جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دل شکسته بازم شاید دلش بشکنه برام دعا کنی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین دل شکسته بازم شاید دلش بشکنه برام دعا کنی




    سلام یک سلام دل شکسته ای به همهی اونایی که دلشون رو شکوندن
    یک سلام تنهایی به اونایی که خیلی تنهان
    یک سلامی به اونایی که خیلی با مرام ومعرفتن
    یک سلام به دل شکسته ی خودم
    من دلم رو خیلیا شکوندن اونایی که حتی فکر کردنش برام گناه بحساب میاد
    از دوستام از پدرم از یک نفر که توی زندگیم قدم گذاشت و رفت یک بار توی زندگیم به اجبار خانواده ام عاشق شدم اونم عاشق دختر خالم به اجبار مادرم وخواهر وبرادرم
    اونا می گفتن که تو باید با این ازدواج کنی هم مومن هم دختر خوب نجیب زیبا درس خونده
    منم قبول کردم خانواده ام رفتن خاستگاری دیگه راستی راستی خودمم خود به خود عاشق شدم بگو عاشق کسی که دوستش نداشتی عاشق کسی که با اجبار پدر و مادرت بود
    اونا برای من تصمیم گیری کرده بودن باشه اشکال نداره با این که خودم هم اون رومی خواستم دیگه خانواده ام رفت خواستگاری جواب بله رو هم گرفتن اما روزی که خودم رفتم خاستگاری دختره قرار بود با هم صحبت کنیم
    اول که اصلا راضی نبود با من حرف بزنه وقتی هم که راضی شد اومد حرفزد یک چیزایی بهم گفت که اگر یک سنگ هم بغل دستون باشه برام به گریه می افتاد یک بچه ی 16 ساله که از زندگی چیزی نمی دونست رو چه جوری به بازی گرفتن اون فقط منو بازی داده بود اونم یک بازی بچه گانه وقتی بهم گفت نه دنیا روسرم خراب شد از طرفی دیگه نمی تونستم توی روی برادر خواهر پدر ومادرم نگاه کنم واز طرفی هم شرمنده ی دلم بودم این بازی رو اونا به راه انداخته بودن و دل من رو بیشتر شکوندن
    از کسایی پرسیدم گفتن دخترا باید ناز کنن الان داره ناز می کنه دختر که راست راست نمیاد توی چشات زل بزنه و بگه تو رو می خواد
    اون باید ناز کنهبازم توی دلم امید وار شدم دیگه حالو هوای دیگه ای پیدا کردم بازم کم نیاووردم بیشتر از قبل عاشقش شدم
    دیگه گذشت چقدر شب هایی که به گوشیش پیام دادم اما دریغ از یک جواب
    روز سال تحویل 88 خونه ی ما بودن گفتم بخاطر من اومدن اونا که هیچ موقع از سال خونه ی ما نمی یو مدن بخاطر من اومدن یعنی جواب مثبت
    خدا کنه انشالله هیچ کس به جریان زتدگی من دچار نشه
    نگو اونا اومده بودن بگن ما تورو نمی خوایم دختره جلوی من زد زیر گریه گفت من تو رو نمی خوام شما پول دار نیستید اصلا خانواده ی شما با خانوادهی ما بهم نمی خوره دیگه اشک توی چشمام جمع شد بغض گلوم رو فشرد اروم اشکام جاری شدمن نمی دونم چرا اون که به خانواده ام گفته بود من امید رو می خوام من امید رو دوست دارم اما نمی دونم چرا به خودم گفت نه باشه اشکال نداره دلم رو شکون اون من رو به بازی گرفت خدا کنه یکی این بلایی رو که اون به سر من اورد حالا خدا به سرش بیاره
    حالا هم که چند ماهی ازین موضوع می گذره خانواده اش پشیمن شدن از دهن بعضیا هم فهمیدم که دختره پشیمون
    یک بار به خود کشی دست زدم اما خدا نخواست بمیرم
    اون من رو به بازی گرفت وقتی به گوشیش پیام می دادم پیام رو به همه نشون می داد با دختر داییهاش وبقیه می نشستن و من رو مسخره می گردن به امام رضا
    باش ما هم خدایی داریم تصمیم گرفتم با کسی ازدواج کنم که من رو بخاطر خودم بخواد نه به خاطر مال ومنال
    الانم اون رو پیدا کردم اما این برادر لعنتی ومادرعزیزم مخالفت می کنن ونمی زارن که من به عشقم برسم نمی دونم چرا با خواهر شوهر خواهرم همدیگر رو دوست داریم وهم دیگر رو می خوایم اگر برادر و مادرم راضی به ازدواج من و خواهر شوهر خواهرم نشدن یا خودم رو می کشم به امام رضا یا با اون فرار می کنیم شما بگید ما چی کار کنیم. ما همدیگر رو می خوایم هر ساعت بههم زنگ می زنیم
    یک لحظه اگر صداش رو نشنوم می میرم
    ما همدیگر رو دوست داریم حالا شما بگید ما چی کار کنیم تازه خانواده ی اونا هم شاید با ازدواج ما مخالف باشن برام دعا کنید وگر نه من می میرم برام دعا کنید عزیزانم من دلم شکسته یک بار اگر بازم بشکنه میمیرم ترا خدا کمکم کنید التماس دعا از ته دلتون برامون دعا کنید


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    514
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط امیدنبی زاده نمایش پست
    سلام یک سلام دل شکسته ای به همهی اونایی که دلشون رو شکوندن
    یک سلام تنهایی به اونایی که خیلی تنهان
    یک سلامی به اونایی که خیلی با مرام ومعرفتن
    یک سلام به دل شکسته ی خودم
    من دلم رو خیلیا شکوندن اونایی که حتی فکر کردنش برام گناه بحساب میاد
    از دوستام از پدرم از یک نفر که توی زندگیم قدم گذاشت و رفت یک بار توی زندگیم به اجبار خانواده ام عاشق شدم اونم عاشق دختر خالم به اجبار مادرم وخواهر وبرادرم
    اونا می گفتن که تو باید با این ازدواج کنی هم مومن هم دختر خوب نجیب زیبا درس خونده
    منم قبول کردم خانواده ام رفتن خاستگاری دیگه راستی راستی خودمم خود به خود عاشق شدم بگو عاشق کسی که دوستش نداشتی عاشق کسی که با اجبار پدر و مادرت بود
    اونا برای من تصمیم گیری کرده بودن باشه اشکال نداره با این که خودم هم اون رومی خواستم دیگه خانواده ام رفت خواستگاری جواب بله رو هم گرفتن اما روزی که خودم رفتم خاستگاری دختره قرار بود با هم صحبت کنیم
    اول که اصلا راضی نبود با من حرف بزنه وقتی هم که راضی شد اومد حرفزد یک چیزایی بهم گفت که اگر یک سنگ هم بغل دستون باشه برام به گریه می افتاد یک بچه ی 16 ساله که از زندگی چیزی نمی دونست رو چه جوری به بازی گرفتن اون فقط منو بازی داده بود اونم یک بازی بچه گانه وقتی بهم گفت نه دنیا روسرم خراب شد از طرفی دیگه نمی تونستم توی روی برادر خواهر پدر ومادرم نگاه کنم واز طرفی هم شرمنده ی دلم بودم این بازی رو اونا به راه انداخته بودن و دل من رو بیشتر شکوندن
    از کسایی پرسیدم گفتن دخترا باید ناز کنن الان داره ناز می کنه دختر که راست راست نمیاد توی چشات زل بزنه و بگه تو رو می خواد
    اون باید ناز کنهبازم توی دلم امید وار شدم دیگه حالو هوای دیگه ای پیدا کردم بازم کم نیاووردم بیشتر از قبل عاشقش شدم
    دیگه گذشت چقدر شب هایی که به گوشیش پیام دادم اما دریغ از یک جواب
    روز سال تحویل 88 خونه ی ما بودن گفتم بخاطر من اومدن اونا که هیچ موقع از سال خونه ی ما نمی یو مدن بخاطر من اومدن یعنی جواب مثبت
    خدا کنه انشالله هیچ کس به جریان زتدگی من دچار نشه
    نگو اونا اومده بودن بگن ما تورو نمی خوایم دختره جلوی من زد زیر گریه گفت من تو رو نمی خوام شما پول دار نیستید اصلا خانواده ی شما با خانوادهی ما بهم نمی خوره دیگه اشک توی چشمام جمع شد بغض گلوم رو فشرد اروم اشکام جاری شدمن نمی دونم چرا اون که به خانواده ام گفته بود من امید رو می خوام من امید رو دوست دارم اما نمی دونم چرا به خودم گفت نه باشه اشکال نداره دلم رو شکون اون من رو به بازی گرفت خدا کنه یکی این بلایی رو که اون به سر من اورد حالا خدا به سرش بیاره
    حالا هم که چند ماهی ازین موضوع می گذره خانواده اش پشیمن شدن از دهن بعضیا هم فهمیدم که دختره پشیمون
    یک بار به خود کشی دست زدم اما خدا نخواست بمیرم
    اون من رو به بازی گرفت وقتی به گوشیش پیام می دادم پیام رو به همه نشون می داد با دختر داییهاش وبقیه می نشستن و من رو مسخره می گردن به امام رضا
    باش ما هم خدایی داریم تصمیم گرفتم با کسی ازدواج کنم که من رو بخاطر خودم بخواد نه به خاطر مال ومنال
    الانم اون رو پیدا کردم اما این برادر لعنتی ومادرعزیزم مخالفت می کنن ونمی زارن که من به عشقم برسم نمی دونم چرا با خواهر شوهر خواهرم همدیگر رو دوست داریم وهم دیگر رو می خوایم اگر برادر و مادرم راضی به ازدواج من و خواهر شوهر خواهرم نشدن یا خودم رو می کشم به امام رضا یا با اون فرار می کنیم شما بگید ما چی کار کنیم. ما همدیگر رو می خوایم هر ساعت بههم زنگ می زنیم
    یک لحظه اگر صداش رو نشنوم می میرم
    ما همدیگر رو دوست داریم حالا شما بگید ما چی کار کنیم تازه خانواده ی اونا هم شاید با ازدواج ما مخالف باشن برام دعا کنید وگر نه من می میرم برام دعا کنید عزیزانم من دلم شکسته یک بار اگر بازم بشکنه میمیرم ترا خدا کمکم کنید التماس دعا از ته دلتون برامون دعا کنید
    اولا آدم باید ظرفیت عاشق شدن را داشته باشه در ثانی آدم ممکنه عاشق خیلیها باشه ولی بهم نرسن ودر هر صورت عشق بین شما اگه عشق کاملی باشه وواقعا همدیگه رو میخواید به خدا توکل کن شرط اصلی رضایت قلبی هردو ی شماست
    تو خانواده ی دختر رضایت پدر اون هم به لحاظ احترام و هم از لحاظ قانونی شرطه ودر خانواده ی شما رضایت کسی شرط نیست رضایت خودت اصله ولی اگه بازم مشکلی به وجود اومد قانون راه را برای ازدواج شما باز گذاشته
    ویرایش توسط محمدحسین بخشی : ۱۳۸۸/۰۳/۲۸ در ساعت ۲۳:۲۱
    بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
    http://mhb90.blogfa.com/


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    سلام بر شما
    سعی کنید قبل ازدواج عاقل باشید و بعد از ازدواج عاشق
    بسیاری از مشکلات خانواده ها بخاطر همین هست که قبل ازدواج عاشق شدند و بعد از ازدواج عاقل شدند!
    عشق قبل از ازدواج چشم عقل را کور میکند و مانع تصمیم صحیح و درک مناسب از شرایط میشود
    و عاقل شدن بعد از ازدواج فقط احساس پشیمانی ایجاد میکند
    (البته در غالب موارد ونه همیشه)

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین تنها مانده ام تنهای تنها




    ذلم گرفته از ادمایی که می گن دوستت دارم اما معنیشو نمی دونن
    حاج نبی....
    مهدی فاطمه دلم برایت تنگ است

  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود