جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق انتخاباتى از ديدگاه قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب اخلاق انتخاباتى از ديدگاه قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم


    مقدمه

    به طور معمول در یک فضای رقابتی برای کسب قدرت، بسیاری از نامزدها و هوادارانشان در عمل غیر آن چیزی را نشان می دهند که در سخن بر زبان می آورند. دوستی می گفت که هر کسی در جست وجوی آن چیزی است که ندارد؛ از این رو دغدغه وی می شود و در هر جایی که می نشیند از آن چیز به عنوان مسئله مهم سخن می گوید. به این معنا که چون خود انسان، مستبد است و علاقه درونی و یا فشار گفتمان بیرونی وی را به سوی آن سوق داده است می کوشد تا با تکرار و یادآوری آن، گرایش به آزادی را در خود تقویت کند و انسانی آزادیخواه گردد و از استبداد رای و اقتدارگرایی شخصی رهایی یابد. با چنین رویکردی به نظر می رسد که ملاک های اخلاقی در هنگام انتخابات ها به اشکال مختلف نادیده گرفته می شود و از سوی کسانی که می خواهند رهبری جامعه را به عهده گیرند فرو می پاشد و تهدید می شود. کسانی که خود دچار هنجارشکنی هستند و کم ترین مسائل اخلاقی را مراعات نمی کنند و اصول و مبانی آن را نادیده می گیرند، دیگران را متهم به بی اخلاقی انتخاباتی می کنند. بر این اساس مردم را دچار حیرت و سرگردانی می کنند و اندک اندک فضای ضداخلاقی را با اعمال و رفتارهای خویش تشدید می کنند و جالب آن که پس از مدتی مردم را به رفتارهای ضدهنجاری و اخلاقی متهم می کنند. این در حالی است که خود در فضای انتخاباتی زمینه این گونه برخورد و واکنش را فراهم آورده و با هنجارشکنی و رفتارهای ضداخلاقی، جامعه را به سوی رفتار و عملکرد نادرست هدایت کرده اند؛ زیرا مردم اخلاق خویش را از رهبران خود می یابند و مردم بر دین و اخلاق رهبران خود می باشند.(الناس علی دین ملوکهم)

    رفتار، ملاک شخصیت
    شاید بتوان گفت بیش ترین و مهم ترین کاربرد و کارآیی اخلاق را می بایست در عمل اجتماعی افراد و یا گروه ها و طبقات اجتماعی یافت، زیرا انسان با آموزش و پرورش خود، می کوشد تا فضایلی را به دست آورده و رذایلی را از خود دور سازد که در رفتارهای اجتماعی بروز و ظهور می کند و تعاملات وی را با دیگران سامانی درست و خوب می بخشد. از این رو اگر بخواهیم درباره انسان کامل و شخصیت سالم داوری کنیم به رفتارها و کردارهایش توجه داریم و ایمان اشخاص و بینش افراد را براساس رفتارهاو کردارهای آنان می سنجیم. این گونه است که منش انسان ها و کنش ها و واکنش های ایشان به عنوان ملاک داوری نسبت به علم و ایمان و شخصیت آنها قرار می گیرد.
    در روایات و آموزه های اسلامی به ما آموخته اند که برای شناخت اشخاص می بایست به رفتارهای آنها توجه شود؛ زیرا از کوزه برون تراود هر آن چه در اوست. بنابراین نمی توان کسی را عالم و دانشمند دانست مگر آن که بازتاب آن را در رفتارهایش مشاهده کرد از این رو گفته اند تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد؛ به این معنا که سخنان هرکسی به عنوان یکی از خروجی های علم و جهل هر کسی می تواند بهترین ملاک داوری باشد تا معلوم گردد که شخص دارای علم و هنر است و یا از زندگی خویش جز جهل و نادانی نیاندوخته و عیوب و نقص وجودش را اشباع کرده است.
    این که نمود علم و دانش و هنر و عیب را در سخن گفتن دانسته اند از آن روست که سخن گفتن، آسان ترین عمل و کم ترین نمود شخص و شخصیت است وگرنه ملاک اصلی و اساسی را می بایست در
    رفتارهای شخص جست. بر این اساس بسیای از مردم توانسته اند سخن گفتن خویش را به شیوه های آموزشی و پرورشی بازسازی کنند ولی هرگز باطن خویش را نتوانسته اند چنان که شایسته است بازسازی نمایند و در حقیقت خودسازی ظاهری کرده و از خودسازی باطنی و حقیقی باز مانده اند. نتیجه این می شود که سخنانشان با عملکرد و رفتار هایشان در تضاد و تقابل جدی است. بنابراین می بایست به رفتارها به عنوان بهترین و کامل ترین نشانه و شناسه برای شناخت شخصیت های افراد توجه شود.
    اسلام نیز چون بر اکمال اخلاق انسانی توجه دارد و ملاک را رفتارهای انسان می شمارد و خودسازی واقعی و حقیقی را مورد اهتمام قرار می دهد، از مومنان می خواهد تا با رفتارهای درست، دیگران را به ایمان دعوت کنند نه با گفتارها و سخنان زیبای خویش.
    به هر حال آن چه مهم و اساسی است بازسازی و خودسازی است که آثار واقعی و حقیقی آن در همه حوزه های رفتاری از جمله سخنان شخص آشکار می شود؛ چنانکه ملاک برای شناخت شخصیت می بایست رفتارهای شخص باشد که مهم ترین آن نیز کردارها و کنش ها و نیز واکنش های وی هنگام بحران ها و فشارهایی است که بر شخص از درون و بیرون تحمیل می شود؛ زیرا بسیاری از مردم هنگام فشار و بحران هاست که شخصیت واقعی خویش را نشان می دهند.
    در روایت اسلامی از هم نشینی بر سر سفره و در سفر سخن به میان آمده است؛ زیرا در این شرایط است که شخص شخصیت واقعی خویش را نشان می دهد و در بحران هایی که در سفر پیش می آید و یا فشارهایی که بر شکم وارد می شود خود را می نمایاند.
    به سخن دیگر انسان در حالت عادی بازیگری تواناست و نقش بازی می کند و شخصیت واقعی خویش را نشان نمی دهد و تنها در زمانی طولانی است که به سبب این که به هر حال نمی تواند در همه شرایط و بحران ها نقش بازی کند چهره واقعی خویش را نشان می دهد. هنگامی که با شخصی در یک مدت طولانی هم اتاقی باشید و یا به سفرهای طولانی بروید و یا در سر سفره های غذا بنشینید می توانید شخصیت وی را بوسیله رفتارها و واکنش ها و کنش هایش به دست آورید.
    انسان ها در چنین شرایطی شخصیت واقعی خویش را نشان می دهند. در هنگام جنگ جهانی دوم یکی از جاسوس های کارکشته روسی که زنی جوان بود در آلمان به سر می برد و به آلمانی فصیح سخن می گفت. با اینکه به وی شک کرده بودند ولی دلیلی نداشتند تا آن زمان که زایمان وی رسید و بخش ضد جاسوسی آلمان در انتظار ماند که در هنگام بحران زایمان آیا اصوات روسی به زبان می آورد یا نه؟
    این مطلبی است که به اثبات علمی رسیده است که انسان در هنگام بیهوشی و یا فشارها و بحران های سخت، واکنش های طبیعی از خود بروز می دهد که شخصیت واقعی او را روشن می سازد.
    دیده شده است که بسیاری از نامزدهای انتخاباتی که در هنگام سخنرانی ها و محافل دانشجویی از کوره در می روند و دیگر نامزدها را متهم می کنند و با خشونت و عصبانیت، سخنان روا و ناروایی را بر زبان می آورند که روای آن را نیز نمی بایست بر زبان بیاورند زیرا هر حقیقتی را نمی بایست گفت. اگرچه دروغ، حرام است ولی گفتن هر حقی واجب نیست.
    اعلان مواضع هر نامزد انتخاباتی می بایست مواضع خویش را تبیین کند و شخص و شخصیت خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت های مهم تشریح نماید.
    در آیات قرآنی گزارش هایی از این مسأله ارائه شده است. از جمله می توان به داستان یوسف (ع) توجه کرد که در آن حضرت (ع) افزون بر این که شخصیت خویش را تشریح می کند و می گوید که دارای توانایی علمی و جسمی است همچنین توضیح می دهد که چه راهکارهایی برای شرایط ویژه در نظر دارد و برنامه ها و طرح های پیشنهادی اش برای هر موضوع و مساله اجتماعی چه می باشد؟
    هر نامزدی می بایست طرح های خود را به دقت تبیین کند به گونه ای که عقل و عقلا آن را بپذیرند و مطالبات مردم را به درستی بتواند پاسخ گوید. این طرح ها می بایست طرح هایی با ویژگی های کوتاه مدت برای رفع مشکلات بحرانی مقطعی و میان مدت و بلند مدت باشد. توجه به برنامه هایی که فرهنگ سازی را تقویت می کند می بایست در اولویت قرار گیرد هر چند که بر خلاف طرح های دیگر، زود بازده نیست ولی در بلند مدت جامعه را در حریم امنیتی قرار می دهد و هرگونه تعرضات داخلی و بیرونی را ناکام می سازد. به عنوان نمونه اگر بخواهیم به اصلاح مصرف و الگوهای آن بپردازیم می بایست نخست فرهنگ سازی درستی را در برنامه داشته باشیم و در یک فرایندی آن را به یک رفتار عمومی تبدیل کنیم.
    بسیاری از مسئولان برای این که خودی نشان دهند ناچار می شوند به جای کارهای بنیادین به کارهای ظاهری و زودبازده توجه کنند. این رفتار نمی تواند فرصت و بسترهایی برای جامعه فراهم آورد تا به سوی تمدن سازی و ایجاد امت نمونه و برتر حرکت کند.
    یکی از بزرگان در اهمیت طرح های بلندمدت و بنیادین می گوید: اگر برنامه یک ساله دارید گندم بکارید و اگر برنامه ده ساله دارید درخت بکارید و اگر برنامه صد ساله دارید انسان تربیت کنید. تمدن سازی همان برنامه صد ساله و بیش تر است که نیازمند تربیت انسان است و این به معنای توجه و تاکید بر فرهنگ سازی درست و اصلاح آن در بخش های مختلف می باشد.
    توجه به حقیقت و واقعیت
    برخی از نامزدها طرح هایشان غیرواقعی و به دور از واقعیت های اجتماعی است. در هر زمانی شرایط اجتماعی مطالباتی را اقتضا می کند که برای پاسخ گویی می بایست به ظرفیت های جامعه توجه کرد. بنایراین اگر کسی به دور از ظرفیت ها بخواهد وعده ای وطرحی برای مطالبات مردم بدهد به گزافه گویی رفته است.
    شناخت حقایق و واقعیت ها برای آن است که حقیقت امری است که می بایست به عنوان یک آرمان در نظر داشت و به عنوان هدف برای آن برنامه ریزی کرد و واقعیت را می بایست برای آن شناخت که ظرفیت های جامعه را نشان می دهد. بنابراین نامزدها با توجه به حقیقت گرایی می بایست به واقعیت ها نیز توجه کنند و برنامه ها و مواضع خویش را بر پایه این دو مولفه قرار دهند.
    حضرت یوسف (ع) نشان می دهد که شناخت دقیقی از حقایق و نیز واقعیت ها و ظرفیت های جامعه مصر داشته است و طرح ها و برنامه هایش را بر اساس حقایق و واقعیت های آن جامعه ارایه داد که افزون بر مقبولیت از سوی مسئولان، قابلیت اجرا داشته و به اهدف تعیین شده دست یافت.
    همان گونه که ایجاد مطالبات از طریق آگاهی بخشی به حقوق، خوب است ولی شناخت واقعیت های هر اجتماع نیز برای تبیین مواضع، ضروری است تا خدای ناکرده شخصی که نامزد مسئولیتی است وعده های توخالی و پوچ ندهد.
    برخی از نامزدها برای تقویت خود و مواضع خویش تبیین نادرستی از واقعیت های اجتماعی و ظرفیت های کشوری می دهند و این گونه است که هم کارگزاران فعلی را متهم می کند و هم مطالباتی را در مردم ایجاد می کنند که وعده های توخالی از آب درمی آید و دولت های آینده را به بی کفایتی و دروغ متهم می نماید.
    اجتناب از اتهام زنی
    اگر بخواهیم درست قضاوت شویم می بایست درست قضاوت کنیم. بسیاری از مردم در نقد دیگران ید طولایی دارند ولی هنگامی که خود در میدان عمل قرار گیرند در می مانند. ما وقتی به پشت سر خویش می نگریم پدران و مسئولان پیشین را به ناتوانی و بی کفایتی متهم می سازیم. این قضاوت ها به سبب آن است که در شرایط آنان نیستیم و آگاهی به ظرفیت ها و توانایی و شرایط آنان نداریم. این گونه است که قضاوت ها نادرست می شود و دیگران نیز نسبت به ما چنین قضاوتی خواهند داشت.
    هرگز مشق نانوشته غلط ندارد و کسانی که در میدان عمل قرار نگرفته اند نمی توانند مدعی شوند که بهتر از مسئولان کنونی عمل می کنند. این مطلبی عام و کلی است و افراد در زندگی و رفتارهای شخصی و اجتماعی می بایست در هنگام داوری به همه جوانب عمل توجه کنند، در غیر این صورت عملی که به عنوان نقد انجام می دهند در حقیقت چیزی جز اتهام زنی نیست که از نظر قرآن گناه و از نظر قانونی و فقهی جرم و از نظر اخلاقی رذیلت است.
    بنابراین لازم است که همه نامزدها بکوشند تا به تبلیغ توانمندی های خویش و ظرفیت های جامعه توجه داشته باشند و از اتهام زنی و ناتوان خوانی دیگران خودداری کنند؛ مگر آن که ادله کافی و مستدل داشته باشند. در این صورت نیز می بایست همه مسائل اخلاقی و امنیتی را مراعات کنند.
    شخص پیش از آن که مساله ای را مطرح سازد می بایست خود را در دادگاه وجدان بگذارد که طرح این مساله تا چه اندازه مناسب و لازم و خدایی است و آیا می تواند در پیشگاه خداوند پاسخ مناسبی برای طرح آن داشته باشد؟
    مراعات ادب
    نامزدها می بایست همواره در کلام، ادب را مراعات کنند. ادب به معنای رعایت بسیاری از ریزه کاری ها و ظرافت های رفتاری است که شاید در وهله نخست بی اهمیت و غیرضروری باشد ولی در عمل دانسته می شود که بسیاری از مردم به این نکات ریز و ظرایف رفتاری توجه و اهتمام دارند.
    از جمله آدابی که نامزدها می بایست به آن توجه کنند مساله ادب با مخالفان است که در آیاتی چون 108سوره انعام و 88سوره هود و 125 سوره نحل بدان اشاره شده است.
    در حالی که نامزدها رقیبان هم می باشند و رقابت، امری غیر از مخالفت است، با این همه برخوردها به جای آن که براساس ادب نسبت به برادر دینی باشد به شکل برخورد با مخالفان می باشد. با این همه اگر مراعات ادب نسبت به مخالف را نیز داشته باشند می توان گفت که رفتارها می بایست بهتر از این باشد که اکنون هست.
    به سخن دیگر، نامزدها به عنوان برادران دینی در عرصه رقابت می بایست به عنوان استباق به کار خیر با هم رقابت داشته باشند نه آن که به عنوان مخالفان در برابر هم قرار گیرند.
    اگر بخواهیم اصول و کلیات اخلاق انتخاباتی را برشماریم بیش از آن است که در یک مقاله بگنجد از این رو به همین مقدار بسنده می شود. امید است با مراعات همین اندک گام های بلندتری به سوی فرهنگ سازی برداریم.والسلام




    ویرایش توسط ناصح : ۱۳۸۸/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۳:۲۶
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب رقابت جناح هاى رقيب در انتخابات از ديدگاه قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم

    اخلاق انتخاباتی به عنوان یکی از مسائل مهم، هماره ازسوی رهبران دینی و سیاسی مورد تاکید و اهتمام قرارگرفته است؛ زیرا شرایط انتخاباتی، بستر مناسبی برای اتهامات، افترا، شایعه پراکنی مطالبات غیرواقعی و امور ضداخلاقی و ضدهنجاری دیگر است. حتی اگر رقیبان، اصول اخلاقی را مراعات نمایند، هواداران و پیروان آنها، بعضا هنجارشکنی می کنند.
    این در حالی است که اصول عقلانی و مبانی حقوقی و ارزش های اخلاقی با خاستگاههای عقلانی و عقلایی و شرعی بر مراعات آن به ویژه درحوزه عمل سیاسی تاکید بیشتری می کند تا از فروپاشی اخلاقی و امنیت روحی و روانی جامعه جلوگیری شود، زیرا مردم همواره به رهبران و مراکز قدرت می نگرند و رفتار و اخلاق اجتماعی را از ایشان می آموزند. از این رو گفته شده «الناس علی دین ملوکهم مردمان بر دین رهبران سیاسی خودشان هستند.»
    آموزه های قرآنی همانطور که ازسوی پیامبر(ص) به اشکال مختلف مورد تاکید قرارگرفته، برای اتمام و اکمال اخلاق است. به این معنا که اسلام و قرآن افزون بر اصول و مبانی خردمندانه می کوشد تا موارد و مصادیق دیگری را تبیین نماید که انسانیت و شرافت انسانی را حفظ و تعالی بخشد. براین اساس اخلاق انتخاباتی به عنوان یک مسئله محوری درکنار اصول دیگر مورد تاکید و توجه قرارگرفته است.

    اخلاق، ترازوی رفتار
    اگر بخواهیم رفتار کسی را ارزیابی کرده و به او نمره مثبت و منفی و یا قبولی و ردی بدهیم می بایست به اصول اخلاقی به عنوان معیار و ملاک داوری توجه کنیم. هرچند که واژه خلق و خوی به معنای سرشت (لسان العرب و العین) است و اخلاق را به خصلت هایی اطلاق می کنند که با دیده بصیرت درک می شود (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ذیل واژه) ولی بی گمان مراد از اخلاق، ترازویی است که بدان رفتار، اعمال و حتی اندیشه ها و پندارهای خوب و بد انسان سنجیده می شود. (دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، ج1، ص44)
    بنابراین وقتی از اخلاق کسی سخن می گوییم ملاک ها و معیارهایی را در نظر داریم که براساس آن شخص را می سنجیم و او را بر ترازوی حقیقت می نشانیم و سبک و سنگین می کنیم. این ملاک ها و معیارها با خاستگاه هایی چون عقل و عقلا و شرع به ما کمک می کند تا رفتارهای شخص را بسنجیم و ارزیابی کنیم. بنابراین مجموعه ای از ملاک ها و معیارها به دست می آید که از آن به فضایل اخلاقی و یا رذایل اخلاقی یاد می شود.
    به عنوان نمونه عقل مستقل انسانی، به تنهایی و به دور از هر عامل درونی و بیرونی دیگر، حکم می کند که عدالت، امری پسندیده و رفتاری شایسته است و ظلم و بی عدالتی امری مذموم، ناپسند و زشت و پلید می باشد. همچنین عقل حکم می کند که دروغگویی، رذیلت و پستی و پلیدی است و انسان می بایست آن را ترک کند و صداقت و راستگویی، امری زیبا و پسندیده است که باید همواره مراعات شود حتی اگر به زیان شخص باشد. البته لازم نیست که انسان، هر حقیقتی را بگوید ولی اجازه ندارد که دروغ بگوید. احکام عقل مستقل را همه انسان ها در همه جای جهان می پذیرند، زیرا این احکام همانند احکام ریاضیات و منطق است که هیچ عقلی نمی تواند آن را رد کند.
    دراین میان برخی فضایل و رذایل را سیره خردمندان در هرجامعه به سبب شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی تبیین می کند. این دسته از فضایل یا رذایل ممکن است در زمانی و منطقه ای تشدید و یا تضعیف شود و یا حتی از فضیلت و ارزش فرو افتد و یا به عنوان فضیلت و رذیلت انتخاب شود و مورد تاکید قرار گیرد. بسیاری از آداب و رسوم که در جوامع بشری به عنوان اداب اجتماعی و عرف جامعه مراعات می شود و از این دسته از اصول اخلاقی است که مراعات آن از سوی عقلا و خردمندان مورد تاکید قرارمی گیرد. دراین بخش حتی برای هر دوره سنی و یا مقطع علمی و یا طبقه اجتماعی، اخلاق خاصی مطرح می شود که از آن به اخلاق اختصاصی و آداب هر موضوع و یا طبقه یاد می شود. از جمله می توان به آداب مهمانی، آداب و اخلاق روحانیت، اخلاق سیاسی و مانند آن اشاره کرد. این دسته اخلاقیات که از آن به عرفیات و یا آداب و رسوم خاص و یا اختصاصی یاد می کنند، نوعی اخلاق کاربردی است که بسیار ازسوی جوامع تاکید می شود و هرگونه مخالفت با آن گاه موجب طرد اجتماعی می شود. به عنوان نمونه در برخی از زمان ها پوشیدن لباس رزم و کارزار برای روحانیت دور از شأن شمرده می شده است و یا درس تفسیر گفتن خلاف مرجعیت دانسته می شد. اما در زمانی دیگر چون در دوره ما هنگام جنگ تحمیلی به عنوان یک ارزش تلقی می شد و یا اکنون تفسیر گفتن مراجع هم چون دیروز قباحت نداشته بلکه به عنوان یک ارزش تلقی می شود.
    دسته سوم از فضایل و رذایل، دارای خاستگاه شرعی است. این دسته اموری هستند که عقل و عقلا به آن نرسیده اند و می توان گفت که مصداقی از اکمال و اتمام اخلاقی است که در روایت نبوی آمده است. البته به نظر می رسد در شریعت هرسه دسته مورد تاکید است و به شکل امضایی نه تاسیسی مسائل اخلاقی تبیین شده است. با این همه، شماری محدود از اصول اخلاق خاص را می توان به عنوان اصول شرعی اخلاقی شناسایی و معرفی کرد. همه این مجموعه از آن رو از سوی شریعت تاکید می شود که انسان به کمک این معیارها و اصول می تواند به تعالی معنوی و کمال تقربی دست یابد و متأله شود و رنگ و صبغه الهی به خود گیرد و در مقام خلافت الهی بنشیند.
    روش های ضداخلاقی در انتخابات
    با نگاهی به مقوله انتخابات در دوره های مختلف می توان دریافت که برخی از کسانی که وارد این عرصه می شوند به ویژه هواداران و پیروان آنان هیچ گونه درکی از مفاهیم سیاسی اسلام نداشته و ندارند. آن چه آنان به نام اسلام و اخلاق عمل می کنند چیزی جز فساد در زمین و فساد مردم و فروپاشی امنیت اخلاقی جامعه نیست.
    این درحالی است که اسلام و قرآن به عنوان این که مأموریت اصلی خود را اتمام و اکمال اخلاق می داند و از هرگونه عمل ضداخلاقی به ویژه در حوزه امور اجتماعی و سیاسی برحذر می دارد و به عنوان گناه و گاه جرم برای آن مجازات دنیوی و اخروی قرار داده است.
    با نگاهی به برخی روش هایی که جناح های رقیب سیاسی و یا نامزدها انتخاب می کنند می توان دریافت که شخص تا چه اندازه از مفاهیم اسلامی دور و یا نزدیک است و تا چه اندازه دنبال مسئولیت است و یا آن که دنبال منصبی برای نان و نام و نشان می باشد.
    انتخابات و اتهامات
    از آن جایی که منصب در اسلام، مسئولیت و تکلیف است، تنها کسانی می توانند در این مقام و مسئولیت قرارگیرند که از همه نظر خود را شایسته بدانند، زیرا پذیرش مسئولیت ها به عنوان واجب کفایی مطرح می شود و تا زمانی که دیگرانی تواناتر و شایسته تر هستند، شخص نمی بایست خود را در منصب مسئولیت قرار دهد.
    ازسوی دیگر، در تفکر و بینش اسلامی، خداوند از دانشمندان و افراد شایسته جامعه تعهد گرفته است تا مسئولیت ها را بپذیرند و آن را در حد توان به درستی انجام دهند.
    براین اساس کسانی که وارد صحنه انتخابات می شوند تا مسئولیتی را ازسوی مردم بپذیرند می بایست به این نتیجه برسند که از شایستگی و توانایی لازم برخوردار می باشند و استطاعت عمل اصلاحی و خوب را دارند.
    دراین صورت نیازی نیست که به تخریب و اتهام دیگری بپردازند، زیرا هرگونه اتهام دیگری، هم امری ضداخلاقی و هم جرم قانونی و هم گناه شرعی است که پیامدهای بدی برای افراد در دنیا و آخرت خواهد داشت.
    کسانی که به تهمت و اتهام رو می آورند درحقیقت نشان می دهند که شایستگی ورود به این صحنه را ندارند و اصولا رفتارهای ایشان خود بهترین گواه و داور برای بی شایستگی آنهاست.
    به نظر می رسد که بسیاری از اتهامات که ازسوی برخی از نامزدهای انتخاباتی مطرح می شود، اتهاماتی با خاستگاه حسادت است. به این معنا که برخی از افراد به سبب آن که دیگری نام آورتر و محبوب تر از وی شده عصبانی است؛ زیرا او بر این باور است که سابقه وی در اسلام و ایمان و یا حرکت های انقلابی موجب می شود تا او به عنوان سابقون مطرح و محبوب باشد و منتخب مردم شود. این درحالی است که حفظ سوابق برای بهره برداری های دنیایی نیست. از این رو امیرمومنان(ع) درهنگام تقسیم بیت المال، ضمن حفظ و پاسداشت سوابق افراد آن را ملاکی برای تقسیمات مالی قرار نمی داد و سوابق را عامل تقرب بیشتر به سوی خداوند می دانست نه ابزاری برای سوءاستفاده در امور مالی و یا دنیوی.
    قرآن تبیین می کند که وجود امکانات مادی دردست برخی ها (توبه آیه47) و یا محبوبیت در نزد دیگران مهم (اصطلاح روان شناسی اجتماعی) چنان که درباره یوسف گزارش می کند، عامل مهم حسادت انگیزی دربرخی می باشد. و لذا محبوبیت اجتماعی کسانی دیگر را برنمی تابند و خود را سزاوار دوستی و محبت مردم می شمارند و نسبت به کسانی که کوچکتر وکم سابقه تر هستند حسادت می ورزند و محبت مردم نسبت به آنها را برنمی تابند.
    حرص و طمع در امور مادی و دنیوی از دیگر علل و عوامل اتهام زنی و حسادت افراد است که در برخی از آیات بدان اشاره شده است.
    کسانی نیز به سبب آن که احساس کمبود شخصیت می کنند و نسبت به دیگری کم می آورند می کوشند تا با بزرگ نمایی و شخصیت سازی دروغین، کمبودهای خودشان را جبران کنند این گونه است که به ابزار اتهام و کوچک نمایی دیگران اقدام می کنند. قرآن، ریشه و خاستگاه این گونه اعمال و رفتارهای ضداخلاقی را در زنگار قلب و حب دنیا و مهر خوردن دل ها می داند (غافر آیه53)
    خداوند در این آیه این افراد را به عنوان جبار معرفی می کند؛ زیرا جبار کسی است که می کوشد تا نقص خود را با ادعاهای بی اساس و دروغین جبران کند (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه جبر)
    خداوند علل بسیاری از رفتارهای ضداخلاقی از جمله اتهام زدن به دیگران را در هواهای نفسانی و روحیه استکباری (ص آیه62 و یوسف آیه35 و آیات دیگر) غفلت از خداوند و ترک راه رشد و کمال (اعراف آیه146 و کهف آیه82)، نژادپرستی (اعراف آیه11و 21 و اسراء آیه16و آیات دیگر) عجب و غرور و خودپسندی نسبت به خود (قصص آیه67 و 87) می داند و از انسان می خواهد که با یاد خداوند، خود را از این بیماری های خطرناک برهاند.
    شایعه پراکنی
    یکی از شیوه های ضداخلاقی که از سوی برخی به شدت مورد استفاده قرار می گیرد شایعه سازی و شایعه پراکنی است. شایعه، خبری است که در میان مردم پخش شده و مردم به عنوان یک خبر با آن برخورد می کنند و احتمال صدق در آن می دهند، ولی درستی و نادرستی آن معلوم نشده است.
    شایعات به سبب آن که در بسیاری از موارد به حریم خصوصی وارد می شوند و اطلاعاتی را از این حوزه در اختیار دیگران می دهند مورد توجه قرار می گیرد و به سرعت گسترش می یابد.
    قرآن، شایعه سازی و شایعه پراکنی را عامل بسیاری از نابهنجاری های اجتماعی ازجمله سلب آرامش مردم و ایجاد اضطراب در جامعه برمی شمارد.(نساء آیه38)
    در آیه 144 سوره آل عمران، شایعه سازی وشایعه پراکنی را عامل شکست جامعه در برابر دشمن و نفوذ او به حریم امنیت آن می داند. بسیاری از شایعات سیاسی و اجتماعی به هدف تضعیف روحیات عمومی مردم و قرار دادن امت و جامعه در موضع انفعال، تولید و ترویج می شود.
    هتک حرمت و حریم مردم و یا افراد از دیگر کاربردهای شایعه سازی است که از سوی شایعه سازان وشایعه پراکنان مورد توجه و اهتمام است. (نور آیه91)
    بنابراین می توان گفت که شایعه سازی و شایعه پراکنی با اهداف و انگیزه های مختلف انجام می گیرد ولی نتیجه همه آن ها چیزی جز فروپاشی اخلاقی جامعه و از میان بردن امنیت روحی و روانی شخص و یا جامعه نیست.
    اگر نگاهی گذرا به اخبار و اطلاعاتی شود که در سایت ها و روزنامه ها و دیگر رسانه های گروهی و همگانی منتشر می شود به آسانی می توان دریافت که دشمن با بهره گیری از گرایش های افراد به اشخاص و یا طیف و جناح خاص و یا ساده لوحی مردم می کوشد تا حریم های اخلاقی جامعه را بشکند و اموری را که در حریم خصوصی افراد قرار دارد در سطح جامعه مطرح سازد و این گونه هنجارهای اجتماعی جامعه را از میان بردارد.
    از اهداف دیگری که دشمن در هنگام انتخابات با شایعه سازی و شایعه پراکنی دنبال می کند فروپاشی و شکستن امنیت روحی و روانی جامعه است. بسیاری از اخباری که در بیرون مرزها تولید و ترویج می شود به هدف از میان بردن امنیت اجتماعی و سیاسی و مشروعیت سیاسی و مقبولیت دولت اسلامی است. در این میان برخی از نامزدهای انتخاباتی و هواداران آنها خواسته و ناخواسته در مسیری قرار می گیرند که دشمنان می خواهند و این گونه است که خود آن را باور کرده و به ترویج و تبلیغ آن به شکل طرح مسأله می پردازند.
    این درحالی است که قرآن از مؤمنان می خواهد از شایعه سازی و شایعه پراکنی اجتناب ورزند و اگر خبری را شنیده اند پیش از آن که پخش کنند و منتشر سازند با رهبران جامعه در میان گذارند (نساء آیه38) به ویژه آن که این اخبار حریم خصوصی افراد (نور آیات 11 و 61 و 71) و یا امنیت سیاسی و اجتماعی و نظامی جامعه (نساء آیه38) را بشکند و آن را تهدید کند.
    مطالبات غیر واقعی
    خداوند در آیات قرآنی یکی از مأموریت ها و مسئولیت های پیامبران(ع) و پیامبر گرامی(ص) را تبیین حقوق مردم و ایجاد انگیزه و روحیه برای مطالبه این حقوق بیان می کند. از این رو افزایش مطالبات مردمی به ویژه عدالت خواهی از مهم ترین مأموریت ها و وظایف پیامبران و به تبع آنان دولت اسلامی معرفی شده است تا این گونه خود مردم برای دست یابی به حقوق خود و قسط و عدالت قیام کنند و در صحنه اجتماع حاضر شوند.
    به سخن دیگر تبیین حقوق و ایجاد فضای مطالبه حقوق و مشارکت بخشی و سهم خواهی از قدرت به عنوان یکی مهم ترین وظایف رهبران اجتماعی مطرح می باشد. از این رو اگر نامزدهای انتخابی به تبیین حقوق شهروندی و ایجاد مطالبات بپردازند کاری بسیار درست انجام می دهند ولی در این میان نباید فراموش کرد که بیان مطالبات حقیقی امری است و ایجادمطالبات غیرواقعی سخنی دیگر است.
    برخی از نامزدها میان بیان مطالبات حقیقی و غیرواقعی خلط می کنند. به این معنا که افزایش سطح توقع مردم با بیان مطالباتی که درحد استطاعت و توان دولت و یا کشور نیست در حقیقت، تخریب امنیت نظام سیاسی و اجتماعی است.
    هریک از نامزدها می بایست حقوق مردم را به آنان یادآور شوند و مطالباتی را که قرآن و دین و عقل به عنوان حقوق مردم مطرح می کند برای آنان بازگو نمایند ولی می بایست گوشزد کنند که تحقق برخی از این حقوق در شرایط کنونی شدنی نیست.
    بنابراین تحریک مردم و افزایش سطح توقع و انتظار آنان نسبت به کل دولت و نظام می تواند بسیار خطرناک باشد؛ زیرا اگر شخص به قدرت رسید خود به عنوان دروغگو شناخته می شود و متهم ردیف اول معرفی می گردد؛ زیرا نمی تواند در عمل به وعده های انتخاباتی و سطح توقع و انتظار ایجادشده پاسخ مثبت بدهد و اگر دیگری انتخاب شود نظام و دولت متهم به شکست و یا ناتوانی می گردد و مشروعیت سیاسی و مقبولیت نظام تهدید می شود.
    دشمنان اسلام و قرآن و دولت اسلامی همواره با تبیین مطالبات حقیقی و معرفی آن به شکل مطالبات واقعی می کوشند تا دولت را در بحران عدم مشروعیت و مقبولیت قرار دهند. بنابراین لازم است که نامزدهای انتخاباتی به وعده هایی که می دهند توجه بیش تری داشته باشند و زمینه برای تهدید امنیت کشور را فراهم نیاورند.
    تنازع و اختلافات در سطح رهبران
    برخی از روش هایی که نامزدها و جناح های رقیب در پیش می گیرند روش هایی است که موجبات تنازع واختلاف را در سطوح رهبری جامعه پدید می آورد. به این معنا که راهی را انتخاب می کنند که سرانجام آن ایجاد درگیری و تنش و کدورت دایمی میان رهبران عالی نظام می شود.
    از آن جایی که کسانی که نامزد انتخاباتی می شوند کسانی هستند که در سطوح عالی مدیریت نظام مشارکت فعال داشته اند بیان برخی از مطالب و مسایل می تواند موجبات کدورت و کینه شود و اختلافات و تنازعات دایمی را سبب شود.
    در طول سی سال گذشته با مواردی از این دست مواجه بوده و هستیم که نامزدهای رقیب حتی پس از پایان انتخابات و پیروزی یکی با در پیش گرفتن روش های تخریبی و سنگ اندازی، اجازه فعالیت به پیروز میدان نداد تا در مقام مسئولیت نه منصب، به آبادانی کشور و اهداف و وظایف محول شده بپردازد. ریشه این امر را می بایست در دوره انتخابات جست؛ زیرا در این دوره افراد راهی را انتخاب می کنند که با راه دیگری متفاوت و مختلف است ولی به این بسنده نکرده و به تخریب شخصیت و شخص می پردازند و اتهاماتی را مطرح می سازند که کینه و کدورت ها را ایجاد می کند و دامن می زند. در این میان تنها مردم هستند که از اختلافات افراد در سطوح رهبری کشور ضرر می کنند و جامعه از رشد و شکوفایی باز می ماند.
    خداوند در آیه 62 سوره انفال یادآور می شود که اختلافات می تواند موجب از میان رفتن ابهت و شوکت امت شود و در آیه 176 سوره بقره توضیح می دهد که نهایت این گونه اختلافات چیزی جز انحراف از حق و حقیقت و خداوند نیست.
    جامعه ای که رهبران آن با هم تنازع و اختلاف دارند نمی تواند رنگ آسایش و آرامش را به خود ببیند و در نهایت، خواری و خفت در دنیا را باید تجربه کند (بقره آیات 38و 58) از این رو، شکست در حوزه های مختلف (آل عمران آیه152) و سستی و ضعف در برابر دشمنان (آل عمران آیه152) و گمراهی را به دنبال دارد.
    والسلام

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ملاکهاى انتخاب اصلح

    در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری، کوشش گردیده است تا با بازخوانی آیات قرآنی، ویژگی های یک انتخاب اصلح به شکل علمی و تحلیلی ارائه 'گردد. اینک با هم آن را ازنظر می گذرانیم:
    اولویت بندی خصوصیات
    هرچند که در طول تاریخ بشریت در بسیاری از مقاطع آن، حکومت از دست مردم بیرون رفت و کسانی با استبداد زمام امور را در دست گرفتند، ولی هرگاه مردم قدرت یافتند و معادلات پیچیده قدرت را در هم ریختند، کسانی را به عنوان حاکم برگزیدند که اهداف حکومت و وظایف آن را به درستی به عهده گرفته و به انجام رساندند.
    در نگاه اول به نظر می رسد که باتوجه به اهداف و وظایف حکومت، انتخاب حاکم و کسی که مدیریت سیاسی جامعه را به عهده گیرد و نهاد دولت را رهبری نماید، کاری بسیار سهل و آسان است؛ اما به دلایل مختلف و تفاوت در برداشت ها و هم چنین تفاوت الگوها و یا وظایف هر دولت، این کار کمی پیچیده شده است؛ زیرا هر چند که وظایف و مسئولیت های کلی همه دولت ها و نهادهای سیاسی جامعه معلوم و مشخص است، ولی در برخی از زمان ها و یا مکان ها، امری خود را به عنوان مسئولیت و وظیفه نخست دولت بر جامعه تحمیل می کند و از این رو، توجه به ویژگی ها و خصوصیات خاص برای دولتمردان مورد تأکید و اهتمام قرار می گیرد. به عنوان نمونه هرگاه کشور و یا جامعه ای در معرض خطر تجاوز یا اشغال قرار دارد، نظامی گری و قدرت جنگی برای رهبر دولت امری بسیار مهم تر از هر خصوصیت دیگری قرار می گیرد. این درحالی است که در زمان و یا مکان دیگر، مهارت و تبحر در حوزه امور اقتصادی اهمیت بیش تری می یابد. از این رو در انتخاب حاکم و رهبر نمی توان تنها به خصوصیات کلی بسنده کرد.
    قرآن باتوجه به همه این امور و تأکید بر خصوصیات و ویژگی های کلی، مأموریت و مسئولیت نهادهای سیاسی و دولت از سویی و ویژگی ها و مقتضیات و شرایط لحظه و زمان و مکان، مجموعه ای از خصوصیات را مورد تأکید قرار می دهد.
    بازسازی در مفاهیم
    قرآن بر خلاف دیگر کتب، اصل را بر جنبه هدایتی قرار داده است. از این رو در همه آموزه ها و گزاره های معرفتی و دستوری و نیز تحلیلی و تبینی و توصیه ای خود، اصل هدایت گری به سوی کمال فردی و جمعی را درنظر دارد و باتوجه به پیچیدگی های انسانی و جوامع بشری، کمال را در حوزه شخصی، اجتماعی، مادی و معنوی و دنیوی و اخروی درنظر دارد. بر این اساس سعادت بشر را به عنوان مهم ترین و اصلی ترین هدف ارسال قرآن مطرح می سازد. و لذا چیزی از امور را فرو گذار نکرده و به همه ابعاد و جهات، توجه ویژه ای مبذول داشته است.
    از آن جایی که نگرش قرآن به مسائل بر اساس محوریت توحید محض در همه ابعاد قرار گرفته است، بسیاری از مفاهیم مورد بازسازی و تجدید نظر کلی و جزیی قرار گرفته است و حتی مفاهیم اساسی بازسازی شده و دگرگونی های کمی و کیفی در آن ها صورت گرفته است. این گونه است که در بخش گزارش های تاریخی تنها به تحلیل رخدادها و تبیین و توصیه نپرداخته است بلکه به نقد جدی توجه داشته و مفاهیم جدیدی را ارایه و یا مفاهیم گذشته را بازسازی کرده است.
    یکی از این مفاهیم که مورد توجه بوده است مسأله حکومت و حاکمیت و حاکمان است. هر چند که در آغاز تاریخ به نظر می رسد که تشکیل حکومت ها و نهادهای مربوط و مرتبط به آن چون نهاد قضاوت و نظامی و اجرایی و حتی تقنینی برای دست یابی به دو اصل اساسی خوشبختی یعنی آرامش و آسایش بوده است ولی انباشت قدرت در دست برخی، تغییرات بسیار جدی در وظایف و مسئولیت ها و نیز ویژگی ها و خصوصیات حاکم و حکومت پدید آورده است و مفهوم قدرت به شکل زور و خشونت غیرقانونی و حتی قانونی به معنای اقتدار در اذهان بشری شکل گرفته است. این درحالی است که از نظر قرآن در این مسأله مشکل جدی وجود دارد که می بایست ریشه ای حل و فصل شود.
    به این معنا که در تحلیل قرآنی، ارتباطی میان حکومت واقعی و قدرت وجود ندارد. از این رو در هیچ یک از آموزه های قرآنی موردی را نمی توان یافت که به مسأله قدرت به هر دو شکل قدرت مشروع و نامشروع توجه و عنایتی داشته باشد؛ بلکه آن چه موردنظر و تأکید است مسأله عزت نهادهای جامعه است. این گونه است که در اندیشه سیاسی قرآنی، قدرت نه تنها از محوریت مباحث و مسایل بیرون می رود بلکه اصولاً هیچ جایگاهی در مسایل مربوط به اندیشه سیاسی ندارد.
    آن چه دولت ها در اختیار می گیرند بخشی از عزت خداوند است که به شکل حکومت خودنمایی می کند. این گونه است که پیوند محکم و استوار میان دولت و خدا همانند دیگر امور نشان داده می شود تا مردم بدانند که در هیچ حوزه ای از حوزه های هستی شناسی نمی توان خداوند را به کناری نهاد و به تحلیل و تبیین درست و صحیح مسأله پرداخت. بنابراین هر گونه نادیده گرفتن خداوند و توحید، به معنای تحلیل نادرست و در نتیجه بطلان تبیین ها و توصیه ها خواهد بود.
    اگر دولت و حکومت و حاکمیت بخشی یا به تعبیر درست، تجلی عزت الهی است، بنابراین لازم است تا در تحلیل و تبیین حکومت، توجه خاصی به موقعیت و جایگاه خداوند در مسأله شده و به آن اصالت ویژه ای داده شود.
    خداوند در آیه 101 سوره یوسف بر لزوم توجه حاکم و حکومت به خداوند به عنوان مالک حقیقی و صاحب اصلی عزت و دولت توجه می دهد و می فرماید که هر ملک و دولتی که در جامعه وجود دارد مظهری از مظاهر ملک اطلاقی اوست. این گونه است که نقش مشیت در امور به ویژه در مسأله دولت نمایان می شود و اراده الهی پیش از هر اراده و مشیتی خود را نشان می دهد، چنان که آیات 99تا 101 سوره یوسف بر این مسأله توجه می دهد.
    در تحلیل قرآنی، دولت یابی اشخاص یا گروه ها، نه تنها بر پایه مشیت و اراده او شکل می گیرد بلکه اصولاً دولت یابی به مفهوم مکنت بخشی خداوند می باشد (یوسف آیات56و 57)
    هدف از این مکنت بخشی نیز فراهم آوری زمینه مناسب برای بشر جهت دست یابی به هدف آفرینش هستی و انسان است. بنابراین اگر کسی از سوی خداوند مکنت یافت، می بایست در مسیر داوری و حل اختلافات و تحقق بخشی آرامش و آسایش جمعی حرکت کند و به مردم اجازه دهد تا در مسیر کمال مطلق یعنی خداوند و تقرب جویی حرکت کند و به مقام خلافت الهی یعنی عبودیت ربوبی دست یابد. بخشی از این مطلب را می توان از آیه 213 سوره بقره و آیات دیگر به دست آورد.
    اگر بپذیریم که مکنت یابی دولت ها بر پایه مشیت الهی است باید بپذیریم که زوال حکومت ها و جانشینی حاکمی دیگر، نیز وابسته به مشیت الهی است. (اعراف آیه128) و این تغییرات و جابه جایی ها به حکمت و عللی است که در آیات قرآنی بیان شده که از جمله آن ها آزمون و امتحان انسانها می باشد. از این رو در آیات 128و 129 سوره اعراف سخن از امتحان تقواپیشگان به وسیله حکومت به میان می آورد و آنان را نیز بخشی از این آزمون می شمارد.
    به هر حال آن چه این آیات می خواهند بر آن تأکید کنند آن است که قدرت به مفهوم سیاسی آن در فرهنگ و اندیشه سیاسی قرآنی جایگاهی ندارد، بلکه با توجه به هدف و فلسفه آفرینش و ربوبیت و پروردگاری خداوند در همه هستی از کلی و جزیی، می بایست مفهوم عزت را جایگزین مفهوم قدرت کرد.
    با تغییر و جابه جایی این دو مفهوم است که همه ساختار اندیشه سیاسی که در تفکر بشری شکل گرفته فرومی پاشد و معادلات و مسایل و موضوعات علوم سیاسی دگرگون می شود. براین اساس مفاهیمی مانند حکومت باطل و طاغوت معنا و مفهوم می یابد چنان که مفاهیم دیگری چون حکومت عادل و جائر و ظالم به شکل دیگری خودنمایی می کند.
    مسیری که قرآن در مسئله دولت و اندیشه سیاسی نشان می دهد همانند دیگر موضوعات و مسایل زندگی بشر، باحضور قوی و محوری توحید، دگرگون می شود و مفاهیم و موضوعات، معنا و مفهوم جدیدی به خود می گیرند.
    به این معنا که با تغییر ماهیت کلی اندیشه سیاسی در تفکر قرآنی و بینش و نگرش اسلامی، مفاهیم جدیدی چون حکومت صالح و یا صالحان مطرح می شود و برای حاکم ویژگی ها و خصوصیات جدیدی مطرح می گردد که می بایست آن را دارا باشد تا در این مقام بتواند به عنوان حاکم عادل، حاکم حق و صالح، حکومت کند.
    در تحلیل قرآنی هر دولت و حکومتی که از قدرت و عزت و مشیت خداوند غافل شود به عنوان حکومت فاسد (بقره آیه205 و 207) فاسق (قصص آیات 32و 35) کافر (نساء آیه 141 و 144) طاغوت و مانند آن معرفی می شود. این در حالی است که بر پایه اندیشه سیاسی رایج، تنها حکومت مستبد و مانند آن مفهوم درست می یابد و حکومت ها به عنوان باطل و طاغوتی با نگرش و تبیین قرآنی مفهوم و معنایی ندارد.
    ویژگی های حاکم از نظر قرآن
    هر چند که در مفهوم قرآنی، مشیت و اراده الهی در انتخاب حاکم و مکنت بخشی به وی اصالت دارد؛ اما این بدان معنا نیست که انسان مسئولیت و وظیفه خویش را به کناری نهد. این همان مفهومی است که در تفسیر شیعی به عنوان منزله بین منزلتین و یا امر بین الامرین از آن یاد شده و بوسیله آن تفویض و جبر مطلق به نوعی انکار می گردد.
    چنان که گفته شد برای دست یابی به خصوصیات حاکم خوب و مطلوب از دیدگاه قرآن، نیاز است به این نکته توجه شود که برخی از ویژگی ها به عنوان ویژگی های ثابت و غیرمتغیر مطرح می باشند و برخی دیگر باتوجه به شرایط و مقتضیات، خود را تحمیل می کنند. چنان که برخی از ویژگی ها در همه زمان ها و مکان ها به عنوان ویژگی های دایم و ثابت وکلی است که همواره در درجه نخست اولویت است و برخی دیگر در زمانی در مرتبه عالی تر و گاه دیگر حتی به عنوان یک خصوصیت و ویژگی مطرح نمی شود.
    با این همه نمی توان از ویژگی هایی چون امانت داری در هیچ حال و زمانی گذشت، زیرا حکومت و دولت، در حقیقت امانتی الهی به انسان می باشد. شخصی که در مقام حکومت قرار می گیرد، در مقام ربوبیت الهی عمل می کند و به نوعی خلیفه خداوند بر مردم است و از نوعی ولایت خاص برخوردار می باشد. همین ولایت و خلافت است که مسئولیت وی را دو چندان می سازد؛ زیرا هم می بایست پاسخ گوی خداوند باشد و هم پاسخ گوی خلق خداوند؛ او مسئولیت یافته تا در مقام ربوبیت، زندگی جمعی و اجتماعی مردم را مدیریت کند و از سوی دیگر مردم، او را امین دانسته و مسئولیت هدایت و رهبری جامعه را به وی سپرده اند تا آنان را به کمال مطلق رهنمون سازد.
    این گونه است که خداوند در آیات 54و 55 سوره یوسف از امانت داری به عنوان شرط لازم و ضروری برای حاکمان جهت تصدی گری مقام حکومت، سخن به میان آورده است.
    کسانی می توانند امین خوبی باشند که اهل ایمان به خدا و رستاخیز باشند؛ به این معنا که پذیرفته باشند که رستاخیزی است که می بایست در آن روز نسبت به همه کارهای خرد و درشت خویش به خدا و خلق خدا پاسخ گو باشند. از این رو در آیات بسیاری چون 141 سوره نساء و 55سوره مائده و 56سوره نور از ایمان به عنوان شرط دایمی و اصلی حاکمان صالح و مشروع سخن به میان آمده است.
    برای این که شخص در این مسیر گام بردارد می بایست در همه امور زندگی خویش اهل تقوا باشد و از زشتی ها و پلیدی های عقلانی و عقلایی و شرعی پرهیز کند و گرد این امور نگردد. بنابراین تنها کسانی لیاقت و شایستگی انتخاب شدن برای این مسئولیت را دارا هستند که اهل تقوا باشند و پرهیزگاری جزو خصیصه ذاتی و طبیعت ثانوی آنان قرارگرفته باشد و به سخن دیگر، در مقام اسمی تقوا باشند و به عنوان متقین شناخته شوند. (اعراف آیه 128 و یوسف آیات 56و 57)
    عبودیت به درگاه خداوند شرط اساسی دیگر برای حاکم صالح و منتخب برتر می باشد؛ زیرا مقام ولایت از مقام ربوبیت اتخاذ شده است و کسی که می خواهد ولایت و پیشوایی امت را در دست گیرد می بایست به مقام ربوبیت و پروردگاری رسیده باشد. این راه نیز تنها از طریق عبودیت می گذرد؛ زیرا در روایت آمده است که العبودیه کنهها الربوبیه. بنابراین اگر کسی می خواهد ولایت ربوبی پیدا کند و جامعه را به سوی کمال مطلق هدایت کند می بایست خود از مسیر عبودیت به کمال مطلق و ربوبیت و خلافت رسیده باشد.
    به سخن دیگر، ولایت ظاهری و خلافت دنیوی زمانی مجاز می شود که شخص به ولایت باطنی و خلافت الهی و شرعی دست یافته باشد که تنها راه آن نیز از طریق عبودیت محض الهی، شدنی است.
    خداوند در آیه 105 سوره انبیاء، خلافت و حکومت را از آن صالحانی می داند که در مقام عبودیت نشسته اند و از مقام عبودیت ربوبی بر هستی، مجاز به حکم رانی می باشند.
    از نظر قرآن کسانی که به این خصلت و خصوصیات درونی دست یافته اند در مقام عمل و زندگی خویش نیز می بایست آن را مظهریت بخشند تا بتوانند در جامعه به عنوان حاکم صالح شناخته و معرفی شوند. این گونه است که به دو دسته از رفتارهای اجتماعی آن ها توجه خاص شده است.
    خصوصیت حاکم صالح
    حاکم صالح، انسانی با اعمال صالح و کارهای نیک در جامعه است و مردم وی را به این عنوان می شناسند. (نور آیه 55) همواره به وظایف و مسئولیت های مالی خود عمل می کند و زکات مال خویش را به موقع می پردازد. (مائده آیه 55) نماز را به موقع برپا می دارد و مردم را بدان می خواند (همان) اهل احسان و نیکوکاری است و گذشت و عفو از خطا و گناه و اشتباهات دیگری را اصل زندگی خویش می داند (یوسف آیه 56) اهل عدالت است و جز به حق و عدالت حکم نمی کند (ص آیه 26) با هواهای نفسانی خویش مبارزه می کند (همان) و از ظلم و ستم و بی عدالتی اجتناب و پرهیز دارد (یوسف آیات 78 و 79) اهل استبداد نیست (آل عمران آیه 159) بلکه در همه امور به مشورت با دیگران و بهره گیری از عقل دیگران اقدام می کند (همان) با این همه هرگاه به مطلبی پس از مشورت، علم و یقین کرد و یا اطمینان یافت با قاطعیت و جزم حکم می کند و اجازه نمی دهد که فرمان وی روی زمین بماند و کسانی با کارشکنی، امور را مختل سازند و کارها را از پیشرفت باز دارند. (همان)
    برخورداری از توان لازم جسمی امری است که باید حتما در حاکم مورد توجه قرار گیرد. (بقره آیات 246 و 247) زیرا مسئولیت حکومت مسئولیت خطیر و سختی است که تن ها را به فرسایش می برد و جان را خسته می سازد. بنابراین انتخاب کسانی که از قدرت بدنی برخوردار می باشند موجب می شود تا شخص از تحرک بیش تر برخوردار باشد و در مجامع عمومی و خصوصی بیش تر حضور یابد و امکان دسترسی آسان به او برای مردم فراهم گردد. (یوسف آیات 56 و 58) اما اگر پیر و فرتوت باشد و توانایی حضور در مجامع را نداشته باشد و تن رنجورش اجازه فعالیت بیش از حد معمول ندهد چنین شخصی نمی تواند مدیریت حکومت را در اختیار گیرد.
    با توجه به شرایط زمان و مقتضیات هر عصر و مکان، می بایست کسانی انتخاب شوند که دارای علم همان زمانه باشند و در امور علمی کم نیاورند. خداوند با آوردن واژه العلم یعنی مصدر با لام از مردم می خواهد تا در انتخاب کارگزار حکومتی و رهبر جامعه، کسانی که از مطلق علم برخوردار می باشند استفاده شود. به این معنا که از علوم زمان خود برخوردار بوده و در تحلیل برنامه ها و فهم موضوعات و مسایل جامعه کم نیاورد. (بقره آیات 246 و 247) این گونه است که علم خاص حتی برای شرایط خاص نیز مطلوب بوده و مورد تاکید و گزارش قرآن قرار گرفته تا این مفهوم به خوبی جا افتد که نقش علم در مدیریت سیاسی جامعه تا چه اندازه مهم و اساسی است. (یوسف آیه 55)
    انتخاب اصلح و برتر
    هرچند که خصوصیات پیش گفته را نمی توان جز در معصوم (ع) یا تالی تلو ایشان و کسانی که دراین مرز و مقام حضور دارند یافت، با این همه برای انتخاب هرکسی در این مقام می بایست دقت کافی شود تا دست کم انسانی بیشترین موارد از خصوصیات و ویژگی های پیش گفته را دارا باشد.
    براین اساس هرکسی که بیش ترین و بهترین خصوصیات را دارا است می بایست مورد انتخاب مردم قرار گیرد و به دور از هیاهوی سیاسی و نفوذ اشراف و صاحبان قدرت و مکنت، مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به بخش اعظم جامعه توجه داشته باشد.
    برخی از صاحبان قدرت و اشراف جامعه همواره می کوشند تا اشخاصی را درنظر گیرند که بتوانند به خواسته های آنان توجه کرده و آنان را به مال و ثروت بیش تر و قدرت افزون تر برساند. این گونه است که در زمان انتخاب حضرت طالوت(ع) کسانی از اهل قدرت و مکنت می کوشیدند کسان دیگری را مطرح و معرفی کنند و با هیاهو و جنجال تبلیغاتی و بهره گیری از نفوذ اجتماعی تلاش می کردند تا افکار سازی کرده و مردم را به سوی منتخب خویش سوق دهند. خداوند در آیات 246 و 247 سوره بقره این موضوع را مورد توجه و تحلیل قرار داده و توصیه های خاصی را ارایه می دهد.
    در حقیقت جابه جایی قدرت با بهره گیری از ابزارهای مختلف حتی قدرت نرم و یا انقلاب نرم از ویژگی هایی است که اشراف و صاحبان قدرت و نفوذ و مکنت درپیش می گیرند که تنها حضور مردم و هوشیاری و بیداری آنان می تواند جلوی این حرکت های خزنده و ضدمردمی را بگیرد. باشد با هوشیاری و بیداری، کسانی را برگزینیم که بیش ترین نزدیکی را به خصوصیات پیش گفته در آیات قرآن داشته باشد و مسئولیت دولت را به اهلش بسپاریم تا این گونه از عنوان دولت جائر و طاغوت و باطل رهایی یابیم؛ زیرا تجربه تاریخی دولت در اسلام نشان داده است که دولت های به ظاهر اسلامی و در حقیقت طاغوتی و باطل چگونه مردم را از مسیر اصلی خارج می سازند و به سوی بدبختی و شقاوت دنیا و آخرت سوق می دهند.و السلام



    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود