جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کمکم کنین تو رو خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کمکم کنین تو رو خدا




    سلام . یه مبحثی داشتم در مورد اینکه یه روز بعد جواب مثبت به خواستگارم احساس پشیمونی بهم دست داده.که در پاسخم شماره ای از سوی کانون دریافت کردم که تماس بگیرم اما متاسفانه من سرکارم و نمی تونم با توجه به محیط کاریم راحت حرف بزنم.
    اما پشیمون پشیمون نیستم.مطلبی هست که منو به این فکر وا میداره.
    چند ساله که مشکل معذب بودن دارم.نه اینکه بگم خجالتی هستم.اما .... وقتی در محیط ارامی قرار می گیرم چه با یه نفر چه با چند نفر دچار استرس خاصی میشم.استرس از اینکه حالم بد میشه، حالت تهوع دست میده ، نفخ می گیرم و خجالت می کشم از اینکه کسی صدای شکممو بشنوه و تمام بدنم داغ می کنه و نمی تونم یک جا بمونم و هر چه سریعتر باید خودمو از اون محیط دور کنم.
    حالا تمام فکروذهنم این شده که بعد ازدواجم چیکار کنم.چطور با نامزدم برم خونه دوست یا همکاراش.چطور راحت پیش والدین نامزدم بشینم.
    با چند نفری صحبت کردم و هرکی نظری داشت.یکی گفت همزادته که اذیتت می کنه.یکی گفت مهم نیست.یکی گفت موقع جاری شدن خطبه عقد خیلی چیزا خودبهخود حل میشن.اما با تمتم این حرفا احساس میکنم هنوز کسی نتونسته درکم کنه.
    شما بگین چیکار کنم؟چطور باهاش برم این ور اون ور.من هنوز نتونستم با خودش تنها باشم فقط به خاطر همین.
    همش خنده ها و تمسخر دیگران جلو چشامه.نمی دونین چقدر از لحاظ روحی و جسمی به هم میریزم.وگرنه پشت تلفن اینقدر راحت باهاش حرف می زنم که بهم میگه تو روحیه شادی داری ولی خبر نداره که من اینجوریم.شما بگین من چیکار کنم؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    100
    تشکر:
    1
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اگه به سابقه ی این مسئلتون (دقیقتر چند ساله؟)و اینکه پیگیریه پزشکی داشتین یا نه هم اشاره کنین فکر کنم دوستان راحت تر کمکتون کنن.
    من نفهمیدم از بیماری(نفخ و...) دچار استرس میشین یا بعد از استرس دچار نفخ یا...؟
    صبح که از خواب برمیخیز یم دوراه پیش روی ماست:باز بخوابیم و رو یاهایمان را ببینیم یا برخیزیم و رویاها را واقعیت بخشیم



    هرچند حال و روز زمین و زمان بد است..یک تکه از بهشت در اغوش مشهد است..حتی اگر به اخر خط رسیده ای..اینجا برای عشق شروعی مجدد است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    اینچنین روحیاتی معمولاً ناشی از سرزنش ها و سخت گیری های بزرگترها ناشی میشود.
    این برخوردها موجب می شود که شخصیت انسان خورد می شود و انسان جایگاه و حس اعتماد و خودباوری را از دست می دهد.

    راه حل آن تقویت ایمان به خدا و تکیه بر او و توکل و اعتماد بر اوست تا موقعیت از دست رفته را بازیابد.
    کسی که به خدا تکیه دارد از هیچ پیشامدی نامتعادل نمی شود و تعادل خود را حفط می کند و هرگز معذب نمی شود.

    این البته بخشی از راه حل مشکل است.

    موفق باشید.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مایا نمایش پست
    سلام . یه مبحثی داشتم در مورد اینکه یه روز بعد جواب مثبت به خواستگارم احساس پشیمونی بهم دست داده.که در پاسخم شماره ای از سوی کانون دریافت کردم که تماس بگیرم اما متاسفانه من سرکارم و نمی تونم با توجه به محیط کاریم راحت حرف بزنم.
    اما پشیمون پشیمون نیستم.مطلبی هست که منو به این فکر وا میداره.
    چند ساله که مشکل معذب بودن دارم.نه اینکه بگم خجالتی هستم.اما .... وقتی در محیط ارامی قرار می گیرم چه با یه نفر چه با چند نفر دچار استرس خاصی میشم.استرس از اینکه حالم بد میشه، حالت تهوع دست میده ، نفخ می گیرم و خجالت می کشم از اینکه کسی صدای شکممو بشنوه و تمام بدنم داغ می کنه و نمی تونم یک جا بمونم و هر چه سریعتر باید خودمو از اون محیط دور کنم.
    حالا تمام فکروذهنم این شده که بعد ازدواجم چیکار کنم.چطور با نامزدم برم خونه دوست یا همکاراش.چطور راحت پیش والدین نامزدم بشینم.
    با چند نفری صحبت کردم و هرکی نظری داشت.یکی گفت همزادته که اذیتت می کنه.یکی گفت مهم نیست.یکی گفت موقع جاری شدن خطبه عقد خیلی چیزا خودبهخود حل میشن.اما با تمتم این حرفا احساس میکنم هنوز کسی نتونسته درکم کنه.
    شما بگین چیکار کنم؟چطور باهاش برم این ور اون ور.من هنوز نتونستم با خودش تنها باشم فقط به خاطر همین.
    همش خنده ها و تمسخر دیگران جلو چشامه.نمی دونین چقدر از لحاظ روحی و جسمی به هم میریزم.وگرنه پشت تلفن اینقدر راحت باهاش حرف می زنم که بهم میگه تو روحیه شادی داری ولی خبر نداره که من اینجوریم.شما بگین من چیکار کنم؟
    با سلام
    خواهر گرامي ، برخي از كساني كه دچار استرس مي شوند هنگام استرس اين حالت رو دارند مثلا سر جلسه كنكور خيلي از داوطلبها با اين مشكل مواجه ميشن و حتي برخي از اونها خيلي منطقي عذر خواهي ميكنن و ميگن كه دست خودشون نيست و خجالتي هم از اين بايت نمي كشند اما روحيات متفاوته و برخي ديگه احساس ناراحتي ميكنند و همين حالت ، استرس اونها رو تشديد ميكنه ، البته كارشناسان محترم بخش مشاوره ان شالله نظر كاملتر و نهايي به شما مي دهند اما اگر به پزشك هم مراجعه بفرماييد و مشكلتون رو خيلي راحت مطرح كنيد به شما در درمان اين مساله كمك خواهند كرد .
    موفق باشيد .
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّالَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِعَظِيمٌ
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ


    آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزىرا كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است بااينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
    و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
    سوره نور آيات 16 و 17


    حضرت زهرا (س) :
    کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
    :salavat(10):
    رسول اکرم(ص):
    الحیاءحسن و لکن فی النساءأحسن؛
    حیا خوب است ولی برای زنان خوب تر است.

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    544
    تشکر:
    1
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مایا نمایش پست
    سلام . یه مبحثی داشتم در مورد اینکه یه روز بعد جواب مثبت به خواستگارم احساس پشیمونی بهم دست داده.که در پاسخم شماره ای از سوی کانون دریافت کردم که تماس بگیرم اما متاسفانه من سرکارم و نمی تونم با توجه به محیط کاریم راحت حرف بزنم.
    اما پشیمون پشیمون نیستم.مطلبی هست که منو به این فکر وا میداره.
    ش خنده ها و تمسخر دیگران جلو چشامه.نمی دونین چقدر از لحاظ روحی و جسمی به هم میریزم.وگرنه پشت تلفن اینقدر راحت باهاش حرف می زنم که بهم میگه تو روحیه شادی داری ولی خبر نداره که من اینجوریم.شما بگین من چیکار کنم؟
    سلام
    برای دریافت پاسخ دقیق به سؤالات زیر پاسخ دهید:
    آیا تا به مشکل گوارشی داشته اید،سابقه استفاده از دارو دارید،این حالت از چه زمانی شروع شده،آیا در شبانه روز تپش قلب ،تعرق ،دلشوره بدون دلیل ،عدم تمرکز،فراموشی دارید ،افکارنگران کننده تکرار شونده دارید؟وضعیت خواب و خوراک؟

    نکته ای کاربردی و مهم
    در مشکلات نباید ترسید و یا فرار کرد وتسلیم شد.بهترین کاراین است که اگرامکان دارد با تعقل ،مطالعه و مشاوره برای مشکل راه حلی بیابیم و اگر لاینحل بود بهترین کار پذیرش مشکل (به جای انکار،و...)وسپس یادگیری راه های تطابق و سازگاری با آن برای حفظ سلامت روان است.

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن، معنای زندگی


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    دوست عزیز! قبل از خروج از منزل سوره حمد و سوره(چهارقل) را بخونید و ذکر" لاحول ولا قوة الا بالله" را زیاد بگید.

    آیه 13 انعام در آرامش بسیار موثر است( و له ما سکن فی اللیل و النهار و هوالسمیع العلیم)

    در حلیة المتقین آمده:
    منقول است شخصی به خدمت حضرت امام موسی(ع) شکایت کرد از قراقر و صداهای شکم و گفت به مرتبه آزار می کند که با کسی که سخن می گویم، شرمنده می شوم. حضرت فرمود: چون از نماز شب فارغ شدی این دعا را بخوان:" اللهم ما عملت من خیر فهو منک لا حمد لی فیه و ما عملت من سوء فقد حذرتنیه فلا عذر لی فیه اللهم انی اعوذ بک ان اتکل علی ما لا حمد لی فیه او آمن ما لا عذر لی فیه "
    و در حدیث دیگر منقول است که شخصی شکایت کرد به آن حضرت از پیچش شکم. فرمود که آبی بگیر و آیه 185 بقره(3 بار)(یرید الله بکم الیسر)آیه 30 انبیا( اولم یر الذین کفروا...) یک بار را برآن بخوان و بخور.

    البته ببخشید که با اعراب نتونستم بنویسم. به فصل 9 حلیة المتقین مراجعه کنید.
    توکل بر خدا داشته باشید. موفق باشین
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    264
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مایا نمایش پست
    سلام .....اما .... وقتی در محیط ارامی قرار می گیرم چه با یه نفر چه با چند نفر دچار استرس خاصی میشم.استرس از اینکه حالم بد میشه، حالت تهوع دست میده ، نفخ می گیرم و خجالت می کشم از اینکه کسی صدای شکممو بشنوه و تمام بدنم داغ می کنه و نمی تونم یک جا بمونم و هر چه سریعتر باید خودمو از اون محیط دور کنم.
    حالا تمام فکروذهنم این شده که بعد ازدواجم چیکار کنم......شما بگین من چیکار کنم؟
    با سلام به شما کاربر گرامی...
    اگر ممکنه به این سوالات پاسخ بدید...
    1- دلیل استرس ؟
    2- نوع نفخ .. شکم یا ؟
    امیدوارم از طریق داروی گیاهی کمک بشید.... بیاری خدا مشکلتون حل میشه... فقط دقیق مشکل را ذکر کنید...
    موفق باشید...


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    دوست عزیز! طبق صحبتی که با یک مشاور داشتم، نشونه هایی که شما مطرح کردین ممکنه نشانه های یک بیماری ساده هورمونی باشه. که با یک ازمایش ساده هورمونی تشخیص داده میشه. انشاء الله که سالم و سلامت باشید.
    موفق باشید
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من هم گاهي اين مشكلات رو دارم و ضمن موافق بودنم با همه ي دوستان فكر ميكنم بيشتر تاكيد رو استرس و فشارها باشه و اين جور مشكلات معمولا خيلي زود حل ميشه طوري كه يه وقتي ديگه اصلا يادتون نمياد همچين مشكلي داشتين.
    اگر باز خيلي حساسين تو بچه هايي كه قبل من جواب دادن چندتاشون روانپزشك و مشاور و دكتر هم هستن كه ميتوني خصوصي تر باهاشون تماس بگيري.يكيشون آقا حميد
    باز هم مرغ سحر، بر سر منبر گل
    دم‌به‌دم می‌خواند، شعر جان‌پرور گل
    باز از مسجد شهر، صوت قرآن آيد
    با نسيم سحری، عطر ايمان آيد
    كودكان خوش‌سخن، شب فراری شده باز
    ديده را باز كنيد، شده هنگام نماز
    باز خورشيد قشنگ، آمد از راه دراز
    باز در دشت و دمن، چشم نرگس شده باز

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود