جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جستاری در سیر و سلوک

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جستاری در سیر و سلوک




    در آغاز این نوشتار لازم است به تعریف تفکیکی این دو واژه مصطلح و بسیار کاربردی بپردازیم:
    سیر: حرکت درونی و باطنی سالک است.مشتمل بر آداب ذکر و مشارطه ( متعهد شدن و شرط کردن با خودش و شاهد گرفتن خدا) مراقبه ( مواظبت بر رفتار و گفتار) محاسبه ( حسابرسی از خود)
    سلوک : حرکت صوری و ظاهری سالک است که به نوعی بازتاب سیر است.عمده سلوک باز میگردد به مراقبه یعنی فرد مواظبت بر رفتارش داشته باشد.
    در کنار آن رعایت اولویتهای دینی و انسانی و اخلاقی از ثمرات سلوک میباشد.
    سیر و سلوک تلفیقی از ظاهر و باطن است .
    سیر و سلوک می تواند ابعاد مختلفی داشته باشد:
    1- روحانی
    2- نفسانی

    سیر و سلوک روحانی:
    مربوط به تقویت ابعاد خفیّه و پنهان روح آدمی است.
    انسان فی نفسه صاحب استعدادهایی است که می تواند به منصه ظهور برساند و کمتر مانعی در این راه وجود دارد و به اراده و خواست سالک بر میگردد و همت او.
    نکته مهم در سیر و سلوک روحانی توجه به توحیدی بودن آنست.
    سیر و سلوک روحانی را می توان به دو بخش تقسیم کرد:
    الف: توحیدی: این شیوه نشات گرفته از تعالیم الهی و منبعث از رسالت انبیا و اولیای الهی است.اصل در این روش قربه الی الله است و سالک الی الله با توکل به خداوند و استمداد از اراده محض او با بهره جستن از نکات تربیتی صادر شده از طرف حق تعالی بهتjربیت نفس و تزکیه آن می پردازد.
    ب: غیر توحیدی : این شیوه اگرچه بر ابعاد روحانی و تقویت و اعتلای روح تکیه دارد اما بیشتر بر میگردد به تجربه های شخصی بر مبنای تعالیم انسانهایی که در این راه توفیقاتی نصیبشان شده.اگرچه این روش انسان را واقف به اسراری از خلقت و آفرینش و فلسفه وجودی میکند اما فاقد پشتوانه دینی است.
    بسیاری از این شیوه ها اگرچه اعتراف به عظمت خلقت و کائنات و حتی اشاره صریح به خدا دارند اما استمداد اینان بیشتر از مخلوقاتی است که صاحب توانمندی هستند و در سایه ایشان به راهیابی می پردازند.عبارت استادان معنوی و یا ارواح متعالی از آن جمله اند که حقیقتی غیر قابل انکار هستند .
    نکته ای که لازم است بدان توجه کنیم واسطه اتصال است در حالیکه خداوند بی واسطه در دسترس انسان میباشد و انبیا و اولیا به تعبیر قرآن تنها متذکر هست نه عامل بر هدایت.
    لذا هر سیر و سلوک روحانی متضمن توحیدی بودن نیست.چنانکه در نوع دوم ( صرف سلوک روحانی) شاهد توانایی های خارق العاده ای هم هستیم چون اطلاع از غیب و اسرار و طی الارض و برون فکنی روح و کرمات دیگر.

    سیر و سلوک نفسانی:
    در این رابطه نفس عمل اشکال دارد و کیفیت بهره و خدمات از آن مهم نیست.یعنی آموختن این شیوه حتی به قصد خدمت صحیح به نظر نمی رسد چون نیت عمل برای آنست که فرد به خواسته های فردی و شخصی خود برسد.
    علوم غریبه و کهانت و ارتباط با ارواح و اجنّه از آن جمله اند که قابل تعلیم و آموختنی هستند و فرد می تواند در سایه ارتباط با اینها به بسیاری از امور مسلط شود حتی در امور ممکنات تصرف نماید و این تصرف عین تجاوز است.
    در این بخش هم فرد می تواند به اسارار و غیب آگاهی یابد.به پیشگوئی بپردازد و یا اعمال خارق العاده انجام دهد.
    البته گرفتار شدن در دام بدها و بدی ها هم از آفات این راه است مانند سیر و سلوک روحانی غیر توحیدی که رهایی از آن هم خودش مکافاتی بزرگتر.
    پس دانستیم انسان می تواند به سبب برخی علوم و ریاضتها به بخش قابل توجهی از قابلیتهای روحانی خودش برسد.
    حتی در شکل جدیدش عده ای با تلفیق این علوم و تمرینات با آموزه های توحیدی قصد تعریف و توجیه خودشان را دارند که جالب توجه هست و توفیقاتی را هم نصیبشان کرده.

    اما ...
    انسان عاقل و سالک و عاشق بداند که اراده ای مافوق اراده خدا نیست:
    لا حول ولا قوه الا بالله
    انسان قصدش هرچه باشد خدا به او می دهد و دریغ نمیکند اگر با اصرار هم باشد و یا اصلا فرد با برخی سر کشی ها به قابلیتهایی دست پیدا میکند و این الزاما به معنای توانمندی و قدرت او نیست.
    هرچه باشد مخلوق است و تحت اراده خالق.
    حتی همه کسانی که در راه این قدرتها و توانمندی ها و قابلیتها هستند خوب میدانند فعال ما یشاء نیستند و خودشان را متصل به نیرویی ماروایی و به نام خدا می نمایند.
    انسان متکی به اراده حق و ایمان و یقین قلبی به وی نه تنها تحت تاثیر این کیفیت از سیر و سلوک قرار نمی گیرد بلکه ابزاری کودکانه میداند.
    انسان آمده است در این دنیا عبادت کند و به سلامت بگذراند تا در دنیای دیگر در بهشت جای بگیرد.
    خداوند در ساده ترین شکلش اینرا به انسان یاد داده.
    حالات معنوی و یقینی در شکل عرفانی و متعالی صرف خرق عادت و کرامت نیست که اگر اینها اصل بود و طریق وصال نه خدا عجزی از بیان آن داشت نه انبیا و اولیای ما ناتوان از صدور آن و تدوین علمی بنام آن تا مورد استفاده قرار بگیرد و دیگر این همه افتراق و اختلاف نباشد.
    لذا بر ما بعنوان یک انسان فرض و تکلیف است در ابعاد روحانی به تلاش مجدّانه دستورات الهی عمل کنیم تا گلیم خودمان را به قدر همت از آب بیرون بکشیم.
    ویرایش توسط moridenur : ۱۳۸۸/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۱:۰۲ دلیل: اصلاح متن


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود