صفحه 52 از 52 نخست ... 212223242505152
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** بررسی موضوع تحدی و اعجاز قران ***

  1. #511

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    52 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دعوت




    نقل قول نوشته اصلی توسط filis نمایش پست
    به زودی (اگر خدا بخواهد) کل این تاپیک را مطالعه کرده و نکاتی در جهت آن بیان میکنم.
    اما پاسخ به شما(مختصر):
    این موارد در حجاز وجود نداشت و همگی به عدم درس خواندن پیامبر(ص) و اینکه دانش و بسیاری موارد را از هیچ فردی فرانگرفته بود، اذعان میکردند(حتی احکام یهودیان و برخی آموزه های کتبشان که در ان هنگام پنهان میکردند و جز سران قوم از ان آگاه ینداشتند که در قرآن نیز بازتاب یافته است).گویا فکر میکنید در آن زمان هم اینترنت بود و به راحتی میشد از عقاید دیگران کپی پرداری کرد!!
    از نظر افرادی چون شما اگر نکته ای علمی در قرآن قرینه یا شبیهی در بین عقاید سرخپوستان آن زمان داشته باشد، پیامبر (ص) از آنان گرفته است!!!!!!!!!!!

    خطاب به پیروان این طرز تفکر:
    این ره که تو میروی به ترکستان است
    خدانگهدار

    اینترنت نبود.
    ولی سلمان پارسی که بود
    یه ادم دانشمند که کلی چیز بلد بود


  2. تشکر


  3. #512

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام من تازه به جمع شما پیوستم.من یه سوال دارم :آیا در جایی از قران در مورد برف صحبت شده؟من که نشنیدم
    در ضمن جناب حذف الان امکان پرورش جنین خارج از رحم وجود داره

  4. #513

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    6,038 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611



    نقل قول نوشته اصلی توسط unknown22 نمایش پست
    سلام من تازه به جمع شما پیوستم.من یه سوال دارم :آیا در جایی از قران در مورد برف صحبت شده؟من که نشنیدم
    در ضمن جناب حذف الان امکان پرورش جنین خارج از رحم وجود داره
    یارب
    باسلام بزگوار
    به این موضوع مراجعه کنید...در كدام آيات قرآن در مورد «برف» صحبت شده است؟

    موفق باشید


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى





  5. #514

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,922
    مورد تشکر
    9,332 پست
    حضور
    53 روز 21 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    همانند آوری برای قرآن، در چه زمینه ای باید باشد یعنی این وجوه همانندی چیست و قضاوت در این زمینه بر عهده کیست؟ چرا قرآن محدوده تحدی را روشن نکرده است؟ این ادعا که بگوییم تاکنون به تحدی قرآن پاسخ داده نشده، صحیح نیست، زیرا ممکن است به تحدی قرآن، پاسخ داده شده باشد ولی هنوز ثابت نشده است.


    پاسخ:
    در این زمینه، چند مطلب بیان می شود:
    ـ مطلب اول: محدوده تحدی قرآن به همانند آوری
    در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد(1)؛ یکی این که تحدی قرآن مربوط به زمان نزول قرآن و برای اثبات نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است، یعنی پیامبر می فرماید هر کدام از شما که به غیب متصل نیستید اگر می توانید مانند آن را بیاورید؛ لذا این که کسی که متصل به غیب نیست نمی تواند مانند آن را بیاورد، ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به غیب و ماوراء این عالم، متصل است و ادعای نبوت ایشان ثابت می شود.
    بنابر این دیدگاه، منافاتی ندارد در سالیان بعد، کسی بتواند مانند قرآن را بیاورد، زیرا این تحدی موقتی و برای اثبات ادعای پیامبری خدا بوده و پس از اثبات، غرض حاصل شده است.
    دیدگاه دوم که قول مشهور است این است که تحدی ابدی و برای همیشه است. لذا طبق این دیدگاه باید گفت هر موقع مانندی برای قرآن آورده شود، به تحدی قرآن پاسخ داده شده است.
    البته باید توجه داشت که در صورت آمدن همانندی برای قرآن، باز هم این حقیقت باقی است که ممکن است تحدی مربوط به زمان نزول بوده و برای اثبات ارتباط پیامبر با عالم غیب است؛ یعنی در آن زمان، کسی که متصل به غیب نبوده نمی توانسته چنین کلامی بیاورد.

    ـ مطلب دوم: موضوع تحدی و وجوه همانندی
    آیات تحدی عبارتند از: تحدی به همه قرآن(2)؛ تحدی به ده سوره(2)؛ تحدی به یک سوره(3) و تحدی به گفتاری چون قرآن.(4)
    از مجموع آیات فوق، فهمیده می شود آنچه قرآن به آن تحدی كرده است، مقدار معتنابهی از كلام است كه مشابه آن چه در قرآن آمده است می باشد.
    توضیح مطلب آن كه در زمان نزول قرآن، فصاحت و بلاغت رواج فراوانی داشت. قرآن اوج فصاحت و بلاغت عربی است، بدین معنا كه قرآن از شیوایی كلمات و روانی تلفظ، گوش نواز بودن سخن و هم چنین از رسایی و گویایی و دقت تعابیر در فهماندن مقصود برخوردار است. به عبارتی بهترین تعبیر ممكن برای ادای یک سخن در قرآن بكار رفته است. همانند آوران قرآن نیز همیشه از قدرت سبک و آهنگ این آثار جاوید، اظهار عجز و ناتوانی كرده اند.

    لازم به ذکر است قرآن به عنوان معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله)، و در قوم عرب نازل شده است. معجزه بایستی با توجه به موضوعی که در همان زمان حرف اول را می زند، متناسب باشد، مانند معجزه سحر و جادوگری در زمان حضرت موسی و معجزه طب و شفای بیماران و ... در زمان حضرت عیسی. در جامعه عرب آن زمان، فصاحت و بلاغت در کلام، حرف اول را می زده است. از اینرو معجزه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز باید چیزی باشد در همین زمینه. لذا قدر متیقن از همانند آوری، همین فصاحت و بلاغت (شیوایی و رسایی و ...) است. از اینرو همانند آوری و آن چه قرآن ادعای آن را دارد و دیگران را به تحدی فرا می خواند، مشخص و معلوم است.

    البته قرآن از حیثیات مختلف دارای اعجاز است و منحصر به فصاحت و بلاغت نیست؛ و این منافات ندارد با این که ما برای گفتگو، به عنوان حداقل و قدرمتیقن، روی فصاحت و بلاغت، تفاهم داشته باشیم. به بیان دیگر؛ ما وقتی قرآن را در همه ابعاد آن اعجاز بدانیم، علی القاعده در یکی از ابعاد آن هم نباید کسی بتواند مانندی برای آن بیاورد. لذا وقتی می گوییم قرآن از حیث بلاغت، فصاحت، هدایتگری، غیب گویی، علمی و ... معجزه است، معنایش این است که حتی در حداقل این موارد یعنی حتی از حیث بلاغت و فصاحت هم کسی نمی تواند و نتوانسته است مانندی برای آن بیاورد.
    در موارد دیگر هم تاکنون کسی نتوانسته مانندی برای قرآن بیاورد، مثلا کسی اثبات کند خبر غیبی که قرآن داده است، خلاف آن محقق شده؛ و یا حکمت یا نکته ای هدایتی بگوید و مدعی شود در قرآن نمی توان آن را فهمید. قابل توجه این که مخاطبین قرآن در همان زمان، موضوع و محدوده همانند آوری و ادعای تحدی قرآن را به خوبی فهمیده و درک کرده اند. برای آنان ابهامی از این جهت وجود نداشته و متخصصان و فحول عرب در آن زمان تلاش های متعددی کردند تا همانندی مانند سوره های قرآن بیاورند ولی ناتوان مانده و به عجز و ناتوانی خود معترف شده اند.

    شاهد تاریخی:
    ابن ابی العوجاء، ابوشاكر الديصانی، عبدالملک البصری و ابن المقفع در مسجد الحرام جمع شده بودند و حجاج را مسخره می كردند و به اسلام و قرآن طعنه می ‎زدند. ابن ابی العوجاء گفت: ما چهار نفر هستيم، بيایيد هر يک از ما يک چهارم قرآن را نقض كند و اگر قرآن را نقض كرديم دين محمّد را هم باطل كرده ‎ايم و اسلام از بين می ‎رود. لذا توافق كردند كه در سال آينده در همين مكان جمع شوند و آثار خود را بياورند.
    سال آينده آمدند ولی چيزی همراه خود نياوردند.
    ابن ابی العوجاء گفت: از آن موقع كه از اين جا رفته ‎ام در اين آيه كه می ‎گويد: «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نجياً»(6)، فكر كردم و نتوانستم در فصاحت و بلاغت مثل آن بياورم و اين آيه مرا به خود مشغول كرده بود.
    عبدالملک گفت: من هم از آن موقع كه از پيش شما رفتم در اين آيه تفكر می ‎كردم: «يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»(7)، و نتوانستم با آن مقابله كنم.
    ابو شاكر هم گفت: از آن موقع كه از اين جا رفتم در اين آيه تفكر می‎ كردم: «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»(8)، و نتوانستم مثل آن را بياورم.
    ابن مقفع گفت: اين قرآن از جنس كلام بشر نيست و از آن موقع كه رفته ‎ام در اين آيه تفكر كردم: «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَي الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(9).(10)

    ممکن است گفته شود اگر ثابت شد اکنون کسی قادر نیست همانند بیاورد، از کجا می توان نتیجه گرفت در هزار سال آینده هم کسی نخواهد توانست؟ در مقابل باید گفت نشان دادن اعجاز قرآن و هم چنین عدم وجود اختلاف در آن و نیز عجز بشر در آوردن مانندی برای قرآن زمان می برد. در چنین مواردی باید از تاریخ نیز کمک گرفت و نشان داد که هیچ کس تاکنون نتوانسته تهافتی در قرآن نشان دهد یا مانند آن را بیاورد.
    هر چه زمان بگذرد، احتمال صدق این ادعاها تقویت می شود و می تواند ایمان ما را افزایش دهد. این از قوت استدلال نمی کاهد، چرا که اساس ماهیت ایمان یک ماهیت مقول به تشکیک است.
    اسامی و تلاش كسانی كه در صدد همانند آوری قرآن برآمده اند، از صدر اسلام تاكنون در تاریخ ضبط شده است. كلام بسیاری از همانند آوران مضحک، و فرسنگ ها از كلام عربی دور است.

    ممکن است کسی بگوید اگر تحدی عمومی است آیا معقول است غیرعرب زبانان که زبانشان همسان و در سطح زبان عربی نیست به مبارزه طلبیده شوند؟ در مقابل باید گفت اعجاز قرآن منحصر در اعجاز لفظی نیست، اعجاز لفظی یکی از ابعاد اعجاز قرآن است. از طرفی فصاحت و بلاغت که به یک زبان یا یک جامعه اختصاص ندارد بلکه هر زبانی فصاحت و بلاغت دارد. هر زبان و جامعه ای برای خود معیارهایی برای فصاحت و بلاغت دارد.
    کسی که می خواهد به تحدی قرآن پاسخ گوید باید بتواند در زبان خود، کلامی بیاورد مانند قرآن که از نظر فصاحت و بلاغت و ... در اوج باشد و یا از نظر بیان معارف و هدایتگر بودن همتای قرآن باشد و یا نکته ای معرفتی و متعالی بیان کند که در قرآن نتوان اثری از آن یافت.

    آیت الله معرفت چنین می آورد: هم ‏آوردى خواستن (تحدّى) در آن نيست كه سخنى هم‏سان و همانند سخن خدا بياورند گونه‏ اى كه در شيوه بيان و نحوه تعبير كاملا همانند باشد، زيرا اين ‏گونه همانندى جز با تقليد امكان‏ پذير نيست.
    بلكه مقصود از «تحدّى» آوردن سخنى است كه هم‏چون قرآن از نظر معنويّت داراى جاى‏گاه ارجمند و والايى بوده و در درجه اعلاى بلاغت و فصاحت قرار گرفته؛ سخنى توانا و قدرت ‏مند، رسا و گويا، با محتوايى بلند و متين و استوار باشد.
    علماى بيان طبق معيارهاى مشخص، درجات رفعت و انحطاط هر كلامى را معين ساخته‏ اند و برترى كلامى بر كلام ديگر با همين معيارها مشخص مى ‏گردد. در علم «بلاغت» به تفصيل از آن معيارها سخن گفته شده است.(11)

    ـ مطلب سوم: ادعای همانندآوری سوره حمد، کوثر و یا کتاب فرقان الحق
    در باره سوره های ادعایی مانند سوره حمد و سوره کوثر باید گفت، این ها همانندآوری نیست بلکه تقلید از نظم و تركيب قرآن است و تنها برخی الفاظ آن تغییر داده شده است. از طرفی از نظر معنا و مفهوم نیز، این الفاظ اصلا در حدی نیستند که بتوانند با قرآن مقایسه شوند، زیرا ایراات و اشکال های مختلفی بر این ها وارد است. لذا نمی توانند ادعای معارضه با قرآن را داشته باشند.(12)
    در باره قرآن جعلی و ساختگی «فرقان الحق»، نیز علاوه بر ایرادهای فوق، باید گفت کتابی است که بر اساس داده های انجیل موجود، تنظیم گشته و علاوه بر آن که مقیاس حق و باطل را انجیل مزبور دانسته، برخی از امور بدیهی را هم نتوانسته طبق واقعیت خارجی و نیازهای جامعه بشری در عصر حاضر، نشان دهد.

    بعضی از آموزه های این کتاب بطور اجمال، چنین است:
    1. تثلیث مسیحی که حتی از سوی برخی از مسیحیان به ویژه فرقه موحدین به چالش کشیده شد، برای ورود به هر بخش، به جای «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار رفته است؛ [چنین آمده: بسم الأب الکلمة الروح]
    2. بدون هیچ دلیل عقلی، علمی و تاریخی، آموزه های قرآنی را رد کرده، مدعی است مسلمانان گمراهند.
    3. اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شرک دانسته و گویا در نظر نویسندگان آن، اطاعت از حضرت مسیح (علیه السلام) هم شرک خواهد بود.
    4. در این کتاب به جای حل مشکل ازدواج زنان، ادعا شده است که ازدواج با بیش از یک زن، حکم زنا را دارد.
    5. در این کتاب، طلاق در هر صورت مذمت شده و ازدواج با زن مطلقه، زنا قلمداد گردیده است.
    6. قرآن جعلی، جهاد را حرام اعلام کرده است تا کسی به فکر مبارزه با استکبار جهانی نباشد.
    7. در این کتاب، نه طرح جدیدی برای اصلاح بشر ارائه شده و نه از امور غیبی، تاریخ گذشتگان، الگوهای تربیتی و ... خبر داده شده است.
    8. نویسندگان «الفرقان الحق» مدعی اند که این کتاب، وحی مبین است! معلوم نیست که چه نکته ای از آن وحی است و بر چه کسانی وحی شده و نشانه وحی بودن آن چیست.
    و ... .(13)

    ممکن است گفته شود چرا انسان ها نمی توانند مانندی برای قرآن بیاورند؟ باید گفت: قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است؛ قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسيار و عالی؛ قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.
    قرآن مثل هر كتاب ديگر از سه عنصر «لفظ، معنا و نظم» تشكيل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بياورد بايد حداقل سه شرط داشته باشد:
    1. به تمام الفاظ، اسم ها، فعل ها و ... علم داشته باشد بطوری كه بتواند بهترين و مناسب ترين آن ها در هر جمله به كار بندد.
    2. به تمام معانی الفاظ، اسم ها ، فعل ها و ... علم داشته باشد تا بتواند در موقع سخن گفتن، بهترين و مناسب ترين معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.
    3. به تمام وجوه نظم كلمات و معانی، علم داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترين و مناسب ‌ترين آن ها را برای كلام خويش انتخاب كند.

    از آن جا كه اين (الفاظ، معانی، نظم آن ها) هنگامی كه در همديگر ضرب شوند يک مجموعه بی ‌نهايت (به اصطلاح رياضی) را تشكيل می ‌دهند؛ لذا تسلط و احاطه بر آن ها و حضور ذهن در مورد همه اين امور برای يک انسان مقدور نيست. علاوه بر آن كه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات ديگر آن، خود، علومی ديگر را می ‌طلبد كه در دسترس بشر نيست.
    پس تنها خداست كه بر همه چيز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می ‌تواند اين مجموعه را يكجا در نظر گيرد و كتابی بوجود آورد كه فصيح ترين الفاظ، صحيح ترين معانی و بهترين نظم را استفاده كند: «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»
    آری به نظر می ‌رسد كه سرّ عجز انسان در آوردن مثل قرآن و راز اعجاز اين كتاب الهی در محدوديت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»(14)
    و از اين روست كه هر چه علم بشر بيشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی ‌تر و عميق گردد، بهتر می ‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دريابد و بر اعجاب او نسبت به اين كتاب آسمانی افزوده می ‌شود، ولی هيچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بياورد.
    «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ‏ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا»؛ بگو: اگر انسان [ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند.(15).(16)

    مطلب چهارم: قضاوت بر عهده متخصصان و اهل فن
    قضاوت در هر زمینه ای با کارشناسان اهل فن است. در موضوع همانند آوری و اعجاز قرآن نیز قضاوت با کارشناسان و ادیبان ادبیات عرب است. مسلمان و غیر مسلمان فرقی ندارد.
    البته عقل جمعی کارشناسان و متخصصان باید بر آن توافق کنند. یعنی وقتی مثلا 80 درصد کارشناسان و متخصصان ادبیات عرب، به نتیجه مشترک برسند.
    این اختصاص به این موضوع هم ندارد بلکه در هر علمی مطرح است. مثلا وقتی نظریه ای در فیزیک مطرح می شود، وقتی عقل جمعی کارشناسان فیزیک را راضی کند و توسط اغلب کارشناسان پذیرفته شود، می تواند یک نظریه پذیرفته شده محسوب شود.
    در این جا نیز چنین است. کسی که ادعای هماوردی برای قرآن دارد بایستی به پشتوانه عقل جمعی متخصصان ادبیات عرب باشد یعنی عرف کارشناسان ادبیات عرب (مسلمان و غیرمسلمان)، آن را پذیرفته باشند. نظرات شاذ، مورد قبول نیست بلکه بایستی غالب کارشناسان ادبیات عرب، آن را پذیرفته باشند. لذا متنی می تواند ادعای هماوردی برای قرآن بکند که 80 درصد اهل فن و کارشناسان ادبیات عرب را راضی کرده و عرف کارشناسان، آن را پذیرفته باشند. لذا نیاز به یک اتفاق نظر علمی است.

    نکته:
    تحدی قرآن، تشویق به همانندآوری نیست بلکه مبارزه طلبی و در عین حال، إخبار به این است که بدانید نمی توانید مانند قرآن بیاورید. واضح است که با وجود تفاوت افق علمی بین خالق و مخلوق، سنخ کلام آن دو نیز متفاوت است و در یک افق نیست. به همین خاطر، این تحدی، خبر از این است که بدانید نمی توانید؛ نه این که تشویق به هماوردی باشد.
    مؤید این خبر غیبی نیز همین است که پس از 1400 سال و با آمدن این همه متخصص و اهل فن، هیچگاه نظر مشترک آنان، این ادعای پاسخگویی به تحدی قرآن را قابل مقایسه با قرآن ندانسته و آن ادعا را تایید نکرده است. ادعایی که نتواند نظر مشترک متخصصان و اهل فن را با خود همراه کند، معنایش این است که مورد قبول واقع نشده و از نظر آنان اعتبار و ارزش علمی را ندارد.

    خلاصه:
    موضوع و محدوده تحدی و همانندآوری با قرآن، مشخص و معلوم است. با توجه به مهارت و تخصص عرب در زمان نزول، که کلام عربی در اوج فصاحت و بلاغتش بود، قدر متیقن و حداقل تحدی به همانندآوری قرآن، فصاحت و بلاغت است؛ و الا قرآن از جهات و حیث های مختلف دارای اعجاز است و تاکنون کسی نتوانسته است همانندی برای آن بیاورد. مواردی نیز که ادعا شده است، همه به نوعی تقلید از الفاظ قرآن بوده، نه همانندآوری؛ علاوه بر این که از جهات دیگری غیر از فصاحت و بلاغت، ایرادهای مختلفی به آن ها وارد است.
    قضاوت در این زمینه نیز با اهل فن و کارشناسان زبان شناس است و به عرب یا مسلمان نیز اختصاص ندارد، فقط بایستی عقل مشترک و جمعی کارشناسان و زبان شناسان، آن را به عنوان همانند قرآن تایید کنند؛ لذا لازم است اکثریت متخصصان و کارشناسان یک دوره زمانی، نظر جمعیشان روی آن باشد و آن را تایید کنند و الا نمی توان آن را به عنوان همانند قرآن پذیرفت.

    قابل توجه اینکه از بیش از 1400 سال پیش تاکنون، با این هم مدعی و مخالف، هنوز کسی نتوانسته همانندی برای قرآن بیاورد. این خود شاهد و دلیلی روشن بر عجز و ناتوانی انسان از آوردن همانندی برای قرآن است.

    __________
    (1) ر.ک: علوم قرآنى، معرفت، نرم افزار علوم قرآنی نور(مشکات) ص 369 و 370.
    (2) اسراء/ 88.
    (3) هود/ 13.
    (4) یونس/ 38؛ بقره/ 23.
    (5) طور/ 32-33.
    (6) يوسف/ 80.
    (7) حج/ 73.
    (8) انبياء/ 23.
    (9) هود/ 44.
    (10) الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 142.
    (11) معرفت، علوم قرآنى، ص 372.
    (12) ر.ک: ابولقاسم خویی، البيان فی تفسير القرآن، ص 96 به بعد؛ این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است: بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، هاشم زاده هریسی، ص 145.
    (13) نقد کتاب «الفرقان الحق»، عزالدین رضانژاد، مجله اندیشه تقریب، سال دوم، شماره ششم، بهار 1385، ص 171 و 172.
    (14) اسراء/ 85.
    (15) اسراء/ 88.
    (16) مقاله «اعجاز قرآن کریم و ابعاد آن»، محمد علی رضایی اصفهانی.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۸:۳۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


صفحه 52 از 52 نخست ... 212223242505152

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود