جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استعاره از دیدگاه زبان شناسی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب استعاره از دیدگاه زبان شناسی




    استعاره از دیدگاه زبان شناسی

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب 1. تعاریف و پیشینه




    برای نخستین بار ارسطو در کتاب (( فن شعر)) خود به معرفی استعاره پرداخته است:
    (( استعاره انتقال دادن اسمی بیگانه است)) او چهار نوع استعاره را بر مبنای جهت انتقال باز می شناسد.
    1) انتقال از جنس به نوع؛
    2) انتقال از نوع به جنس؛
    3) انتقال از نوع به نوع؛
    4) انتقال بر حسب قیاس( تناسب)،
    مفهوم جدید استعاره صرفا با نوع چهارم انتقال ارسطو مطابقت دارد.
    سیسرون استعاره را صورت مختصر شده ی تشبیهی می داند که در قالب یک واژه بیان می گردد. از دیدگاه کویین تیلیان نیز استعاره، صورت کوتاه شده ی تشبیه است: او رده بندی دیگری مبتنی بر جهت انتقال از استعاره ارائه می دهد؛
    1) از جاندار به جاندار
    2) از بی جان به بی جان
    3) از جاندار به بی جان
    4) از بی جان به جاندار ( تشخیص)
    استعاره در میان منطقیون، کلامی غیر حقیقی تلقی شده است که اعتبار گزاره ای ندارد.
    به اعتقاد نیچه، شناخت تنها نوعی فعالیت در قالب دلخواه ترین استعاره است. او استعاره را در کنار دروغ قرار می دهد و حقیقت را مجموعه ای متحرک از استعاره ها ، مجازها و انسان گرایی ها می داند.
    در قرن 20 نیز کماکان بسیاری از فیلسوفان زبان مانند ویتگنشتاین، بلک و کینتس استعاره را نمونه ای از عملکرد کذب در زبان معرفی کرده اند.
    اما در این میان از قرن 18 به بعد جنبشی فکری بت هدف ارزشمند شمردن استعاره به همت ج. ویکو در ایتالیا آغاز شد. از نظر ویکو استعاره در زبان های جدید، میراث بازمانده از زبان شعری اولیه است و نیاز به مراقبت دارد. از آن پس، اندیشمندانی چون روسو، هامان ، هر در، گوته و ژان پل همگی جایگاه ویژه ای برای استعاره در سیر تکوین زبان قائل اند.
    از میان اندیشمندان مسلمان نیز جا حظ (225 ه.ق) استعاره را نامیدن چیزی می داند به جز با نام اصلی اش. از نظر ابن اثیر، استعاره عبارت است از انتقال معنی از لفظی به لفظ دیگر.
    به نظر می رسد دقیق ترین پژوهش در زمینه ی استعاره را بتوان به عبدالقاهر جرجانی متوفی (474 ه.ق) نسبت داد. وی در اسرار البلاغه به این نکته اشاره می کند که در ساخت استعاره، نام اصلی شی از آن جدا می شود و نام دومی جایگزین آن می شود... ( صفوی، 1377، صص 294-292)
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۸/۰۴/۰۶ در ساعت ۰۹:۰۰

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب 2. توصیف استعاره




    در علم بیان، توصیف استعاره در کنار مجاز و تشبیه صورت می گیرد. مجاز را کاربرد واژه ای در غیر معنی اصلی اش معرفی می کنند. در شکل گیری مجاز، میان معنی اصلی و مجازی، رابطه ای وجود دارد که ((علاقه)) نامیده می شود. اقسام مجاز با توجه به انواع علاقه شکل می گیرد و استعاره نیز مجازی است که با توجه به علاقه ی شباهت شکل می گیرد. بنابراین، استعاره زیر مجموعه و نمونه ای از مجاز است. رابطه ی بین مجاز با استعاره، رابطه ی بین نمایه و تصویر است. استعاره یک نشانه ی تصویری است و تاثیر آن نیز به واسطه ی ویژگی های واقعی است که با آن چه جای گزینش می شود، در اشتراک دارد. مجاز یک نشانه ی نمایه ای است و به این علت تاثیر گذار است چون یک رابطه ی طبیعی – زمانی یا مکانی – با آن چه جای گزینش شده ، دارد. چون تصاویر و نمایه ها همواره به وضوح متمایز و متفاوت نیستند، پس استعاره و مجاز نیز همواره دقیقا متمایز از یکدیگر نیستند( هادسن ، 2000، ص 366).
    از سوی دیگر، استعاره عالی ترین نوع تشبیه به شمار می آید و آن در شرایطی است که از ارکان تشبیه ، یعنی مشبه، مشبه به ، ادات تشبیه و وجه شبه تنها مشبه به به کار می رود.
    از این جهت نیز استعاره نوعی تشبیه است که مستلزم تلاش ذهنی بیش تر برای کشف ارکان تشبیه است.
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۸/۰۴/۰۸ در ساعت ۰۹:۲۳

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب 3. توصیف زبان شناختی استعاره




    از منظر علم زبان شناسی، فرایند شکل گیری استعاره را می توان از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داد:
    1) با توجه به محور هم نشینی و جانشینی
    2) با توجه به نشاندار التزامی
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۸/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۸:۲۴

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب 1-3. محور هم نشینی و محور جانشینی





    فردیناند دو سوسور (1913-1957م) ، زبان شناس سوئیسی و بنیانگذار زبان شناسی جدید، به سبب تمایزهای دو گانه اش مشهور است. یکی از این تمایزها، تمایز بین محور هم نشینی و محور جانشینی است.
    رابطه ی هم نشینی دلالت دارد بر رابطه ی نشانه ها و عناصر موجود در پیام با یکدیگر و رابطه ی جانشینی بر اساس روابط اجزای غایب از زنجیره ی گفتار، که می توانند با عناصر حاضر جایگزین شوند، دلالت دارد.
    نشانه های جانشین را، به سبب تقابلی که با عناصر حاضر در زنجیره ی پیام دارند، نشانه های متداعی نیز می نامند. ( لپسکی ، 1972، ص 50)
    زبان شناسان با استفاده از تمایز میان محور هم نشینی و محور جانشینی به تحلیل و بررسی استعاره می پردازند.
    نظر به این که (مَجاز) را استعمال لفظ در معنی غیر حقیقی اش معرفی کرده اند و رابطه ی معنایی میان معنی حقیقی و مجازی را (علاقه) نامیده اند، از نظر معنی شناسی مجاز، بر حسب افزایش مفهوم واحد های محذوف در واحدی غیر محذوف ، تحقق می یابد. در چنین شرایطی، واحد یا واحدهایی کاهش معنایی می یابند و مفهومشان به واحد مجاز انتقال می یابد. این کاهش معنایی می تواند به حدی برسد که سبب حشو در وقوع برخی از واحد ها شود و به حذف آنها بیانجامد. در عوض، واحدی که با افزایش معنایی مواجه شده، در مفهومی به کار می رود که مفهوم واحد یا واحد های محذوف را نیز شامل است.
    بنابراین، مجاز آرایه ای است که در اثر انتقال معنایی ( کاهش و افزایش) در روی محور هم نشینی و عناصر حاضر در زنجیره ی پیام اتفاق می افتد و نه تنها در زبان ادبی بلکه در زبان خودکار، یعنی همین زبان روزمره و متداول برای ایجاد ارتباط میان اهل زبان نیز کاربرد فراوان دارد و به همین دلیل مجاز را نمی توان صرفا صنعتی ادبی دانست.
    خشم (مردم) ایران را نباید نادیده گرفت.
    (هوای) اتاق خیلی سرده . (شیر) آب را ببند. رفتیم شمال (ایران).

    اما استعاره به دلیل انتخاب واحدی به جای واحد دیگر از روی محور جانشینی رخ می دهد و واحد انتخاب شده در مفهوم واحد از پیش موجود، کاربرد پیدا می کند.
    گفتیم استعاره نوعی تشبیه است که همه ی ارکان آن غیر مشبه به خذف شده باشند:
    هوشنگ مثل کنه سمج است.
    در این تشبیه اگر ((مثل)) ، ((سمج بودن)) و ((هوشنگ)) را حذف کنیم و فقط ((کنه)) را نگاه داریم و این واژه را در جمله ی زیر به کار ببریم،((کنه)) به جای ((هوشنگ)) انتخاب می شود و این انتخاب بر حسب تشابهی صورت می گیرد که میان ((هوشنگ)) و ((کنه)) در نظر گرفته شده است؛ یعنی ((سمج بودن)).
    کنه را هم برای مهمانی دعوت کرده ای؟
    به تدریج ((کنه)) می تواند از روی محور جانشینی به جای ((آدم سمج)) انتخاب شود و کاربرد عام یابد. این همان وضعیتی است که برای ((آچار فرانسه)) به جای ((آدم همه کاره)) یا ((آنتن)) به جای ((آدم خبرچین)) نیز اتفاق افتاده است. در چنین شرایطی ، یک نشانه ی زبانی به جای نشانه ی دیگر به کار می رود و بازی نشانه ها تحقق می یابد. چنان که ملاحظه گردید این بازی نشانه های زبان مبتنی بر جانشینی معنایی از روی محور جانشینی است.


  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب توصیف استعاره از دیدگاه نشانداری التزامی




    مسئله ی نشانداری (markedness) یکی دیگر از روابط مفهومی است که برای نخستین بار در مکتب واج شناسی پراگ و بحث درباره ی توزیع واج ها مطرح شد و به تدریج در دیگر سطوح زبان ، از جمله معنی شناسی نیز مورد بررسی قرار گرفت.
    به اعتقاد پالمر (1374) هر گاه در میان دو واژه ی متقابل، یکی از آن ها برای پرسش و صحبت درباره ی مفهوم هر دو واژه به کار رود، واژه ی مذکور بی نشان
    (un marked) و دیگری نسبت به آن نشاندار (marked) به حساب می آید. در چنین شرایطی ، می توان نشان (mark) را چیزی شبیه به شرایط لازم و کافی تشخیص مفهوم یک واژه در نظر گرفت؛ یا به عبارت ساده تر، چیزی شبیه به مشخصه های ممیز (distinctive features) واج ها.
    برای نمونه واج در زبان فارسی دارای مشخصه های واجی }+ انسدادی}، {+دندانی} و {- واک} است و به کمک این سه مشخصه یا نشان ، از سایر واج های نظام آوایی زبان فارسی متمایز می گردد. به قیاس با این مشخصه ها ، می توان مدعی شد که مثلا مفهوم واژه ی ((مرد)) به کمک نشان های {+ انسان} ، { + بالغ} و { + مذکر} تعیین می شود (پالمر، 1374، ص 149-147)
    صفوی از پنج گونه نشانداری اسم می برد:
    1) نشانداری صوری؛
    2) نشانداری توزیعی؛
    3) نشانداری معنایی،
    4) نشانداری موقعیتی ،
    5) نشانداری التزامی . (صفوی ، 1383، صص 124-123).
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۰:۲۷

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود