جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خطبه علي (عليه السلام) در سوگ فاطمه (عليها سلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107

    خطبه علي (عليه السلام) در سوگ فاطمه (عليها سلام)




    خطبه علي (عليه السلام) در سوگ فاطمه (عليها سلام)


    بسم الله الرحمن الرحيم

    193 وَ مِنْ کَلاَمٍ لَهُ (ع)



    رُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ

    فَاطِمَةَ ع ؟ کَالْمُنَاجِي بِهِ ؟ رَسُولَ اَللَّهِ ص ؟ عِنْدَ قَبْرِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْکَ يَا ؟ رَسُولَ اَللَّهِ ؟ عَنِّي وَ عَنِ اِبْنَتِکَ اَلنَّازِلَةِ فِي جِوَارِکَ وَ اَلسَّرِيعَةِ اَللَّحَاقِ بِکَ قَلَّ يَا ؟ رَسُولَ اَللَّهِ ؟ عَنْ صَفِيَّتِکَ صَبْرِي وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِي إِلاَّ أَنَّ لِي فِي اَلتَّأَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِکَ وَ فَادِحِ مُصِيبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُکَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ 6 11 2 : 156 فَلَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَکَ اَلَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ وَ سَتُنَبِّئُکَ اِبْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ وَ اِسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْکَ اَلذِّکْرُ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْکُمَا سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ قَالٍ وَ لاَ سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ



    از سخنان آنحضرت عليه السّلام است ، و از آنجناب روايت شده که هنگاميکه ( با دلى پر سوز و جگرى پر گداز نعش همسر عزيزش ) فاطمه عليها السّلام را بخاک ميسپرد ( از شدّت رنج و اندوه ) همچون کسيکه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براز و نياز پردازد ، نزد قبر آنحضرت ( را مخاطب و ) عرض کرد :
    يا رسول اللّه از من و از دخترت که در جوار تو فرود آمده ، و زود ( پس از هفتاد و پنج روز على را تنها گذارده و ) بتو پيوست ، درود باد يا رسول اللّه نيروى شکيب من از ( شدّت درد هجران بانوئى مهربان و زنى عزيز و محبوب مانند فاطمه ) دختر پاکيزه گوهر تو کم گرديد ، و تاب و توانم از ( رفتن ) او از دست رفت ، با اينکه درد جدائى و فراق و اندوه بر مصيبت تو ( که بزرگترين مصائب است در من اثر عميقى بخشيده ، و بنيان طاقت مرا منهدم ساخت و ) بر من گران افتاد ، با اين وصف جائى از شکيب در من بجا گذاشت ( يا رسول اللّه ) در سنت است که روح مقدّس تو بين سينه و گردن من از پيکر خارج شده ، و من تو را در لحد آرامگاهت نهاده و پوشاندم ( ولى باز بشکيبائى گرائيده درون ريش را بديدار زهرا آرامش مى‏بخشودم با خويش ميگفتم ، اگر پسر عمّم پيغمبر خدا از دست رفت مانند زهرا يادگارى از او در خانه‏ام باقيست ، که هر وقت مشتاق گفتار و ديدار و کردار او ميشوم در فاطمه مينگرم ، و زخم درون را مرهمى مينهم ، لکن چکنم که فاطمه يعنى همان فاطمه که تمام دلخوشى من وابسته بود ، با همان دستى که تو را بخاک سپردم ، او را هم با پهلوى شکسته در پهلوى تو دفنش کردم ، امّا چون پاداش و اجر شکيبايان با خدا است باز هم جاى آرامش و شکيبائى است زيرا که ) ما همه مملوک خدا بوده ، و بسوى او باز ميگرديم ( اختيار جانهاى همه در دست او است ، و در همين نزديکى مرا هم بشما خواهد رسانيد ، يا رسول اللّه دخترت زهرا آن امانتى است که بمنش سپردى ) همانا آن امانت مرجوع ، و آن گروگان باز گرفته آمد ، از اين پس ( دانسته باش که در فراق آن همسر عزيز ، و بانوى گرام خواب بديدگان على در نيايد ) اندوه من هميشگى است ، شبم ببيدارى ، و روزم به بيقرارى ) خواهد گذشت تا خداوند آن خانه که تو در آن نشيمن گزيده براى من نيز برگزيند ( آه که از دست دادن زنى مانند زهرا چقدر توانفرسا و مشکل است يا رسول اللّه ) زودا که دخترت فاطمه از اجتماع امّتت براى از ميان برداشتن ، و ستم بآن مظلومه تو را آگهى دهد ( ولى با آن توان و شکيبى که من از زهراء سراغ دارم ، و اين محبّتى که من از او ديدم که در طىّ اين هفتاد و پنج روزه براى اينکه من غصّه نخورم ، بازوى ورم کرده‏اش را بمن هم نشان نداد ، گمان ندارم چنين زن با استقامتى قضايا را آنطوريکه بايد و شايد براى شما هم شرح بدهد ) بنابراين تو خودت درست از او بپرس و چگونگى کردار امّتت را با او بدقّت رسيدگى کن ( از برآمدگى بازويش ، از شکستگى پهلويش ، از سقط جنينش ، از کبودى صورتش ، از سرخى چشمش ، از سياهى بدنش ، صدمات وارده بر آن مظلومه را اندازه‏گير ، روزگار ما در ميان امّت چنين است ) و اين بيدادگرى را از آنها ديدار کرديم ، در صورتيکه هنوز از گذشتن تو چيزى نگذشته ، و خاطر از ياد تو خالى نگرديده ( امّا يا رسول اللّه با اينکه تحمّل فراق تو ، و داغ زهراء هر دو سخت و توانفرسا هستند ، با اينحال از روى ناچارى عرض ميکنم ) بر هر دوى شما درود باد ، درود شخص وداع کننده ( که دلش از عشق و محبّت بشما مالا مال است ) نه درود شخص خشمگين رنجيده خاطر ، پس من اگر ( از سر تربت پاک شما با آه و افسوس ) رفتم ، رفتنم از روى ملالت و دلتنگى نيست ، و اگر ( از فرط علاقه و دلبستگى بشما و فاطمه در سر اين خاک ) ماندم ماندنم از راه بد گمانى بآنچه که خداوند بشکيبايان وعده فرموده است نميباشد ( بلکه بالطاف خداوند مستظهر ، و همواره بيادتان هستم تا بشما برسم ) .


    ترجمه نهج البلاغه (انصاريان)، ص 580-578

    ویرایش توسط زینب_الگوی صبر : ۱۳۸۸/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۶:۴۱


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود