومت هر یك دو ادعا درباره فدك داشتند.
    الف) ادعاهاى حضرت زهرا(س)
    چنان كه نزد شیعیان مشهور است، حضرت زهرا(س) فدك را ملك خود مى‏دانست و براى اثبات مالكیت خود دو راه را به صورت طولى پیمود؛ یعنى وقتى از راه اول نتیجه نگرفت سراغ راه دوم رفت.13 این دو راه عبارت است از بخشش و ارث.
    1. بخشش (نحله)
    عمده منابع شیعى و نیز منابع متعدد اهل سنت این نكته را بیان مى‏كنند كه نیمى از فدك در سال هفتم هجرى به ملكیّت شخص پیامبر اكرم(ص) درآمد و پیامبر(ص) - طبق آیه «و آتِ ذالقربى حقَّه؛14 حق خویشان خود را بپرداز» - آن را به حضرت فاطمه زهرا(س) بخشید.15
    حضرت فاطمه(س) پس از پیامبر اكرم(ص) براى اثبات این ادعا حضرت على(ع) و امّ ایمن را گواه قرار داد. حكومت سخن حضرت زهرا(س) را نپذیرفت و بااین بهانه كه اولاً حضرت على(ع) در این گواهى صاحب نفع است و ثانیاً - حتى اگر شهادت على(ع) پذیرفته شود - در اثبات امور مالى گواهى دو مرد یا یك مرد و دو زن لازم است، گواهى امام على(ع) و ام ایمن را رد كرد.16
    نقد رأى دستگاه خلافت
    كردار حكومت از نظر قوانین و سنت اسلامى مردود است؛ زیرا:
    1. در آن زمان فدك در دست حضرت فاطمه(س) بود. در آیین دادرسى پیامبر اكرم(ص) - البینة على المدعى و الیمین على من انكر- شاهد آوردن وظیفه مدعى و سوگند خوردن وظیفه منكر است. پس حضرت منكر به شمار مى‏آمد و باید سوگند مى‏خورد دیگرى در این ملك حقى ندارد.
    2. با توجه به آیه تطهیر17 كه مفسران شیعه و سنى شأن نزول آن را درباره اهل بیت پیامبر اكرم(ص) مى‏دانند،18اهل بیت آن حضرت(ع) از هر گونه رجس و پلیدى دورند؛ و بدیهى است كه مصداق این آیه نمى‏تواند ادعاى نادرست مطرح كند.
    3. محدثان شیعه و سنى بر این نكته اتفاق دارند كه پیامبر اكرم(ص) درباره حضرت فاطمه زهرا(س) فرمود: «ان الله یغضب لغضبها و یرضى لرضاها؛19 خداوند براى خشم فاطمه خشمگین و براى خشنودى‏اش خشنود مى‏شود.» این جمله كه حكومتگران نیز آن را شنیده بودند، نشان مى‏دهد فاطمه(س) در همه شؤون زندگانى‏اش جز در مسیر خداوند گام بر نمى‏دارد و بى‏تردید چنین فردى هرگز ادعاى دروغ بر زبان نمى‏راند.
    4. شاهد ادعاهاى حضرت زهرا(س) شخصیتى مانند على(ع) است كه با آیاتى چون «آیه ولایت»20 و آیه تطهیر تأیید گردیده و در آیه مباهله به منزله نفس پیامبر(ص) مطرح شده است.21 افزون بر این، با بیشترین تأییدات از سوى پیامبر(ص) روبه‏رو است. تنها حدیث «على مع الحق و الحق مع على یدور حیث مادار؛22 على با حق است و حق با على است و حق بر محور على مى‏گردد.» براى اثبات درستى گفتار و كردارش كافى است.
    این روایات در جامعه آن روز شایع بود و مسلماً حكومتگران با آن‏ها آشنا بودند. بى‏تردید رد كردن شهادت چنین گواهى نشان دهنده بى‏اعتنایى به آیات و روایات و یا دست‏كم نا آگاهى از آن‏ها است. راستى آیا رواست تصور كنیم شخصیتى كه از آغاز اسلام همه هستى‏اش را خالصانه در طبق اخلاص گذاشته و به درگاه خداوند پیشكش كرده است، بخواهد به سود همسرش گواهى دهد؟
    آیا مى‏توان كسى را كه در طول زندگانى‏اش از دنیا به حداقل اكتفا و اموال خود را عمدتاً وقف كرده است، به دنیاطلبى و گواهى دروغین متهم كرد؟
    5. در میان اصحاب پیامبر خدا(ص) به فردی به نام خزیمة بن ثابت برمى‏خوریم كه به جهت شدت ایمانش پیامبر(ص) او را به لقب «ذوالشهادتین» مفتخر كرد و گواهى‏اش را با گواهى دو شاهد برابر شمرد.23
    اگر پیامبر(ص) شهادت چنین شخصى را در همه موارد با گواهى دو شاهد برابر دانست، چرا حاكم پس از او نمى‏تواند گواهى حضرت على(ع) را كه به مراتب از «خزیمه» برتر است، با شهادت دو شاهد برابر بداند؟
    6. به گواهى حكومتگران، پیامبر خدا(ص) «ام ایمن» را زن بهشتى معرفى كرد24واضح است چنین شخصیتى هیچ‏گاه گواهى دروغ نمى‏دهد.
    در این جا از نظر تاریخى پرسشى اساسى رخ مى‏نماید: به راستى اگر پیامبر اكرم(ص) فدك را به حضرت فاطمه(س) بخشیده بود، چرا آن حضرت(س) نتوانست شاهدان بیشتر بیاورد، با آن كه از نظر زمان حدود چهار سال (7-11هجری) فدك در اختیار وى قرار داشت؟
    در پاسخ به این پرسش باید یاد آور شد:
    1. گزارش‏هاى این واقعه نشان مى‏دهد این بخشش درون خانوادگى بوده و پیامبر(ص) صلاح ندید آن را آشكارا براى مردم اعلام كند. حضرت(ص) تنها افراد بسیار نزدیك را بر این امر گواه گرفت و حتى مصلحت ندید افرادى مانند عباس(عموى رسول خدا) و همسرانش را شاهد این بخشش قرار دهد.
    مصالح این امر را مى‏توان امورى چون متهم شدن به ترجیح خانواده، حسادت‏هاى درون خانوادگى یا بالا رفتن سطح توقع بعضى از همسران دانست.
    2. ممكن است جمعى از شاهدان، با توجه به حاكمیت وقت، از شهامت لازم براى گواهى دادن بى‏بهره بودند؛ چنان كه اكثریت جامعه آن روز از ابراز نصّ غدیرخم خوددارى مى‏كردند.
    3. گزارش‏هاى این واقعه نشان مى‏دهد حضرت فاطمه زهرا(س) در زمان حیات پدر بزرگوارش - با توجه به این كه در آمد فدك بسیار فراتر از نیازهایش بود، نیاز جامعه مسلمان آن روز و عدم امكان حضور فعال حضرتش در تدبیر اقتصادى آن سامان - اختیار آن را كلاً به پدر واگذار كرد تا خود هر گونه صلاح مى‏داند مازاد درآمد آن را مصرف كند. با این واگذارى بسیارى چنان پنداشتند كه تصرفات پیامبر(ص) در فدك تصرفاتى حاكمانه و به عنوان رهبر جامعه مسلمانان است، در حالى كه در واقع آن حضرت (ص) همه این امور را به نحو وكالت تام الاختیار از جانب دختر گرانقدرش انجام مى‏داد.25
    2. ارث‏
    پس از آن كه حكومت شهادت گواهان حضرت(س) را نپذیرفت، حضرت زهرا(س) از راه دیگر وارد شد و از حكومت خواست میراث پدرش را كه فدك نیز بخشى از آن است،26 به او واگذار كند و در این مورد به نص آیه قرآن درباره ارث متمسك شد: «یوصیكم الله فى الولادكم للذكر مثل حظ الانثیین...؛27 خداوند به شمار درباره [ارث‏] فرزندانتان سفارش مى‏كند كه سهم پسر دو برابر دختر است... .»
    ظاهر این آیه عام است و انبیا و غیر انبیا را شامل مى‏شود. ابوبكر در برابر این آیه چنان استدلال كرد كه انبیا از خود ارث باقى نمى‏گذارند. حضرت زهرا(س) فرمود: چگونه است كه هر گاه تو درگذشتى فرزندانت از تو ارث مى‏برند؛ اما ما از رسول خدا(ص) ارث نمى‏بریم؟! 28 آن گاه به آیات دیگر قرآن كه در موارد مختلف از ارث پیامبران گذشته سخن به میان آورده است، تمسك جست؛ مانند آیه ششم سوره مریم و آیه شانزدهم سوره نمل. در آیه ششم سوره مریم، حضرت زكریا بیان مى‏دارد كه «خداوندا، من از خویشانم كه پس از من وارثانم خواهند شد، بیمناكم... پس فرزندى به من عطا كن كه از من و آل یعقوب ارث برد.»29 در آیه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سلیمان پیامبر، از پدرش داوود پیامبر سخن به میان آمده است.30سؤالى كه در این جا به ذهن مى‏رسد، آن است كه اگر حضرت زهرا(س) مى‏توانست فدك را از طریق ارث به دست بیاورد، باید مى‏دانست پیامبراكرم(ص) وارثان شرعى دیگرى به عنوان همسران دارد و فدك تنها از آن حضرت(س) نمى‏گشت. پس چرا از ابوبكر مى‏خواهد تمام فدك را از طریق ارث به او واگذار كند؟
    در پاسخ باید گفت:
    1. حضرت(س) تمام فدك را شرعاً از آن خود مى‏دانست و چون ادعاى بخشش او را نپذیرفتند، به ادعاى ارث متوسل شد.
    2. اگر آن را از راه ارث به او مى‏دادند، در این هنگام طبق قانون ارث اسلام تنها 18 آن میان تمام همسران پیامبر(ص) تقسیم مى‏شد31 و 78 آن به حضرت(س) مى‏رسید. بنابراین، طبیعى مى‏نمود كه حضرت(س) به جهت فراوانى سهمش ادعاى خود را در ظاهر به صورت كلى بیان دارد.
    ب) ادعاهاى حكومت
    حكومت در مقابل حضرت(س) عمدتاً دو ادعا مطرح كرد:
    1. صدقه بودن فدك‏
    معناى این عبارت آن است كه پیامبر اكرم(ص) فدك را به كسى نبخشید و با آن به گونه صدقه جاریه برخورد كرد؛ یعنى رسول خدا(ص) از درآمد فدك زندگانى شخصى حضرت فاطمه زهرا(س) و دیگر بنى‏هاشم را تأمین مى‏كرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف مى‏رساند.32
    از آن جا كه ابوبكر خود را جانشین مشروع پیامبر اكرم(ص) مى‏دانست، مى‏خواست با در اختیار گرفتن فدك، این مشروعیت ادعایى را براى همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت كه چشم پوشى از این زمین نوعى خلل در مشروعیت حكومتش پدید مى‏آورد.
    این ادعا با چالش‏هاى زیر روبه‏رو است:
    1. ظاهر آیه هفتم سوره حشر كه قبلاً به آن اشاره شد، آن است كه این سرزمین از سوى خداوند ملك پیامبر اكرم(ص) قرار گرفت.
    2. روایات شیعه و سنى بر این نكته تصریح دارند كه با نزول آیه «و آت ذالقربى حقه» پیامبر اكرم(ص) این زمین را به صورت بخشش به فاطمه زهرا(س) واگذار كرد. جالب آن است در آیه از حق ذالقربى (خویشان نزدیك) سخن به میان آمده و آن را حق ایشان دانسته است.33
    3. حتى اگر ظاهر رفتار پیامبر(ص) چیزى غیر از ملكیت و عدم بخشش را نشان دهد، وقتى شخصیتى مانند حضرت فاطمه(س) به همراه شاهدانى چون حضرت على(ع) و ام ایمن ادعاى بخشش مى‏كنند باید ادعاى آن‏ها بر ظاهر رفتار پیامبر مقدم شود.
    4. حتى اگر بپذیریم این ملك در زمان پیامبر اكرم(ص) صدقه بود، لزوماً معناى آن این نیست كه حكومت جانشین پیامبر اكرم(ص) سرپرست این صدقه خواهد بود؛ زیرا ممكن است آن را صدقه‏اى خانوادگى و در اصطلاح نوعى وقف خاص بدانیم كه متولى آن افرادى از خود آن خاندانند.
    چنان كه طبق بعضى از گزارش‏هاى اهل سنت، عمر در زمان حكومت خود فدك را به حضرت على(ع) و عباس واگذار كرد تا خود در میان خود همانند پیامبر اكرم(ص) با این سرزمین رفتار كنند.34
    5. حتى اگر تصرفات پیامبر اكرم(ص) را تصرفاتى حاكمانه بدانیم و معتقد باشیم آن حضرت به عنوان حاكم مسلمانان سرپرستى این ملك را به عهده گرفت، باید توجه داشت در آن زمان مهم‏ترین چالش میان حكومت و اهل بیت(ع) مشروعیت حكومت بود كه اهل بیت(ع) آن را طبق نصوص پیامبر اكرم(ص) نمى‏پذیرفتند. در این موقعیت، بدیهى بود زیر بار لوازم این مشروعیت نیز نروند و به عهده گرفتن سرپرستى فدك از سوى حكومت را نپذیرند.
    2. حدیث نفى ارث پیامبران‏
    منظور از این حدیث، روایتى است كه ابوبكر آن را از پیامبر اكرم(ص) چنین نقل كرد: «انا معاشر الانبیاء لانورث ما تركناه صدقة؛35 ما جماعت پیامبران از خود ارث باقى نمى‏گذاریم. هر چه از ما ماند، صدقه است».
    درباره این حدیث باید یادآور شد:
    1. تا آن زمان این حدیث را جز ابوبكر هیچ كس نشنیده بود. بسیارى از محدثان نیز بر این نكته اتفاق نظر دارند كه راوى این حدیث تنها ابوبكر بود. البته بعدها پشتیبانانى چون مالك بن اوس یافت و در دهه‏هاى بعد عمر، زبیر، طلحه و عایشه نیز در شمار مؤیدان آن جاى گرفتند.36
    2. ابوبكر با نقل این حدیث ناقل سخن پیامبر اكرم(ص) بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه(س) و حضرت على(ع) و ام ایمن ناقل سخن و كردار پیامبر اكرم(ص) مبنى بر بخشش فدك بودند. بدیهى است با توجه به فزونى شمار ناقلان در این سمت و نیز شخصیت آن‏ها كه بیش‏ترین تأییدات را از سوى پیامبر اكرم(ص) دارایند، باید قول آن‏ها بر قول ابوبكر مقدم شود.
    3. این حدیث با آیات متعددى از قرآن كه در آن میراث انبیا مطرح شده است، منافات دارد و بدیهى است نمى‏توان تنها با یك حدیث در مقابل این آیات صریح ایستادگى كرد.
    4. اگر طبق این حدیث معتقد شویم پیامبر اكرم(ص) هیچ گونه مالى به ارث نگذاشت، چگونه است كه طبق نقل اهل سنت بعضى از اموال آن حضرت(ص) مانند وسایل شخصى و نیز حجره‏هاى آن حضرت(ص) به ارث مى‏رسید؟
    بهترين كارها سه كار است:
    تواضع به هنگام دولت ، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت
    پيامبر اكرم (ص)
    http://www.hamdardi.com/my_documents....com_8.com.jpg


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    540
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    تزول الجبال و لا تزل عض على ناجذك اعرالله جمجمتك تد فى الارض قدمك و اعلم ان النصر من عندالله

    اگر كوه ها از جا كنده شوند تو استوار باش دندان ها را بر هم بفشار كاسه سرت را به خدا عاريت ده پاى بر زمين ميخكوب كن و بدان كه پيروزى از سوى خداست.

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این را هم بدانیم که غاصبین فدک از اشتباه بودن کار خود اگاه بودند ولی به خاطر تحریم اقتصادی اهل البیت علیهم السلام ودر مضیقه قرار دادن انها دست به غصب فدک زدند و غصب فدک هیچ انگیزه ایی جز مسا ئل سیاسی نداشت والا باید بقیه ما ترک پیامبر نیز مصادره می شد.
    ویرایش توسط دوست خدا : ۱۳۸۷/۰۷/۲۵ در ساعت ۲۱:۳۹

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    67
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دنبال پاسخ چه از که هستید اینها اگر پاسخ میداشتند که میدانهارا سریع خالی نمیکردند و فرار کنند خدا لعنت کند همه کسانی که به اهل بیت عصمت و طهارت ع ظلم کردند و خدا لعنت کند اولاد شان و متابعینشان که هنوز از عملکرد زشت انان پشتیبانی میکنند به امید روزی که حضرت مهدی بیاید انشالله و از این ناکسان انتقام فاطمه س و فرزندان برومندش (ع) را بگیرد انشالله
    ویرایش توسط hassanbadry : ۱۳۸۷/۰۹/۰۱ در ساعت ۲۰:۴۹

  14. تشکرها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود