جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ^^^ماهیت وجایگاه بیت المال درکلام امیرالمومنین وامام خمینی^^^

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13

    ^^^ماهیت وجایگاه بیت المال درکلام امیرالمومنین وامام خمینی^^^




    ماهيت و جايگاه بيت المال در كلام اميرالمومنين علي (ع)

    اين نوشتار نگاهي اجمالي به موضوع «بيت المال» در نهج البلاغه دارد. قلمرو مقاله تنها بخشي از سخنان امام علي (ع) در نهج البلاغه است نه تمامي سخنان آن حضرت.
    هرچند گاهي فرازهاي نقل شده از نهج البلاغه براي چند عنوان مربوط به بحث مفيد است ولي براي طولاني نشدن نوشته از تكرار جز در يك يا دو مورد خودداري شده است.
    اموال عمومي به اقسام گوناگوني مانند مشتركات عمومي و مباحات اوليه و مجهول المالك و درآمدهاي عمومي تقسيم مي شود ولي مقصود از بيت المال در اين نوشته اموالي است كه اختيار هزينه كردن آن به دست امام است مانند غنائم جنگي و خراج و جزيه و زكات و صدقات عامه و اوقاف عمومي و...

    ● منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی

    الف) جايگاه ثروت در اسلام

    بي گمان از نگاه اسلام ثروت و مال در حيات مادي و معنوي انسانها نقش اساسي دارد. تا آنجا كه در برخي روايات از «تنگدستي» به «روسياهي در دنيا و آخرت» (1) و «مرگ سرخ» (2) و «مرگ بزرگ» (3) تعبير شده است.
    در بعضي از روايات فقر موجب نقصان در دين و كاهش عقل و تحريك خشم معرفي شده است (4) از اين رو در دين مقدس اسلام به مقوله اقتصادي و معيشتي بشر در ابعاد مختلف آن توجه فراواني شده است. هرچند مطالب مربوط به اقتصاد به گونه اي پراكنده و جدا از هم مطرح شده ولكن بررسي و تحقيقي همه جانبه نشانه اين است كه مكتب اسلام داراي نظام اقتصادي ويژه اي است كه از وحي الهي نشات گرفته و در دامن عصمت رشد و نمو كرده و از ويژگيهاي بي شماري برخوردار است.

    ب) جايگاه بيت المال
    آنچه قابل توجه و دقت است اين است كه بيت المال در نظام اقتصادي اسلام بيشترين مباحث را به خود اختصاص داده و از جايگاهي ويژه برخوردار است. هدف از بيت المال تامين اهدافي بلند در حركت تكاملي انسان به سوي سعادت و معنويت و قرب الهي است. برخي از آن هدفها چنين است.
    1 ـ هدايت مردم به سمت اخلاق كريمه و ارزشهاي معنوي.
    2 ـ استقرار عدالت اجتماعي و اقتصادي در جامعه.
    3 ـ رشد استعدادها و شكوفايي ابتكار و خلاقيت انسانها.
    4 ـ ريشه كن كردن فقر از جامعه.
    5 ـ رسيدگي به مصالح و منافع محرومان و مستضعفان و...

    ج) ماهيت بيت المال
    امام علي عليه السلام خطاب به عبدالله بن زمعه (5) (از پيروان و ياران آن حضرت) آن هنگام كه از او درخواست كمك مي كند ماهيت بيت المال را براي او روشن مي كند. او بيت المال را نه مال شخصي امام مي داند و نه مال فردي از مسلمانان بلكه بيت المال از آن مسلمانان است كه در اختيار امام مسلمانان گذاشته مي شود تا به عدل به مصرف مسلمانان برسد. حضرت مي گويد:
    ان هذا المال ليس لي و لا لك ! و انما هو في للمسلمين و جلب اسيافهم. فان شركتهم في حربهم كان لك مثل حظهم و الا فجناه ايديهم لا تكون لغير افواههم (6)؛
    اين اموال نه مال من و نه از آن توست بلكه غنيمتي گردآمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاي خود به دست آورده اند. اگر تو در جهاد همراهشان مي بودي سهمي چونان سهم آنان مي داشتي و گرنه دسترنج آنان خوراك ديگران نخواهد بود.

    د) آثار بيت المال
    علي عليه السلام به بخشي از آثار و نقش بيت المال در زندگي مسلمانان اشاره كرده است. اين آثار چنين است:

    1 ـ اصلاح امور
    و تفقد امر الخراج بما يصلح اهله ! فان في صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الا بهم؛ لان الناس كلهم عيال علي الخراج و اهله (7)؛
    خراج (بيت المال) را به گونه اي كه وضع ماليات دهندگان را سامان دهد وارسي كن ! زيرا بهبودي وضع ماليات و ماليات دهندگان سبب بهبودي امور ديگر اقشار جامعه است و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت؛ زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.
    امام علي عليه السلام در اين فراز براي بيت المال نقش محوري قائل شده و اصلاح تمامي امور را بسته به اصلاح وضع ماليات و ماليات دهندگان دانسته است و اين نشانه جايگاه بلند بيت المال از نظر اسلام است. اگر دقت شود حقيقت مطلب همين است كه امام علي عليه السلام گفته است. بنابراين هرچند اقتصاد از نگاه امام علي عليه السلام آن گونه كه مكاتب مادي گرا مي گويند اصل نيست اما تاثير محوري و اساسي آن در اصلاح امور و رفع نابسامانيها مورد تاكيد قرار گرفته است.

    2 ـ رفع نياز مردم به بيت المال
    كلهم عيال علي الخراج و اهله (8)؛
    تمام مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.
    روشن است كه هيچ انساني به تنهايي نمي تواند نيازمنديهايش را برآورده كند از اين رو نياز به همياري بيت المال وجود دارد

    3 ـ دوام حكومت
    و لم يستقم امره الا قليلا (9)؛
    حكومت با نابودي ماليات (بيت المال) جز اندكي دوام نمي آورد.
    اين مطلب نيز از بديهات است كه اداره و دوام حكومت نيازمند بودجه است و يكي از راه حلهاي تامين هزينه دولت گرفتن ماليات است. جاي شگفتي از كساني است كه در زمان حاضر بحث از لزوم گرفتن ماليات براي اداره حكومت را مطرح مي كنند در صورتي كه امام علي عليه السلام حدود هزار و چهارصد سال پيش بر ضرورت ماليات براي استمرار حكومت تاكيد كرده است.
    يادآوري اين نكته لازم است كه همان گونه كه گرفتن همه ماليات از عوامل بقاي حكومت است به ناحق گرفتن آن و يا ظالمانه مصرف شدن اش سبب سقوط حكومت خواهد شد.

    4 ـ اصلاح و تقويت نيروهاي مسلح
    ثم لا قوام للجنود الا بما يخرج الله لهم من الخراج الذي يقوون به علي جهاد عدوهم و يعتمدون عليه فيما يصلحهم و يكون من ورا حاجتهم (10)؛
    سپس سپاهيان اسلام جز به خراج و ماليات رعيت (بيت المال) كه با آن براي جهاد با دشمن تقويت گردند و براي اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند و نيازمنديهاي خود را بر طرف سازند پانمي گيرند.
    از جمله آثار بسيار مهم بيت المال افزون بر استقلال اقتصادي استقلال سياسي است؛ زيرا تا بودجه و سرمايه در اختيار دولت نباشد نمي تواند نيروهاي مسلح را جذب و تامين و مجهز به سلاحهاي پيشرفته كند و با نبود نيروي مسلح مجهز استقلال سياسي تامين نمي شود.
    آيت الله حسن زاده در تفسير اين فراز مي نويسد:
    اگر بيت المال نباشد نيروهاي مسلح براي تامين زندگي بايد در پي شغل و كار باشند در نتيجه آمادگي براي جهاد با دشمن از بين مي رود (11)

    ه) راههاي جلب ماليات
    يكي از مباحث مهم در دانش اقتصاد مبحث ماليات است. در اين مبحث مطالب فراواني مانند تعريف ماليات ضرورت وجود ماليات سير تحول ماليات و راههاي جلب ماليات... مورد بحث و تحقيق قرار مي گيرد.
    اين مطالب از چشم مولا علي عليه السلام در مدت كوتاه حكومت مورد غفلت نبود. و در لابه لاي خطبه ها و نامه و ديگر گفتارها به آنها اشاره كرده است. از جمله در نامه پنجاه و سه راههاي جلب بهتر ماليات را نشان داده و در آن بر اصول اسلامي انساني مانند «اصل عمران و آباد كردن زمينها» و «اصل رسيدگي به مشكلات و شكايات ماليات دهندگان» و «اصل رعايت و تخفيف ماليات» تاكيد ورزيده است.
    هر يك از اين اصول آثار و ثمرات فراواني در مسايل اجتماعي و اقتصادي و سياسي در پي دارد و رعايت آنها نقش بسزايي در تحول و بهبودي سيستم مالياتي دارد.

    1 ـ آباد كردن زمين
    و ليكن نظرك في عماره الارض ابلغ من نظرك في استجلاب الخراج؛ لان ذالك لا يدرك الا بالعماره و من طلب الخراج لغير عماره اخر ب البلاد و اهلك العباد و لم يستقم امره الا قليلا (12).
    بايد تلاش تو در آباد كردن زمين بيشتر از جمع آوري خراج (ماليات) باشد؛ زيرا خراج جز با آباداني فراهم نمي شود و هر كسي بخواهد خراج را بدون آباداني زمين به دست آورد شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود و حكومتش جز اندك مدتي دوام نخواهد آورد.
    آيت الله حسن زاده درپي شرح اين فراز از نهج البلاغه مي نويسد:
    امام علي در اين بخش اشاره كرده است كه كم درآمدي صاحبان زمين ناشي از واليان بدي است كه تمام هم و غم آنان جمع آوري ماليات است بدون رعايت حال رعي ت و كشاورزان (13)

    2 ـ رسيدگي به شكايت ماليات دهندگان
    فان شكوا ثقلا او عله او انقطاع شرب او باله او احاله الارض اغتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان يصلح به امرهم (14).
    پس اگر مردم از سنگيني ماليات يا آفت زدگي يا خشك شدن آب چشمه ها يا كمي باران يا خراب شدن زميني در سيلابها يا خشكسالي شكايت كردند در گرفتن ماليات تا آن اندازه اي كه بفهمي امورشان سامان مي يابد تخفيف بده.
    دهقانان از همه طبقات زحمتكش تر و پرتلاش ترند و از سويي زندگي آنان اسير عوامل طبيعي و پديده هاي جهان طبيعت همانند خشك سالي سيل سرما گرما است. از اين رو آنان نياز بيشتري به توجه و همراهي حكومت دارند.
    اين فراز از فرمان امام علي عليه السلام اشاره به اين مطلب دارد.
    ابن ابي الحديد در باره زياد نگرفتن ماليات و آثار منفي آن مي نويسد:
    زياد كردن ثروت از ماليات نابه حق رعيت همانند بنا كردن سقفي است بر پايه هاي لرزان و سست (15)

    3 ـ عفو از ماليات
    و لا يثقلن عليك شي خففت عنهم به الموونه عنهم؛ فانه ذخر يعودون به عليك في عماره بلادك و تزيين ولايتك مع استجلابك حسن ثنائهم و تبجحك باستفاضه العدل فيهم (16)؛
    هرگز تخفيف دادن در ماليات تو را نگران نسازد؛ زيرا آن اندوخته اي است كه در آباداني شهرهاي تو و آراستن ولايتهاي تو نقش دارد و رعيت تو را مي ستايند و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهي شد و به افزايش قوت آنان تكيه خواهي كرد. آيت الله حسن زاده پس از شرح و تفسير اين بخش از فرمايش امام علي عليه السلام مي نويسد:
    توجه به عمران و شكايات و تخفيف ماليات براي حكومت آثار مثبتي را به همراه دارد و والي از اين رهگذر ضرر و زيان نمي كند؛ زيرا:
    اولا آبادي بلاد منافع و سودش به حكومت و والي نيز خواهد رسيد.
    ثانيا آبادي و عمران سرزمين زينت و افتخار حكومت به شمار مي آيد.
    ثالثا اين كار موجب مدح و ثناي مردم را نسبت به حكومت و نيز عدالت و اعتماد آنان را فراهم مي كند.
    رابعا اگر شرايطي پيش بيايد كه دولت محتاج قرض گرفتن از مردم شود و نيازمند فداكاري جاني و مالي آنان باشد آنان به راحتي پاسخ مي دهند. (17)
    ابن ابي الحديد در اين بخش پس از شرح و تفسير مي نويسد:
    از وضع خراج و درآمد املاك بازرسي كن به وجهي كه مايه بهبود خراج دهندگان باشد زيرا در بهبودي امر خراج و بهبود حال خراج دهندگان بهبودي حال ديگران نهفته است و ديگران را جز بدانها بهبودي ميسر نيست؛ زيرا همه مردم نان خور خراج دهندگانند. و بايد توجه تو به آبادي زمين بيشتر باشد از توجه به جلب خراج زيرا خراج جز از زمين آباد به دست نيايد (18)

    و) منزلت مميزان ماليات.
    امام علي عليه السلام در نامه پنجاه و يكم در شان و جايگاه مميزان مالياتي اوصافي را بيان كرده است كه افزون بر شان ارزش و شرافت كارگزاران بيت المال نشانه جايگاه و منزلت بيت المال نيز هست؛ زيرا تا بيت المال اهميت و منزلت نداشته باشد كارگزارانش ارزش پيدا نخواهند كرد.
    اين اوصاف چنين است:
    1 ـ خزينه داران مردم
    فانكم خزان الرعيه؛ پس همانا شما (ماموران ماليات) خزينه داران مردم هستيد (19)
    2 ـ نماينده امت
    فانكم... وكلا الامه؛ پس همانا شما نمايندگان امت مسلمان هستيد (20)
    3 ـ سفيران پيشوايان
    فانكم... سفرا الائمه؛ پس همانا شما... سفيران پيشوايان هستيد (21)

    ز) صفات و وظايف مميزان ماليات
    يكي از اهداف اساسي دين مقدس اسلام برقراري عدالت اجتماعي و قسط قرآني در جامعه اسلامي است. بي گمان تحقق چنين هدف و آرمان مقدسي به عوامل فراواني بستگي دارد.
    از جمله مهمترين عوامل نقش آفرين كارگزاران شايسته از نظر ايمان و اخلاق و رفتار است. از اين رو امام علي عليه السلام در موارد بسياري به كارگزاران خويش تاكيد و سفارش مي كند كه بهترين افراد را به عنوان همكار گزينش كنند.
    اين مطلب در برخي از موارد مانند گرفتن ماليات از اهميت دوچنداني برخوردار است؛ زيرا مامور مالياتي خواهد دسترنج و مايه حيات او را بگيرد و اين كار بسيار دشواري است. از اين رو چنين شخصي از جهات عديده بايد شايستگيهاي لازم را داشته باشد.
    علي عليه السلام صفات و وظايف مميزان مالياتي را چنين برشمرده است:

    1 ـ اصل انصاف
    فانصفوا الناس من انفسكم؛ (22)
    در روابط با مردم (گرفتن ماليات) انصاف و مدارا را پيشه كنيد.
    تاثير رعايت عدل و انصاف در راحت گرفتن و راضي بودن ماليات دهنده بر كسي پوشيده نيست.
    تاريخ نگاراني كه در باب فلسفه تاريخ قلم فرسايي كرده اند يكي از عوامل پيشرفت سريع اسلام را رفتار صحيح و عادلانه و مشفقانه رسول خدا صلي الله عليه و آله به هنگام ماليات گرفتن دانسته اند. در اينجا شايسته است مطالبي را كه منتسكيو نقل كرده گزارش كنيم.
    وجود اين باجهاي گزاف (كه دولتهاي كشورهاي غير اسلامي در آن دورانها به زور مي گرفتند) بود كه سهولت عجيبي را به مسلمين در فتوحات خود اعطا نمود؛ زيرا ملتهاي تسخير شده از طرف اعراب مي ديدند به جاي يك سلسله تعدياتي كه در اثر لئامت امپراتوران به آنها مي شد با يك ماليات ساده كه به سهولت مي دهند و به سهولت گرفته مي شود مواجه و تابع شده اند. اين بود كه فتوحات مسلمين با كمال سهولت پيش رفت و ملتها خوشبخت بودند و ترجيح مي دادند به يك ملت صحرانشين مطيع بشوند تا به يك حكومت فاسد... در مورد اخذ باجهاي گزاف افراط نزديك به جنون را در تاريخ مشاهده كنيد: آناستاز مالياتي براي استنشاق هوا وضع كرده بود (23)

    2 ـ نگرفتن لوازم ضروري
    و لا تبيعن للناس في الخراج كسوه شتا و لا صيف و لا دابه يعتملون عليها و لا عبدا (24)؛
    براي گرفتن ماليات لباسهاي تابستاني و زمستاني و مركب سواري و برده هاي كاري كسي را نفروشيد.

    3 ـ پرهيز از خشونت
    و لا تضربن احدا سوطا لمكان درهم؛ (25)
    براي گرفتن درهمي (ماليات) كسي را با شلاق (از باب مثال) نزنيد.
    در اين فراز هر چند كلمه «درهم» و «سوط» آمده ولي روشن است كه «شلاق» خصوصيتي ندارد و فرمان علي عليه السلام پرهيز از هر گونه خشونت براي گرفتن هر گونه مالياتي است.

    4 ـ احترام اموال مردم
    و لا تمسن مال احد في الناس مصل و لا معاهد الا ان تجدوا فرسا او سلاحا يعدي به علي اهل الاسلام؛ فانه لا ينبغي للمسلم ان يدع ذالك في ايدي اعدا الاسلام (26)
    دست اندازي به مال كسي نكنيد (آن كس چه نمازگزار باشد و يا معاهد (كافر در پناه اسلام) مگر اسب يا اسلحه كه براي تجاوز به مسلمانها به كار گرفته مي شود؛ زيرا براي مسلمان جايز نيست آنها را در اختيار دشمنان اسلام قرار دهد تا نيرومندتر از سپاه اسلام گردند.

    5 ـ كمك گرفتن از مردم
    و لا تدخروالله و لا الرعيه معونه؛ (27)
    و از كمك گرفتن از مردم (در اخذ ماليات) هيچ گونه كوتاهي مكنيد.
    ممكن است اين فراز به گونه ديگري نيز ترجمه شود كه مفهوم آن كوتاهي نكردن از كمك به مردم باشد.

    6 ـ خداترسي
    انطلق علي تقوي الله وحده لا شريك له؛ (28)
    با ترس از خداي يكتايي كه همتاي ندارد (به قصد جمع آوري صدقات) حركت كن !

    7 ـ نترساندن مردم
    و لا تروعن مسلما؛ (29)
    هيچ مسلماني را نبايد بترساني !

    8 ـ اجازه گرفتن به هنگام وارد شدن
    و لا تجتازن عليه كارها؛ (30)
    با زور و بدون رضايت از ملك شخصي عبور مكن !

    9 ـ به اندازه گرفتن
    و لا تاخذن منه اكثر من حق الله؛ (31)
    بيشتر از حقوق الهي از كسي (ماليات) مگير!

    10 ـ سو استفاده نكردن از قدرت
    فاذا قدمت علي الحي فانزل بمائهم من غير ان تخالط ابياتهم ثم امض اليهم بالسكينه و الوقار حتي تقوم بينهم فتسلم ع ليهم و لا تخدج بالتحيه لهم؛ (32)
    هرگاه به آبادي اي رسيدي در كنار آب فرود آي ! وارد خانه هاي آنان مشو! سپس با آرامش و وقار به سوي آنان حركت كن تا در ميان آنان قرارگيري ! آنگاه به آنان سلام كن ! در سلام و تعارف و مهرباني كوتاهي مكن !

    11 ـ معرفي خود
    ثم تقول: «عباد الله ! ارسلني اليكم ولي الله و خليفته لآخذ منكم حق الله في اموالك.»؛ (33)
    سپس مي گويي: «اي بندگان خدا! ولي و جانشين خدا مرا به سوي شما فرستاد تا حق خدا را كه در اموال شما هست از شما تحويل گيرم».

    12 ـ پذيرفتن اظهارات مالك
    ثم تقول:... «هل لله في اموالكم في حق فتودوه الي واليه» فان قال قائل ! «لا» فلاتراجعه و ان انعم لك منعم فانطلق معه من غي ر ان تخيفه او توعده او تعسفه او ترهقه فخذ ما اعطاك من ذهب او فضه (34)
    سپس مي پرسي:... «آيا در اموال شما حقي كه به نماينده او بپردازيد هست» اگر كسي گفت: «نه» ديگر به او مراجعه مكن و اگر كسي پاسخ داد: «آري» همراهش برو بدون آنكه او را بترساني يا تهديد كني و يا به كار مشكلي وادار سازي. هرچه از طلا و نقره به تو پرداخت بردار.

    13 ـ وارد نشدن در محدوده اموال
    فان كان له ماشيه او ابل فلا تدخلها الا باذنه؛ فان اكثرها له (35)؛
    پس اگر داراي گوسفند يا شتر بود بدون اجازه اش داخل مشو؛ زيرا بيشتر اموال از آن اوست.

    14 ـ رعايت حال حيوانات
    فاذا اتيتها فلا تدخل عليها دخول متسلط عليه و لا عنيف به و لا تنفرن بهيمته و لا تفزعنها و لا تسو ن صاحبها فيها (36)؛
    هرگاه داخل شدي مانند اشخاص سلطه گر و سختگير رفتار مكن ! حيواني را رم مده و هراسان مكن و دامدار را مرنجان !

    15 ـ اجازه تقسيم زكات به مالك
    واصدع المال صدعين ثم خيره فاذا اختار فلا تعرضن لما اختاره. فلا تزال كذالك حتي يبقي ما فيه وفا لحق الله في ماله فاقبض حق الله منه. فان استقالك فاقله (37)؛
    سپس مالها را دو دسته كن و صاحبش را اجازه ده كه خود انتخاب كند و بر انتخاب او خرده مگير. به همين گونه رفتار كن تا باقيمانده حق خداوند باشد. و اگر دامدار از اين تقسيم پشيمان شد و از تو درخواست گزينش دوباره دارد بپذير.

    ادامه دارد ...

    پي نوشت ها:
    1 ـ قال رسول الله صلي الله عليه و آله: «الفقر سواد الوجه في الدارين.»: (سفينه البحار ج 2 ماده فقر).
    2 ـ قال علي عليه السلام: «الفقر الموت الاحمر.» و (شرح آقاجمال برغرر ج 1 ص 345).
    3 ـ قال علي عليه السلام: «الفقر الموت الاكبر.» (نهج البلاغه كلمه 163).
    4 ـ قال علي عليه السلام: «اني اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه؛ فان الفقر منقصه في الدين مدحشه للعقل داعيه للمقت.». (نهج البلاغه كلمه 319).
    5 عبدالله بن زمعه بن اسود از شيعيان علي عليه السلام بود. پدر و عموي او در جنگ بدر جز سپاه كفار بودند و در همان جنگ هم كشته شدند. جدش اسود از كساني بود كه رسول خدا صلي الله عليه و آله را مسخره مي كرد.
    6 ـ نهج البلاغه خطبه. 232
    7 ـ همان نامه. 53
    8 ـ همان.
    9 ـ همان 9
    10 ـ همان.
    11 ـ منهاج البراعه ج 20 ص. 200
    12 ـ نهج البلاغه نامه. 53
    13 ـ منهاج البراعه ج 20 ص. 25
    14 ـ نهج البلاغه نامه. 53
    15 ـ شرح ابن ابي الحديد ج 17 ص. 71
    16 ـ نهج البلاغه نامه. 53
    17 ـ منهاج البراعه ج 20 ص...
    18 ـ شرح ابن ابي الحديد ج 17 ص. 74
    19 ـ نامه. 51
    20 ـ همان.
    21 ـ همان.
    22 ـ نهج البلاغه نامه. 51
    23 ـ روح القوانين منتسكيو ترجمه علي اكبر مهتدي ص. 384
    24 ـ نهج البلاغه نامه. 51
    25 ـ نهج البلاغه نامه. 51
    26 ـ نهج البلاغه نامه. 51
    27 ـ نهج البلاغه نامه. 51
    28 ـ نهج البلاغه نامه. 25
    29 ـ همان.
    30 ـ همان.
    31 ـ همان.
    32 ـ همان.
    33 ـ همان.
    34 ـ همان.
    35 ـ همان.
    36 ـ همان.
    37 ـ همان.
    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۸/۰۳/۱۵ در ساعت ۲۰:۲۴
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ح) نظارت و بازخواست يكي از مطالبي كه مورد اهتمام و تاكيد فراوان علي عليه السلام بوده بازرسي مستقيم و حسابرسي امور بيت المال است. اين مهم در مدت كوتاه حكومت علوي دوچندان بوده است و بارها در نهج البلاغه بويژه در نامه هاي آن حضرت به واليان مناطق اين حساسيت به چشم مي خورد.
    علي عليه السلام نظارت بر بيت المال را از وظايف اصلي و اساسي حاكم اسلامي مي داند. از اين رو دخل و خرج بيت المال را مستقيما تحت نظارت خويش قرار داد و با متخلفان از احكام اسلامي برخورد شديد كرد و از آنان در باره نحوه جمع آوري و چگونگي خرج و هزينه بيت المال پرسيد و از كوچكترين تخلفشان چشم نپوشيد و در مواردي متخلف را عزل مي كرد.
    در اين بخش به پاره اي از مطالب نهج البلاغه در اين باره اشاره مي شود.

    1 ـ حسابرسي از كارگزاران

    1-1 در نامه چهلم خطاب به برخي از كارگزاران مي نويسد:
    بلغني انك جردت الارض فاخذت ما تحت قدميك و اكلت ما تحت يديك ! فارفع الي حسابك ! و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس؛ (38).
    به من خبر رسيده كه كشت زمينها را برداشته و آنچه را كه مي توانستي گرفته و آنچه در اختيار داشتي به خيانت خورده اي ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را براي من بفرست ! و بدان كه حسابرسي خداوند از حسابرسي مردم سخت تر است.

    2-1 توبيخ پسر اشعث
    علي عليه السلام در نامه پنجم خطاب به اشعث پسر قيس ضمن بيان پاره اي از مباحث حكومتي و اهميت و جايگاه و مسووليت در برخورد با بيت المال مي نويسد:
    و في يديك مال من مال الله عز و جل و انت في خزانه حتي تسلمه الي و لعلي الا اكون شر ولاتك لك (39)؛
    پيش تو مالهايي از ثروتهاي خداي بزرگ هست و تو خزانه دار آنها هستي تا به من بسپاري. اميدوارم براي تو بدترين زمامدار نباشم.
    ابن ابي الحديد مي نويسد پس از اينكه نامه به دست اشعث مي رسد ناراحت مي شود و در ميان مردم سخنراني مي كند و مي گويد: «مرا عثمان فرماندار آذربايجان كرده و از علي همان گونه كه از عثمان پيروي مي كردم پيروي خواهم كرد...»
    دست آخر اشعث به كوفه آمد و خود را تسليم مولا علي عليه السلام كرد (40)
    لازم به يادآوري است كه اشعث بن قيس پيش از خلافت امام علي عليه السلام از سوي عثمان فرماندار آذربايجان شده بود.
    آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه از ابوالفرج چنين گزارش مي كند:
    اشعث چون وارد بر مولا علي عليه السلام مي شود شروع به سخن مي كند ولي امام علي عليه السلام با او برخورد شديد مي كند. اشعث عكس العمل نشان مي دهد و با كنايه حضرت را تهديد مي كند. مولا علي عليه السلام در مقابل مي گويد: «آيا مرا از مرگ مي ترساني و يا به مرگ تهديد مي كني به خدا سوگند! باكي ندارم مرگ سراغ من بيايد و يا من به استقبال مرگ بروم !». (41)
    ابن ابي الحديد در باره نفاق و فساد اشعث مي نويسد:
    اشعث در عصر حكومت امام علي از منافقان و دشمنان بود همان گونه كه عبدالله بن ابي در عصر رسول خدا از منافقان و دشمنان بود.
    هر گونه فساد و نگراني كه در حكومت مولا علي پديد مي آمد ريشه اش از سوي اشعث بود. (42)

    3-1 توبيخ مصقله
    علي عليه السلام در نامه چهل و سوم كه بر اساس گزارشي رسيده از مصقله بن هبيره شيباني كارگزار آن حضرت در منطقه اردشير خره (فيروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعايت نكردن عدالت توبيخ مي كند و مي نويسد:
    بلغني عنك امر ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و عصيت امامك: انك تقسم في المسلمين الذي حازته رماحهم و خيولهم و اريقت عليه دماوهم في من اعتامك من اعراب قومك ! فو الذي فلق الحبه و برا النسمه ! لئن كان ذالك حقا لتجدن لك علي هوانا و لتخفن عندي ميزانا. فلا تستهن بحق ربك و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا (43)؛
    در باره تو به من گزارشي داده اند كه اگر چنان كرده باشي خداي خود را به خشم آورده اي و امام خويش را نافرماني كرده اي. خبر رسيد كه تو غنيمت (بيت المال) مسلمانان را كه نيزه ها و اسبهايشان گرد آورده و با ريخته شدن خونهايشان به دست آمده به عربهايي كه خويشاوندان تو هستند و تو را گزيده اند پخش مي كني ! به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد! اگر اين گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبك گرديده است. پس حق پروردگارت را لبيك شمار و دنياي خود را با نابودي دين آباد مكن كه زيانكارترين انساني.
    آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه مي نويسد:
    مصقله بن هبيره از بزرگان «نجد» و از قبيله «بني شيبان» بوده است. علت توبيخ و سرزنش مولا علي عليه السلام عبارت است از اينكه مصقله بخشي از بيت المال را ميان اقوام خويش تقسيم كرده بي آنكه از امام علي عليه السلام اجازه بگيرد به اين نيت كه اين تقسيم از سهميه آنان از بيت المال به شمار مي آيد.
    افزون بر اين مصقله عده اي از جنگجويان عليه مسلمانان را كه در منطقه اهواز اسير شده بودند با هزار درهم از بيت المال مي خرد و آنان را آزاد مي كند ولي پول بيت المال را نمي پردازد. امام علي عليه السلام به محض خبردار شدن او را احضار مي كند و ضمن قسط بندي بدهي او را مجبور مي كند بر پرداخت... (44)

    2 ـ نظارت بر بيت المال
    در خطبه صد و نوزده در باره وظايف و مسووليتهاي حاكم اسلامي مطالبي بيان شده از جمله اينكه نبايد جمع آوري بيت المال مسلمانان را به ديگران واگذار كرد به گونه اي كه حاكم اطلاع و نظارتي بر آن نداشته باشد؛
    و لا ينبغي لي ان ادع الجند و المصر و بيت المال و جبايه الارض و القضا بين المسلمين و النظر في حقوق المطالبين ثم اخرج في كتيبه اتبع اخري اتقلقل تقلقل القدح في الجفير الفارغ (45)؛
    و براي من سزاوار نيست كه لشكر و شهر و بيت المال و جمع آوري خراج و قضاوت ميان مسلمانان و گرفتن حقوق درخواست كنندگان را رها سازم آنگاه با دسته اي بيرون روم و به دنبال دسته اي به راه افتم و چونان تير نتراشيده در جعبه اي خالي به اين سو و آن سو سرگردان شوم.

    3 ـ نظارت بر مخارج امير الحاج
    آن حضرت در نامه شصت و هفتم ضمن تبيين وظايف امير الحاج در مكه (قثم بن عباس) مطالبي را بيان مي كند. از جمله مي گويد:
    و انظر الي ما اجتمع عندك من مال الله فاصرفه الي من قبلك من ذوي العيال و المجاعه مصيبا به مواضع الفاقه و الخلات. و ما فضل عن ذلك فاحمله الينا لنقسمه في من قبلنا (46)؛
    در مصرف بيت المال ـ كه در دست توست ـ بنگر! و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت بخش ! و به مستمندان و نيازمنداني كه به كمك مالي تو سخت نياز دارند برسان ! مازاد را نزد ما بفرست تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان هست تقسيم كنيم.

    4 ـ نظارت بر ميهمانيهاي كارگزاران
    امام علي عليه السلام در امر نظارت بر حركات و رفتار كارگزاران حتي مسايل معمولي و پيش پا افتاده را ناديده نمي گرفت و از آنان بازخواست مي كرد. از اين رو در نامه به عثمان بن حنيف كه پس از اين تحت عنوان «الگو بودن حاكم اسلامي» به تفصيل خواهد آمد وي را به جهت شركت در ميهماني بعضي اشراف بصره مورد توبيخ و سرزنش قرار مي دهد و مي گويد:
    گمان نمي كردم ميهماني شخصي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان آنان بر سر سفره و دعوت شده اند! بنگر در كجايي و بر سر كدام سفره مي خوري ! پس آن غذايي كه حلال و حرام بودنش را نمي داني دور بيفكن و آنچه را به پاكيزگي و حلال بودنش يقين داري مصرف كن. (47)

    ط) الگو بودن حاكم اسلامي.
    در اسلام مساله حفظ بيت المال و دقت و احتياط در مصرف آن اهميت ويژه اي دارد. دقت و احتياط رهبران مكتب انسان ساز اسلام در هزينه كردن بيت المال از عبرت انگيزترين امور در زندگي آنان به شمار مي آيد و موجبات تعجب و شگفتي هر خواننده اي را فراهم مي كند.
    در ميان ائمه عليهم السلام امام علي عليه السلام به جهت شرايط زماني و مكاني ويژه اي كه در عصر حكومتش وجود داشته؛ در اين امر سرآمد و زبانزد است. تاريخ نمونه هاي زيادي از اين سان رويدادهاي شگفت انگيز را در زندگي مولا علي عليه السلام در سينه خود حفظ كرده است. در اين بخش به چند نمونه از گفتار و كردار آن حضرت در باره اينكه حاكم اسلامي در مصرف كردن بيت المال بايد الگو و اسوه باشد اشاره مي شود.

    هماهنگي با زندگي طبقه ضعيف
    علي عليه السلام دوستي در بصره به نام علا بن زياد (48) دارد. او مريض مي شود و علي عليه السلام به عيادت او مي رود. مولا علي عليه السلام هنگامي كه خانه عريض و طويل او را مي بيند خطاب به او مي گويد:
    ما كنت تصنع بسعه هذه الدار في الدنيا و انت اليها في الآخره كنت احوج (49)
    با اين خانه وسيع در دنيا چه مي كني در حالي كه در آخرت به آن نيازمندتري
    علا سپس شكايت برادرش عاصم را كه گوشه گيري را انتخاب كرده و لباسهاي مندرس پوشيده به علي عليه السلام مي كند. مولا فرمان مي دهد كه او را احضار كنند. وقتي او را مي آورند خطاب به او مي گويد:
    اي دشمنك جان خويش ! شيطان بر تو راه يافته و تو را صيد كرده آيا به خانواده ات رحم نمي كني...
    عاصم بن زياد عرض كرد: «يا علي ! من از تو پيروي مي كنم.» امام علي عليه السلام در جواب گفت:
    ان الله تعالي فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره؛
    خداوند متعال بر پيشوايان عدل و حق واجب كرده است كه بر خود سخت گيرند و شيوه زندگي را هماهنگ با وضع زندگي طبقه ضعيف مردم قرار دهند تا ناداري و فقر فقير را از جا به در نبرد.
    محقق خوئي در ذيل اين خطبه رواياتي را گزارش كرده كه بر لزوم هماهنگي زندگي رهبران ديني با طبقه ضعيف و كم درآمد دلالت دارد.
    ايشان به دنبال خطاب مولا علي عليه السلام به عاصم برادر علا بحث مفصلي را درباره مقام در سيصد و هشتاد صفحه مطرح كرده است. (50)
    ابن ابي الحديد در باره نفوذ و تاثير كلام امام علي عليه السلام مي نويسد:
    پس از فرمايش علي به عاصم وي از مكاني كه در آن نشسته بود حركت نكرد مگر اينكه عاصم لباسهاي كهنه و مندرس را به در كرد و لباس نو پوشيد. (51)

    پي نوشتها
    38 ـ نهج البلاغه نامه. 40
    39 ـ نهج البلاغه نامه. 5
    40 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 17 ص. 182
    41 ـ منهاج البراعه ج 17 ص. 185
    42 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 17 ص. 184
    43 ـ نهج البلاغه نامه. 43
    44 ـ منهاج البراعه ج 20 ص. 82
    45 ـ نهج البلاغه خطبه. 119
    46 ـ نامه. 67
    47 ـ نهج البلاغه نامه. 45
    48 ـ ابن ابي الحديد بر اين باور است كه اين شخص ربيع بن زياد برادر عاصم بوده كه مولا علي عليه السلام به عيادت او رفته است (ج 11 ص 35) ولي در بسياري از نسخه هاي نهج البلاغه با عنوان «علا بن زياد» آمده است.
    49 ـ نهج البلاغه خطبه. 209
    50 ـ منهاج البراعه ج 13 ص. 130
    51 ـ شرح ابن ابي الحديد ج 11 ـ 12 ص.
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    793
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    13



    کاخ نشینان و کوخ نشینان در کلام امام راحل

    ^^^ماهیت وجایگاه بیت المال درکلام امیرالمومنین وامام خمینی^^^

    • ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم.
    • اکثر این خويهای فاسد از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است.
    • طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
    • ما وقتی که در مذهب خودمان ملاحظه می کنیم که فقه ما آن طور غنی است، و فلسفه ما آن طور غنی است، [می بینیم] اشخاصی که این فقه را به این غنا رساندند،و آن اشخاصی که این فلسفه را به این غنا رساندند کاخ نشینان نبودند، کوخ نشینان بودند.
    • تزلزلی که در بین کاخ نشینها هست در بین کوخ نشینها نیست، آرامشی که این طبقه محروم دارند، آن طبقه ای که به خیال خودشان در آن بالاها هستند ندارند.
    • ما در طول مشروطیت از این کاخ نشینها خیلی صدمه خوردیم.مجلسهای ما مملو از کاخ نشین بود، و در بینشان معدودی بودند که کوخ نشینها بودند؛ و همین معدودی از کوخ نشینها بودند که از خیلی از انحرافات جلوگیری می کردند.
    • ما _ بحمدالله _ امروز همه دست اندر کارهایمان کاخ نشین نیستند، دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست.آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید فاتحه دولت و ملت را بخوانیم.
    • آن روزی که رئیس جمهور ما _ خدای نخواسته _ از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای او و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می شود.
    • کاش کاخ نشینان حال دردمندان ما را مشاهده می کردند، تا به جنایات دولت جبار آمریکا دامن نزنند!
    • شما طبقه جوان برومند زاغه نشین، بر آن اشخاص کاخ نشین شرافت داريد، و شما هستید که اسلام را حفظ کردید.
    • یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ ها و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد.
    • این پایین شهريها و این پابرهنه ها _ به اصطلاح شما! _ اینها ولی نعمت ماها هستند.
    • اگر همراهی این توده های محروم نبود، حکومت نمی توانست بر قرار باشد.
    • اگر نبود / این / همت این محرومان و همت این روستاییان و همت این جنوب شهریها، اگر نبود این، نه رژیم سابق ظلمش از بین رفته بود و نه ما در مقابل مشکلات می توانستیم مقاومت کنیم.
    • آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.

    ویرایش توسط مرصاد : ۱۳۸۸/۰۳/۱۵ در ساعت ۲۰:۲۳
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    اللهم انی اسئلک بحق روح ولیک
    علی بن ابی طالب
    الذی مااشرک بالله طرفه عین ابدا
    ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی
    --------------------------------------
    همه نام بسیج در گمنامی است و عزت او در مظلومیت او و افتخار او حضور در صحنه های حساس در روز های حادثه.... بسیجی دلگیر نباش ،تو خار چشم دشمنی....



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود